اگر فایل یا کتابی رو که میخواهید توی سایت نیست روی " پیشنهاد فایل " کلیک کنید.
خرید و دانلود فایل پاورپوینت کامل مسائل جدید کلامی در سده اخیر
224,700 تومان قیمت اصلی 224,700 تومان بود.109,200 تومانقیمت فعلی 109,200 تومان است.
تعداد فروش: 58
فرمت فایل پاورپوینت
پاورپوینت فایل پاورپوینت کامل مسائل جدید کلامی در سده اخیر؛ ابزاری کارآمد برای ارائههای برجسته
آیا به دنبال ارائهای بینقص هستید؟ فایل فایل پاورپوینت کامل مسائل جدید کلامی در سده اخیر با 71 اسلاید با طراحی حرفهای آماده است تا در جلسات شما را به بهترین شکل ممکن معرفی کند.
ویژگیهای بارز فایل فایل پاورپوینت کامل مسائل جدید کلامی در سده اخیر:
- گرافیک شگفتانگیز: طراحی دقیق و متناسب با استانداردهای روز برای جذب توجه مخاطب.
- استفاده ساده: فایل فایل پاورپوینت کامل مسائل جدید کلامی در سده اخیر به گونهای طراحی شده که نیاز به تغییرات پیچیده نداشته باشد؛ کافی است آن را بارگذاری و ارائه دهید.
- کیفیت حرفهای: تمامی اسلایدها با وضوح بالا و استانداردهای نمایش در پاورپوینت طراحی شدهاند.
طراحی بدون نقص: فایل فایل پاورپوینت کامل مسائل جدید کلامی در سده اخیر با دقت بالا و بدون ایراد گرافیکی یا ناهماهنگی در طراحی آماده شده است.
توجه: نسخههای غیررسمی ممکن است مشکلاتی در نمایش یا کیفیت داشته باشند. تنها نسخه رسمی فایل فایل پاورپوینت کامل مسائل جدید کلامی در سده اخیر تضمینشده است.
بخشی از متن فایل پاورپوینت کامل مسائل جدید کلامی در سده اخیر :
سخنرانی استاد محترم جناب آقای دکتر غلامعلی حداد عادل در مؤسسه تعلیماتی و تحقیقاتی امام صادق علیه السلام (۱۲/۱۰/۱۳۷۴)
آیا کلام جدید وجود دارد؟
از آنجا که شرکت کنندگان محترم در این مجلس علمی، طلاب رشته تخصصی علم کلام در حوزه علمیه قم اند، موضوع سخن را «وجود یا عدم علم کلام جدید» انتخاب کردم. بر این اساس، ناچاریم مروری به فایل پاورپوینت کامل مسائل جدید کلامی در سده اخیر که به گونه ای وارد فضای تفکر دینی ما شده است، داشته باشیم. سخن ما در این باب تنها تذکار و جلب توجه است نه استقراء تام، و روش ما در طرح مطالب متابعت از یک سیر تاریخی است. اهل علم و حوزه های دینی در یک صد سال اخیر در دوره های متفاوت با پرسش های مختلفی روبه رو بوده اند. اینک با مرور بر آن مسائل، آنها را به طور اختصار دسته بندی می کنیم. پیشاپیش متذکر می شویم که تکیه و تاکید ما اولا بر اهم مسائل است نه بر همه مسائل و ثانیا به موضوعاتی اشاره می کنیم که در محافل دینی نسبتاعمومیت داشته و منحصر به بخشهای خاصی نبوده است. علاوه بر این مسائل و مناقشاتی را که از قبل نیز موجود بوده و سابقه دیرینه داشته، و در عصر ما با ابزارهای جدید تبلیغ و روشهای تازه ای مجهز شده است، از دایره بحث خارج می شود.
مسئله سازگاری و ناسازگاری اسلام و علم در عصر مشروطیت
مشروطیت را مبدا این سیر تاریخی قرار می دهیم از آن جهت که با مشروطیت دولت به معنای جدید اروپایی در ایران مستقر می شود و می توان انقلاب مشروطیت را مفصلی دانست که تاریخ ایران حول آن ورق می خورد. سؤال این است که در دوره مشروطیت کدامین مسئله، مدافعان دین را به پاسخگویی وا می داشت و نگرانی مهم و عمده ای که علمای دین را به دفع و رفع خود فرا می خواند چه بود؟
مهمترین مسئله آن عصر برای شرقیان، پیشرفت صنعتی و تمدنی اروپا و عقب ماندگی مسلمانان بوده است. در آن زمان اختلاف از حیث سطح تمدن و علوم تجربی و ریاضی به اندازه ای زیاد بوده که افکار و عقول در مقابل آن به حیرت می افتاده است.
مراجعه به سفرنامه هایی که در آن دوره نوشته شده نشان می دهد که محیط آشفته و بی نظم، و خان گزیده دوران قاجار ایران با آن عقب ماندگیها و بیماریها و ظلمها و سختی ها، با محیطی چون پاریس و لندن به هیچ وجه قابل مقایسه نبوده است. جامعه ایران، خود را باخته بود و در این میان، تیر اتهام به سمت اسلام روانه بود که اسلام و مسلمانی مایه عقب ماندگی است و پیشرفت صنعتی اروپایی ها ناشی از پیشرفت علمی آنهاست و عقب ماندگی علمی جامعه اسلامی حاکی از ناسازگاری اسلام با علم است.
در چنین عصری، متفکرانی مانند سید جمال الدین اسد آبادی به پاسخگویی این مسائل می پرداختند. سید جمال در رساله «نیچریه » به «ارنست رنان » متفکر و فیلسوف و استاد دانشگاه فرانسوی که در سخنرانی خود تحت عنوان: «اسلام و علم » مدعی ناسازگاری تفکر اسلامی با علم شده بود، پاسخ می داد. متفکران و نویسندگان دیگری هم مانند: میرزا فتحعلی آخوند زاده و دیگران بودند که عقیده داشتند برای نجات جامعه ایران از عقب ماندگی، باید از علایق سنتی دست کشید و کسانی هم مانند تقی زاده جوان، توصیه می کردند که باید: از فرق سر تا ناخن پا فرنگی شویم.
مدافعان دین در آن زمان اصلی ترین وظیفه را تبیین سازگاری اسلام و علم می دانستند و در صدد بودند ثابت کنند با اعتقادات اسلامی و جهان بینی اسلامی هم می توان به علوم تجربی پرداخت و در این وادی پیش رفت وبه علم وصنعت نایل شد.
از جمله کسانی که در ایران در فاصله دهه ۲۰ تا ۳۰ و بعد از آن، تلاش کرد تا تعارض میان علم و دین را رفع کند، مهندس بازرگان (۱) است. وی به سبب بهره مندی از علوم جدید مانند ریاضی و فیزیک و شیمی، نقش تاریخی خود را در باب اثبات سازگاری علم و دین ایفا کرد. البته همه حیات فکری بازرگان در همین مسئله سازگاری علم و دین خلاصه نمی شود و او بعدها در برابر نظریات مارکسیستی نیز از اسلام دفاع کرد، اما بارزترین نقش او در معرکه و میدان علم و دین بود.
پاسخگویی به شبهات و القائات مارکسیستی
با گذشت زمان، رقیب دیگری به میدان آمد. مارکسیسم در اروپا ظهور کرد و سوسیالیسم برای اذهان دانشگاهی جاذبه پیدا کرد. انقلاب شوروی به نتیجه رسید و ایران که همسایه شوروی بود تحت تاثیر مستقیم این انقلاب قرار گرفت. مارکسیسم در دوره حکومت ۲۰ ساله رضا خانی از حیث تشکیلاتی قدرتی به هم نرساند. مهمترین تشکل مارکسیستی در دوران رضاخان یک سازماندهی ۵۳ نفره بود که کشف شد و اعضای آن دستگیر و زندانی شدند. گرچه فعالیت مارکسیستها در دوره رضاخان توسعه تشکیلاتی پیدا نکرد ولی در زمان او زمینه هایی فراهم شد که راه را برای گسترش سریع مارکسیسم بعد از شهریور سال ۱۳۲۰ هموار نمود.
در دوران رضاخان دو چیز زمینه گرایش نسل جوان را به شعارهای پرجاذبه کمونیستی فراهم کرد:
۱. مبارزه رضا خان با مذهب وعدم اجازه فعالیت به حوزه های علمیه برای رشد و نمو و نوآوری.
۲، ظلم و بیدادگری رضاخان و حرص و طمع و فشار و دیکتاتوری او که از این حیث او از همه فئودالها و زمین داران بزرگ بیشتر بود. همه اینها، موجب بروز نوعی آمادگی وحساسیت در نسل جوان شد، نسلی که در آن زمان نه از مذهب حرف چندان تازه ای شنیده بود و نه ازحکومت و رژیم سلطنتی دل خوشی داشت. این نسل، بعد از شهریور ۲۰ با شعارهای پرجاذبه نجات زحمتکشان و طبقه کارگر و دهقانان از جانب اردوگاه مارکسیسم و سوسیالیسم مواجه شد.
اینان جوانانی بودند که در جو اختناق رضاخانی با روحانیت آگاه و دلسوز ارتباط چندانی نداشتند و آموزشها و الگوهای تربیتی آن عصر هم نتوانسته بود جاذبه لازم را برای آنان به وجود آورد و از طرف دیگر هم، اهمیت زیاد مسائل اجتماعی در نظر جوانان به اعتبار جوانی وشور و نشاط زمینه جذب آنان به مارکسیسم شد و حزب توده با فعالیت گسترده، قوتی گرفت و در سراسر ایران، حتی در همین قم، فعالیت می کرد.
از خصوصیات این دوره پدید آمدن یک تحدی فلسفی بود. مارکسیسم مدعی یک فلسفه مادی یعنی «ماتریالیسم » بود آن هم از نوع دیالکتیکی آن که تفسیر خاصی از تاریخ عرضه می کرد، بود و این فلسفه را علمی دانست و در حقیقت از اعتبار و آبروی علم سوء استفاده می کرد. اینجا بود که یک کوششی لازم آمد تا از اسلام در مقابل این فلسفه مادی الحادی دفاع کند، قهرمان این دوره، یعنی کسی که بیش از همه بار این وظیفه را بردوش کشیده، مرحوم علامه طباطبائی بود. مرحوم علامه در برابر موج تبلیغات و ادعاهای مارکسیستها با سلاح فلسفه از جبهه اسلامی دفاع کرد و شهید مطهری هم در میدان دفاع از اسلام، کارش را از همین جا آغاز نمود. بارزترین محصول این مبارزه و دفاع، کتاب ارزشمند «اصول فلسفه و روش رئالیسم » است.
مارکسیسم، در کنار مباحث فلسفی، عدالت اجتماعی را هم مطرح کرده بود و در این زمینه از طرف مدافعان دین کوششهای زیادی شد تا از اسلام در مقابل این اتهام که قادر به تامین عدالت اجتماعی نیست، دفاع شود. در چنین فضای فکری بود که بحثهای اقتصاد اسلامی، مالکیت در اسلام، عدالت اجتماعی، مساوات و برابری و حکومت اسلامی مطرح گردید و برای پاسخگویی به سؤالات مختلف در زمینه های مذکور، مطالعه و تبیین مسائل حکومتی و حقوقی در نهج البلاغه نزد جوانان مسلمان رواج یافت و جاذبه ای خاص پیدا کرد. در یک دوره حدود بیست ساله، مرکزثقل مسائل مورد بحث در مجامع علمی و فرهنگی شبهات والقائاتی بود که از ناحیه مارکسیسم، کمونیسم و سوسیالیسم مطرح می شد و حوزه علمیه را به چالش فرا می خواند اما اهمیت مسائل مارکسیستی همیشگی و ابدی نبود، با کودتای ۲۸ مرداد سال ۱۳۳۲ به تدریج تبلیغات مارکسیسم کم رنگ شد و قدرت تشکیلاتی آنان تا حدود زیادی درهم شکست; هرچند افکار و اندیشه اهای آنها، در دانشگاهها و در بعضی از محیطاهای کارگری وروشنفکری همچنان تا سالهای بعد مطرح بود.
علوم انسانی غربی در دهه سی و چهل
جریان فکری دیگری که در دهه سی و چهل یعنی عمدتا در فاصله افول جریان مارکسیستی (سال ۳۲) تا سال ۵۰ در جامعه ما به وجود آمده به اوج رسید به علوم انسانی غربی مربوط می شد. در این سالها دانشکده های علوم انسانی در ایران پا گرفت و رشته ها و عناوین جدیدی تاسیس و مطرح گردید. جامعه شناسی، روانشناسی، روانشناسی اجتماعی، فلسفه تاریخ و انواع علوم انسانی غربی در این زمان توسط دو دسته از روشنفکران در جامعه مطرح شد. دسته اول، عمدتا روشنفکران متمایل به اندیشه غرب سرمایه داری بودند که از نظر حکومت هم آزادی داشتند و موجه بودند. اینان در مشاغلی همچون استادی دانشگاهها، مدیریت مؤسسات فرهنگی و انتشاراتی، ترجمه، نویسندگی، نشر و انتشار کتب و مجلات اشتغال داشتند.
دسته دوم روشنفکران متمایل به مارکسیسم و کمونیسم بودند که اندیشه های مبتنی بر مارکسیسم را در حوزه علوم انسانی به طرق مختلف، آشکار و پنهان، در قالبهای گوناگون مطرح می کردند. دهه چهل را باید عرصه تکوین و تکون آن دسته از مفاهیم جدید علوم انسانی دانست که عمدتا با مذهب میانه ای نداشت و خود را در شئون مختلف و از جمله در هنر، نمایشنامه، تآتر، سینما، شعر و شعر نو و غیره جلوه گر می ساخت.
از میان اندیشمندان این دوره، کسی که این مفاهیم را به میان جوانان مسلمان آورد و به صورت وسیع مطرح کرد و این سلسله مباحث را به فضاهای دینی کشاند، دکتر شریعتی بود. وی که خود جامعه شناسی را در فرانسه خوانده بود، هم به زبان خارجی مسلط بود و هم با روشنفکران این دوره آشنایی داشت. از این رو، درسهای دکتر شریعتی در حسینیه ارشاد و دانشگاه مشهد و نیز جزوه هایی که نوشته بود، مورد توجه جوانان متدین قرار گرفت و اقشار مختلفی که عاشق مباحث دینی جدید بودند به این مسائل روی آوردند.
در این دوره، که آن را دوران علوم انسانی نام نهادیم، مرحوم مطهری با توجه خاصی به مسائل و مشکلاتی که از این ناحیه برای جامعه اسلامی پیش آمده بود، تلاش و مبارزه کرده است. مبارزه وی در دو جناح بود: یکی در مقابل تفسیرهای از نصوص و معارف دینی که مغایر با دین و برخاسته از علوم انسانی غربی بود و دیگری تفسیرهایی که از تفکرمارکسیستی نشات می گرفت. بعضی از مباحثی که در این دوره مطرح می گردید و مغایر با تعالیم دینی تفسیر می شد عبارتند از: خاستگاه اجتماعی دین و معنای اینکه دین یک نهاد اجتماعی است و اینکه آیا منشا دین جامعه است؟ آیا دین یک منشا صرفا تاریخی اجتماعی دارد یا یک امر قدسی است؟ اگر دین یک امر قدسی است چه نتیجه ای بر اثر برخورد آن با جامعه پدید می آید؟ در چه جایی، امر قدسی از امر اجتماعی جدا می شود؟ و….
شبهاتی که در این دوره مطرح می شد، غالبا معطوف به این بود که جنبه های متعالی انسان را به یکی از جنبه های غیر متعالی او اعم از فردی یا اجتماعی تاویل کند. به عنوان مثال باید گفت:مارکسیسم با دید خاص فلسفی خود، یک نگرش مادی به اجتماع دارد و سعی دارد همه ء جنبه های معنوی و متعالی را به اقتصاد، تولید، روابط تولید، تضاد میان ابزار تولید و روابط تولید برگرداند و می خواهد بگوید که فرهنگ اعم از دینی و غیر دینی روبنای یک زیربنای مادی است و تفسیری هم که از رابطه زیربنا و روبنا ارائه می دهد تفسیر خاص اقتصادی مارکسیستی است. اینجاست که آسمانی بودن انسان مورد انکار قرار می گیرد و نمودهای معنوی از این طریق توجیه می شود.
در جامعه شناسی هم، جنبه های معنوی به شان اجتماعی انسان برمی گردد، در جامعه شناسی دورکهیم، انسان یک موجود اجتماعی است و دین ناشی از اجتماعی بودن انسان است و با همین قول ریشه الهی وقدسی دین زده می شود.
در روانکاوی فروید نیز جنبه متعالی انسان انکار می شود و عقده های سرکوفته در طول تاریخ و تفسیرهای روانکاوانه فرویدی به میان می آیند تا ارزش معنوی انسان در تحلیل های روانشناسی مسخ گردد.
با ترجمه و نشر این نوع افکار بود که آن دسته از روشنفکران ایرانی که با مذهب میانه ای نداشتند و یا در صدد نشر افکار الحادی بودند، به جنگ مذهب می آمدند.
تفکر التقاطی
بعد از به بازار آمدن علوم انسانی غربی، مشکل دیگری ایجاد شد و آن مشکل تفکرالتقاطی بود. خطری که در مقابل عالمان دین و حوزه ها و متفکران دینی قرار گرفت در حقیقت مارکسیسم نقابداری بود که به طور بارز در افکار سازمان مجاهدین خلق انعکاس پیدا نمود. جامعه کنونی ما، نسبت به افکار التقاطی این دسته که باطنا مارکسیست و ظاهرا اسلامی بودند، آشنایی دارد.
ریشه های این جریان خیلی عمیق است ولی نمود آن از لحاظ زمانی از حدود سال ۱۳۵۰ به بعد است.
<
- همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
- ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
- در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.
