خرید و دانلود فایل پاورپوینت کامل حجیت و اعتبار عقل در علم و دین
خرید و دانلود فایل پاورپوینت کامل حجیت و اعتبار عقل در علم و دین قیمت اصلی 224,700 تومان بود.قیمت فعلی 109,200 تومان است.
بازگشت به محصولات
خرید و دانلود فایل پاورپوینت کامل مسائل جدید کلامی در سده اخیر
خرید و دانلود فایل پاورپوینت کامل مسائل جدید کلامی در سده اخیر قیمت اصلی 224,700 تومان بود.قیمت فعلی 109,200 تومان است.
📥 ترافیک اینترنت مصرفی جهت دانلود فایل‌ها در میکی بوک، به‌صورت نیم‌بها می باشد.
فقط اینقدر👇 دیگه زمان داری با تخفیف بخریش
00روز
23ساعت
06دقیقه
09ثانیه

خرید و دانلود فایل پاورپوینت کامل پیدایش شیعه اسماعیلیه(۴)

قیمت اصلی 224,700 تومان بود.قیمت فعلی 109,200 تومان است.

تعداد فروش: 65

فرمت فایل پاورپوینت

1 آیتم فروخته شده در 30 دقیقه
3 نفر در حال مشاهده این محصول هستند!
توضیحات

با پاورپوینت فایل پاورپوینت کامل پیدایش شیعه اسماعیلیه(۴)، ارائه‌ای متفاوت و تأثیرگذار بسازید

دنبال یک ارائه سطح بالا هستید؟ فایل فایل پاورپوینت کامل پیدایش شیعه اسماعیلیه(۴) شامل 63 اسلاید حرفه‌ای و طراحی‌شده با دقت بالا است که شما را در هر جمعی به‌خوبی معرفی خواهد کرد.

دلایل برتری فایل فایل پاورپوینت کامل پیدایش شیعه اسماعیلیه(۴):

  • ظاهر حرفه‌ای و چشم‌نواز: طراحی گرافیکی دقیق، با ترکیب رنگ‌ها و چیدمان مدرن برای جلب توجه مخاطبان.
  • کاربری سریع و بدون دردسر: بدون نیاز به ویرایش اضافی؛ تنها کافیست فایل فایل پاورپوینت کامل پیدایش شیعه اسماعیلیه(۴) را اجرا و ارائه را آغاز کنید.
  • کیفیت فنی بالا: هر اسلاید با وضوح مناسب و ساختار منظم آماده شده تا در انواع نمایشگرها بدون مشکل دیده شود.

عملکرد بی‌نقص: اسلایدها به‌گونه‌ای طراحی شده‌اند که هیچ مشکلی در نمایش، ساختار یا گرافیک وجود نداشته باشد.

یادآوری: در صورت استفاده از نسخه‌های غیررسمی، ممکن است با مشکلات ظاهری یا کیفی روبرو شوید. نسخه اصلی فایل پاورپوینت کامل پیدایش شیعه اسماعیلیه(۴) توسط تیم متخصص طراحی شده و ضمانت کیفیت دارد.

همین حالا پاورپوینت فایل پاورپوینت کامل پیدایش شیعه اسماعیلیه(۴) را دریافت کرده و ارائه‌ای مؤثر و حرفه‌ای داشته باشید.


بخشی از متن فایل پاورپوینت کامل پیدایش شیعه اسماعیلیه(۴) :

تحقیقی جامع در باره میمون قداح و پسرش عبد الله

فرقه های انشعابی و انحرافی برای کسب آبرو و اعتبار نوعا مسلک خود را به امامان و شخصیتهای مورد قبول عامه، نسبت داده و بعضی از آنان را جز رهبران خود به حساب آورده اند در حالی که همان بزرگان در حال حیات خود با آن مسلک انحرافی وپیروان آن به شدت مبارزه می کرده اند.

مثلا فرقه صوفیه برای جلب عوام سلسله ارشاد خود را به امامان و بعضی از بزرگان صحابه نسبت داده اند و برخی از آنان را از مشایخ خود شمرده اند در حالی که نیاکانشان در حال حیات ائمه با آنان معارضه می کردند و به شدت مورد غضب و رد و انکار بودند. فرق اسماعیلیه نیز همین روش را به کار برده و خواسته اند اساس مذهب خود را به یکی از معاریف اصحاب امام جعفر صادق علیه السلام یعنی امامی که در فضل و شرف متفق علیه عامه و خاصه و علاوه بر آن ابوالائمه خود آن فرقه است، استناد و اتکا داده باشند تقریبا مثل صوفیه که بعضی از امامان و اصحاب آنها را به خود نسبت داده اند واین بدترین نوع اختلاس است که دزدان ایمان در هر زمان به آن مرتکب نمی شوند.

از شخصیتهای مهمی که اسماعیلیه از شیعه امامیه به سرقت برده، میمون قداح و پسرش عبد الله می باشد. اسماعیلیه نام این دو تن را در شجره نامه ائمه مستودع خود ذکر کرده اند و آنان را از بزرگترین شخصیتهای مذهب خود به حساب آورده اند و در اکثر نوشته های اهل تسنن و بعد از آنها در نوشته های شرق شناسان نیز این نسبت به میمون و پسرش عبد الله داده شده است. (۱)

طبق نوشته های آنها میمون قداح و پسرش عبد الله از شخصیتهای بزرگ دعوت اسماعیلیه بودند. میمون اصلا از مردم خوزستان بود و شغل کحال و چشم پزشکی داشت و آب مروارید را عمل می کرد و بدان سبب به «قداح » ملقب گشت، ظاهرا وی ایرانی و احتمالا پدرانش زردشتی بودند.

ابن ندیم در کتاب الفهرست از قول عبدالله بن رزام که کتابی در رد اسماعیلیه نوشته مطالبی در باره اسماعیلیه آورده است ولی می گوید که من عهده دار صدق وکذب این گفته ها نیستم، وی می نویسد:

«عبد الله بن میمون قداح ازمردم «قوزح العباس » نزدیک به شهر اهواز بوده، پدرش میمون پیروی خود را از دعوت ابو الخطاب محمد بن ابو زینب در خدا بودن علی علیه السلام آشکار ساخت، میمون و پسرش هر دو از دیصانیان بود و عبد الله مدتها دعوی پیامبری کرد و شعبده کار و نیرنگ باز بود و می گفت: زمین زیر پایم در می پیچد و به هرکجا که خواهم در کوتاهترین زمان می روم و خبر از حوادث و شهرهای دور می داد. وی جیره خوارانی داشت که به او یاری می کردند و کبوترانی با خود داشتند که از جاهای مختلف به اقامتگاهش روانه می نمود و او به اطرافیان خبرهایی را که به دست می آورد، داده و آنان را گمراه می کرد. پس از مدتی به «عسکر مکرم » نقل مکان کرد، سپس از آنجا بگریخت و به بصره رفت و بر گروهی از فرزندان عقیل بن ابی طالب فرود آمد و در آنجا به سختی افتاد وبعد از آن به سلمیه نزدیک حمص گریخت و کشتزارهایی در آنجا بخرید در اینجا مردی به نام «حمدان بن اشعث » ملقب به «قرمط » که برای کوتاهی اندام و پاهایش وی را به آن لقب می خواندند دعوت او را پذیرفت (۲۶۰ه) سپس عبد الله درگذشت و پسرش محمد جانشین او شد». (۲)

در باره تاریخ زندگانی عبدالله بن میمون در میان نویسندگان اهل تسنن و مستشرقان اختلاف زیاد است. بغدادی گوید که: میمون دیصانی معروف به «قداح » غلام جعفر بن محمد صادق و از مردم اهواز بود با محمد بن حسین ملقب به «دندان » در زندان والی عراق آشنا شده با یکدیگر همفکری کرده و کیش باطنیه را بنا نهادند. (۳)

قاضی عبد الجبار گوید: مؤسس مذهب باطنیه عبد الله بن میمون بن دیصان بن سعید غضبان بود که با دندان نامی این مذهب را بنیاد نهادند. (۴)

ذهبی می نویسد: عبد الله بن میمون قداح محدث بود و از موالی جعفر بن محمد و از ثقات او به شمار می رفت. (۵)

ابو المعالی گزارش می دهد که فرقه باطنی به وسیله سه کافر ایجاد شد که یکی از آنها ابن میمون قداح بودکه همراه یکدیگر آیینی را ایجاد کردند و دعوت را سر و سامان دادند آنها ابن میمون را امام اعلام کردند و یک ذریه علوی برای او ساختند. (۶)

رشید الدین پس از این که ابو الخطاب را مؤسس باطنیه می نامد از میمون و پسر او عبدالله در میان داعیان صحبت می دارد که: «هر دو جزو دانشمندان داعیان این فرقه محسوب می شوند». (۷)

جوینی نیز می نویسد: «در میان ایشان داعیان برخاستند که یکی از ایشان میمون قداح بود و پسر او عبد الله بن میمون که او را از علمای بزرگ آن طایفه شمرند». (۸)

خواجه نظام الملک در سیاستنامه می نویسد: «مردی را از شهر اهواز با مبارک (غلام اسماعیل بن جعفر) دوستی بود نام او عبد الله بن میمون قداح. روزی به خلوت نشسته بودند او را گفت این محمد بن اسماعیل با من دوست بود و اسرار خویش با من گفته است مبارک فریفته و حریص بر داشتن آن شد پس عبد الله بن میمون را سوگند داد که آنچه من با تو بگویم تو با هیچ کس نگویی الا با کسی که اهل باشد، سخنان چند بر او عرض کرد، آن گاه از او مفارقت کرد مبارک سوی کوفه شد وعبد الله سوی کوهستان وعراق شد. در این حال اهل شیعه را طلب می کرد و موسی بن جعفر علیمها السلام محبوس بود و مبارک دعوت خویش پنهان می ورزید تا در کوفه پراکنده شد، مردم بعضی از ایشان را مبارکیه خواندند و بعضی قرمطی، وعبد الله میمون در کوهستان عراق به همین مذهب، مردمان را دعوت می کرد، پس خلیفتی خویش به مردی داد نام او خلف. او را گفت به جانب ری رو که آنجا در ری و آبه (آوه) و قم و کاشان و ولایت طبرستان و مازندران همه رافضی باشند و دعوی شیعیت کنند، دعوت ترا اجابت کنند، خود به جانب بصره رفت پس خلف به ری آمد به ناحیت بشابویه(فشافویه) در دیهی که او را کلین خوانند مقام کرد…سپس خلف از آنجا بگریخت به شهر ری و در آنجا بمرد.

پسر وی احمد خلف بر جای پدر بنشست تا از کلین مردی به نام غیاث که آداب نیکو دانست بیامد اورا خلیفه خویش کرد، این غیاث اصول مذهب ایشان را با آیات قرآن و امثال عرب وابیات وحکایات بیاراست و کتابی ساخت که کتاب «البیان » نام کرد; چون بدعت او آشکار شد این غیاث بگریخت و به خراسان رفت چون سال ۲۸۰ هجری درآمد این مذهب آشگار گشت و هم در آن سال در شام مردی پدید آمد که او را صاحب الخال گفتندی بیشتر شام بگرفت این غیاث که از ری گریخته بود به مرو روذ(مرو رود) شد و امیر حسین علی مروزی را کیش خود آورد سپس ابو حاتم رازی پدید آمد، امیر ری احمد بن علی دعوت اورا قبول کرد و باطنی شد…». (۹)

ابو العلاء معری، عبد الله بن میمون القداح را یک نفر باهلی و یکی از شاگردان محترم امام جعفر صادق علیه السلام می نامد او بعدها مرتد گردید، شیعیان علی رغم این مسئله او را به عنوان یک نفر حدیث شناس پذیرفتند و چندین حدیث درباره مرجعیتش قبل از ارتداد نقل نمودند سپس ابو العلاء چند بیت شعر منسوب به او نقل می کند و رد او را از سوی امام جعفر صادق علیه السلام اعلام می دارد. (۱۰)

شهاب الدین بن العمری در تاریخچه خود راجع به دبیری، سوگندنامه اسماعیلی را عرضه می کند که اسماعیلیان بر طبق آن می گفتند: [قسم یاد می کنیم که ] امامت از جعفر بن اسماعیل، رهبر واقعی دعوت رسیده است، من القداح و نخستین داعی را قبول نکرده و ذمش می کنم…». (۱۱)

غیر از این عبارات، اشارات دیگری نیز در این زمینه در آثار ابن خلکان (۱۲) مقریزی (۱۳) سیوطی (۱۴) و دیگران آمده است ولی چیزی که در اینجا قابل توجه است بیانیه بغداد است که در سال ۴۰۲ هجری توسط گروهی از فقهای علوی و دیگران انتشار یافت و دروغ بودن شجره نامه فاطمیان رااعلام داشت و جد آنها را به نام «دیصان بن سعید» نامید که فرقه دیصانیه از نام او گرفته شده است. در این بیانیه سخن ازمیمون و پسرش عبد الله به میان نیامده است و این متن را ابوالفداء (۱۵) و جوینی (۱۷) و دیگران با کمی تفاوت نقل کرده اند. غرض هر کدام از مورخان و نویسندگان اهل تسنن داستان این پدر و پسر را طوری نوشته اند که به افسانه بیشتر شبیه است تا به حقیقت; وتضاد و تناقض نوشته های آنان در این باره قابل حل نمی باشد و رسیدن به یک نتیجه روشن سخت مشکل می باشد.

منابع شیعه اثنی عشری

میمون بن قداح و پسرش عبد الله بن میمون در آثار شیعه اثنی عشری طوری جلوه گر شده اند، که عمر خودشان را در راه تشیع اثنی عشری صرف کرده و هیچ گونه رابطه ای با اسماعیلیان نداشته اند اگر هم در میان اسماعیلیان یک چنین نامهایی وجود داشته، کاملا متفاوت بوده اند و قداح اسماعیلی نیز افسانه ای بیش نبوده که یا به وسیله خود اسماعیلیان و یا توسط بدخواهان آنها جعل شده است; زیرا با ارتباط قداح با نام ائمه معروف و محشور بودن با آنها، بر اعتبار آنان می افزوده است و از منابع شیعه برمی آید که بسیاری از نظریات منابع اهل تسنن درست نیست واقعیات زیر غیر قابل انکار است.

۱. میمون و پسرش از معاصران امام جعفر صادق علیه السلام بودند; یعنی در قرن دوم نه در قرن سوم هجری می زیستند.

۲. آنها دست کم در آغاز زندگیشان به عنوان محدث شیعی معروف بودند و دیصانی، ثنوی ویا چیز دیگر نبودند.

و نیز منابع شیعی تاکید بر عکس بودن میمون و پسرش دارند این مسئله با نظریات منابع اهل تسنن متناقض است که آنها را از اهالی اهواز

  راهنمای خرید:

  • همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
  • ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
  • در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.