خرید و دانلود فایل پاورپوینت کامل مزار شیخ (۱) ابوالقاسم
خرید و دانلود فایل پاورپوینت کامل مزار شیخ (۱) ابوالقاسم قیمت اصلی 224,700 تومان بود.قیمت فعلی 109,200 تومان است.
بازگشت به محصولات
خرید و دانلود فایل پاورپوینت کامل احسن القصص ترجمه سوره مبارکه یوسف از یک نسخه کهن
خرید و دانلود فایل پاورپوینت کامل احسن القصص ترجمه سوره مبارکه یوسف از یک نسخه کهن قیمت اصلی 224,700 تومان بود.قیمت فعلی 109,200 تومان است.
📥 ترافیک اینترنت مصرفی جهت دانلود فایل‌ها در میکی بوک، به‌صورت نیم‌بها می باشد.
فقط اینقدر👇 دیگه زمان داری با تخفیف بخریش
00روز
17ساعت
20دقیقه
26ثانیه

خرید و دانلود فایل پاورپوینت کامل پاسداری از فرهنگ و تمدن اسلامی

قیمت اصلی 224,700 تومان بود.قیمت فعلی 109,200 تومان است.

تعداد فروش: 51

فرمت فایل پاورپوینت

2 آیتم فروخته شده در 30 دقیقه
3 نفر در حال مشاهده این محصول هستند!
توضیحات

فایل پاورپوینت فایل پاورپوینت کامل پاسداری از فرهنگ و تمدن اسلامی؛ راهکاری شایسته برای ارائه‌های موفق

اگر به‌دنبال یک فایل ارائه‌ی آماده با کیفیت بالا و طراحی حرفه‌ای هستید، فایل فایل پاورپوینت کامل پاسداری از فرهنگ و تمدن اسلامی انتخابی مناسب برای شماست. این مجموعه شامل 120 اسلاید استاندارد و دقیق است که با هدف ارتقاء کیفیت ارائه‌های شما تهیه شده‌اند.

دلایل انتخاب فایل فایل پاورپوینت کامل پاسداری از فرهنگ و تمدن اسلامی:

  • طراحی ساختارمند و چشم‌نواز: هر اسلاید با دقت بالا و توجه به اصول طراحی گرافیکی تهیه شده است تا محتوای شما به‌خوبی دیده و درک شود.
  • آمادگی کامل برای ارائه: نیازی به ویرایش مجدد نیست؛ فایل فایل پاورپوینت کامل پاسداری از فرهنگ و تمدن اسلامی آماده‌ی استفاده در کلاس، جلسه یا کنفرانس است.
  • سازگاری کامل با پاورپوینت: نمایش صحیح اسلایدها در تمامی نسخه‌های PowerPoint بدون بهم‌ریختگی یا مشکل ظاهری تضمین شده است.

تولید شده با رویکرد حرفه‌ای:

تمامی بخش‌های فایل پاورپوینت کامل پاسداری از فرهنگ و تمدن اسلامی با هدف ایجاد یک تجربه کاربری روان و بی‌نقص طراحی شده‌اند. جزئیات با دقت بالا تنظیم شده‌اند تا ارائه‌ای حرفه‌ای و تأثیرگذار داشته باشید.

توجه:

تنها نسخه رسمی فایل فایل پاورپوینت کامل پاسداری از فرهنگ و تمدن اسلامی از کیفیت کامل برخوردار است. نسخه‌های غیرمجاز ممکن است شامل اشکالات طراحی باشند و توصیه نمی‌شود از آن‌ها استفاده شود.

با تهیه فایل فایل پاورپوینت کامل پاسداری از فرهنگ و تمدن اسلامی، سطح ارائه‌های خود را ارتقاء دهید و مخاطبان خود را تحت تأثیر قرار دهید


بخشی از متن فایل پاورپوینت کامل پاسداری از فرهنگ و تمدن اسلامی :

در حال حاضر، سخن از تهاجم فرهنگی یا شبیخون فرهنگی غرب، موضوع بحث روز است و راجع به آن سخنان فراوانی

گفته شده که در راس آنها تذکرات مکرر رهبر معظم انقلاب حضرت آیه الله خامنه ای قرار دارد و اخیرا در کتاب پرحجمی

به نام «فرهنگ و تهاجم فرهنگی » با موضوع بندی جالب گرد آمده است. این مساله بسیار مهم، باز هم در خور بحث است

که به یاری خداوند ما در مقاله دیگری بدان می پردازیم

.

در کنار این بحث، بحث دیگری مطرح است و آن حفظ و حراست از فرهنگ و تمدن اسلامی است که در ماههای گذشته

کنفرانسی به نام «فرهنگ و تمدن اسلامی » در تهران برگزار گردید و دانشمندان مسلمان و چند تن غیرمسلمان از اقطار

جهان و از کشور ایران، در آن شرکت کرده و پیرامون این مساله در ابعاد مختلف بحث کردند و این جانب نیز نظر خود را

بیان کرد. همان بحثها و نقطه نظرها در حقیقت انگیزه گردید که این امر مهم و خطیر را در این جا مورد بحث قرار دهیم

.

فرهنگ و تمدن و فرق آن دو

یکی از بحثها راجع به تعریف فرهنگ و تمدن و فرق میان آن دو بود. حاصل همه بحثها که در سخنان چند تن از حاضران

در کنفرانس مطرح گردید آن بود که فرهنگ، بیشتر به جنبه آداب و رسوم و افکار و اندیشه ها و علوم نظر دارد، و تمدن

بیشتر به نحوه زندگی و آثار و ابنیه و رقاء یا انحطاط ملتها مرتبط است

.

در عین حال باید اعتراف کرد که این دو واژه که در عربی به «الثقافه والحضاره » از آنها تعبیر می شود، نمودار کلی رقاء و

انحطاط ملتها است و با یکدیگر پیوند و همبستگی ناگسستنی دارند

.

شاید اولین کسی که در اسلام، این بعد از حیات بشری و اسلامی را مورد بحث و بررسی و پژوهش قرار داده است

ابن خلدون (۷۳۴ -۷۷۹ه )، جامعه شناس مسلمان، در مقدمه محققانه خود بر تاریخ عمومی «العبر…» باشد هر چند در

لابلای کتابهای تاریخ اسلام و از همه بیشتر در نوشته های مورخ معروف قرن چهارم، علی بن الحسین مسعودی

متوفای ۳۴۶ ه نمونه هایی از آن به چشم می خورد، و در بعد علوم و فرهنگ اسلامی، اثر بی همتای فهرست ابن ندیم که در

سال ۳۷۷ ه تالیف گردیده حق تقدم دارد

.

ما در مورد تعریف فرهنگ و تمدن و سابقه آن در آثار اسلامی به همین اندازه اکتفا می کنیم و جهت رسیدن به هدف

اصلی یعنی راههای حراست از فرهنگ و تمدن اسلامی و جلوگیری از خطرهایی که آن را تهدید می کند، نظری گذرا به

سایر بحثهای مطرح شده در «کنفرانس فرهنگ وتمدن اسلامی » می اندازیم. و نقطه نظرهای خود را راجع به هر کدام به

معرض داوری دانشمندان می گذاریم و در پایان خلاصه سخنرانی خود را می آوریم. ابعاد مختلف آن بحثها را می توان در

چهار امر خلاصه کرد

:

اول – گزارش مبسوط از پیشرفت ورشد فرهنگ و تمدن اسلامی و زمینه های اسلامی آن

.

توسط چند تن از دانشمندان، از جمله آقای دکتر عبدالعزیز عثمان تویجری مدیر کل سازمان اسیسکو واقع در شهر

(

رباط) پایتخت کشور مغرب بود. این سازمان یکی از سازمانهای وابسته به «سازمان کنفرانس اسلامی » و عهده دار بخش

فرهنگی آن سازمان است

.

وی و دیگر محققان، ابعاد فرهنگ و تمدن اسلامی از جمله پیشرفتهای علمی مسلمانها را در طب، نجوم و ریاضیات،

بتفصیل مورد بحث قرار دادند. اسیسکو، در این بخش کتابها و انتشارات فراوان به زبان عربی و زبانهای اروپایی دارد که

تعداد آنها به دهها کتاب و مجله می رسد

.

در این بعد از فرهنگ اسلامی، هر قدر مسلمانها کار کنند جا دارد و صدها کتاب و رساله باقی مانده از میان هزاران اثر

علمی اسلامی از دست رفته، به زبان عربی و زبانهای دیگر از جمله به زبان فارسی، در انتظار طبع و نشر و تحقیق محققان

است

.

به هر حال، این بحثهای کنفرانس هر چند بسیار ارزنده و مایه مباهات بود، اما کافی نیست و گنجایش و ظرفیت بحثهای

دیگر و حتی کنفرانسهای متعدد و مستمری را دارد. کما این که بخشی مهم از خطرات و آفات فرهنگ و تمدن اسلامی به

شرحی که خواهم گفت، متوجه همین بعد از فرهنگ و تمدن اسلامی است

.

در همین راستا، هنگام بحث از رشد و گسترش فرهنگ و تمدن اسلامی، سخنانی راجع به زمینه های اسلامی و غیر

اسلامی آن، ایراد گردید. برخی از باحثان، معتقد بودند سهم اسلام در پیدایش و رشد این فرهنگ گسترده و بی نظیر، در

اصرار و تاکید اسلام و کتاب و سنت و آثار اسلامی دیگر بر کسب علم و تعلیم و تعلم و تعظیم علما و در ترغیب به تفکر،

انحصار دارد، اما استخوان بندی علوم اسلامی، (البته غیر از علوم شرعی) از سوی ملتهای دیگر، از جمله از فرهنگ و

تمدن ایران باستان گرفته شده ولی در بستر آماده فراهم آمده از سوی اسلام، در خط ترقی و تکامل افتاده و از سوی

دانشمندان اسلام بارور گردیده است. در این مورد، گاهی مبالغه می شود و سطح پایین معرفت و فرهنگ منحط عرب

جاهلی مستمسک قرار می گیرد تا اسلام را فاقد مایه های علمی و دیگر ملتهای اسلامی از جمله ایران قبل از اسلام را از

این لحاظ، غنی جلوه دهند

.

به نظر من، این بعد از فرهنگ و تمدن اسلامی درخور کنجکاوی بیشتر و بحثهای منصفانه و بیطرفانه و دور از افراط و

تفریط است تا معلوم شود چه اندازه از علوم در اسلام، متخذ و مقتبس از ملل دیگر است و چه اندازه در خود اسلام و در

متون اسلامی ریشه داشته است

.

شکی نیست که منطق و فلسفه و طب و هیئت و نجوم، بیشتر از یونان و کمی از ایران و هند و روم گرفته شده و در اسلام،

با استمداد از نصوص کتاب و سنت بخصوص در مباحث فلسفه الهی، گسترش یافته است. سهم اسلام را در رشد بحثهای

فلسفی نباید انکار کرد. شهید مطهری، در یکی از آثار خود، رئوس مسائل فلسفی متخذ از یونان و نیز عناوین بحثهای

مطرح شده در اسلام را بیان کرده است، و من نمی خواهم در ارزیابی علوم اسلامی از این لحاظ، در این جا سهم اسلام را

دقیقا تعیین کنم، این بحثها باید در تاریخ هر یک از علوم اسلامی با دقت همراه مقایسه میان آثار یونانی و آثار اولیه

مسلمانها در قلمرو این علوم، بررسی گردد

.

این جانب، مقاله ای به کنفرانس تقدیم کردم تحت عنوان «تاثیر قرآن، در جنبش فکری، نهضت علمی، تمدن و تکامل

بشر» هر چند موفق به ایراد آن در کنفرانس نشدم

(×)

و فرصت کوتاه خود را که بعدا به من داده شد، در بیان خطرها و آفات

تهدیدکننده فرهنگ و تمدن اسلامی در عصر حاضر به شرحی که در پایان مقال خواهم گفت صرف نمودم، ولی آن مقاله

در شماره ۴۲ مجله مشکوه در بهار سال جاری (۱۳۷۳) به چاپ رسید

.

در آن مقاله، این جانب توضیح داده ام که سهم اسلام در پیشرفت علوم و تمدن اسلامی، بیش از ترغیب به کسب علم و

تفکر و تعظیم علما و چیزی علاوه بر آن است، و گفته ام که قرآن و به تبع آن سنت، سررشته علوم و رازهای آفرینش را در

ابعاد مختلف، به دست داده و اسلام خود منطق خاصی در کشف رازهای طبیعت و مبانی فلسفی دارد که به روش علمی

بیش از روش فلسفی محض، تمایل دارد و مسلمانها در شعاع آن تعالیم، در آغاز نهضت علمی خود، راه صحیح علوم را، که

همان کشف رازهای آفرینش است پیدا کرده و در آن پیشروی کردند. ولی مآلا آن راه درست را که بر اساس تفکر در خلقت

و تجربه حسی، هر دو، مبتنی بود، رها کرده و به سمت فلسفه صرف و استدلال عقلی خالص روی آوردند و نتیجتا فلسفه

عاری از تجربه حسی، بر فرهنگ اسلامی غلبه کرد. و این خود، اولین انحراف مسلمانها از راه و رسم تعلیم و تعلم علمی و

فلسفی اسلام بود. متاسفانه در این زمینه ابدا در کنفرانس اظهارنظری نشد. این خود بحثی است ارزنده که من در مقاله

خود به آن اشاره کرده ام و باید از سوی دانش پژوهان مسلمان دنبال شود تا سهم اسلام در رشد علوم چنان که بوده،

منصفانه ارزیابی گردد و حقی بزرگ از حقوق اسلام بر تمدن و تکامل بشری بازگو شود

.

به هر حال، در ارزیابی ریشه های فرهنگ و تمدن اسلامی از جانب بیگانگان و مستشرقان و به تبع آنها از سوی محققان

خودی، افراط و تفریطها و احیانا غرض ورزی هایی رخ داده و می دهد. کما این که در سهم بندی و تعیین حق، و در تقسیم

این فرهنگ عالی میان ملتهای مسلمان، از سوی محققان غرب زده خود مسلمانها در شعاع جاذبه ملی گرایی ارمغان غرب،

درگیری و دعوا درگرفته است و سر سهم الارث هر یک از ایشان از فرهنگ و تمدن اسلامی، با هم به جنگ علمی و نبرد

فکری و قلمی پرداخته اند. همچون میراث بازمانده از میت، هر کدام سهم بیشتری می طلبند و غالبا از سهم خود اسلام،

که عامل اصلی این تمدن گسترده است غفلت می کنند، این نهایت بی انصافی و حق کشی و جفا در حق اسلام است

.

متاسفانه، طی آن کنفرانس بجز همان کلمات کوتاه من، ابدا از آن خطر بزرگ، به شرحی که خواهم گفت بحث نشد

.

و این خود نشان می دهد که تشکیل این قبیل کنفرانسها اگر از سوی محققان مخلص مسلمان و مصون مانده از

غرب زدگی، برگزار نگردد، شاید بیش از آن که مفید باشد ضرر دارد. به نظر این حقیر، همین امر، خود یکی از ابعاد

پنهانی و مبهم «تهاجم فرهنگی » است که جز اندکی از عالمان مسلمان بدان توجه ندارند و بدون توجه به این حقیقت،

غافلگیر می شوند و با سکوت خود، بر آن تهاجم ناخواسته و من حیث لایشعر و بدون نیت سوء، صحه می گذارند

.

دوم – بیان بعد اخلاقی و معنوی فرهنگ و تمدن اسلامی

به نظر می رسد این بخش از بحثها که از سوی چند تن از استادان و محققان مسلمان از جمله آقای دکتر خیاط وزیر

اوقاف سابق کشور اردن و شخصیت برازنده کنونی آن کشور، عنوان گردید مثبت ترین ابعاد کنفرانس بود

.

محققان، براین نکته تاکید داشتند که تفاوت بارز میان نهضت علمی و تمدن و فرهنگ اسلامی با تمدنهای قبل از اسلام و

بخصوص با نهضت علمی اروپا و تمدن فرنگی، در همین امر مهم نهفته است که آن تمدنها براساس تقوا و اخلاق، پی ریزی

نشده و رشد نکرده است. بخصوص تمدن اروپایی در آغاز پیدایش خود در دوران «رنسانس » از مذهب و تعالیم دینی

مسیحیت که بحق مانع رشد علمی بود فاصله گرفت و در جاذبه نفرت از کلیسا، به پیشرفت خود و ادامه داده و می دهد

.

کوششهای بعدی کلیسا هم که خود را به سلاح علوم روز مسلح کرد، چنان که باید سودی نبخشید و کاروان علم و تمدن

اروپا همچنان با ترکتازی در خط ضد ارزشهای دینی پیش می رود و در جهتگیری سایر ملتها از جمله امت بزرگ اسلام هم

همین اثر سوء را از خود بجای گذاشته است

.

این در حالی است که نهضت علمی و تمدن اسلامی، همان طور که گفتم و خواهم گفت که عمده از اسلام نشات گرفته، به

همان کیفیت هم همراه تعالیم اخلاقی و تقوای اسلامی به پیشرفت خود ادامه داده است

.

بزرگترین فلاسفه اسلام و متفکران مسلمان از قبیل فارابی، ابوریحان، ابن سینا، ابن رشد، خواجه نصیرالدین طوسی و

دیگران، از متعبدترین و پایبندترین مردمان به اسلام و تعالیم عالی آن بوده اند و بندرت، عالمان ملحد و بی عقیده و

بی تقوا در قاموس فرهنگ و تمدن اسلامی در دوران شکوفایی و اوجگیری اش، به چشم می خورند، و در قبال دانشمندان

متعهد به اسلام، انگشت شمار هستند

.

همان طور که بزرگترین شعرا و ادبای مسلمان از هر ملت و با هر زبانی که بوده اند متاثر از ادب و عرفان اسلامی و در

جاذبه کتاب و سنت و فقه و حدیث و با اقتباس از آن متون و نصوص نورانی، آثار ادبی خود را فراهم آورده اند، هر چند در

سالهای اخیر برخی از غرب زدگان ملتهای مسلمان، سعی می کنند این بزرگان علم و ادب را از خاندان اصلی و از اصل

اسلامی خود جدا کنند و به آنان رنگ ملی بدهند، چیزی که حتی در مخیله بسیاری از آن بزرگان، خطور نکرده است. و

این خود خطر دیگری است که فرهنگ و تمدن و ادب اسلامی را در شعاع و یا به تعبیر درست تر در «تاریکی » ملی گرایی،

تهدید می کند

.

حقیقتا دور از انصاف است که شعرا و عرفایی مانند مولوی و سعدی و حافظ را با آن همه معلومات اسلامی متخذ از کتاب

و سنت و با احاطه آنان بر علوم اسلامی و حضور ذهن آنان از قرآن و حدیث و با آن همه اقتباس فراوان از آن دو نص اصلی

اسلامی در الفاظ و تعابیر و در محتوای اشعار خود، تنها ایرانی و نه اسلامی بدانیم و فقط آن بزرگان را از مفاخر ایران

بدانیم و لاغیر، و سهم اسلام را در پرورش آنان نادیده انگاریم. این قبیل قضاوت، مصداق واضح قول خداست

: «

وحجدوابها واستیقنتها انفسهم » (نمل /۱۴

).

این نوع داوری از سوی آن گروه که از علوم و متون اسلامی باخبرند، یک نوع عناد با اسلام است، اما از سوی کسانی که

عربی نمی دانند و با متون اصیل اسلامی آشنایی ندارند، جهل مرکب و یک فاجعه برای ادب اسلامی است. متاسفانه،

شمار این گروه در کشورهای اسلامی بخصوص در کشوری مثل ترکیه و کشورهایی با سابقه استعمار غربی، مانند بسیاری

از کشورهای افریقایی و آسیایی، کشورهایی که خط عربی و اسلامی را رها کرده و با الفبا و زبانهای بیگانه اعم از انگلیسی و

فرانسوی و اسپانیایی و دیگر زبانهای کشورهای استعمارگر، انس و آشنایی دارند، تعدادشان بسیار است و می توان گفت

آنان، زمام فرهنگ کشورهای خود را هم در دست دارند. در ایران پیش از انقلاب اسلامی هم تقریبا وضع به همین گونه

بود. این قماش از قلمزنان، پیشقراولان فرهنگ استعماری هستند که در دامن استعمار تربیت یافته و به جان فرهنگ

اصیل اسلامی افتاده اند و با ملتهای مسلمان خود که هنوز از روی صدق پایبند و مؤمنین راستین اسلام هستند، سنخیت

روحی و فکری ندارند و دیر یا زود ملتهای اسلامی آنان را از میان خود طرد می کنند

.

بخش عمده درگیریهای کشورهای اسلامی در حال حاضر با دولتهای خود، از سوی مسلمانان انقلابی، بر سر همین دو

طرز فکر و دو نوع فرهنگ است. مسلمانان انقلابی احساس می کنند که همان طور که از لحاظ سیاسی و اقتصادی به طور

پنهان یا آشکار تحت تاثیر استعمار هستند، از لحاظ فرهنگی به طور آشکارتر مستعمره آنان اند. این فکر در سراسر

کشورهای اسلامی و بخصوص در ترکیه انگیزه اصلی حرکتهای اسلامی است، و من طی سفرهای خود این راز را دریافته و

در این خصوص خاطراتی دارم

.

در یکی از سفرها به ترکیه از دانشکده ادبیات استانبول بازدید و با استادان آن دانشکده که غالبا فارسی می دانستند

تماس گرفتم. یکی از استادان آن دانشکده، آقای «دکتر تحسین »، گفت: ادب ترکیه قبل از انقلاب (انقلاب آتاترک) تحت

تاثیر اسلام بود و پس از انقلاب، تحت تاثیر ادب اروپا است

.

آثار اسلامی در در و دیوار مساجد، مدارس، سقاخانه ها، حتی سردر دانشگاه استانبول که قبلا مرکز سپاه بود و نوشته

است «الاداره العسکریه…» و در جاهای دیگر و نوشته های اسلامی به عربی و فارسی و ترکی فراوان است که متاسفانه اکثر

مردم ترکیه با آنها بیگانه اند همان طور که مردم اسپانیا با آثار اسلامی و عربی باقیمانده از دوره اسلامی بکلی بیگانه اند. و

اگر به حرف چند تن غرب زده از رجال فرهنگی گذشته ایران گوش می دادند و خط فارسی را به لاتین تبدیل می کردند

نسل کنونی ایران هم همان سرنوشت ملت مسلمان ترکیه را داشت که خداوند ایران را از این حرکت ضداسلامی نگه

داشت

. (۱)

این وضعیت، در غالب کشورهای استعمارزده بچشم می خورد و در الجزایر بیشتر انتشارات کتابفروشیها در تاریخ یاد شده،

به زبان فرانسه بود، حتی روزنامه معروف «المجاهد» هم به همین زبان منتشر می گردید و تنها کلمه «المجاهد» به عربی

نوشته می شد و هم اکنون اقلیتی در الجزایر هستند طرافدار «تفرنس » یعنی خط و فرهنگ فرانسه که در راس دشمنان

انقلابیون مسلمان آن کشور قرار دارند

.

در کشور مغرب، یکی از استادان باسابقه و مسن دانشگاه (رباط) که جامع بین تعلیمات حوزه (قرویین) و دانشگاه است و

عمدتا در رشته های ادبی و تاریخی آثاری دارد نزد ما با فرزندش که دکتر طب بود صحبت می کرد، پسر نمی توانست به

عربی صحبت کند که ما بفهمیم، ناچار شد حرف خود را به فرانسه بگوید، پدرش گفت: خدا لعنت کند فرانسه را که این

طور فرزندان ما را با زبان خودشان بیگانه کرد

.

در کنگره هزارودویست ساله «سیبویه » در دانشگاه شیراز که گویا در سال ۱۳۵۴ برگزار گردید به خاطر دارم استاد جوانی

از عربستان سعودی که در خارج درس خوانده بود نتوانست سخنرانی خود را به عربی که زبان مادریش بود ایراد کند و

پس از ادای چند جمله عربی غلط و با لکنت، به زبان انگلیسی سخنرانی خود را ادامه داد. در ایران نیز کم نیستند کسانی

که فارسی درست نمی دانند و همواره منویات خود را با کلمات بیگانه ادا می کنند

.

آیا حقیقتا اینها رنج نیست؟ آیا اینها خطرهای عمده و بنیان کن فرهنگ و تمدن اسلامی نیست؟ بلی هست. ولی

متاسفانه نه در آن کنفرانس و نه در کنفرانسهای مشابه آن، مطرح نمی شود، و اگر کسی مانند من جرات کند از این

مقوله دم بزند قطعا مورد استقبال آن خیل عظیم از اروپا رفته ها و یا اروپازده ها، قرار نمی گیرد. من در شرح سخنرانی

خود در این مساله بحث خواهم کرد

.

این خطر، یعنی گرایش به فرهنگ غرب، همان طور که مسلمانها را از فرهنگ خود جدا و با آن بیگانه می کند، همان طور

هم آنان را از اخلاق اسلامی و معنویات که خمیرمایه و رنگ و لون اصلی فرهنگ و تمدن اسلامی است، دور کرده و به یک

نوع الحاد فرهنگی و لاابالی گری فکری و شکاکی گری و به فساد اخلاقی می کشاند که بوضوح در این قشر از تحصیل

کردگان مسلمان، دیده می شود

.

ای آفرین به قرآن که حقیقتا این حکم اعجازآمیز را صادر کرده و فرموده است: «ولن یجعل الله للکافرین علی المؤمنین

سبیلا» (نساء /۱۴۱) این سبیل و سیطره منحصر به برتری سیاسی نیست بلکه بعد اقتصادی و فرهنگی را هم شامل است

.

پس سیطره فرهنگ بیگانه بر مسلمانها، خلاف صریح این آیه و آیات مشابه آن است که متاسفانه در این قبیل کنفرانسها

حتی نمی توان آن را عنوان کرد زیرا حمل بر تحجر و عقب ماندگی می کنند و آن را منافی تمدن به شمار می آورند

.

سوم – علل ضعف فرهنگ و تمدن اسلامی در گذشته تاریخ اسلامی

راجع به علل و عوامل ضعف و ناتوانی و انحطاط فرهنگ و تمدن اسلامی، نظرات گوناگونی در آن کنفرانس ارائه گردید

که من آنها را دسته بندی می کنم

:

۱-

سیطره حکومتها و سلسله های سلاطین متعصب در مذهب خاص مانند روی کار آمدن سلاجقه پس از سامانیان و

پس از دوران مترقی و شکوفای سلاطین آل بویه که از سال ۳۲۰-۴۴۸ ه در شرق جهان اسلام و بر مرکز آن بغداد،

حکمرانی داشتند بازار ادب و اندیشه و علوم عقلی، گرم بود و عمدتا متفکران معتزله و شیعه بر حکام و بر وزرا سیطره

داشتند. وزیر دانشمند و معتزلی مسلک

و شیعه مذهب، صاحب بن عباد (۳۲۶-۳۸۵ه ) و عالم متکلم معتزلی مشهور

همزمان وی قاضی عبدالجبار معتزلی (م ۴۱۵) و عالمانی شیعه از قبیل شیخ مفید (م ۴۱۳)، سید مرتضی (م ۴۳۶)، شیخ

طوسی(م ۴۶۰) و استادان و شاگردان و همردیفان آنان، با گرایش عقلی و فکر اجتهاد بر مبنای قواعد اصول، زمام امر

تحقیق و علوم فقه و کلام و فلسفه را به دست داشتند و در پناه این طرز تفکر، یک نوع آزادی علمی و فکری رشد یافت که

خود نیاز به ارزیابی و تحقیق دارد تا بتوان آن را با دوران سلاجقه دقیقا مقایسه کرد

.

پس از غلبه سلجوقیان سنی مذهب و بخصوص با وزارت خواجه نظام الملک (م ۴۸۵) طرفدار جدی مذهب شافعی با

تفکر اشعری و با تاسیس نظامیه ها در بغداد و دیگر شهرها، فکر یک بعدی مذهب شافعی و اشعری در قلمرو فقه و کلام

رواج یافت و از آن نوع آزادی پیش از آن جلوگیری به عمل آمد. هر چند در کنفرانس از سوی برخی از باحثان در ارزیابی

نظامیه ها قدری تفریط به چشم می خورد، آنان اگر زیانها را گفتند حق بود محاسن آن مؤسسه های علمی منظم را که در

نوع خود در تاریخ اسلام تازگی داشت و هزاران دانشمند و ادیب و عارف و شاعر مانند سعدی را به فرهنگ اسلامی تقدیم

کرد می گفتند «عیب آن جمله بگفتی هنرش نیز بگو»، اما نگفتند و هنوز هم برخی به اسم حمایت از مذهب شیعه

نمی گویند. در حالی که بجز تندرویهای آغاز کار سلاجقه، نظامیه ها صدمه ای به مذهب شیعه نداشته است و این خود

شایان ارزیابی و بررسی دقیق است تا حق مطلب ادا شود

.

باری، داستان کنار زدن علمای معتزله و شیعه و منزوی

  راهنمای خرید:

  • همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
  • ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
  • در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.