خرید و دانلود فایل پاورپوینت کامل جمع آوری قرآن در زمان پیامبر صلی الله علیه و آله وسلم
خرید و دانلود فایل پاورپوینت کامل جمع آوری قرآن در زمان پیامبر صلی الله علیه و آله وسلم قیمت اصلی 224,700 تومان بود.قیمت فعلی 109,200 تومان است.
بازگشت به محصولات
خرید و دانلود فایل پاورپوینت کامل سیر تکاملی رشد در قرآن کریم
خرید و دانلود فایل پاورپوینت کامل سیر تکاملی رشد در قرآن کریم قیمت اصلی 224,700 تومان بود.قیمت فعلی 109,200 تومان است.
📥 ترافیک اینترنت مصرفی جهت دانلود فایل‌ها در میکی بوک، به‌صورت نیم‌بها می باشد.
فقط اینقدر👇 دیگه زمان داری با تخفیف بخریش
00روز
16ساعت
27دقیقه
28ثانیه

خرید و دانلود فایل پاورپوینت کامل قرآن و عقل

قیمت اصلی 224,700 تومان بود.قیمت فعلی 109,200 تومان است.

تعداد فروش: 42

فرمت فایل پاورپوینت

2 آیتم فروخته شده در 30 دقیقه
4 نفر در حال مشاهده این محصول هستند!
توضیحات

فایل پاورپوینت کامل قرآن و عقل؛ انتخابی هوشمند برای ارائه‌های حرفه‌ای

با پاورپوینت فایل پاورپوینت کامل قرآن و عقل، محتوای خود را در قالب 120 اسلاید استاندارد و جذاب ارائه دهید و در نگاه اول تاثیرگذار باشید.

چرا باید از پاورپوینت استفاده کنید؟

  1. چیدمان دقیق و کاربرپسند: فایل پاورپوینت کامل قرآن و عقل با طراحی ساختاریافته و اصولی، مخاطب را به‌خوبی درگیر محتوا می‌کند.
  2. صرفه‌جویی در زمان: تمامی اسلایدهای فایل پاورپوینت کامل قرآن و عقل آماده‌ی استفاده هستند؛ بدون نیاز به هیچ‌گونه ویرایش.
  3. نمایش با وضوح بالا: کیفیت طراحی در فایل پاورپوینت کامل قرآن و عقل به‌گونه‌ای است که در هر صفحه‌نمایشی عالی به‌نظر می‌رسد.

هشدار: استفاده از نسخه‌های ناقص فایل پاورپوینت کامل قرآن و عقل ممکن است باعث بروز اختلال در نمایش یا افت کیفیت شود. تنها نسخه اصلی فایل پاورپوینت کامل قرآن و عقل، کیفیت تضمین‌شده دارد.

هم‌اکنون فایل فایل پاورپوینت کامل قرآن و عقل را دریافت کنید و تأثیرگذارترین ارائه‌ خود را آغاز کنید.


بخشی از متن فایل پاورپوینت کامل قرآن و عقل :

عضو هیات علمی دانشگاه قم

چکیده

تبیین قرآنی عقل موضوع مقاله حاضر است و در این زمینه منابع تعقل و تفکر و تدبر از دیدگاه قرآن مورد بازشناسی قرار گرفته و

جهت بازیابی رابطه فایل پاورپوینت کامل قرآن و عقل، زمینه های لازم برای رسیدن عقل به مفاهیم و معارف بلند قرآنی برشمرده شده و حدود معرفتی

آن معین گردیده است . آنگاه ثابت شده است که عقل و قرآن به منزله دو بال برای پرواز آدمیان به سوی کمالات معنوی و قرب

الهی، همان غایت قصوای فلسفه آفرینش اند

.

کلید واژه ها: عقل، جایگاه عقل، منابع تعقل، حدود معرفت عقل، زمینه های عقل، رابطه عقل و قرآن

.

۱ .

مقدمه

خدای سبحان نعمتهای بی شماری را بر آدمیان در طول تاریخ حیاتش ارزانی نموده است ; اما از میان همه نعمتهایش دو هدیه

بزرگ است که ویژگی خاص دارند و آن دو را حجت و دلیل و راهنمای آدمیان برای رسیدن به کمالاتش قرار داد

.

یکی از آن دو پیامبر صلی الله علیه و آله است که وقتی خداوند او را مبعوث کرد فرمود

:

لقد من الله علی المومنین اذ بعث فیهم رسولا من انفسهم یتلوا علیهم آیاته و یزکیهم و یعلمهم الکتاب و الحکمه [. . . . آل عمران

/ ۱۶۴] ;

خداوند وقتی در میان مؤمنین از بین خودشان رسولی را برانگیخت که آیاتش را بر آنها تلاوت نماید و آنها را تزکیه نماید و

به آنها کتاب و حکمت بیاموزد . . . نعمت بزرگی بخشیده است

.

دیگری عقل است که خداوند وقتی به آدمیان آن را ارزانی داشت فرمود

:

لقد کرمنا بنی آدم . . . و فضلناهم علی کثیر ممن خلقنا تفضیلا [اسراء / ۷۰] ; ما بنی آدم را کرامت بخشیدیم . . . و بر بسیاری از

آفریده هایمان برتری داده ایم

.

مراد از این فضیلتی که در این آیه به آن اشاره شده، عقل است ; چنان که علامه طباطبایی در تفسیر این آیه می فرماید

:

چیزی که بنی آدم را از غیر خودش ممتاز کرد، همان عقل است [۱

].

در اهمیت عقل همین بس است که خداوند به واسطه آن به او شایستگی تعقل در آیاتش را ارزانی نموده است [یوسف / ۳ و زخرف

/ ۳]

و انبیا را که محبوب ترین بندگانش نزد او هستند، از میان عاقل ترین انسان ها برانگیخت و از آنان پیمان گرفت تا در جهت

تکامل عقلی امتش بکوشند

(۱)

. [۲]

چنان که امیر مؤمنان علی علیه السلام می فرماید

:

فبعث فیهم رسله . . . یثیروا لهم دفائن العقول [۳] خدای سبحان در میان آدمیان رسولانش را مبعوث فرمود تا گنجینه های دفن

شده در عمق جانشان را از زیر ابرهای اوهام و پرده های خیال هویدا نماید و اسرار کائنات را با نورهای معرفت عقل آشکار نموده و

به قله یقین به صانع موجودات برساند

.

پس بی جهت نیست که خدای سبحان در قرآن مکرمش بیش از ۴۸ بار به تعقل و بیش از ۱۷ بار به تفکر دعوت نموده و بارها

صاحبان خرد را با عنوان زیبای اولوالالباب ستوده است و شایسته بشارت خویش نموده است ; چنان که می فرماید

:

فبشر عبادالذین یستمعون القول و یتبعون احسنه اولئک الذین هداهم الله و اولئک هم اولوالالباب [زمر / ۱۸] ; ای پیامبر به آن

دسته از بندگانم که سخنها را می شنوند و از بهترین آنها پیروی می کنند، بشارت بده که آنها کسانی هستند که خدا هدایتشان

نموده و آنها خردمندند

.

نیز بی جهت نیست که خداوند خطاب به عقل می فرماید: و عزتی و جلالی ما خلقت خلقا هو احب الی منک [۴] به عزت و جلالم

سوگند که هیچ موجودی محبوب تر از تو نیافریده ام

.

۲ .

شناخت عقل

برای شناخت عقل لازم است ابتدا معنای عقل سپس کلمات هم خانواده عقل را بشناسیم

.

۱- ۲ .

معناشناسی عقل

با عنایت به اینکه قرآن به لسان عربی مبین نازل شده است، پس باید از اهل زبان جویا شد که آنها از این کلمه چه چیزی قصد

می کنند، سپس دیدگاه قرآن شناسان را بررسی کرد تا به مقصود قرآن رسید

.

الف . عقل در لغت: عقل لفظی عربی است و معادل فارسی آن خرد، اندیشه و گاه هوش آمده است [۵]. جوهری آن را معادل حجر

و نهی آورده و می افزاید

:

عقل در اصل به معنای بستن و نگه داشتن شتر است و گاه به معنای دیه بکار رفته است ; چون شتر به جای دیه مقتول نگه داری

می شده است [۶

].

در دعای صباح که منسوب به علی علیه السلام است، این کلمه به معنای بستن و گره زدن به کار رفته است: الهی هذه ازمه نفسی

عقلتها بعقال مشیتک [۷] معبودا زمام نفس خویش را به پای بند مشیت تو بستم

.

اما بیشتر به معنای قوه ادراک و فهم اشیاء بروجه حقیقی آن آمده است ; چنان که در عرب وقتی گفته می شود «عقل (عقل) عقلا

:

یعنی اشیاء را به صورت حقیقی اش درک کرد و عقل الغلام ; یعنی نوجوان درک و تشخیص پیدا کرد و ما فعلت هذا مذ عقلت ; یعنی

از زمانی که درک و تشخیص پیدا کردم، چنین کاری نکردم [۸

].

ب . عقل نزد مترجمان و مفسران قرآن: راغب اصفهانی می نویسد

:

عقل به قوه ای گفته می شود که آدمی به وسیله آن می تواند علم پیدا کند و به علمی هم که انسان با این قوه بدست می آورد، عقل

گفته می شود و می افزاید: هر جا خداوند کفار را به نداشتن عقل منسوب کرده است، اشاره به معنای دوم دارد ; مثل: مثل الذین

کفروا . . . فهم لا یعقلون ; و هرجا از بنده رفع تکلیف کرده است، در اشاره به معنای اول است [۹

].

علامه طباطبایی ذیل آیه کریمه کذلک یبین الله لکم آیاته لعلکم تعقلون [بقره / ۲۴۲] به تفصیل در این باره سخن گفته که چکیده

آن چنین است

:

اصل در معنای عقل بستن و نگه داشتن است و این مناسب است با ادراکی که انسان بر آن دل می بندد و قوه ای که با آن درک

می کند عقل نامیده می شود و همچنین قوه ای که به واسطه آن خیر و شر، و حق و باطل را از یکدیگر تشخیص می دهد عقل نام

دارد و مقابل آن جنون و سفه و حمق و جهل است که هرکدام به اعتباری استعمال می شود . استعمال لفظ عقل بر ادراک از این

جهت است که در ادراک دل بستن به تصدیق وجود دارد و خدا تشخیص حق و باطل را در علوم نظری و خیر و شر و نفع و ضرر را

در علوم عملی در فطرت انسان نهاده است . . . ; اما اگر مغلوب قوای دیگر شد و از صراط حق منحرف گردید در حقیقت دیگر عقل

نیست . پس قرآن عقل را نیرویی می داند که انسان در امور دینی از آن منتفع می شود و او را به معارف حقیقی و اعمال شایسته

رهبری می کند و در صورتی که از این مجری منحرف گردد، دیگر عقل نامیده نمی شود، گرچه در امور دنیوی به کار آید و نفع و

ضرر را در امور دنیایی تشخیص دهد . در سوره ملک می فرماید: «و قالوا لو کنا نسمع او نعقل ما کنا فی اصحاب السعیر [ملک / ۱۰

] ;

کفار در روز قیامت گویند: اگر گوش شنوا داشتیم یا اهل ادراک و تعقل بودیم، امروز در زمره اهل آتش نبودیم و در سوره حج

می فرماید: افلم یسیروا فی الارض فتکون لهم قلوب یعقلون بها او آذان یسمعون بها فانها لا تعمی الابصار و لکن تعمی القلوب التی

فی الصدور [حج / ۴۶] ; آیا در زمین سیر نمی کنند تا شاید قلبی برایشان باشد که با آن حق را درک کنند یا گوشی باشد که حقیقت

را بشنود . اما اینها چشمهایشان نابیناست ; بلکه دیده دلهایشان کور است که نه حق را می یابند و نه پند می پذیرند

.

عقل در این آیات به معنای علمی است که انسان به آن دست می یابد و لفظ سمع به معنای ادراکی است که آدمی به کمک دیگری

از آن بهره مند می شود، به شرط اینکه از فطرت سالمی برخوردار باشد [۱۰

].

این نکته را باید اضافه کنیم که گاهی عقل در قرآن به معنای مطلق فهمیدن و دانستن حقیقت چیزی به کار رفته است ; چنان که

در مورد یهودیان می فرماید: . . . قد کان فریق منهم یسمعون کلام الله ثم یحرمونه من بعد ما عقلوه [. . . بقره / ۷۵] گروهی از

یهودیان کلام خدا را می شنیدند ; سپس آنرا تحریف می کردند، بعد از آنکه حقیقت را فهمیده و شکی در آن نداشتند

.

در تفسیر الدقائق آمده است: «عقلوه »: یعنی ; بعد از آنکه حقیقت را فهمیدند و شکی در آن نداشتند [۱۱

].

۲- ۲ .

کلمات هم خانواده عقل در قرآن

عقل در لسان قرآن به اعتباری نهیه، به اعتباری حجر، به اعتباری قلب و به اعتباری لب نامیده شده است

.

الف . نهیه: عقل از آن جهت نهیه نامیده شده که بازدارنده انسان از ارتکاب قبایح است . جوهری یکی از معادل های عقل را نهیه

ذکر کرده و در معنای آن می نویسد: نهیه مفرد نهی، و نهی به معنای عقول است ; چون از قبیح نهی می کند [۱۲]. راغب اصفهانی

نیز همین معنا را برگزیده است [۱۳

].

قرآن کریم می فرماید: ان فی ذلک لایات لاولی النهی [طه / ۵۴] ; در این کار [که خداوند زمین را مهد شما قرار داد و از آسمان آبی

فرستاد که نباتات گوناگون برویند و] . . . نشانه هایی [از عظمت خدا] برای صاحبان عقل است

.

ب . حجر: عقل را به اعتبار نگه دارندگی آن حجر گویند . به عبارت دیگر عقل را ازآن جهت حجر گویند که انسان را از

جابت خواسته های نفسانی اش باز می دارد [۱۴]. قرآن کریم می فرماید: هل فی ذلک قسم لذی حجر [فجر / ۵] ; آیا برای خردمند در

این سوگندی است

!

ج . لب: یکی دیگر از تعابیری که در قرآن به معنای عقل به کار رفته است، کلمه لب است که غالبا به صورت جمع و با ترکیب

اولوالالباب آمده است . جوهری در صحاح می نویسد

:

خالص هر چیز را لب آن گویند ; چنان که عرب مغز گردو را لب الجوز و مغز بادام را لب اللوز خوانند [۱۵

].

راغب اصفهانی نیز می نویسد

:

لب عقل خالص از آلودگی ها و آمیختگی ها را گویند و گفته شده که لب عقل پاک و رشد یافته است ; پس هر لبی عقل است ; اما هر

عقلی لب نیست ; به همین رو خدای تعالی فهم برخی از احکام را ویژه اولوالالباب شمرده است [۱۶

].

همچنین قرآن کریم کسانی را که از فضل و رحمت خاصه خداوند برخوردار شده و به حکمت الهی دست یافتند، به دریافت خیر

کثیر مژده می دهد ; چنان که می فرماید: یؤتی الحکمه من یشاء و من یؤت الحکمه فقد اوتی خیرا کثیرا و ما یذکر الا اولوالالباب

[

بقره / ۲۶۹] ; خداوند هرکه را بخواهد، حکمت می بخشد و کسی را حکمت بخشد، به او خیر فراوانی عطا کرده است ; اما این سخن

را تنها صاحبان خردناب می فهمند

.

نتیجه اینکه رابطه عقل و لب رابطه عام و خاص است . اولوالالباب کسانی هستند که با بهره گیری کامل از عقل فطری و نیالودن

آن به اوهام نفسانی و تفکر در آیات الهی شایستگی دست یابی به حکمت الهی را کسب نموده و به مقام والای اولوالالباب صعود

می کنند . به طور کلی قرآن کریم در ۱۷ آیه از خردمندان یاد نموده است . گاه آنها را مخاطب قرار داده

(۲)

و گاه پندپذیری را ویژه

آنان شمرده است

(۳)

.

و بالاخره آنها را به خاطر سخن سنج بودنشان به هدایت یابی مژده داده است

. (۴)

د . قلب: یکی دیگر از کلماتی که گاهی در قرآن به معنای عقل به کار رفته، قلب است ; چنان که قران کریم می فرماید: افلم یسیروا

فی الارض فتکون لهم قلوب یعقلون بها [. . . حج / ۴۶] ; آیا در زمین سیر نکردند، پس قلبهایی داشته باشند که با آن تعقل کنند

. . .

به تعبیر قرآن مرکز تعقل انسان قلب اوست . به همین رو امام هفتم علیه السلام در تفسیر قلب در آیه شریفه ان فی ذلک لذکری

لمن کان له قلب

(۵)

[

ق / ۳۷] فرمود: قلب یعنی عقل [۱۷]. پس رابطه عقل و قلب را این گونه می توان تصور کرد که عقل قوه دریافت

معارف عقلی و تصرف در مفاهیم و تدبر و تفکر در آیات آفاقی و انفسی است و قلب مرکز و فرودگاه این دریافت هاست . عقل تحصیل

علم و حکمت می کند و قلب از این حکمتها و علوم حقیقی اثر می پذیرد

.

چنان که صدرالمتالهین می فرماید

:

وقتی عقل معقولاتی را دریافت، قلب عظمت و جلال خداوند را می یابد و وقتی علم به خدا و روز قیامت حاصل شد، خشیت خدا در

قلب ایجاد می گردد ; چون خدای تعالی فرمود: تنها دانشمندان از خدا می ترسند [۱۸

].

بررسی کلمات مذکور در قرآن نشان می دهد که عقل در قرآن کریم به اعتبارات مختلف به نامهای گوناگون خوانده شده است و آن

به جهت تناسب محتوا و لفظ است که خود از معجزات لفظی قرآن به شمار می رود

.

۳ .

جایگاه معرفتی عقل از دیدگاه قرآن

با توجه به آنچه که در باب معناشناسی عقل آورده ایم، آشکار می شود که عقل بیشتر به نیرویی اطلاق می شود که خدای سبحان به

عنوان حجت درونی

(۶)

به انسان بخشیده است تا از آن برای تدبر و تفکر و تعقل و تعلم و تفقه و تامل در آیات آفاق و انفس و آیات

تکوینی و تدوینی به منظور تمییز حق و باطل در علوم نظری و صلاح و فساد و خیر و شر و نفع و ضرر در امور عملی زندگی به کار

گیرد تا به معارف حقیقی و ایمان و اعمال صالح رهبری شود . پس توجه قرآن بیشتر به جنبه معرفتی عقل است و برای آن جایگاه

ویژه ای قائل است . حال اگر از این دیدگاه در آیات قرآن تامل نماییم، به چند دسته از آیات برخورد می کنیم

:

۱- ۳ .

تمجید از خردمندان

آیاتی از قرآن به تحسین و تمجید خردمندان و اهل تعقل و تفکر و تعلیم و تعلم می پردازد تا با الگوسازی مناسب، سایر انسانها به

ویژه مؤمنان را تشویق و تحریض به تعقل نماید ; مثل آیاتی که در مورد اولوالالباب و اهل تعقل و تفکر و . . . آمده است . راجع به

اولوالالباب می فرماید: ان فی خلق السموات و الارض و اختلاف اللیل و النهار لایات لاولی الالباب الذین یذکرون الله قیاما و قعودا و

علی جنوبهم و یتفکرون فی خلق السموات و الارض ربنا ما خلقت هذاباطلا فقنا عذاب النار . . . . ربنا فاغفرلنا ذنوبنا و کفر عنا

سیئاتنا و توفنا مع الابرار ربنا و اتنا ما وعدتنا علی رسلک و لاتخزنا یوم القیامه . . . فاستجاب لهم ربهم [. . . آل عمران / ۱۹۱- ۱۹۵

] ;

در خلقت آسمانها و زمین و آمد و شد شب و روز نشانه هایی برای خردمندان است ; همان هایی که ایستاده و نشسته و وقت خفتن

خدا را یاد می کنند و در خلقت آسمان ها و زمین تفکر نموده، می گویند: پروردگارا اینها را بیهوده نیافریدی و پاک و منزهی ; پس

[

به لطف خویش] ما را از عذاب [جهنم] حفظ کن، پروردگارا گناهان ما را بیامرز و بدیهای ما را بپوشان و ما را با نیکان بمیران

!

پروردگارا آنچه را به رسولانت وعده داده ای، به ما هم عطا کن و ما را روز قیامت خوار مگردان . آنگاه خدای سبحان دعایشان را

اجابت فرماید

.

از این آیات استنباط می گردد که خردمندان جایگاه بلندی در نزد خدای سبحان دارند تا بدانجا که خداوند آنها را مستجاب

الدعوه دانسته است و این مقام والایی است که خداوند به عنوان پاداش توجه همیشگی شان به خداوند یعنی ذاکر و فکور بودنشان

به آنها عطا کرده است . همچنین در مورد اصل تعقل آمده است: و سخرلکم اللیل والنهار و الشمس و القمر و النجوم مسخرات

بامره ان فی ذلک لایات لقوم یعقلون [۱۲] شب و روز، خورشید و ماه را مسخر شما ساخت و ستارگان آسمان مسخر فرمان اویند و

در این کار نشانه های قدرت خدا برای خردمندان هویداست

.

این آیه و آیه های نظیر آن که با عبارت لقوم یعقلون ختم می شوند، بر منزلت عاقلان در نزد خدای سبحان دلالت داشته و بیانگر

این معناست که اینان با تعقل در مظاهر هستی به معرفت مبدا هستی نایل می آیند

.

۲- ۳ .

دعوت به تعقل

برخی از آیات قرآن به طور مستقیم دعوت به تعقل می کند . این آیات غالبا با لعلکم تعقلون و گاهی با ان کنتم تعقلون پایان

می پذیرند . برخی به بیان آثار تکوینی خدای سبحان

(۷)

و برخی به بیان آثار تشریعی خدای سبحان

(۸)

می پردازند تا آدمیان با تعقل

در این آیات به معرفت هایی که لازمه حیات انسانی و کمال معنوی آنهاست دست یابند

.

۳- ۳ .

سرزنش بی اعتنایان به عقل

پاره ای از آیات قرآن بی اعتنایی به عقل را سرزنش می کند تا مؤمنان و همه آنهایی که خداوند به آنها نعمت عقل ارزانی داشته به

خود آیند و در آیات کتاب تکوینی

(۹)

و آیات کتاب تدوینی (قرآن) تعقل نمایند و به معرفتی که مقدمه خشیت خدا و عمل صالح

باشد برسند ; چنان که می فرماید: اتامرون الناس بالبر و تنسون انفسکم و انتم تتلون الکتاب افلا تعقلون [بقره / ۴۴] ; چگونه شما

که مردم را به نیکی دعوت می کنید خودتان را فراموش می کنید، در صورتی که شما کتاب خدا را می خوانید . پس چرا در آن تعقل

نمی کنید؟

!

با بررسی این کتاب هدایت به دهها آیه برخورد می کنیم که با افلا تعقلون یا افلا تتفکرون انسان ها را به تعقل و تفکر دعوت نموده و

بی اعتنایی به آن را نکوهش می کند . چرا که مبدا هر کمال و سعادت و معرفتی تعقل و تفکر است

.

۴- ۳ .

پست شمردن دوری از تعقل

آیاتی تعقل نکردن را مستلزم پلیدی دانسته

(۱۰)

و کسانی را که همچون کوران و کران از کنار آیات الهی می گذرند و در آنها تدبر و

تعقل نمی کنند، بدترین جنبنده ها خوانده است [. انفال / ۲۲] و حتی از حیوانات گمراه تر می داند: ام تحسب ان اکثرهم یسمعون

اویعقلون ان هم الا کالانعام بل هم اضل سبیلا [فرقان / ۴۴] ; می پنداری که بیشتر اینها گوش شنوا دارند یا اهل تعقل هستند

.

چنین نیست، اینها چون چارپایان بلکه گمراه ترند

.

آیات مذکور و نیز آیاتی که در آنها به تفکر در آیات الهی دعوت شده است بیان کننده این حقیقت است که قرآن کریم عقل را به

عنوان یکی از ابزارهای مهم معرفت الهی و تفکر و تعقل را لازمه شناخت و پیمودن راه کمال می داند

.

در اینجا لازم است به این مساله بپردازیم که قرآن کریم ما را به تعقل و تفکر در چه اموری دعوت می کند

.

۴ .

منابع تعقل و تفکر از دیدگاه قرآن

قرآن کریم منابع و موضوعات فراوانی را برای اندیشیدن در آن پیش روی انسان قرار می دهد که به برخی از آنها در سطور گذشته

اشاره نمودیم . در اینجا نیز به جهت اهمیت مطلب نظری بر آنها می افکنیم

:

۱- ۴ .

آیات آفاقی

خدای سبحان آسمان و زمین، دریا و خشکی، شب و روز، باد و باران، خورشید و ماه و ستارگان، باغ و بستان و . . . را موضوع تعقل و

تفکر می داند که ذکر همه آنها در این مختصر نمی گنجد و تنها به یک آیه اشاره می شود: ان فی خلق السموات و الارض و اختلاف

الیل و النهار و الفلک التی تجری فی البحر بما ینفع الناس و ما انزل من السماء من ماء فاحیی به الارض بعد موتها

و بث فیها من کل

دابه و تصریف الریاح و السحاب المسخر بین السماء و الارض لایات لقوم یعقلون [بقره / ۱۶۴] ; در خلقت آسمانها و زمین و آمد و شد

شب و روز و کشتی هایی که برای انتفاع مردم در دریاها در حرکتند و بارانی که خدا از آسمان نازل کرده و زمین مرده را با آن حیات

بخشید و سبز و خرم گردانید و پراکندن انواع حیوانات در زمین و در وزیدن بادها و در ابرهایی که بین آسمان و زمین مسخر

شمایند، نشانه های روشنی [بر وحدت صانع هستی و علم و قدرت و رحمت او] برای اهل تعقل است

.

۲- ۴ .

آیات انفسی

یکی دیگر از منابع مهم تعقل و تفکر خود انسان است ; چنان که خدای سبحان می فرماید: هوالذی خلقکم من تراب ثم من نطفه

ثم من علقه ثم یخرجکم طفلا ثم لتبلغوا اشد کم ثم لتکونوا شیوخا و منکم من یتوفی من قبل و لتبلغوا اجلا مسمی و لعلکم

تعقلون [مؤمن / ۶۷] ; او خدایی است که شما را از خاک، سپس از نطفه و آنگاه از علقه آفرید ; سپس به صورت طفلی [از شکم

مادرانتان] بیرون آورد ; زان پس شما را به نهایت درجه نیرومندیتان (جوانی) رسانید ; بعد از آن نیز شما را حیات بخشید تا به

مرحله پیری و سپس به اجل حتمی برسید [. البته] برخی از شما قبل از آن وفات می کنید و اینچنین کردیم به امید اینکه شما

تعقل کنید

.

۳- ۴ .

تاریخ

یکی دیگر از چیزهایی که خدای

  راهنمای خرید:

  • همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
  • ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
  • در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.