خرید و دانلود فایل پاورپوینت کامل رئالیسم چیست؟
خرید و دانلود فایل پاورپوینت کامل رئالیسم چیست؟ قیمت اصلی 224,700 تومان بود.قیمت فعلی 109,200 تومان است.
بازگشت به محصولات
خرید و دانلود فایل پاورپوینت کامل رئالیسم هستی شناختی و معرفت شناختی علامه طباطبایی
خرید و دانلود فایل پاورپوینت کامل رئالیسم هستی شناختی و معرفت شناختی علامه طباطبایی قیمت اصلی 224,700 تومان بود.قیمت فعلی 109,200 تومان است.
📥 ترافیک اینترنت مصرفی جهت دانلود فایل‌ها در میکی بوک، به‌صورت نیم‌بها می باشد.
فقط اینقدر👇 دیگه زمان داری با تخفیف بخریش
00روز
15ساعت
36دقیقه
18ثانیه

خرید و دانلود فایل پاورپوینت کامل واقع گرایی، عینیت و شک گرایی

قیمت اصلی 224,700 تومان بود.قیمت فعلی 109,200 تومان است.

تعداد فروش: 79

فرمت فایل پاورپوینت

1 آیتم فروخته شده در 30 دقیقه
4 نفر در حال مشاهده این محصول هستند!
توضیحات

تحولی در ارائه‌ها با فایل پاورپوینت کامل واقع گرایی، عینیت و شک گرایی!

اگر به دنبال یک روش ساده اما حرفه‌ای برای ارائه‌ی مطالب خود هستید، فایل پاورپوینت کامل واقع گرایی، عینیت و شک گرایی بهترین انتخاب شما خواهد بود. فایل پاورپوینت کامل واقع گرایی، عینیت و شک گرایی از پایه بر اساس اصول طراحی مدرن ساخته شده و تضمین می‌کند که اسلایدهای شما جذاب، منظم و آماده‌ی استفاده باشند.

فایل پاورپوینت کامل واقع گرایی، عینیت و شک گرایی شامل 120 اسلاید است که با ترکیب بصری زیبا و چیدمانی حرفه‌ای، ارائه‌ی شما را به سطحی بالاتر می‌برد.

چرا باید از فایل پاورپوینت کامل واقع گرایی، عینیت و شک گرایی استفاده کنید؟

طراحی حرفه‌ای: هر اسلاید فایل پاورپوینت کامل واقع گرایی، عینیت و شک گرایی با دقت بالا تنظیم شده تا بیشترین تأثیر را روی مخاطبان بگذارد.

صرفه‌جویی در زمان: نیازی نیست ساعت‌ها وقت خود را برای طراحی پاورپوینت بگذارید، همه چیز آماده است.

استفاده‌ی آسان: بدون نیاز به ویرایش‌های پیچیده، کافی است فایل را باز کنید و ارائه دهید.

فایل پاورپوینت کامل واقع گرایی، عینیت و شک گرایی قابل استفاده در هر محیطی: چه در دانشگاه، چه در جلسات کاری، فایل پاورپوینت کامل واقع گرایی، عینیت و شک گرایی حرفه‌ای نیاز شما را کاملاً برآورده خواهد کرد.

متمایز باشید!

دیگر نگران بهم‌ریختگی یا طراحی‌های غیرحرفه‌ای نباشید. فایل پاورپوینت کامل واقع گرایی، عینیت و شک گرایی به شما این امکان را می‌دهد که بدون دغدغه روی محتوای خود تمرکز کنید و ارائه‌ای تأثیرگذار داشته باشید.

همین حالا دریافت کنید و تجربه‌ای متفاوت از ارائه‌های حرفه‌ای را داشته باشید!


بخشی از متن فایل پاورپوینت کامل واقع گرایی، عینیت و شک گرایی :

اشاره

این مقاله درباره این پرسش است که «به چه چیز می توانیم معرفت پیدا کنیم؟» در اینجا مسئله اصلی رئالیسم هستی شناختی است. رئالیسم هستی شناختی، دیدگاهی درباره سرشت متعلق معرفت است. پال موزر در این مقاله نوعی رئالیسم به نام رئالیسم معتدل را مطرح می کند که براساس آن برخی از اموری که باورهایمان از آن ها حکایت می کنند عینی اند. وی سپس از این رئالیسم دربرابر اعتراض فهم ناپذیری دفاع می کند. در بخش دوم، نویسنده به بررسی مواردی می پردازد که می تواند به عنوان معارضه جدی شک گرایانه در قبال «رئالیسم معتدل» تلقی شود. موزر در بخش های بعدی، پاسخ هایی را که می توانیم در قبال چنین چالش شک گرایانه ای ارائه کنیم بیان می کند. «استنتاج بر مبنای بهترین تبیین» در زمره این پاسخ ها قرار دارد.

* * *

اهل پژوهش می خواهند بدانند، نه این که فقط می خواهند باور کنند یا حتی به درستی باور کنند. آنها می خواهند واقعیات (

facts

) یادست کم واقعیات مربوط به حوزه ای خاص را بشناسند. از این رو، معرفت شناسی (

epistemology

)در پی بررسی و توضیح همین خواسته اهل پژوهش است و به همین سبب برای اهل پژوهش، با حوزه های مورد علاقه گوناگونشان، ارزشمند است. ممکن است کسی به داشتن باوری صادق (

true belief

) بسنده کند و از سر کاهلی چندان توجهی به معرفت نکند، اما این به واقع امری غیرعادی است. اهل پژوهش در پی چیزی مدلل تر از مثلاً باور صادق مبتنی بر حدس و گمان اتفاقی اند. آنها باور صادقی را می جویند که بر قراین کافی (

adequate evidence

) مبتنی باشد، تا مگر از دگرگونی های (

vicissitudes

) باورهای بی دلیل (

ungrounded beliefs

) بپرهیزند.

معرفت شناسی بر آن است تا از میان امور متعدد به توصیف قراین کافی و شیوه ای بپردازد که چنین قراینی باورهای صادق را شایسته معرفت (

knowledge

)می سازند. تحقق این هدف با توجه به پیچیدگی های قراین و معرفت آسان نیست، اما البته این نکته چیزی از ارزش معرفت شناسی نمی کاهد. در بسیاری از جاهای دیگر نیز جهان در برابر تبیین بی دردسر و آسان مقاومت می کند. بنابراین، ما نباید معرفت شناسی یا هر رشته فلسفی دیگر را برای پیچیدگی هایش در تبیین بخشی از جهان که از لحاظ نظری دشوار است مقصر بدانیم.

معرفت مستلزم چیزی بیش تر از باور صادق است، به ویژه مستلزم باور صادق است که با حقایقی از نوع مثال های نقض گتیه (

Gettier-style contereamples

) نقض نشده باشد. ما اکنون به چنین مثال های نقض نمی پردازیم، زیرا در پی تحلیل معرفت گزاره ای (

propositional knowledge

)نیستیم. هدف اهل پژوهش از جستجوی باورهای صادق کاملاً مدلل دست کم رسیدن به باورهایی است که بیانگر نحوه وجود واقعی اشیا هستند. آنها بر چه پایه ای، در صورت امکان، منطقا می توانند مدعی دستیابی به چنین باورهایی شوند؟ انگیزه نگارش این مقاله نیز پاسخ گویی به همین پرسش است.

۱. عینیت و واقع گرایی معقول

هدف ما از جستجو درباره باورهای حاکی از «نحوه وجود واقعی اشیا» (

how things really are

)پیگیری نوعی از عینیت (

objectivity

)، و بدین سان پانهادن در بستری فلسفی و جدال برانگیز است. به ویژه با واقع گرایی بر سر این نکته که باورهایمان چه چیزی را نشان می دهند به مجادله برمی خیزیم.

واقع گرایی شکل و اندازه ای گوناگونی دارد. از این رو، اندکی جداسازی آنها از یکدیگر سودمند است واقع گرایی حداقلی (

minimal

realism

) می گوید چیزی به طور عینی (

objectively

)، یعنی مستقل از تصور ما وجود دارد. نمونه های بیش تر انواع معمولی روان شناختی و فیزیکی (که در کاربرد معمولی زبان بر آنها تصریح شده است) وجود عینی دارند. واقع گرایی علمی (

scientific realism

) نیز معتقد است نمونه های بیش تر انواع علمی از وجود عینی برخوردارند.(۱)

ما به بررسی واقع گرایی معتدل (

moderate realism

) خواهیم پرداخت، یعنی این دیدگاه که دست کم برخی از اموری که باورهایمان از آنها حکایت می کنند، عینی اند؛ یعنی منطقا و به طور علیّ (

causally

) از تصوری که از آنها داریم مستقل اند منظور از تصور کردن (

conceiving

) معنای عام آن است که شامل پدیده های روان شناختی همچون تصدیق کردن (

assenting

)، باور کردن (

believing

)و ادراک کردن (

perceiving

) می شود. برای مثال، باور شما به این که دریاچه میشیگان نمناک است به خوبی حاکی از این است که دریاچه میشیگان نمناک است. نمناکی دریاچه میشیگان اکنون عینیت دارد اگر و فقط اگر اکنون منطقا یا به طور علیّ به تصور کسی از آن وابسته نباشد. بنابراین، عینیت ریشه در مفهوم «مستقل از تصور کردن» (

conceiving-independence

) از نوع مذکور دارد و اصولاً می تواند پدیده های روان شناختی و نیز پدیده های غیرروان شناختی را توصیف کند؛ مثلاً خود تصور کنندگان می توانند مستقل از تصور کردن باشند، یعنی از «متصور بودن» مستقل اند.

به تعبیری آشکارتر، بحث از عینیت چیزی همانا بحث از این است که چگونه آن چیز از آنچه هر تصور کننده ای مفروضش می گیرد مستقل است. برخی از مخالفان بحث از عینیت، تفاوت میان (الف) وابسته به تصور بودن (

conceiving-dependence

) تصور ما از چیزی و (ب) وابسته به تصور بودن آنچه تصور ما از آن حکایت می کند، نادیده می انگارند. تصور شما از دریاچه میشیگان به تصور کردن وابسته است، اما از این نتیجه نمی شود که دریاچه میشیگان به تصور کردن وابسته است. ما احتمالاً می توانیم تصوری از دریاچه میشیگان داشته باشیم، در حالی که تصوری از تصور کردن نداریم. بنابراین، مفهوم تصور کردن از مقدمات ضروری مفاد یک مفهوم نیست، حتی اگر وجود مفهوم و رویداد تصور کردن به تصور کنندگان وابسته باشد.

برخی از فیلسوفان در معقولیت تعریف عینیت بر اساس «نحوه وجود واقعی اشیا» یا «نحوه استقلال اشیا از تصور ذهنی» تردید کرده اند؛ مثلاً، ریچارد رُرتی از بیهودگی کوشش برای معنادار کردن عبارتی همچون «نحوه وجود جهان» (

The way the world is

) سخن گفته و افزوده اند که مفهوم جهان فی نفسه (

world-in-itself

)«کاملاً نامعلوم (

unspecified

) و معلوم ناشدنی (

unspecifiable

)است.»(۲) به همین سان، هیلاری پاتنم در تفسیر مفهوم کانتی شی ء فی نفسه (

thing-in-itself

) گفته است که هر تصوری از واقعیتِ مستقل از تصور کردن (

conceiving- independent reality

)«بی معنااست».(۳) بنابراین، آنها می گویند بحث از عینیت به معنای نحوه وجود واقعی اشیاء، یعنی اشیا چگونه مستقل از تصور شدن وجود دارند، معقول نیست.

ادعای نامعقول بودن عینیت به معنای «نحوه وجود واقعی اشیا» سبب «خود ارجاعی» (

self-referential

) مهمی می شود؛ زیرا می توانیم بپرسیم که آیا خود این مدعا نیز مدعایی درباره عینیت به معنای مذکور است؟ پاسخ یا مثبت است یا منفی. اگر مثبت باشد، پس خود این مدعا نامعقول است، چون مستلزم این است که گزاره های مبتنی بر مفهوم عینیت نحوه وجود واقعی اشیاء به نامقعول بودن متصف شوند. اگر مدعایی درباره عینیت به معنای مذکور نباشد، پس باید تبیین کنیم که این چه نوع مدعایی است. مسلّما بی فایده است که در پاسخ بگوییم این مدعایی است درباره چیزی که در ادعایش موجهیم، نه مدعایی درباره عینیت نحوه وجود واقعی اشیاء. با فرض چنین پاسخی معلوم می شود که دیدگاه رُرتی و پانتم این است که ادعای ما درباره نامعقول بودن مفهوم عینیت نحوه وجود واقعی اشیاء موجه است. اما این دیدگاه مسأله «خود ارجاعیِ» مذکور را تقویت می کند نه این که از آن بپرهیزد. زیرا می توانیم بپرسیم آیا خود این دیدگاه، نسبت به آنچه در ادعایش موجهیم، مدعایی است درباره عینیت نحوه وجود واقعی اشیاء؟ اگر چنین است، پس با فرض این دیدگاه، ما در اعتقاد به اینکه این دیدگاه خودش نامعقول است، موجهیم. اگر این مدعایی درباره عینیت نحوه وجود واقعی نیست، بلکه فقط ادعایی است درباره آنچه ما در ادعایش موجهیم، پس با خطر تسلسل دردسر زایی از سطوح فزاینده توجیه مفروض مواجه می شویم. دردسر آفرینی این تسلسل خطرساز فقط در صورتی است که ما ظاهرا آن نوع از توجیه پیچیده و تکراری را که لازمه آن مدعا است نداشته باشیم. (و شاید حتی آن را نفهمیم).(۴)

بنابراین، باید در این مدعا که مفهوم عینیت نحوه وجود واقعی اشیاء نامعقول است تردید کنیم. مدعای رُرتی و پاتنم درباره مفهوم اشیاء واقعا چگونه اند، با کیفر نامعقولیت تلویحی (

emplied unintelligibility

)یا تسلسل بی پایان، مفهومی واقع گرایانه از نحوه وجود واقعی اشیا را مفروض می گیرد. به واقع، هر حکم دارای ارزش صدق (

truth-valued judgement

) مفهومی از نحوه وجود واقعی اشیا را مفروض می گیرد و بدین سان معقولیت مفهوم عینیت را نشان می دهد. بنابراین، واقع گرایی معتدل که حاکی از آن است که آنچه را که دست کم برخی از باورهایمان نشان می دهند عینی است، از شرط معقولیت برخوردار است. به تعبیر دیگر، از لحاظ معناشناختی، به نظر می رسد که واقع گرایی معتدل از تیررس انتقاد نامعقولیت به دور باشد. ادعاهای مخالف واقع گرایی به سبب پیامدهای روشن خود درباره عینیت نحوه وجود واقعی اشیا بر معقولیت (اما لزوما نه بر صدق) واقع گرایی معتدل گواهی می دهند. (در بخش چهارم به ارزیابی کوشش های جدیدتر رُرتی برای روشن کردن مسائل اصلی معرفت شناسی سنتی می پردازیم.)

مفهوم عینیت نحوه وجود واقعی اشیا ما را قادر می سازد که تعریفی حداقلی از صدق (

truth

)عرضه کنیم. برای چنین تعریفی از واژه قضیه (

proposition

) به معنای محتوای یک گزاره (

statement

)استفاده می کنیم و می گوییم: این مدعا که قضیه

P

صادق است به معنای این است که اشیا واقعا همان گونه اند که توسط

P

بیان شده اند. این تعریف واقع گرایانه، تعریفی حداقلی از مطابقت (

minimal

correspondence definition

) است که صدق در آن فقط تابعی از رابطه میان گزاره و یک قضیه و عینیت نحوه وجود واقعی اشیا است. این تعریف همچنین می تواند با شرط ضروری تارسکی برای هر تعریف مناسبی از صدق سازگار افتد؛ یعنی با این شرط که: ×صادق است اگر و فقط اگر

P

(که «

P

» نشانه جمله خبری (

declarative sentence

)) و «×» نشانه نام آن جمله است). تعریف واقع گرایانه حداقلی صدق دارای این پیامد مقبول است که یک شخص باور دارد قضیه ای صادق است اگر و فقط اگر باور داشته باشد که آن قضیه می گوید اشیا واقعا چگونه اند. این تعریف همچنین مفهوم مهمی از صدق عینی (

objective truth

) عرضه می کند.(۵)

معقولیت یک دیدگاه البته مستلزم صدق آن نیست، زیرا دستیابی به صدق آسان نیست؛ مثلاً الگوی بطلمیوسی جهان (

Ptolemaic

model of universe

) معقول است اما صادق نیست. واقع گرایی معتدل نیز ممکن است معقول اما کاذب باشد؛ یعنی آنچه باورهای ما نشان می دهد ممکن است در واقع عینی نباشد، حتی اگر معقول باشد که عینی است. در این صورت، واقع گرایی معتدل در مورد باورهای ما کاذب خواهد بود، اما با این همه معقول است. با فرض معقولیت واقع گرایی معتدل جستجو برای عینیت در مورد محکی باورهای ما نیز به همین سان معقول است. بنابراین، جستجوی معروف در معرفت شناسی سنتی برای باورهای عینی به منظور دستیابی به واقعیت مستقل از تصور ما از لحاظ معناشناختی مقبول است حتی اگر این جستجو نهایتا در پرتو مسائل معرفت شناختی غیرمعنا شناسانه (

nonsemantical epistemological problems

) ناکام شود. اجازه دهید اکنون به مسائل بعدی بپردازیم.

۲. واقع گرایی اساسی: از معقولیت به مقبولیتدره مطلوبهای مربوط دست نخواهند زد. آنها به آسانی چیزی را مفروض نمی گیرند که در برابر پرسش های شک گرایانه مربوط نیازمند دفاع باشد. وگرنه، استدلالی که میان واقع گرایان و شک گرایان ردوبدل می شود کلاً زاید خواهد شد و بنابراین خطر نوعی دلخواستگی معرفتی (

epistemic arbitrariness

)آزاردهنده وجود خواهد داشت.

با فرض روابودن (

permissiboility

) مصادره به مطلوب های مربوط، ما می توانیم از هر موضع دلخواسته ای (

arbitrary position

) که می پسندیم حمایت کنیم. فقط باید به گونه ای مصادره به مطلوب کنیم که به نفع موضع منتخب ما تمام شود. در این صورت، ما در بحث های دوسویه فلسفی دچار دلخواستگی معرفتی تحمل ناپذیری خواهیم شد و سرانجام استدلال محکم آوردن عبث خواهد بود و خطر نوعی بوالهوسی باور محور (

dorastic caprice

) وجود خواهد داشت. حتی اگر هم استدلال ها بر مقدماتی مبتنی باشند، البته لزومی ندارد که مقدمات یک استدلال در یک زمینه تحقیقی خاص مصادره به مطلوب باشند. بنابراین، ایراد شک گرایانه مورد بحث به طور کلی مخالف استدلال نیست، بلکه فقط مخالف استدلالهایی است در یک زمینه تحقیقی خاص مصادرات مقتضی می کنند.

ایراد شک گرایانه لزوم حمایت معرفتی غیرمصادره به مطلوبی مستلزم این نیست که واقع گرایی معتدل نتواند صادق باشد یا صادق نیست. بنابراین، این ایراد مستلزم هیچ گونه ایدئالیسمی نیست. ایراد اصلی شک گرایان مستقیما بر صدق عینی یا کذب واقع گرایی معتدل وارد نمی شود، بلکه متوجه آن نوع حمایتی است که از واقع گرایی می شود. شک گرایان می توانند این استدلال را بپذیرند که ارائه یک باور عینی به فرایندهای شناختی مناسب مانند ادراک (

perception

)، درون نگری (

introspection

)، حافظه (

memory

) و گواهی (

testimony

)بستگی دارد. مسأله آنان این است که چنین فرایندهایی در مورد صدق باورهایی که عرضه می کنند نمی توانند آشکار از وثاقت خود حمایتی غیر مصادره به مطلوبی بکنند. شک گرایان به طور کاملاً معقولی می پرسند آیا این فرایندها باورهای مورد نظر را پدید می آورند یا دست کم بر آنها تأثیری قاطع می گذارند یا نه. اگر چنین است، پس این ابزارها و فرایندها با خطر عدم وثاقت یا ناکامی در خصوص عینیت باورها روبه رو می شوند؛ یعنی این فرایندهای شناختی (

cognitive processes

)در چنین وضعیتی همچون تولید کننده ها (

producers

) یا واپیچیده کننده ها (

distorters

) عمل می کنند نه مانند بازنمایانگرهای مطمئنِ (

sound representers

) احکامِ (

deliverances

) خود.

شک گرایان تردید دارند که ما بتوانیم از موضعی مستقل از فرایندهای شناختی مربوط سود ببریم و وثاقت آنها را در بازنمایی عینیت نحوه وجود واقعی اشیا یا صدق باورهای حاصل از آنها به شیوه ای غیرمصادره به مطلوبی ارزیابی کنیم. آنان همچنین تردید دارند که این گرفتاری شناختی انسانی (

human cognitive predicament

) چاره ناپذیر باشد. واقع گرایان معتدلی که در پی پرهیز از استدلال مصادره به مطلوبی اند نیازی ندارند که راه برون شدی از این گرفتاری نشان دهند یا اثبات کنند که این گرفتاری نهایتا توهمی است.

ویلیام آلستون به درستی یادآوری کرده است که خطر دور (

circularity

)، از نوع مورد بحث، «هیچ گونه محدودیتی برای باورهایی که می توانند موجه باشند پدید نمی آورد یا آنچه را که می توانیم بشناسیم محدود نمی کند.»(۶)

مسأله شک گرایی صرفا متوجه قراین توجیه کننده باورهای ما یا حتی معطوف به باورهای صادقی نیست که در برابر مشکلاتی از نوع گتیه (

Gettier-style problems

) مقاومت می کنند. شک گرایان مخالف استدلال دوری لزوما ادعا نمی کنند که ما باورهای موجه یا معرفت نداریم، بلکه ایراد آنها بر تولید یا دست کم داشتن حمایتی معرفتی و غیرمصادره به مطلوبی برای صدق باورهایمان است که فرضا بی درنگ با پرسش های مربوط شک گرایانه رو به رو می شوند. همان طور که پیش تر یادآوری کردیم، چون این ایراد تأثیر مهمی بر ارزش استدلال محکم بر ضد دلخواستگی و گزافه گویی معرفتی در پژوهش فلسفی می گذارد باید آن را جدی بگیریم. ما می توانیم این ایراد را بدون ورود به مناقشه بر سر شرایط دقیق قراین (

evidence

) یا توجیه (

justification

) یا معرفت بررسی کنیم.

پرسش های شک گرایانه

مبانی معروف زیر را برای باورهایی که مستلزم یک جهان عینی اند در نظر بگیرید: (الف) فرایندهای روان شناختی عادی شامل ادراک، درون نگری و حافظه، (ب) هماهنگی مناسب (

suitable coherence

) میان باورها، (پ)موفقیت پیش گویانه (

predictive success

) و مقبولیت گسترده در جامعه. بیایید این مبانی را شرایط اساسی (

grounding conditions

) برای باورهای حاکی از جهانی عینی، و در نتیجه برای واقع گرایی معتدل بنامیم. شرایط اساسی از دیدگاه بسیاری از مخالفان شک گرایی می تواند حمایت معرفتی درخوری برای باورهای حاکی از جهان خارجی و بنابراین برای واقع گرایی معتدل باشد. ما باید مشخص کنیم که این شرایط چه نوع حمایت معرفتی می توانند بکنند.

یکی از ویژگی های مهم حمایت معرفتی برای یک قضیه این است که شاخص صدقی (

truth-indicator

) برای آن قضیه فراهم می کند. یک شاخص صدق البته می تواند خطاپذیر (

fallible

)یا احتمالی (

probabilistic

) باشد. حمایتی معرفتی ما لزوما صدق بالفعل را تضمین یا به گونه ای آن را تأمین نمی کند. برای هدف کنونی مقاله لازم نیست از موضوع دور شویم و به بحث درونی گرایی (

internalism

) و بیرونی گرایی (

externalism

) مربوط به این مسأله بپردازیم که آیا حمایت معرفتی باید برای یک باور کننده قابل دسترسی باشد، و اگر آری چگونه.(۷)

شک گرایان در چالش با واقع گرایی معتدل می پرسند آیا شرایط اساسی موجود حمایت معرفتی غیر دوری برای این گونه واقع گرایی فراهم می کند؟ آنان این پرسش ساده را مطرح می کنند که برای این مدعا واقع گرایی معتدل از صدق عینی برخوردار است چه حمایت معرفتی غیر مصادره به مطلوبی باید داشته باشیم. واقع گرایان نیز معمولاً با توسل به یکی از بندهای (الف) تا (ت) پیش گفته شرایط اساسی به ایراد شک گرایان پاسخ می دهند از دیدگاه واقع گرایان، چنین شرایط پایه ای حمایت معرفتی لازم را برای واقع گرایی معتدل فراهم می سازد.

شک گرایان با هر گونه استفاده غیرشک گرایانه از شرایط اساسی چالش می کنند و می پرسند چه حمایت معرفتی غیر مصادره به مطلوبی دارید که با تکیه بر آن ادعا می کنید شرایط اساسی منتخب تان عملاً شاخصی برای عینیت واقع گرایی معتدل است؟ به تعبیر دیگر، چه حمایت معرفتی غیر مصادره به مطلوبی باید داشته باشیم تا مدعی شویم قضیه ای که شرایط اساسی آن را تضمین کرده است (مانند این قضیه که اشیای مستقل از ذهن وجود دارند) عملاً صادق است؟ واقع گرایانی که با توسل به شرایط اساسی منتخب خود به پاسخ گویی می پردازند همین پرسش را از مخالفان شک گرای خود می پرسند. اما شک گرایان کفایت آن شرایط اساسی را زیر سؤال می برند و چنین تردیدی نمی گذارد حمایت غیرمصادره به مطلوبی برای واقع گرایی عرضه گردد. البته شک گرایان استدلال مصادره به مطلوبی را ممنوع می کنند نه خطاپذیری باور (یعنی این دیدگاه که یک باور ممکن کاملاً مستدل (

well-grounded

) می تواند کاذب باشد) یا استفاده از استنتاج استقرایی (

inductive inference

) در حمایت معرفتی را. همچنین ممنوعیت استدلال مصادره به مطلوبی از سوی آنان بر مسأله تعیین شرایط دقیق توجیه معرفتی (

epistemic justification

) و معرفت تأثیری نمی گذارد. از این رو، بر تبیین ویژه و خویشکام (

self-serving

) از توجیه و معرفت یا حمایت معرفتی تکیه نمی زنند.

شک گرایان از واقع گرایان نمی خواهند که بدون استفاده از مقدمات به اثبات واقع گرایی معتدل بپردازند؛ زیرا چنین خواسته ای بی معنا است. بلکه آنان بر این نکته پافشاری می کنند که برای اثبات واقع گرایی معتدل و اثبات این فرض عمومی که شرایط اساسی مذکور عملاً شاخصی برای عینیت یک باور است باید مؤید معرفتی غیر مصادره به مطلوبی عرضه شود. بنابراین، واقع گرایان می توانند در استدلال های خود به مقدماتی توسل جویند که نتیجه آنها صدق واقع گرایی معتدل باشد. اما آنها به مقدماتی توسل نمی جویند که مصادره به مطلوب و در خور ایراد شک گرایانه باشد؛ زیرا مقدمه مورد ایراد شک گرایانه، خود به خود در حوزه پژوهشی که خودش آشکارا یا پنهان مورد تردید است نمی تواند قانع کننده باشد. هر استدلالی که از چنین مقدمه ای استفاده کند در زمینه پژوهشی مربوط عقیم خواهد بود. به همین سبب است که مصادره به مطلوب استدلال را زاید و باطل می سازد.

گرفتاری پیش گفته شناخت انسانی نشان می دهد که واقع گرایان نمی توانند از پس این ایراد شک گرایانه برآیند. زیرا دسترسی معرفتی ما به صدق باوری به شرایطی اساسی همچون ادراک (

percepltion

)، درون نگری (

introspection

)، حافظه(

memory

) ، گواهی (

testimony

) و فهم متعارف (

common sense

)بستگی دارد. اما چون شک گرایان وثاقت و قابل اعتماد بودن چنین شرایطی را در انتقال حقایق عینی زیر سؤال برده اند، پس توسل به این شرایط نمی تواند به ارائه مؤید غیر مصادره به مطلوبی لازم بینجامد.

شک گرایان در کل شرایط اساسی به منزله یک مجموعه تردید می کنند و در این کار شهرت دارند. بنابراین ما نمی توانیم با برگرفتن یکی از شرایط اساسی و تأیید شراط اساسی دیگر توسط آن، با ایراد شک گرایان به رویارویی برخیزیم؛ چون این ایراد، ایرادی فراگیر است و همه شرط های اساسی یا منابع شناختی فرضی را یکجا در بر می گیرد. هر پاسخی که به این ایراد فراگیر بدهیم ظاهرا دست کم بر یکی از شرایط اساسی مبتنی است که خود مورد ایراد است. از این رو، گویی سرنوشت ما همین است که با مصادره به مطلوب کردن به رویارویی شک گرایان برویم. به نظرمی رسد گرفتاری شناخت انسانی همین است.

۳ پاسخ واقع گرایانه به شک گراییان را مفروض می گیرد، جزء به همین اعمال نمی توانیم توسل بجوییم.(۸)

این پاسخ دو بخش مهم دارد. نخست این که اعتراف می کند به ایراد شک گرایانه نمی توانیم پاسخ بگوییم، چون نمی توانیم منابع شناختی باورهایمان را به طور غیر دوری (یا غیر مصادره به مطلوبی) اثبات کنیم. دوم این که این پاسخ مستلزم نوعی عقلانیت سازگار با وجود گریزناپذیر دور معرفتی (

epistemic circularity

)است.

عقلانیت پیشنهادی آلستون عقلانیتی «عملی» است و بر پرسش بی پاسخی مبتنی است که خود وی مطرح می کند: «چون ما نمی توانیم در کوشش های عقلی بدون پرداختن به اعمال باوری (

doxastic practices

)گاهی پیش نهیم، پس چه جایگزین معقولی برای پرداختن به اعمالی که از نزدیک با آنها آشناییم، وجود دارد؟»(۹)

آلستون با ادعای فقدان چنین جایگزینی به واقع همان راه تامس رید را می پوید که می گفت «باید همه اعمال باوری تثبیت شده مان را مقبول و بی گناه (

innocent

) بدانیم مگر آن که گناهشان اثبات شود.»(۱۰) بحث از اعمال باوری «تثبیت شده»(

established

) همان بحث از اعمال باوری «معمولی» (

customary

) است و از شأن معرفتی ویژه ای (

special epistemic status

) حکایت نمی کند. بنابراین، هسته عقلانیت آلستون برای اعمال باوری دو لایه ای است: یکی این که جایگزینی برای اعمال باوری معمولی مان وجود ندارد، و دیگر این که چنین اعمالی بی گناهند مگر آن که گناهشان اثبات شود.

شک گرایان می توانند در این مدعا تردید کنند که جایگزینی برای اعمال باوری معمولی مان وجود ندارد به ویژه آن که اگر تلاش های فکری معمولی را اختیاری (

optional

) بدانیم. با توجه به کوششهای فکری معمولی مان مانند مقوله بندی کردن (

categorizing

)، طراحی کردن (

plaining

) و پیش بینی (

predicting

) شاید بگوییم جایگزین آسان یابی برای اعمال باوری معمولی مان نداریم. اما باز هم شک گرایان می توانند در اهمیت معرفتی تلاش های فکری معمولی مان تردید کنند. آنها منطقا می توانند بپرسند آیا این کوشش ها اطلاعات دقیقی درباره جهان عینی می دهند یا نه؟ آیا هیچ مؤید معرفتی غیر مصادره به مطلوبی وجود دارد که نشان دهد عقلانیت عملی، از نوع پیشنهادی آلستون، به صدق عینی یا وثاقت باورهای ما می انجامد؟ اگر اذعان کنیم که چنین مؤیدی وجود ندارد، پس موضع ما با با موضع شک گرایی مورد بحث همسو خواهد بود نه مخالف آن. اما اگر کسی مدعی وجود چنین مؤید غیرمصادره به مطلوبی شود و شرط اساسی مناسبی پیشنهاد کند، شک گرایان می توانند همچون گذشته بر آن شرط اساسی نیز ایراد بگیرند. گرفتاری شناختی پیش گفته در این جا مایه هیچ دلگرمی نیست.

آلستون آشکارا به ناکارامدی عقلانیت عملی در رویارویی با شک گرایان هوشمند اعتراف می کند و می گوید:

ما حداکثر نشان داده ایم که پرداختن به عمل ادراک حسی از عقلانیت عملی برخوردار است؛ چنین کاری با توجه به اهداف و موقعیت ما معقول است. اما این تنها همان عقلانیت عملی است که از طریق رابطه تعهد به این حکم که عمل ادراک حسی موثق است منتقل می شود. ما اثبات نکردیم که وثاقت عمل ادراک حسی به معنای معرفتی معقول است یا دست کم احتمال دارد صادق باشد که عمل ادراک حسی موثق و قابل اعتماد است… ما اثبات نکرده ایم که ویژگی وثاقت به معنای عقلانیت معطوف به صدق، که خودش در معرض محدودیت وثاقت است، معقول است.(۱۱)

بنابراین، نمی توانیم با عقلانیت عملی آلستون از پسِ ایراد شک گرایان مورد بحث برآییم. آنها طبیعتا خواهند پرسید که ما چه نوع مؤید معرفتی غیرمصادره به مطلوبی داریم که فرض می گیریم عقلانیت عملی عملاً حاکی از صدق عینی (

objective truth

) باورهای ما است. بعید می نماید که پاسخ واقع گرایی معتدل به چنین شک گرایانه دچار مصادره به مطلوب نشود. توسل جستن به عقلانیت عملی برای اهداف ضد شک گرایانه شبیه دفاعیات پراگماتیستی از واقع گرایی است.

پراگماتیسم می خواهد بر مبنای فایده کلی باور نسبت به مجموعه مقاصد و اهداف نظری یا عملی به ایرادهای شک گرایانه پاسخ گوید. اما شک گرایانه با توجه به اهمیت این پرسش عقب نشینی نمی کنند و می پرسند چه مؤید معرفتی غیر مصادره به مطلوبی در دست داریم که ادعا می کنیم فایده پراگماتیستی و کلی یک باور (از هر نوع فایده ای که شخص می پسندد) عملاً حاکی از صدق عینی آن باور است؟ گویی واقع گرایان منابعی برای پاسخگویی به این پرسش در دست ندارند. اصلاً کافی نیست که واقع گرایان ادعا کنند از لحاظ عملی مفید است که باور کنیم فایده پراگماتیستی حاکی از صدق عینی است؛ زیرا این کار فقط ایراد شک گرایانه را به سطحی بالاتر منتقل می کند ولی پاسخی به آن نمی دهد. بنابراین، به نظر می رسد ملاحظات پراگماتیستی از عهده پاسخگویی به ایراد شک گرایانه برنمی آید. در نتیجه، واقع گرایی معتدل در برابر این ایراد بی دفاع می ماند.

استنتاج بر مبنای بهترین تبیین

بسیاری از فیلسوفان کوشیده اند تا با ملاحظات تبیینی به ویژه با تکیه بر استنتاج بر پایه بهترین تبیین (

inference to the best

explanation

)به دفاع از واقع گرایی برخیزند.(۱۲) یک فرض قاطع این است که واقع گرایی معتدل بخشی از بهترین تبیین، از تجربه های ادراکی کلی ما است و بدین سان در برابر ایراد شک گرایانه مقاومت می کند. این فرض را می توانیم با این مدعا تکمیل کنیم که ظاهرا «درون دادهای ادراکی» (

perceptual

) دست کم تا حد زیادی، برخلاف مواردی از تخیل فعال (

active imagiration

)، غیر اختیاری اند (

unvoluntary

). به نظر نمی رسد «درون دادهای ادراکی عادی» (

typical perceptual inputs

)ذهنا از فعالیت ارادی ما سرچشمه بگیرند.

اما این استدلال واقع گرایان استدلالی برمبنای بهترین تبیین است که البته شک گرایان نیز می توانند دو مسأله را در خصوص آن مطرح کنند. نخست آن که اگر ما در تجربه مان از یک سرچشمه ذهنی درون دادهای ادراکی شی ءگونه (

object-like perceptual inputs

) شاخصی در دست نداریم، پس به همین سان در تجربه مان از یک سرچشمه عینی این درون دادها نیز شاخصی غیر مصادره به مطلوبی نداریم. به ویژه ما مؤید معرفتی غیرمصادره به مطلوبی نداریم که نشان دهد نداشتن شاخصی برای یک سرچشمه اختیاری ذهنی به شاخصی برای شاخصی برای سرچشمه ذهنی می انجامد. دوم این که استنتاج بر مبنای بهترین تبیین با همان ایرادی مواجه است که پیش تر در مورد شرایط اساسی بیان کردیم. به ویژه ما چه مؤید معرفتی غیرمصادره به مطلوبی در دست داریم که ادعا می کنیم یک استنتاج بر مبنای بهترین تبیین (هر چند ماهرانه) عملاً حاکی از نحوه وجود واقعی اشیا یا صدق عینی آنها است؟

ملاحظات مطرح شده درخصوص شرایط اساسی پیش گفته، با توجه به گرفتاری شناختی انسان، نشان می دهد که آن مؤید درخواستی شک گرایان عملاً آسان به چنگ نمی آید. ظاهرا ما دیدگاه مستقلی برای عرضه مؤید لازم نداریم و واقع گرایان نیز دست کم خلاف آن را ثابت نکرده اند. استنتاج بر مبنای بهترین تبیین چنان که عموما فهمیده می شود، ممکن است برای «توجیه» مهم باشد، اما دلیلی نداریم که بپنداریم این استنتاج پاسخی کافی به ایراد شک گرایانه می دهد.

علم، شک گرایی و واقع گرایی

بسیاری از واقع گرایان معتقدند که بهترین علوم ما به تأیید واقع گرایی می انجامد. برای مثال، مایکل دویت برای رویارویی با ایراد شک گرایی بر واقع گرایی به بهترین علوم، (

our best science

)توسل جسته است؛ بدین سان که:

شک گرا معیارهای معرفت (یا باور معقول (

rational belief

) را چندان سنگین می گیرد که واقع گرایان هرگز نمی توانند به آن دست یابند. بهترین علوم ما این معیارها را نشان می دهد. مثلاً نشان می دهد که اگر قرار است معرفت بیندوزیم، باید فرضیات ناموجه را حذف کنیم بی آنکه که نهایتا بتوانیم این حذف را توجیه کنیم. همچنین نشان می دهد که همواره امکان (تجربی) خطا در مورد هر ادعای معرفت (طبیعی) وجود دارد. معیارهایی که بهترین علوم ما نشان می دهند نمی توانند با نقص خودباوری (

solipsism

) نظریه ای که جدا نامعتبر است و باید نادیده انگاشته شود روبه رو شوند. شک گرایی هیچ چنگی به دل نمی زند، برای درست کردن ابرو، چشم ها را کور می کند.(۱۳)

ایراد شک گرایانه مورد بحث در این جا، برخلاف ادعای دویت، معیارهای بسیار سنگینی برای معرفت یا باور موجه مطرح نمی کند بلکه معیارهای برگزیده واقع گرایان را برای معرفت یا باور موجه می پذیرد. حتی می پذیرد که مردم می توانند از طریق این معیارها به معرفت یا باور موجه دست یابند. مسأله اصلی شک گرایی وجود مؤید معرفتی غیرمصادره به مطلوبی برای واقع گرایی معتدل است. واقع گرایان نمی توانند به جای پاسخ گویی قانع کننده به شک گرایان صرفا مفروض بگیرند که عملاً چنین مؤید معرفتی را در دست دارند. حتی اگر ادعای واقع گرایی معتدل، ادعایی غیر معرفتی باشد، حامیان آن باید در زمینه پژوهش مورد بحث برای پاسخ گویی به شک گرایان ، مؤید معرفتی غیرمصادره به مطلوبی برای واقع گرایی خود عرضه کنند یا این که تسلیم ایرادهای شک گرایان شوند.

دویت رویکرد خود به معرفت شناسی را طبیعت گرایانه می نامد، زیرا این رویکرد توصیه می کند که «رابطه معرفتی میان انسان ها و خود جهان، موضوع مطالعه علمی شود».(۱۴) او توضیح می دهد:

معرفت شناسی طبیعی (

naturalized epistemology

) علوم و در نتیجه جایگاه ها آن را بیش تر در خور پذیرش می داند و فرض آغازین و بدیهی است… که این جایگاه ها به طور عینی و مستقل از ذهن وجود دارند. بنابراین از منظری واقع گرایانه به معرفت شناسی می نگرد.(۱۵)

دویت ادعا می کند که «به محض این که مسائل شک گرایانه را به نفع معرفت شناسی طبیعی کنار بگذاریم استدلال های علیه واقع گرایی همه توان خود را از دست می دهند» و می افزاید «واقع گرایی به تنهایی نظم های موجود در تجربه را» تعیین می کند.(۱۶) نکته اخیر حاکی از بازگشت به استنتاج مبتنی بر بهترین تبیین است که قبلاً در مورد آن در همین بخش سخن گفتیم.

دو نکته مسأله برانگیز در این جا وجود دارد: نخست این که قبلاً درباره توانایی تبیینی ملاحظاتی که در پاسخ به ایراد شک گرایانه بیان شده تردید کردیم. حتی اگر واقع گرایی، ارزشی تبیینی می داشت و در نتیجه به نوعی از توجیه تبیینی می رسید، باز هم از این طریق مؤید معرفتی غیرمصادره به مطلوبی به دست نمی آورد. بنابراین، ایراد شک گرایانه بی پاسخ می ماند. دوم این که برخلاف نظر دویت، معرفت شناسی طبیعی به خودی خود جلوی قوت استدلال های علیه واقع گرایی را نمی گیرد. این ایراد شک گرایانه تا زمانی که (الف) مصادره به مطلوبی نابجا در دل بحث با شک گرایان وجود دارد، و (ب) واقع گرایی فاقد مؤید معرفتی غیرمصادره به مطلوبی است، همچنان پایدار می ماند. ما قبلاً دیدیم که ایراد شک گرایانه بر معیارهای سنگین به جای معرفت یا باور موجه تأکیدی افراطی نمی کند. اکنون می توانیم به دومین ویژگی طبیعت گرایی درباره معرفت شناسی بپردازیم.

کواین معتقد است که تردید شک گرایانه، «شاخه ای فرعی از علوم» (

an offshoot of science

)است که در آن، چنین تردیدی از علم فیزیک ساده درباره واقعیت اجسام برمی خیزد.(۱۷)(۱۸) علوم طبیعی ساده، از دیدگاه کواین، برای جداسازی واقعیت از توهم سرنوشت ساز است. این دیدگاه، مدعای کواین را مبنی بر این که معرفت شناسی «اقدامی در حوزه علوم طبیعی است» ترویج می کند. کواین در بیان این مدعا به نفع واقع گرا

  راهنمای خرید:

  • همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
  • ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
  • در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.