اگر فایل یا کتابی رو که میخواهید توی سایت نیست روی " پیشنهاد فایل " کلیک کنید.
خرید و دانلود فایل پاورپوینت کامل اصلاحات در حکومت علی علیه السلام
224,700 تومان قیمت اصلی 224,700 تومان بود.109,200 تومانقیمت فعلی 109,200 تومان است.
تعداد فروش: 76
فرمت فایل پاورپوینت
دانلود و استفاده از فایل پاورپوینت کامل اصلاحات در حکومت علی علیه السلام – تجربهای بینظیر در ارائه!
پاورپوینتی شیک و استاندارد:
فایل فایل پاورپوینت کامل اصلاحات در حکومت علی علیه السلام شامل 120 اسلاید طراحیشده با دقت بالا است که کاملاً آماده برای ارائه یا چاپ در PowerPoint میباشد.
چرا فایل فایل پاورپوینت کامل اصلاحات در حکومت علی علیه السلام گزینهای عالی است؟
- گرافیک حرفهای و جذاب: اسلایدهای فایل پاورپوینت کامل اصلاحات در حکومت علی علیه السلام با طراحی مدرن و چشمنواز، پیام شما را به بهترین شکل منتقل میکنند.
- کاربری آسان: ساختار این پاورپوینت بهگونهای است که استفاده از آن بدون نیاز به تغییرات پیچیده ممکن باشد.
- آماده استفاده: تمامی اسلایدهای فایل پاورپوینت کامل اصلاحات در حکومت علی علیه السلام از قبل تنظیمشده و بدون نیاز به ویرایش، قابل استفاده هستند.
تضمین کیفیت و دقت بالا:
این مجموعه بر اساس بالاترین استانداردهای طراحی ساخته شده است و کاملاً منسجم و بدون اشکال، مناسب برای ارائههای حرفهای میباشد.
نکته قابل توجه:
برخی نسخههای غیررسمی ممکن است تغییراتی داشته باشند. این نسخه اصلی فایل پاورپوینت کامل اصلاحات در حکومت علی علیه السلام با دقت و کیفیت بالا طراحی شده است.
همین حالا فایل فایل پاورپوینت کامل اصلاحات در حکومت علی علیه السلام را دریافت کنید و یک ارائه بینظیر داشته باشید!
بخشی از متن فایل پاورپوینت کامل اصلاحات در حکومت علی علیه السلام :
واژه «اصلاحات» از آن دست واژگانی است که گاهی معانی وارداتی بر آن سایه می افکند و از قبیل:
«مفاهیم مشتبهی است که دائما در فضای ذهنی مردم پرتاب می شوند. هر کس هم به گونه ای معنا می کند.» (۱)
با این حال جست و جوی آن در فرهنگ دینی و متون غنی اسلامی، پیشینه ای با سابقه کهن و با بار معنایی مثبت برای آن ثابت می کند.
قرآن دستاورد عظیم انبیا را به واژه اصلاح منحصر می کند و آن را ارتفاء مثلث نورانی توفیق، توکّل و بازگشت به سوی خداوند قرار می دهد:
«اِنْ أریدُ اِلاّ الاصلاحَ ما اسْتَطَعْتُ وَ ما تَوفیقی اِلاّ بِاللّه عَلَیِه تَوَکَّلْتُ و الیه أنیبُ.»(۲)
جانشینان پیامبران الهی نیز وظیفه ای خطیر در قبال اجتماع داشتند که همان اصلاح است:
«وَ قالَ مُوسی لِأخیهِ هارونَ اخْلُفنی فی قومی وَ أَصْلِحْ وَلا تَتَّبِعْ سَبیلَ المُفْسِدین.»(۳)
چنان که مؤمنین و پیروان انبیا هم موظف به اجرای قوانین و وظایفی هستند که صلاح و سداد را در جامعه رواج دهد و از فساد و تباهی جلوگیری نماید:
«لاخیر فی کَثیرٍ مِنْ نجواهم اِلّا مَنْ أَمَر بصدقه أو مَعروفٍ أو اِصلاحٍ بَیْنَ الناس.»(۴)
اگر بخواهیم تعریفی از یک جامعه اصلاح شده با مددجویی از کلام امیرالمؤمنین علیه السلام داشته باشیم،می توان گفت که حضرت چنین جامعه ای را فضایی می داند که در آن مظلوم، احساس امنیت کند و حدود و قوانین الهی که ضامن اجرای احکام فردی و اجتماعی هستند، به دست مجریان قوی و عدالت گستر جاری گردد.
«اللّهمّ اِنّک تَعْلَم أَنَّه لَمْ یکن الذی کان مِنّا مُنافِسَه فی سُلْطانٍ ولاالتماس شَی ءِ مِنْ فُضُول الحُطامَ و لکِنْ لِّنَرُدَّ الْمَعالِمَ مِن دِینِکَ و نُظْهِرَ الْإصْلاحَ فی بِلادِکَ فَیَأْمَنَ الْمَظْلُومُونَ مِن عِبادِک و تُقامَ الْمُعَطَّلَهُ من حدودک.»(۵)
«خدایا تو می دانی که آنچه انجام دادیم نه برای رغبت به قدرت بود و نه برای زیاده خواهی از مال بی ارزش دنیا، بلکه برای آن بود که نشانه های دینت را به جایش بازگردانیم و برنامه اصلاح را در شهرهایت آشکار کنیم تا بندگان ستم کشیده ات ایمنی یابند و حدود تعطیل شده ات اقامه گردد.
از عبارت فوق چنین بر می آید که کلمه «اصلاح» بار اجتماعی فراوانی دارد و از جمله رسالت های اجتماعی انبیای الهی است. بر همین اساس، لازم است پیش از پرداخت به اصل بحث، جامعه از منظر دین، بررسی اجمالی شود.
جامعه از نگاه قرآن:
قرآن کریم در باب «جامعه» طرحی نو و ایده ای بکر، در انداخته است، برخلاف نظریات غیرمعتدل امروزه که برخی متمایل به مردگرایی و اصالت فردیّت انسان در جامعه اند (به گونه ای که معتقدند همه مصالح جمعی باید در مسیر تمنیّات فرد، قرار گردد) و برخی دیگر که اعتقاد دارند اصالت با هویّت جمعی و اجتماع است، (تفکرشان بر این مبناست که افراد باید، مصالح شخصی و فردیّت خود را به طور کلی نادیده انگارند.) قرآن کریم جامعه را دارای ترکیبی خاص و هویّتی نسبتا مستقل می داند و معتقد به حیات و مرگ جامعه است. جامعه را با شاخصه هایی نظیر آگاهی و وجود امر به معروف و نهی از منکر زنده می داند و بعضی جوامع را به دلیل بروز ناهنجاری های علاج ناپذیر مستوجب مرگ می شمرد:
«وَلِکُلِّ اُمَّهٍ أَجَلٌ فَاِذا جاءَ أَجَلُهْم لا یَسْتأخِرُونَ ساعَهً وَ لایَسْتَقدمُون.»(۶)
بر هر اجتماع اجلی است که هرگاه فرا رسد، ساعتی تأخیر نمی افتد چنانچه جلوتر هم واقع نمی شود.
در حالی که در چنان جامعه ای، افراد مستهلک در جمع نبوده و تغییر سرنوشت امّت ها و ملت ها را تنها به کمک اراده پولادین انسان هایی با صلابت فکر و اندیشه و عمل، ممکن می داند:
«اِنّ اللّه َ لا یُغیِّرُ مابِقُوْمٍ حَتّی یُغیِّروُا مابِأَنْفُسِهِم»(۷)
بر این اساس، جامعه به منزله بستر رشد و تعالی افراد باید دارای پاکیزگی و سلامت باشد. بسا که تأثیرات مثبت محیط در بالندگی افراد، مؤثر واقع شود. از این روست که انبیا و جانشینان آنها در قبال حیات جمعی بشریت، موظف بوده اند. در این مقال، به بیانی مختصر و گذرا به محورهایی درباره موضوع اصلاحات اجتماعی، با استفاده از کلام امیر المؤمنین، علی بن ابیطالب، اشاره می شود:
الف: بیماری ها و مفاسد اجتماعی؛
ب: منشأ اصلی فسادهای اجتماعی؛
ج: اصلاحات اجتماعی یا ارزش ها.
الف) بیماری ها و مفاسد اجتماعی در کلام علی علیه السلام :
امیرالمؤمنین علیه السلام در موارد متعددی از فسادهای اجتماعی سخن به میان آورده اند که از میان آنها می توان به تعدادی چند، اشاره نمود. حضرت با اشاره به فسادی که در جامعه جاهلی قبل از ظهور اسلام وجود داشته، جامعه آن را مبتلا به این امراض می داند:
بر هم ریخته شدن عدالت اجتماعی، وجود نظام طبقاتی، تزلزل باورهای یقینی و رواج شبهه ها، ناامنی روانی که در سایه شوم تهمت ها و سوء ظن ها شکل می گیرد، اختلاف بنیان کن در اصل تفسیر دین، انکار معالم و یافته های دینی، تفرق و برهم ریختگی صفوف مردم و … که در چنان فضایی مردم دردمند و گرفتار علاوه بر مشکلات معیشتی، گرفتار حیرت و جهل و مبتلا به فساد اخلاقی اند. (۸)
حضرت در آخر کلام به زیبایی، وضعیت خانمان سوز فرهنگی در چنان جامعه ای را در قالب کوتاهی از کلمات بیان می کنند که هم می تواند از جمله علل به وجود آورنده آن وضع باشد و هم در بقا و تداوم آن، بسیار مؤثر بوده:
«نومُهُم سُهوُدٌ و کُحْلُهُم دموعٌ بارضٍ عالِمها مُلْجَمٌ و جَاهِلُها مُکَرَمٌ.»(۹)
«خوابشان بیداری و سرمه چشمانشان اشک، آن جامعه ای که در آن آگاهان دهانشان دوخته و نادانان به تخت عزت نشسته باشند.»
به هر جهت حضرت به آنچه در یک تحقیق جامعه شناختی راجع به مفاسد اجتماعی لازم است و توجه به آن، مشکلات زیربنایی را حل می نماید، تصریح و تأکید نموده اند. از نظر حضرت امیر علیه السلام ، علت اصلی پیدایش این مشکلات، رویگردانی جوامع از تعالیم انبیاء و بی توجهی به صراط مستقیم تقواست. علی علیه السلام معتقد است برای رسوخ براهین و تعالیم انبیاء در گوش و دل مردم باید قسط و عدالت اجتماعی پیاده گردد. چرا که بر هم ریخته شدن تعادل اجتماعی، موجب ایجاد بسیاری از مفاسد است.
ب) منشأ اصلی فسادهای اجتماعی
قرآن رسالت انبیا را برقراری عدالت اجتماعی و اجرای قسط در جامعه می داند تا به این طریق مردم را برای وصول به بیّنات و استدلال های متقن قرآنی، مهیاتر سازد، به نظر می رسد قرآن عامل اصلی فسادهای اجتماعی را فساد اقتصادی و شکاف بین فقیر و غنی می داند. به وجود آمدن طاغوت های اقتصادی که آدمیان را از تخت عزّت بندگی خداوند، به ذلّت بندگی خود، سقوط می دهند، باعث می شود که آب از سرچشمه گل آلود شده و راه برای انحراف های متعدد بعدی هموار گردد.
از نظر امیرالمؤمنین علیه السلام ، وظیفه عالمان دینی در مقام مصلحان اجتماعی، سعی و تلاش برای ایجاد موازنه ثروت و جلوگیری از تسلط اقتصادی عدّه ای خاص است.
البته روشن است که تقویت مبانی عدالت و مساوات برای وصول به این موازنه لازم و ضروری است و فرهنگ سازی با الهام از زلال وحی در متن جامعه و تصحیح اندیشه ها، در رسیدن به مقصد عدالت اجتماعی به متولیان بسی کمک می کند.
در حقیقت وجود ظلم و نبودن عدالت، همان چیزی است که در سایه شوم آن، میزان جرم و جنایت بالا می گیرد و در چنین جامعه ای با دسیسه ها و توطئه چینی ها و توسعه اسراف و اتراف ثروت اندوزان، مردم از حیات عقلانی فاصله خواهند گرفت. همانگونه که اگر این معنا به مردم قبولانده شود که دنیا از اقبال به فقیر نگون بخت رو برتافته و سرنوشت حتمی و همیشگی او، این گونه است!! و رفاه و آسودگی، حکم الهی و غیرقابل تغییر برای ثروتمندان است، می توان به راحتی فقرا را به وضع موجود، راضی نگهداشت و از شورش آنها در امان ماند، در بستر خزانه های مترفین به راحتی زراندوزی نمود و تکاثرطلبی را اشباع کرد. بر این اساس، نگهداشتن مردم در جهل و انباشتن ذهن آنها از تصورات غیر واقعی و مقدرات ساختگی، بهترین دستاویز و کم خرج ترین راه است. آنگاه چه نتایج غمبار اقتصادی و اجتماعی و حتی اعتقادی برای این مردم ببار خواهد آمد؟ این خود حدیث مفصلی است که این مقال را گنجایش آن نمی باشد و ما تنها به مختصری از آن نتایج اشاره می شود.
پس از آنکه مردم بسان قحطی زدگان در برهوت معنویّت به خانه ولایت پناهنده شده و درمان دردهای بی منتهای خود را در دستان علی علیه السلام و نفس طبیبانه او می جویند، حضرتش انگیزه خود را برای پذیرش حکومت، صرفا برقراری عدالت می داند یعنی آنچه که نتیجه آن، پرورش اندیشه ها برای بارور سازی تعادل در جامعه است. در حالی که بدون شک او مربّی بشریت و تربیت کننده نفوس انسانی است ولی چنانچه در مقدمه نیز گذشت، تربیت وارستگان در جامعه فاسد، کاری بس دشوار است:
«اَمّا والذی فَلَق الحَبَّهَ وَ بَرَأالنَّسمهَ لَولا حُضُور الحاضر … وَ ما اَخَذَ اللّه ُ عَلَی العُلماءِ لا یقارُّوا عَلی کظّه ظالمٍ ولا سغب مظلومٍ لا لقیت حَبْلَها علی غارِبِها و لَسَقَیتُ آخرها بکأس اوّلها.»(۱۰)
«قسم به آنکه دانه را شکافت و خلایق را آفرید، اگر بیعت شما و دراز کردن دست برای یاریتان نبود. و اگر خداوند از دانایان پیمان نگرفته بود که بر سیری ظالم و گرسنگی مظلوم ساکت ننشینند، هر آینه افسار شتر خلافت را بر دوشش می نهادم و پایان خلافت را به پیمانه خالی اولش سیراب می کردم.»
اصرار و عزم راسخ امیرالمؤمنین علیه السلام برای برپایی عدالت اجتماعی در جامعه تا حدی است که می فرمایند: «اگر حق مردم را مهریه زنانتان کرده باشید، آن را به اموال عمومی برمی گردانم.»(۱۱)
بوجود آمدن نظام طبقاتی از جمله تبعات سوء و توابع ناگوار ظلم و بی عدالتی است. چنان که مقام معظم رهبری نیز به این معنا به خوبی اشاره کردند که به وجود آمدن طبقات اقتصادی غیر از مقوله بی عدالتی است.
تقسیم مردم به اصناف اقتصادی و وسیع شدن شکاف بین فقیر و غنی، بستری مناسب است برای پیدایش انواع جرایم اجتماعی و خلقیات ناروا. رفاه زدگی و بی دردی اقلیتی در جامعه و بی اطلاعی آنها از آن سوی کرانه فقر، خود عامل مولد نیازهای کاذب است – که طبعا راه های حلال و مشروع کسب درآمد برای ارضای خواسته های بی انتهایشان کافی نیست – و در نتیجه، رواج شغل های کاذب و مفاسدی از این دست است.
امیرالمؤمنین علیه السلام فاصله زیاد طبقاتی را موجب آن می داند که اغنیا به دلیل فاصله شان از فقرا، عواطف انسانی خود را از دست می دهند و آدمیان را بندگان اقتصادی خود دانسته و تا حد ماشین و وسیله ای بی روح، تنزل می دهند، طمع و حرص را در جامعه جایگزین اخلاق فاضله می کنند و روح برادری و اخوت را در جامعه از بین می برد.
در روایت کوتاهی از حضرت به زیبایی به این معنا اشاره شده است:
«کَثْرَهُ السَّرفِ یُدَمِّر.»(۱۲)
روحیه تکاثرطلبی و زراندوزی و اسراف سرمایه ها (ولو با قرار ندادن سرمایه ها در مسیر صحیح تولید) انسان را دگرگون می سازد و اخلاقیات مثبت را نابود می کند، چنانچه جامعه انسانی را هم تباه و هلاک می سازد. قرآن مجید می فرماید:
«اِذا اَرَدْنا أَن نُهْلِکَ قَرْیَهً اَمَرْنا مُتْرَفیها فَفَسقُوا فیها فَحَقَّ علیها القَوْلُ فَدَمَّرناها تَدْمیرا.»(۱۳)
«و ما چون بخواهیم اهل دیاری را (به کیفر گناه) هلاک سازیم، پیشوایان و متنعّمان آن شهر را امر (به طاعت) کنیم ولی آنها راه فسق و تبهکاری و ظلم را در آن دیار پیش گیرند (و مردم هم به راه آنها روند) آنگاه تنبیه و عقاب لزوم خواهد یافت و همه را به جرم بدکاری هلاک می سازیم.»
«مترفین» از ماده «ترف» است و به معنای غوطه وران در عیش و کامیابی و اسراف در اموال است. این روحیه، در نهایت، موجب هلاکت و نابودی جوامع می شود و جلوی هر گونه اعتلا و پیشرفت را می گیرد.
پیدا شدن شخصیت های کاذب، نتیجه این رفاه زدگی بدون قاعده است: «یا اَیها الناس مَنْ کَثُرَ مالُهُ رأَسَ.»(۱۴)
«کسی که مالش فراوان شد، ریاست را حق خود می داند.»
سلطه اقتصادی بر دیگران نیز از لوازم این امر است. یعنی در دست گرفتن قدرت اقتصادی صرفا از طرف کسانی که حقوق دیگران را به رسمیت می شناسند، مایه بقای جامعه است و قرار گرفتن این قدرت در دست افراد ناآشنا با حقوق دیگران موجب هلاکت و سقوط است. به همین جهت از نظر قرآن مجید و امیرالمؤمنین علیه السلام ، هلاکت اجتماعی انسان و اقتصاد ناسالم یعنی تباه نمودن حرث و نسل به وسیله زراندوزان و زیاده خواهان صورت می گیرد. لذا قرآن کریم می فرماید: «اذا تَولّی سَعی فِی الاَْرض لِیُفسِد فیها و یُهْلِکَ الحرث و النسل و اللّه لایحب الفساد.»(۱۵)
دنیا طلبان فرصت طلب چون از حق روی برمی تابند تمام تلاششان فساد در زمین و به هلاکت افکندن کشاورزی و آبادی زمین و نسلها خواهد بود.
«مَنْ یَستأثِرُ مِنَ الاَموالِ یُهْلِک.»(۱۶) «کسی که اموال را به خود اختصاص دهد، تباهی ایجاد می کند.»
حضرت می فرمایند: «اگر جامعه مبتلا به این بلا، (نظام طبقاتی) باشد، باید اُمرا و متولیان اداره آن در مقام قانون گذاری و اجرا، عدالت اجتماعی را در نظر بگیرند.» چنانچه در نامه معروف حضرت به مالک اشتر نخعی آمده است:
«وَلْیَکُنْ اَحَبُّ الاُمورِ اِلیکَ … اَهَمُّها فِی العَدْلِ…» «ای مالک؛ دوست داشتنی ترین امور در نزد تو بایستی گسترده سازی تحقق عدالت باشد.» و سپس فلسفه این سخن را به زیبایی بیان می دارند که اگر خواص جامعه و اقلیت مرفه از تو راضی باشند، در حالی که عموم مردم از اداره حکومت ناراضی باشند، رضایت آنان در حفظ کیان حکومت تو سودی نخواهد بخشید. ولی اگر اکثریت از تو راضی باشند، ناراحتی و خشم طبقه خاصّه به تو ضرری نخواهد زد:
«فأنّ سُخطَ العامه یُجْحَفُ بِرضی الخاصّه و اِنَّ سُخْطَ الخاصَّهِ یُغْتَفَرُ مع رضی العامه.»(۱۷)
پیامدهای ناگوار:
مقام معظم رهبری، حضرت آیت اللّه خامنه ای – دام ظله العالی – در فرمایشات روشنگرانه و بلیغ خود در تاسوعای حسینی فرمودند «کار دشمن به شبهه انداختن و غبارآلود کردن فضا برای بهره گیری است. دشمن به اصلاحات علاقه ای ندارد.»(۱۸)
در واقع ایجاد فضای فکری مسموم با درانداختن شبهات، مسیر همواری برای اصلاحات آمریکایی بوجود می آورد. در اشاعه و گسترش شبهات و کاستی های افراد یا نهادهایی که می توانند در مقابل این شبهات، قیام علمی نمایند، آنچه به غارت می رود، یافته ها و باورهای دینی مردم و سقوط آنها از جزمیّت امت است و این خود یک استحاله فرهنگی در جامعه ای است که دین با فرهنگ آنها در آمیخته است. حضرت امیرالمؤمنین علیه السلام شبهه را به فتنه ای تعبیر می کنند که در پهنه خود، با تلألو کاذبش دیدگان حق بین را کور می کند.
«فَاحْذَرِ الشُّبْهَهَ وَ اشْتِمالَها عَلی لُبْسَتِها فَإِنَّ الْفِتْنَهَ طالَمَا أَغْدفَت جلابیبها و أغشت الابصار ظلمتها»(۱۹)
«از شبهه و در هم آمیختن حق و باطل بپرهیز چرا که این فتنه دیرزمانی است که پرده هایش را به چهره افکنده و تاریکیش دیده های بینا را نابینا کرده است.»
و گویاتر آنکه توطئه ایجاد شبهات، عامل رسیدن به اهداف شیطانی غیر اصلاحی است. این کلام حضرت، خطاب به عمّار یاسر است پس از آن که بحث و گفت و گوی وی را با مغیره بن شعبه – منافق سیاه دل مدینه – شنید:
«دَعه یا عمّار فانّه لزمْ یأخُذْ مِن الدّین اِلاّ ما قارَبَهُ مِنَ الدُنیا وَ عَلی عَمْدٍ لبس عَلی نَفْسِهِ لِیَجْعلَ الشُبهات عاذرا لِسَقطاتِهِ.»(۲۰)
«ای عمّار! او را واگذار، چرا که او از دین چیزی نگرفته مگر آنچه که او را به دنیا نزدیک کند و عملاً خود را به شبهه ها در انداخته تا آنها را عذرخواه خطاهای خود قرار دهد.»
اگر ظهور بدعت ها و نوآوری ها در عرصه اندیشه به سرچشمه های زلال و حیاتی، متصل نباشد خود از جمله مفاسد مهم اجتماعی است. عرصه اندیشه و عمل، هیچ گاه از یکدیگر جدا نیستند. امام علی بن ابی طالب علیه السلام چنین معضلی را نتیجه راهکارهای غلط حاکم بر جامعه می دانند که به طرق مختلف، صحنه را از روش های صحیح دینی خالی می نمایند و راه را برای احیای چنان بدعت هایی فراهم می آورند:
«اِنَّ شَرَّ الناسٍ عِنداللّه ِ اِمامٌ جائِر ضُلَ و ضَلَّ بِهِ فأماتَ سنهً مأخوذهً وَ احیا بِدْعَهً مَتْروکَهً.»(۲۱)
«همانا بدترین مردم نزد خداوند، حاکم ستمکاری است که خود گمراه باشد و به وسیله او دیگران نیز گمراه گردند پس او روش های در دست عمل را می میراند و بدعت های متروک را زنده می کند.»
جایگاه خواص در ساختار اجتماعی
اگر مفاسد از طریق زر و زور و تزویر در جامعه نهادینه شوند، اصلاح به مراتب برای نظام جدید مشکلتر خواهد بود. از رحلت پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله تا زمامداری امیرالمؤمنین علیه السلام مدت کافی در اختیار دین ستیزان عقل گریز بود تا مردم را از تعالیم نبوی رویگردان کنند و در سایه این رویکرد، آنان را به بسیاری از خطاها مأنوس سازند. مفاسدی که در جامعه قبل از حکومت حضرت امیر علیه السلام به صورت فرهنگی عمومی در آمده بود فضا را آن چنان مسموم نمود که به جز اندکی از یاران حضرتش، کالای معنویت و ارزشمداری از سوی خواص در بازار دنیاطلبی به معرض فروش گذارده می شود و در این شرایط به راحتی نمی شود فضایی فراخناک و بستری هموار برای اصلاحات به دست آورد، این کلام به روشنی به معنای فوق دلالت می کند:
«لو قَدِ استَوَت قَدَمَایَ من هذه المداحض لَغیَّرت اشیاء.» (۲۲)
«اگر دو پایم از این لغزشگاه ها که جامعه و گردانندگان آن به وجود آورده اند نجات پیدا کند و ثابت گردد، چیزهایی را تغییر خواهم داد.»
از این قرائن و سایر تصریحات کلام حضرت برمی آید که قومیت ها و موضع گیری های نژاد پرستانه ای که به برکت زحمات توان سوز پیغمبر خاتم صلی الله علیه و آله به فراموشی سپرده شده بود جان گرفته و نه تنها تمام ارکان خلافت و حکومت را در نوردیده، بلکه در معاشرت ها و مواجهات عمومی مردم هم نمودار گشته است. در اثر بروز این ناهنجاری های اجتماعی، طبیعی است که احساسات عالی انسانی و عواطف جوشان بشری از جامعه رخت بربندد. چنانکه از دست دادن روحیه تلاش و جدّیت، به دلیل رفاه زدگی و آسوده خواهی خواص جامعه و استمرار فقر و کاستی های زندگی در عامه مردم، مفسده دیگر جامعه زمان حکومت حضرت علی علیه السلام بود که در هر جامعه دیگری نیز ممکن است به وجود آید. دنیاطلبی خواص جامعه، کار را به جایی رسانید که نه تنها میثاق های اجتماعی بلکه پیمان های الهی و نوامیس دینی نیز به مداهنه و مبایعه گذاشته شد و کیسه های زر در تداول و رد و بدل شدن هایشان، اصول روشن فکری و اعتقادی را به قربانگاه فرستاد. بر همین اساس است که حضرت ابی عبداللّه علیه السلام با روشنگری خود هم حرکت خونبار قافله اهل بیت را تفسیر می کنند و هم خط اصیل خداخواهی را برای هر آزاده ای در طول تاریخ معلوم می نمایند و می فرمایند: «اگر تمام راه های آسمان و زمین را بر من ببندند، دین خدا را با آنها معامله نمی کنم.» و این تنها راه رهروان حسینی است: «لایُباع مِثْلی مِثلُک» دعوای حق و باطل، منازعه قومی دو طایفه بنی هاشم و بنی امیه نیست، بلکه تقابل تفکر حسینی با تفکر مسرفین و مفسدین است که بر سر سفره «تساهل در حق دین» نمی نشینند.
رفع تمام این فتنه ها و مفاسد نیز تنها از طریق تلاش و جدیت هر دو گروه خواص و عوام ممکن است. بر این اساس حضرت در مقام توبیخ می فرمایند.
«ما تَنْتَظرونَ بِنَصْرِکُمْ وَ الجَهادِ عَلی حَقِکُمْ.»(۲۳)
«برای پیروزی و کامروایی منتظر چه هستید. آیا غیر از تلاش خودتان از طریق دیگری می توانید حق خود را باز یابید؟!»
این روحیه، خود، نتیجه دیگری دارد و آن آفرینش توقعات بیجا در وقتی است که دست والی گشاده تر است و انتقادهای غیر سازنده و نق زدن های فراوان برای فرار از مسئولیت ها زمانی که وقت گرفتاری است، که امام علیه السلام در موارد متعددی این روحیه آزار دهنده را متذکر شده اند:
«و اِنْ اجتَمَعَ النّاسَ علی اِمامٍ طَعَنْتُمْ و اِن أُجِئُتْم الی مُشَاقَّهٍ نَکصْتُمْ.» (۲۴)
«اگر مردم اطراف پیشوایی گرد آیند، شما زبان به طعن و گله می گشایید – و با هیاهو امر امامت جامعه را مشوش می نمایید – و وقتی یک سختی و گرفتاری پیشامد می کند، پیمان ها را فراموش کرده و راه سستی را در پیش می گیرید.»
«اَیَّتُها الفِرْقَهَ الّتِی اِذَ أَمَرتُ لم تُطِعْ و اذا دعوتُ لَمْ تُجِبْ.» (۲۵)
«ای گروهی که تا دستوری صادر می کنم، اطاعت نمی کنید و زمانی که شما را دعوت به همکاری و تعاون می کنم، پاسخ نمی گویید.»
سست عنصری و کم همتی مفسده ای دیگر در بین مردم است که با وجود آن، قدرت و صلابت به وجود نمی آید. در حالی که حق برای تکیه زدن بر اریکه عزت، به این قدرت و سطوت احتیاج دارد. ولی امیرالمؤمنین علیه السلام از این معنا سخت در ناراحتی و نارضایتی است آن چنان که از زندگی اجتماعی با مردمش احساس ناراحتی می کند و تا مادامی که آنان فقط ادعای یاری دارند، امید به افزایش قدرت ندارد.(۲۶)
عجیب است که دستگاه باطل از نظر کارکردهای اجتماعی به گونه ای است که اگر بخواهد لشکری برای مقابله با حق فراهم آورد، به راحتی می تواند از میان اوباش و افراد فاقد شخصیت انسانی و با کمترین مخارج! سپاه عظیمی تشکیل دهد چرا که همواره در جوامع کسانی که فلز وجودشان نابابتر از آن است که به بهایی گزاف خریداری شود، وجود دارند و سیاهی لشکر باطل کاران خواهند شد. ولی حق طلبی که با آن هیچ گونه کژی و اعوجاج همراه نباشد به حدی که اهداف وسیله را هم توجیه نکند، راه مرارت باری است که جذبه آن، قلب های پولادین و دستهای بیضایی را گرد آوری می کند.
امیرالمؤمنین علیه السلام شگفتی خود را از این امر نمایان کرده و می فرمایند:
«اَوَلَیسَ عَجَبا اَنَّ مُعَاویَهَ بدعوالجُفَاهَ الطَّغَام فَیَتَّبِعُونَهُ علی غیر مَعُونَهٍ و لاعَطَاءٍ و أَنَا ادعُوکُمْ و انتم تَرِیکَهُ الاِسلامِ و بقیَّهُ النّاسِ – الی المَعُونَهِ او طَاِئفَهٍ من العَطَاءِ فَتَفَّرقونَ عَنِّی و تختلفون علیَّ.»(۲۷)
آیا این شگفت آور نیست که معاویه خبیث، این جفاپیشگان اوباش را دعوت کند و آنها بدون انتظار بخشش و کمکی متابعتش کنند؟ اما من با اینکه شما بازماندگان اسلام و خلف مسلمانانید، به کمک و عطایا دعوتتان می کنم، ولی از گردم پراکنده می شوید و راه تشتت و تفرقه را پیش می گیرید؟
آری بدترین مفسده آن است که مردم به حکومتی فاسد و حاکمی نابکار تن دهند و مربیان خود را از این افراد خبیث و مزوّر انتخاب کنند. «اَقرَبُ بِقَومٍ مِنَ الجَهْلِ باللّه قائِدُهُمْ مُعاوِیهَ و مُوَدِّبُهم ابن النابغه.»(۲۸)
اگر چنان ظالمی بر مردم حکومت کند، چنانچه گذشت جامعه را با خود به سراشیبی سقوط می کشاند آن چنان که مستان عربده کش، جماعت نادانی را وادار می کنند با تکبیر، قرآن ناطق را ذبح کنند و بر این قربانی هلهله نمایند.
- همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
- ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
- در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.
