خرید و دانلود فایل پاورپوینت کامل کاهش تکلیف در شهادت زنان
خرید و دانلود فایل پاورپوینت کامل کاهش تکلیف در شهادت زنان قیمت اصلی 224,700 تومان بود.قیمت فعلی 109,200 تومان است.
بازگشت به محصولات
📥 ترافیک اینترنت مصرفی جهت دانلود فایل‌ها در میکی بوک، به‌صورت نیم‌بها می باشد.
فقط اینقدر👇 دیگه زمان داری با تخفیف بخریش
00روز
22ساعت
13دقیقه
27ثانیه

خرید و دانلود فایل پاورپوینت کامل پژوهشی در قضاوت زنان

قیمت اصلی 224,700 تومان بود.قیمت فعلی 109,200 تومان است.

تعداد فروش: 65

فرمت فایل پاورپوینت

2 آیتم فروخته شده در 30 دقیقه
3 نفر در حال مشاهده این محصول هستند!
توضیحات

فایل پاورپوینت کامل پژوهشی در قضاوت زنان؛ انتخابی هوشمند برای ارائه‌های حرفه‌ای

با پاورپوینت فایل پاورپوینت کامل پژوهشی در قضاوت زنان، محتوای خود را در قالب 120 اسلاید استاندارد و جذاب ارائه دهید و در نگاه اول تاثیرگذار باشید.

چرا باید از پاورپوینت استفاده کنید؟

  1. چیدمان دقیق و کاربرپسند: فایل پاورپوینت کامل پژوهشی در قضاوت زنان با طراحی ساختاریافته و اصولی، مخاطب را به‌خوبی درگیر محتوا می‌کند.
  2. صرفه‌جویی در زمان: تمامی اسلایدهای فایل پاورپوینت کامل پژوهشی در قضاوت زنان آماده‌ی استفاده هستند؛ بدون نیاز به هیچ‌گونه ویرایش.
  3. نمایش با وضوح بالا: کیفیت طراحی در فایل پاورپوینت کامل پژوهشی در قضاوت زنان به‌گونه‌ای است که در هر صفحه‌نمایشی عالی به‌نظر می‌رسد.

هشدار: استفاده از نسخه‌های ناقص فایل پاورپوینت کامل پژوهشی در قضاوت زنان ممکن است باعث بروز اختلال در نمایش یا افت کیفیت شود. تنها نسخه اصلی فایل پاورپوینت کامل پژوهشی در قضاوت زنان، کیفیت تضمین‌شده دارد.

هم‌اکنون فایل فایل پاورپوینت کامل پژوهشی در قضاوت زنان را دریافت کنید و تأثیرگذارترین ارائه‌ خود را آغاز کنید.


بخشی از متن فایل پاورپوینت کامل پژوهشی در قضاوت زنان :

نکته سوم: گذشت که برخی مناطق نزدیک خط ۶۷ درجه، در طی ۲۴ ساعت، از روز و شب برخوردارند و ممکن است[طول شب و روز در این مناطق به این صورت باشد که] بیست و دو ساعت آن شب و دو ساعت دیگر، روز باشد یا برعکس. مردم این مناطق اگر چه از روز یا شب طولانی برخوردارند، با این حال بایستی فرایض خود را [از قبیل نماز وروزه] بر طبق روز و شب، و مشرق و مغربی که دارند، به جا آورند. به این صورت که بیست و دو ساعت روزه بگیرند ونمازهای یومیه را در طی دو ساعت انجام دهند، و راه دیگری وجود ندارد و امکان ندارد [در این مناطق] بتوانیم حکم روز را در شب و یا حکم شب را در روز اجرا کنیم.

اما بحث در مورد مناطقی است که بالاتر از خط ۶۷ درجه قرار دارند، یعنی مناطقی که با گذشت ۲۴ ساعت، شب یاروز ندارند. آنچه در کلام صاحب عروه مطرح شده، همین مورد است.

نکته چهارم: متبادر از کلمات فقها در این زمینه این است که در مناطق قطبی شب و روز از هم متمایز نیستند و زمان یافقط روز است و یا شب. به همین دلیل اقوال فقها متفاوت شده در مورد کیفیت اقامه فرایض در این مناطق و این که چگونه می شود در حالی که خورشید در میان آسمان است، نماز مغرب و عشا و یا در حالی که هوا شدیدا تاریک است، نماز ظهر و عصر را به جا آوریم.

از این رو احتمالات پیشین را مطرح کرده اند و ملاحظه شد تنها احتمالی که صاحب عروه بعید ندانسته بود [قابل طرح و بررسی] باقی ماند و آن احتمال این بود که: نماز و روزه افرادی که در این مناطق به سر می برند بایستی بر طبق بلادمعمولی میان دو قطب شمال و جنوب باشد و افراد این مناطق مخیرند که هر یک از این بلاد میانی را مبنای انجام فرایض خود قرار دهند. به عنوان مثال فردی که در قطبین زندگی می کند می تواند معیار را، مقدار روز و شب مناطق معتدل و مناطقی که در آن فصل شب و روز در آنها کوتاه نیست، قرار دهد؛ اگر چه در برخی فصول روز تا شانزده ساعت و شب تا هشت ساعت هم برسد. بنابراین چنین فردی بایستی به مقدار روز مناطق معتدل روزه بگیرد و نمازظهر و عصر را اقامه کند و بر مبنای شب مناطق معتدل روزه را افطار کند و نماز مغرب و عشا را نیز طبق همین معیار به جا آورد. بنا بر این بایستی [در مناطق قطبی] مقدار شب و روز فصول مختلف سال در مناطق معتدل دور از آن مناطق،

مراعات گردد.

آنچه بیان شده، متبادر از کلمات فقها بود. اما دو نکته به نظر می رسد که متذکر می شویم:

اولا، چه دلیلی وجود دارد که اهالی مناطق قطبی بایستی بلاد معمولی میانی را مبنا قرار دهند و این مناطق را بر بلادنزدیک قطبین – که در طی ۲۴ ساعت از شب و روز اگر چه یکی کوتاه تر و دیگری بلندتر، برخوردارند – ترجیح دهند؟ ثانیا، دستیابی به مقدار روز مناطقی که در فصل خاصی معتدل هستند، دشوار است و با توجه به این که اسلام دین آسانی است چنین چیزی نمی تواند در طی قرون متمادی، به ویژه قبل از پیشرفت وسایل ارتباطی سیمی و بی سیمی،برای عموم مردم معیار باشد.

اینک با توجه به مطالب گذشته به بیان نظر خود در این زمینه می پردازیم:

دیدگاه انتخابی درباره نماز در مناطق قطبی

مناطق قطبی در همه فصول از یک نحوه روز و شب برخوردارند؛ اگر چه کیفیت روز و شب در این مناطق با روز و شب در مناطق معتدل متفاوت است و با همین تفاوت است که مشکل نماز و روزه در این مناطق به شکلی که در ذیل بیان می شود، حل می گردد:

اگر روز از شب طولانی تر باشد و از مرز یک ماه یا دو ماه تا شش ماه تجاوز کند، در این صورت راهنمای ما در تشخیص روز از شب، خورشید است. توضیح این که در این مناطق، حرکت خورشید بر حسب آنچه حواس ما درک می کند،

حرکتی دورانی همچون حرکت سنگ آسیاب است به این صورت که در طی ۲۴ ساعت یک بار با اوج و حضیضی که دارد حول افق می چرخد. بنا بر این خورشید حرکتش را از شرق به سمت غرب و در ضمن یک خط منحنی شکل آغازمی کند و هرچه بالاتر رود و به سمت غرب حرکت کند، سایه شاخص بیشتر می شود تا آن که ازدیاد سایه شاخص متوقف شود.

سپس جریان بر عکس می شود و این جریان در سمت شرق روی خواهد داد و در این موقع خورشید درآن نقطه به خط استوا می رسد و به این وسیله اوقات ظهر و عصر را می توان تشخیص داد.

پس از آن، خورشید در این خط منحنی شروع به حرکت می کند تا این که به پایین ترین درجه برسد، اگر چه غروب نمی کند. آن گاه حرکتش را از غرب به شرق آغاز می کند و در این موقع است که شب فرا می رسد و شب ادامه دارد تاوقتی که حرکت خورشید به نقطه ای منتهی شود که از همان جا شروع به حرکت کرده بود، و کمی قبل از رسیدن خورشید به نقطه شرق، اول فجر محسوب می شود.

بنا براین حرکت خورشید راهنمای ماست برای دستیابی به اول و وسط روز و ابتدای شب و آغاز فجر. این بیان،استحسان نیست بلکه هوا هم آن را تایید می کند. توضیح این که وقتی خورشید از طرف غرب شروع به حرکت می کندتا به سمت غرب برسد هوا مانند مناطق معتدل بسیار روشن است و وقتی به طرف غرب پایین می آید و از آن جا به سمت شرق حرکت می کند هوا به تیرگی و تاریکی خفیفی میل می کند. لذا ساکنان این مناطق، با حرکت نخستین خورشید، رفتار روز، و با حرکت بعدی خورشید، رفتار شبانه می کنند به این معنا که به هنگام حرکت نخستین خورشید، اقدام به کارهای روزانه می کنند و به هنگام حرکت بعدی خورشید به خواب شبانگاهی می روند.

بنابراین روشنایی و تاریکی در طی ۲۴ ساعت بر یک منوال نیست بلکه از روشنی به تیرگی و یا از روشنی شدید به روشنی ضعیف تر تغییر حالت می دهد. این نیست مگر به سبب این که حرکت نخستین خورشید ملازم با وجود روز درمناطق معتدل است همچنان که حرکت بعدی خورشید ملازم با وجود شب در آن مناطق می باشد. اما میل مرکزچرخش زمین به دور خود به میزان ۵/۲۳ موجب می شود که خورشید در برخی فصول به مدت زیادی در این مناطق خیمه زند به طوری که اگرچه خورشید اوج و حضیضی داشته باشد اما در این مدت غروبی از آن دیده نشود.

تمامی آنچه بیان شد در صورتی است که در این مناطق روز طولانی باشد، اما اگر قضیه برعکس باشد یعنی در این مناطق شب تا شش ماه طول بکشد، حکم این صورت هم از آنچه در صورت نخست بیان کردیم، روشن می شود؛ زیراخورشید اگر چه در این مناطق برای مدتی طولانی غروب می کند اما تاریکی در این مناطق به یک شکل نیست بلکه شدت و ضعف دارد. شدت تاریکی نشانه حکومت شب در مناطق معتدل است؛ همچنان که تاریکی ضعیف نشانه حکومت روز در آن مناطق می باشد. از این طریق می توان روز را از شب تشخیص داد به این صورت که زمان ۲۴ ساعت تقسیم می شود به تاریکی محض و تاریکی آمیخته با کمی نور که تاریکی محض، شب و اول وقت نماز مغرب و عشا، وتاریکی آمیخته با کمی نور ابتدای روز است. این حالت چند ساعت ادامه دارد تا این که مجددا تاریکی شدید فرا رسد

و این چند ساعت، روز این مناطق شمرده می شود و بایستی در این ساعات روزه گرفت؛ همچنان که حد وسط این چند ساعت، ظهر این مناطق محسوب می شود و بایستی نماز ظهر و عصر را به جا آورد.

نتیجه

با توجه به مطالبی که بیان شد، مناطق قطبی یا نزدیک به قطب به سه دسته تقسیم می شوند:

۱. برخی از این مناطق به گونه ای هستند که در آنها شب و روز به طور جداگانه وجود دارند و هر چند شب و روز در این مناطق متساوی نیستند اما طلوع و غروبی برای خورشید وجود دارد که فرایض روزانه با طلوع خورشید و فرایض شبانه با غروب خورشید انجام می گیرد اگر چه مقدار این شب یا روز کوتاه باشد.

۲. [برخی دیگر از این مناطق به گونه ای هستند که دارای روز طولانی می باشند] و چنانچه این مناطق دارای روزی طولانی باشند، خواه به شش ماه برسد یا نرسد، از آن جا که خورشید قابل دیدن و حرکتش دورانی و مانند سنگ آسیاب است، بنابراین وقتی حرکت خورشید از شرق به سمت غرب است، روز و وقتی خورشید به دایره نصف النهار

برسد، ظهر محسوب می شود، و زمانی که حرکت خورشید به سمت شرق پایان یابد و حرکتش را به سمت غرب آغازکند، شب فرا می رسد و هنگامی که حرکت خورشید به طرف غرب پایان یابد و خورشید حرکتش را به سمت شرق آغاز کند، ابتدای روز این مناطق است. بدین گونه یک دوره شبانه روزی در طی ۲۴ ساعت تکمیل می شود.

۳. [برخی مناطق هم هستند که دارای شب های طولانی هستند.] چنانچه شب در این مناطق طولانی باشد، خورشید

اگر چه قابل رؤیت نیست اما تاریکی در آنها به یک شکل نیست؛ بلکه تاریکی میان تاریکی شدید و تاریکی مایل به سیاهی در نوسان است. بنا براین وقتی تاریکی در این مناطق شدید است، شب محسوب می شود و آغاز آن، آغاز نمازمغرب و عشا است و وقتی تاریکی مایل به سیاهی شروع شود و پرتوهایی از نور آشکار گردد، صبح آغاز می شود. بنا براین هر گاه تاریکی خفیف شود، روز این مناطق محسوب می شود تا این که حالت قبل، تکرار شود.

بیع قسطی

د. شیخ عبدالهادی فضلی((۹۱))

تاریخچه:

بیع قسطی – از لحاظ نظری – از بیع های قدیمی است، جز این که در زمان، ما به سبب پیوندهای اجتماعی وهمکاری های اقتصادی میان ما و اجتماعات و مؤسسات تجاری سرمایه داری غربی، بدین عنوان شناخته شده است.

پیدایش و رواج این گونه بیع در میان غربیان، با هدف آسان سازی فروش کالا برای فروشنده و استفاده آسان برای مشتری است.

در فقه ما در مباحثی مانند «بیع نسیه» اشاره ای گذرا بدان شده است. فقها در بحث تاجیل ثمن، چگونگی پرداخت ثمن به هنگام سررسید آن را – چه در یک قسط یا چند قسط – این گونه صورت بندی می کنند:

۱. توزیع ثمن در اقساطی با مبلغ معین و زمان مشخص، هفتگی یا ماهانه یا سالیانه و پرداخت هر قسط در وقت مشخص خود.۲. تاجیل تمام ثمن و پرداخت آن به هنگام سررسید؛

۳

. پرداخت مقداری از ثمن در زمان حاضر و تقسیط باقی مانده؛

۴

. پرداخت مقداری از ثمن در زمان حاضر و بقیه در یک وقت مشخص.

نمونه هایی از این گونه اشارات گذرا که در متون فقهی آمده است:

۱. روضه، شهید ثانی، ج ۱، ص ۳۹۰، چاپ سنگی:
«اگر زمان پرداخت مقدار معینی از ثمن را مشخص کند و به باقی مانده اشاره نکند، یا آن را همان زمان بپردازد، به دلیل مشخص بودن سررسید، معامله صحیح است، همچنین اگر تمام ثمن یا مقداری از آن را در چند قسط مشخص بپردازد.»

۲. مستند، نراقی، ج ۱، ص ۳۹۲، چاپ سنگی:
«اگر در پرداخت ثمن، شرط کند که از هنگام عقد تا ده روز بعد – مثلا – در هر روز مقدار مشخصی از ثمن پرداخت شود، این معامله از شمار نسیه است.»

۳. جواهر، ج ۲۳، ص ۹۹:
اگر شرط کند تمامی یا مقداری از ثمن تا زمان معینی یا در چندین قسط پرداخت شود، به دلیل اجماع محصل و منقول و وجود روایات عام و در مواردی روایات خاص، صحیح است و «نسیه» نامیده می شود، بی آن که تفاوتی میان طول یاکوتاهی مدت باشد.

محل بحث این بیع در ابواب فقه

چنان که در نصوص فقهی مذکور دیدیم، جایگاه بحث از این گونه معامله، مبحث «بیع نسیه» است؛ زیرا از انواع آن می باشد، جز این که بیشتر فقها هنگام استدلال یا افتا درباره بیع نسیه، به تقسیط ثمن اشاره نکرده و فقط به تاجیل آن پرداخته اند. از این رو برای آماده سازی بحث مستقل یا گسترده درباره آن در بیع نسیه – برای کسانی که در این باب به دنبال بحث بیع تقسیط

اند یا فکر می کنند این جا محل بحث از آن است – متعرض بیان محل ذکر آن در بحث های فقهی شدیم؛ زیرا این بیع در گستره جغرافیایی وسیع و در مورد بسیاری از کالاها و اشیا رواج دارد و

:

بیشتر به هنگام فروش ماشین و وسایل میکانیکی و دوچرخه و ابزار خیاطی و رادیو و آلات موسیقی و ابزار نگارش و خنک کننده ها

(یخچال ها) و شوینده ها و منقولاتی مانند آنها به کار گرفته می شود و گاه به هنگام فروش محل های تجاری و زمین ها وخانه ها و ویلا مورد استفاده است((۹۲)).

رواج این بیع، اهمیت اجتماعی و اقتصادی به آن بخشیده، به گونه ای که بحث فقهی از آن ناگزیر است.

پیشینه پژوهش درباره بیع قسطی

پژوهش فقهی در این باره، تازه بوده و جز بررسی های مختصر، چیزی در این باب، منتشر نشده است؛ از جمله:

۱. کتاب البیع بالتقسیط و البیوع الائتمانیه الاخری، ابراهیم ابولیل، چاپ اول، ۱۴۰۴ ق، ۱۹۸۴ م؛

۲

. کتاب حکم بیع التقسیط فی الشریعه و القانون، محمد عقله ابراهیم، چاپ نخست، ۱۴۰۸ق، ۱۹۸۷ م.۳. مجله مجمع الفقه الاسلامی که از سوی مجمع فقه اسلامی که تابع سازمان کنفرانس اسلامی است، در جده منتشرمی شود. در دوره ششم کنفرانس مجمع فقه اسلامی که در مقر این مجمع در جده به تاریخ ۱۷ تا ۲۳ شعبان ۱۴۱۰ ق برابر با ۱۴ تا ۲۰ مارس ۱۹۹۰ م برگزار گردید، این بحث در شماره ششم، جلد نخست، هفت بحث و در شماره هفتم،

جلد دوم، ۱۴۱۲ ق، ۱۹۹۲ م پنج بحث درباره بیع تقسیط آمده است.

مجموعه بحث های مزبور، به جوانب مختلف بیع تقسیط و مباحث گرداگرد آن پرداخته است.۴. کتاب بیع التقسیط، تحلیل فقهی و اقتصادی، رفیق المصری، چاپ اول، ۱۴۱۰ ق، ۱۹۹۰م.

تعریف بیع قسطی

تعریف لغوی: تقسیط، مصدر فعل «قسط» به معنای جزء جزء کردن شیء است. «زید دینش را تقسیط کرد» یعنی آن رادر اجزا و اقساط مشخصی قرار داد که در اوقات معینی پرداخت می شود((۹۳)).

به هر جزء، «قسط» می گویند که جمعش «اقساط» است.

مرادف آن فعل «نجم» است.

«نجم المال» یعنی آن را در اقساط پرداخت. «نجم الشیء» یعنی آن را تقسیط کرد. «نجمت علیه الدین» یعنی پرداخت قرض را تقسیط کردم.

تعریف اقتصادی: در معجم مصطلحات الاقتصاد و المال و اداره الاعمال، بیع قسطی این گونه تعریف شده است:
بیع تقسیط (

installment sale

) از انواع بیع مشروط است که در آن ثمن در اقساط منظم و با مبالغ ثابت پرداخت می شود

که معمولا با رضایت طرفین، حق خدمت و فایده ای به آن اضافه می شود، و حق مالکیت کالای فروخته شده، به مشتری منتقل نمی شود مگر آن که تمام مبلغ یا بخش معینی از آن را بپردازد. اگر مشتری – هنگام سررسید پرداخت قسط – کوتاهی کند، فروشنده حق دارد کالای فروخته شده را مسترد کند. مشتری در این نوع از بیع، عقد نامه بیع را به صورت موقت امضاء کرده و از بایع سندی دریافت می کند مبنی بر این که حق مالکیت کالاهای خریداری شده، دراختیار بایع است تا مشتری آخرین قسط را بپردازد.

تعریف حقوقی: بیع قسطی در معجم المصطلحات الفقهیه و القانونیه چنین تعریف شده است:
در بیع تقسیط شرط می شود مشتری قیمت مبیع را در اقساط منظمی بپردازد. او تا مدت زمانی با توافق طرفین، در آغازهر ماه یا در پایان هر سال مبلغی را می پردازد. اگر مشتری از پرداخت مبلغ در زمان مشخص شده، سر باز زند یا کوتاهی کند، فروشنده حق دارد کالای فروخته شده را مسترد کند، مگر این که در عقد بیع، برخلاف این مطلب تصریح شود.

در کتاب حکم بیع التقسیط فی الشریعه و القانون آمده است: حقوق دانان، تعریف های متعددی برای بیع تقسیط گفته اند؛ از جمله:
الف) یکی از اقسام بیع مدت دار است که شرط می شود ثمن در اقساط مساوی و منظم و در مدت زمان معقول پرداخت شود((۹۴)).ب) بیعی است که ثمن در چند قسط پرداخت می شود، مشروط به این که هر قسط به دنبال دریافت مبیع توسط مشتری باشد((۹۵)).ج) عقدی است که موضوع آن استیلا و دستیابی به شیء، در مقابل پرداخت اقساط مشخص در مدت معینی است که در پایان مشتری مالک شیء می شود((۹۶)).

تعریف فقهی: دکتر رفیق مصری در پژوهش خود (بیع تقسیط، تحلیل فقهی و اقتصادی) منتشره در مجله مجمع الفقه الاسلامی((۹۷))آن را چنین تعریف کرده است:
بیع تقسیط، عبارتی جدید برای معامله ای قدیمی است؛ زیرا از انواع بیع نسیه است، که مبیع اکنون فروخته شده وتمامی یا مقداری از ثمن، در اقساط معلوم و در مدت مشخصی، بعدا پرداخت می شود. این اقساط گاه در مدت زمان مشخص – مثلا در هر سال یک قسط – و گاه با مبالغ مساوی یا زیاد و کم است.

این نوع بیع، نزد کسانی که از شیوه های پرداخت دیون آگاهی دارند، شناخته شده است.

دکتر نزیه حماد در معجم می گوید:
بیع تقسیط از انواع بیع نسیه است، که موافقت می شود مبیع اکنون داده شود و تمام یا مقداری از ثمن، در اقساط مشخصی در مدتی معلوم، بعدا پرداخت شود. این مدت گاه منظم است، مثلا هر ماه یا هر سال، یک قسط، همچنان که گاه مقدار مبلغ مساوی یا زیاد یا کم است.

قاضی محمد تقی عثمانی در احکام البیع بالتقسیط منتشره در مجله مجمع الفقه الاسلامی((۹۸)) می گوید:
بیع تقسیط، بیع با ثمن مدت دار است که در اقساط مورد اتفاق، به فروشنده پرداخت می شود.

فروشنده، کالا را اکنون به مشتری می دهد و مشتری در اقساط مدت دار، ثمن را می پردازد.

از این تعریف ها و آنچه اکنون به عنوان بیع قسطی در بازار رایج است، می توان چنین نتیجه گرفت: بیع تقسیط، نوعی ازبیع نسیه است که مبیع در حال عقد تحویل شده ولی تمامی یا مقداری از ثمن، در مدت معلوم، طی اقساط مشخص -از لحاظ وقت و مبلغ – بعدا پرداخت می شود.

گونه های بیع تقسیطی

این گونه بیع، به یک صورت و کیفیت نیست و تمامی صورت های آن بسته به چگونگی پرداخت ثمن است، که عبارتند از:

۱. مقداری از ثمن اکنون پرداخت شده، باقی تقسیط شود.

مقدار پرداخت شده «مقدم» نامیده می شود.۲. چیزی از ثمن در ابتدا پرداخت نشود، بلکه تمامی آن تقسیط شود. تقسیط بسته به وقت پرداخت چند گونه است:

هفتگی، ماهانه و سالیانه، و بسته به مقدار قسط، در اقساط متساوی یا مختلف است و اقساط مختلف گاهی افزایشی وگاهی کاهشی است. غالبا فروشنده، وقت و مبلغ را معین می کند، به ویژه اگر شرکت یا مؤسسه بزرگ تجاری باشد و به ندرت، مشتری وقت و مبلغ را تعیین می کند.

مشروعیت بیع تقسیطی

دیدیم که علمای امامیه، این بیع را از انواع بیع نسیه دانسته و برای مشروعیتش به دلایل زیر استناد جسته اند:

۱

. اجماع؛ یعنی اتفاق نظری که هیچ اختلافی در آن نباشد؛

۲

. دلایل عام حلیت بیع و وفا به عقود و تجارت با رضایت طرفین؛

۳

. روایات خاصی که در این باره هست، از جمله:

احمدبن محمد می گوید:
به ابوالحسن(ع) عرض کردم: می خواهم برای تجارت به مناطق کوهستانی بروم. فرمود: چاره ای نیست؛ امسال، سال سختی خواهد بود. عرض کردم: فدایت شوم! اگر به مردم نسیه بفروشیم، سود بیشتری خواهیم برد. فرمود: تا یک سال به آنان مهلت بده. پرسیدم: دو سال چطور؟ فرمود: آری. پرسیدم: سه سال چطور؟ فرمود: نه((۹۹)).

احمد بن محمدبن ابی نصر می گوید: به امام رضا(ع) عرض کردم: در رزق و روزی از راه مناطق کوهستانی بر روی مردم گشوده شده است. فرمود: اگرمی خواهی، برو که سال سختی است و مردم باید کسب و کار کنند. پس تلاشت را بکن. گفتم: آنان مردمانی دارا هستندما تاخیر بها را تحمل می کنیم و به آنان یک سال مهلت می دهیم؟ فرمود: با آنان معامله کن. پرسیدم: دو سال چطور؟فرمود: بفروش. پرسیدم: سه سال چطور؟ فرمود: بیشتر از سه سال نمی توانی((۱۰۰)).

شروط بیع قسطی

شروط کلی برای عقود بیع، در این بیع نیز شرط است؛ مثل شروط متعاقدین و شروط ثمن و مثمن و شروط عقد؛ به علاوه این شروط:

۱. تعیین مهلت پرداخت که پس از پایان عقد شروع شده و در وقت مورد اتفاق طرفین تمام می شود، مشروط به این که وقت پایانی مشخص بوده، احتمال کم و زیاد در آن نرود.

نراقی در مستند، ج ۱، ص ۲۹۳ می گوید:
شرط صحت بیع نسیه، تعیین مدت است و سراغ نداریم کسی مخالف این گفته باشد.

محقق اردبیلی در شرح ارشاد در مورد شرط تعیین مدت می گوید:
گویا اجماعی است. پس اگر مدت مشخص نشود یا در سررسید، احتمال کم و زیاد برود، بیع باطل است. به دلیل این که اگر اجل معین نشود، غرر و جهالت در ثمن پیش می آید؛ زیرا عرفا و عادتا مدت، بخشی از ثمن به شمارمی رود.