خرید و دانلود فایل پاورپوینت کامل دیه و قصاص زنان در فقه
خرید و دانلود فایل پاورپوینت کامل دیه و قصاص زنان در فقه قیمت اصلی 224,700 تومان بود.قیمت فعلی 109,200 تومان است.
بازگشت به محصولات
خرید و دانلود فایل پاورپوینت کامل پژوهشی در قضاوت زنان
خرید و دانلود فایل پاورپوینت کامل پژوهشی در قضاوت زنان قیمت اصلی 224,700 تومان بود.قیمت فعلی 109,200 تومان است.
📥 ترافیک اینترنت مصرفی جهت دانلود فایل‌ها در میکی بوک، به‌صورت نیم‌بها می باشد.
فقط اینقدر👇 دیگه زمان داری با تخفیف بخریش
00روز
23ساعت
19دقیقه
53ثانیه

خرید و دانلود فایل پاورپوینت کامل کاهش تکلیف در شهادت زنان

قیمت اصلی 224,700 تومان بود.قیمت فعلی 109,200 تومان است.

تعداد فروش: 53

فرمت فایل پاورپوینت

2 آیتم فروخته شده در 30 دقیقه
4 نفر در حال مشاهده این محصول هستند!
توضیحات

فایل فایل پاورپوینت کامل کاهش تکلیف در شهادت زنان شامل 120 اسلاید آماده است که می‌تواند محتوای شما را به شکلی حرفه‌ای، منسجم و چشم‌نواز به مخاطبان منتقل کند.

برتری‌های فایل فایل پاورپوینت کامل کاهش تکلیف در شهادت زنان در یک نگاه:

طراحی منحصربه‌فرد
فایل پاورپوینت کامل کاهش تکلیف در شهادت زنان با بهره‌گیری از اصول زیبایی‌شناسی و ترکیب رنگ‌های مناسب، ظاهری مدرن و رسمی به ارائه شما می‌دهد.
راه‌اندازی فوری
فایل فایل پاورپوینت کامل کاهش تکلیف در شهادت زنان نیازی به تنظیمات اضافی ندارد؛ کافیست آن را باز کنید و مستقیماً استفاده کنید.
وضوح عالی
اسلایدها به گونه‌ای طراحی شده‌اند که در هر دستگاه یا ویدیو پروژکتور، با بهترین کیفیت نمایش داده شوند.

همه چیز از قبل آماده است: در فایل فایل پاورپوینت کامل کاهش تکلیف در شهادت زنان هیچ موردی ناتمام یا نیازمند ویرایش نخواهید یافت. همه چیز با دقت نهایی‌شده و تست‌شده ارائه می‌شود.

توصیه مهم: نسخه‌هایی که تحت عنوان فایل پاورپوینت کامل کاهش تکلیف در شهادت زنان اما خارج از منبع رسمی منتشر می‌شوند، ممکن است از کیفیت لازم برخوردار نباشند.

همین حالا فایل را تهیه کرده و سطح جدیدی از ارائه را تجربه کنید!


بخشی از متن فایل پاورپوینت کامل کاهش تکلیف در شهادت زنان :

یکی از نشانه های جامعه مدنی قانون گرایی و اجرای قوانین کارآمد و مناسب با آن جامعه در راستای تکامل بشری است زیرا در سایه قانون و عمل به آن است که جامعه به سوی رشد و کمال و تمدن حرکت می کند.

باید اذعان نمود اولین افرادی که به وضع قانون کمر همت گماشتند انبیای عظام بوده اند. زیرا آنها با اتصال به منبع علم الهی این مطلب را به طور کامل دریافته بودند که فقط عمل به قانون های شریعت در راستای طبیعت است که می تواند دست انسان را بگیرد و از چاه دنیا خارج کند و به ملکوت برساند. کامل ترین و اصولی ترین قانون الهی را ما در دین اسلام به طور واضح و روشن درمی یابیم و آن هم به دلیل جامعیت و خاتمیت این دین الهی است و بعد از پیامبر صلی الله علیه و آله و ائمه بزرگوار علیهم السلام وظیفه تشخیص قانون الهی به عهده مجتهد است که او در پرتو آیات و روایات و استناد به عقل و اصول اولیه شرعیه قوانین فرعی را از آن قوانین اصلی استنباط می کند.

انسان در ضرورت اجتهاد مستمر نمی تواند شک داشته باشد زیرا این دین کامل باید هر روز در جوش و خروش باشد تا زمانه نتواند به آن تسلط پیدا کند و در سایه مرور زمان محو و نابود نشود و احتیاج انسان ها به قانون اقتضا می کند که قوانین بنابر شرایط زمانی و مکانی و نیاز انسان ها استخراج گردد و به همین جهت است که امام صادق علیه السلام می فرمایند: «العالِمُ بِزَمانه لا یهجم علیه اللّوابس»(۱) انسانی که آگاه به زمان خود است مورد هجوم اسباب خلأ و وسایل اشتباه قرار نمی گیرد. عالمی که آگاه به زمان و مکان خود باشد، اجازه نمی دهد غبار گذشت زمان بر روی احکام و قوانین دین بنشیند. البته احتیاج انسان به قانون، منحصر به زندگی اجتماعی انسان ها نیست ،بلکه در زندگی فردی هم انسان ها نیازمند به قانون هستند. اگرچه به تعبیر بزرگان انسان ها در مرحله عمل به قانون به سه دسته تقسیم می شوند:

«۱- انسان هایی که به هیچ قانونی تن در نداده و جز به سوء استفاده از دیگران نمی اندیشند ۲- کسانی هستند که نوعی از استخدام متقابل را در محدوده حیات می پذیرند که اجرای قوانین انسانی مورد نظر آنهاست. ۳- افرادی هستند که برای تأمین تمایلات عقلی و اغراض فطری خود به زندگی اجتماعی روی می آورند و تلاش این عده این است که با رعایت قوانین الهی و با عمل به آنچه از طریق وحی آسمانی در دسترس آنها قرار گرفته است به سعادت ابدی بار یابند.»(۲) آری عمل به قانون الهی، یعنی اتصال به منبع لایزال الهی و جاودانه زیستن.

سیستم قانون گذاری در اسلام، به گونه ای است که هرچه زمان بر آن می گذرد، حکمت ها و دقت های چند جانبه در آن آشکارتر می گردد لذا بر صاحبان خرد و به تعبیر قرآن اولوالباب است که تحقیقات جامع و کامل نسبت به این قوانین داشته باشند و از ابعاد مختلف حکمت های نهفته در این قوانین را کشف و به جوانان و جامعه دینی عرضه کنند تا وسوسه مغرضان و فریفتگان فرهنگ غیرخودی، آنان را از مسیر اصولی و معقول اسلام باز ندارد.

در این مقاله، ما درصدد هستیم راجع به شهادت زنان با توجه به آیات قرآنی و منابع دیگر پرده ابهام را تا حدی کنار زده و بخشی از حکمت های این قانون الهی را آشکار کنیم.

شهادت زنان

قرآن کریم در آیه «دَین» ضمن بیان حکم قرض دادن نحوه شهادت را هم بیان می کند و این گونه می فرماید: «… وَ اسْتَشْهَدوا شَهدینَ مِن رِجالِکُم فاِن لم یکونا رَجُلَینِ فرجلٌ وَ امْرَأتانِ مَمَّن تَرْضَونَ مِن الشُّهَداءِ اَنْ تَضِلَّ اِحْدَیهُما فَتُذَکِّر اِحْدیهما الاُخْری»(۳)

«… و دو گواه از مردانتان بگیرید و اگر دو گواه از مرد نبود پس یک مرد و دو زن از گواهانی که مورد رضایت و اطمینان شما باشند تا اگر یکی از آن دو به خطا و انحراف رفت، دیگری به یادش آورد.»

اصل اولیه در فقه اسلامی در مورد شهادت این است که فرقی بین زن و مرد در شهادت نیست مگر در مواردی که قانون بین این دو فرق گذاشته است و این شهادت باید منجر به علم شود و چون علم حجت است شهادت این فرد هم حجت می شود.

شهادت در فقه به دو مورد کلی تقسیم می شود:

۱ – «شهود بینه» ۲ – «شهود شرعیه»

در مورد شهود بینه، اصل اولیه جاری می شود و هیچ فرقی بین زنان و مردان نیست زیرا قاضی از این شهادت به عنوان مؤید و کمک کار استفاده می کند. اما شهود شرعیه در مواردی است که فقه برای شاهد شرایطی تعیین کرده است، بدین جهت در بعضی از موارد شهود شرعیه بین زنان و مردان فرق است.

شهود شرعیه درباره دو مورد کلی شهادت می دهند: ۱- حق اللّه ۲- حق الناس.

در حق اللّه سه مورد است که در آن شهادت زنان قبول نمی شود:

۱ – رؤیت هلال ماه، اکثر علما در این مورد اتفاق نظر دارند و روایات در این مورد به حد تواتر رسیده است. از جمله: صحیحه عبداللّه بن سنان، سمعت ابا عبداللّه علیه السلام و یقول: لایجوز شهاده النساء فی رؤیه الهلال. (۴)

امام جعفر صادق علیه السلام فرمودند: شهادت زنان در مورد دیدن هلال ماه مورد قبول نیست.

۲ – شاهد در زمان اجرای صیغه طلاق، در این مورد هم فقها بر این نظر اجماع دارند و روایاتی هم دلالت بر این مطلب می کند از جمله روایتی است از امام رضا علیه السلام که فرمودند «لایجوز شهادتهن فی الطلاق». (۵) البته اکثر علما این عدم جواز را به طلاق رجعی محدود کرده و مانعی برای شهادت زنان در طلاق خلع نیست.

۳ – حدود، امام صادق علیه السلام به واسطه پدران بزرگوارش از امام علی علیه السلام نقل می کند: «لایجوز شهاده النساء فی الحدود و لاقود.» (۶) شهادت زنان در حدود و قصاص جایز نیست. البته از این حدود تنها موردی را که اکثر علما استثنا کرده اند و شهادت زنان پذیرفته اند در مورد زنایی است که حد آن رجم باشد.

امام باقر علیه السلام ، از جد بزرگوارش، امام علی علیه السلام چنین نقل می کند: «یجوز شهاده النساء فی الرجم اذا کان ثلاثه، رجال و امرأتان، و اذاکان اربع نسوه و رجلان فلا یجوز الرجم…..»(۷) امام علی علیه السلام فرمودند: شهادت زنان در رجم جایز است ولی به شرط آنکه سه مرد و دو زن باشند و اگر چهار زن و دو مرد شهادت دهند در رجم هم شهادت زن پذیرفته نیست.

فلسفه عدم پذیرش شهادت در حق اللّه

سؤالی که به ذهن خطور می کند این است که چرا در «حق اللّه » شهادت زنان قبول نیست؟ آیا «حق اللّه » مهمتر است یا «حق الناس». البته حق الناس در عین حال که «حق مردم» است حق خداوند متعال هم هست؛ پس چه چیز سبب شده است که در «حق الناس» شهادت زنان قبول شود و در «حق اللّه » قبول نشود.

شاید «این یک تدبیری است که زن در مسائلی که خیلی مهم نیست به اجتماع کشیده نشود. ]اما [مثل «حق الناس» چون خیلی مهم است، خوب زن هم بیاید و شهادت بدهد. اما در مسائلی که آن قدر اهمیت ندارد باید تا حد امکان کاری کرد که زن به اجتماع کشانده نشود. چون شهادت یک موضوعی است که به محکمه کشیده می شود [او [باید پیش محکمه بیاید و هزار جور گرفتاری دیگر هم دارد…. در هلال ماه رمضان برای اینکه زن به این طرف کشیده نشود و محل مراجعه واقع نشود از اول گفته اند، شهادت زن معتبر نیست. اینکه می گویند معتبر نیست، یعنی از شهادت او علم پیدا نشود [چرا که] اگر از شهادت او علم پیدا شود خود علم حجت است.»(۸) و باید به آن عمل شود و یا در باب حدود «شرع اسلام عنایت ندارد که این حدود حتما باید ثابت شود تا حد جاری شود. یعنی آنجا عنایت ندارد که اگر یک کسی دزدی کرده تا دستش را قطع کند [یا [ثابت کنید که خمر خورده تا تازیانه بر او زده شود. [یا [ثابت بشود [که] زنا کرده تا حتما رجم بشود و یا تازیانه بخورد. در آن جور موارد، شارع عنایتی ندارد که حتما ثابت بشود و شاید عنایت او این باشد که بین خود و بین اللّه توبه کند و ثابت هم نشود. حد هم بر او جاری نشود.»(۹)

پس در حدود که جزء حق اللّه است اصل، عدم اجرای حد است به همین سبب شرایط سختی هم برای اصل شهادت و هم برای تعداد شاهدان که در بعضی از موارد حتی به چهار شاهد هم می رسد، قرار داده اند اما در موردی که با تمام این شرایط سخت آن حد ثابت شد قرآن می فرماید: «ولا تأخُذْکُمْ بِهِما رأفهٌ فی دینِ اللّه اِنْ کُنْتُمْ تؤمِنُونَ بِاللّه وَ الْیَوم الآخر و لیَشْهَدْ عَذابَهُما طائفهٌ مِنَ المؤمنین.» (۱۰) وقتی گناه این دو ثابت شد مهربانی و عطوفت در حق هیچ کدام روا ندارید. «البته این نهی که از رأفت شده از قبیل نهی از مسبب است به نهی از سبب، چون رقت کردن به حال کسی که مستحق عذاب است باعث می شود که در عذاب کردن او تساهل شود و در نتیجه نسبت به او تخفیف دهند، و یا به کلی اجرای حدود را تعطیل کنند و به همین جهت کلام را مقید کرد به قید (فی دین اللّه ) تا جمله چنین معنا دهد: که در حالی که این سهل انگاری در دین خدا و شریعت او شده است…. پس اگر ایمان به خداوند متعال و روز آخرت دارید، در اجرای حکم خدا دچار رأفت نشوید که این خود تأکید در نهی است و باید جماعتی از مؤمنین ناظر و شاهد این اجرای حد باشند تا آنان نیز عبرت گیرند و نزدیک فحشا نشوند. البته این خطاب در آیه متوجه به عموم مسلمین است، در نتیجه، زدن تازیانه کار کسی است که متولی امور مسلمانان است که یا پیغمبر است یا امام و یا نایب امام.»(۱۱)

در واقع اسلام اجرای حد را از دو طرف محدود کرده است: اول از جهت ثابت نشدن به خاطر اینکه در این مرحله، شهادت نیمی از افراد جامعه را قبول نمی کند و برای نیمی دیگر، تعداد شاهدها و هم زمان بودن شهادت را شرط می کند. دوم از جهت اینکه اگر حد با این شرایط ثابت شد حاکم مسلمین حق اجرا نکردن حدود را ندارد زیرا آن هم سبب بی اعتنایی به حکم خدا می شود. کما اینکه در مرحله اول هم چون عرض و آبروی مردم در نزد خداوند متعال محترم است کسی حق ندارد بدون دلیل و سند و مدرک نسبتی را به فردی بدهد چون نبض جامعه در اعتماد و آرامش روحی و روانی افراد آن جامعه به همدیگر است و نشانه سلامت جامعه و رشد فرهنگی آن جامعه در این است که انسان ها از زبان، دست و قلم همدیگر مصون باشند.

«با توجه به مقررات و احکام مختلف اسلام در باره شهادت، ملاحظه می شود که در این امر دو مسئله مورد توجه شارع بوده است: یکی آنکه باید قطع و یقین به مورد شهادت داشته باشد، دیگر آنکه شهادت به انگیزه دیگری غیر از اظهار علم و اطلاع واقعی، مانند منافع شخصی شاهد یا دفع ضرر از خود یا عداوت با کسی که از آن شهادت زیان می بیند و یا… نباشد هر دوی این شروط، دقت شارع را در شهادت و شهود می رساند تا بر اثر شهادت، حقیقتی اثبات شود نه امری باطل یا شبهه ناک و در مواردی که خطر آن وجود دارد که بر اثر غلبه احساس و عاطفه کسی اندکی پا روی حق بگذارد و تحت تأثیر موضوعاتی دیگر شهادت باطل بدهد، تعداد شهود را افزایش داده است». (۱۲)

دلیل عدم پذیرش شهادت زن در طلاق

اما چرا شهادت زن در طلاق مورد قبول نیست؟ تنها حلالی را که اسلام عنوان مبغوض «عنداللّه » معرفی کرده است طلاق است و از طرفی رکن رکین خانواده زن است و زنان مدیران و برنامه ریزان خانواده از جهت تربیتی و فرهنگی و ایمانی هستند و این مسئولیت بزرگ حتما خالی از مشکلات هم نیست. حال زنی که این همه نقش را در حالی ایفا می کند که همراه با کمبودها و نواقص و مشکلاتی هم است اگر برای شهادت دادن طلاق زنی برود چه اثر سوئی بر روح و روان او می تواند بگذارد. با توجه به لطافت و نرمی روح یک زن، این کار خشن و سخت با این روح لطیف سازگاری ندارد. و از جهت دیگر، نتیجه طلاق، جدایی و قهر و تفرقه بین زن و شوهر است. زنی که باید کانون آرامش و محبت در خانواده باشد آیا با دیدن چنین منظره ای می تواند نقش خود را به عنوان منبع محبت و آرامش حفظ کند و مسئولیت خود را بدون کم و کاست به سرانجام برساند؟

حق الناس و پذیرش شهادت زن

اما شهادت زن در «حق الناس» به سه مورد تقسیم می شود: ۱- مواردی که شهادت زن و مرد توأمان مورد پذیرش است که بیشتر در امور مالی است و مهمترین دلیل برای قبولی شهادت زنان در این مورد آیاتی از قرآن کریم، اجماع علما و روایات است.

در روایت است که از امام صادق علیه السلام سؤال شد: تجوز شهاده النساء مع الرجل فی الدین؟ قال: نعم… أن رسول اللّه صلی الله علیه و آله أجاز شهاده النساء فی الدین مع یمین الطالب، یحلِف باللّه أن حقّه لحقّ.(۱۳)

آیا شهادت زنان به همراه یک مرد در دَین جایز است. فرمود: آری رسول خدا صلی الله علیه و آله ، شهادت زنان در دَین را اجازه فرمود. البته به همراه سوگندِ خواهان، به این صورت که او به خداوند سوگند یاد کند که واقعا حق با او است.

مصادیقی از این مورد حق الناس که شهادت زنان قبول می شود عبارت است از: دیون، قرض، غصب، عقود معاوضی مانند بیع، صرف، سَلَم، صلح، اجاره، مساقات، رهن، وصیت برای افراد، جنایتی که موجب دیه است و هر موردی که متعلق دعوا، مال و یا مقصود از آن مال باشد. و فقها در این زمینه هم عقیده اند و کمتر اختلافی بین آنها دیده می شود.

۲ – مواردی که با شهادت زنان، به تنهایی یا به همراه مردان، ثابت می شود که از آن جمله اند: زنده متولد شدن طفل، شیر دادن، بکارت و عیوب پوشیده زنان و به طور کلی می توان گفت هر امری که غالبا از نظر مردان پوشیده است و آگاهی از آن برای آنها امکان پذیر نیست با این گونه شهادت ثابت می شود.

در روایتی از امام صادق علیه السلام چنین آمده است:

«تجوز شهاده النساء و حدهنّ بلارجال فی کلّ ما لایجوز للرجال النظر الیه.»(۱۴)

شهادت زنان به تنهایی و بدون همراهی مردان در آنچه مردان اجازه نگاه کردن به آن ندارند، جایز است.

۳ – مواردی که با شهادت یک زن ثابت می شود:

شهادت یک زن برای اثبات یک چهارم ارث و یک چهارم مال مورد وصیت برای طفلی که زنده به دنیا آمده و پس از لحظاتی از دنیا رفته است، کفایت می کند. اما برای اثبات یک دوم موارد یاد شده، شهادت دو زن؛ برای اثبات یک سوم، شهادت سه زن و بالاخره برای اثبات تمام مال مورد ارث و وصیت، شهادت چهار زن لازم است و کلمات فقها در این مورد هماهنگ است.

در صحیحه ابن سنان از امام جعفر صادق علیه السلام نقل می کند که: سمعت ابا عبداللّه علیه السلام یقول: «تجوز شهاده القابله فی المولود اذا استهل و صاح فی المیراث و یورث الربع المیزان بقدر شهاده المرأه واحده. قلتُ: فان کان امرأتین؟ قال: تجوز شهادتهما فی النصف من المیراث.»(۱۵) از اباعبداللّه علیه السلام شنیدم که فرمود: شهادت قابله در مورد گریه نوزاد به هنگام تولد، به جهت ارث، پذیرفته شده و آن نوزاد از یک چهارم ارث به تناسب شهادت یک زن، بهره می برد. گفتم: اگر دو زن شهادت دهند، چطور؟ فرمود شهادت آن دو در نصف میراث پذیرفته است.

با توجه به آیات و احادیث معلوم شد که شهادت زنان در حق الناس پذیرفته است فقط در بعضی از موارد شهادت دو زن، مساوی شهادت یک مرد است و در بعضی از موارد هم فقط شهادت زنان مورد قبول است. حال این سؤال به ذهن خطور می کند که علت این امر چیست؟ آیا به علت آفرینشی است؟ و یا به علت اجتماعی و کم شدن مسئولیت زنان؟

فلسفه نابرابری زن و مرد در شهادت از دیدگاه های مختلف

۱ – نقصان عدالت و ضعف پرهیزکاری

عده ای برای پاسخ به این سؤال اعتقاد دارند چون شاهد باید عادل باشد تا قاضی از شهادت او علم پیدا کند و چون زنان به عدالت و تقوا و پرهیزکاری تام نمی توانند برسند پس شهادت دو زن مساوی با شهادت یک مرد است.

این جواب از نظر ما قبول نیست زیرا عدالت و پرهیزکاری جزو صفات اکتسابی است. گاهی از اوقات این عدالت و پرهیزکاری در مرحله آزمون و تجربه است و هنوز در وجود فرد ثابت نشده است و گاهی در اثر مداومت بر اعمال صالح و پرهیز کاری تبدیل به ملکه تقوا و عدالت می شود و آنچه سبب می شود فردی از مرحله اول پرهیزکاری، تقوا و عدالت به مرحله دوم، یعنی ملکه عدالت و تقوا برسد فقط در گرو انجام اعمال صالح و دوری از محرمات خداوند متعال است و این موفق شدن به انجام امور صالح و پرهیزکاری ربطی به جنسیت، زمان و مکان و اقوام ندارد بلکه مربوط به روح انسان است که روح انسانی نه مذکر است و نه مؤنث. لذا خداوند متعال می فرمایند: «مَنْ عَمِلَ صالِحا مِنْ ذَکرٍ اَوْ اُنثی و هو مُؤمِن فَلَنُحْیینَّه حَیاهً طَیَّبهً.» (۱۶) و آنچه اکثر علما اخلاق به آن اعتقاد دارند این است که ایمان صفت روح است، نه صفت جنس تا سبب شود بین زن و مرد فرق باشد و در ضمن زنان در این مورد، امتیاز خاصی دارند و آن اینکه «در جنگ با دشمن درونی، در جبهه جهاد اکبر، اسلحه انسان، آه است نه آهن، گریه است نه شمشیر و اسلحه تیز و کار آمد. در جهاد اکبر، تهذیب نفس ناله است و این اسلحه را زن ها بیشتر از مردها دارند. [البته]انسان از چند راه می تواند ترقی کند. یکی راه فکر و دیگری راه ذکر و زنان در راه ذکر و مناجات که راه دل است و راه عاطفه و شور و علاقه و محبت است اگر موفق تر از مردها نباشند یقینا همتای مردها هستند و آن راه، راه اساسی است، اما راه فکر، راه فرعی است زیرا تاکنون ثابت شده که راه فکر، راه گسترده و همه گیری نیست.» (۱۷) به دلیل اینکه برای فراگیری علم شرایط خاصی از قبیل امکانات مادی و معنوی باید فراهم گردد تا آن علم میوه و نتیجه دهد. پس زنان هم از جهت دل که منبع محبت و شور است قویتر هستند و هم از جهت وسیله ای که در جهاد با نفس به آن احتیاج است، این وسیله برای زنان بیشتر فراهم است.

پس چطور می شود که عده ای قبول نکردن شهادت زن را به پای نقصان عدالت و پرهیزکاری او می گذارند. «آیا می شود گفت علت اینکه شهادت دو زن مساوی است با یک مرد به این جهت است که تقوای دو زن برابر است با یک مرد؟ عدالت دو زن برابر است با عدالت یک مرد؟ یعنی عدالت مرد استحکام بیشتری دارد و عدالت زن استحکام کمتر؟»(۱۸) این شبهه پشتوانه منطقی و عقلی ندارد و قرآن کریم در عرصه الگودهی در این موضوع هیچ تفاوتی قایل نیست. از آنجا که آسیه و مریم را معرفی می کند، ایشان را چهره های ارزشمندی برای همه انسان ها، اعم از زن و مرد، معرفی می کند و می فرماید: «ضرب اللّه مثلاً للذین امنوا امراه فرعون …»(۱۹) یا در داستان زکریا و مریم، عظمت جایگاه این بانو، زکریا را به حیرت وامی دارد و از خدا درخواست فرزندی چون مریم می نماید.

۲ – نقصان عقل و ضعف ادراک

گروهی اعتقاد دارند دلیل اینکه شهادت دو زن مساوی با شهادت یک مرد است ریشه در نقصان عقل زن دارد. «عقل جوهر انسانیت است و مابه الامتیاز انسان به این عقل است. پس موجودی که از لحاظ این جوهر و از جهت این مابه الامتیاز نصف موجود دیگر است، نصف انسان محسوب می شود. وقتی انسانیت انسان به عقل باشد و اینجا از جهت شهادت، عقل زن مساوی با نیمی از مرد شمرده شده است پس در اسلام انسانیت زن مساوی با نیمی از انسانیت مرد است و به همین دلیل، دو زن در مقابل یک مرد قرار می گیرند.

این دلیل هم پذیرفته شده نیست، بدین جهت که در «شهادت» به چیزی که ارتباط ندارد عقل است. شهادت به معقول جایز نیست، معتبر هم نیست. شهادت [تنها] به محسوسات است [مثل اینکه کسی می گوید] فلان اتفاق را دیدم یا فلان جریان را شنیدم[شهادت به این مسائل مربوط است] ولی معقولات مربوط به معلومات است [مثلاً اگر] ما دو نفر طبیب داشته باشیم، یک مرد و یکی زن. اگر استنباط طبیب مرد یک چیز باشد و استنباط طبیب زن [چیز دیگر] و ما در اینجا بگوییم رای دو طبیب زن مساوی با یک طبیب مرد است، معنایش این است که عقل زن ضعیفتر از عقل مرد است [یعنی [استنباط زن ضعیفتر از استنباط مرد است. ولی ما [در باب شهادت های عقلی [چنین چیزی نداریم. و لهذا اگر کسی مریض باشد و بخواهد به طبیب حاذق مراجعه کند فرقی بین طبیب مرد و زن نیست زیرا موارد اصلاً شامل شهادت نمی شود بلکه [به آن] رای و نظر می گویند.»(۲۰)

پس مسئله شهادت را نمی توان به پای قوت و ضعف عقل گذاشت زیرا شهادت نه به عقل مرد کار دارد و نه با

  راهنمای خرید:

  • همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
  • ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
  • در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.