اگر فایل یا کتابی رو که میخواهید توی سایت نیست روی " پیشنهاد فایل " کلیک کنید.
خرید و دانلود فایل پاورپوینت کامل فرهنگ سیاسی شیعه و مناسبات آن با فرهنگ ایرانی و غربی
224,700 تومان قیمت اصلی 224,700 تومان بود.109,200 تومانقیمت فعلی 109,200 تومان است.
تعداد فروش: 64
فرمت فایل پاورپوینت
فایل پاورپوینت کامل فرهنگ سیاسی شیعه و مناسبات آن با فرهنگ ایرانی و غربی؛ انتخابی مطمئن برای ارائهای حرفهای
اسلایدهایی آماده برای استفاده:
فایل فایل پاورپوینت کامل فرهنگ سیاسی شیعه و مناسبات آن با فرهنگ ایرانی و غربی شامل 85 اسلاید با طراحی دقیق و ساختاری استاندارد است که برای ارائههای رسمی یا چاپ، کاملاً مناسب و آماده استفاده میباشد.
ویژگیهایی که فایل فایل پاورپوینت کامل فرهنگ سیاسی شیعه و مناسبات آن با فرهنگ ایرانی و غربی را متمایز میکند:
- طراحی بصری حرفهای:فایل پاورپوینت کامل فرهنگ سیاسی شیعه و مناسبات آن با فرهنگ ایرانی و غربی با بهرهگیری از رنگبندی هوشمندانه و چیدمان اصولی جهت انتقال بهتر مفاهیم ارائه.
- سهولت در اجرا: تمامی اسلایدها از پیش تنظیم شدهاند و بدون نیاز به ویرایش، قابل استفاده هستند.
- وضوح بالا و نظم ساختاری: کیفیت بالای عناصر گرافیکی و هماهنگی کامل در نمایش، تجربهای بدون نقص را فراهم میسازد.
استاندارد بالا در تولید محتوا:
فایل فایل پاورپوینت کامل فرهنگ سیاسی شیعه و مناسبات آن با فرهنگ ایرانی و غربی با رعایت اصول حرفهای طراحی شده و عاری از هرگونه ایراد گرافیکی یا ناهماهنگی در نمایش میباشد.
نکته مهم:
در صورت مشاهده نسخههایی با کیفیت پایینتر، توجه داشته باشید که ممکن است نسخههای غیررسمی باشند. نسخه اصلی فایل فایل پاورپوینت کامل فرهنگ سیاسی شیعه و مناسبات آن با فرهنگ ایرانی و غربی تنها از طریق منبع معتبر در دسترس است.
هماکنون فایل فایل پاورپوینت کامل فرهنگ سیاسی شیعه و مناسبات آن با فرهنگ ایرانی و غربی را دریافت کرده و ارائهای حرفهای و متمایز تجربه نمایید
بخشی از متن فایل پاورپوینت کامل فرهنگ سیاسی شیعه و مناسبات آن با فرهنگ ایرانی و غربی :
چکیده
فرهنگ سیاسی شیعه فرهنگی است امامت محور و در نتیجه، مخالف الگوهای فرهنگی استبدادی و استعماری. در فرهنگ سیاسی شیعه، قدرت توسط عوامل و عناصر نظارت درونی و بیرونی کنترل می شود. در مقاله حاضر، بر این امر استدلال شده است که حضور فرهنگ سیاسی سلطنتی، که میراث ایران پیش از اسلام است، و نیز ورود فرهنگ اومانیستی غرب به ایران معاصر، که خاصیتی سکولار دارد، از عوامل اساسی چالش با آموزه های فرهنگ سیاسی شیعه از جمله قانونمداری و کنترل قدرت در ایران معاصر، بخصوص عصر پهلوی، بوده است. بر این اساس، انقلاب اسلامی و نظام برخاسته از آن محصول فرهنگ سیاسی شیعه و سرآغاز عصر نهادینه شدن قانون و نظم عادلانه در ایران بود که بر فرهنگ سیاسی استبدادی و استعماری خط بطلان کشید و همچنان در تلاش است تا آموزه های سیاسی شیعه تمامیت آن را تحقق بخشد.
مقدّمه
«قدرت» و «قانون» دو واژه ای هستند که در عرصه سیاست نقش محوری دارند. با نگاهی به تاریخ زندگی انسان، مشاهده می کنیم که تحقق آرمان ها و آرزوهایی که انسان دارد در گرو «نظم» و «امنیت» است و برقراری نظم و امنیت در گرو قدرت و حکومت.
حکومت ها طبق تعریف، وظیفه دارند نظم، امنیت و رفاه را برای جامعه تأمین کنند تا انسان بهتر زندگی کند. خروج از مرحله «زیستن» و ورود به عرصه «به زیستن» در گرو حکومت است. با تحقق قدرت، مسئله حقوق و تکالیف متقابل مردم و دولت مطرح می شود. حق و تکلیف در فرایند تعاملات اجتماعی افراد و گروه ها و در جامعه، بر اساس سازوکارهای پاداش و تنبیه، که مبتنی بر قانون و اخلاق می باشند، تعیین گردیدند و با مرور زمان شکل و الگو گرفتند؛ اخلاق، ضامن درونی و قانون، ضامن برونی رعایت حقوق و تکالیف انسان در رابطه وی با خدا، خود، جامعه و طبیعت بوده اند.
ایران کشوری است که تا پیش از انقلاب مشروطه (سال ۱۲۸۵) جامعه ای فراقانون بود. بنابراین، ساختار قدرت به گونه ای بود که در آن حاکمان و سلاطین کم و بیش بر سرنوشت مردم مسلّط بودند، چه در حیطه عمومی و چه در حیطه خصوصی؛ چرا که فرهنگ سیاسی به گونه تبعی شکل گرفته بود. به برخی از عوامل و دلایل تکوین فرهنگ سیاسی تبعی و بسته در ادامه اشاره خواهد شد. تنها فضای موجود که دغدغه حقوق مردم را داشت، دین بود. اما علمای دین نیز تا این زمان نتوانسته بودند قوانین شرعی را در عرصه حکومت و سیاست نهادینه کنند. بیشتر اهتمام علما در عرصه اجتماعی و روابط روزمرّه، زندگی خصوصی مردم بود که به راهنمایی حوزه ها می پرداختند.
طرح مسئله «قانون» در غرب و ضرورت محدود ساختن قدرت با قانون موجب طرح نسبتا گسترده مسئله در جامعه ایران شد، هرچند مطرح کنندگان در طیف های فکری متفاوتی قرار داشتند؛ برخی از پایگاه دینی و برخی از پایگاه غیردینی. نهضت عدالت خانه و انقلاب مشروطه رویدادی بود که این دغدغه را عیان ساخت. با انقلاب مشروطه و نوشته شدن قانون اساسی و تأسیس مجلس به صورت عینی، ایران به سوی قانونی شدن حرکت کرد.
اما تاریخ ایران نشان می دهد که حتی پس از این مقطع نیز بجز دوره هایی کوتاه و استثنایی، قانون و نهادهای حافظ آن نمایشی و صوری بودند و نه تأثیرگذار و کارآمد. بنابراین، در مقاطع بعدی شاهد حکومت استبدادی پهلوی هستیم، به گونه ای که حتی در مراحلی ساختار قدرت، تمایل به حذف قانون و نهادهای مردمی داشته است. انقلاب اسلامی و جمهوری اسلامی حرکتی بود در جهت نفی استبداد و استعمار و نهادینه کردن قانون و نهادهای حافظ منافع و حقوق مردم بر اساس آموزه های اسلامی. در عین حال، به نظر می رسد عناصر اساسی موجود در فرهنگ سیاسی اسلام، که بر التزام قدرت به قانون تأکید دارند، در فرهنگ سیاسی ایرانیان به طور کامل مستقر نشده اند.
با توجه به آنچه ذکر شد، پرسشی که مقاله حاضر درصدد پاسخ به آن است، چنین است:
چرا در ایران معاصر، علی رغم تلاش هایی که برای نهادینه کردن رفتارهای قدرت سیاسی بر اساس قانون صورت گرفته، قدرت سیاسی از چارچوب های قانونی گریزان بوده و بین قدرت و قانون از قاجاریه تا انقلاب اسلامی چالش وجود داشته است؟
فرضیه ای که در این پژوهش مورد آزمون قرار خواهد گرفت عبارت است از اینکه فرهنگ سیاسی خاصی که در ایران حاکم بوده، موجب شده تا ساختار قدرت سیاسی به گونه ای شکل بگیرد که کارگزاران حکومتی از عمل در چارچوب قانون سرباز زنند. پیامد این امر نهادینه نشدن قانون در جامعه و تداوم چالش قدرت و قانون بوده است.
عناصر فرهنگ سیاسی ایران
فرهنگ سیاسی از منظرهای گوناگون تعریف شده است. به نظر می رسد از منظری که برای بحث حاضر مفید باشد، می توانیم بگوییم: فرهنگ سیاسی یک جامعه عبارت است از: مجموعه باورها، گرایش ها، بینش ها، ارزش ها، معیارها و عقایدی که در طول زمان شکل گرفته و تحت تأثیر وقایع و تجربیات تاریخی از نسلی به نسل دیگر منتقل می شود و در قالب آن ها، نهادها، رفتارها، ساختارها و کنش های سیاسی برای نیل به هدف های جامعه شکل می گیرند.(۱)
کارکرد فرهنگ سیاسی را در دو مقوله باید بررسی کرد: اول اینکه فرهنگ سیاسی، مشروعیت دهنده نظام سیاسی، حاکمان، قوانین، فرایند تصمیم گیری و سیاست گذاری می باشد؛ و دوم اینکه در مشارکت مردم تأثیرگذار است. از این روست که گفته می شود: باورهای سیاسی جامعه تعیّن بخش نظام سیاسی اند، و یا گفته می شود: نظام سیاسی مانند درختی ریشه در آداب و سنن و رسوم و هنجارهای جامعه دارد. این باورها هستند که کنش های اجتماعی و سیاسی خاصی را شکل می دهند و تعامل این کنش های نشأت گرفته از باورها و پندارها، موجب بروز نقش های اجتماعی برای انسان می شود و این نقش ها در طول زمان استمرار یافته و به خلق الگوهای جمعی و مستمر انجامیده، در نهایت، نهادهای اجتماعی از آن ها متولّد می شوند.(۲)
بیشتر جامعه شناسان و علمای علم سیاست معتقدند: رفتار سیاسی شهروندان و نخبگان و دولت مردان عمدتا دارای خاستگاه فرهنگی است(۳) و عامل فرهنگ زمینه ساز دگرگونی سیاسی و سایر بخش های جامعه است. از این رو، دست یابی به قدرت سیاسی ممکن نیست، مگر با در اختیار گرفتن قدرت فرهنگی.(۴) بنابراین، برای شناخت ساختار سیاسی جامعه و چالش های موجود در آن، باید به شناخت فرهنگ سیاسی آن جامعه پرداخت؛ چرا که فرهنگ سیاسی دربردارنده باورها، بینش ها، ارزش ها، معیارها و عقایدی است که تحت تأثیر آن ها رفتارها و ساختارهای سیاسی شکل می گیرند. بنابراین، می توان با شناخت فرهنگ سیاسی جامعه ای مثل ایران، مسائل و پدیده هایی را که مانع نهادینه شدن قانون و تعامل مناسب قدرت و قانون در ایران بوده اند، شناخت.
فرهنگ سیاسی هر جامعه محصول تاریخ گذشته آن جامعه است. برای شناخت عناصر شکل دهنده فرهنگ سیاسی ایران در دوره معاصر، باید به شناخت ویژگی های فرهنگی ایران در سه دوره زمانی پرداخت:
۱. دوره قبل از ظهور اسلام؛
۲. دوره پس از رواج اسلام در ایران؛
۳. دوره جدید و رواج اندیشه های غربی در ایران.
بنابراین، فرهنگ سیاسی امروز ایران وامدار سه فرهنگ ملّی ایرانی، اسلامی و غربی است.
در فرهنگ ملّی ایرانی، اندیشه ایران شهری در کانون آن قرار داشت و «شخص شاه» خدای بر روی زمین و سبب ساز وحدت در عین کثرت اقوام بود.(۵) در ایران باستان، شاهد ظهور قدرت فراگیر هستیم که شاه تجسّم آن بود.(۶) بنابراین، خدا، شاه و سرزمین دارای قدرت برتر بودند و پادشاه در اندیشه سیاسی ایران شهری بیش از آنکه سامان بخش باشد، عین «سامان» بود. البته در اندیشه ایران شهری، از همان آغاز، «سامان» با «سامان بخش» یکی شمرده می شد و این عدم تمایز راه خودکامگیِ شاهان در دوره های بعدی، بخصوص دوره های اسلامی را هموار کرد و مانع از ایجاد «دولت» گردید.(۷)
از دیگر عناصر فرهنگ ایران باستان، قوام هویّت ایرانی بود؛ چرا که در قلمرو سیاسی ایران باستان، فرهنگ اساس سیاست بود و نه عکس آن، و پیوستگی های درون قومی و میان قومی بر شالوده فرهنگ استوار بودند و اندیشه ایران شهری بر پایه تنوّع فرهنگ های همه اقوام این سرزمین تکوین یافته بود. از این رو، این اندیشه موجب قوام هویّت ایرانی شد.(۸)
دومین الگوی فرهنگی، که شکل دهنده بخشی از فرهنگ سیاسی امروز ایرانیان می باشد، فرهنگ اسلامی، به ویژه اسلام شیعی، است. پس از ورود اسلام به ایران، آداب و رسوم، هنر، معماری، خانواده، تعلیم و تربیت، تفریح و سرگرمی، عزاداری، کتاب و مدرسه و … ماهیت اسلامی به خود گرفتند، هرچند در دوره اسلامی بین نظام حقوق شرعی، که تنها نظام حقوقی مشروع در جامعه اسلامی است، و حقوق سلطنت تعارض ایجاد شد. علت وقوع چنین تعارضی این بود که در قلمرو نظر، جامعه اسلامی می بایست به وسیله قانون شرع اداره می شد، اما در عمل، جامعه ای در بیرون نظام سلطنت و در استقلال از آن ایجاد نگردید. این امر موجب شد بین ملت و حکومت شکاف ایجاد شود. بدین روی، در تاریخ ایران، شاهد عدم تثبیت نهادهای سیاسی هستیم و هر نهادی در نطفه خفه می گردید و به مرور، شکاف بین حکومت و ملت بیشتر می شد. چنین امری موجب گردید تا صورت دولت از ماده «ملت» و «مصالح ملّی» ایرانیان تهی باشد.(۹)
به طور کلی، می توان شاخصه های فرهنگ سیاسی شیعه را به عنوان بخش فراگیر فرهنگ سیاسی ایران، در خدامحوری، عدالت خواهی، شایسته سالاری، مسئولیت فردی و اجتماعی، تقواگرایی، پاس داری از کرامت انسان، ظلم ستیزی، خلافت الهی، امر به معروف و نهی از منکر، شورا و مشورت، نفس سلطه، امامت و ولایت فقیه، و اجتهاد و مرجعیت یافت،(۱۰) به گونه ای که فرهنگ شهادت، که یکی از عناصر بارز و مهم فرهنگ سیاسی ایران است، برگرفته از فرهنگ اسلامی شیعی می باشد.
با توجه به آنچه ذکر شد، آشکار می شود که شاخصه هایی همچون امامت، ولایت فقیه، ظلم ستیزی و عدالت در اندیشه اسلام شیعی باید در رأس جامعه، در زمان غیبت امام معصوم قرار داشته باشند. طبق الگوی امامت در نظر متکلّمان شیعه، الگوی پادشاهی فاقد مشروعیت است، اما با توجه به شرایط زمانی، علمای شیعه عمل به قدر مقدور را مدنظر قرار دادند. به طور کلی، در اندیشه علمای شیعی، بین قدرت و تکلیف معادله ای وجود دارد که یکی از شرایط تکلیف، قدرت است. علمای اصولی و مجتهدان برجسته در هر فرصتی که برایشان ایجاد می شد، دست به اقدامات حکومتی می زدند؛ در دوره قاجار، می توان به فعالیت میرزا مسیح مجتهد در تهران در مسئله گریبایدوف، سیدمحمّدباقر شفتی در اصفهان، کنی در تهران، میرزای شیرازی در جریان تنباکو و در نهایت، فعالیت علما در نهضت مشروطه اشاره کرد.(۱۱)
به هر تقدیر، در فرهنگ شیعی، حکومت سلطنتی مشروعیتی ندارد و اگر ظهور یافت، به علت عدم توانایی علما برای تشکیل حکومت اسلامی بوده است؛ چیزی که با فراهم شدن مقدّمات آن در دوره جدید، با تأسیس نظام جمهوری اسلامی و از طریق انقلاب تحقق پیدا کرد.
سومین الگوی فرهنگی ایرانیان، فرهنگ غربی است که فرهنگ سیاسی نخبگان را در عصر قاجار و پهلوی تشکیل می داد و در واقع، از طریق خودآگاهی نسبی گروهی از ایرانیان از اواسط دوره ناصری، که ارتباط بعضی خواص با فرهنگ و آداب حکومتی غرب افزایش یافت، موجب گردید اندیشه هایی همانند «قانون خواهی»، «آزادی طلبی»، «حکومت قانون» و «تقلید از غرب» به تدریج وارد فرهنگ سیاسی ایرانیان شود و به تدریج، تحرّک های سیاسی و فرهنگی با اقدامات کسانی همچون آقاخان کرمانی، فتحعلی آخوندزاده، میرزا ملکم خان ناظم الدوله، طالبوف و اقدامات سیاست مدارانی همچون امیرکبیر و میرزا حسین خان سپهسالار راه را برای تحوّل فرهنگ سیاسی ایران هموار کرد و روشن فکرانی همچون تقی زاده، مشیرالدوله و دیگران فکر دموکراسی و مشروطه خواهی را اشاعه دادند.(۱۲) بنابراین، فرهنگ سیاسی ایران دارای سه لایه است: ۱. فرهنگ ایران باستان؛ ۲. فرهنگ اسلامی شیعی؛ ۳. فرهنگ غربی.(۱۳)
تأثیر فرهنگ سیاسی ایران بر قانون گرایی در ایران
پیش از آشنایی ایرانیان با دستاوردهای فرهنگ غرب؛ مانند قانون و آزادی، فرهنگ سیاسی ایران دربردارنده عناصر اسلامی و ملّی بود؛ عناصری مبتنی بر چهار نظریه داشت:
۱. نظریه شاهی ایرانی؛
۲. نظریه سیاسی شیعه؛
۳. شیوه خاص استبداد قاجار؛
