خرید و دانلود فایل پاورپوینت کامل حاکمیّت و ولایت در خانواده
خرید و دانلود فایل پاورپوینت کامل حاکمیّت و ولایت در خانواده قیمت اصلی 224,700 تومان بود.قیمت فعلی 109,200 تومان است.
بازگشت به محصولات
خرید و دانلود فایل پاورپوینت کامل روایاتی در زمینه روابط زن و شوهر
خرید و دانلود فایل پاورپوینت کامل روایاتی در زمینه روابط زن و شوهر قیمت اصلی 224,700 تومان بود.قیمت فعلی 109,200 تومان است.
📥 ترافیک اینترنت مصرفی جهت دانلود فایل‌ها در میکی بوک، به‌صورت نیم‌بها می باشد.
فقط اینقدر👇 دیگه زمان داری با تخفیف بخریش
00روز
06ساعت
44دقیقه
26ثانیه

خرید و دانلود فایل پاورپوینت کامل ساده زیستی

قیمت اصلی 224,700 تومان بود.قیمت فعلی 109,200 تومان است.

تعداد فروش: 49

فرمت فایل پاورپوینت

1 آیتم فروخته شده در 30 دقیقه
4 نفر در حال مشاهده این محصول هستند!
توضیحات

فایل پاورپوینت کامل ساده زیستی؛ انتخابی هوشمند برای ارائه‌های حرفه‌ای

با پاورپوینت فایل پاورپوینت کامل ساده زیستی، محتوای خود را در قالب 114 اسلاید استاندارد و جذاب ارائه دهید و در نگاه اول تاثیرگذار باشید.

چرا باید از پاورپوینت استفاده کنید؟

  1. چیدمان دقیق و کاربرپسند: فایل پاورپوینت کامل ساده زیستی با طراحی ساختاریافته و اصولی، مخاطب را به‌خوبی درگیر محتوا می‌کند.
  2. صرفه‌جویی در زمان: تمامی اسلایدهای فایل پاورپوینت کامل ساده زیستی آماده‌ی استفاده هستند؛ بدون نیاز به هیچ‌گونه ویرایش.
  3. نمایش با وضوح بالا: کیفیت طراحی در فایل پاورپوینت کامل ساده زیستی به‌گونه‌ای است که در هر صفحه‌نمایشی عالی به‌نظر می‌رسد.

هشدار: استفاده از نسخه‌های ناقص فایل پاورپوینت کامل ساده زیستی ممکن است باعث بروز اختلال در نمایش یا افت کیفیت شود. تنها نسخه اصلی فایل پاورپوینت کامل ساده زیستی، کیفیت تضمین‌شده دارد.

هم‌اکنون فایل فایل پاورپوینت کامل ساده زیستی را دریافت کنید و تأثیرگذارترین ارائه‌ خود را آغاز کنید.


بخشی از متن فایل پاورپوینت کامل ساده زیستی :

اول کسی که صورت دارایی خود را داد

وقتی قرار شد طبق اصل قانون اساسی مسؤولین صورت دارایی خود را بدهند اول کسی که صورت دارایی خود و متعلقین خود را داد امام بود و تمام موجودیش را نوشت و فرستاد که الحمد لله هم موجودی درست و حسابی و چیزی نداشت! ! .ما اقدام نکردیم از امام نخواستیم ولی امام خودش اول کسی بود که اقدام کرد.از تاریخش معلوم است.الآن در صندوق دیوانعالی کشور هست. درست مقابل این شیوه امام، بنی صدر قرار داشت که تا آخر نداد.هر چه گفتیم بابا این قانون است.گفت اگر بنای قانون باشد خیلی حرفها هست و از این جدلهایی که می کرد.جدل کرد و بالاخره نداد.لذا الآن صورت دارایی او با اینکه رییس جمهور بود در دیوانعالی کشور نیست.البته غیر از او هم یک آقای وزیری بود که لازم نیست اسمش را بیاورم.او هم نداد بقیه دادند، منتها بقیه با اقدام ما دادند. (۱)

اگر منزل مناسبی پیدا نکنید به قم می روم

بعد از مدتی که امام به قم تشریف بردند، دچار حمله قلبی شده به ناچار همان شب به تهران منتقل شدند.چون امکانات کافی برای معالجه ایشان در قم نبود و احتیاج به مراقبت بیشتری داشتند، بنا به دستور پزشکان، امام را بلافاصله به بیمارستان قلب منتقل کردند که حدود دو ماه در بیمارستان بودند و آن دو ماه مرتب پزشکان از ایشان مراقبت می کردند.آنها به هیچ وجه صلاح ندیدند که امام دوباره به قم برگردند و تاکید عجیبی داشتند که در اطراف بیمارستان قلب، منزلی داشته باشند.چندین منزل در اطراف بیمارستان قلب را تفحص کردیم، اما خانه مناسبی برای امام پیدا نشد.پزشکان تاکید زیادی داشتند که امام در شمال شهر که از هوای مناسبی برخوردار است، سکونت داشته باشند.چون شرایط قلب ایشان طوری بود که حتما باید در مکانی که از هوای مساعدی برخوردار بود، ساکن می شدند.خلاصه منزل مناسب در اطراف بیمارستان قلب پیدا نشد و آنها ناچار شدند که تمام تجهیزات مراقبت را در جایی دورتر ترتیب دهند.در نتیجه در خیابان دربند برای امام جایی را گرفتند که چهار ماه در آنجا سکونت داشتند، منتها ایشان از ابتدا در آنجا ناراحت بودند.چون ساختمان بلندی بود که وقتی امام می آمدند با مردم ملاقات کنند، مردم را داخل یک کاخ می دیدند.البته نمای بیرونی خانه خیلی بزرگ به نظر می آمد، در حالی که درون آن چیزی نبود.به همین دلیل امام تاکید داشتند که حتما منزلی مناسب با وضع خودشان پیدا شود.ولی منزل مناسبی که بتواند آمد و رفت امام را هم تامین کند، پیدا نمی شد.بعد از چهار ماه امام تهدید کردند که: اگر برایم منزل مناسبی پیدا نکنید، به قم می روم.

از یک طرف دکترها بر اقامت امام در تهران تاکید داشتند و از طرفی هم امام تهدید کردند که به قم می روند.

یک روز حاج احمد آقا آمده بود منزل ما که برویم جای مناسبی برای سکونت امام پیدا کنیم.جایی پیدا نشد.ظهر در منزل ما ناهار می خوردیم که به حاج احمد آقا گفتم: «اگر منزل ما به دردتان بخورد، این دو منزل کوچک اخوی و همشیره مان را با حسینیه یکی می کنیم تا بتواند خواسته های ایشان را بر آورده سازد.» ایشان برآوردی کردند و گفتند: «خوب است، منتها باید خانم بپسندند.» خانم همان روز عصر تشریف آوردند و آنجا را دیدند و با اینکه خیلی مطلوبشان نبود، به خاطر امام پذیرفتند.

حسینیه در جداگانه ای داشت و آن در را فقط به خاطر امام باز کردند.سه چهار روز در حسینیه بنایی داشتیم، چون ساختمان هنوز تکمیل نبود.قرار شد کارها زودتر پیش برود.این تعمیرات جزیی چهار روز طول کشید.وقتی امام متوجه شدند که این تعمیرات لازم بود، راضی شدند و چهار روز مهلت دادند.بعد از چهار روز تشریف آوردند و گفتند: «منزل مناسب ما اینجاست.» و هفت یا هشت سال در آنجا سکونت داشتند.

یادم است که آن حسینیه مملو از مصالح بود و برای ورود کسی آماده نبود، اما ظرف این چهار روز، تمامی اهل محل به عشق دیدار امام کمک کردند تا حسینیه تکمیل شود و آنجا را برای ملاقاتهای امام مهیا کنند.یادم هست که شب بیست و هشت اردیبهشت بود و مردم چراغانی عظیمی به راه انداخته بودند و همه شادمان بودند و هر کس سر در منزل خودش را چراغانی کرده بود.مردم محل اطلاع داشتند که امام تشریف می آورند ولی از ساعت و زمان ورود ایشان اطلاعی نداشتند.ظرف این چهار روز، چراغانیها، تعمیر حسینیه و حتی آسفالت کوچه ها و تمام کارهایی که باید بیش از یک ماه طول می کشید، انجام شد و امام فرمودند: «اول شب می رویم » .این مطلب را فقط من و چند نفر از اطرافیان ایشان می دانستیم.

ساعت هفت شب بود که دیدیم امام با یک اتومبیل بلیزر وارد جماران شدند.با وجود اینکه هیچ کس از ساعت ورود ایشان اطلاع نداشت، وقتی وارد کوچه باریک منتهی به حسینیه شدیم، دیدم که تا چشم کار می کرد جمعیت با هیجان عجیبی فریاد می زدند «صلی علی محمد، رهبر ما خوش آمد.» و امام در میان این فریادها وارد جماران شدند.وقتی امام داخل خانه شدند و به اطراف و اتاقی که در آن می نشستند نگاهی کردند، فرمودند: «من حالا راحت شدم.چون این چهار ماه همه اش در عذاب بودم » . (۲)

طلبه ها ندارند

امام در مورد استفاده از امکانات زندگی، هم راجع به خودشان و هم راجع به اهل منزل جز به قدر ضرورت استفاده نمی کردند. وقتی که ایشان در نجف بودند مانند سایر طلبه ها یخچال نداشتند.حتی راضی نشدند که شیخ نصر الله خلخالی از پول خودش برای منزل ایشان یخچال بخرد.خود امام تا دو سال با این کلمنهای دستی کوچک آب می خوردند و یخچال بزرگ نداشتند و می فرمودند: «طلبه ها ندارند.» پس از دو سه سال که وضع شهریه طلاب بهتر شد و همه قادر شدند که یخچال بخرند، امام فرمودند: «حالا که همه دارند شما هم بیاورید و بگذارید» . (۳)

این را هم بیایید ببرید

اوایلی که من توفیق پیدا کردم در خدمت امام باشم سال ۶۰ بود.امام در منزلشان یخچال نداشتند حاج احمد آقا فرمودند: «یک یخچال برای آقا تهیه کنید» .آقای کفاش زاده رفت و یک یخچال چهارده فوت تهیه کرد و آورد.وقتی من و یکی از برادرها آن را به آشپزخانه منتقل می کردیم امام که در حال قدم زدن در حیاط منزل بودند گفتند: «چیه؟» گفتم: «یخچال » گفتند: «کجا بوده؟» گفتم: «حاج احمد آقا در جریانند» .

امام دیگر چیزی نفرمودند و رفتند.بعد ما رفتیم و آن را به برق وصل کردیم.کمی بعد گفتیم نکند سیم آن اتصالی داشته باشد.تا به آشپزخانه برگشتیم، دیدم امام دو شاخه را از برق در آورده اند و روی یخچال گذاشته اند.بعد حاج احمد آقا گفت امام گفته اند این یخچال بزرگ است یک یخچال کوچکتر باشد بهتر است.

ما بلافاصله رفتیم و یک یخچال کوچکتر تهیه کردیم خدمت امام عرض کردیم اگر اجازه بدهید این یخچال بزرگ را ببریم و آن کوچک را بیاوریم.امام فرمودند: «نه آن را نیاورید، این را هم بیایید ببرید.» ما هم به حکم وظیفه و دستور ایشان عمل کردیم وحاج احمد آقا که قضیه را فهمید ناراحت شد و گفت: «چرا شما یخچال را بیرون بردید؟» از طرف دیگر آن فردی که یخچال را از او تهیه کرده بودیم وقتی ماجرا را فهمید گفت: «من این یخچال را نذر امام می کنم و امام هم نذر را بر نمی گردانند.» مطلب را به حاج احمد آقا عرض کردم که به امام بگویند برای این یخچال پولی داده نشده و نذر شخص ایشان است.وقتی حاج احمد آقا مطلب را به امام عرض کرد امام فرمودند: «حالا که نذر است اشکال ندارد، ولی این کوچک را بگذارید و آن بزرگ را ببرید» . (۴)

شما به من نوشته ای می دهید؟

در کنار منزل امام در نجف – که یک منزل اجاره ای تا آخر اقامت ایشان بود – قطعه زمینی بود که آقای شیخ نصر الله خلخالی از آقا کسب اجازه کردند که به دلیل نزدیکی به حرم آن را مسجدی بسازند و منزلی برای امام فراهم کنند که درسشان توی مسجدی باشد که بغل خانه شان است ولی آقا فرمودند: «نه!» هر چه اصرار شد آقا فرمودند: «نه، همین منزل را من هر ماه اجاره اش را می دهم، شما بیخود اصرار نکنید.» آقای خلخالی گفت: «آقا شما چند سال که اجاره اینجا را بدهید پول یک ساختمان می شود.این منزل را شما اجاره بدهید من درست کنم.» امام فرمودند: «شما به من نوشته ای می دهید که من تا فردا زنده باشم که من بروم منزل بخرم؟» آقای خلخالی گفت: «من که هیچی! پدر جد من هم نمی تواند چنین ضمانتی را بدهد.» آقا خندیدند و منزل ایشان تا آخر اقامتشان در نجف اجاره ای بود. (۵)

تا آخر عمر اجاره نشین بودند

امام از اول عمرشان، چه وقتی که در قم بودند و چه موقعی که به نجف تبعید شدند و چه بعد از انقلاب که تا آخر عمر شریفشان در تهران سکونت داشتند، خانه و ملک شخصی نداشتند و تا آخر عمر به صورت اجاره نشین و مستاجر زندگی پر برکت خودشان را ادامه دادند. (۶)

به صاحبانشان برگردانید

یک وقتی برای امام از کویت کولرهایی را (با توجه به هوای بسیار گرم نجف و اینکه امام در منزل کولر نداشتند) به عنوان هدیه فرستادند، هر چه سعی کردند که آنها را نصب کنند امام اجازه ندادند و گفتند به صاحبانشان برگردانید.امام در طول مدتی که در نجف بودند هیچ وقت حاضر نشدند یک ماشین خصوصی داشته باشند.بلکه ایشان با ماشین کرایه رفت و آمد می کردند. (۷)

چیزی لای دیوار بگذار

س: وضع منزل امام در نجف چگونه بود؟

ج: طبقه پایین سه اتاق داشتیم، طبقه بالا یک اتاق مال خود امام بود، که در حقیقت اتاق مطالعه و دفتر مراجعین بود.سقف اتاق آقا ترک خورده بود، خاک می ریخت.یک روز به آقا گفتم اجازه بدهید که یک گچی بزنیم.گفتند: «گچ لازم نیست یک چیزی بگذار لای دیوار» . (۸)

منزل ساده امام در نجف و تهران

امام در طول مدتی که در نجف اشرف اقامت داشتند در خانه ای محقر و فرسوده در یکی از کوچه های شارع الرسول همچون صدها طلبه معمولی اجاره نشین بودند.بعد از پیروزی انقلاب نیز چه ایامی که در قم بودند و چه در مدت نزدیک به ده سال که در جماران اقامت داشتند، همچون بسیاری از مستضعفان به صورت مستاجر زندگی می کردند.خانه کوچکی که امام در جماران اجاره کردند صد و بیست متر مربع مساحت و هفتاد متر زیر بنا داشت. (۹)

مگر منزل صدر اعظم است؟

بیرونی منزل امام در نجف که امام شبها به آن تشریف می آوردند، فرشهایش ناقص بود، یعنی قسمتی از اتاق خالی بود.خدمت آقا عرض کردم اجازه بدهید یک فرش برای اینجا تهیه شود.فرمودند: «توی اندرونی هست.» عرض کردم آنجا گلیم است و با این جور در نمی آید.فرمودند: «مگر منزل صدر اعظم است؟» عرض کردم فوق صدر اعظم است، منزل امام زمان است.فرمودند: «امام زمان خودش هم معلوم نیست در منزلش چی افتاده است!» (۱۰)

تنها مبلمان خانه یک میز کوچک است

وقتی که (امام) خمینی در مدرسه فیضیه کار نمی کند یا مهمانان را نمی پذیرد به خانه فامیلش واقع در کوچه یخچال قاضی شماره ۶۱ می رود که یک خانه گلی سفید یک طبقه است که شاید یکصد سال پیش ساخته شده است این خانه در یک کوچه باریک در مرکز قم قرار دارد و دارای یک صحن حیاط و حوض است دیوارهای خانه از پیچکهای مو پیچیده شده است.تنها تکه مبلمان قابل توجه در خانه اش یک میز چوبی است که سالها از آن استفاده می کرده است. (۱۱)

سادگی امام مرا مجذوب خود کرد

بیشتر از هر چیز زندگی ساده امام مرا مجذوب خود کرد امام در پاریس در یک خانه کوچک زندگی می کرد که دو اتاق بیشتر نداشت که یکی از آن اتاقها، اتاق خواب و دیگری اتاق کار و ملاقاتهای ایشان بود در زندگی ایشان فرشها و اشیاء گرانبهایی دیده نمی شد غذای ایشان هم بسیار ساده یعنی مقداری شیر و برنج بود.خیمه ای هم که در آن نماز می خواندند، بسیار ساده بود. (۱۲)

منزل بی آلایش یک رهبر

امام در پاریس در خانه ای به مساحت شصت متر مربع زندگی می کردند و در تهران هم در مدرسه علوی و در قم در یک منزل یک طبقه با چند اتاق ساده و در جماران هم در خانه ای محقر و استیجاری.

خبرنگار رویتر در گزارش خود که از محل اقامت امام دیدن کرده می نویسد: «منزل مورد بازدید، برای رهبر یک کشور پنجاه میلیونی بسیار بی آلایش بود، یک قسمت از اتاق اصلی منزل که توسط یک پرده از دیگر قسمتهای اتاق جدا می شد محل خواب (امام) خمینی بوده است در قسمت دیگر اتاق یک صندلی که پارچه سفیدی بر روی آن کشیده شده بود مهمترین اسباب منزل به نظر می رسید، در قفسه های منزل یک نسخه قرآن، تعدادی کتاب، یک آیینه، یک دستگاه رادیو و یک دستگاه تلویزیون به چشم می خورد» . (۱۳)

آشپزخانه ای به اندازه یک تشک!

وسایل و لوازمی که برای منزل امام در نجف خریده بودند عبارت بود از فرش کهنه، گلیم کهنه، سه چهار دست رختخواب، سماور بزرگ، یک گونی شکر، یک صندوق چای، چهل دست استکان و نعلبکی جورواجور برای پذیرایی از جمعیت، چهار سینی چهار دست ظرف غذاخوری، به آقایان هم اطلاع دادند بیایند در همان حیاط که پنج متر در شش متر بود، بنشینند.آقا هم از کربلا به منزل محقر و اجاره ای خودشان وارد شدند و در آنجا چهارده سال زندگی کردند.منزل خیلی کوچک بود و آشپزخانه ای به اندازه یک تشک داشت.ما مجبور بودیم موقع کشیدن غذا، دیگ را بگذاریم در حیاط.دو تا اتاق سه در چهار پایین داشت و دو تا اتاق هم بالا که یکی شان قابل استفاده نبود.یکی از اتاقها را برای آقا فرش کردیم و خانه پهلویی را هم برای بیرونی آقا اجاره کردند.اصولا خانه کوچک و کهنه ای بود. (۱۴)

درسی برای همه طلبه های نجف

در تمام مدتی که امام در نجف اشرف به سر می بردند، در خانه ای محقر که مساحت آن شصت متر مربع بود، زندگی بسیار ساده ای را می گذراندند.این شیوه زندگی، خود درسی برای همه طلبه های ساکن نجف بود. (۱۵)

خانه امام مثل مسکن فقیرترین افراد نجف بود

در پیچ یکی از کوچه های تنگ نجف که خانه هایشان برای آنکه سپری در مقابل تابش سوزان آفتاب باشد، سخت به هم فرو رفته است، مسکن محقر آیت الله خمینی قرار دارد.این خانه نظیر مسکن فقیرترین افراد نجف است.

در سه اتاق این خانه حداکثر دوازده تن از نزدیکان وی، حضور داشتند.در این مسکن محقر از قدرت رؤسای شورش و یا رؤسای جبهه مخالف که در تبعید بسر می برند، هیچ نشان و علامتی دیده نمی شود.اکنون ما در حضور آیت الله در اتاقی ۲س ۳ متر و در خانه ای هستیم که در دورترین قسمت نجف واقع است.شهری که از لحاظ وضع جغرافیایی یکی از بدترین مناطق کویری عراق است. (۱۶)

به خاطر مردم پذیرفتند

با اینکه امام به هوای گرم نجف عادت نداشتند و در نجف گاه هوا به قدری گرم می شد که ما که عادت به این هوا داشتیم حتی روی پشت بام نمی توانستیم بخوابیم (چون موسم وزیدن باد سموم بود) اما امام در عین حال که می توانستند کولر تهیه کنند و عاشقان آن حضرت اصرار می کردند که با توجه به کهولت سن برای ایشان کولری تهیه کنند.راضی نمی شدند با اینکه ارزان بود.بعد بعضی به ایشان اصرار کردند که حداقل در بیرونی تان اجازه نصب کولر بدهید چون مردم خیلی در فشار گرما هستند تا امام ناچارا به خاطر رعایت حال مردم راضی شدند و اجازه دادند در بیرونی شان کولر بگذارند. (۱۷)

هیچ وقت به هواخوری نرفتند

حاج احمد آقا می گفتند امام در نجف تقریبا هیچ وقت به استراحت به معنای هواخوری و استفاده از ییلاق و رفتن به باغ و امثال آن نپرداخته اند و با وجود آنکه در لطافت روح و طبع و ذوق امام بحثی نیست، ایشان نهایت دقت را داشته اند که نظیر همه مردم ایران که زیر فشار هستند، زندگی کنند.در پاریس نیز امام به محض آنکه در نوفل لوشاتو مستقر شدند، همین رویه را از همان ابتدا پیش گرفتند و با وجود آنکه معلوم بود که حال و حوصله استفاده از لطافت هوا را دارند، تکلیف را مقدم بر این امر قرار دادند و به محض آنکه لازم دیدند که کنج اتاق بنشینند چنین کردند.روزهای اول که هنوز خانه ای برای محل اقامه نماز پیدا نشده بود از لحاظ زندگی به امام سخت می گذشت.دو سه اتاق توی هم بود که بیش از یک در ورودی نداشت و حضرت امام در اتاق عقب می نشستند و البته همواره عده ای در اتاق جلو بودند و هنگامی که ایشان می خواستند وضو بگیرند، باید از این اتاق عبور می کردند، ولی ایشان همواره با نهایت آرامش و با روحیه طلبگی با این وضع برخورد می کردند. (۱۸)

اجاره را اشخاص بدهند

در نوفل لوشاتو (دهکده ای روستایی واقع در ۲۵ کیلومتری پاریس) دو خانه کوچک در اختیار امام و همراهان بود.در خانه شماره یک که بسیار کوچک بود امام با اعضای خانواده خود زندگی می کردند.خانه شماره دو که روبروی خانه اول بود مخصوص اجتماعات و دانشجویان ایرانی و اعضای دفتر بود و در اینجا ایشان نماز جماعت و نماز شب را به جا می آوردند.ضمنا محلی نیز به عنوان مسافرخانه برای استراحت دانشجویان و مسافرین اجاره شده بود که اداره آن به عهده شهید مهدی عراقی بود و به دلیل کمبود فضا گاهی بیست تا سی نفر در یک اتاق آن می خوابیدند.افرادی که برای دیدار امام می آمدند می توانستند دو شبانه روز در این محل اقامت کنند.گفتنی است که امام با دقتی که در صرف وجوه شرعی داشتند اجازه ندادند کرایه آن از محل سهم امام پرداخت شود.و وجه آن به وسیله ایرانیانی که مکنت بیشتری داشتند پرداخت می شد تا دانشجویان در تنگنا نباشند. (۱۹)

داخل منزل سطح بالا نمی شوم

وقتی امام در نوفل لوشاتو بودند به دلیل مراجعه زیاد مردم که هر روز شلوغ تر می شد از نظر جا در مضیقه قرار گرفتند.به جستجو پرداختیم و منزلی را در یکی از محله های خلوت پاریس انتخاب کردیم که منزل بسیار جالبی بود، هم از نظر پذیرایی از کسانی که به دیدار امام می آمدند جای وسیعی داشت و هم برای سکونت امام خیلی مناسب بود، دیگران هم آمدند و پسندیدند. برادرمان آقای مهری پول اجاره را پرداخت امام در همین اث

  راهنمای خرید:

  • همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
  • ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
  • در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.