اگر فایل یا کتابی رو که میخواهید توی سایت نیست روی " پیشنهاد فایل " کلیک کنید.
خرید و دانلود فایل پاورپوینت کامل تحلیل ویژه ؛ راه ناتمام حکیم
224,700 تومان قیمت اصلی 224,700 تومان بود.109,200 تومانقیمت فعلی 109,200 تومان است.
تعداد فروش: 75
فرمت فایل پاورپوینت
تحولی در ارائهها با فایل پاورپوینت کامل تحلیل ویژه ؛ راه ناتمام حکیم!
اگر به دنبال یک روش ساده اما حرفهای برای ارائهی مطالب خود هستید، فایل پاورپوینت کامل تحلیل ویژه ؛ راه ناتمام حکیم بهترین انتخاب شما خواهد بود. فایل پاورپوینت کامل تحلیل ویژه ؛ راه ناتمام حکیم از پایه بر اساس اصول طراحی مدرن ساخته شده و تضمین میکند که اسلایدهای شما جذاب، منظم و آمادهی استفاده باشند.
فایل پاورپوینت کامل تحلیل ویژه ؛ راه ناتمام حکیم شامل 120 اسلاید است که با ترکیب بصری زیبا و چیدمانی حرفهای، ارائهی شما را به سطحی بالاتر میبرد.
چرا باید از فایل پاورپوینت کامل تحلیل ویژه ؛ راه ناتمام حکیم استفاده کنید؟
✔ طراحی حرفهای: هر اسلاید فایل پاورپوینت کامل تحلیل ویژه ؛ راه ناتمام حکیم با دقت بالا تنظیم شده تا بیشترین تأثیر را روی مخاطبان بگذارد.
✔ صرفهجویی در زمان: نیازی نیست ساعتها وقت خود را برای طراحی پاورپوینت بگذارید، همه چیز آماده است.
✔ استفادهی آسان: بدون نیاز به ویرایشهای پیچیده، کافی است فایل را باز کنید و ارائه دهید.
✔ فایل پاورپوینت کامل تحلیل ویژه ؛ راه ناتمام حکیم قابل استفاده در هر محیطی: چه در دانشگاه، چه در جلسات کاری، فایل پاورپوینت کامل تحلیل ویژه ؛ راه ناتمام حکیم حرفهای نیاز شما را کاملاً برآورده خواهد کرد.
متمایز باشید!
دیگر نگران بهمریختگی یا طراحیهای غیرحرفهای نباشید. فایل پاورپوینت کامل تحلیل ویژه ؛ راه ناتمام حکیم به شما این امکان را میدهد که بدون دغدغه روی محتوای خود تمرکز کنید و ارائهای تأثیرگذار داشته باشید.
همین حالا دریافت کنید و تجربهای متفاوت از ارائههای حرفهای را داشته باشید!
بخشی از متن فایل پاورپوینت کامل تحلیل ویژه ؛ راه ناتمام حکیم :
خاندان شهادت را چیزی جز وصل یار زیبنده نیست و این قانونی بود که شهید محمدباقر حکیم نیز خود را مصداق آن نمود. عراق استعمار و استبدادزده امروز در هیاهوی حضور نامحرمان گوهری را از دست داد که به او نیازمند بود. آیت الله حکیم از میان ما رفت اما باید دانست، کوچ غمبار پاییزی او جز دشمنان ملت عراق هیچ کس را مسرور نساخت. چه دردها و سوزهایی که در دل داشت و فرصتی می جست تا با محرمان، بازگوید. با اینکه همچون اسلاف و نیاکان پاکش اهل عمل بود تا معاشر سخن، سال گذشته در چنین ایامی، فرصتی گرانقدر نصیبمان ساخت تا گره سکوت از گفتار این مجاهد کم سخن در محفلی ناب بازگشاییم. اکنون که با یاد و خاطره او بیاناتش را پس از قریب یکسال می نگرم هرچه هست آینده نگری ژرف و هشدارهای بجاست. شهید آیت الله حکیم آنجا که می گفت: «حکومت مورد نظر ما در آینده عراق همان حاکمیت اسلام است» و یا در فرازهایی دیگر که دردمندانه هشدار می داد: «عراق، منافع صهیونیستها ارتباط تنگاتنگی با منافع امریکا دارد و اسراییل خواستار تشکیل حکومتی در عراق است که امنیت آن را به مخاطره نیاندازد» در سخنانش حتی ماه ها قبل از وقایع اشغال عراق، سیمای پاک شهادت جلوه گر بود. از آنجا که خلا رهبری بزرگ و تاثیرگذار همچون وی سالها احساس خواهد شد، برپایه هیچ اصل علوم سیاسی و روابط بین الملل نمی توان این واقعه را یک اتفاق و حادثه دانست. شهادت مردی با چند دهه سابقه فعالیت سیاسی در معادلات پیچیده و اوضاع مبهم عراق، تحلیل و کارشناسی بسیار دقیقی را می طلبد. بنابراین به پاسداشت شهادت آیت الله حکیم و با یادمان گفت وگویمان با وی سعی خواهیم کرد در سطور پیش رو هرچند کوتاه به پیشینه علمی و مبارزاتی آن نستوه جاوید پرداخته و مجالی در علل و عوامل شهادت وی بگشاییم. شاید در حد توان به روشن سازی فضای پیرامون شهادت سی امین و بزرگ ترین شهید این خاندان نایل آییم.
روزهای نخست
شهید محمدباقر حکیم در سال ۱۹۳۹ م در شهر نجف اشرف دیده به جهان گشود. وی فرزند آیت الله سیدمحسن حکیم رهبر و مرجع بزرگ شیعیان عراق از سال ۱۹۵۵ تا ۱۹۷۰ بود. آیت الله حکیم از اوایل کودکی به تحصیل و فراگیری علوم حوزوی پرداخت و پس از طی مدارج ابتدایی وارد مرکز مذهبی «کلیه اصوال الدین» شد و توانست در سال ۱۹۶۴ از این مرکز فارغ التحصیل گردد. متعاقبا با اتمام تحصیل دروس حدیث و تفسیر موفق شد به اخذ درجه اجتهاد نایل آید. وی به عنوان یک روحانی پیش رو، مبارز و آگاه به مسایل زمانه همواره درصدد یافتن راهی جهت انطباق احکام دین با مسایل جاری دنیای اسلام بود. ماحصل تفکرات و فعالیتهایش در این حوزه فکری، کتابها و رساله هایی است که می توان از این بین به آثاری چون «نقش فرد در نظریات اقتصادی اسلام» «احکام اسلامی در نظر و عمل» و «حقوق بشر از دیدگاه اسلام» اشاره نمود. محمدباقر حکیم از سالهای جوانی علاقه و شور فراوانی جهت حضور در صحنه مبارزات و فعالیتهای سیاسی داشت و از سوی دیگر ظلم و تعدی دولتهای عراق خصوصا رژیم بعث این احساس را در او دو چندان می کرد. فضای حاکم بر نجف اشرف و اکثر شهرهای مذهبی عراق در سالهای ۱۹۶۰ و ۱۹۷۰ نیز محیطی پر تب و تاب و مشحون از رویدادها و تحولات سیاسی بود. محمدباقر حکیم ابتدا در چارچوب «جمعیت علمای نجف» فعالیت رسمی سیاسی خویش را آغاز کرد. سپس با ظهور شهید محمدباقر صدر در صحنه مبارزه، به تدریج جزو حلقه مریدان و یاران نزدیک وی درآمد. در سال ۱۹۵۹ که «حزب الدعوه الاسلامیه» با تلاشها و برپایه عقاید شهید صدر شکل گرفت از اولین رهبران و فعالان بلندپایه این حزب به شمار می رفت. اما به تدریج شهید محمدباقر حکیم از این حزب فاصله گرفت و در دهه ۱۹۷۰ به مبارزه مستقل و تدریس و آموزش مذهبی روی آورد.
با قدرت یافتن حزب بعث در سال ۱۹۶۸ فشارها بیش از پیش بر شیعیان عراق فزونی می یافت و این رژیم دست به جنایات هولناکی علیه شیعیان و خصوصا علماء و روحانیون زد. رژیم بعثی جهت سرکوب و مهار قدرت شیعیان عراق بهترین راه را در کنترل حوزه های علمیه و مراجع عظام می دید. بر همین اساس دستگیری، شکنجه، زندانی و اعدام روحانیون شیعه در این زمان به اوج خود رسید. برپایه همین سیاست خاندان اصیل و بزرگ حکیم که در عراق به ویژه شیعیان این کشور از شان و منزلت والایی برخوردار بود در کانون تهاجمات و تعدی سران بعثی قرار گرفت. با وقوع انقلاب اسلامی در ایران صدام و حکومت بعثی وی بهانه جدیدی علیه شیعیان به دست آوردند. حکوت عراق در این سالها هرکس که ظلم و ستم را برنمی تافت و با سیاستهای رژیم بعثی به مخالفت برمی خواست به بهانه ارتباط با ایران و تلاش جهت برپاسازی حکومت اسلامی از سر راه برمی داشت. محمدباقر صدر و خواهرش بنت الهدی از جمله افرادی بودند که با این اتهام به شهادت رسیدند. خاندان حکیم نیز بنا به دلایل مشابه تحت فشار و تعقیب دستگاه اطلاعاتی حکومت عراق قرار داشتند. شهید محمدباقر حکیم در این سالها به دفعات دستگیر و زندانی گردید. وی در سال ۱۹۷۲ برای اولین بار دستگیر و شکنجه شد اما به دلیل فشارهای مردمی آزاد گردید. پنج سال بعد رژیم بعث بار دیگر او را دستگیر و بدون محاکمه به حبس ابد محکوم کرد اما تظاهرات مردمی در سال ۱۹۷۹ موجب آزادی او شد. سرانجام در سال ۱۹۸۰ پس از آزادی از زندان به ایران هجرت نمود. این در حالی بود که رژیم بعثی در سالهای جنگ با ایران حکم غیابی اعدام وی را صادر کرده و تعداد زیادی از اعضاء خانواده وی را در عراق به زندان افکند. با این وجود این مجاهد بزرگ که به ماهیت پلید رژیم صدام پی برده بود دست از مبارزه برنداشت و در سال ۱۹۸۲ جمعیت «مجلس اعلای انقلاب اسلامی عراق» را در تهران تاسیس کرد که از سال ۱۹۸۴ به ریاست آن برگزیده شد. پس از تاسیس مجلس اعلاء و تمرکز مبارزات ملت مظلوم عراق در قالب فعالیتهای سیاسی و نظامی، حکومت بعثی عراق در سال ۱۹۸۳ جهت توقف این حرکت و به تلافی مبارزات حق طلبانه معارضین عراقی به رهبری حکیم، ۱۲۵ تن از اعضای خانواده وی را بازداشت و در همان سال ۲۹ تن از آنان را اعدام کرد. با تمام جنایات و اقدامات مذبوحانه حکومت صدام، وی از پای ننشست و به مبارزات و آرمان پاک و بلند خویش پایبند ماند و در تلاش جهت سرنگونی رژیم دیکتاتوری صدام اقدام به تاسیس سپاه بدر به عنوان شاخه نظامی «مجلس اعلاء انقلاب اسلامی عراق» نمود. پس از اشغال کویت و جنگ اول خلیج فارس آیت الله حکیم شیعیان عراق را به قیام عمومی بر علیه صدام فراخواند که در پی آن طی مدت کوتاهی اکثر نواحی شیعه نشین از تسلط حکومت بعثی خارج شد که نهایتا با خیانت دولتهای غربی متحد در جنگ و عدم حمایت و تعلل این دولتها، رژیم بعثی فرصت تجدید قوا یافته و سرکوب بسیار ویرانگر و وحشیانه ای را علیه شیعیان به مورد اجرا گذارد. با وجود تسلط مجدد دولت بعثی بر نواحی شیعه نشین جنوب عراق، آیت الله حکیم با قدرت و صلابت هرچه بیشتر به مقابله علیه صدام و رژیم پوسیده وی پرداخت. در آستانه جنگ دوم علیه عراق در مارس سال ۲۰۰۲ تحرکات و حضور حکیم در عرصه سیاسی عراق و منطقه به اوج خود رسید و حتی پس از اشغال عراق توسط امریکا و متحدینش تمام تلاشها جهت دور نگاه داشتن آیت الله حکیم از روند اوضاع عراق با شکست مواجه گردید. آیت الله حکیم به پشتوانه حمایت عظیم مردمی در عراق و به عنوان بزرگ ترین چهره مخالف حکومت صدام با استقبال پر شور مردم وارد عراق گردید و در شهر نجف استقرار یافت. استقبال عظیم مردم عراق از بازگشت آیت الله حکیم در شرایطی انجام گرفت که امریکاییها خود را برای مقابله با دیپلماسی او که گمان می بردند در جهت تشدید اوضاع و حرکت به سوی بی ثباتی باشد، آماده کرده بودند. اما با سپری شدن روزهای ملتهب نخستین، سیاستهای حکیم به گونه ای پیش رفت که هیچ بهانه ای برای مقابله با وی و مجلس اعلاء به وجود نیاورد. آیت الله حکیم با درایت کافی و کامل توانست ضمن همکاری با نهادهایی که از حمایت مردم عراق برخوردار بودند، جایگاه خویش را در عراق مستحکم سازد. گفتار و تصمیمات عاقلانه و توام با دوراندیشی وی تاحدود زیادی اشغالگران را وادار به تعقیب سیاست نرم تری در عراق نمود. با این حال در فواصل مختلف و به فراخور موقعیت بارها ضمن انتقاد از عملکرد اشغالگران خواستار پایان دادن هرچه سریع تر به حضور آنان در عراق گردید. شهید آیت الله حکیم اخیرا در جایگاه امام جمعه نجف اشرف با ایراد خطبه های پربار توانسته بود مظلومیت مردم ستمدیده عراق و ابعاد حضور استبداد و استعمار را در این کشور برای جهانیان روشن گرداند. وی ضمن محکوم کردن اقدامات پلید رژیم سابق معتقد بود قوای اشغالگر باید هرچه زودتر عراق را ترک کرده و اداره امور را به مردم عراق واگذار نمایند. با شروع موج اقدامات تروریستی در عراق حکیم از نیروهای امریکایی و غربی در عراق خواست لااقل به بخشی از وظیفه خود در قالب تامین امنیت اقدام نمایند. این شهید بزرگوار در آخرین نماز جمعه خویش در این مورد گفت: «نیروهای اشغالگر به وظایف حقوقی خود عمل نکرده اند، که این را باید محکوم کرد و ما این شیوه را محکوم می کنیم و نیروهای اشغالگر را مسوول فقدان امنیت در این کشور می دانیم. ما از ابتدا اعلام کردیم که آنها (نیروهای اشغالگر) باید اجازه دهند عراقیها خودشان مسوولیت امنیت را به عهده بگیرند.» سرانجام پس از سالها مجاهدت و تحمل رنجهای فراوان آیت الله حکیم در طلیعه ماه رجب و دقایقی پس از ایراد آخرین نماز جمعه عمر گرانبهایش، پس از خروج از حرم امیرالمومنین(ع) و در حالی که علاوه بر نکات فوق بر وحدت مردم عراق در شرایط حساس کنونی تاکید داشت، در انفجاری مهیب به همراه تعدادی از نمازگزاران بی گناه به فیض شهادت نایل گردید.
از آنجا که عقاید و اظهارات شهید آیت الله حکیم واضح و آشکار است، با درنگ و تامّل در نیات طرفهای ذینفع در بحران عراق باید دید چه کسانی از شهادت و نبود این چهره بزرگ، محبوب و مردمی در عراق سود می برند.
آیا دیکتاتور هنوز نفس می کشد؟
فرضیه ای که از لحظات ابتدایی وقوع جنایت ترور شهید آیت الله حکیم در رسانه های جهان مطرح و حواشی آن به بحث و مناظره گذاشته شد، دست داشتن دیکتاتور سابق عراق و عمال وی در این اقدام بود. دشمنی آیت الله حکیم با حکومت بعثی و مبارزه مستمر با آن در کنار افشاگریهای اخیر وی می تواند دلیل محکمی برای این اتهام باشد. صدام حسین سالها با سرکوب شدید شیعیان عراق مانع از شکل گیری حرکت وسیع آنان در جهت اتحاد شده بود. استحکام و شالوده رژیم بعثی بر پایه ایجاد اختلافات قومی و مذهبی در عراق استوار بود و این امر تا آنجا ادامه داشت که قوای نیروهای معارض عراقی در جهت خنثی سازی یکدیگر به هدر رفته و در موقع مقتضی این رژیم ضمن سرکوب طرفین مانع شکل گیری جبهه ای واحد در مخالفت با حکومت بعثی می گردید. در اوضاع کنونی نیز در نگاه نخست چنین به نظر می رسد، بقایای رژیم بعثی با قتل حکیم قصد دارند ضمن ایجاد شکاف بین نیروهای شیعه عراقی از یکسو و متهم جلوه دادن سایر اقلیتهای مذهبی و قومی عراق همچون سنیها و کردها، صحنه سیاسی عراق را متشنج و ملتهب گردانند. نیروهای امریکایی نیز علاوه بر متهم شدن در ماجرای ترور به بی کفایتی و عدم توانایی در استقرار امنیت متهم می باشند که در ظاهر سایه بقایای حکومت بعثی در پشت همه این قضایا دیده می شود. اما نکته اصلی در این مورد این است که اکنون بر تمام مسلمانان و حتی غربیها آشکار شده است، بسیاری از اعضاء حزب بعث و به ویژه مقامات برجسته و بلندپایه این حزب در زمانی که حتی به ظاهر به مبارزه و جنگ علیه امریکا مشغول بودند در واقع چیزی جز مهره های کاخ سفید نبودند. بزرگ ترین دلیل در تایید این ادعا می تواند نمایش مفتضحانه جنگ بغداد باشد که خبرگزاریهای غربی را هم به تعجب واداشت. بعثیها در طول سالهای اخیر بزرگ ترین خدمت را در جهت تحقق اهداف و سیاستهای امریکا در منطقه به انجام رسانده و در نهایت نیز با انجام یک نمایش از پیش ساخته مستقیما ماشین جنگی ایالات متحده را به خاورمیانه و سرزمین مقدس عراق دعوت کردند. آیا در حالی که وابستگی حزب بعث و صدام حسین به سرویسهای جاسوسی غرب و ایالات متحده به شدت در اذهان مطرح می باشد، می توان باور داشت که زائده های امریکایی در عراق، اکنون هویتی مستقل یافته و اقدامات خودسرانه انجام می دهند؟ مردم عراق و مسلمانان جهان به سختی خواهند پذیرفت که نقش و هویت مستقلی برای عناصر بعثی خدمتگذار به سیاستهای امریکا در نظر گیرند. به ویژه آنکه این گروه از سابقه ای چند دهه ای در وابستگی و سرسپردگی برخوردار است. در حالی که یکی از اتهام زنندگان به حزب بعث، دولت امریکا و سران کاخ سفید می باشند، باید دید دستگاه پیچیده تبلیغاتی امریکا در عملیات جدید روانی به چه دلیل مترسک خود ساخته را در معرض اتهام این اقدام جنایتکارانه قرار داده اند!
بازهم القاعده!
پس از شهادت آیت الله حکیم و در روزهای اولیه سپری شده از این واقعه تروریستی مطبوعات و رسانه های منطقه و جهان اخبار پراکنده ای در خصوص دخالت القاعده در حادثه شهادت آیت الله حکیم منتشر ساختند. در روزهای بعدی اطلاعاتی درخصوص دستگیری برخی از اعضا این گروه در عراق نیز منتشر گشت. درخصوص احتمال دخالت سازمان القاعده در حادثه شهادت آیت الله حکیم نیز نکات مبهم و سوال برانگیز بسیاری وجود دارد. بیشتر گمانه زنیها در مورد دخالت القاعده بر پایه برخی اطلاعیه ها و بیانیه هایی استوار است که گفته می شود از سوی این سازمان صادر شده و به صراحت مسوولیت این اقدام را بر عهده گرفته اند. اما اساسا در انتساب این اطلاعیه ها به سازمان القاعده به چه میزان می توان اطمینان داشت؟ از سوی دیگر شبه ای که در مورد حزب بعث مطرح بود در مورد القاعده نیز به قوت خود باقی است. آیا به راستی می توان سازمان القاعده را منفک از سیاستهای امریکا به شمار آورد؟ آیا سازمان سیا که به اعتراف همگان و حتی سران کاخ سفید دخالت مستقیمی در به وجود آوردن، تجهیز و گسترش این سازمان در هنگام اشغال افغانستان به وسیله شوروی داشت اکنون فاقد ابزارهای کنترل و هدایتگری در این سازمان می باشد. با نگاهی گذرا به اقدامات القاعده در طول یک دهه گذشته به سهولت می توان به این نکته پی برد که در هر مکانی که این سازمان اقدام به عملیات تروریستی نموده جای پای محکمی برای ایالات متحده به وجود آورده است. حتی در صورتی که بپذیریم چنین سازمانی مستقل از سیاستهای ایالات متحده وجود خارجی داشته باشد، در تعیین اهداف و نقش آن در عراق با مشکل مواجهه خواهیم بود. اگر واقعا سازمان القاعده با امریکا سر جنگ و ستیز دارد و با حضور نظامی ایالات متحده در عراق مخالف است به چه دلیل باید به عملیات حذف آیت الله حکیم به عنوان چهره ای مبارز علیه رژیم بعث و حضور نظامی اشغالگران امریکایی مبادرت ورزد. رسانه هایی که اکنون القاعده را متهم به انجام این عملیات می کنند، بارها از مبارزه جدی امریکا علیه این گروه و سرکوبی و انهدام آن توسط نیروهای نظامی ایالات متحده در ماه های پس از حادثه ۱۱ سپتامبر سخن گفته اند. آیا به راستی تمام این اطلاعات نادرست بوده و ماشین عملیاتی القاعده هنوز توان انجام تحرکاتی بدین وسعت و قدرت را دارد؟ آیا خبر انهدام سیستم سازماندهی القاعده را باید پوچ و نادرست دانست یا اینکه به توان و قدرت سازمانهای جاسوسی و نظامی امریکا شک کرد؟ اگر در جایی که نزدیک به دویست هزار نیروی جنگی ارتش امریکا با ابزار و ادوات گسترده عملیاتی و پوششی حضور دارند، سازمانی که بنابر گفته مقامات کاخ سفید زمین گیر شده و توان هیچ گونه تحرکی را ندارد، چنین عملیاتی را اجرا کند چگونه می توان به تناقضات به وجود آمده پاسخ گفت. ابررسانه های سلطه گر غربی و دستگاه های تبلیغاتی یکسویه آنها با نشانه رفتن انگشت اتهام به سوی القاعده سعی در خلاص کردن امریکا از بار مسوولیت این واقعه و مشکل امنیت درعراق دارند. از این هدف کوتاه مدت که بگذریم، به این نکته پی خواهیم برد که در بلندمدت ایالات متحده سعی دارد هرچه بیشتر بر وجود القاعده در عراق اصرار نماید چرا که این مساله بر یکی از پیش فرضهای امریکا در حمله به عراق تاکید خواهد کرد. حضور القاعده در عراق و همکاری آن با رژیم صدام حسین یکی از بهانه های اصلی امریکا در حمله به عراق بود. در هر صورت این بار هم القاعده به فریاد امریکا رسید تا بار دیگر سپر بلا و توجیه گر سیاستهای این دولت باشد.
ردپای منافقین
تضاد موجود بین گروهک تروریستی منافقین و مجلس اعلای انقلاب اسلامی عراق بر هیچ کس پوشیده نیست. منافقین به عنوان آلت دست و عمله جور در زمان حکومت صدام حسین نه تنها به مقابله با معارضان عراقی پرداختند بلکه از هیچ گونه ظلم و تعدی بر مردم عراق اعم از شیعه و سنی، کرد و عرب دریغ نورزیدند. تاریخ یک دهه گذشته عراق خصوصا مقطع زمانی پس از جنگ ۱۹۹۱ کویت و قیام شیعیان عراق مشحون از جنایات این گروه وابسته و تروریستی می باشد. با حذف صدام از صحنه قدرت عراق این گروه بزرگ ترین حامی خود را از دست داد و از سوی دیگر ایالات متحده به خلع سلاح نسبی منافقین اقدام کرده و تا حدود زیادی تحرکات آنان را تحت کنترل خویش درآورد. همچنین، وقایع اخیر در عراق و اشغال آن توسط قوای امریکایی باعث سرخوردگی اعضا و سرکردگان این گروهک و متواری شدن جمع زیادی از آنان گردید. در حالی که منافقین در ضعیف ترین، موقعیت به سر می برند، منتسب کردن این اقدام به آنان جای تامل و بررسی بیشتری دارد. از سوی دیگر وارد کردن منافقین به ماجرای ترور شهید محمدباقر حکیم ارتباط مستقیمی با سیاستهای ایالات متحده در عراق ایجاد خواهد کرد. در حالی که ایالات متحده ادعا می کند به خلع سلاح تمام گروه ها در عراق پایبند می باشد، این اتهام دلیلی بر ضعف عملکرد امریکا در خلع سلاح و کنترل گروه های مسلح در عراق از جمله منافقین شمرده می شود. در غیر این صورت باید این احتمال را در نظر داشت که منافقین به قیمت حفظ موجودیت و حیات خود تحت نفوذ ایالات متحده و در خدمت اجرای سیاستهای آن درآمده اند. متعاقبا اصرار بر متهم کردن این گروه، این نتیجه را در پی دارد که در ترور آیت الله حکیم منافقین صرفا در جهت اجرای سیاستهای اربابان جدید خود بوده اند، چرا که این گروه علاوه بر سابقه طولانی در سرسپردگی بدون اجازه و امکانات اربابان جدید خود اصولا قادر به انجام چنین عملیاتی نمی باشند. تنها
- همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
- ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
- در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.
