اگر فایل یا کتابی رو که میخواهید توی سایت نیست روی " پیشنهاد فایل " کلیک کنید.
خرید و دانلود فایل پاورپوینت کامل تحلیل ظاهر و باطن قرآن
224,700 تومان قیمت اصلی 224,700 تومان بود.109,200 تومانقیمت فعلی 109,200 تومان است.
تعداد فروش: 67
فرمت فایل پاورپوینت
با فایل فایل پاورپوینت کامل تحلیل ظاهر و باطن قرآن یک ارائهی بینقص بسازید!
پاورپوینتی زیبا و کاربردی:
فایل فایل پاورپوینت کامل تحلیل ظاهر و باطن قرآن شامل 80 اسلاید کاملاً حرفهای و چشمنواز است که برای ارائهی مستقیم یا چاپ آماده شدهاند.
آنچه فایل فایل پاورپوینت کامل تحلیل ظاهر و باطن قرآن را متمایز میکند:
- طراحی مدرن و هدفمند: فایل پاورپوینت کامل تحلیل ظاهر و باطن قرآن با ترکیب رنگها و چیدمان هوشمندانه، به انتقال بهتر مفاهیم کمک میکند.
- کاربری راحت و سریع:فایل پاورپوینت کامل تحلیل ظاهر و باطن قرآن بدون نیاز به ویرایشهای پیچیده، فقط فایل را باز کنید و ارائه دهید.
- کیفیت بالا برای نمایش: همهی اسلایدها با رزولوشن مناسب و ساختاری منظم آماده ارائه هستند.
ساختهشده با دقت و استانداردهای بالا:
فایل پاورپوینت کامل تحلیل ظاهر و باطن قرآن با رعایت جزئیات طراحی شده تا در هر محیطی بدون مشکل نمایش داده شود. هیچگونه بهمریختگی یا ایرادی در اسلایدهای فایل پاورپوینت کامل تحلیل ظاهر و باطن قرآن وجود ندارد.
تذکر:
در صورت مشاهدهی تفاوت در کیفیت، احتمال استفاده از نسخههای غیراصلی وجود دارد. نسخه معتبر فایل پاورپوینت کامل تحلیل ظاهر و باطن قرآن با دقت توسط تیم طراحی آماده شده است.
همین حالا دانلود کن و با فایل پاورپوینت کامل تحلیل ظاهر و باطن قرآن مخاطبهات رو تحت تاثیر قرار بده!
بخشی از متن فایل پاورپوینت کامل تحلیل ظاهر و باطن قرآن :
استادیار دانشگاه قم
چکیده
ظاهر و باطن در اصل لغت، ماخوذ از ظهر و بطن و به ترتیب به معنای پشت و شکم است و به معنای آشکاری و پنهانی نیز به کار
رفته است . در حدیث، ظاهر قرآن، مصادیق اولیه آیات و باطن قرآن، مصادیق بعدی آنها خوانده شده است . غالیان باطن قرآن را
ولایت ائمه و برائت از نواصب، و متصوفه باطن قرآن را حالات نفس دانسته اند . علامه طباطبائی بواطن قرآن را معانی طولی آیات
–
که رابطه مثل و ممثلی با یکدیگر دارند – به شمار می آورد; اما در تحلیل عقلی به نظر می رسد، مانعی نیست که کلیه معانی
التزامی آیات را باطن قرآن تلقی کرد; اعم از آنکه رابطه مثل و ممثلی با یکدیگر داشته باشند یا نداشته باشند، در این مقاله،
مباحث فوق به تفصیل آمده است
.
کلید واژه ها: ظاهر و باطن، غلات، متصوفه، علامه طباطبائی، معانی التزامی
.
۱)
مقدمه
ظاهر و باطن یکی از مباحث دلالی قرآن به شمار می رود . در این مبحث از دلالتهای طولی قرآن سخن به میان می آید; یعنی
دلالتهای که هر یک در طول دیگری قرار دارد ویکی از دیگری قابل استنباط است
.
به نظر می رسد، موضوع ظاهر باطن داشتن قرآن نخست در احادیث نبوی و اقوال صحابه وروایات ائمه علیهم السلام مطرح شد
;
سپس در اقوال غلات و متصوفه و عرفا ملاحظه گردید . البته هر گروه معنای خاصی را از آنها اراده کرده اند که عنایت بدان به فهم
روشنتر موضوع کمک می کند; مع الوصف فصل الخطاب، تحلیل عقلی آن است که در این مقاله بدان پرداخته می شود
.
۲)
ظاهر و باطن در لغت
ظاهر و باطن در لغت ماخود از ظهر و بطن است و آندو در اصل بر اعضای بدن – یعنی به ترتیب بر پشت و شکم – اطلاق می شده
است; سپس نظر به دو وصف مشهور هر یک – یعنی سختی و آشکاری پشت و نرمی و پنهانی شکم – به اشیای دیگر نیز که در یکی
از آن اوصاف مشترکند، اطلاق گردیده است
.
راغب اصفهانی درباره ظهر گوید: «ظهر همان عضو [معروف، یعنی پشت] است و جمع آن ظهور می باشد . . . آن برای [بخش
]
ناپیدای زمین به عاریت گرفته شده، [بدان] ظهرالارض گفته اند و [درمقابل آن] بطن الارض . . . رجل مظهر [یعنی: آدمی
]
سخت پشت . . . و ظهر علیه; [یعنی] بر او چیره شد . . . و ظهرالشی ء: در اصل [به] این [معنا] است که چیزی بر روی زمین واقع
شده، پنهان نباشد و بطن [الشی ء] هنگامی است که در دل زمین واقع گردیده، پنهان باشد; زان پس در مورد هر [چیز] آشکاری که
با بینایی یا بینش درک شدنی باشد، به کار رفته است . . . و دانش ظاهر و باطن گاهی بر معرفتهای آشکار و معرفتهای پنهان، و
گاهی بر علوم دنیوی و علوم اخروی اطلاق می شود . . . و [در] «نعمه ظاهره و باطنه » مراد از [نعم] ظاهر، آنهایی است که بر آن
آگاهی می یابیم و از [نعم] باطن، آنهایی است ما آنها را نمی دانیم » [۱
].
نیز درباره بطن گوید: «اصل بطن همان عضو [معروف، یعنی شکم] است و جمع آن بطون می باشد . . . بطن در هر چیز مقابل
ظهر است . . . و به هر نهانی بطن و به هر پیدایی ظهر گویند [. . . نیز] به هر چه با حس درک شود، ظاهر و به هر چه از آن پنهان
باشد، باطن گویند» [۲
].
۳)
ظاهر و باطن در حدیث
متاسفانه اغلب روایاتی که متضمن شرح ظاهر و باطن قرآن است، از سوی غلات نقل شده که به دروغگویی و جعل حدیث
متهمند; لذا بیشتر روایات این باب را نمی توان به ائمه علیه السلام نسبت داد . آنچه در خصوص ظاهر و باطن قرآن با اطمینان
می توان به ائمه علیهم السلام نسبت داد، این است که به نظر آن بزرگواران ظاهر قرآن عبارت از همان مصادیق اولیه و باطن قرآن
عبارت از مصادیق جاریه آن است . این معنا بوضوح از روایات صحیح قابل تحصیل است . مراد از مصادیق اولیه قرآن اشخاصی
هستند که قرآن درباره آنها سخن گفته است و مقصود از مصادیق جاریه اشخاصی هستند که همسان آنان اند . یکی از آن روایات
چنین است
:
–
عن حمران بن اعین قال: سالت اباجعفر علیه السلام عن ظهر القرآن و بطنه فقال: ظهره الذین نزل فیهم القرآن، و بطنه الذین
عملوا باعمالهم; یجری فیهم مانزل فی اولئک (حمران بن اعین گوید: از امام باقر علیه السلام درباره ظاهر و باطن قرآن پرسیدم
.
فرمود: ظاهرش کسانی هستند که قرآن درباره آنان نازل شده و باطنش کسانی هستند که مانند آنان عمل کرده اند; آنچه در مورد
آنان نزول یافته، در مورد اینان [نیز] جاری است) [۳
].
شایان ذکر است که باطن قرآن در برخی روایات بر تاویل قرآن اطلاق شده است و البته تاویل قرآن چیزی جز همان مصادیق
جاریه آن نیست . در این خصوص عنایت به حدیث ذیل در خور اهمیت است
:
–
عن فضیل بن یسار قال: سالت اباجعفر علیه السلام عن هذه الروایه: «ما من القرآن آیه الا ولها ظهر و بطن » فقال: ظهره تنزیله و
بطنه تاویله: منه ما قد مضی و منه ما لم یکن . یجری کما یجری الشمس والقمر; کلما جاء تاویل شی ء منه علی الاموات کما یکون
علی الاحیاء (فضیل بن یسارگوید: از امام باقر علیه السلام راجع به این روایت پرسیدم که «هیچ آیه ای از قرآن نیست مگر آنکه ظاهر
و باطنی دارد» فرمود: ظاهر قرآن آن است که نازل شده و باطنش آن است که بدان بر می گردد . برخی از موارد برگشتش آمده و
برخی نیامده است . این موارد برگشت همچنانکه خورشید و ماه در جریان است، جریان دارد . هرگاه موارد برگشت آیه ای بیاید،
همان [حکمی] بر زندگان است که بر مردگان بوده است) [۴
].
خاطرنشان می سازم که راویان این دو حدیث موثقند
.
۴)
ظاهر و باطن در نظر غلات
غالیان یا گزافه گویان فرقه هایی بودند که اغلب در عصر صادقین علیه السلام در میان شیعه پدید آمدند . آنان ائمه علیه السلام را تا
حد الوهیت بالا بردند و همه احکام دین را در ولایت آن بزرگواران خلاصه کردند; بر این اساس ظواهر قرآن را تعطیل کردند و آنها
را اشاراتی به ائمه علیه السلام یا خلفا دانستند
.
سعدبن عبدالله اشعری در خصوص یکی از فرق غلات به نام خطابیه گوید: «واجباتی را که خدای تعالی واجب ساخته، اشخاصی
خواندند که به معرفت و ولایت آنان دستور داده شده است و معاصی را اشخاصی دانستند که به برائت از آنان و لعن کردن آنان و
دوری گزیدن از آنان امر شده است و یکی از آیاتی را که تاویل کردند، «یریدالله لیخفف عنکم » [۴/۲۷] بود . گفتند: بواسطه
ابوالخطاب به ما تخفیف داده شده است و بندها و بارها از ما برداشته شده است . مراد آنان نماز، زکات، حج، روزه و همه اعمال بود
;
بر این اساس هر که به رسول پیامبر، امام معرفت داشته باشد، آنها از [دوش] او برداشته شده; لذا رواست که هر چه دوست داشت،
انجام دهد» [۵
].
همو درباره آن فرقه افزاید: «آنان پنداشتند، همه واجباتی را که خداوند بر بندگانش واجب ساخته و پیامبرش مقرر داشته، ظاهر و
باطنی دارد، و همه آنچه از کتاب و سنت در ظاهر با آنها بندگان را به بندگی خوانده است، [بواقع] مثلهایی است که زده شده و در
تحت آنها معناهایی است که عبارت از بطون آنهاست و به آنها باید عمل کرد و رهایی در آنهاست; ولی عمل به ظاهر آنها موجب
هلاکت است و مایه عذاب ادنی . خداوند بدان گروهی را عذاب کرده و گرفتار ساخته است تا بدان هلاک شوند; زیرا حق را
نشناختند و بدان عقیده پیدا نکردند و ایمان نیاوردند» [۶
].
حاصل مطلب آنکه به عقیده غلات باطن واجبات، ولایت ائمه علیه السلام و باطن محرمات، برائت از خلفاست . گفتنی است این
معنا در پاره ای از روایاتی نیز که غلات به نام ائمه علیه السلام جعل کرده اند، آمده است . برای نمونه روایات ذیل قابل ملاحظه
است
:
–
عن محمدبن منصور قال: سالت عبدا صالحا عن قول الله تبارک و تعالی «انماحرم ربی الفواحش ماظهر منهاو ما بطن » [الاعراف
33]
فقال: ان القرآن له ظهر و بطن فجمیع ما حرم فی الکتاب هوالظاهر، والباطن من ذلک ائمه الجور، و جمیع ما احل فی الکتاب
هوالظاهر والباطن من ذلک ائمه الحق (محمدبن منصور گوید: از امام کاظم علیه السلام راجع به آیه «انماحرم . . .» [اعراف ۳۳
]
پرسیدم . پاسخ داد: قرآن ظاهر و باطنی دارد . همه آنچه در قرآن حرام شمرده شده، ظاهر است و باطن آن پیشوایان ستم است و
همه آنچه در قرآن حلال گردانیده شده، ظاهر است و باطن آن پیشوایان حق است) [۷
].
به نظر می رسد، راوی این حدیث محمدبن منصور کوفی باشد که کشی وی را متهم به غلو و تفویض دانسته است [۸
].
–
داود بن کثیر قال: قلت لابی عبدالله علیه السلام: انتم الصلاه فی کتاب الله عزوجل و انتم الزکاه و انتم الحج؟ فقال: یا داود
!
نحن الصلاه فی کتاب الله عزوجل و نحن الزکاه و نحن الصیام و نحن الحج و نحن الشهر الحرام و نحن البلدالحرام و نحن کعبه الله و
نحن قبله الله و نحن وجه الله . قال الله تعالی: «فاینما تولوا فثم وجه الله » [البقره ۱۱۵] و نحن الآیات و نحن البینات، و عدونا فی کتاب
الله عزوجل الفحشاء و المنکر و البغی و الخمر و المیسر والانصاب و الازلام و الاصنام و الاوثان و الجبت و الطاغوت و المیته والدم
ولحم الخنزیر (داودبن کثیر گوید: از امام صادق پرسیدم: [آیا] شما در کتاب خدای عزوجل همان نماز و زکات و حج هستید؟ پاسخ
داد: ای داود! ما در کتاب خدای عزوجل همان نماز و زکات و روزه و حج و ماه حرام و سرزمین محترم و کعبه خدا و قبله خدا و
روی خداییم . خدای تعالی فرمود: به هر جا روی کنید، همانجا روی خداست » ما نشانه ها و دلایل روشن هستیم و دشمن ما در
کتاب خدای عزوجل همان [عمل] زشت و ناپسند و ستم و باده و قمار و بت های نصبی و تیرهای شرطبندی و بتان سنگی و
غیرسنگی و خدایان و طغیانگران و مرده و خون و گوشت خوک است) [۹
].
آورده اند که داودبن کثیر رقی – راوی حدیث مذکور – را غلات از بزرگان خود برشمرده و احادیث غلوآمیزی از او روایت کرده اند [۱۰
] .
روشن است چنین باطنی که هرگز از ظاهر قرآن بر نمی آید، پذیرفتنی نیست و روایت ذیل هر چند راویان آن مجهول الحال
هستند، ولی نظر به اینکه از مضمون مدلل و معقولی برخوردار است، مؤید این نظر است
:
–
عن الحمادی رفعه الی ابی عبدالله علیه السلام انه قیل له: روی ان الخمر والمیسر والانصاب والازلام رجال، فقال; ما کان الله
عزوجل لیخاطب خلقه بما لایعلمون (حماد مرفوعا از امام صادق علیه السلام آورده که به آن حضرت عرض کردند: روایت کرده اند
که باده و قمار و بتان نصب شده و تیرهای شرطبندی عبارت از اشخاصی هستند . فرمود: خدای عزوجل به آفریدگانش چیزی
نمی گوید که نفهمند) [۱۱
].
روایت ذیل نیز که راویان موثق آن را روایت کرده اند، عقیده باطل غلات را رد می کند
:
–
داودبن فرقد قال: قال ابوعبدالله علیه السلام: لاتقولوا لکل آیه هذه رجل و هذه رجل! من القرآن حلال و منه حرام، و منه نباما
قبلکم و حکم ما بینکم و خبر ما بعدکم (داودبن فرقد گوید: امام صادق علیه السلام فرمود: برای هر آیه ای نگویید: این فلان کس
است و این بهمان کس! بخشی از قرآن حلالهاست و بخشی دیگر حرامها و پاره ای خبر پیشینیان است و [پاره ای دیگر] احکام
اموری است که میان شما روی می دهد و [پاره ای دیگر] گزارش پسینیانتان است) [۱۲
].
چنانکه از برخی روایات بر می آید، ولایت ائمه علیهم السلام یکی از مهمترین فرایض دین اسلام است [۱۳] ; لکن این ایجاب
نمی کند که ظواهر فرایض دیگر نیز به ائمه علیهم السلام تاویل شود . در این خصوص عنایت به روایت ذیل مناسب می نماید
.
–
حفص المؤذن قال: کتب ابوعبدالله علیه السلام الی ابی الخطاب: بلغنی انک تزعم ان الخمر رجل و ان الزنا رجل و ان الصلاه
رجل و ان الصوم رجل، لیس کما تقول . نحن اصل الخیر و فروعه طاعه الله، و عدونا اصل الشر و فروعه معصیه الله . ثم کتب: کیف
یطاع من لایعرف؟ و کیف یعرف من لایطاع (حفض مؤذن گوید: امام صادق علیه السلام به ابوالخطاب نوشت: به من خبر رسیده
است که تو می پنداری باده فلان کس است وزنا بهمان کس، و نماز فلان کس و روزه بهمان کس . اینچنین که می گویی، نیست . ما
اصل خوبیها هستیم و فروعش فرمانبرداری از خداست و دشمن ما اصل بدیهاست و فروعش نافرمانی خداست . پس از آن افزود
:
چگونه کسی را که نمی شناسند از او فرمانبرداری کنند، و چگونه از کسی فرمانبرداری کنند که او را نمی شناسند [۱۴
].
گفتنی است همین حدیث را بشیر دهان نیز از آن حضرت روایت کرده است [۱۵]. اگر چه حفص و بشیر هر دو مجهول الحال
هستند; لکن تعدد طریق احتمال جعل حدیث را زایل می سازد
.
شایان ذکر است متن این حدیث مشکلاتی دارد; از جمله اینکه میان ائمه و طاعت یا دشمن ائمه و معصیت سنخیتی وجود ندارد که
یکی به
- همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
- ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
- در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.
