اگر فایل یا کتابی رو که میخواهید توی سایت نیست روی " پیشنهاد فایل " کلیک کنید.
خرید و دانلود فایل پاورپوینت کامل کلام خدا و کتاب خدا
224,700 تومان قیمت اصلی 224,700 تومان بود.109,200 تومانقیمت فعلی 109,200 تومان است.
تعداد فروش: 70
فرمت فایل پاورپوینت
فایل فایل پاورپوینت کامل کلام خدا و کتاب خدا شامل 56 اسلاید آماده است که میتواند محتوای شما را به شکلی حرفهای، منسجم و چشمنواز به مخاطبان منتقل کند.
برتریهای فایل فایل پاورپوینت کامل کلام خدا و کتاب خدا در یک نگاه:
- طراحی منحصربهفرد
- فایل پاورپوینت کامل کلام خدا و کتاب خدا با بهرهگیری از اصول زیباییشناسی و ترکیب رنگهای مناسب، ظاهری مدرن و رسمی به ارائه شما میدهد.
- راهاندازی فوری
- فایل فایل پاورپوینت کامل کلام خدا و کتاب خدا نیازی به تنظیمات اضافی ندارد؛ کافیست آن را باز کنید و مستقیماً استفاده کنید.
- وضوح عالی
- اسلایدها به گونهای طراحی شدهاند که در هر دستگاه یا ویدیو پروژکتور، با بهترین کیفیت نمایش داده شوند.
همه چیز از قبل آماده است: در فایل فایل پاورپوینت کامل کلام خدا و کتاب خدا هیچ موردی ناتمام یا نیازمند ویرایش نخواهید یافت. همه چیز با دقت نهاییشده و تستشده ارائه میشود.
توصیه مهم: نسخههایی که تحت عنوان فایل پاورپوینت کامل کلام خدا و کتاب خدا اما خارج از منبع رسمی منتشر میشوند، ممکن است از کیفیت لازم برخوردار نباشند.
همین حالا فایل را تهیه کرده و سطح جدیدی از ارائه را تجربه کنید!
بخشی از متن فایل پاورپوینت کامل کلام خدا و کتاب خدا :
عضو هیات علمی دانشگاه قم
چکیده
کلام خدا یکی از مسائل اساسی علم کلام، فلسفه، عرفان، تفسیر و علوم قرآن است . متکلمین از نظر حدوث و قدم و کلام لفظی و
نفسی به آن می نگرند، اما عرفا آن را بیان آنچه در دل است، خوانده اند; به همین جهت کلام را با لفظ برابر ندانسته و فعل خدای
تعالی را نیز کلام و قول او می شمارند . مقاله حاضر کلام خدا را از این دیدگاه بررسی کرده و به تفاوتهای اساسی بین کلام و کتاب
خدا پرداخته و کلام خدا را صرف نظر از اختلاف حیثیات همان کتاب خدا دانسته است; سپس به بیان مراتب کلام و کتاب
پرداخته و پس از بیان درجات تشکیکی آنها مخاطب کلام خدا را در هر کدام از این مراتب بیان کرده است
.
کلید واژه ها: کلام، کتاب تدوینی، کتاب انفسی، کتاب تکوینی، خلق، امر، احدیت، واحدیت
.
۱)
مقدمه
کلام خدای تعالی از موضوعات مشترک چند علم عقلی و نقلی است . هر کدام از صاحبان علوم کلام، فلسفه، عرفان، علوم قرآن و
تفسیر توجهی جدی به آن داشته و هر یک از زاویه دیدخود به آن نگریسته اند . بیشترین دل مشغولی متکلمان پاسخ به این دو
سؤال بود که آیا کلام خدا حادث است یا قدیم؟ و آیا کلام منحصر به لفظی است یا آنکه شامل نفسی نیز می گردد؟ فرهیختگان علوم
قرآنی نیز نظر و جهت بحث خود را بر محکم و متشابه و راه شناخت و تفسیر هر کدام معطوف داشتند . مقاله ای که اینک پیش
روی دارید، کلام خدای را با دیدگاه عرفانی مورد مطالعه قرار می دهد
.
۲)
معنای کلام
در مشرب عرفانی هر فردی از افراد وجود کلمه ای از کلمات خدای تعالی است که دارای ظهر و بطن و حد و مطلع و مراتب هفت
گانه و بلکه هفتادگانه است . بر همین اساس کتاب تدوینی الهی دارای هفت باطن است . آن از مرتبه احدیت به عالم الفاظ و اصوات
تنزل یافته تا برای تمام اقشار مردم هدایت باشد و هر آیه ای نسبت به هر گروهی باطنی دارد
.
صدرالدین قونوی گوید: «کلام به معنای تاثیر متکلم در مخاطب است، به قوه ای که تابع اراده او باشد و به آن وسیله آنچه در نفس
اوست به مخاطب ابراز شده و به او رسانده شود، و ایجاد حق تعالی اعیان ممکنات را نیز چنین است; زیرا آنها کلمات و حروف
خدای تعالی هستند که آنها را به وسیله حرکت حبی غیبی از نفس خود اظهار نموده تا به وسیله این کلمات خداوند و اسماء و
صفات او شناخته شوند» [۱
].
قونوی در اینجا کلام را به معنای تاثیر گذاردن در مخاطب دانسته و آنرا طوری تفسیر می کند که با ظاهر آیات شریفه قرآن و
کلمه بودن عیسی موافق درآید، و از این رو اعیان موجودات را کلمات و حروف الهی معرفی کرده است
.
اگر ما به نحوه شکل گیری کلام و هدف از پیدایش آن توجه کنیم، مقصود از کلام را بهتر متوجه می شویم . آیا باید کلام را تنها در
محدوده واژه ها و الفاظ جستجو کنیم یا آنکه اعیان موجودات خارجی کلمات واقعی بوده و در اصل کلام همانهاست و اگر الفاظ را
کلام می نامیم، از نوعی اعتبار بهره جسته ایم
.
علامه طباطبائی فرموده است: «کلامی که از امور ا عتباری است، احتیاج و ضرورت اجتماعی سبب پیدایش آن شده است; چون
در یک جامعه مردم مجبورند که آنچه را در دل دارند، به یکدیگر اظهار کرده و بفهمانند و اگر انسان می توانست به تنهایی زندگی
کند، نیازی به تکلم نیز پیدا نمی کرد . پیدایش کلام نیز با مطالعه احوال موجودات روشن می شود; مثلا مرغ در ابتدا وقتی
می خواهد وجود دانه و خوردن آن را به جوجه خود بفهماند، در برابر جوجه خود یک دانه ای را با منقار خود برداشته و به این وسیله
دانه برداشتن را به او یاد می دهد، و سپس دانه ای دیگر را برداشته و نوعی صدا از خود بر می آورد، و پس از مدتی تنها همان صدا را
ایجاد می کند و نیازی به برداشتن دانه و نشان دادن آن احساس نمی کند و جوجه نیز مقصود او را می فهمد . انسان نیز اینگونه
است; بنابراین می توان گفت: «لفظ » یا «کلام » وجودی اعتباری برای معنای خود است، و تکلم راهی است برای رسیدن به آنچه در
دل متکلم است، و چون هدف از کلام بیان چیزی است که در دل است و هر فعلی نیز چنین دلالتی دارد، می توان گفت که هر فعلی
خود نوعی از کلام است; با این تفاوت که دلالت لفظ اعتباری است و دلالت فعل حقیقی است . پس هر موجودی کلام خداوند
است » [۲
].
علامه طباطبائی در این سخن خود چون به هدف کلام توجه کرده است، هر موجودی را کلام تکوینی خداوند دانسته است . اما
صدر الدین قونوی باتوجه به معنای کلام که همان جرح و اثر گذاردن است، هر موجودی را فعل خدا دانسته است . در مهمترین
خطبه توحیدی نهج البلاغه نیز فعل خدا کلام خدا خوانده شده است: «و انما کلامه سبحانه فعل منه » [۳] ; (کلام خداوند همان
فعل اوست
).
با توجه به آنچه گذشت، معلوم شد که اولا، لازم نیست که همیشه کلام «لفظ » باشد; بلکه کلام اعم از لفظ و فعل است و هر کدام از
این دو می توانند کلام باشند و ثانیا، لازم نیست که همیشه کلام بیان کننده آنچه در دل انسان است باشد; بلکه هر چه علامت چیز
دیگر باشد، چه آن چیز در دل باشد یا غیر دل، کلام خواهد بود . پس هر چه بیان کننده جهان هستی باشد، کلام است; چه لفظ
باشد یا غیر لفظ، و بیان مقصود فرقی نمی کند که بواسطه وضع یا بالذات باشد، و مهم در کلام بودن همان علامت چیز دیگر بودن
است، و لذا گاهی می گویند: با زبان بی زبانی گفتم
.
ضمنا اگر آیه شریفه «لا یمسه الا المطهرون
» (۱) [
واقعه ۷۹] نفی باشد – نه نهی – چون کلام مقدس الهی از ساحت و مطلب خلاف
مبری و دور است و این آیه شریفه دلالت دارد که جز انسانهای پاک هرگز کسی به این کتاب الهی نمی رسد و از طرف دیگر می دانیم
که انسانهای ناپاک می توانند قرآن کریم را مس کنند، معلوم می شود که مراد از این آیه آن کتابی است که کلمات آن غیر از این
الفاظ و کلمات است; یعنی: همان موجودات تکوینی است که کلمات خدا بوده و هر کدام دلالتی بر مراد الهی دارند
.
۳)
معنای کتاب
معمولا مردم کاغذی را که بوسیله قلم رنگی چیزی بر آن نوشته شده باشد، «کتاب » می نامند; ولی با اندکی دقت روشن می شود
که هرگز نوع کاغذ مقوم کتاب بودن نیست و برای تحقق کتاب هرگز نوع کاغذ مدخلیتی ندارد; همچنانکه با دقت بیشتر معلوم
می شود که در تحقق کتاب، اصل وجود کاغذ نیز لازم نیست و بلکه نوع قلم یا اصل وجود قلم و حتی وجود نوشته نیز ضرورتی
ندارد . تنها چیزی که قوام کتاب به آن بستگی دارد، این است که باید چیزی باشد که نویسنده، مقصود خود را در آن اظهار کرده
باشد . چنین چیزی کتاب است . پس هر چه که بتواند نشانه مراد و مقصود شخص باشد، کتاب او خواهد بود، و به این جهت
می توان گفت که همه عالم کتاب خداست . چنین کتابی را «کتاب تکوینی » گویند
.
بنابراین کتاب به «کتاب تدوینی » که قرآن مجید است و «کتاب تکوینی » که جهان است تقسیم می شود، و این کتاب تکوینی نیز به
«
کتاب انفسی » که جان انسانی است
(۲)
و «کتاب آفاقی » که جهان غیرانسانی است تقسیم می پذیرد
.
جهان کتاب تکوینی خداوند است; زیرا نشان دهنده خدای تعالی و حکمت او و هدف از خلقت است; پس صحیفه وجود عالم خلق،
کتاب خدا است و اعیان موجودات آیات اوست: «ان فی اختلاف اللیل و النهار و ما خلق الله فی السموات و الارض لآیات لقوم
یتقون
» (۳) [
جاثیه ۵] و به جهت آنکه کتاب دارای آیات است و آیات گاهی در کتاب تدوینی و گاهی در کتاب تکوینی انفسی و گاهی
در کتاب تکوینی آفاقی ثبت شده اند، خدای تعالی فرموده است: «سنریهم آیاتنا فی الافاق و فی انفسهم حتی یتبین لهم انه الحق
» (۴) [
فصلت ۵۳
].
در ادبیات عرفانی نیز معمولا آدم و عالم را به عنوان کتاب معرفی می کنند . مثلا در شعری منسوب به علی علیه السلام آمده است
:
انت الکتاب المبین الذی
باحرفه یظهر المظهر
(۵)
و شبستری گوید
:
بنزد آنکه جانش در تجلی است
همه عالم کتاب حق تعالی است
عرض اعراب و جوهر چون حروف است
مراتب جمله آیات و وقوف است
و سعدی گوید
:
برگ درختان سبز در نظر هوشیار
هر ورقش دفتریست معرفت کردگار
عارف بزرگ میرزا مهدی آشتیانی فرموده است: «هر چه که چیزی در آن نقش ببندد کتاب است; چه آنکه کاغذ یا لوح ظاهری یا
لوح و صحیفه باطنی و معنوی باشد و یا آنکه صحیفه ذهن عالی یا سافل یا از موجودات خارجی باشد . به هرحال تفاوتی ندارد، و
اگر آن صحیفه از موجودات خارجی بود، تفاوتی نمی کند که از موجودات امری باشد یا خلقی، و نیز تفاوتی نمی کند که حروف آن
الفاظ و حروف و کلمات ظاهری یا وجودی یا معنوی الهی باشد یا از کلمات تام جبروتی ابداعی یا از آیات محکمات ملکوتی انشائی
یا از متشابهات ناسوتی عالم ماده باشد . تمام اینها کتاب می باشند» [۵
].
دی عشق نشان بی نشانی می گفت
اسرار کمال جاودانی می گفت
اوصاف جمال خویشتن بی من و تو
با خود به زبان بی زبانی می گفت
آندم که ز هر دو کون آثار نبود
بر لوح وجود نقش اغیار نبود
معشوقه و عشق و ما بهم می بودیم
