📥 ترافیک اینترنت مصرفی جهت دانلود فایل‌ها در میکی بوک، به‌صورت نیم‌بها می باشد.
فقط اینقدر👇 دیگه زمان داری با تخفیف بخریش
00روز
15ساعت
01دقیقه
19ثانیه

خرید و دانلود فایل پاورپوینت کامل سیره ی تفسیری مرحوم علا مه طباطبایی(ره)

قیمت اصلی 224,700 تومان بود.قیمت فعلی 109,200 تومان است.

تعداد فروش: 74

فرمت فایل پاورپوینت

1 آیتم فروخته شده در 30 دقیقه
3 نفر در حال مشاهده این محصول هستند!
توضیحات

فایل پاورپوینت کامل سیره ی تفسیری مرحوم علا مه طباطبایی(ره)؛ انتخابی مطمئن برای ارائه‌ای حرفه‌ای

اسلایدهایی آماده برای استفاده:

فایل فایل پاورپوینت کامل سیره ی تفسیری مرحوم علا مه طباطبایی(ره) شامل 89 اسلاید با طراحی دقیق و ساختاری استاندارد است که برای ارائه‌های رسمی یا چاپ، کاملاً مناسب و آماده استفاده می‌باشد.

ویژگی‌هایی که فایل فایل پاورپوینت کامل سیره ی تفسیری مرحوم علا مه طباطبایی(ره) را متمایز می‌کند:

  • طراحی بصری حرفه‌ای:فایل پاورپوینت کامل سیره ی تفسیری مرحوم علا مه طباطبایی(ره) با بهره‌گیری از رنگ‌بندی هوشمندانه و چیدمان اصولی جهت انتقال بهتر مفاهیم ارائه.
  • سهولت در اجرا: تمامی اسلایدها از پیش تنظیم شده‌اند و بدون نیاز به ویرایش، قابل استفاده هستند.
  • وضوح بالا و نظم ساختاری: کیفیت بالای عناصر گرافیکی و هماهنگی کامل در نمایش، تجربه‌ای بدون نقص را فراهم می‌سازد.

استاندارد بالا در تولید محتوا:

فایل فایل پاورپوینت کامل سیره ی تفسیری مرحوم علا مه طباطبایی(ره) با رعایت اصول حرفه‌ای طراحی شده و عاری از هرگونه ایراد گرافیکی یا ناهماهنگی در نمایش می‌باشد.

نکته مهم:

در صورت مشاهده نسخه‌هایی با کیفیت پایین‌تر، توجه داشته باشید که ممکن است نسخه‌های غیررسمی باشند. نسخه اصلی فایل فایل پاورپوینت کامل سیره ی تفسیری مرحوم علا مه طباطبایی(ره) تنها از طریق منبع معتبر در دسترس است.

هم‌اکنون فایل فایل پاورپوینت کامل سیره ی تفسیری مرحوم علا مه طباطبایی(ره) را دریافت کرده و ارائه‌ای حرفه‌ای و متمایز تجربه نمایید


بخشی از متن فایل پاورپوینت کامل سیره ی تفسیری مرحوم علا مه طباطبایی(ره) :

اشاره:

آنچه را که در پی می خوانید، ویراستی از مقاله ی «سیره ی تفسیری مرحوم علا مه طباطبایی» است که به قلم آیت اللّه جوادی آملی به رشته ی تحریر درآمده است.

خداوند سبحان، که در قرآن تجلّی نموده، کلا م خود را «نورمبین»(۱) و «تبیان کلّ شی»(۲) معرفی می کند. ممکن نیست چیزی نور باشد و از سویی دارای نقاط مبهم و تاریک بوده و محتوای آن روشن نباشد. همچنین ممکن نیست کتابی همه ی معارف و اصول سعادت بخش انسانی را بیان کند و خود، آشکار نباشد. چه این که ممکن نیست کلا می هدایت جهانیان را تأمین نماید(۳) و خود نیازمند به هادی دیگر باشد تا او را توضیح دهد. بنابراین هیچ مطلب مبهمی در قرآن وجود ندارد تا قرآن را به کمک غیر قرآن بشناسیم، بلکه قرآن را باید به خود قرآن شناخت. چه این که نور را باید با نور دید، و بیّن بالذات را با خود آن بیّن شناخت و چیزهای دیگر را به وسیله ی او مبین نمود.

یکی دیگر از آیات روشن قرآن کریم این است که بلندای معارف مکنون او را جز مطهرون نمی یابند.(۴) مطهرون را نیز معرفی کرد،(۵) به طوری که نه در امر اوّل ابهامی راه دارد و نه در امر تیرگی رخنه می کند، بلکه با نورافکن نیرومند وحی، به جهانیان فهمانیده که دست همگان به کُنه قرآن نمی رسد و تنها پاکان اند که به کُنه آن می رسند.

یکی دیگر از آیات روشن کلا م اللّه این است که هرچه پیامبراکرم(ص) شما را به آن امر کرد، بگیرید و از هرچه نهی نمود، دوری نمایید،(۶) به طوری که در این ارجاع، هیچ گونه ابهامی وجود ندارد.

یکی دیگر از آیات واضح کتاب الهی آن است که رسول اللّه(ص) را مبین حدود و جزئیات قرآن کریم معرفی می نماید: «و انزلنا الیک الذکر لتبین للناس ما نزل الیهم».(۷)

بنابراین قرآن، که خود نور مبین است، در کمال وضوح، پیامبر اکرم(ص) و اهل بیت عصمت و طهارت(علیهم السلا م) را مرجع فهمیدن معارف، حدود قوانین و مانند آن قرار داده و چون حجیت کلا م خداوند ذاتی است، می تواند دلیل اعتبار سخن و سنّت معصومان (علیهم السلا م) واقع شود.

پس قرآن، که حجت بالذات است، سند حجیت سنّت خواهد بود و هرگز نمی توان با قطع نظر از سنّت معصومان(علیهم السلا م) به همه ی حدود و احکام الهی راه یافت و به معارف قرآن کریم آشنا شد. چه این که آیات گسترده ی قرآن کریم نسبت به یکدیگر همآهنگ و منسجم اند. بنابراین هرگز نمی توان آیه را با قطع نظر از آیات دیگر معنا کرد، بلکه با توجه به سراسر قرآن کریم، باید آیه ی مورد بحث را معنا نمود. بدین ترتیب اگر در بین آیات دیگر دلیل یا مؤیدی برای آیه ی محل بحث وجود داشته باشد، در استدلا ل یا استمداد مورد نظر قرار می گیرد، و اگر در بین آنها دلیل تأیید یافت نشود، آیه ی مورد بحث طوری تفسیر نمی گردد که با معنای آیه ی دیگر مناقض باشد.

به دلیل آن که قرآن کریم در کمال وضوح به براهین عقلی ارج می نهد و خود نیز برای تبیین معارف الهی ادلّه ی قاطع اقامه می کند، خود سند حجیت عقل هم خواهدبود. بنابراین هرگز نمی توان، با قطع نظر از براهین عقلی، آیه ی مورد بحث را معنا کرد. با این تحلیل کوتاه می توان روش تفسیری حضرت استاد(ره) را به خوبی روشن نمود.

تفسیر قرآن به قرآن

در کیفیت استدلا ل یا استمداد از آیه ای برای آیه ی دیگر، سیره ی مفسّران آیات الا حکام چنین بوده که در استنباط حکم فقهی از قرآن، آیات مقیده را شاهد تقیید آیات مطلقه قرار می دادند. همچنین آیات خاصه را سند تخصیص آیات عامه می دانستند. درباره ی مجمل و مبین و دیگر فنون اصولی و فقهی نیز همین روش را داشتند. از مجموع آیات، پس از تقیید، تخصیص یا تبیین و مانند آن، حکم فقهی را در محدوده ی آیات الا حکام استنباط می کردند.

همچنین سیره ی مفسّران ادبی بر آن است که در استنباط حکم ادبی، از لحاظ حقیقت و مجاز لغوی، فصاحت، بلا غت، تشریح فنون گوناگون مجاز مرسل و استعاره، مجموع آیاتی را که در آنها کلمه یا کلا م مورد بحث به کار رفته، فحص و جست وجو می نمایند. پس از آن از نحوه ی استعمال، اسناد، تقدیم، تأخیر، اقتران به حروف و ادوات حصر یا شرط و نظایر آن، نکته ی ادبی مورد نظر را استنباط می کنند.

همچنین روش تفسیر کسانی که قصص قرآن را می نگارند یا سنن الهی و سیره ی پیامبران خدا را از قرآن کریم استنباط می کنند، بر این محور دوران دارد که این کلمه یا جمله در چند سوره و در کدام آیه به کار رفته است، تا از مجموع آنها حکم مورد نظر و مطلب مناسب با رشته ی تخصصی خود را استنباط نمایند.

این روش های گوناگون، که هر گروهی در استنباط موضوع ویژه ی خویش از جمع بندی آیاتی چند استفاده می نمودند و می نمایند، پیش از تفسیر المیزان وجود داشت و پس از آن نیز رونق بیش تری پیدا کرد. با این حال، هیچ کدام از این ها تفسیر قرآن به قرآن نیست که ویژه ی المیزان می باشد، زیرا سرمایه ی بسیاری از روش های یاد شده را «المعجم» تأمین می نماید و مواد اوّلیه ی استنباط آنان را رجوع به این کتاب فراهم می سازد. سپس مفسّر با دریافت کلمات یا کلا م های مشابه به تدبّر در آنها می پردازد و با استمداد از کتاب های لغت و مانند آن، حکم مورد نظر را استنباط می کند.

آنچه که در سیره ی ویژه ی المیزان است – که جز در روایات معصومان(علیهم السلا م) در تفاسیر پیشینیان به ندرت دیده می شود و پس از آن هم هنوز به ابتکار خویش باقی است همانا شناسایی آیات کلیدی و ریشه ای قرآن است. در پرتو آن آیات کلیدی، درهای بسیاری از آیات دیگر گشوده می گردد. با شناخت آیات ریشه ای این شجره ی طوبا، تغذیه ی بسیاری از آیات شاخه ای روشن می شود.

در این شناسایی، سخن از کلا م یا کلا م مشابه نیست تا فهرست ها و لغت نامه ی راه گشا باشند، بلکه در این سیر باید از سکوی «المعجم» و کتاب لغت پرواز کرد و به کنگره ی «وعنده مفاتح الغیب»(۸) رسید و اسرار کلیدی را، که به روی نامحرمان «مغالیق» است، به چهره ی خود به عنوان «مفاتیح» دید، و از آن آیات کلیدی، گره های بسته را گشوده یافت.

سپس آیات ریشه ای، که ظواهر را تغذیه می کنند، از آیات کلیدی، که بواطن را می گشایند، جدا کرد. همچنین جریان تفسیر را از تأویل فرق گذاشت که این کار از قلمرو لغت بیرون، از حوصله ی «المعجم» خارج و از منطقه ی فهرست نامه و نظایر آن بالا تر که فراسوی معنا است و نه لفظ؛ زیرا تشخیص حقیقت ومجاز لغوی گرچه بالغت نامه ها تأمین می گردد، ولی امتیاز حقیقت و مجاز عقلی را که آیا اسناد محمول به موضوع، الی ما هوله است یا الی غیرماهوله، عقل بیان می کند و وحی تبیین می نماید و نه لغت: «لمن کان له قلب او القی السمع و هو شهید».(۹)

نتیجه ی شناسایی آیات زیربنایی، آشنایی با آیات روبنایی، کیفیت ظهور آن آیات پایه ای در این آیات و نحوه ی رجوع این آیات روبنایی به آن آیات گذشته، ازاستحکام اصل تفسیر آن است که هیچ گونه اختلا ف ریشه ای در مبانی این دایره`المعارف راه ندارد. چه این که در اصل متن، یعنی قرآن کریم، هیچ راهی برای اختلا ف وجود ندارد.

شیوه ی تفسیر

۱. مرحوم علا مه(ره) اطلا ع نسبتاً وسیع وفراگیری نسبت به تمام ظواهر قرآنی داشتند. برای همین درباره ی هر آیه طوری بحث می کردند که سراسر قرآن کریم مطمح نظر بود؛ زیرا از آیات موافق به عنوان استدلا ل یا استمداد سخن به میان میآمد، یا اگر دلیل یا تأییدی از آیات دیگر وجود نداشت، آیه ی محل بحث، به گونه ای تفسیر می شد که با هیچ آیه از آیات قرآن مجید مناقض نباشد. همچنین هر گونه احتمال یا وجهی که با دیگر آیات قرآنی مناقض می بود، مردود می دانستند، زیرا تناقض آیات، با انسجام اعجازآمیز کتاب الهی سازگار نیست.

۲. مرحوم علا مه (ره) سیری طولا نی و عمیق در سنت معصومان (علیهم السلا م) داشتند. بنابراین هر آیه را طوری تفسیر می کردند که اگر در بین آن سنت ها دلیل یا تأییدی وجود دارد، از آن به عنوان استدلا ل یا استمداد بهره برداری شود. اگر هم دلیل یا تأییدی وجود نداشت، به سبکی آیه ی محل بحث را تفسیر می نمودند که با سنّت قطعی آن ذوات مقدسه مناقض نباشد، زیرا تباین قرآن و سنّت همان افتراق بین این دو حبل ممتد الهی است که هرگز جدایی پذیر نیستند: «لن یفترقا حتی یردا علی الحوض»(۱۰)

۳. مرحوم علا مه(ره)، تبحری کم نظیر در تفکر عقلی داشتند. از این رو هر آیه ی را طوری تفسیر می نمودند که اگر در بین مبادی بیّن یا مبین عقلی دلیل یا تأییدی وجود داشت، از آن در خصوص معارف عقلی – ونه احکام تعبدی – به عنوان استدلا ل یا استمداد بهره برداری شود. از سوی دیگر اگر بحث های عقلی در آن باره ساکت بود، طوری آیه ی معنونه را معنا می نمودند که با هیچ دلیل قطعی عقلی مخالفت نباشد. هر وجه یا احتمالی که با موازین قطعی عقلی – ونه مبانی غیر قطعی یا فرضیه های علمی – مناقض بود، باطل می دانستند؛ تناقض عقل و وحی را عقل قطعی مردود می داند و وحی الهی باطل می شمرد. هرگز دو حجت همآهنگ خداوند سبحان، مباین هم نخواهند بود، بلکه عقل، چراغی است روشن و وحی، صراطی است مستقیم که هیچ کدام بدون دیگری سودی ندارد.

۴. علا مه(ره) در علوم نقلی مانند فقه، اصول و… صاحب نظر بوده و از مبانی آنها اطّلا ع کافی داشتند. بنابراین اگر ادلّه یا شواهدی از آنها راجع به آیه ی مورد بحث وجود نداشت، هرگز آیه را بر وجهی حمل نمی نمودند که با مبانی حتمی آن رشته از علوم نقلی یاد شده مناقض باشد. علا وه بر این بر وجهی حمل می کردند که تباینی با آنها نداشته باشد، زیرا آن مطالب، گرچه فرعی به شمار میآیند، ولی به استناد اصول یقینی قرآن و سنّت قطعی تنظیم می شوند. بنابراین اگر تناقضی بین محتوای آیه و مبانی حتمی آن علوم رخ دهد، بازگشت آن به تباین قرآن با قرآن، سنّت با سنّت یا قرآن با سنّت است که هیچ کدام از این ها قابل پذیرش نیست.

بنابراین در استظهار یک معنا از معانی متعدد از آیه، یا توجیه آیه با یکی از آنها، سعی بر آن بود که با سایر مطالب موافق بوده و با مبانی علوم دیگر مخالف نباشد.

۵. مرحوم علا مه(ره) به همه ی محکمات قرآن آشنا بودند. ایشان می فرمودند که برجسته ترین آیه ی محکمه، همانا کریمه «لیس کمثله شیء» است. در شناخت متشابهات نیز ماهر بودند. برای همین به طور روشن متشابهات را به محکمات، که ام الکتاب می باشند.(۱۱) و به منزله ی اصل و مادر همه ی مطالب قرآنی به شمار می روند، ارجاع می دادند و راه پیروزی از آنها را به روی تیره دلا ن می بستند.

در عرضه ی احادیث بر قرآن کریم، محکمات را میزان قطعی می دانستند و مبانی علوم دیگر را با این میزان قطعی – که عقل نیز در برابر آن اذعان و خضوع دارد – ارزیابی می کردند؛ این خود نشانه ی پیمودن راه راست می باشد.

۶. مرحوم علا مه(ره) به مبادی برهان و شرایط مقدّمات آن آشنایی کامل داشتند. به همین دلیل هرگز برای فرضیه ی علمی، ارج برهانی قائل نبودند. آن را به منزله ی پای ایستا و ساکن پرگار می دانستند که به اتکای او پای دیگر پرگار حرکت می کند و دایره را ترسیم می نماید؛ در حقیقت، کار از پای پویای پرگار است نه پای ایستای آن. بنابراین از استناد به هرگونه فرضیه ی غیر مبرهن، در تفسیر آیه، پرهیز می کردند. همچنین پیش رفت علوم و صنایع را سند صحّت آن فرضیه نمی دانستند و همواره خطر احتمال تبدّل آن فرضیه را به فرضیه ی دیگر در نظر داشتند. از این رو می فرمودند که ثابت را، که قرآن کریم است؛ نمی توان به متغیر، که فرضیه های زودگذر علمی است، تفسیر نمود یا بر آن تطبیق داد.

۷. مرحوم علا مه(ره) به مبانی عرفان و خطوط کلّی کشف و اقسام گوناگون شهود آشنایی کامل داشتند. برای همین، در عین دعوت به تهذیب نفس، استفاده ی روش تزکیه از قرآن، حمایت از ریاضت مشروع، راه دل در کنار تعلیل راه فکر، هرگز کشف عرفانی خود یا دیگران را معیار تفسیر قرار نمی دادند و آن منکشف یا مشهود را، در صورت صحت، یکی از مصادیق آیه ونه محور منحصر آیه ی مورد بحث می دانستند.

آری، در بین وجوه و احتمالا ت گوناگون، آن وجه یا احتمالی که راه کشف را ببندد و مسیر تزکیه نفس را سد کند، نمی پذیرفتند.

۸. مرحوم علا مه(ره) در تشخیص مفهوم از مصداق، کارآزموده بودند و هرگز تفسیر را با تطبیق خلط نمی کردند. اگر روایت معتبری شأن نزول آیه را بیان می کرد یا بر انطباق محتوای آن بر گروهی از صحابه یا فردی از آنان دلا لت می نمودند، هرگز آن را به حساب تفسیر مفهومی نمیآورند – که قضیه از کسوت کلّیت بیرون آمده و به صورت شخصی درآیدایشان می فرمودند که این «جری» است نه تفسیر؛ اگر برای آیه جز یک مصداق فردی دیگری نباشد، باز آیه به همان معنای جامع و مفهوم کلّی خود تفسیر می شود و همواره زنده و حاکم است، چون تجلّی «حیّ لا یموت»، کتابی جاوید و چشمه ی جوشان آب حیات خواهد بود. اگر آیه ی قرآن از صورت جامعیت مفهومی خود تنزل کند و در سطح فرد خارجی مشخص گردد، با زوال آن فرد، آیه هم از بین خواهد رفت، در حالی که قرآن «یجری کما یجری الشّمس والقمر» می باشد و همانند دو اختر پر فروغ آفتاب و ماه، نورافکن جوامع بشر است؛ از سوی دیگر قرآن به عنوان «جوامع الکلم» بر قلب مطهر پیامبراکرم(ص) نازل شد. آن حضرت نیز فرمودند: «… اعطیت جوامع الکلم.»(۱۲) و اگر بر فرد، گروه یا جریان خاصی منطبق گردد و همراه تحول مورد انطباق، دگرگون شود، دیگر جوامع الکلم نخواهد بود.

۹. مرحوم علا مه(ره) تنزل قرآن کریم را به طور تجلّی می دانستند نه تجافی. بنابراین معارف طولی آن را در نظر داشته و هر یک از آنها را در رتبه ی ویژه ی خویش قرار می دادند. همچنین هیچ کدام از آنها را مانع حمل بر ظاهر و حجیت و اعتبار آن نمی دیدند . اصالت را در هنگام تفسیر به ظاهر می دادند و هرگز در مقام تفسیر مفهومی آیه، اصل را باطن نمی دانستند ک

  راهنمای خرید:

  • همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
  • ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
  • در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.