فایل پاورپوینت کامل تعارضات جناح های سیاسی دوره اول مجلس شورای اسلامی (۱۳۶۳-۱۳۵۹)؛ انتخابی هوشمند برای ارائههای حرفهای
با پاورپوینت فایل پاورپوینت کامل تعارضات جناح های سیاسی دوره اول مجلس شورای اسلامی (۱۳۶۳-۱۳۵۹)، محتوای خود را در قالب 120 اسلاید استاندارد و جذاب ارائه دهید و در نگاه اول تاثیرگذار باشید.
چرا باید از پاورپوینت استفاده کنید؟
چیدمان دقیق و کاربرپسند: فایل پاورپوینت کامل تعارضات جناح های سیاسی دوره اول مجلس شورای اسلامی (۱۳۶۳-۱۳۵۹) با طراحی ساختاریافته و اصولی، مخاطب را بهخوبی درگیر محتوا میکند.
صرفهجویی در زمان: تمامی اسلایدهای فایل پاورپوینت کامل تعارضات جناح های سیاسی دوره اول مجلس شورای اسلامی (۱۳۶۳-۱۳۵۹) آمادهی استفاده هستند؛ بدون نیاز به هیچگونه ویرایش.
نمایش با وضوح بالا: کیفیت طراحی در فایل پاورپوینت کامل تعارضات جناح های سیاسی دوره اول مجلس شورای اسلامی (۱۳۶۳-۱۳۵۹) بهگونهای است که در هر صفحهنمایشی عالی بهنظر میرسد.
هشدار: استفاده از نسخههای ناقص فایل پاورپوینت کامل تعارضات جناح های سیاسی دوره اول مجلس شورای اسلامی (۱۳۶۳-۱۳۵۹) ممکن است باعث بروز اختلال در نمایش یا افت کیفیت شود. تنها نسخه اصلی فایل پاورپوینت کامل تعارضات جناح های سیاسی دوره اول مجلس شورای اسلامی (۱۳۶۳-۱۳۵۹)، کیفیت تضمینشده دارد.
بخشی از متن فایل پاورپوینت کامل تعارضات جناح های سیاسی دوره اول مجلس شورای اسلامی (۱۳۶۳-۱۳۵۹) :
مبارزات ملت ایران رژیم پهلوی ک هاز دی ماه ۱۵۶ علناً آغاز شده بود در ۲۲ بهمن ۱۳۵۷به نتیجه رسید و انقلاب اسلامی ایران در این روز پیروز شد. شعارهای اصلی مردم درطول جریانات مبارزه عبارتا ز استقلال، آزادی ، حکومتا سلامی و سپس جمهوری اسلامیبود. پیروزی انقلاب اسلامی قاعدتاً نی باسیت سرفصل نوینی برای عملی نمودن چنینشعارهایی در سطح جامعه ایران باشد. عملی نمودن چنین شعارهایی خود ایجاد ساختارهایسیاسی – اجتماعی جدیدی را می طلبد که بتواند با حفظ روح اسلامی انقلاب، تحقق دهندهآن شعارها که در حقیقتا هداف حرکت مردمی ملت ایران محسوب می گرید، بوده باشد
برای ایجاد ساختارهای جدید لازم بود نخست نوع نظام جدید که مطلوب است تعیین گردد کهاین امر در همه پرسی دهم و یازدهم فروردین ۱۳۵۸ صورت گرفت و در روز دوازدهم فروردینماه ۱۳۵۸ نتیجه همه پرسی، رأی قاطع ملّت ایران به جمهوری اسلامی ، اعلام گردید.
دوّم اینکه ضروری بود در کشور مجدداً آرامش بقرار شده و انقلاب مسیر سازندگی خود راطی کند. به همین جهت می بایست قانون اساسی مورد نظر ملّت تدوین شو دکه این امربوسیله نمایندگان مجلس بررسی نهائی قانون اساسی جمهوری اسلامی (خبرگان) ک هاز طرفملّت انتخاب شده بودند، انجام شد، و ملّت نیز در همه پرسی آذرماه ۱۳۵۸ به آن رأیمثبت داد.
سوّم اینکه، بعد از تصویب قانون اساسی می بایست نهادهای مندرج در قانون اساسی عملاًشکل بگیرد و بدین ترتیب نهادسازی سیاسی صورت گیرد_ که این در حقیقت مهمترین مرحلهدر تحکیم نظام جمهوری اسلامی بشمار می رفت. یکی از مهترین نهادهای مندرج در قانوناساسی جمهوری اسلامی (مصوب مجلس خبرگان) مجلس شورای اسلامی۱ بود که مطابق اصولمربوطه قوه مقننه۲ و با تمهیدات تشکیل شد.
مرحله اول انتخابات مجلس شورای اسلامی در اواخر سال ۱۳۵۸ برگزار شد. در مرحله اولانتخابات ۹۷ نماینده به مجلس راه یافتند و در مرحله دوم انتخابات که در اوایل سال 1359 صورت گرفت، ۱۳۷ نماینده دیگر به مجلس را یافتند و با به حد نصاب وظایف مربوطهدر طول چهار سال در روز ۷ خرداد سال ۱۳۶۳ دوره اش به پایان رسید.
در این دوره از مجلس شورای اسلامی، سه جناح سیاسی (به غیر از نمایندگان منفرد مجلس) وجود داشتند. این سه جناح که توانستند در دو مرحله مبارزه انتخاباتی (در ائواخر سال 1338 و اوایل سال ۱۳۵۹) بر سایر گروهها و جناح های شرکت کننده۳ در انتخاب پیشیبگیرند و از رقابت انتخاباتی پیروز بیرون آیند ، عبارت بودند از : (۱) جناح اسلامفقاهتی به رهبری حزب جمهوری اسلامی، (۲) جناح ملی_ مذهبی به رهبری نهضت آزادیایران، و (۳) جناح طرفداران بنی صدر (ریاست جمهوری وقت) .
علاوه بر وجود تعارضات گوناگون بین جناح های یادشده در مراحل مختلف شکل،گیری نظامجمهوری اسلامی در طول دوره اول مجلس شورای اسلامی نیز بین سه جناب مزبور حسب مورد،تعارضاتی پدید آمد. تداوم تعارضات سیاسی در موارد مختلف، نهایتاً به پیروزی جناحاول ، انزوای جناح دوم، و از هم پاشیده شدن جناح سوم در سال ۱۳۶۰ منجر گردید.
با توجه به مطالب فوق سؤال اصلی نوشتار حاضر این است که ریشه اصلی این تعارضات چهبوده است. هدف اساسی این نوشته پاسخ به سؤال مزبور است.
در پاسخ به سؤال اصلی، باید گفت که به نظر می رسد تعارض های سه جناح دوره اول مجلسشورای اسلامی در برداشت مختلف آنها از سیاست و حکومت در اسلام، ریشه داشته است. اینتفاوت بر داشت موجب شده است مه در مراحل مختلف ، هر جناح متناسب با طرز تفکر خود،در برابر مسائل مختلف موضع گرفته و نهایتاً در برابر جناح دیگر قرار گیرد. مطالبآتی سعی در اثبات کلام فوق دارد.
مقاله حاضر در دو بخش ارائه خواهد شد. در بخش اول جنا ح های سیاسی دوره اول مجلس وخط فکری آن ها و در بخش دوم مصادیق بارز تعارضات مهم سیاسی آن ها بررسی خواهد شد.
۱-جناح های سیاسی دوره اول مجلس شورای اسلامی و خط فکری آن ها
بطوریکه ذکر شد از خلال دسته بندی های سیاسی انتخابات دوره اول مجلس شورای اسلامی،سه جناح عمده سیاسی توانستند به مجلس راه یابند. این سه جناح عبارت بودند از : جناحاسلام فقاهتی به رهبری حزب جمهوری اسلامی ، جناح ملّی – مذهبی به رهبری نهضت آزادیایران، و جناح طرفداران ریاست جمهوری وقت (بنی صدر). چون اکثریت گروهها، احزاب وسازمان های تشکیل دهنده سه جناح فوق عموماً مواضع رهبری خود را پذیرا بودند، جهتتسهیل بررسی پیشینه و خط فکری جناح های مزبور، در ذیل به پیشینه و خط فکری رهبرانآن ها (با توجه به تسّری عقاید حزب یا سازمان یا نهاد رهبر به سایر طبقات جناح) می پردازیم.
حزب جمهوری اسلامی
تاریخچه تأسیس
حزب جمهوری اسلامی و به تبع آن جناح اسلام فقاهتی ادامه حرکت سیاسی اسلامی بود کهئر قرن حاضر به صورت تشکّل یافته و سازماندهی شده، خود را ظاهر ساخته است. در تاریخمعاصر ایران این جناح کم و بیش و به اشکال مختلف در نهضت مشروطیت و ملی شدن صنعتنفت شرکت نموده و در مبارزات سال ۱۳۴۲ امام خمینی (ره) برعلیه شاه به صورت فعالشرکت داشته است. ظهور سازمان یافته تر آن حرکت ، تأسیس حزب جمهوری اسلامی مقارونپیروزی انقلاب اسلامی بود.
فکر تأسیس حزب جمهوری اسلامی به پیش از انقلاب اسلامی بر می گردد. در حدود سال های 56-۱۳۵۵ خلأ شدیدی به علّت عدم وجود یک تشکیلات خالص اسلامی در کشور احساس می شد ،چرا که در آن زمان گروههای مبارز علیه رژیم شاه را گروههای چپ و اسلامی تشکیلمی دادند . مسلمانان از جناح چپ (بویژه نوع مارکسیستی آن) به شدت رویگردان بودند وعلت آن احتراز نیز، تفاوت اصلی آن جناح با مسلمان بود که گروه اول اصول اسلام رامد ّ نظر داشتند ولی گروه اخیر اصول مارکسیستی را.
گروههای اسلامی نیز اولاً عمدتاً تشکیل یافته نبودند و ثانیاً تا این سال ها (۵۶-۱۳۵۵) برای بسیاری از مسلمانان ، سازمان مجاهدین خلق به عنوان یک تشکل سیاسی – اسلامی مطرح بود که به دنبال وقوع انحراف در آن و تعویض شمار و خط مشی آن از اسلامیبه مارکسیستی این امید نیز قطع گردید، زیرا اولاً ماهیت فکری سازمان تغییر کرده بودو ثانیاً باقیمانده اعضای آن ناچیز و به افکار بیگانه آلوده بودند. فزون بر اینبعضی از گروههای دیگر اسلامی تشکّل یافته نیز وجود داشتند که دارای اندیشه خالصاسلامی نبودند. بنابراین وجود یک تشکّل اسلامی که رحانیت پیرو امام در رأس آن باشدبرای پی گیری مبارزات لازم بود. به همین جهت شخصیت هایی چون دکتر بهشتی ،حجه الاسلام هاشمی رفسنجانی، آیت الله خامنه ای ، آیت اله موسوی اردبیلی و دکترباهنر به فکر تأسیس یک حزب اسلامی افتادند که بتواند مبارزات را علیه رژیم شاههدایت نماید.۴
بدلیل اینکه در سالهای مزبور اولاً اختناق حاکم بود وو ثانیاً افراد فوق الذکر اغلبزندگی مخفی داشتند و یا اینکه تعقیب ساواک بودند، نتوانستند حزب مزبور را تشکیلدهند . در سال ۱۳۵۶ دکتر بهشتی به همبن تصمیم گرفت که برای فراهم نمودن مقدماتتأسیس حزب در خارج از کشور و سپس بسط فعالیت آن در داخل کشور به خارج کشور مسافرتنماید که علیرغم مسافرت وی، این حزب در خارج کشور تأسیس نشد۵.
پس از بازگشت دکتر بهشتی به ایران، بین افراد مزبور مذاکراتی پیرامون تأسیس حزبصورت گرفت که به دلیل جوّ اختناق آمیز حاکم تأسیس آن میسّر نگردید. در محرم سال 1357 برای تأسیس حزب برنامه ریزی شد امّا چون رهبری نهضت وظیفه روحانیون را افشاگریو سخنرانی علیه رژیم معین نمود، این امر موقتاً متوقف شد.
دکتر بهشتی در پاریس حزب تأسیس حزب راب ا امام خمینی(ره) در میان گذاشت که نظرایشان مساعد بود۶. مقارن بازگشت امام از پاریس به ایران، نامبردگان فوق الذکر درجلسه مشترکی با جامعه مدرسین حوزه علمیه قم بر تأسیس حزب به شرط حمایت عقیدتی آنجامعه از حزب تأکید کرده و تصمیم گرفتن دکه پنج روحانی نامبرده شدده در فوق تأسیسحزب را در تهران اعلام نمایند.
مجدداً مؤسسین حزب با امام مشورت نمودند که ایشان به اعتبار مؤسسین ، حزب را تأکیدو استفاده از سهم امام را برای اداره امور حزبی مجاز دانستند۷. در نتیجه هیئت مؤسسحزب در تاریخ ۲۹ بهمن ماه ۱۳۵۷ (هفت روز پس از پیروزی انقلاب اسلامی) اعلامیه ایصادر نمو دکه به امضای
پنج روحانی یاد شده رسیده بود و تأسیس حزب را تحت عنوان « حزب جمهوری اسلامس» اعلامداشت. این حزب بوسیله واحدهای خود که عبارت بودند از : تبلیغات، پزشکان،دانش آموزان ، اعزام مبلغ و دانشجوئی، در اوایل کار خود توانست حدود سه میلیوننفر عضو جذب نماید۸.
بدین ترتیب حزب جمهوری اسلامی موجودیت یافت . حزب پس از آن به صورت فعال درانتخابات خبرگان و مجلس شورای اسلامی شرکت نمو دکه در هر دو حائز اکثریت شد و از آنطریق سعی نمود اهداف و اصول و مواضع سیاسی خود را عملی سازد.
اهداف و اصول
اهداف اصول، خط مشی و مواضع حزب جمهوری اسلامی در اعلامیه تأسیس حزب و بعضاّ نشریاتارگان آن حزب و مخصوصاً «روزنامه جمهوری اسلامی» ذکر شده است که در پایین به آن هااشاره مس شود:
هدف اصلی حزب تشکل نیروهای مؤمن به انقلاب اسلامی بود. حزب جمهوری اسلامی عقیدهداشت مرحله پس از پیروزی انقلاب اسلامی، مرحله شامل مبارزه با ضد انقلاب، حراست ازانقلاب و استقرار نظام و استقرار نظام اسلامی می گشت که این کار جز با تشکل و اتحادهمیشگی نیروهای مؤمن به انقلاب اسلامی امکان نداشت. حزب برای تحقق این هدف بسیارمهم تصمیم داشت امور زیر را اجرا نماید:
_ افزایش آگاهی سیاسی و اسلامی مردم و سرعت بخشیدن به خودسازی انقلابی آنها،
_ پاکسازی کشور از آثار استبداد و استعمار،
_ برقراری آزادی های سیاسی،
_ تحول در نظام اداری و تبدیل آن به نظامی که در آ، ایمان ، صداقت، و لیاقت معیارتصدی هر شغل باشد،
_ پایان دادن به ساطه اقتصادی بیگانگان،
_ ریشه کن کردن فقر و محرومیت،
_ تحول در نظام آموزشی،
_ ایجاد ارتش با ایمان .و مستقل،
_ از بین بردن همه ریشه های و نهادهای فساد و فحشاء،
_ تنظیم سیاست خارجی براساس دو اصل اسلامی تولی و تبری با نتایج زیر:
۱- رعایت استقلال کامل کشور در تمامی وجوه،
۲- احترام به استقلال ملل دیگر،
۳- توسعه و تحکیم روابط برادرانه با همه مسلمانان جهان،
۴- داشتن روابط با ملل مبارز و تحت سلطه،
۵- کمک به محرومان و مستضعفان جهان۹.
خط مشی
مطابق اهداف و اصول مزبور خط مشی حزب عبارت بود از تأکید بر تداوم انقلاب و جلوگیریاز توقف انقلاب در یک مرحله، التزام به حفظ اتحاد و همبستگی روز افزون همه نیروهایمبارز مسلمان، خودداری از وابستگی به گروههای غیر معتقد به انقلاب، و استفاد هازهمه شیوه های مبارزه و سازندگی برای رعایت ضرورت های تمامی مراحل انقلاب اسلامی۱۰.
مواضع
حزب مواضع خود را صریحاًً در مورد مسائل اساسی روشن نموده است که در زیر به آنهامی پردازیم:
الف – در برابر ولایت فقیه: به نظر حزب جمهوری اسلامی ، جامعه اسلامی جامعه ای استکه در آن ارزش ها ، قوانین و و مقررات حاکم لر روابط اجتماعی یکسره مقررات ،ارزش ها و قوانین اسلام است. گرچه بعضی افراد آن ممکن است سست عقیده باشند، درنتیجه به مناسبت حاکمیت قوانین اسلامی، نقش قفه و اجتهاد د رجامعه اسلامی بسیار مهمو به دنبال آن فقیه نقش ویژه ای دار دکه عبارتا ست از : (الف) تلاش دریافتن پاسخ بهسؤالات تازه که در طریق رشد جامعه پیش می آید و (ب) ولایت فقیه و حضور رهبری کنندهاو در اجرای قوانین برای جلوگیری از انحراف جامعه از مسیر اسلام . در این صورتولایت ولی امر برای جامعه اسلامی، ضرورت مکتب اسلام است. و نه فقط مذهب شیعه۱۱.
اجرای موارد بالا نتایج زیر را به دنبال خواهد داشت:
۱- حاکمیت مکتب بر همه شؤن اجتماعی و عینیتی افتن جامعه توحیدی،
۲- پایان دادن به تفکر جدائی دین از سیاسی،
۳- اعتقاد قلبی مردم به قوانین حکومت و تبعیت آگاهانه و مشتاقان از آنها،
۴- پویایی هر چه بیشتر فقه در یافتن پاسخ های عملی برای مسائل و مشکلات اجتماعی،
۵- حضور فقیه در اداره جامعه و عدالت و تقوای او عامل بسیار مؤثری در ساخت جامعهاسلامی و رشد فضیلت های ارزشمند اسلامی در همه دستگاخخای اجرایی و کل جامعه است. بههمین جهت باید در سطوح مختلف سیاسی کشور فقهای منتخب رهبر حضور داشته باشند۱۲.
ب – در برابر نقش مردم د رحکومت: در جامعه اسلامی مردم در جریان امور نقش تعیینکننده دارند. این نقش از مجاری مورد قبول مکتب اسلام نقش مردم در زمینه های زیربارز خواهد بود:
۱- انتخاب مکتب،
۲-انتخاب قانون اساسی،
۳-انتخاب رهبر دارای دو شرط علم و تقوی،
۴-انتخاب تمایندگان مجلس شورای اسلامی،
۵-انتخاب اعضای شوراهای دیگر۱۳،
در این زمینه چنانچه به متن قانون اسلامی جمهوری اساسی مراجعه شود، ملاحظه خواهدشد که موارد ذکر شده در بالا همان اختیارات مردم است که در قانون مزبور مندرج است.
ج – در برابر آزادی: انسان نباید محدود گردد چون شدنی است مستمر و پویا و پویشی استخود آگاه و خود ساز آزادی با بی بندو باری تفاوت دارد و حدود آن را اسلامم تعیینمی کند. اصلی ترین آزادی ، آزادی از بندگی غیر خدا و پیوستن به عبودیت خداست۱۴.
د – در برابر روحانیت: روحانیت پیشتاز انقلاب بوده و در زمینه کارهای حکومتیمسئولیتی سنگین به عهده دارد به این ترتیب که : (۱) قسمتی از وظایف باید همواره بهعهده روحانیت باشد (بدلیل اقتضای ماهیت آنها) مانند رهبری : (۲) ماهیت بعضی ازوظایف به تخصص علمی و عملی و وضع اجتماعی و روحانیون مربوط می شود (همانند شوراینگهبان) ، (۳) لزوم احترام روحانیت به سایر تخصصها و حسن اجرای مسئولیت های پذیرفتهشده و (۴) در صورت عدم پذیرش مسئولیت حکومتی باید روحانیون در حسن جریان امور بادیگران همکاری نمایند۱۵.
ه در برابر شورا: تمامی امور به حکم قرآن مجید باید با استفاد هاز مشورتا دارهشود. این کار موجب تمرکز زدائی است. در عین حال که صلاحیت ها و نحوه انتخاب اعضایشوراها مطابق احکام اسلام است۱۶.
و _ در برابر احزاب سیاسی: احزاب سیاسی می توانند در یک مسابقه سازنده در مسائلاجتماعی شرکت کنند.. سه نوع حزب سیاسی می تواند وجود داشته باشد که عبارتند از (۱) احزاب اسلامی که با حزب جمهوری اسلامی بردارند، (۲) احزاب غیر اسلامی که مخالفتی بااسلام ندارند که رابطه حزب با آنها حسنه است و (۳) احزاب ضد اسلامی که در صورتداشتن ایدئولوژی تخریبی باید از فعالیت آنها جلوگیری شود۱۷.
ز – در برابر مکتب و تخصص: بور کلی متخصص مکتبی غیر مکتبی مقدم است و از میان دومتخصص مکتبی با درجه متفاوت تخصص، فرد دارای درجه تخصص بالاتر مقدم است. از صاحبانتخصص غیر مکتبی باید مکتبی باید به نحوی استفاده شو دکه موجب دلسردی متخصص مکتبینگردد۱۸.
ح – در برابر سیاست خارجی: سیاست خارجی جمهوری اسلامی بر دو اصل تولّی و تبریاسلامی استوار است و این مبنای رابطه حکومتا سلامی با دیگر کشورهاست. مطابق این اصلرابطه حکومت اسلامی با تمامی مسلمانان ساکن در اقصی نقاط جهان باید برادرانه باشد،اما در مقابل دولت ها باید حکومت اسلامی زیر اتخاذ موضع نماید: (۱) با دولت هایاسلامی رابطه برادرانه داشته باشد، (۲) با دولت های ملّی (یعنی منتخب ملت هایشان) روابط حسنه داشته باشد و (۳) با دولت های تحمیلی رابطه خصمانه داشته باشد و بهسرنگونی آنها کمک کند.
موارد فوق مهمترین مواضع حزب جمهوری اسلامی بود که بیان شد. چنانچه در آ،ها دقتکافی شود، ملاحظه می گردد که به نحوی از انحاء برگرفته شده از مبانی فقهی حکومتی دراسلام می باشند . بر همین اساس حزب سعی نموده است در برابر تمام مسائل موضع گیرینموده و به آ،ها پاسخ دهد. در بررسی های بعدی خواهیم دید که اینگونه موضع گیری بامواضع دو جناح دیگر تفاوت نسبتاً مبنائی دارد و بدیهی است که در نهایت تعارض بینآنها روی دهد.
نهضت آزادی ایران
تاریخچه تأسیس
شکل سازمان یافته این جناح در جبهه ملّی ، متشکل از عناصر مذهبی و غیر مذهبی ،
متجلی گشته است. جبهه ملّی تا زمانی که دکتر مصدّق در أرس آن بود علیرغم تعارضاتداخلی آن، جبهه ای متحد بود، زیرا تمامی افراد عضو جبهه ملی راه و رسم ویر اپذیرفته و او را به رهبری قبول داشتند.
پس از کودتای ۲۸ مرداد ۱۳۳۲ که طی آن دو دولت ملی دکتر مصدق سرنگون گردید ، سازمانجبهه ملّی از هم پاشید. گروهی از اعضای آن با تقاضای عفو از شاه از کشور خارج شدندو پاره ای دیگر یا از جبهه ملی کتاره گیری کردند و یا بطور کلی از فعالیت سیاسی دستبرداشتند۱۹. گروهی نیز تصمیم به ادامه فعالیت گرفتند.
این گروه که مرکب از جمعی از روشنفکران مذهبی بودند، دو روز پس از کودتا در تهرانجبهه مقاومت ملی را تشکیل دادند. این نهضت اولین اعلامیه خود را در تاریخ ۳۰ شهریور 1332 منتشر نمود. همده ترین فعالیت نهضت، انتشار نشریه راه مصدق و انتشار نامه ایعلیه قرار داد کنسرسیوم نفت بودکه امضاء کنندگان نامه دستگیر و زندانی گردیدند.
در فاصله سال های ۱۳۳۴ تا ۱۳۳۶ شاه برای پیوستن به پیمان بغداد در کشور خفقان شدیدیبرقرار ساخت و سران نهضت مقاومت ملی را دستگیر و زندانی نمود . این دستگیری موجبتعطیل شدن فعالیت های نهضت به مدت یکسال گردید. به هر حال نهضت مقاومت ملی در طول ۸سال فعالیت مخفی و در حد امکان علنی (البته بسته به شرای طبا درجه شدت و ضعف) راعلیه رژیم شاه ادامه داد.
در سال ۱۳۴۰ عده ای از اعضای ملی و مذهبی نهضت مقاومت ملی تصمیم به فعالیت علنیگرفتند و نهضت آزادی ایران رابا کسب تأییدی هاز دکتر مصدق۲۰، تشکیل دادند . هیئتمؤسس هضت آزادی ایران عبارت بودند از: آیت الله سید محمود طالقانی، مهندس مهدیبازرگان، دکتر یدالله سحابی، مهندس منصور عطائی، حسن نزیه، رحیم عطائی و عباسسمیعی.
مهندس بازرگان در جلسه تأسیس نهضت آزادی ایران که در تاریخ ۲۵ اردیبهشت ماه ۱۳۴۰ درمنزل آیت الله فیروزآبادی تشکیل شده بود، اعلام داشت که نهضت آزادی به هیچ وجه منالوجوه در صدد ایجاد دکّانی در مقابل جبهه ملّی ایران و در عرض آن نیست، بلکه درطول آن و در حکم یکی از عناصر تشکیل دهنده آن است۲۱.
فعالیتهای نهضت آزادی بیشتر حول بیانیه و تبیین عقیدتی دور می زد. به همین دلیل بهجهت موضع گیری در جریان قیام ۱۵ خرداد ۱۳۴۲، سران نهضت دستگیر شده و فعالیت نهضترکورد پیدا کرد. آزادی مهندس بازرگان در سال ۱۳۴۶ نیز نتوانست تأثیر چندانی دراحیاء فعالیت نهضت آزادی داشته باشد۲۲.
نهضت آزادی در خارج کشور نیز فعالیت داشت. فعالیت نهضت در خارج کشور زیر نظر دکترابراهیم یزدی و با همایت دکتر علی شریعتی آغاز شد و عمده فعالیت های آن صدور بیانیهبه مناسبت های گوناگون، انتشار تحلیل های سیاسی و نشریه ای تحت عنوان «پیام مجاهد» ک هاز سال ۱۳۵۱ به صورت ماهنامه منتشر می گردید، تشکیل می داد۲۳.
نهضت آزادی با جفظ مواضع خود به انقلاب پیوست و پس از پیروزی انقلاب اسلامی رهبروقت نهضت آزادی، مهندس بازرگان، از طرف امام مأمور تشکیل دولت وقت گردید. با وجودحمایت های امام از دولت وقت، این دولت به هنگام تسخیر سفارت آمریکا توسط دانشجویانپیرو خط امام، استعفا کرد. اما نهضت آزادی در انتخابات دوره اول مجلس شرکت کرده وبا فرستادن چند نماینده به مجلس موفق به تشکیل فراکسیونی در مجلس گردید.
نهضت آزادی در مجلس شورای اسلامی نیز تا زمانی عزل بنی صدر حضور نسبتاً فعال داشتپس از تصویب عدم کفایت سیاسی بنی صدر از مقام ریاست جمهوری توسط مجلس شورای اسلامیو عزل وی توسط امام خمینی (ره) نهضت آزادی تقریباً حالت انزوا پیش گرفت و از آن بهبعد به صورت فعال در اداره امور کشور حضور نیافت.
اصول و اهداف
اصول و اهداف نهضت آزادی ایران راب ا توجه به اظهارات رهبران نهضت و مرامنامه آنتوضیح می دهیم در سندهای اولیه تشکیل نهضت آزادی، اصول نهضت به صورت زیر بیان شدهاست که افراد نهضت آزادی۲۴ :
۱-مسلمانند به معنی مسلمان سیاسی که شرکت در سیاست را وظیفه دینی و ملّی خود دانستهو دین را از سیاست جدا نمی داند،
۲-تابع قانون اساسی که مجموعاً رژیم قبل را بطور کامل پذیرفته، می باشند،
۳-مصدقی هستند بدین ترتیب که چون خصوصیات یک رهبر ملّی را در وی یافته اند: به اینصورت که وی را تنها فردی که منتخب اکثریت ملت ایران بوده ، قدم در راه خواسته هایملّت برداشته و توانسته بین دولت و ملّت وحدت برقرار نماید و موفق به شکست دادناستعمار شده است، پیرو راه و تزو ی هستند:
۴-ایرانی هستند بدین معنی که به تعصب نژادی بی اعتقادند و داشتن ارتباط با ملل دیگررا نفی نمی کنند.
حال با توجه به اصول فوق و نیز نظر به (۱) لزوم صیانت حقوق ایران که بنا به مشیتالهی منشأ قدرت و حاکم بر مقدرات کشور خود می باشند، (۲) لزوم وجود آزادی برایتشکیل اجتماعات ملّی به جهت تحقق رستگاری ملک و ملّت، (۳) لزوم تأمین واقعی عدالتاجتماعی و (۴) نیاز مملکت به هیئت حاکمه صالح و نیز به حکم (۱) مبادی عالیه دینمبین اسلام و قوانین اساسی ایران، (۲) اعلامیه جهانی حقوق بشر و (۳) منشورملل متحد۲۵ ، نهضت آزادی از لحاظ سیاست داخلی به دنبال تحقق بخشیدن به اهداف زیراست:
۱-احیاء حقوق اساسی ملت ایران با استقرار حکومت قانون به منظور تعیین حدود اختیاراتو مسئولیت های قوای مختلف مملکت برای تأمین حکومت مردم بر مردم و تفویض حکومت بهافراد لایق،
۲-ترویج اصول اخلاقی و اجتماعی و سیاسی و ایجاد جامعه ای صالح،
۳-آماده کردن تدریجی مردم برای شرکت در اداره امور عمومی و نیز برای حسن استفاد هازدمکراسی و استیفای حقوق ملّی،
۴-اصلاح امور اقتصادی به نفع ملّت،
۵-اصلاح تدریجی قوانین کشور
و از لحاظ سیاست خارجی:
۱-کوشش برای انتقال حق تعیین سرنوشت دنیا از ملل بزرگ به سازمان ملل متحد،
۲-تلاش برای تأمین بی طرفی ایران،
۳-تنظیم روابط خارجی بر پایه منشور ملل متحد۲۶.
اندک توجهی به اهداف و اصول فوق دو نکته اساسی را بدست می دهد : (۱) آنچه تحتعنوان اصول و اهداف نهضت یاد شده است، حالت انقلابی نداشته و بیشتر به یک رونددموکراتیزه نمودن تدریجی شبیه است. پس نهضت یاد شده ، پس نهضت آزادی یک نهاد سیاسیانقلابی نمی باشد و (۲) مجموع موارد یاد شده مبنای اسلامی خالص ندارد چرا که درآن از منشور ملل متحد، قانون اساسی ایران و غیره که پدیده های بشری و نیمه بشریهستند تحت عنوان مأخذ قانون شده است چنین تصویری قطعاً در مواضع بعدی نهضت تأثیربسزایی گذاشته است.
توضیح مرامنامه توسط یکی از مؤسسین نهضت آزادی در جلسه اعلام موجودیت آن ، چنینبرداشتی را تأیید می نماید. وی بیان می دارد که :
« در مورد احیاء حقوق اساسی ملّت ایران به اعتقاد راسخ ما رکن اساسی قدرت های مادیو معنوی را محصراً رضایت عمومی را زماندران تشکیل می دهد نه قدرت مطلقه یک فرد یایک دولت. حکومت باید اصیل و متکی بر میل ، خواسته ها و آرزوهای افراد محروم مملکتباشد. (که این مشروعیت حکومت زا از آن مردم می داند ک هبا مبانی اسلامی حکومتمتفاوت است که مطابق آن مبانی مشروعیت حکومتا ز آن خداست).
هدف نهضت آزادی ایران از لحاظ احیاء حقوق اساسی ملت ایران ، قبل از اینکه متکی بریک تحول انقلابی باشد، مبتنی بر فکر تکامل است، تکامل از نظر اجرای اصول دمکراسی ومشروطیت واقعی ، (برای اجرای مشروطیت واقعی) شاه باید سلطنت کند نه حکومت ، زیراحکومت موجب در گیری او با دولت و مجلس می گردد و در نهایت مقام سلطنت مخدوشمی گردد.۲۷»
به نظر نهضت آزادی ایران تنها ضامن حفظ رژیم حاضر مملکت (رژیمشاهنشاهی) اجرای صحیحو کامل اصول مشروطیت، انتقال صد در صد قدرت تصمیم و اختیار به دولت برگزیدهمردممی باشد و برای استقرار یکح کومت ملّی چاره ای جز انتخابات آزاد با مجلس شورای ملّینمی باشد.
از آنچه که در بالا ذکر شد مطالب زیر بدست می آید:
(۱) نهضت آزادی اعلام داشته است که اعضای آن مسلمانان هستند و با این کلام قصدداشته است اعلام نماید مذهبی است. ولی جنین چیزی لزوماً اسلامی بودن اهداف و خط مشینهضت را نمی رساند- چنانچه موارد بعدی گویای آن است.
(۲) قانون اساسی رژیم شاه را قبول نموده و در چارچوپ آن خواهان اصلاحات است. درهمین رابطه خواستار آن است که شاه فقط سلطنت کند نه حکومت و این جز با برگزاریانتخابات آزاد و تشکیل مجلس ملّی و واگذاری کامل قدرت دولتی به دولت منتخب آن مجلس، ممکن نیست . این عمده ترین هدف نهضت آزادی است که در پرتو آن هم رژیم سلطنتی حفظمی شود و هم حقوق ملّت تأمین می گردد.
(۳) برای تحقیق مورد دوم هیچگاه و هیچ وجه انقلاب را جایز نمی داند و معتقد بهتکامل تدریجی است که در آن رفته رفته اصول دمکراسی اجرا شده و مشروطیت واقعی تضمینگردد. به این ترتیب مبارزه پارلمانی (طبق آنچه در کشورهای مغرب زمین مرسوم است) بهترین راه حل است.
(۴) دکتر مصدق را پیشوای خود دانسته، پیرو راه و تزاو است. دلیل این پذیرش این استکه نخست ایشان یگانه رئیس دولتی بوده که در طول تاریخ ایران محبوب و منتخب اکثریتمردم بوده است؛ دوم، مفهوم واقعی دولت که همان خدمت به مردم و قدم برداشتن در راهخواسته های مردم بوده را پیاده کرده است؛ و سوم؛ بااین کار خود پیوند بین ملّت ودولت را برقرار نموده و استعمار راش کست داده است. به این ترتیب باید گفت کهاحتمالاً رهبری با این صفات مورد پذیرش نهضت آزادی است.
پذیرش رهبری دکتر مصدق موجب می گردد که سه مورد فوق نیز از آن نتیجه گردد. علاوه برآن موارد دیگری نیز نتیجه می گردد که صریحاً در مقدمه مرامنامه۲۸ آمده است و آناینکه:
(۵) ملت ایران بنا به مشیت الهی منشأ قدرت قدرت است و حاکم بر مقدرات کشور خودمی باشد ومنشاء هر تحول صحیح ملّت است و هیئت حاکمه باید پشتیبانی ملّت را هموارهدارا باشد. قسمت اول این اصل مشروعیت حکومت را از مردم می داند، هر گونه منبعمشروعیت دیگری را برای آن انکار می کند و چنین چیزی را مقتضای مشیت الهی می داند. قسمت بعدی این اصل مقبولیت حکومت از آن مرد ماست.
(۶) نهضت آزادی پیش از بیان اصول مرامنامه و پس از ذکر مبانی آن، اصول بیان شده رامسند به حکم اسلام، اعلامیه جهانی حقوق بشر و منشور ملل متحد می نماید . این چیزیجز پذیرش اسلام به عنوان دین مردم ایران در داخل و اعلامیه جهانی حقوق بشر به عنوانمبانی روابط بین الملل نمی باشد. حال آیا اختلاط این سه مورد و استخراج اصولی از آنبه عنوان مرامنامه و خط مشی، با توجه به اینکه تفاوت مبنائی دارند، صحیح می باشد یاخیر، بحث جداگانه ای را می طلبد امّا اجمالاً می توان گفت که در اسلام خدا محوریاست در نتیجه چنین اختلافی صحیح نمی باشد۲۹.
(۷) چون نهضت پیروراه دکتر مصدق است. و تزوی را در رابطه با داخل کشور پذیرفتهاست، در رابطه با خارج کشور معتقد است که باید سیاسی خارجی ایران بر مبنای بی طرفیباش دکه آن هم از طریق بهره برداری از تضاد قدرتها ممکن است. با توجه به اصول فوق،نهضت آزادی پس از پیروزی انقلاب اسلامی، مواضع خود را نسبت به قانون اساسی، ولایتفقیه و غیره بیان نموده است که در زیر به آن ها می پردازیم.
مواضع
الف – در قبال ولایت فقیه: نهضت معتقد استب ا توجه به اینکه موضوع ولایت فقیهمسئله ای فقهی و امری تقلیدی می باشد. هر کس می تواند طبق نظر و رهنمود مرجع تقلیدیکه خود آزادانه انتخاب نمود است، در این مسئله عمل کند۳۰.
در رابطه با قلمرو اختیارات ولی فقیه، صرف نظر از اختلاف آراء و نظرات فقهاء نهضتآزادی ولایت فقیه راب ا عناوین و حدودی که در قانون اساسی در هماهنگی با سایر اصولآن بویژه حقوق ملت و آزادی های مشروع و مسئولیت های قوای سه گانه آمده و به تصویبآراء عمومی ملّت رسیده است و بر همه آنها باید قانون خدا اشراف داشته باشد، پذیرفتهاست و تصویب و امضای قانون اساسی توسط ولی فقیه را به منزله صحّه نهادن بر ایناختیارات تلقی نموده است۳۱.
ب – قانون اساسی: قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران که در همه پرسی یازدهم و دوازدهمآذرماه ۱۳۵۸ به تصویب نهایی اکثریت مردم ایران رسید و یگانه سند با اعتبار و پایهاستوار وحدت و حکومت می باشد، یکی از پایه های مرامنامه نهضت آزادی است۳۲.
ج – شوری و بیعت: نهضت با توجه به آیه کریمه « و شاورهم فی الامر» که به اصول اکرمدر مقام ولایت فرمان مشورت با مردم در امور مربوط به خودشان را می دهد و با استنادبه توصیف نظم شورایی « و امر هم شوری بینهم» که پروردگار حکیم از جامعه نمونهاسلامی کرده است به نظام شورایی با شرایط و ضوابطش آن چنان که رسول اکرم(ص) و علی (ع) عمل می کرده اند و در قانون اساسی آمده معتقد است. با اعتقاد به این نکته کهامری که مشورت در آن در آیه فوق الذکر توصیه گردیده است همان اداره اجتماع، سیاست وحکومت می باشد، به نظر نهضت تنها رعایت و پیاده کردنا ین شیوه و شخصیت قائل شدهبرای مردم (صرف نظر از درجه آگاهی آنان) می تواند استعدادها را شکوفا سازد و جامعهرا به سوی سلامت و سعادت سوق دهد۳۳.
درچنین جامعه ای رهبری، که ولایت امر را به عهده می گیرد، توسط شورای اهل نظر (خبرگان) که همان پیشگامان ایمان و عمل و عالمان متقی باید باشند. برگزیده و بهمردم معرفی می گردد. مردم نیز در صورتیک هبا این انتخاب موافق باشند، آزادانه با اوبیعت می کنند و پیمان دو طرفه ای را که اطاعت و همکاری ا زیک طرف و خدمت وفرماندهی از طرف دیگر است، در چارچوب کتاب و سنت منعقد می نمایند۳۴.
این روند کهد و مرحله مشخص شوری و بیعت را در بر می گیرد، مشوعیت (در مرحله شوری) ومقبولیت (در مرحله بیعت)را تحقق می بخشد اراده و خواست مرد مرا که حاکمیت ملینامیده می شود، در مسیر مطمئنی متجلی می سازد۳۵.
د- روحانیت: به نظر نهضت آزادی ، تفقه در دین وظیفه همگانی است و روحانیت یکی ازنهادها و گروههای اجتماعی کشور است که واقعیت عینی در ایران و سابقه تاریخی در تمامملل و ادیان دارد و در سازمان عمومی مالک و در نظام های دینی متداول نقش مؤثری ایفانموده و می ،ماید. باید استقلالش محفوظ بماند و همواره مرجع مظلومان باشد و علیهاستبداد داخلی و خارجی اقدام نماید۳۶.
نهضت آزادی ضمن اینکه به وحدت روحانیت و دانشگاهیان معتقد است و آمریت دین و احکامخدا را بر سیاست لازم می داند، ولی در عین حال حکومتا سلامی را لزوماً مترادف باحکومت روحانیون نمی داند۳۷.
ه سیاست خارجی: نهضت معتقد است سیاست خارجی طبیعی و تاریخی عاقلانه ایران سیاستاعتدال و موازنه منفی می باشد که باید با استفاد هاز رقابتهای ابرقدرت ها در سایه « ولولا دفع الله الناس بعضهم ببعض لفسدت الارض (بقره-۲۵) » و با توجه به جوّ عمومیبین المللی در حفظ صلح و داعیه دفاع از حقوق بشر، اعمال می گردد. براین اساس لازماست روی احترام متقابل بر مبنای عدالت و حاکمیت ملی و تمامیت ارضی تکیه شود۳۸.
به عبارت دیگر نهضت آزادی ایران معتقد است که جمهوری اسلامی ایران می توان براساسفلسفه سیاسی نه شرقی – نه غربی و اتخاذ مشی موازنه منفی یا موازنه عدمی باکشورهائیکه با ما سر جنگ ندارند و یا مسلمانان را از سرزمین هایشان آواره نکرده اندروابط عادلانه داشته باشد۳۹.
و – رهبری امام خمینی (ره): نهضت آزادی قبوول رهبری امام امت و مبارزه با هر عملیرا که موجب تضعیف رهبری شود، یکی از وظایف و اصول برنامه و خط مشی خود جهت حفظ وتداوم انقلاب اسلامی و جلوگیری از انهدام و انحراف آن می داند۴۰.
ز – آزادی: نهضت آزادی به موجب آیه پر دامنه « ان الله لایغیر ما بقوم حتی یغیرواما بانفسهم» و حدیث نبوی معروف« کلکم راع و کلکم مسئول عن رعیته» حاکمیت ملّی رانشانه ای از حاکمیت الهی دانسته ، معتقد است این امر هنگامی تحقق خواهد یافت کهمدیریت و ولایت بر مبنای نظام شورایی و انتخابات آزاد انجام شود. ضامن اجرای ایننظام که حاکمیت خدا و شعار « لااله الا الله» را تحقق می بخشد، وجود آزادی عقیده وانتقاد در جامعه و امکان اجرای فریضه امر به معروف و نهی از منکر است که از ظلم وسوء استفاده متصدیان و حاکمیت استبدادی آراء و خواسته های شخصیت ها جلوگیریمی کند۴۱.
آنچه گفته شد مهمترین موضع، اهداف و اصول خط مشی نهضت آزادی بود. بعداً خواهیم دیدکه با توجه به اختلاف این مواضع با مواضع حزب جمهوری اسلامی، بر سر مسائل اساسیکشور بین آنان تعارض روی می دهد.
جناح طرفدار بنی صدر
این گروه در مجلس طرفدار ریاست جمهوری وقت و برنامه های او بود و از طرز تفکر وی
در اداره حکومت حمایت می نمود. بنی صدر در اقتصاد تخصص داشت و عمده تحصیلات خود رادر خارج کشور گذارنده بود، در مسافرت به نجف اشرف با امام خمینی (ره) آشنا و درپاریس نزد ایشان حضور یاقته و مقارن پیروزی انقلاب به کشور بازگشته بود. وی سعسداشت خود را به عنوان یک ایدئولوک مسلمان به مردم معرفی نماید.
وی پیش از ریاست جمهوری توانست مشاغل وزارت اقتصاد و دارائی و نمایندگی مجلس خبرگانراب دست آورد. سپ سبا تأسیس روزنامه انقلاب اسلامی فعالیت خود را گسترش داد ودرنهایت با حمایت گروههای چپ، ملی و بعضی گروهها اسلامی (غیر از حزب جمهوری اسلامی) توانست در اولین دوره انتخابات ریاست جمهوری حدود ۱۱ میلیون رای کسب نموده و بهعنوان اولین رئیس جمهوری اسلامی ایران انتخاب شود.
بنی صدر از نظر تفکر سیاسی فردی با اندیشه لیبرالستی بود و لذا بر سر بسیاری ازمسائل نظیر ولایت فقیه و غیره به جناح ملی (و در بعضی موارد ملی – مذهبی) نزدیکبود. به همبن جهت بیشتر طرفداران او را لیبرال ها تشکیل می دادند در این زمینهمی توان به دو جمله معروف وی که « ولایت فقیه استبداد دینی » و « لباسی است کهآخوندها برای تن خود دوخته اند» اشاره نمو دکه تا حد زیادی خط فکری وی و تفاوت ویرا با جناح اسلام فقاهتی نشان می دهد.
بنی صدر پس از رسیدن به مقام ریاست جمهوری، اقدام به تأسیس دفتری تحت عنوان دفترهمکاری مردم با ریاست جمهوری نمود و گروههای طرفدار خود را تحت نظر آن دفتر سازمانداد. این دفتر پس از آن به عنوان حزب بی نام بنی صدر نامیده شد.
این دفتر در انتخابات اولین دوره مجلس شورای از نامزدهایی حمایت نمو دکه بیشتر شانرا لیبرال ها تشکیل می دادند. گروهی از این نامزدها توانستند به مجلس راه یابند کههمین کروه عمدتاً از وی حمایت می نمودند.
بنی صدر در پیشبرد مقاصد خود که عموماً برقراری حکومتی اسلامی منتها دموکراتیک بود. بعد از انتخاب شدن به ریاست جمهوری با کمک سازمان مجاهدین خلق و دیگر گروههایی کهحکومت مورد نظر جناح اسلام فقاهتی را قبول نداشتند، با مجلس و دولت و در نهایتذهبری به مبارزه و مخالفت برخاست و در نتیجه همین رویه از مقام خود عزل و سپس بهکشور فرانسه گریخت و در آنجا رسماً به گروههای مخالف جمهوری اسلامی پیوست.
پس از بررسی مختصر جناح های مجلس و خط فکری آنها به مطالعه مختصر موارد مهم اختلافمیان جناح های سیاسی دوره اول مجلس شورای اسلامی می پردازیم:
مصادیق بارز تعارضات جنا ح های سیاسی دوره اول مجلس شورای اسلامی
بطور کلی مقطع زمانی دوره اول مجلس شورای اسلامی و به خصوص سال های اول آن، مقطعیاست که از آن به عنوان دوره استحکام نظام یاد کرده اند. در این دوره کشور و به تبعآن مجلس با مسائل اساسی و حل آ،ها مواجه بوده که مهمترین آنها، انتخاب نخست وزیر ،بحران گروگان گیری، و بر کناری اولین رئیس جمهوری از مقام خود بوده است. جناح هایسیاسی مجلس به نحوی در این مسائل درگیر بوده اند واعلام موضع نموده اند که در زیربه آنها می پردازیم.
انتخاب اولین نخست وزیر
یکی از موارد اختلاف جناح های سیاسی در دوره اول مجلس، چگونگی انتخاب اولیننخس ت وزیر در جمهوری اسلامی ایران است.می توان گفت که پس از تشکیل مجلس و رسمیتیافن آن برای قانونگذاری ، مهمترین گام در راه استقرار کامل جمهوری اسلامی، تشکیلکابینه بود که ریاست آن را نخست وزیر به عهده داشت. نظر به اهمیت زیاد مسئله واینکه نخست وزیر می توانست با اجرای مصوبات مجلس و حاکمیت بخشیدن به انها بوسیلهابزار مدیریتی خود، شالوده جدیدی از نظام سیاسی را در کشو پی ریزی نموده و آ، رارشد دهد، مسئله تعیین نخست وزیر به یکی از مسائل حاد ابتدای کار مجلس اول تبدیل شد. هر جناحی سعی داشت با توجه به طرز تفکر خود ، به انتخاب نخست وزیر مطلوب خود مبادرتنموده و از این طریق خط فکری خود را بر جامعه حاکم نماید.
در این مورد ویژه تعارض بین بنی صدر و طرفداران وی و جناح ملی – مذهبی ا زیک طرف وجناح اسلام فقاهتی به رهبری حزب جمهوری اسلامی از طرف دیگر ایجاد شد و خود سررشتهامور دیگری نظیر عزل بنی صدر از ریاست جمهوری شد که موضوع بحث بعدی است.
نگاهی گذار به قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران مصوب مجلس خبرگان و قبل از اصلاحسال ۱۳۶۸، این نکته را بدست می دهد که رئیس جمهوری نقش چندانی در انتخاب نخست وزیرندارد و فقط می تواند وی را به مجلس معرفی نماید. در مقابل مجلس در این زمینه همنقش اصلی را در انتخاب نخست وزیر دارد و هم ادامه نخست وزیری ویر ا تضمین می کند۴۲.
از طرف دیگر نخست وزیر مسئول اقدامات خویش و هیئت وزیران در برابر مجلس است و دربرابر رئیس جمهور مسئولیتی ندارد. همچنین مجلس نقش اصلی را در تعیین وزراء به عهدهدارد و رئیس جمهور اختیار چندانی در این باره ندارد. این ها همگی مبین قدرت عمدهمجلس در تعیین نخست وزیر و فقدان اختیار اساسی رئیس جمهور در این زمینه است.
در این صورت کسی می توانست در دوره اول مجلس نخست وزیر باش دکه مجلس او را بپذیرد – گرچه رئیس جمهور وقت به وی متمایل نبوده باشد. در دوره اول مجلس دقیقاً با عنایت بههمین نکته بود که بین رئیس جمهور و مجلس و دیگر جناح ها تعارض روی داد . به اینترتیب که رئیس جمهور وقت خود را در این زمینه صاحب نقش اصلی قلمداد می نمود درحالیکه در قانون اساسی برای او نقش تشریفاتی پیش بینی شده بود. در مقابل مجلس نیزخود را در انتخاب نخست وزیر محق می دید.
برای گم رنگ کردن نقش مجلس از طرف رئیس جمهور وقت و جناح وی اقداماتی صورتی گرفت کهنهایتاً به تیرگی روابط بین اکثریت مجلس و سایر جناح و رئیس جمهور منجر شد. در زیرمختصراً اقدامات انجام شده را بیان می کنیم:
بنی صدر و انتخاب اولین نخست وزیر
ابوالحسن بنی صدر در ۱۵ بهمن ۱۳۵۸ حکم تنفیذ ریاست جمهوری خود را از دست امام خمینی (ره) دریافت کرد. پس از آن به ریاست شورای انقلاب اسلامی ایران برگزیده شد درآنزمان بحث بر سر تعیین نخست وزیر پیش از تشکیل مجلس بود که مذاکرات حول آن تا مقارنتشکیل مجلس شورای اسلامی طول کشید و نهایتاً بدلیل نقش عمده مجلس در این زمینه – که مورد نظر
جناح اسلام فقاهتی شورای انقلاب بود- و کوتاهی مدت تعیین نخست وزیر پیش از تشکیلمجلس و نیز احتما رای عدم اعتماد مجلس به آن ، چنین کاری انجام نشد.
بنی صدر در روز ۳۱ تیر ماه۱۳۵۹ با ادای سوگند در برابر نمایندگان مجلس شورای اسلامیآماده انجام وظایف و مسئولیت های قانونی خود گردید. در پایان همان روز پس از جلسههیئت دولت، رئیس جمهور وقت اعلام داشت که روز بعد یعنی اول مردا دماه ۱۳۵۹ ، نخستوزیر به مجلس معرفی خواهد شد. از آن پس انتخاب نخست وزیر مسئله روز کشور شد.
در این خصوص بنی صدر سه نامزد برای نخست وزیری معرفی کرد که عبارت بودنداز : (الف) حجت الاسلام سید احمد خمینی: اولین شخصیتی ک هاز طرف بنی صدر به عنوان نامزدنخست وزیری مطرح شد، حجت الاسلام سید احمد خمینی بود. در این مورد بنی صدر بجایاینکه برابر اصل ۱۲۴ قانون اساسی در پی کسب رأی تمایل مجلس باشد، مستقیماً به امامخمینی (ره) نامه نوشت و طی آن از فرزند امام به عنوان یکی از مناسب ترین اشخاص برایتصدی نخست وزیری با توجه به جوان بودن جامعه ایران و نیاز آن به نیروهای کارآمد ،نام برد و موافقت امام را خواستار گردید۴۳. اما امام در پاسخ تصمیم خود را دائر بررد در خواست ویا اعلام نمود۴۴.
احتمالاً بنی صدر ، با توجه به اینکه اکثریت مجلس را جناح اسلام فقاهتی به رهبریحزب جمهوری اسلامی تشکیل می دادند و برای انتخاب نخست وزیر معیارهای متفاوت بامعیارهای بنی صدر داشتند و می دانست که تسلیم نظریه او نخواهد شد، دست به اقدام زدتا بتواند چند منظور زیر را عملی نماید:
(۱) اگر امام خمینی(ره) پیشنها داو را می پذیرفت و فرزند امام نخست وزیر می شد،مجلس در مقابل عمل انجام شده قرار می گرفت و به عنوان قوه مقننه از ابتدابی اعتبار می گشت و از ایفای مهمترین وظیفه خود باز می ماند و این احتمالاً هدفیبود که بنی صدر برای از میدان به در کردن جناح مخالف خود دنبال می نمود.
اما امام خمینی (ره) از آن جا که اولاً سیره اش عدم دخالت در وظیفه ارگان های کشوریو کمک به تداوم روال عادی انجام وظیفه آنها بود و میل به استقرار مجلس و انجاموظیفه آن بطور کامل داشت، ثانیاً تمایل نداشتکه با نخست وزیر شدن فرزندش جلویانتقادات احتمالی و نظارت قوی مجلس بر کارهای دولت را به خاطر احترام نمایندگانمجلس نسبت به ایشان بگیرد، و ثالثاً چون مجلس اول را سنگ بنا برای مجالس بعدیمی دانست، از ابتدا تمایل به سست نمودن پایه آن نداشت، با طرح ویم وافقت ننمود.
البته تحلیل فوق مبتنی بر این فرض است که امام عمل بنی صدر را توطئه ای در جهت کمرنگ
کردن نقش مجلس نمی دانست و عمل وی را از روی احترام و اخلاص تلقی می نمود. اما اگرفرض کنیم که امام این عمل را توطئه می پنداشت، باید گفت که علاوه بر دلائل فوق،امام از دست بنی صدر بازی سیاسی نخورد و توطئه وی را خنثی نمود.
(۲) اگر امام پیشنها دوی را نمی پذیرفت ، بنی صدر به هدف دیگری می رسید و آن هدفاین بود که خود را به صورت فردی که تسلیم نظر امام است در افکار عمومی مطرح می کرد. د راین صورت مسئله نقض قانون اساسی و بی اعتنایی وی به قوه مقننه در زمینه عدم کسبرأی تمایل مجلس به نامزد نخست وزیری تحت الشعاع قرار می گرفت و به احترام شخصیتامام کسی او را مورد سؤال قرار نمی داد که چرا به جای کسب رأی تمایل مجلس، درصددکسب رأی تمایل مجلس ، در صددکسب رأی تمایل رهبر بر آمده است۴۵.
(۳) در هر دو صورت چه امام می پذیرفتند و چه نمی پذیرفتند نامزد کردن فرزند امامبرای نخست وزیری برای بنی صدر یک موفقیت سیاسی محسوب می شد. زیرا او گمان می کرد بااین عمل، اعتماد و اطمینان را جلب خواهد کرد و از نام و اعتبار فرزند امام برایتبلیغ اهداف سیاسی ، خط مشی و اقدامات خود بهره خواهد گرفت۴۶.
به هر حال با عدم پذیرش امام، بنی صدر از راه دیگری تلاش نمود منظور خوی شرا عملیسازد و آن نامزد نمودن یکی از اعضای شورای مرکزی حزب جمهوری اسلامی برای وزیری بود.
(ب) مهندس مصطفی میرسلیم : دومین شخصیتی که از طرف بنی صدر جهت تصدی مقامنخست وزیری به مجلس معرفی شد، مهندس میرسلیم از اعضای شورای مرکزی حزب جمهوریاسلامی بود. گرچه ابتدائاً موضوع معرفی میرسلیم به عنوان نامزدنخست وزیری به مجلس ،به دلیل اینکه وی عضو حزب جمهوری اسلامی بود قدری عجیب به نظر می رسد، اما اگر توجهکنیم که در این زمان نامزد رسمی حزب برای تصدی مقام نخست وزیری جلال الدین فارسیبود، می توان پی برد که معرفی آقای میرسلیم جزء خلع سلاح طرف مقابل چیز دیگری نبودهاست. به عناوین دیگر منظور بنی صدر از این معرفی، ساختن یک حربه سیاسی علیه حزبجمهوری اسلامی بود که بوسیله آن گناه تأخیر در انتخاب نخست وزیر را به گردن آن حزببیندازد.
علاوه بر آن بنا به گفته شخص زئیس جمهوری وقت، معرفی مهندس میرسلیم به مجلس آن بودهاست ک هوی می تواند معرف هماهنگی بین رئیس جمهور و دولت باشد، در حالیکه دیگران اینخصوصیت را ندارند. علاوه بر آن جو زمانی موجود که عبارتا ز مخالفت مجلس با نامزدهایمورد نظر بنی صدر (نظیر احمد سلامتیان و علیرضا نوبری) بود، در معرفی وی به مجلسنقش مؤثری ایفا می نمود۴۷.
بدین ترتیب در تاریخ ۵ مرداد ۱۳۵۹ بنی صدر طی نامه ای با عنوان «نمایندگان محترم» آقای میرسلیم را به مجلس معرفی نمود۴۸. کاربرد اصطلاح «نمایندگان محترم» به جای «ریاست مجلس» مستند به ماده ۱۲۴ آئین نامه داخلی مجلس، مورد اعتراض گروهی ازنمایندگان اکثریت قرار گرفت و آنان نامه مزبور را قابل طرح در مجلس ندانستند وازریاست وقت مجلس تقاضای استرداد آن را نمودند که نهایتاً برای اینکه آیا لفظ «نمایندگان محترم» نظر آئین نامه را تامین می کند یا خیر رای گیری بعمل آمدکه جوابمثبت بود۴۹.
این در حقیقتا ولین برخورد رسمی جناح مخالف نسبت بهنامه رئیس جمهور وقت در خصوصمعرفی نخست وزیر مورد تایید خود به مجلس بود. در ادامه همان جلسه اعلام شد کهبعدازظهر همان روز در خصوص معرفی نخست وزیر ، مجلس جلسه غیر علنی خواهد داشت.
علیرغم قرائت نامه معرفی آقای میرسلیم در مجلس، آن نامه طرح و بررسی نگردید: زیرااکثریت مجلس با نخست وزیری وی موافق نبود و معیارهای مشخص شده خود را در وی متحققنمی یافت و در دیگران آن خصوصیات را بارزتر می یافت و مصمم بود برابر اصل ۱۲۴ قانوناساسی ، نهایت سعی خود را در انتخاب نخست وزیر بکار برند۵۰.
به همین جهت جلسه غیر علنی مجلس بعدازظهر همان روز برگزار شد. در این جلسه تصویب شدکه هیئتی تشکیل شود و صلاحیت افراد معرفی شده برای نخست وزیری را بررسی نماید و شخصمورد نظر مجلس را به رئیس جمهور معرفی نماید. این هیئت مرکب از نمایندگانی از طرفمجلس و نماینده ای از رئیس جمهور بود. نمایندگان انتخابی مجلس در هما نجلسه عبارتبودند از : آیت الله امامی کاشانی ، آیت الله خامنه ای ، اکبر پرورش، آیت الله یزدیو دکتر باهنر.
رئیس جمهور نیز پس از اینکه تقاضای برکناری آقایان خامنه ای و باهنر را از هیئت بهدلیل عضویتشان در حزب جمهوری اسلامی، نمود و این تقاضا از طرف اکثریت پذیرفته شد،
راهنمای خرید:
همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.