خرید و دانلود فایل پاورپوینت کامل توفیق الشاوی
خرید و دانلود فایل پاورپوینت کامل توفیق الشاوی قیمت اصلی 224,700 تومان بود.قیمت فعلی 109,200 تومان است.
بازگشت به محصولات
خرید و دانلود فایل پاورپوینت کامل ساختار اجتماعی سیاسی حجاز قبل از اسلام
خرید و دانلود فایل پاورپوینت کامل ساختار اجتماعی سیاسی حجاز قبل از اسلام قیمت اصلی 224,700 تومان بود.قیمت فعلی 109,200 تومان است.
📥 ترافیک اینترنت مصرفی جهت دانلود فایل‌ها در میکی بوک، به‌صورت نیم‌بها می باشد.
فقط اینقدر👇 دیگه زمان داری با تخفیف بخریش
00روز
14ساعت
52دقیقه
43ثانیه

خرید و دانلود فایل پاورپوینت کامل گفت و گو با استاد حسین بشیریه

قیمت اصلی 224,700 تومان بود.قیمت فعلی 109,200 تومان است.

تعداد فروش: 52

فرمت فایل پاورپوینت

1 آیتم فروخته شده در 30 دقیقه
4 نفر در حال مشاهده این محصول هستند!
توضیحات

دانلود و استفاده از فایل پاورپوینت کامل گفت و گو با استاد حسین بشیریه – تجربه‌ای بی‌نظیر در ارائه!

پاورپوینتی شیک و استاندارد:

فایل فایل پاورپوینت کامل گفت و گو با استاد حسین بشیریه شامل 99 اسلاید طراحی‌شده با دقت بالا است که کاملاً آماده برای ارائه یا چاپ در PowerPoint می‌باشد.

چرا فایل فایل پاورپوینت کامل گفت و گو با استاد حسین بشیریه گزینه‌ای عالی است؟

  • گرافیک حرفه‌ای و جذاب: اسلایدهای فایل پاورپوینت کامل گفت و گو با استاد حسین بشیریه با طراحی مدرن و چشم‌نواز، پیام شما را به بهترین شکل منتقل می‌کنند.
  • کاربری آسان: ساختار این پاورپوینت به‌گونه‌ای است که استفاده از آن بدون نیاز به تغییرات پیچیده ممکن باشد.
  • آماده استفاده: تمامی اسلایدهای فایل پاورپوینت کامل گفت و گو با استاد حسین بشیریه از قبل تنظیم‌شده و بدون نیاز به ویرایش، قابل استفاده هستند.

تضمین کیفیت و دقت بالا:

این مجموعه بر اساس بالاترین استانداردهای طراحی ساخته شده است و کاملاً منسجم و بدون اشکال، مناسب برای ارائه‌های حرفه‌ای می‌باشد.

نکته قابل توجه:

برخی نسخه‌های غیررسمی ممکن است تغییراتی داشته باشند. این نسخه اصلی فایل پاورپوینت کامل گفت و گو با استاد حسین بشیریه با دقت و کیفیت بالا طراحی شده است.

همین حالا فایل فایل پاورپوینت کامل گفت و گو با استاد حسین بشیریه را دریافت کنید و یک ارائه بی‌نظیر داشته باشید!


بخشی از متن فایل پاورپوینت کامل گفت و گو با استاد حسین بشیریه :

حکومت اسلامی: اجازه بدهید با این زمینه وارد بحث شویم که:
در بحث تمایز بین دولت قدیم و جدید معمولا بر نکات مهمی تاکید می کنند.
معمولاعقیده براین است که دولت مدرن, میراث مدرنیته است و خود مدرنیته در وجه فلسفی اش سه اصل اساسی دارد:اصل اول دنیاگرایی(سکولاریسم)است. بنابراین اصل, دولت و سیاست مدرن, اهداف دنیایی دنبال می کند.
اصل دیگر, فردگرایی است که بیشتر بر فرد تاکید می کند.
اصل سوم هم خردگرایی(رشنالیسم) است, که نوعی عقلانیت ابزاری منظور است.
اگر این اصول را به عنوان اصول دولت جدید بپذیریم که اصول مدرنیته هم هست در این صورت, دولت جدید با دولت قدیم, گسست اساسی پیدا می کند, زیرا اولا: غیر دینی می شود و تا حد زیادی ماتریالیستی و دنیایی تر می شود و ثانیا دولت محدود می گردد و اصلا دخالت و اقتدار دولت در حوزهء سعادت فردی از بین می رود. نظر حضرتعالی نسبت به این برداشت از دولت مدرن چیست؟
استاد:
شما از دیدگاه نسبتا فلسفی به بحث دولت مدرن نگاه کردید و تصویری هم که از مدرنیته ارائه فرمودید, کاملادرست است. در کنار این بحث این مسئله پیش میآید که آیا این صورتی که ما از مدرنیته تحت عنوان عقل گرایی, فردگرایی و دنیاگرایی تصویر می کنیم چه اندازه تحقق پیدا کرده است؟ این پروژهء مدرنیته تا کجا پیش رفته و تحقق پیداکرده؟ ما در علم سیاست و نیز جامعه شناسی سیاسی با پدیده هایی به اسم دولت های مدرن مواجه هستیم که با طرح آرمانی تجدد کاملا منطبق نیستند و در نتیجه پدیده های پیچیده تری هستند و باید دید که چگونه این عناصر سنتی یا ماقبل مدرنیته با عناصری که از مدرنیته برآمده در این دولت ها شکل گرفته است مثلا همین رفاه بخشی را در نظر بگیرید, چنان که می دانیدمیشل فوکو ریشهء این را در قدرت کلیسایی جست و جو می کند و معتقد است که این نوعی انبساط قدرت کلیسایی است که در شکل رفاه بخشی ظاهر شده است. سعادت, اخروی بوده, حالا دنیوی شده و مکانیزم های انضباطی قدرتی هم که کلیسا داشت, مثل نظام های پیچیدهء اعترافات که در اشکال جدید در دولت مدرن ظاهرشده, از نظر فوکو چندان تفاوتی با قدرت روحانیون ندارد.پس من فکرمی کنم نقطه ای که شما انتخاب کرده اید کاملا درست است. ما با پدیده انضمامی دولت مدرن هم باید مواجه بشویم و ببینیم که جدای از آن تصویر عمومی که از تجدد داریم, این واقعیت عینی چه مقدار پیچیدگی هایی دارد.
حکومت اسلامی: با قبول این فرض که پروژهء مدرنیته به طور کامل تحقق پیدا نکرده است, حضرتعالی مهمترین ویژگیهای دولت مدرن و سنتی را چگونه تفکیک و ارزیابی می کنید.
استاد:
از دیدگاه جامعه شناسی هم می توان دولت هایی را اضافه کرد که گرچه ممکن است با مسئلهء عقلانیت گرایی ارتباط پیدا کند, در عین حال شاخص های معینی هستند مثلا در طی این بحث من می خواهم به مسئلهء تمرکز نیروهای اجبار در تکوین دولت مدرن اشاره کنم یعنی چیزی کهوبر اشاره کرده است.یکی از شاخص های اصلی ای کهوبر مطرح می کند, این است که چگونه وسایل اجبار تمرکز پیدا کردند یعنی در کنار آن بحثی که مارکس مطرح کرده بود که تولید تمرکز پیدامی کند, وبر معتقداست که این ممکن است شاخصهء سرمایه داری باشد, ولی شاخصهء دولت مدرن نیست. بنابراین, باید دید که این تمرکز وسایل اجبار چگونه مقدمات پیدایش دولت مدرن را فراهم می کند.
البته این را ما می توانیم به بروکراتیزه شدن و از آن جا به اهمیت ابزاری که شما اشاره کردید ربط بدهیم.
پس اگر بخواهیم بحث را از نظر علم سیاست و جامعه شناسی سیاسی بیش تر بازکنیم, لازم است که در ذیل این سه عنصر اصلی که شما اشاره کردید فرعیاتش را هم پیدا بکنید تا مشخص تر بشود وگرنه بنده هم با این اصول اساسی موافق هستم.
حکومت اسلامی:آیا تعریفی ازنظام سیاسی یادولت وجود دارد که قابل اطلاق بر دولت دینی و غیر دینی, جدید و قدیم باشد؟
استاد: هر تعریفی از دولت که در اندیشهء سیاسی پیدا کنیم, طبعا به اندازه ای کلی است که آن ها را در بر بگیرد مثلا تعریف معروفوبر که می گوید:دولت, یعنی کاربرد انحصاری زور یا قدرت مشروع در درون هر جامعه ای.

به این ترتیب هم دولت های جدید و قدیم و هم دینی و غیر دینی, در این تعریف می گنجند.
تعریفی که بعضی از متفکران ارائه کرده اند این است که:دولت بالاترین اراده ای است که سایر اراده ها باید در مسیر او قرار بگیرند.
بنابراین, در ذیل این مفهوم, مفهوم حاکمیت, قانون گذاری, قدرت اجرای قوانین درج می شود.
تعریفی که برخی از ایدهآلیست ها ارایه می کنند این است که:دولت موسسه ای است برای تامین مصالح عمومی, یا این که باید چنین باشد.
در این تعریف, دولت فراتر از قانون گذار و اجزای جامعهء مدنی است یعنی دولت آن موسسه ای است که به نفع عموم نظر دارد. بنابراین, دولت قدیم و جدید و یا دولت دینی و غیر دینی نمی تواند از این مستثنا باشد.
تعریفی که اخیرا در مکتب اصالت فایده مطرح شده این است که دولت مثل سایر نهادهای اجتماعی موسسه ای است که یک سلسله پاتولوژی هایی انجام می دهد. بنابراین, اصلا کاری به ایجاد همبستگی در جامعه ندارد. پاتولوژی حل منازعات اجتماعی, پاتولوژی تطبیق با شرایط جدید, این ها را به درجات مختلف با نهادهای مختلف همهء دولت ها انجام می دهند. درواقع هم دولت سنتی می بایستی این پاتولوژی ها را انجام می دادو هم دولت مدرن امروز باید انجام دهد.
البته باید توجه نمود که در دولت های سنتی بین نهاد دولت و مذهب همیشه ارتباط تنگاتنگ و نزدیکی وجود داشته, بنابراین پاتولوژی ای که نهادهای کلیسایی در جهت ایجاد همبستگی انجام می دادند کاملا سیاسی نیست.
اما هیچ جا – حتی در دولت مدرن – نهادهای فرهنگی از جمله نهادهای مذهبی جدای از دولت نیستند. بلکه به عنوان ابزارهای ایدئولوژیک و ابزارهای همبستگی و ایجاد نظم و تعادل قابل بررسی هستند. و معمولا هم یک هم گرایی بین نهادهای فرهنگی مذهبی با نهادهای دولتی در دوران ثبات پیدا می شود و ایجاد همبستگی می کند, مگر در شرایط اختلاف و تعارض بین نهادهای سیاسی و نهادهای فرهنگی, که در بحث تحولات و انقلابات, مطرح می شود.
حکومت اسلامی : با آن فرضی که شما دارید, دولت ها انضمامی هستند, و در هیچ دولتی مدرنیزم کاملا تحقق ندارد و در هیچ دولتی هم سنت کاملاحذف نشده است؟ پس می توان گفت در همهء دولت های موجود چون انضمامی هستند – به نحوی سنت و اندیشه های جدید کنار هم اند با این وضعیت چگونه ما یک دولتی را دولت دینی بگوییم و دولت دیگر را غیر دینی – مثلا ما دولتی مثل دولت جمهوری اسلامی را – که نهادهای دمکراتیک نیز در آن هست – دولت دینی می نامیم, اما دولتی مثل دولت فرانسه یا شبیه آن که به هر حال دین جایگاهی در آن دارد جایی که مذهب کاتولیک مهم است – دولت سکولار می نامیم؟
استاد:
کاملا درست است. همان بحث های ماکس وبر دوباره مطرح می شود.و بر بحث دولت سنتی, دولت مدرن و دولت کاریزماتیک را مطرح می کند منظورش این است که ما سه نوع عامل را به صورت مساوی مد نظر داریم, ولی نکته این است که باید دید آن عنصر غالا در این ها کدام است. در دولت کاریزماتیک مسلما سنت نقش دارد. نظام های دمکراتیک هم,چنین هستند.درنظام های سنتی فرضا مثل قاجاریه می بینیم چه قدر عناصر مدرن در درونش راه پیدا می کند.
بنابراین, باید دید وجه غالا به خصوص عنصر مشروعیت بخش۱ چیست؟ آیا قرارداد اجتماعی یا رضایت عامه میزان است یا یک مبدا ماورای قرارداداجتماعی مثلا سنت مذهبی یا کتاب الهی. این جا است کهوبر می گوید ما می توانیم نوع خاص نظام سیاسی غالا را با توجه به ناخالصی ها مشخص کنیم. بنابراین, در نظام دمکراتیکی کهوبر مطرح می کند, عنصر غالا, قرارداد اجتماعی است مثلا اساس حسب و نسب و ارادت های شخصی حاکم و اتباع نیست. بلکه یک وفاق و قرارداد و تکالیف و حقوق متقابلی است که ممکن است در عالم معنا اجرا نشود. پس نظام های سیاسی ترکیب های انضمامی پیچیده ای هستند و ما برای این که آن ها را بشناسیم نوع آرمانی می سازیم, سپس ناخالصی ها را طیف بندی می کنیم.
حکومت اسلامی: به این ترتیب, دولت دینی جوامع معاصر هم دولتی انضمامی است اما مشروعیتش بیش تر با عناصر دینی تامین می شود.

استاد: البته, باید دید دولت دینی در چه شرایطی تحقق پیدا می کند. اگر در قرن بیستم, ما یک دولت دینی ایجاد بکنیم, در آن صورت طبعا شرایط اجتماعی و اقتصادی عناصری رابر دولت تحمیل می کند که کاملا دینی نیستند. بنابراین, پدیدهء مرکبی است. همان ترکیبی که در سنت و تجدد دیده می شود این جا هم طبعا پیدامی شود مثلا نظام انگلستان را شما ملاحظه می فرمایید که به عنوان مدرن ترین نظام تلقی می شود اما چه قدر عناصر سنتی, مثل پادشاهی مردها و در آن وجود دارد.
حکومت اسلامی: به نظر می رسد که سنت در این دولت ها آنقدر غلبه اش را از دست داده که دیگر نمی توان گفت دولت سنتی است. در هر دولت سنتی یا دینی که الان می خواهد تاسیس بشود یا تاسیس شده بیش تر مسائلی که در دولت مدرن هست اجبارا در آن لحاظ می شود مثل تامین اقتصادی, مراجعه به آرای عامه, توجه به رضایت عامه, و همین طور رسانه ها و خیلی چیزهای دیگر. اگر در دولت این عناصر هر روز غالاتر است, چگونه است که ما می توانیم بگوییم که این دولت, دولت دینی یا سنتی است؟
استاد:
یک نکتهء کلی که باید در نظر بگیرید این است که سنتی که خودآگاه شد, دیگر کاملا سنت نیست. اگر ما به خودمان برگردیم و به خصوص بخواهیم سنت را تجدید, احیا و ایدئولوژیک بکنیم, آن موقع دیگر نمی توان گفت کاملا سنتی.
بنابراین, من فکر می کنم دولت کاملا سنتی در شرایط مدرن وجود ندارد. دولت های سنتی پدیده های کاملا مدرن اند و یک نوع واکنشی هستند به یک دسته تحولات. نکتهء دیگر این که: دین با مقدسات سروکار دارد و مقدسات هم غیر قابل بازاندیشی و تجدید نظرند. ممکن است البته این بازاندیشی و تجدید نظر تا یک حدی پیش برود, ولی هیچ گاه به مقدسات نمی رسد. ممکن است آن مقدسات را ما در درونش فکر و بازاندیشی کنیم ولی اگر یک هسته باقی بماند که در آن امکان تجدید نظر نباشد و عقل بشری هم در درونش راه پیدا نکند و اصلا صلاحیت این کار را نداشته باشد, آن دولت اساسا دینی محسوب می شود. دولت های مدرن دولت هایی هستند که بازاندیشی را تا نهایت انجام می دهند و هیچ هستهء مقدسی وجود ندارد که افراد, پای بند آن باشند مثلا در جمهوری اسلامی ما در مجلس نمی توانیم قانونی برخلاف محرمات بگذرانیم, ولی در پارلمان انگلستان تقریبا علیه بسیاری از سنت ها, قانون گذرانده شده است.
بنابراین, چیزی دست نخورده باقی نمی ماند. در کنار این البته باید دید استفاده از کارویژه های دیگر دولت جنبهء ابزاری و ماهوی پیدامی کند مثلا مشارکت سیاسی در همهء کشورها هست, ولی در نظام های دینی چون حوزهء خاص را دارد۱ مشارکت یک وجه دیگری پیدا می کند و قانون گذاری هم حتما باید شکل دیگری پیدا کند. بنابراین, وجوه مشترک وجود دارد, ولی باید دید در حول و حوش این نکتهء مرکزی چگونه این ها به کار برده می شوند. دموکراسی, مشارکت سیاسی احیانا احزاب سیاسی, ممکن است پیدا بشوند, ولی در جهت اجرای آن قصد اصلی نظام قرار بگیرند.
حکومت اسلامی: با توجه به نکات فوق به نظر شما از لحاظ گونه شناسی(Typology) چند نوع نظام سیاسی, قابل تشخیص یا تصور است؟ و چه ملاک هایی برای این تقسیم بندی وجوددارد؟
استاد:
در تقسیم بندی یا گونه شناسی و طیف شناسی نظام های سیاسی ملاک های مختلفی به کار برده شده است. یکی از ملاک های قدیمی ملاک شمارشی و عددی است یعنی حکومت یک نفری و چند نفری و حکومت کثیری از مردم که اساس و پایهء دموکراسی را تشکیل می دهد.
این گونه تقسیم بندی در گونه شناسی نظام های سیاسی, امروز زیاد کفاف نمی دهد. مثل این که ما ممکن است نظام های تک حزبی داشته باشیم که براساس ایدئولوژی خیلی با هم تفاوت داشته باشند مثلا دیکتاتوری های فاشیستی یا کمونیستی. و هم چنین آن تقسیم بندی که دولتی که در خدمت منافع عموم است و در خدمت منافع خصوص است, این هم ملاک عینی و خارجی ندارد و وابسته به ایدئولوژی حکام است. هیچ دولتی نمی گوید ما غیر دمکراتیک هستیم. حتی جبارترین حکومت ها هم این مسئله را مطرح نمی کنند.
ملاک مهم دیگری که در تاریخ افکار سیاسی پیداشده یک ملاک درونی است یعنی رابطهء اجزای حکومت و این که: قوای دولت چگونه قوایی است؟ این قوا چه طور با هم برخورد می کنند و یکدیگر را نظارت و کنترل می کنند. بنابراین, بحث تفکیک قوا, ملاک تقسیم بندی نظام های سیاسی شد. باز البته در این جا تقریبا همان تقسیم بندی های قدیمی ارسطویی است. نهادها یا جدا می شوند مثل قوهء قضائیه از مجریه, یا ادغام می شوند بحث های تفکیک مطلق و تفکیک نسبی, نظام های ریاستی و نظام های پارلمانی براین اساس تقسیم بندی می شوند.
البته این ملاک برای شناخت سیستم سیاسی خوب است, ولی نظام های سیاسی را باز تشخیص نمی دهد مثلا ما نظام هایی داریم که پارلمانی هستند هرچند از وجوه دیگر تفاوت هایی دارند. البته خوب در دولت های سیاسی امروز ما این تقسیم بندی را حس کردیم, ولی بیان گر ماهیت کلی نظام سیاسی نمی تواند باشد, لذا این دو ملاکی که عرض کردم, بیش تر درونی بودند هم تعداد حکام و هم رابطهء حکام و نهادها با یکدیگر. ولی از دیدگاه جامعه شناختی تر, رابطهء نظام سیاسی با جامعه ملاک تقسیم بندی نظام های سیاسی شده است. این که رابطه چگونه است؟ آیا رابطه یک جانبه هست؟ آیا احکام از بالا به پایین صادر می شود و هیچ واکنشی از پایین وجود ندارد و جامعه کاملا منفعل هست, یا این که متقابلا در تصمیم گیری ها دخالت دارد؟ لذا این ملاکی است که امروزه در تقسیم بندی نظام های دمکراتیک و نظام های غیر دمکراتیک خیلی رایج است. البته این دو نیز به صورت آرمانی هست.ما نظام های مختلف جهان سومی داریم که پارلمان, نهادهای سیاسی و حتی احزاب دارند, ولی کارهای آنان در انتقال آرا از پایین به بالا صرفا صوری است و نقش تعیین کننده ای ندارند.
بنابراین, باز هم این جا چنان که شما فرمودید می توان طیفی را در نظر گرفت و دید که این روابط متقابل کجا برقرارشده است.
یک تقسیم بندی دیگر هم آن تقسیم بندی معروف ((وبر)) است که بازهم بیرونی تلقی می شود, چون منابع مشروعیت را جست۱جو می کند. طبق این تعریف, نظام های سنتی به طور کلی نظام هایی اند که منبع مشروعیتشان را در سنت های دیرینه تلقی می کنند یعنی بر حسب و نسب, خانواده و رابطهء خویشاوندی استوارند. و نظام های سیاسی مدرنی که بر اساس همان قرارداد اجتماعی و ایجاد یک منابع جدید استوار هستند.
بنابراین, این ملاک ها برای تفکیک نظام های سیاسی وجوددارد.
حکومت اسلامی: چه قدر می توان ماهوی و غیر ماهوی بودن این ها را مشخص کرد. ما وقتی ملاک هایی در تقسیم دولتها به دولتهای سنتی و مدرن به کار می بریم یک مشکلی داریم و آن, این که دین را با سنن غیر دینی خلط می کنیم, بعد در مقابل تفکر جدید قرارمی دهیم, در حالی که ما دین را یک مجموعهء نااندیشه و آن گونه که در تاریخ شکل گرفته تلقی نمی کنیم کهوبر از آن صحبت می کند, بلکه دین یک مجموعهء اندیشه شده ای است که به دنبال آن, یک دسته نظام های اجتهادی آموزشی آن را روز آمد می کنند. بنابراین, یک عقلانیت ممتدی پشت سر یک دین قراردارد و لذا از تعریف دولت سنتی در تقسیم وبر فاصله می گیرد.
استاد:
به نظر می رسد: که طبعا منظور

  راهنمای خرید:

  • همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
  • ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
  • در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.