اگر فایل یا کتابی رو که میخواهید توی سایت نیست روی " پیشنهاد فایل " کلیک کنید.
خرید و دانلود فایل پاورپوینت کامل کتابشناسی توصیفی تاریخ ادیان
224,700 تومان قیمت اصلی 224,700 تومان بود.109,200 تومانقیمت فعلی 109,200 تومان است.
تعداد فروش: 52
فرمت فایل پاورپوینت
پاورپوینت فایل پاورپوینت کامل کتابشناسی توصیفی تاریخ ادیان؛ ابزاری کارآمد برای ارائههای برجسته
آیا به دنبال ارائهای بینقص هستید؟ فایل فایل پاورپوینت کامل کتابشناسی توصیفی تاریخ ادیان با 120 اسلاید با طراحی حرفهای آماده است تا در جلسات شما را به بهترین شکل ممکن معرفی کند.
ویژگیهای بارز فایل فایل پاورپوینت کامل کتابشناسی توصیفی تاریخ ادیان:
- گرافیک شگفتانگیز: طراحی دقیق و متناسب با استانداردهای روز برای جذب توجه مخاطب.
- استفاده ساده: فایل فایل پاورپوینت کامل کتابشناسی توصیفی تاریخ ادیان به گونهای طراحی شده که نیاز به تغییرات پیچیده نداشته باشد؛ کافی است آن را بارگذاری و ارائه دهید.
- کیفیت حرفهای: تمامی اسلایدها با وضوح بالا و استانداردهای نمایش در پاورپوینت طراحی شدهاند.
طراحی بدون نقص: فایل فایل پاورپوینت کامل کتابشناسی توصیفی تاریخ ادیان با دقت بالا و بدون ایراد گرافیکی یا ناهماهنگی در طراحی آماده شده است.
توجه: نسخههای غیررسمی ممکن است مشکلاتی در نمایش یا کیفیت داشته باشند. تنها نسخه رسمی فایل فایل پاورپوینت کامل کتابشناسی توصیفی تاریخ ادیان تضمینشده است.
این همه عکس می و رنگ مخالف که نمود
یک فروغ رخ ساقی است که در جام افتاد
حافظ
یکم: گرایش به دین همواره در نهاد انسان بوده است. هیچگاه جامعه بدون دین در تاریخ وجود نداشته و هرچند افراد بی دین در جوامع بوده اند، هرگز اینها یک لایه قلمداد نمی شده اند و همواره انگشت شمار و در استثنا بوده اند.نفوذ دین در همه جوامع و دوام آن تا به امروز، خود نشانه فطری بودن دین در نهاد انسان است. اگر در گذشته از انسان به عنوان «موجود مستوی القامه » و «موجود اندیشه ورز» و «موجود ابزارساز» و «موجود سیاست پرداز» سخن می گفتند، امروزه یعنی در عصر موشک و ماهواره و رایانه از انسان به عنوان «موجود دین ورز» هم سخن می گویند. این درست است که دین، بویژه در چند سده اخیر، بارها سکندری خورد و نقش بر زمین شد، اما سرانجام، افتان و خیزان، قد راست کرد و اینک، استوار و سرافراز، ایستاده است. و طرفه آنکه همانها که پس از رنسانس از فلاخن علم به دین سنگ پرتاب کردند و آن را از دایره زندگی بیرون نمودند، اینک فرزندانشان دین را قدر می نهند و بر صدر می نشانند. تازه این از نتایج سحر است و گزافه نیست اگر بگوییم قرن آینده را اگر باشد دین رقم می زند. آری به گفته آندره مالرو «قرن بیست ویکم یا قرن دین است و یا نیست ».
دوم: دین مسیحیت در اروپای قرون وسطی سرافکنده از آزمون بیرون آمد. این، هم به دلیل اعوجاجی بود که در نهاد این دین نهفته بود و هم به دلیل انحرافی بود که روحانیون مسیحی بدان دچار شده بودند. مسیحیت، دین شایسته اداره حکومت نبود و توانایی اداره جامعه را نداشت و، با وصف این، به این مهم چنگ انداخته بود و داعیه حکمرانی و جامعه گردانی داشت. روحانیون مسیحی هم در پوست پلنگ فرورفته بودند و دندان گرگ نشان می دادند و مخالفانشان را تفسیق و تکفیر می کردند و به میخ و سیخ می کشیدند. اما از آنجا که در نبرد حجت و قدرت، هزیمت از آن قدرت است، سرانجام حجت علم بر قدرت کلیسا فائق آمد و سیطره دین کشیشها شکست. مخالفتهای ملانصرالدینی با علم، بر رونق بازار علم افزود و علم بر دین پیروز شد; اما نه بر دین خدا، بلکه بر دین کشیش و کلیسا.
پس از رنسانس هرچه عقربه زمان به جلو رفت، علم جلوتر رفت و دشمن خود را (دین مسیحیت) عقبتر زد. دستاوردهای علوم و پیشرفتهای اقتصادی چنان چشمها را به خود خیره کرده بود که از نیم نگاهی به دین دریغ داشته می شد.
بتدریج هنگامی که علم از سیانتیسم وپوزیتیویسم سردرآورد، عالمان مدعی شدند که اساسا ماوراءالطبیعه مساوی با ماوراءالحقیقه است و هر غیرمشهودی، غیرموجود. در مثل کلود برنار می گفت تا روح را در زیر چاقوی جراحی خود ننگرم، بدان ایمان نمی آورم. و این آغاز فاجعه بود.
فاجعه از آنجا آغاز شد که مخالفت با یک دین (مسیحیت) به مخالفت با دین (به طور کلی) تعمیم داده شد. مخالفت با مسیحیت منحط و ضدعلم و عقل به مخالفت با دین تغییر جهت داد. به دیگر سخن، رویگردانی از دین مسیحیت موجب روی کردن به دین دیگری نشد، بلکه موجب رویگردانی از دین (به طور کلی) شد.
سوم: بشر اروپایی هرچه از دین (مسیحیت) فاصله می گرفت، به علم نزدیکتر می شد. و این به سبب سرشت دینی بود که اروپاییها بدان مبتلا بودند. دین قرون وسطی، سکه قلب بود و پرپیداست که سکه قلب در مقابل سکه علم بهاء و بهایی ندارد و دوری از آن موجب نزدیکی به این می شود. به هر حال از هنگامی که خرافات در دین لانه کرد، بشریت در کاخ دانش خانه کرد.
از پس رنسانس تا قرن بیستم، خداپرستی و تعالی جای خود را به علم پرستی و ترقی داد. بشر اروپایی دین را گذاشت تا علم را بردارد. علم یگانه مدعی سعادت بشر و خضر نجات شمرده می شد و عهده دار تامین خواسته های بشر بود. بواقع هم بسیاری از خواسته های بشر با سرانگشت علم برآورده شد و بشر به یاری آن بر بسیاری از مشکلات و آلام غالب آمد. اما… چندی نگذشت که علم از سرمایه داری سردرآورد و انسان پیچ و مهره ای از زندگی ماشینی و بی روح شد و بیماری از خود بیگانگی گریبانش را گرفت. سوگناکتر از این هنگامی بود که علم از بمب سردرآورد و با وقوع جنگ جهانی اول و دوم حیات صدها هزار انسان، چون حشراتی بی ارزش، دستخوش آتشی شد که علم جرقه آن را زد. تراژدی دو جنگ جهانی ناتوانی علم را در تامین سعادت انسان به اثبات رساند. علم که می خواست آسایش جسمانی را ارزانی بشر دارد، آرامش روحانی را هم از او گرفت. در نتیجه سکه علم پرستی نیز از رونق افتاد و بشر اروپایی در هشت بورژوازی عصیان کرد و بار دیگر چشم به آسمان دوخت. و این میانه قرن بیستم بود.
چهارم: می زیبد که قرن بیستم را عصر برگشت از بتهای دروغین و بازگشت به دین نامید. پیش از آن، از رنسانس بدین سو، دین چون آتشی در زیر خاکستر سیانتیسم و اومانیسم پنهان بود. چراغ دین همواره سوسو می زد، ولی زبانه نمی کشید. البته هرگز خاموش هم نشد. با شکست بت سیانتیسم در اوایل قرن بیستم و هزیمت مارکسیسم در اواخر قرن بیستم که دو قائمه ناخداگرایی در عرصه اندیشه و عمل بودند بشریت غرق شده به دنبال دستاویزی می گشت که زمینی نباشد و از آسمان برای نجات او انداخته شده باشد. از این رو به ریسمان دین چنگ انداخت تا از قعر چاهی که به سر در آن رفته بود، نجات یابد.
اکنون کاروان بشریت، آهسته و پیوسته، به سوی دین می رود. هرچند عده ای این کاروان را همراهی نمی کنند و عده ای به آن نرسیده اند و عده ای در مسیر آن سد معبر و مزاحمت ایجاد می کنند و عده ای راه را به روی آن می بندند و عده ای می کوشند آن را به انحراف کشند، ولی این کاروان آهنگ آن دارد به سوی افقی رود که دین از آنجا طلوع می کند. دیگر مساله این نیست که بشریت دین دارد یا ندارد، بلکه مهم این است که چه دینی دارد.
البته هنوز نمی توان گفت که دین آینده بشریت کدام است و از چه دینی بیشتر استقبال می کند، اما می توان حدس زد که دین آینده بشریت کدام نیست و به چه دینی بیشتر ادبار می کند. چنین می نماید که دین آینده، دینی است که اولا به علم روی خوش نشان دهد; ثانیا با عقل از در دوستی درآید; ثالثا فرهنگدوست باشد; رابعا قادر به براندازی فقر باشد; خامسا آزادی را ارج نهد. هر دینی که فاقد این ویژگیها باشد، و یا فاقد این ویژگیها معرفی شود، دین آینده بشریت نیست و این کاروان به آن پشت می کند. «ان فی ذلک لذکری لمن کان له قلب او القی السمع ».
گفته شد که اینک پا به عصر بازگشت به دین گذاشته ایم. امید است این بازگشت به دین نه از روی سرخوردگی از غیر دین و درماندگی و گریزناپذیری، بلکه بر پایه درک اهمیت و ضرورت دین باشد. به دیگر بیان، شایسته این است که بازگشت به دین همراه بازنگری به دین باشد و دین، چنانکه هست، شناخته شود. بازگشت به دین، هرچند خالصانه، اگر با شناخت همراه نباشد، سودمند و سعادتبخش نیست (۱) . اگر همه بشریت خالصانه به دینی بگروند که آن را نمی شناسند هرچند تنها آن دین، حق باشد حتی یک نفر از آنها هم به فلاح و سعادت نمی رسد. ایمان به دینی که آن را نمی شناسیم مانند کفر به آن است. پس تنها ایمان به دین کافی نیست، شناخت هم ضروری است. حال به خود امید می دهیم که این نهضت بازگشت به دین همراه بازنگری به دین باشد.
پنجم: هنگامی که از اهمیت و ضرورت دین سخن گفته می شود، لاجرم باید گفته شود که مقصود، کدام دین است. چنانکه می دانیم ادیان جهان را به گونه های مختلفی تقسیم کرده اند; از جمله تقسیم آنها به اعتبار خاستگاهشان (ادیان سامی، ادیان چینی، ادیان هندی) و یا به اعتبار نفوذشان (دین هندو، دین مسیحیت، دین اسلام) است. هریک از این تقسیم بندیها به نوبه خود درست است، اما به گونه دیگری نیز می توان به تقسیم ادیان پرداخت. در این تقسیم بندی تنها دو دین وجود دارد: دین توحید و دین شرک. دین منحط و منجمد و دین پیشرفته و متحرک. دین زور و گرسنگی و دین آزادی و برخورداری. دین ستمدیدگان و محرومان و دین ستمگران و محرومیت آفرینان. کوتاه سخن اینکه تنها دو دین وجود دارد: دین توحید یا ارزشها و دین شرک یا ضدارزشها. همه ادیان داخل در یکی از این دو دین هستند. مضافا اینکه هر دین نیز بر پایه تفسیری که از آن می شود داخل در یکی از این دو دین می شود. بنابراین به اعتبار این تقسیم بندی هم کلیه ادیان به دو بخش تقسیم می شوند و هم کلیه مذاهب. یعنی هم مسیحیت منحط و منجمد وجود دارد و هم میسیحیت پیشرفته و متحرک. هم مسیحیت زور و گرسنگی وجود دارد و هم مسیحیت آزادی و برخورداری. هم اسلام منحط و منجمد وجود دارد و هم اسلام پیشرفته و متحرک. هم اسلام زور و گرسنگی وجود دارد و هم اسلام آزادی و برخورداری.
پس هنگامی که از دین سخن گفته می شود، بی درنگ باید گفت کدام دین؟ این کافی نیست که مثلا گفته شود اسلام یا مسیحیت. زیرا بازهم می توان گفت کدام اسلام و کدام مسیحیت؟ اسلام محمد یا اسلام معاویه؟ مسیحیت قرون وسطی یا مسیحیت عیسی؟ گاه میان یک دین با دین دیگر تفاوت بیشتری از یک دین با کفر است. و گاه میان یک تفسیر از دین با تفسیر دیگر از همان دین تفاوت بیشتری از یک دین با دین دیگر و حتی با کفر است.
فراوان گفته اند که «دین افیون توده هاست »، «دین مولود جهل است »، «دین ساخته قدرتمندان برای تحمیق مردم است » و دین فلان و بهمان است، اما سخن در این است که این کدام دین است.
دین در تاریخ هم حربه ستمگران علیه ستمدیدگان و هم اسلحه ستمدیدگان علیه ستمگران بوده است. هم توجیه گر وضع اسفبار موجود و هم برهم زننده آن بوده است. هم موجب سکوت و سکون و هم مایه حرکت و اعتراض بوده است. هم ویرانگر علم و عقل و فرهنگ و هم گاهواره و پرورشگاه آن بوده است. و در یک کلام، هم انسان کش و هم انسان پرور بوده است. آری در کارنامه دین، هم آن و هم این به چشم می خورد.
بنابراین هم می توان گفت که «دین افیون توده هاست » و هم می توان گفت که «دین محرک توده هاست ». هر دوسخن درست است، اما همه سخن این نیست و هریک ناظر به دینی و یا تفسیری از دینی است. فراموش نکنیم که رسول خداص مبعوث شد تا مردم را از «جور ادیان » به «عدل اسلام » آورد.
ششم: گویا خواننده به همین اندک اشاراتی که درباره دین شد اقتصار می کند و انتظار دارد به بحث درباره تاریخ ادیان که موضوع این کتابشناسی است پرداخته شود.
علم تاریخ ادیان در میان مسلمانان خیلی زود جوانه زد و رشد کرد و بارور شد. انتظار هم چنین می رفت و باید هم چنین می شد. زیرا در کتاب مسلمانان بذر این دانش پراکنده بود و قرآن برانگیزنده و دعوتگر آنان به مطالعه درباره ادیان بود.
چنانکه می دانیم نام بیست وپنج پیغمبر در قرآن آمده و، بجز اسلام، از هفت دین (مجوس، صابئین، یهود، نصارا، مشرکان، بت پرستان و دهریان) یاد شده و به کتاب زبور و تورات و انجیل اشاره گردیده و گاه خطاب به «اهل کتاب » شده و سخن کافران به عنوان استشهاد، نقل و گزارشهایی از سرگذشت اقوام پیشین به دست داده شده است. این آیات که می توان آنها را آیات الادیان نامید برانگیزنده مسلمانان به مطالعه ادیان بود و، افزون بر این، فهم دقیق و تفصیلی این اشارات و «عبرت » گرفتن از سرگذشت امتهای پیشین که بر آن تاکید شده بدون مطالعه تاریخ ادیان ممکن نبود. از این رو قرآن را هم باید نخستین منبع مسلمانان در تاریخ ادیان و هم نخستین سائق آنان به مطالعه تاریخ ادیان دانست. (۲)
منبع دیگر مسلمانان در تاریخ ادیان، احادیث ائمه معصومین ع است. مناظرات رسول خداص و امیرالمؤمنین علی و امام صادق و امام رضاع با اهل کتاب و زندیقها در جوامع حدیثی شیعه ضبط شده و از احادیث آنان در این زمینه چند کتاب فراهم آمده است. برای نمونه به کتاب احتجاج طبرسی می توان اشاره کرد که مشتمل است بر احتجاجات رسول خداص و ائمه معصومین ع با پیروان دیگر ادیان و مذاهب. بخشی از این کتاب شامل احتجاجات معصومین با پیروان مذاهب و فرقه های اسلامی است و بخش دیگری که موضوع بحث ماست مشتمل بر احتجاجات آنها با اهل کتاب و مشرکان و زندیقان است. برخی از مباحث این کتاب عبارت است از: احتجاج پیامبر با گروهی از مشرکان، احتجاج پیامبر با یهود در جواز نسخ شرایع، احتجاج علی ع با دانشمندان یهود، احتجاج علی ع با یهودیان و دیگران در مسائل مختلف علمی، احتجاج امام صادق ع با گروه زیادی از پیروان دیگر ادیان در مسائل مختلف دینی، احتجاج امام رضاع با اهل کتاب و مجوس و پیشوای صابئین.
همچنین به کتاب بحارالانوار باید اشاره کرد که جلد نهم و دهم آن در باب احتجاجات رسول خداص و ائمه معصومین ع با پیروان دیگر ادیان و مذاهب است. در جلد نهم این کتاب ذیل عنوان «ابواب احتجاجات الرسول صلی الله علیه وآله »، از جمله، دو باب آمده است: احتجاج پیامبر با مشرکان و زندیقان و دیگر پیروان دینهای باطل، احتجاج پیامبر با یهود در مسائل مختلف علمی. در جلد دهم نیز، از جمله، این مباحث آمده است: احتجاج علی ع با یهود در بسیاری از مسائل علمی، احتجاج و مناظره امام صادق ع با زندیقان و مخالفان، احتجاج امام کاظم ع با پیروان دیگر ادیان و خلفا، مناظره و احتجاج امام رضاع با پیروان دیگر ادیان در مجلس مامون.
همان گونه که از کتابهای حدیثی برمی آید، رسول خداص و علی ع با اهل کتاب و کافران به مناظره پرداختند و امام صادق ع با ابن ابی العوجا و زنادقه به احتجاج برخواست و امام رضاع در مجلسی با حضور مامون به جدال با جاثلیق (عالم مسیحی)، راس الجالوت (عالم یهودی)، هیربد اکبر (عالم مجوسی) و بزرگان صابئین و نسطاس رومی پرداخت (۳) . این مناظرات و احتجاجات دستمایه مسلمانان در مطالعه تاریخ ادیان گردید و اگر همه آنها یکجا جمع آوری شود، که سخت ضرورت دارد، دوسه جلد کتاب پربرگ و بار می گردد.
هفتم: علم ادیان در میان مسلمانان زود پاگرفت و رونق یافت (۴) . البته از همان آغاز به شناخت ادیان در کنار شناخت مذاهب اسلامی توجه می گردید و این دو تقریبا یک علم تلقی می شد. افزون بر اینکه به شناخت مذاهب و فرقه های اسلامی بیش از شناخت ادیان، علاقه و توجه نشان داده می شد. در کتابهای ملل و نحل که درباره ادیان و مذاهب اسلامی است غالبا بیشترین بحث به مذاهب اسلامی اختصاص داده شده و از ادیان دیگر به صورت جانبی و استطرادی و با محور قرار دادن اسلام یاد گردیده است. دلیل آن هم روشن است: برای مسلمانان بطلان دیگر ادیان قطعی بود و چندان نیازی به تحقیق درباره آن نبود، سخن درباره حق و باطل بودن مذاهب اسلامی بود که کدام فرقه حق و کدام باطل است. بیفزاییم که پیروان فرقه های اسلامی بیشتر با یکدیگر اختلاط داشتند و، طبعا، به شناخت یکدیگر نیازمندتر بودند تا شناخت دیگر ادیان که پیروانشان همواره در میان مسلمانان در اقلیت بودند. پس طبیعی بود که پاشنه بحث درباره مذاهب اسلامی باشد و به آن بیشتر از ادیان پرداخته شود.
عنوان بسیاری از کتابهایی که مسلمانان در آن به بحث درباره ادیان و مذاهب اسلامی پرداختند، ملل و نحل بود. البته کتابهای متعددی هم درباره ادیان و مذاهب تالیف شده است که عنوان ملل و نحل ندارد، اما از این کتابها هم با عنوان کتابهای ملل و نحل یاد می شود. در واقع ملل و نحل هم عنوان کتابهای ادیان و مذاهب است و هم عنوان موضوع آنها. به دیگر بیان، ملل و نحل عنوان علم تاریخ ادیان و مذاهب اسلامی است.
این دو واژه (ملل و نحل)، به دو معنا استعمال شده است: گاه مقصود از ملل (جمع مله)، ادیان آسمانی است و گاه مقصود از آن فرقه های اسلامی. همچنین گاه مقصود از نحل (جمع نحله)، ادیان آسمانی (بجز اسلام) است و گاه مقصود از آن ادیان غیر آسمانی.
به هر رو در گذشته جایگاه بحث درباره ادیان در کتابهای ملل و نحل بود و همواره در کنار ادیان به مذاهب اسلامی پرداخته می شد و بیشتر، از آن سخن می رفت. به بیان دیگر علم ادیان و علم مذاهب اسلامی در تاریخ اسلام همزاد بودند، اما همشانه نبودند و علم مذاهب اسلامی به همان دلیلی که گذشت یک شانه بزرگتر از علم ادیان بود و بیشتر به آن علاقه و عنایت نشان داده می شد.
محض نمونه از کتاب المنیه والامل فی شرح الملل والنحل از احمد بن یحیی می توان یاد کرد که شامل سه باب است و تنها باب اول آن درباره ادیان (بجز اسلام) است. و یا کتاب بیان الادیان از ابوالمعالی محمدحسینی علوی که شامل پنج باب است و تنها باب دوم آن درباره ادیان پیش از اسلام است. و یا کتاب الفصل فی الملل والاهواء والنحل از ابن حزم که حدود یک سوم آن درباره ادیان (بجز اسلام) است. و یا کتاب تبصره العوام فی معرفه مقالات الانام (منسوب به سید مرتضی داعی حسنی رازی) که از بیست وشش باب آن تنها باب اول تا سومش درباره ادیان (بجز اسلام) است. همچنین به کتاب اعتقادات فرق المسلمین و المشرکین از امام فخر رازی می توان اشاره کرد که از ده باب آن تنها یک باب آن در باره ادیان (بجز اسلام) است. (۵)
هشتم: علوم در شرق زاده شد و به غرب رفت. در غرب کامل شد و به شرق برگشت. این قاعده که البته کلیت ندارد درباره علم تاریخ ادیان صادق است. این علم در سرزمین اسلام زاده شد و از آنجا به غرب رفت. سپس در غرب به کمال رسید و اینک چند دهه بیشتر نیست که به شرق برگشته است.
سکه علم تاریخ ادیان به نام فردریک ماکس مولر (۱۹۰۰-۱۸۲۳م)، دین شناس و زبان شناس آلمانی، زده شد. او را نخستین فردی دانسته اند که با شیوه ای جدید علم تاریخ ادیان را بنیان نهاد و از ضرورت مطالعه دین به صورت علمی و بدون توجه به ایمان، داد سخن داد و آن را به عنوان یک رشته علمی مطرح ساخت. اگر چه پیش از او در غرب کارهایی صورت بسته بود، ولی او نقطه عطف بود و او را می توان پدر علم تاریخ ادیان شمرد.
رسم است که آغاز دین شناسی مقایسه ای را در ربع سوم قرن نوزدهم به سلسله جنبانی مولر می دانند. بنابراین علم تاریخ ادیان به صورت علمی و جدید آن، جوان است و از عمر آن صدسال می گذرد. اما در این صد سال، هزاران کار انجام شده و پیشرفتهای چشمگیری به وقع پیوسته است: از دایر شدن کرسی تاریخ ادیان در دانشگاهها گرفته تا انتشار مجله های ویژه دین شناسی و چاپ کتابهای معتنابه و متعددی در تاریخ ادیان. برای نمونه به دو دایره المعارف مهم درباره دین می توان اشاره کرد که یکی در اوایل قرن بیستم و دیگری در اواخر آن منتشر شده است: اولی، دایره المعارف دین و اخلاق، ویراسته جیمز هیستینگز (۱۹۲۲-۱۸۵۲م)، مسیحیت شناس اسکاتلندی است که در سیزده جلد و در فاصله سالهای ۱۹۲۶-۱۹۰۸ منتشر شد. (۶) دومی که مهمتر است دایره المعارف دین، ویراسته میرچا الیاده (۱۹۸۶-۱۹۰۷م)، دین شناس و اساطیردان رومانیایی است که در شانزده جلد و در مدت هفت سال تدوین و در سال ۱۹۸۷ منتشر شد. (۷)
باری هرچند که دنیای اسلام زادگاه علم تاریخ ادیان است، اما اینک دنیای غرب پرورشگاه آن است و سوگمندانه بهره مسلمانان از این علم، بس اندک. واقع این است که امروزه تاریخشناسی ادیان در جهان غرب که ما آنجا را دارالکفر می نامیم با تاریخشناسی ادیان در جهان اسلام که ما اینجا را دارالایمان می نامیم به لحاظ کمی و کیفی قابل مقایسه نیست. بنگرید که امروزه در جهان اسلام چند تن یافت می شوند که عهده دار تحقیق درباره یهودیت و مسیحیت هستند و آیا این عده قطع نظر از سطح تحقیقاتشان یک صدم غربیانی هستند که به مطالعه درباره اسلام می پردازند؟
جهان اسلام به علل گونه گونی، از جمله اطمینان به حقانیت دین خود و بطلان دیگر ادیان و اعتقاد به اینکه «الباطل یموت بترک ذکره »، تاریخشناسی ادیان را فروهشت و در لاک خود فرورفت. اما دانشمندان جهان غرب به علل گونه گونی، از جمله گسترش ماتریالیسم فکری و ماتریالیسم اخلاقی، علی السویه رو به ادیان کردند و اینک سلسله جنبان تاریخشناسی ادیان هستند.
به هر رو اگرچه تاریخشناسی ادیان در جهان اسلام کارنامه ای کم برگ وبار دارد، اما چنین می نماید که چنین نخواهد ماند. چنین باد.
نهم: لختی هم درباره ضرورت تاریخشناسی ادیان و دشواری آن بگوییم.
بدون مجامله باید گفت که در گذشته تاریخشناسی ادیان چندان قرین به تحقیق و توفیق نبوده است. پیروان هر دین بیش و پیش از آنکه درپی شناخت ادیان بودند، قصد اثبات حقانیت دین خود را داشتند. گاه در تبیین ادیان دیگر قصور و تقصیر می ورزیدند و آن اندازه که دغدغه معرفی درست دین خود را داشتند، درصدد معرفی دیگر ادیان نبودند. همچنین گاه افکاری به ادیان دیگر می بستند و نسبتهایی به آنها می دادند که پیروانشان چنین اعتقادی نداشتند و بطلان آن قطعی بود.
مضافا اینکه اگر همه تحقیقات گذشتگان درباره ادیان درست باشد، امروزه بخشی از آنها کهنه و منسوخ شده است. اکنون نمی توان بر پایه آنچه در کتابهای گذشتگان درباره یهودیت و مسیحیت و اسلام گفته شده، این ادیان را بدرستی شناخت. هریک از این ادیان تطورات و تحولاتی داشته اند و تفسیرهای دیگری از آنها شده است و لذا نمی توان به تفسیرهایی که در گذشته از این ادیان شده که بخشی از آنها کهنه و منسوخ گردیده بسنده کرد.
نتیجه اینکه امروزه بازشناسی تاریخ ادیان ضرورت دارد. پیروان هر دین باید در شناخت ادیان دیگر تجدید نظر کنند و درپی شناخت روزآمد و عصری ادیان باشند. اگر هم با کتابهای گذشتگان بتوان به شناخت تاریخی ادیان دست یافت، به شناخت عصری ادیان نمی توان. به بیان دیگر از رهگذر کتابهای گذشتگان شاید بتوان دانست که در گذشته از هر دین چه تفسیری می شده است، اما دیگر نمی توان دانست که امروزه از هر دین چه تفسیری می شود. و آنچه امروزه ضرورت دارد، همین شناخت عصری ادیان است. یعنی اینکه یهودیت و مسیحیت معاصر چه می گوید و دین خود را چگونه تفسیر می کند.
این را هم ناگفته نگذاریم که در کار تاریخشناسی ادیان، دینداری و زباندانی دو شرط اساسی است. تا هنگامی که محقق تاریخ ادیان دیندار نباشد به درک دین نایل نمی شود. دینداری (حال هرگونه که تفسیر شود)، شرط مهم دین شناسی است. با دید کور مادی نمی توان دین الهی را درک کرد و با ذهن تنگ ماده گرا نمی توان افق وسیع دین را شناخت.
زباندانی هم شرط دیگر دین شناسی است. و همین شرط است که تاریخشناسی ادیان را دشوار می کند. برای شناخت هر دین باید زبان آن را دانست و آن دین را با همان زبانش مطالعه کرد. نمی توان اسلام را، چنانکه باید، با زبان انگلیسی شناخت; همان گونه که نمی توان مسیحیت را، چنانکه باید، با زبان فارسی شناخت.
اگر از حقجویی و بی تعصبی و پرهیز از پیشداوری و… در شرایط دین شناسی سخن نمی گوییم، به سبب آن است که این ویژگیها در شناخت هر موضوعی مدخلیت دارد و طبعا در دین شناسی نیز شرط است. در واقع دینداری و زباندانی از شرایط انحصاری دین شناسی است.
دهم: در سالهای گذشته برای تفاهم و تقریب میان ادیان تلاشهایی شده که ارزشمند و نتیجه بخش است. (۸) از آن جمله به برگزاری سمپوزیوم بین المللی اسلام و مسیحیت می توان اشاره کرد که به ابتکار مسیحیان برگزار شد و مقبول عالمان اسلامی افتاد. با آنکه جریان گفتگو میان پیروان ادیان و تبادل عقاید از غرب مسیحی آغاز شده و مسیحیت پیشگام آن است، این مساله ریشه در اسلام دارد. خداوند در قرآن می فرماید: فبشر عباد الذین یستمعون القول فیتبعون احسنه اولئک الذین هدیلاهم الله واولئک هم اولوا الالباب. (سوره زمر، آیه ۱۷۱۸). یعنی پس بندگان مرا بشارت ده: آن کسانی که به سخن گوش می دهند و از بهترین آن پیروی می کنند. ایشانند کسانی که خدا هدایتشان کرده و اینان خردمندانند. این در حالی بود که کافران می گفتند: لاتسمعوا لهذا القران والغوا فیه لعلکم تغلبون. (سوره فصلت، آیه ۲۶). یعنی به این قرآن گوش ندهید و یاوه پراکنی در آن کنید، باشد که پیروز شوید.
مهمتر و صریحتر از این، آیه ۶۴ سوره آل عمران است:
قل یا اهل الکتاب تعالوا الی’ کلمه سواء بیننا وبینکم الا نعبد الا الله ولانشرک به شیئا ولایتخذ بعضنا بعضا اربابا من دون الله فان تولوا فقولوا اشهدوا بانا مسلمون.
بگو ای اهل کتاب بیایید بر سر سخنی که بین ما و شما یکسان است بایستیم که جز خداوند را نپرستیم و برای او هیچ شریکی نیاوریم و هیچیک از ما دیگران را در برابر خداوند به خدایی نگیرد. و اگر رویگردان شدند بگویید شاهد باشید که ما فرمانبرداریم.
آنچه امروزه با عنوان گفتگو / تفاهم/ تقریب میان ادیان مطرح است، اگر نگوییم ملهم از آیه فوق، مطابق با آن است. بر پایه این آیه بر مسلمانان واجب است که اهل کتاب را به توحید دعوت کنند و جبهه ای از ادیان توحیدی تشکیل دهند. (۹) اگر در گذشته مسلمانان به این آیه عمل می کردند و اهل کتاب هم به دعوت مسلمانان پاسخ می دادند، هم اندیشه توحیدی بیش از پیش گسترش می یافت و هم اندیشه ماده گرایی چندان خودنمایی نمی کرد و توانایی رویارویی با دین نمی داشت. پس دیگر فرصت را نباید از دست داد. بر دانشمندان اسلامی وظیفه است که با دعوت اهل کتاب به توحید در تشکیل «جبهه ادیان توحیدی » بکوشند.
امروزه با گسترش ماتریالیسم فکری و ماتریالیسم اخلاقی و بیشتر شدن ارتباطات و کوچک شدن کره زمین و به وجود آمدن «دهکده جهانی »، تشکیل جبهه ادیان توحیدی بیش از گذشته اهمیت دارد. دیگر پیروان هر دین نمی توانند سر در لاک خود فروبرند و از اختلاط با پیروان دیگر ادیان بپرهیزند و تنها دغدغه دین خود را داشته باشند; بلکه نتیجه کوچک شدن جهان، یکی شدن بسیاری از مشکلات است.
تشکیل جبهه ادیان توحیدی نتایج کارآمد و سودمندی دارد; از جمله اینکه:
از گسترش ماتریالیسم فکری جلوگیری می کند و آن را مغلوب می سازد.
با بی بندوباری و ماتریالیسم اخلاقی مبارزه می کند و قبح آن را نمایان می سازد.
به گسترش فکر دینی مدد می رساند و اهمیت دین را نشان می دهد.
مشکلات مشترک ادیان را برطرف می سازد.
شناخت ادیان را از یکدیگر تصحیح و تکمیل می کند.
به پیروان هر دین مدد می رساند تا دین خود را در پرتو مقایسه با دیگر ادیان بهتر درک کنند.
از وقوع جنگهای دینی جلوگیری می کند و همزیستی مسالمت آمیز دینی را فراهم می سازد.
یازدهم: در پایان به چگونگی تدوین این کتابشناسی می پردازیم.
کتابشناس حاضر عهده دار معرفی کتابهایی است که درباره تاریخ ادیان به فارسی یا عربی تالیف یا ترجمه شده است. در این کتابشناسی آثاری که تا شهریور ۱۳۷۴ به صورت کتاب چاپ شده، معرفی گردیده است. جزوه های درسی و مقالات نشریات و پایان نامه های دانشگاهی در این کتابشناسی معرفی نشده است.
چنانکه اشاره شد، و از عنوان این مقاله برمی آید، در این کتابشناسی آثاری معرفی شده که درباره تاریخ ادیان باشد; یعنی آثاری که در آن به تاریخ چند دین (حداقل دو دین) پرداخته شده باشد. آثاری که دقیقا در دایره تاریخ ادیان نیست، در این کتابشناسی معرفی نشده است. از جمله می توان به این دسته از آثار اشاره کرد:
آثاری که درباره کتابهای دینی (تورات، انجیل، قرآن و…) است.
آثاری که در شرح حال پیامبران (قصص انبیا یا قصص قرآن) است. (۱۰)
آثاری که تنها درباره یک دین است و تکنگاری قلمداد می شود.
آثاری که در آن به معرفی یک موضوع از دیدگاه چند دین پرداخته شده است.
آثاری که در نقد و رد یک یا چند دین است. اشاره می کنیم که در فرهنگ اسلامی کتابهای متعددی در رد یهودیت و مسیحیت نوشته شده است. این دسته از کتابها را نمی توان در دایره تاریخ ادیان قلمداد کرد. (۱۱)
آثاری که عنوان ملل و نحل دارد و یا در شمار کتابهای ملل و نحل باشد. پیش از این گفتیم که عنوان بسیاری از کتابهایی که مسلمانان در آن به بحث درباره ادیان و مذاهب اسلامی پرداختند، ملل و نحل بود. البته در این کتابها بیشترین بحث به مذاهب اسلامی اختصاص داده شده و از ادیان دیگر به صورت جانبی یاد گردیده است. در واقع این دسته از کتابها بیشتر در شناخت فرقه های اسلامی به کار می آید تا ادیان. به همین دلیل این کتابها در کتابشناسی حاضر معرفی نشده و معرفی آنها در ذیل کتابشناسی فرقه های اسلامی مناسبتر است.
آخرین سخن اینکه درباره تاریخ ادیان پنج کتابشناسی فراهم آمده است که مشخصات آنها در ذیل آورده می شود:
۱. محمدتقی دانش پژوه. «کتابشناسی فرق و ادیان ». در کتاب فرهنگ ایران زمین. (تهران، ۱۳۴۳). ج ۱۲، ص ۹۸۱۲۱.
۲. محمد جواد مشکور. «کتابشناسی ادیان به فارسی و عربی » و «کتابشناسی ادیان به انگلیسی و فرانسه ». در کتاب خلاصه ادیان در تاریخ دینهای بزرگ. (چاپ دوم: تهران، انتشارات شرق، ۱۳۶۲). ص ۳۵۶۳۶۶.
۳. کاظم مدیرشانه چی. «نظری به تاریخ مذاهب و ادیان و منابع مهم آن ». در کتاب کتاب و کتابخانه در اسلام: مجموعه مقالات. (چاپ اول: مشهد، بنیادپژوهشهای اسلامی آستان قدس رضوی، ۱۳۷۴). ص ۲۲۲۲۴۵. این کتابشناسی پیشتر به صورت مقدمه بر کتاب فرهنگ فرق اسلامی، تالیف محمد جواد مشکور (مشهد، بنیاد پژوهشهای اسلامی آستان قدس رضوی، ۱۳۶۸) به چاپ رسیده است.
۴. غلامرضا جلالی. «نگرشی نو به تاریخ ادیان: درآمدی بر منابع تاریخ ادیان ». اندیشه حوزه.( سال اول، شماره اول، تابستان ۱۳۷۴). ص ۱۶۳۱۹۳.
۵. سید محمدباقر نجفی. «ادیان و مذاهب ». در کتاب دین نامه های ایران: کتابشناسی موضوعی کتابهای دینی ایران. (کلن، آکادمی علمی اسلامی، ۱۹۸۷). ص ۴۲۳۴۸۹.
فراهم آورنده این کتابشناسی از ارزیابی کتابشناسیهای فوق معذور است. زیرا ممکن است گفته شود که «القاص لایحب القاص »! فقط به همین اشاره بسنده می شود که اولا در همه این کتابشناسیها آثار مربوط به فرقه های اسلامی و آثار مربوط به تاریخ ادیان درهم آمیخته است. ثانیا اغلب آثار معرفی شده در باره فرقه های اسلامی است و کمتر به کار محقق تاریخ ادیان می آید. ثالثا برخی از آثاری که درباره یک دین است (ونه تاریخ ادیان) در این کتابشناسیها معرفی شده است. دیگر چیزی نمی گوییم که گفته اند: الفضل للمبتدی وان احسن المقتدی.
۱. آل اسحاق، اسماعیل. بررسی مذاهب و ادیان. بی م، بی نا، ۱۳۵۷. ج ۱، ۵۷۰ص، وزیری. تصویر.
اثر حاضر شامل صدمقاله است و در آن ضمن بررسی ادیان، بیشترین بحث (حدود نیمی از کتاب) به اسلام اختصاص داده شده است. مطالب کتاب فاقد نظم و انسجام است و نویسنده بیشتر از کتابهای دیگران استفاده کرده است. جلد دوم کتاب تاکنون منتشر نشده است.
برخی از عناوین کتاب چنین است: پانزده نظریه درباره پیدایش مذاهب، آئینهای ابتدائی، آئینهای هندی، آئینهای چینی، آئینهای محلی در ژاپن، مذهب در ایران، مذاهب مصر باستان، مذاهب اروپا و یونان باستان، مذاهب روم و ایتالیا، مذاهب آمریکای مرکزی، مذاهب بین النهرین، مذاهب عربستان، ادیان سامی، دین و بی دینی، اجمالی از اسلام و چند سخن پیرامون آن.
۲. اباذری، یوسف و مراد فرهادپور و وهاب ولی (تالیف و اقتباس). ادیان جهان باستانی، ج ۱: چین و هند. چاپ اول: تهران، مؤسسه مطالعات و تحقیقات فرهنگی (پژوهشگاه)، ۱۳۷۲. ۴۲۰ص، وزیری. تصویر.
در بخش اول کتاب با عنوان «چین باستان »، نخست از تاریخ چین باستان، از هزار و دویست سال قبل از میلاد سخن رفته است. آنگاه به «دین در چین باستان » پرداخته شده و از مکاتب فلسفی چین، مانند مکتب دائو، مکتب اسامی و مکتب قانون، سخن گفته شده است. در بخش دوم با عنوان «هند باستان »، نخست از تاریخ هند باستان، از هزار و دویست سال قبل از میلاد سخن رفته است. آنگاه از «دین هند باستان » سخن گفته شده و به مسائلی چون مفاهیم بنیادی دین و فلسفه هند، آیین بودا و آیین جین پرداخته شده است.
۳. اژرتر، امانوئل. مذاهب بزرگ. مجموعه «چه میدانم؟». ترجمه احمد تاج بخش. [تهران]، مؤسسه مطبوعاتی علمی، ۱۳۴۱. ۱۳۴ص، جیبی.
کتاب فوق عهده دار بحثی مختصر درباره ادیان است. نویسنده این مهم را از سر همدلی با ادیان انجام نداده، بلکه معتقد است: «ترس از ارواح و میل برضایت آنها و بالاخره آرزوی اتحاد با آنها کم کم مذهب را بوجود آورده است ». (ص ۹).
مطالب کتاب دربردارنده این عناوین است: ریشه حس مذهبی، مذاهب مصر، مذاهب بین النهرین، مذاهب بومیان امریکا، خدایان شمالی، مذاهب هند، مذاهب چین و ژاپون، مذاهب ایران، مذهب یهود، مسیحیت، دین اسلام، انسان و خدا، بدعت گذاری.
۴. الیاده، میرچا. رساله در تاریخ ادیان. ترجمه جلال ستاری. ویراسته غلامعلی تفنگدار. چاپ اول: تهران، سروش، ۱۳۷۲. ۴۳۴ص، وزیری.
بخشی از مطالب کتاب موضوع درسهای نویسنده درباره تاریخ ادیان است. نویسنده در این کتاب صور و اشکال عالم قداست و ادیان و اساطیر را بررسی کرده است. وی بررسی خود را با شرح چندین تجلی قداست در کیهان آغاز کرده و سپس به تجلیات زیستشناختی قداست و آنگاه به تجلیات قداست در بعضی مکانها و سرانجام به اساطیر و رمزها پرداخته است. (ر.ص: ۱۸۱۹).
کتاب دربردارنده سیزده فصل است و در پایان هر فصل کتابشناسی آن به دست داده شده است. عنوان فصلهای کتاب چنین است: نظرات تقریبی: ساختار و ریخت شناسی قداست، آسمان: خدایان سماوی، آیینها و نمادهای آسمانی، خورشید و کیشهای خورشیدپرستی، ماه و مذهب اسرار ماه، رمزپردازیهای آب، سنگهای مقدس: تجلیات (خدا)، علامات و صور (الوهیت)، زمین و زن و زایندگی، رستنیها، رمزها و آیینهای احیاء و نوشدگی، برزیگری و کیشهای باروری، فضای قدسی: معبد، کاخ، «مرکز عالم »، زمان قدسی و اسطوره بازگشت جاودانه، در شناخت شکل و کار ویژه اساطیر، ساختار رمز.
۵. ا. هیوم، رابرت. ادیان زنده جهان. ترجمه و توضیح عبدالرحیم گواهی. پاورقی مربوط به اسلام از محمدتقی جعفری. چاپ سوم: تهران، دفتر نشر فرهنگ اسلامی، ۱۳۷۳. ۳۸۹ص، وزیری. جدول.
در این کتاب یازده دین بررسی و معرفی شده است. نویسنده در مقدمه کتاب گفته است: «شعاع بررسی کتاب حاضر فقط در مورد حیطه ادیانی است که در طول تاریخ بشری به وجود آمده و سپس مستمرا به حیات خود در زمینه سازمان اجتماعی، هنر و ادبیات، و نیز مراسم عبادی، در طی قرون متمادی ادامه داده اند.» (ص ۹).
پاره اول کتاب درباره «دین و ادیان » است. پاره دوم با عنوان «ادیانی که از آسیای جنوبی (هند) نشئت گرفته اند»، درباره دین هندویی، جاینی، بودایی و سیک است. پاره سوم ذیل عنوان «ادیانی که از آسیای شرقی (چین و ژاپن) نشئت گرفته اند»، عهده دار تحقیق درباره دین کنفوسیوسی، تائو و شینتو است. در چهارمین پاره با عنوان «ادیانی که از آسیای غربی (فلسطین، ایران و عربستان) نشئت گرفته اند»، دین یهود، زرتشتی، اسلام و مسیحیت بررسی شده است. در پنجمین پاره به «مقایسه اجمالی ادیان زنده » پرداخته شده است.
از آنجا که به نظر مترجم «بسیاری از ارزیابی ها و در نتیجه قضاوتهای مؤلف در مورد ادیان غیرمسیحی و علی الخصوص دین مبین اسلام یکطرفه، ناقص، و احیانا مبتنی بر تعصب و پیشداوری است » (ص ۳۴)، وی در پاورقی به برخی از اشتباهات مؤلف اشاره کرده است. استاد محمدتقی جعفری نیز در فصل مربوط به اسلام به اشتباهات مؤلف درباره اسلام انگشت نهاده است.
۶. بنی حسینی مرندی، سید محمد صادق. ادیان و مذاهب جهان، ج ۲: در ملل و نحل. چاپ اول: [قم] ، نویسنده (چاپ واصف)، ۱۳۷۲. ص ۷۳۷۱۵۱۷ [۷۸۱ص]، وزیری. تصویر، جدول.
جلد اول کتاب حاضر با عنوان فرعی «در هفتاد وسه ملت و علل افتراق از نظر عامه و خاصه » درباره مذاهب و فرقه های اسلامی و خارج از موضوع این کتابشناسی است. در این جلد از کتاب به دین زرتشت، صابئین، یهود، مسیح و آیین بودا، کنفوسیوس، هندوها، مصریان قدیم و برخی دیگر از ادیان و آیینها پرداخته شده است. در بررسی ادیان فوق به آنها انتقاد شده است. اغلب مطالب کتاب اقتباس از کتابهای دیگر است.
۷. بوش، ریچارد و دیگران. جهان مذهبی: ادیان در جوامع امروز. ویراسته رابرت ویر. ترجمه عبدالرحیم گواهی. چاپ اول: تهران، دفتر نشر فرهنگ اسلامی، ۱۳۷۴. ج ۲، ده+ص ۱۰۰۸-۴۶۷ [۵۴۲ص]، وزیری. تصویر، جدول، سند، نقشه.
این جلد از کتاب دارای شش فصل است: مذهب در چین و ژاپن، دین یهود، مسیحیت، دین اسلام، ادیان جدید در امریکا، تلاشها و پرسشهای برجای مانده.
۸. بوش، ریچارد و دیگران. جهان مذهبی: ادیان در جوامع امروز. ویراسته رابرت ویر. ترجمه عبدالرحیم گواهی. چاپ اول: تهران، دفتر نشر فرهنگ اسلامی، ۱۳۷۴. ج ۱، هفده+۴۶۶ص، وزیری. تصویر، سند، نقشه.
کتابی است زودفهم و درسی که برای دانشجویان نوشته شده است. نویسندگان کتاب هفت تن هستند و هریک عهده دار نگارش تاریخ یک یا چند دینی شده اند که در آن بیشتر تحقیق کرده اند. در این کتاب به تحقیق درباره ادیانی پرداخته شده «که هنوز نیز پیروانی داشته و در حیات دینی رایج در قرن بیستم اهمیت بلامنازعی دارند». (ص ۲۳). در پایان هر فصل از کتاب، «یادداشتها» و «اصطلاحات » و «منابع برای مطالعه بیشتر» آورده شده است.
این جلد از کتاب دربردارنده پنج فصل است: مقدمه (که فصل اول قلمداد شده است)، ادیان بومی امریکایی، ادیان افریقایی، دین هندویی، دین بودایی.
۹. بهجو، زهره و مراد فرهادپور و وهاب ولی (تالیف و اقتباس). ادیان جهان باستان، ج ۲: مصر و بین النهرین. چاپ اول: تهران، مؤسسه مطالعات و تحقیقات فرهنگی (پژوهشگاه)، ۱۳۷۲. ۳۵۲ص، وزیری. تصویر.
در آغاز از «تاریخ مصر باستان » سخن گفته شده و سپس از «دین در مصر باستان ». در ذیل عنوان اخیر به مسائلی چون «اسطوره های مصر باستان »، «خدایان مصر»، «مراسم، آیینها و جشنهای مذهبی » و «مراسم دینی، خدایان و اسطوره » پرداخته شده است. بحث بعدی کتاب درباره بین النهرین است و در آن نخست به «تاریخ بین النهرین » پرداخته شده است. آنگاه در ذیل عنوان «دین در بین النهرین »، از موضوعاتی چون «خدایان سومر»، «خدایان بابل و آشور»، «آئین پرستش، اخلاق و مرگ » و «اسطوره های بین النهرین » سخن رفته است.
۱۰. ترابی، علی اکبر. نظری در تاریخ ادیان از لحاظ جامعه شناسی
