خرید و دانلود فایل پاورپوینت کامل آناتومی جنبش دانشجویی
خرید و دانلود فایل پاورپوینت کامل آناتومی جنبش دانشجویی قیمت اصلی 224,700 تومان بود.قیمت فعلی 109,200 تومان است.
بازگشت به محصولات
خرید و دانلود فایل پاورپوینت کامل جامعه شناسی نظام استبدادی و جامعه مستبد
خرید و دانلود فایل پاورپوینت کامل جامعه شناسی نظام استبدادی و جامعه مستبد قیمت اصلی 224,700 تومان بود.قیمت فعلی 109,200 تومان است.
📥 ترافیک اینترنت مصرفی جهت دانلود فایل‌ها در میکی بوک، به‌صورت نیم‌بها می باشد.
فقط اینقدر👇 دیگه زمان داری با تخفیف بخریش
00روز
20ساعت
32دقیقه
52ثانیه

خرید و دانلود فایل پاورپوینت کامل ظهور تجدید نظرطلبی

قیمت اصلی 224,700 تومان بود.قیمت فعلی 109,200 تومان است.

تعداد فروش: 63

فرمت فایل پاورپوینت

2 آیتم فروخته شده در 30 دقیقه
5 نفر در حال مشاهده این محصول هستند!
توضیحات

ارائه‌ی فایل پاورپوینت کامل ظهور تجدید نظرطلبی – تجربه‌ای خاص و متمایز!

پاورپوینتی حرفه‌ای و متفاوت:

فایل فایل پاورپوینت کامل ظهور تجدید نظرطلبی شامل 120 اسلاید جذاب و کاملاً استاندارد است که برای چاپ یا ارائه در PowerPoint آماده شده‌اند.

ویژگی‌های برجسته فایل فایل پاورپوینت کامل ظهور تجدید نظرطلبی:

  • طراحی خلاقانه و حرفه‌ای: فایل فایل پاورپوینت کامل ظهور تجدید نظرطلبی به شما این امکان را می‌دهد که مخاطبان خود را با یک طراحی خیره‌کننده جذب کرده و پیام خود را به بهترین شکل انتقال دهید.
  • سادگی در استفاده: اسلایدهای فایل پاورپوینت کامل ظهور تجدید نظرطلبی به گونه‌ای طراحی شده‌اند که استفاده از آن‌ها بسیار آسان باشد و نیاز به تنظیمات اضافی نداشته باشید.
  • آماده برای ارائه: تمامی اسلایدهای فایل پاورپوینت کامل ظهور تجدید نظرطلبی با کیفیت بالا و بدون نیاز به ویرایش، آماده استفاده هستند.

کیفیت تضمین‌شده با دقت بالا:

فایل فایل پاورپوینت کامل ظهور تجدید نظرطلبی با رعایت بالاترین استانداردهای طراحی تولید شده است. بدون نقص یا بهم‌ریختگی، تمامی اسلایدها آماده برای یک ارائه بی‌نقص و حرفه‌ای هستند.

نکته مهم:

هرگونه تفاوت احتمالی در توضیحات ممکن است به دلیل نسخه‌های غیررسمی باشد. نسخه اصلی فایل پاورپوینت کامل ظهور تجدید نظرطلبی با دقت و حرفه‌ای تنظیم شده است.

همین حالا فایل فایل پاورپوینت کامل ظهور تجدید نظرطلبی را دانلود کنید و ارائه‌ای حرفه‌ای و تأثیرگذار داشته باشید!


بخشی از متن فایل پاورپوینت کامل ظهور تجدید نظرطلبی :

به راستی هزار تامل و تانی می طلبد که چگونه شکاف فرهنگی آزاردهنده میان نخبگان فکری ایران، فرازهای مهمی از تاریخ معاصر ما را غمبار و یاس آلود و خشونت بار کرده است. بروز یک چنین شکاف فرهنگی و عقیدتی زیانباری میان نسل های گوناگون نخبگان دینی و ملی ما باعث شده که صدسال پیشرفت شتاب آلود غرب، مساوی یکصد سال حرمان و آشفتگی و آشوب در جوامعی چون کشور ما باشد.

این که نخبگان دینی و سیاسی ما در چه طیف ها و لایه های اجتماعی دسته بندی می شوند و چرا و چگونه راهشان با هم یکی یا از هم جدا شده است، زمینه مطالعاتی پراهمیتی در حوزه تاریخ سیاسی ایران و به ویژه تئوری های مربوط به انقلاب اسلامی است. پدیده تجدیدنظرطلبی تقریباً در همه انقلاب ها، جنبش ها و مکتب های سیاسی اقتصادی، با شدت و ضعف و با ویژگی های خاصی ظهور کرده است.

تجدیدنظرطلبی (

Revisionism

) یکی از تغییراتی است که عموماً بعد از وقوع تحولات اساسی و انقلاب های بزرگ در میان نخبگان انقلاب بروز پیدا می کند. تجدیدنظرطلبان در حقیقت گروهی از نخبگان متعلق به یکی از لایه های فکری و اجتماعی فعال شده در سیر تحولات هستند که اگرچه ابتدائاً در زمینه سازی یا ایجاد تحولات اجتماعی حضور دارند، لکن به تدریج و در گذر زمان نسبت به ایدئولوژی، مبانی فکری و ارزش های اولیه خود دچار تردید شده و در نهایت از آنها عدول می کنند و حتی ممکن است جریانات مخالف با آن را ایجاد یا همراهی کنند.

مقاله حاضر این موضوع را با دو رویکرد نظری و عینی مورد کالبدشکافی قرار داده و در تبیین زمینه های ظهور این پدیده در انقلاب اسلامی ایران، اهتمام ورزیده است.

یکی از واقعیت های سده اخیر جامعه ما، وجود دوگانگی و شکاف فکری میان دو گروه از نخبگان سیاسی و اجتماعی ایران در این دوره است. همانگونه که جامعه شناسانی همچون «استین روکان»

Stein Rokkan

) ) اظهار داشته اند، «شکاف های اجتماعی» (

Social Gaps

)در جوامع، معلول وقوع تحولات اساسی همانند انقلاب ها هستند. از این رو، شکاف مذکور که شاید بتوان نام سنت و مدرنیسم یا دین محوری (اصول گرایی) و دنیامحوری (سکولاریسم) بر آن نهاد را می توان معلول وقوع نهضت مشروطیت در ابتدای سده میلادی اخیر در ایران دانست که از طریق آن جریان فرهنگی و علمی جدیدی از مغرب زمین که متأثر از آموزه های فرهنگی، صنعتی و علمیِ سده های اخیر در اروپا بود به تدریج وارد ایران شد. این جریان فکری به مرور توانست با تأسیس مراکز علمی جدید (به خصوص دانشگاه ها) به رقابت فکری و علمی با حوزه های علمیه که برای چندین قرن تنها مرکز رسمی و سنتی نخبگی فرهنگی و علمی در ایران بودند، برخیزد و نخبگان حوزوی را به مبارزه بطلبد.

چالش میان این دو گروه نخبه سنتی و مدرن در طول سده اخیر موجب ایجاد دو جریان فکری، فرهنگی و اجتماعی موازی و درعین حال متعارض در درون جامعه ایران در قالب یک شکاف اجتماعی عمدتا فعال (

Active Social Cleavage

)شده است.

در این دوره با وجود گسست و واگرایی کلی میان این دو جریان نخبه، بعضاً نیز شاهد هم گرایی های مقطعی میان برخی از لایه های آنان بوده ایم که سازگاری و هماهنگی نسبی در برهه هایی از نهضت مشروطیت، نهضت ملی شدن نفت و انقلاب اسلامی از آن جمله است. لکن هیچ گاه این هم گرایی پایدار نبوده و به سرعت به واگرایی تبدیل شده است که می توان واگرایی دهه دوم انقلاب اسلامی را به عنوان یکی از آن موارد ذکر کرد. برخی صاحبنظران نیز این امر را مهمترین عامل بروز نشانه های بحران هویت در نسل کنونی جامعه ما می دانند. به همین دلیل بحث ظهور پدیده تجدید نظرطلبی (

Revisionism

)در این دوره مطرح می شود. پدیده و لایه ای که در آغاز در درون لایه مذهبی متجدد و هماهنگ با جریان و لایه مذهبی سنتی قرار دارد؛ اما به تدریج به دلیل دوگانگی در زمینه های فکری و علمی خود با تجدید نظر و تردید نسبت به اهداف، مبانی، آموزه ها، ارزش ها و آرمان های اولیه، دینی و انقلابی خویش به لایه و جریان سکولار نزدیک شده و در نهایت در آن مستحیل می شود. در این نوشتار در پی آن هستیم که:

۱. وجود دوگانگی و شکاف فکری و علمی میان این دو گروه از نخبگان سنتی و مدرن در جامعه ایران را تبیین کنیم.

۲. عوامل و زمینه های نظری و عملی این گسست و شکاف و در نتیجه ظهور پدیده تجدیدنظرطلبی را در انقلاب اسلامی بررسی کنیم.

خاستگاه نظری شکاف نخبگان

برای شناخت چیستی شکاف موجود میان نخبگان فکری ایران و شناسایی لایه های فکری و اجتماعی اطراف آن، لازم است ابتدا با سه جریان فکری و فرهنگی متعارض در تاریخ چند صد ساله اخیر ایران آشنا شویم. این سه جریان به ترتیب ظهور عبارتند از:

۱. جریان سنتی اخباری؛۲. جریان سنتی اصولی؛

(این دو جریان متاثر از آموزه های دینی و بومی جامعه ایران بوده اند.)

۳. جریان متجدد سکولار؛ (که غیر بومی و متاثر از غرب و آموزه های فلسفی، فرهنگی و علمی آن پس از رنسانس است).

تعاملات این سه جریان، خصوصا دو جریان اصولی و سکولار در دو سه قرن اخیر، لایه های اجتماعی جدیدی را در میان نخبگان ایرانی به وجود آورده و شکاف های اجتماعی فعال و غیر فعالی را در میان این لایه ها خلق کرده است. لذا آشنایی با آنها و مبانی فکری و نظری آنان برای شناخت این لایه ها و فرآیند گسست میان آنها ضروری به نظر می رسد.

الف) جریان سنتی اخباری

جریان اخباری، در اوایل قرن یازدهم هجری به وسیله ملا محمد امین استرآبادی (متوفی ۱۰۳۶ ه .) با تالیف کتاب «الفوائد المدنیه» به وجود آمد. این جریان که در حقیقت دنباله فکری جریان مکتب «اهل حدیث» بود که از اوایل قرن چهارم تا اوایل قرن پنجم هجری، بر فقه شیعه تسلط داشت، به «مکتب اخباری» مشهور شد. این مکتب مانند مکتب اهل حدیث، روش اجتهاد و تفکر عقلی در فقه را محکوم می کرد(۱) به فقه مبتنی بر ظواهر حدیث دعوت می نمود(۲)، حجیت عقل را مردود می شمارد و به اصول فقه و اصولیون(۳) شدیداً حمله می کرد. این جریان از نیمه دوم قرن یازدهم در نجف و سایر مراکز علمی شیعه نفوذ کرد و کم کم، شکل افراطی به خود گرفت و سرانجام، در اوایل قرن دوازدهم بر همه مراکز علمی شیعه در ایران و عراق غلبه کرد و برای چندین دهه، فقه شیعه را در تصرف انحصاری خود نگه داشت.(۴)

استاد مطهری در کتاب «اسلام و مقتضیات زمان» تحجر فقهی را یکی از مهمترین معضلات جهان اسلام می داند که با قشری گری در فقه حنبلی در قرن دوم هجری آغاز شد(۵) و در دیگر نحله های فقهی نیز کم و بیش نفوذ کرد. از نظر ایشان در عالم تشیع، جریان اخباری گریِ (افراطی)، مصداق بارز جمود و تحجر فقهی است.(۶) زیرا برای عقل در فهم و استنباط احکام دینی، نقشی قائل نمی شده و به جز ظواهر روایات، منبع دیگری را برای استنباط احکام فقهی به رسمیت نمی شناخته است. اخباریون مدارک احکام را منحصر در آیات و روایات می دانستند و عقل و اجماع را مدرک ادله نمی شمردند و اجماع را حجت نمی دانستند.(۷) آنان منابع شرع را در سنت (احادیث) محدود می دانستند و در حدیث نیز بر ظواهر الفاظ تاکید می ورزیدند.

حامد الگار محقق و نویسنده امریکایی در این باره می نویسد:

«اخباریون بر آن بودند که در زمان غیبت امام (معصوم) هیچ عاملی مجاز نخواهد بود که برای فتوا دادن در مورد یک مساله مشخص، خودش اجتهاد کند و اصول فقهی را بنا به اجتهاد خود در مورد یک مساله یا موضوع خاص به کار بندد، بلکه هر عالمی فقط باید محدِّث یعنی اهل تتبع حدیث باشد و هیچ گونه صلاحیت مشروعی فراتر از این ندارد.»(۸)

به باور اخباریون حداکثری، اگر قرار است قواعدی برای فهم و دریافت احادیث و فقه تدوین شود، باید آن قواعد را از خود روایات به دست آورد. به هر حال جریان اخباری همانند جریان اصولی از جهت روشی، سنت گرا (

Traditionalist

)محسوب می شود. به این معنا که پایبند به اصول، آموزه ها و یافته های دینی که در اصطلاح علوم اجتماعی جزئی از سنت محسوب می شود است.

از آنجا که جریان اخباری افراطی (حداکثری) اولاً پس از شکست علمی و عملی در قرن دوازدهم هجری اعتبار و نفوذ خود را در جامعه ایران از دست داد و ثانیا با عقل، مباحث عقلی و علوم عقلی نیز چندان سرسازگاری نداشت، لذا ضرورتی برای پرداختن به مبانی نظری آن احساس نمی شود.(۹)

ب) جریان سنتی اصولی

سرانجام، درگیری میان دو مکتب اخباری و اصولی در نیمه دوم قرن دوازدهم هجری با ظهور علامه وحید بهبهانی (متوفی ۱۲۰۵ ه .) به نقطه عطف خود رسید. وی توانست بساط مکتب اخباری را پس از سال ها حکومت بلامنازع بر فقه شیعه درهم پیچید و بار دیگر فقه شیعه و حوزه های علمیه را بر مبنای اجتهادی و فقاهتی استوار سازد.(۱۰)

این جریان فقهی که هم اکنون نیز بر عموم حوزه های علمیه شیعه در ایران و عراق مسلط است بر خلاف اخباریون به اجتهاد و تفکر عقلی در فقه معتقد است و عقل را یکی از منابع فقه و شرع می داند و توجه به مقتضیات زمان و مکان را جزو ذاتی دین و فقه می شمرد و به اسلام فقاهتی و اجتهادی اعتقاد دارد و نوگرایی و پویایی را در درون ذات دین جست وجو می کند. همین اعتقاد است که سنت گرایی آنان را با نوعی نوگرایی درون دینی و اصلاح طلبی همراه می کند.

الگار در این خصوص می نویسد:

«اصولیون بر آن بودند که حتی در زمان غیبت امام (معصوم) نیز اجتهاد مستقل در مسائل شرعی البته بر اساس منابع فقهی مورد قبول شیعه جایز است.»(۱۱)

اصولیون شدیدا به علم اصول فقه معتقد و پایبند بودند و فلسفه(۱۲) را به رسمیت می شناختند. آنان امروزه بزرگترین جریان فکری و علمی را در حوزه های علمیه شیعه تشکیل می دهند و عمده متکلمان و فیلسوفان اسلامی در چند سده اخیر در این مکتب فقهی قرار می گیرند.

مبانی نظری جریان اصولی

همانگونه که قبلاً گفتیم جریان اصولی، جریان حاکم بر حوزه های علمیه و به عبارت دیگر جریان اصلی دینی در جهان تشیع و ایران، از نیمه دوم قرن دوازدهم هجری است. بنابراین برای شناخت مبانی نظری این جریان باید به اصول و مبانی تفکر حاکم بر حوزه های علمیه شیعه که امروزه در قالب پارادایم هایی فلسفی و کلامی در این مراکز به رسمیت شناخته می شود آشنا شویم:

۱. خدامحوری: این مبنا که در میان همه ادیان الهی از جمله اسلام مشترک است، به معنی اعتقاد به این است که خداوند در راس همه حقیقت ها و ارزش ها قرار دارد و تمام عظمت ها و کمالات بدون استثنا متعلق به ذات اوست و این که همه چیز از جمله انسان باید در راه او قرار گرفته و در صورت لزوم برای او فدا شود. در این اصل، انسان گرچه اشرف مخلوقات است و به مقام خلیفه اللهی و جانشینی خداوند بر روی زمین برگزیده شده، اما هنگامی به اوج کمال خود دست می یابد که در راه خداوند و در او محو و فنا شود.

۲. انسان شناسی فطرت گرایانه: براساس انسان شناسی فطرت گرایانه، انسان به عنوان موجودی که هر دو نوع تمایل جسمی (مادی) و روحی در او وجود دارد، شناخته می شود. تمایالات جسمی (مادی) در انسان مثل میل به خوردن، دفاع از نفس و میل جنسی، تمایلاتی بالفعل هستند که میان انسان و حیوان مشترکند و از آنها به «غرایز» تعبیر می شود. تمایالات روحی نیز به امیال نازل روحی و امیال متعالی تقسیم می شوند.(۱۳) امیال نازل، تمایلاتی هستند که خواست هایی مثل شادی و آرامش را در برمی گیرند؛ اما امیال متعالی، تمایلاتی هستند که خواست های عالی روحی، مثل آرمانخواهی، آزادی طلبی، میل به حقیقت، فضایل اخلاقی، زیبایی و خوبی را در برمی گیرند. این تمایلات بالقوه هستند و اختصاص به انسان دارند و وجود آنها فصل تمایز انسان از حیوان است و از آنها در انسان شناسی دینی به «فطرت» یاد می شود. بنابراین در انسان شناسی دینی، اولاً تمایلات فطری (تمایلات متعالی روحی) در انسان، به رسمیت شناخته می شود و ثانیا این تمایلات بر تمایلات غریزی، ترجیح داده می شود. به عبارت دیگر، انسان بودن انسان، نه در آزادی او در ارضای تمایلات غریزی، بلکه در کنترل غرایز از طریق تقویت تمایلات عالی روحی (یعنی فطرت) تبلور می یابد.

۳. اصولگرایی: این اصل به معنی اعتقاد به اصل و مبنا بودن دین در تمامی عرصه های زندگی فردی، اجتماعی، مادی و معنوی انسان و ضرورت دینی بودن همه ابعاد آنهاست. لازمه اعتقاد به این اصل، نه صرفاً دخالت، بلکه مبنا بودن دین در جمیع عرصه های اجتماعی و علمی زندگی انسان است.

۴. اطلاق حقیقت و اعتقاد به وجود معرفت های مطلق بشری: براساس معرفت شناسی رئالیستی دینی، حقیقت، امری مطلق و واحد است نه نسبی و متکثر. بدین معنا که بر یک امر واحد، از جهت واحد، فقط یک حقیقت واحد حاکم است نه حقایق متعدد. لازمه پذیرش این اصل، نفی نسبیت (۱۴) حقیقت و در نتیجه نفی پلورالیزم فلسفی است که لازمه آن نیز اعتقاد به امکان دستیابی انسان به معرفت های مطلق و در حقیقت نفی پلورالیسم معرفتی است.

۵. ثابت دانستن ارزش های اخلاقی: در کلام شیعی (و معتزلی) حسن و قبح افعال و امور، ذاتی و عقلی دانسته شده است به این معنا که بنا به حکم مستقل عقلی، امور و افعال دارای ارزش های مطلق و ثابت اخلاقی هستند و اینگونه نیست که نسبت به شرایط زمان و مکان و افراد و موقعیت های متفاوت تغییر کنند. به عبارت دیگر ارزش های اخلاقی، متغیر و سیال نیستند(۱۵) و تصور این که برخی از مصادیق افعال بد و قبیح (همانند دروغ مصلحت آمیز) از شواهد نسبیت ارزش ها محسوب می شود، در حقیقت معلول عدم توجه ما به وجود یک مغالطه ظریف در استنباط آنهاست که ترجیح دادن یک عمل بد را که به جهت پرهیز از اقدام به یک عمل بدتر (مثلاً کشته شدن یک نفس محترم) صورت می پذیرد، به معنی خوب و حسن بودن ذاتی آن عمل می پنداریم.

۶. تقدم ارزش های معنوی بر مصالح مادی: یکی از مبانی نظری دینی، تقدم ارزش های دینی و معنوی بر مصالح مادی و دنیوی است. این مفهوم را می توان از برخی روایات دینی نیز استخراج کرد. علی(ع) در این خصوص می فرماید:

«الا و انه لایضرکم تضییع شی ء من دنیاکم بعد حفظکم قائمه دینکم. الا و انه لاینفعکم بعد تضییع دینکم شی ء حافظتم علیه من امر دنیاکم.(۱۶)؛ آگاه باشید، آنچه برای حفظ دین از دست می دهید زیانی به شما نخواهد رسانید. آگاه باشید، آنچه را با تباه ساختن دین به دست می آورید سودی به حالتان نخواهد داشت.»

آن حضرت به این امر معتقد و ملتزم بود که حفظ دین در هر شرایطی اولویت دارد و اصلاح دنیا، توجیه معقولی برای آسیب رسانیدن به دین نیست. لذا بر اساس این تفکر دینی، هرگاه میان تحقق اهداف معنوی و دینی با اهداف مادی و دنیایی تعارض و تزاحمی به وجود آید، ترجیح با اهداف معنوی و دینی است.

ج) جریان متجدد سکولار:

در کنار دو جریان سنتی و بومیِ اخباری و اصولی که در درون جامعه ایران ظهور کردند از حدود دو قرن پیش (به طور خاص پس از جنگ های ایران و روس) که به تدریج دروازه های ایران به روی فرهنگ و فن آوری غرب باز شد، راه برای ورود یک جریان فکری جدید هموار شد. این جریان فکری که متأثر از نهضت های فرهنگیِ رنسانس، دینیِ پروتستانیسم، صنعتیِ انگلستان، اجتماعیِ فرانسه و سیانتیسم در اروپا و غرب بود، به تدریج پای به عرصه جامعه ایران گذارد. این جریان توانست طیف گسترده ای از رجال ایرانی فرنگ رفته و غیر فرنگ رفته را دربر گیرد و به سرعت در ایران رشد و نمو کند به گونه ای که پس از وقوع نهضت مشروطیت، به عنوان یک جریان فکری غالب در میان روشنفکران ایرانی مطرح شد. این جریان فکری به اندیشه های فلسفی و اجتماعی غرب (اعم از لیبرالیسم، مارکسیسم و ناسیونالیسم) اعتقاد داشت. از میان سردمداران اولیه آن در ایران می توان به «پرنس ملکم خان ناظم الدوله»، «سرهنگ فتحعلی آخوندزاده»، «عبدالرحیم طالب اُف»، «سیدحسن تقی زاده» و… اشاره کرد؛ البته باید توجه داشت که تفکر لیبرالیستی در میان دیگر اندیشه های اجتماعی مطرح، به دلایلی همچون حاکمیت سیاسی آن در غرب، از قوت بیشتری در میان جریان غرب گرای سکولار در ایران برخوردار بوده است. این جریان نسبت به مسائل علمی و اجتماعی نگاهی صرفا علمی (

Scientific

)یعنی تجربی و دنیامحورانه (سکولار) داشت؛ بنابراین با دخالت هر امر ماورای مادی و متافیزیکی، از جمله دین در علم مخالفت می کرد. به همین دلیل می توان اصلی ترین ویژگی فکری این جریان غرب گرا را در سکولاریسم دانست.

براین ویلسون در این باره می نویسد:

«جداانگاری دین و دنیا مفهومی غربی است که اساسا فرایندی را که به خصوص به بارزترین وجه در طول قرن جاری در غرب رخ داده است، توصیف می کند.»(۱۷)

میرزا فتحعلی آخوندزاده در این باره می گوید:

«الآن در کل فرنگستان و ینگی دنیا این مساله دایر است که آیا عقاید باطله یعنی اعتقادات دینیه موجب سعادت ملک و ملت است یا این که موجب ذلت ملک و ملت است؟ کل فیلسوفان آن اقالیم معتقدند در این که اعتقادات دینیه موجب ذلت ملک و ملت است در هر خصوص.»(۱۸)

انسان محوری (

Humanism

)، خردبسندگی(

Rationalism

)، تجربه گرایی(

Scientism

) و قداست زدایی از تبعات پذیرش این اصل (سکولاریسم) هستند که متعاقباً توضیح داده خواهند شد.

مبانی نظری جریان متجدد سکولار

جریان متجدد سکولار در ایران متاثر از اندیشه ها و تفکرات اجتماعی حاکم در غرب (مانند مارکسیسم، لیبرالیسم و ناسیونالیسم) بود که «سکولاریسم» اصلی ترین ویژگی آن تلقی می شود. این مبانی عبارتند از:

الف) مبانی مشترک

۱. سکولاریسم یا دنیامحوری: سکولاریسم در معنای عام آن به رویکردی اطلاق می شود که معتقد به تفکیک آموزه های دینی از امور دنیایی، و فردی از امور اجتماعی است و دخالت دین را در عرصه های دنیایی و اجتماعی زندگی بشر مردود دانسته و آن را به عرصه های اخروی و فردی خلاصه می کند. به همین جهت برای علم، ماهیتی دنیایی و مادی قائل است و معتقد است که آموزه های معنوی و ماوراءالطبیعی که در دین نهفته است نباید در مباحث و مسائل علمی دخلی داشته باشد و از همین روست که سکولاریسم (علمی) به معنی جداانگاری علم از دین است.(۱۹)

البته گاهی سکولاریسم در معنی الحاد و نفی کامل دین در هر دو بعد فردی و اجتماعی نیز استعمال می شود که از آن می توان به سکولاریسم فلسفی و لائیسم (

Laism

)در مقابل سکولاریسم علمی و اجتماعی که به معنی جداانگاری دین از علم و مباحث اجتماعی است یاد کرد. به عبارت دیگر سکولارهای فلسفی (لائیک ها)، مطلق دین و آموزه های دینی (اعم از ابعاد فردی، اجتماعی، مادی و معنوی آن) را رد می کنند؛ در حالی که سکولارهای علمی و اجتماعی، دین را مطلقا نفی نمی کنند و آن را در حیطه فردی و اخروی به رسمیت می شناسند لکن دخالتش را در امور اجتماعی، علمی و دنیوی نمی پذیرند. در این نوشتار همین معنی عام از سکولاریسم مورد نظر است.

۲. قداست زدایی و عدم اعتقاد به امر مقدس: یکی از تبعات و در عین حال، مبانی سکولاریسم، قداست زدایی و نفی مقدسات است. «براین ویلسون» در این خصوص می نویسد:

«تعابیر دیگر و کمابیش محدودتری که به برخی از تحولات همین فرایند (سکولاریزاسیون) اشاره دارند، عبارتند از: تقدس زدایی، عَلْمانی یا غیر روحانی کردن و…»(۲۰)

برخی، قداست را به «نقدناپذیری» نیز تفسیر کرده و معتقدند که سکولاریسم به تفکر «نقدناپذیری» گردن نمی نهد.(۲۱)

۳. تجربه گرایی و سیانتیسم یا ساینتیسم 🙁

Scientism

)این اصل به نفی مطلق ثبوت امور ماورای تجربه پرداخته، شناسایی انسان را منحصر به قلمرو علوم فیزیکی می داند و مدعی است که بازگشت همه معارف واقعی و از آن جمله علوم انسانی به علوم طبیعی است و بس. مکتب تحصلی به این معناست و به نام «مکتب اصالت علم» نیز خوانده شده است.(۲۲) تجربه گرایی با هر دینی که شالوده مابعدالطبیعی معناداری دارد قطع نظر از ادعای وحی آسمانی ناسازگار است. لذا واضح است که در نقطه مقابل تفکر دینی قرار می گیرد.

۴. انسان محوری یا اومانیسم 🙁

Humanism

)بدین معنا که انسان در راس همه حقیقت ها و همه ارزش های جهان هستی است و همه چیز برای اوست و باید به او ختم شود و اوست که معیار ارزش هر امری است. در این مبنا، انسان گرایی در نقطه مقابل خداگرایی دینی، اساس و محور جهان بینی را تشکیل می دهد.(۲۳)

۵. خردبسندگی یا عقل گرایی 🙁

Rationalism

)به معنی اعتقاد به برتری عقل و بسندگی آن برای هدایت بشر در همه شؤون به ویژه شؤون اجتماعی و نفی دین و سنت به عنوان منابع معرفت انسان است. از این مبنا، بعضاً «عقلانیت ابزاری» نیز تعبیر می شود، بدین معنا که از دیدگاه توماس هابز، دیوید هیوم و بنتهام، عقل عهده دار تعیین اهداف و مقاصد انسان نیست، بلکه این وظیفه را امیال و غرایز بر عهده دارند. عقل را تنها می توان خدمتکار یا به قول هیوم «برده» شهوات و خواهش ها شمرد، زیرا که هرکس در درون خویش از سوی علایق و تمایلات، هدایت و رانده می شود.(۲۴)

۶. تجددخواهی 🙁

Modernism

) تجدد و مدرنیسم رویکردی است در مقابل سنت گرایی (

Traditionalism

) که پایبندی به آموزه ها، یافته ها و آداب پیشینیان را نفی کرده و نوآوری تجدیدنظر را در آنها توصیه می کند. «آنتونی گیدنز» در این باره می گوید:

«تضاد با سنت، ذاتی مفهوم مدرنیته است.» (۲۵)

البته در علوم اجتماعی معمولاً نوعی دین گرایی در مفهوم سنت گرایی و سکولاریسم در مفهوم تجدد نهفته است که احتمالا همزمانی افول دین گرایی و سنت گرایی از یک طرف و رشد سکولاریسم و تجددگرایی از طرف دیگر در غرب، علت این تسری مفهومی است، به گونه ای که حتی بعضاً سنت گرایی معادل دین گرایی و تجدد معادل سکولاریسم تلقی می شود.

ب) مبانی اختصاصی لیبرالیسم

از آنجا که تفکر لیبرالیستی قویترین اندیشه مطرح در میان متفکران جریان سکولار متجدد بوده و هست، لذا در ادامه تبیین مبانی نظری اندیشه غربی، به تبیین اختصاصی مبانی نظری لیبرالیسم پرداخته می شود.

۱. نسبیت حقیقت ومع

  راهنمای خرید:

  • همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
  • ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
  • در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.