اگر فایل یا کتابی رو که میخواهید توی سایت نیست روی " پیشنهاد فایل " کلیک کنید.
خرید و دانلود فایل پاورپوینت کامل اولین تکاپوهای تشیع در خراسان
224,700 تومان قیمت اصلی 224,700 تومان بود.109,200 تومانقیمت فعلی 109,200 تومان است.
تعداد فروش: 71
فرمت فایل پاورپوینت
با فایل فایل پاورپوینت کامل اولین تکاپوهای تشیع در خراسان یک ارائهی بینقص بسازید!
پاورپوینتی زیبا و کاربردی:
فایل فایل پاورپوینت کامل اولین تکاپوهای تشیع در خراسان شامل 108 اسلاید کاملاً حرفهای و چشمنواز است که برای ارائهی مستقیم یا چاپ آماده شدهاند.
آنچه فایل فایل پاورپوینت کامل اولین تکاپوهای تشیع در خراسان را متمایز میکند:
- طراحی مدرن و هدفمند: فایل پاورپوینت کامل اولین تکاپوهای تشیع در خراسان با ترکیب رنگها و چیدمان هوشمندانه، به انتقال بهتر مفاهیم کمک میکند.
- کاربری راحت و سریع:فایل پاورپوینت کامل اولین تکاپوهای تشیع در خراسان بدون نیاز به ویرایشهای پیچیده، فقط فایل را باز کنید و ارائه دهید.
- کیفیت بالا برای نمایش: همهی اسلایدها با رزولوشن مناسب و ساختاری منظم آماده ارائه هستند.
ساختهشده با دقت و استانداردهای بالا:
فایل پاورپوینت کامل اولین تکاپوهای تشیع در خراسان با رعایت جزئیات طراحی شده تا در هر محیطی بدون مشکل نمایش داده شود. هیچگونه بهمریختگی یا ایرادی در اسلایدهای فایل پاورپوینت کامل اولین تکاپوهای تشیع در خراسان وجود ندارد.
تذکر:
در صورت مشاهدهی تفاوت در کیفیت، احتمال استفاده از نسخههای غیراصلی وجود دارد. نسخه معتبر فایل پاورپوینت کامل اولین تکاپوهای تشیع در خراسان با دقت توسط تیم طراحی آماده شده است.
همین حالا دانلود کن و با فایل پاورپوینت کامل اولین تکاپوهای تشیع در خراسان مخاطبهات رو تحت تاثیر قرار بده!
بخشی از متن فایل پاورپوینت کامل اولین تکاپوهای تشیع در خراسان :
از دیر باز تاکنون ارتباط تشیع و ایران از جمله موضوعات بحث انگیز در میان مورخان و محققان بود و نظریات گوناگون و گاه متضادی در مورد منشا و خاستگاه تشیع و چگونگی و چرایی انتشار آن در ایران، ارائه شده است. مقاله حاضر سعی دارد اولین تماس های ایرانیان (خصوصا اهل خراسان) با تشیع در دو قرن اول هجری را به بحث گذارد. تشیع مورد نظر در این مقاله عام تر از مفهوم شناخته شده آن در قرون بعدی است، از این رو علاوه بر علویان و هوادارانشان، تحرکات کیسانیه و عباسیان در خراسان را نیز در برگرفته و به این نتیجه گیری نایل آمده که در دوره مورد بررسی، تشیع بیشتر با زمینه های سیاسی – اجتماعی همراه و عنوان شیعه بیشتر سرپوشی برفعالیت های ضد اموی بخش هایی از مردم ایران بوده است. به همین دلیل بود که با پیروزی عباسیان از تعداد و وسعت جنبش های با ماهیت شیعی (از نوع علوی) در خراسان کاسته شد و همراه با محبت به اهل بیت پیامبرصلی الله علیه وآله وسلم، به تدریج مذهب رسمی و مورد تایید خلافت در میان مردم نواحی شرقی ایران تثبیت گردید.
مقدمه
مفهوم تشیع در اوایل ظهور اسلام، به مراتب عام تر از مفهوم شناخته شده آن در قرون بعدی است تا جایی که برخی از محققان برای تبیین این مفهوم، تشیع را به سیاسی و مذهبی تقسیم کرده اند. براساس این نظر باید بین پیروان علی علیه السلام که بر جانشینی آن حضرت به عنوان وصی تاکید داشتند و کسانی که به خاطر زمینه های سیاسی – اجتماعی از او حمایت می کردند، قائل به تمایز شد. (۱) هم چنین غیر از اصحاب خاص علی علیه السلام که به امامت و خلافت بلافصل وی بعد از پیامبرصلی الله علیه وآله وسلم به حکم نص اعتقاد داشتند، ابتدا «شیعه » به معنی تفضیل علی علیه السلام بر عثمان و مخالفت با معاویه به کار می رفت. در این دوره حتی تفکیک بین علویان و عباسیان برای بسیاری از هواداران شیعه محقق نشده بود و شیعه کلیه هواداران خاندان پیامبرصلی الله علیه وآله وسلم اعم از علوی و عباسی را در برمی گرفت تا جایی که عباسیان نیز خود را شیعه معرفی می کردند.
در مقاله حاضر، اصطلاح شیعه به مفهوم کلی آن مورد نظر است، چرا که تشیع به مفهوم خاص، خود را نه به عنوان فرقه ای از اسلام، که ادامه راستین آن می داند و پیدایی هواداران خاص علی علیه السلام را به زمان حیات پیامبرصلی الله علیه وآله وسلم می رساند. (۲) خاستگاه و زمان پیدایش تشیع محتوای برخی از تحقیقات محققان را به خود اختصاص داده است و بسیاری براین امر تاکید کرده اند که تصور منشایی غیر عربی برای شیعه چندان با واقعیت های تاریخی مطابقت ندارد، بلکه تشیع به صورت صریح و روشن، همچون اسلام، در سرزمین های عربی تولد یافته و پس از آن به موالی و غیر عرب سرایت کرده است. (۳) بر همین مبنا جنبش تشیع، حداقل در دوره آغازین، ارتباطی با عکس العمل روح ایرانی در مقابل اسلام ندارد.
شواهد فراوانی در دست است که تشیع (به مفهوم عام) در طول تاریخش منحصر به ایران نبوده، بلکه در دوره هایی طولانی از تاریخ اسلام کانون های اصلی تشیع در خارج از ایران قرار داشته است، و این حقیقت که در قرون اولیه هجری مذهب قسمت عمده مردم ایران غیر شیعی بود، نقض کننده نظریه هایی است که در آن سعی شده است به نحوی پیدایش شیعه را به ایران و ایرانیان نسبت دهند. (۴)
حضور ایرانیان در جنبش های سیاسی – اجتماعی جامعه اسلامی، از نیمه دوم قرن اول هجری آغاز شد و این در حالی است که بحث در مورد امامت علی علیه السلام – حداقل در حلقه ای خاص از اصحابش که غیر از سلمان فارسی همه عرب بودند – مدت ها پیش از این زمان در سقیفه و به سخن نوبختی در زمان حیات پیامبرصلی الله علیه وآله وسلم در بین پیشگامان شیعه مطرح شده بود. (۵) پیوند جامعه ایرانی با تشیع در قرون بعدی و به تدریج حاصل شد که در این مقاله به بررسی این موضوع، یعنی نفوذ تدریجی تشیع (به مفهوم عام) در ایران با تاکید بر خراسان، به خصوص در دو قرن اول هجری، می پردازیم.
۱) اولین تماس های ایرانیان با تشیع
موضع گیری های عدالت خواهانه علی علیه السلام در حمایت از اهل ذمه و توصیه به عاملانش در پرهیز از ظلم و ستم نسبت به ایشان، به طور مکرر در سفارش های وی به کارگزارانش نقش بسته است. (۶) حمایت علی علیه السلام از موالی و غیر عرب، نه به عنوان موضعی موقت در جهت جذب عناصر ناراضی، که ناشی از روحیه عدالت خواهانه وی بود. هم چنان که در قضیه قتل هرمزان صریحا در مجلس مشورتی عثمان به کشتن قاتل وی، یعنی عبیدالله بن عمر رای داد، (۷) و به سبب همین اصرار علی علیه السلام بود که عبیدالله به رغم میل باطنی خود ، در دوران حکومت آن حضرت به معاویه پناه برد، (۸) اگر چه در نزد وی نیز از ستایش علی علیه السلام دریغ نورزید. (۹) به گفته یعقوبی:
علی مردم را در عطا برابر نهاد و کسی را برتری نداد و موالی را چنان عطا داد که عرب اصلی را. (۱۰) )
این موضوع مایه ناخرسندی عرب، خصوصا اشراف از علی علیه السلام بود تا آن جا که آشکارا از وی خواستند اشراف عرب و قریش لکن در دیدگاه وی فرزندان اسماعیل بر فرزندان اسحاق هیچ گونه رجحانی نداشتند (۱۲) و وی هرگز حاضر نبود نصرت و پیروزی را با جور و ستم کسب کند.
طبیعی است این گونه موضع گیری ها برای جماعتی که مدت ها تحقیر شده و هستی و موجودیت خویش را در خطر می دیدند تازگی داشت و از سوی ایشان با تحسین مواجه می شد. (۱۳) با این حال شواهد موجود حاکی است که میزان پیوستگی ایرانیان به تشیع، حتی در زمان خلافت علی علیه السلام هم چندان زیاد نبود و به نقاطی خاص منحصر بود; مثل مناطق ایرانی نشین کوفه، (۱۴) و بخش هایی از نواحی ایرانی نشین در «سواد» و عمدتا در محدوده ای که به طور مستقیم تحت حاکمیت علی علیه السلام قرار داشت.
علی علیه السلام نیز به واسطه جنگ های داخلی فرصت نیافت تا در دوره خلافتش، در خارج از عراق شناخته شود تا جایی که در همین دوره در بسیاری از نقاط ایران شورشی سراسری به چشم می خورد، حتی در برخی مناطق مردم با نپرداختن خراج به خوارج گریخته به ایران می پیوندند. (۱۵) احتمالا تشیع مردم مدائن هم از حضور سلمان فارسی در این شهر به عنوان حاکم، بی تاثیر نیست; (۱۶) وی از اصحاب خاص علی علیه السلام بود و «در دوره حکومتش در مدائن پشمینه می پوشید و نان جو می خورد و الاغ جل دار سوار می شد و مردی عابد و زاهد بود» (۱۷) و هم اوست که حلقه اتصال بخشی از ایرانیان با خاندان پیامبرصلی الله علیه وآله وسلم و در نتیجه اسلام، محسوب می شود.
۲) ایرانیان و قیام مختار
تشیع از هنگامی که خواست ها و آمال ایرانیان را با دیدگاه ها و آموزه های سیاسی خویش منطبق کرد توانست گستره نفوذ خود را در بین ایرانیان افزایش دهد. در واقع اکثریت جامعه ایرانی در این دوره بیش از هر چیز به دنبال مفر و مامنی بودند که در پناه آن موجودیت و حیات خویش را در مقابله با حاکمیت و سیادت عربی حفظ نمایند.
برای اولین بار ارتباط و همسویی ایرانیان با تشیع، به صورت نسبتا گسترده، در شرکت همه جانبه در قیام مختار مطرح شد، چرا که در دو قیام شیعی قبل از مختار، یعنی نهضت امام حسین علیه السلام و قیام توابین، نشانی از حضور ایرانیان دیده نمی شود. در واقع بخش های وسیعی از ایرانیان درهمبستگی با قیام مختار، که به هر حال داعیه شیعی داشت، با اسلام پیوند خورد. تعداد موالی در میان لشکریان مختار چنان چشم گیر بود که برخی آن قیام را جنبشی علیه اعراب به شمار آورده اند. (۱۸) بنابر بعضی روایات، حامیان ایرانی مختار ابتدا بیست هزار و سپس تا چهل هزار نفر افزایش یافتند. (۱۹) حتی اگر در این عدد نیز اغراق شده باشد (۲۰) به اتفاق آرای مورخان، اکثریت حامیان وی را ایرانیان تشکیل می دادند. از روایتی دیگر بر می آید که حداقل دو سوم از سپاه شش هزار نفری مختار که پس از کشته شدن وی به «مصعب بن زبیر» تسلیم و قتل عام شدند، ایرانی بودند. (۲۱)
از جمله ایرادهایی که اشراف کوفه به مختار داشتند این بود که ایرانیان را برگردن ایشان سوار کرده است. (۲۲) رویارویی اشراف کوفه با مختار و پیوستن ایشان به «مصعب » نیز ناشی از این امر بود، حتی هواداران عرب مختار نیز از موقعیت جدید «موالی » ناخشنود بودند. مختار به موالی گفته بود که شما از منید و من از شمایم، از همین رو بود که در سپاه وی به عربی سخن گفته نمی شد. (۲۳) در مواضع دیگری حامیان غیر عرب مختار بندگان فراری خطاب شده اند. (۲۴) چنان که از روایتی معلوم می شود که غیر از موالی عده ای از هواداران مختار از غلامان (احتمالا ایرانی) بوده اند. (۲۵) در این صورت می توان از قیام مختار به عنوان عاملی در پیوستن بخشی از جامعه ایرانی به اسلام از نوع شیعی، نام برد.
حامیان ایرانی مختار تنها زمانی به حمایت جدی از وی مصمم شدند که از حمایت های سیاسی – اجتماعی او در مقابل اربابان عرب خود، اطمینان یافتند. اگر مختار توانست شیعیان عراق را با شعار خونخواهی امام حسین علیه السلام بسیج کند، موالی را با شعار حمایت از ایشان به سمت خود جذب کرد. رمز موفقیت مختار این بود که نیازهای ایشان را دریافت و در ترفیع منزلت اجتماعی غیر عرب کوشید. اشراف عرب می گفتند او با شجاعت عرب ها و کینه عجمان با ما نبرد می کند. (۲۶) حتی رئیس شرطه او از موالی بود. (۲۷)
اشراف کوفه مهم ترین ایرادی که بر مختار داشتند این بود که آزادشدگانشان (موالی) را بر ایشان تفوق داده و بر مرکب نشانده و از غنایم روزیشان داده است. (۲۸) از همین روی بود که مختار می گفت ایرانیان از اعراب بر من مطیع تر و وفادارترند و هر چه بخواهم بی درنگ انجام می دهند. (۲۹) در واقع عامل اصلی نزدیکی ایرانیان به مختار و حمایت از وی، مسائل سیاسی – اجتماعی بود و کمتر علایق خاص مذهبی در آن به چشم می خورد. این موضوع خصوصا هنگامی مشخص می شود که بدانیم در قیام امام حسین علیه السلام و توابین که اندک زمانی قبل از قیام مختار روی داد، از حضور غیر عرب (ایرانی) ذکری نشده است (۳۰) و اصولا جریان تشیع تا زمان توابین هنوز ویژگی عربی محض داشت. (۳۱) با این وصف قیام مختار در روند رشد کمی و کیفی دین اسلام، در ایران مرحله ای مهم شمرده می شود، زیرا پس از آن بود که تشیع هر چه بیشتر با اعتراضات و آمال سیاسی غیر عرب (اعم از مسلمان یا غیر مسلمان) ارتباط یافت. (۳۲) قیام مختار نمایانگر اولین تشکل گسترده ایرانیان بر مبنای آیین جدید است که به تدریج حلقه ارتباط ایشان با گذشته را کمتر نمود.
۳) کیسانیه در خراسان
ظاهرا فرقه کیسانیه، در نیمه دوم قرن اول هجری در گرایش برخی از ایرانیان، خصوصا مردم خراسان، به تشیع و در نتیجه اسلام نقش اصلی را بر عهده داشت، گر چه مدارک و اسناد تاریخی روشنی در این مورد وجود ندارد، اما برخی شواهد و قراین حاکی از آن است که پس از سرکوب قیام مختار و احیای مجدد قدرت بنی امیه و ظهور حجاج (مرد قدرتمند ایشان در شرق)، فشار و سخت گیری بر تمامی معارضان اموی، از جمله خوارج و شیعه، به نهایت خود رسید. سیاست های خشن و سرکوبگر حجاج – که در تاریخ شیعه به زشتی هر چه تمام تر از او نام برده شده است – موجب شد تا برخی از شیعیان در پی یافتن گریزگاه به ایران روی آورند. سکونت و استقرار شیعیان قبیله اشعری در قم پس از شکست قیام ابن اشعث (۳۳) گواهی بر این مدعااست.
بعید نیست که نمونه ای از مهاجرت یا گریز اجباری قبایل عرب متمایل به شیعه، هم چنان که در قم اتفاق افتاد در نقاط دیگر و از جمله در خراسان نیز تکرار شده باشد. ظاهرا یکی از دلایلی که یحیی بن زید(مقتول ۱۲۵ق) خراسان را جهت قیام ضد اموی برگزید، جلب هواداران کوفی خود بود که حجاج و دیگر امرای اموی عراق آن ها را به خراسان تبعید کرده بودند. (۳۴) شواهدی در دست است که عده ای از شیعیان پس از سرکوب قیام زیدبن علی(مقتول ۱۲۲ق) به ایران پناه آوردند. (۳۵) با این حال، روایات تاریخی دلالت می کند که کار تشکیلاتی منظم و سازماندهی شده در نفوذ و گسترش تشیع در خراسان، مرهون تلاش داعیان و مبلغان کیسانی است که پس از شکست قیام مختار و آشکارا پس از مرگ محمدبن حنفیه به امر فرزندش ابوهاشم به این مناطق گسیل شدند. ابا هاشم نخستین امامی بود که دستگاه تبلیغاتی منظمی تشکیل داد تا یاران تازه ای به عضویت حزب در آورد. (۳۶)
در واقع گرایش شیعی مردم خراسان که در اوایل قرن دوم هجری تحت شعار «الرضا من آل محمد» و در برخورد با نظام اموی متجلی شد، اگر سهمی را مدیون استقرار قبایل عرب (خصوصا اعراب جنوبی) متمایل به شیعه در خراسان باشد، (۳۷) حتما سهمی اساسی از آن ناشی از تبلیغات و تحرکات مبلغان کیسانی در خراسان است. غالبا چنین تصور می شد که تبلیغات شیعی در خراسان بی هیچ سابقه ای با عباسیان آغاز شده است (۳۸) اما تحقیقات جدید روشن کرده است که برخی از اعضای فرقه کیسانیه حتی در شرقی ترین نقطه ایران، یعنی خراسان، زندگی و فعالیت داشته اند و با معرفی ابن الحنفیه و سپس فرزندش به عنوان امام شیعی، تبلیغ می کرده اند. به نوشته ابوالفرج اصفهانی، شیعیان خراسان پس از مرگ محمدبن حنفیه فرزندش، ابوهاشم را امام می دانستند، (۳۹) حتی گروهی از هواداران ابوهاشم پس از مرگ وی معتقد به غیبت و رجعت او شدند و سرانجام از عراق به ایران کوچ کردند. (۴۰)
حضور چشمگیر موالی در کنار اعراب، در اولین هسته های سری جریان هاشمیه (کیسانیه) در کوفه و اشتغال ایشان به تجارت در مسیرهای بین خراسان و عراق و شام (۴۱) ، نمایانگر آن است که احتمالا اولین تماس های این گروه با جامعه ایرانی از طریق جذب طبقه نسبتا مرفه و عمدتا بازرگان آغاز شده است. بکیربن ماهان و ابوسلمه که بعدا جایگاه مهمی در دعوت عباسی کسب کردند نمونه هایی از این افراد هستند. نام این دو، جزء فهرستی از هواداران بالقوه دعوت عباسی بودکه از سوی ابن بجیر، یار نزدیک ابوهاشم، به محمدبن علی عرضه شد. (۴۲)
منابع اطلاعات ما از کم و کیف فعالیت کیسانیه در خراسان، محدود است. بنابر بعضی اخبار، شیعیان نقاط مختلف و از جمله خراسان در یک نظام سری و سازماندهی شده زکات خود را به محمدبن حنفیه و پس از او به پسرش پرداخت می کردند. (۴۳) عباسیان نیز گرچه پس از پیروزی، برای مشروعیت حاکمیت خویش روایت های جدیدی ساخته و پرداخته اند (۴۴) ، اما در ابتدا به دلایل مختلف و از جمله برای جلب هواداران علویان، مدعی وصایت امر دعوت از جانب ابوهاشم بودند. (۴۵) گفته اند: ابوهاشم هنگام وفات درجلسه ای که محمدبن علی عباسی حضور داشت داعیانش را در خراسان به متابعت از وی سفارش کرد (۴۶) و اسرار دعوت را با او گفت و دعوتگران را به او شناسانید. (۴۷) اغلب دعوتگران دراین جلسه از موالی بودند، (۴۸) از این رو برخی گفته اند: کیسانیه بیشتر خصلتی غیر عربی داشتند. (۴۹)
انتخاب خراسان برای فعالیت از سوی عباسیان و مرکزیت مرو، و نیز توصیه ایشان به داعیان در نزدیکی به قبایل ربیعه و دوری از تمیم و قیس ، و حتی انتخاب ابو رباه میسره (از موالی) به عنوان فرمانده تشکیلات در کوفه نیز با اشاره ابوهاشم بود. (۵۰) اگر آن گونه که ولهاوزن می گوید موضوع انتقال دعوت از ابوهاشم به محمدبن علی هم ابداع اندیشمندانه عباسیان باشد (۵۱) ، باز هم تاکیدی بیشتر بر اهمیت و جایگاه اجتماعی گروه هاشمیه (کیسانیه) در آن دوره است.
۴) گرایش های شیعی در خراسان
از جمله عواملی که باعث شد محمدبن علی عباسی خراسان را برای نشر دعوت خویش برگزیند، گرایش مردم این دیار به تشیع بود و این امر را بیش از هر چیز بایستی مرهون هواداران هاشمیه دانست.
بکیربن ماهان داعی بزرگ عباسیان، ضمن ترغیب محمدبن علی برای انتخاب خراسان گفت:
سراسر جهان را گردیده و به خراسان رفته ام، هرگز کسانی را این چنین شیفته خاندان پیامبر ندیده ام … .
وی هم چنین در توضیح میزان اشتیاق مردم خراسان به اهل بیت علیهم السلام، به سخن یک ایرانی استناد کرد که به فارسی گفته بود:
هرگز کسانی را به گمراهی اعراب ندیده ام; پیامبر ایشان درگذشت و قدرت او به دست کسانی جز از خاندان او افتاد. (۵۲)
نفوذ محدود فرقه های مذهبی تا اواخر قرن اول هجری در خراسان، از دیگر ویژگی های این خطه بود که در انتخاب آن به عنوان کانون بسط دعوت عباسی نقش برجسته ای ایفا کرد. (۵۳) طبیعی است تشیع این منطقه نیز سطحی و بیشتر از نوع سیاسی و یا دوستداری خاندان پیامبر بود و «اکثر کسانی که در خراسان خود را شیعه می نامیدند قائل به تفاوت عمده ای بین اعضای اهل بیت نبودند، بلکه آمادگی پیروی از رهبری از خاندان پیامبر را علیه امویان داشتند». (۵۴)
و این امر بیشتر از تنفر آنان از بنی امیه، به
- همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
- ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
- در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.
