📥 ترافیک اینترنت مصرفی جهت دانلود فایل‌ها در میکی بوک، به‌صورت نیم‌بها می باشد.
فقط اینقدر👇 دیگه زمان داری با تخفیف بخریش
00روز
01ساعت
48دقیقه
56ثانیه

خرید و دانلود فایل پاورپوینت کامل محورهای کلی ممنوعیت رسانش پیام

قیمت اصلی 224,700 تومان بود.قیمت فعلی 109,200 تومان است.

تعداد فروش: 77

فرمت فایل پاورپوینت

1 آیتم فروخته شده در 30 دقیقه
3 نفر در حال مشاهده این محصول هستند!
توضیحات

فایل پاورپوینت کامل محورهای کلی ممنوعیت رسانش پیام؛ انتخابی مطمئن برای ارائه‌ای حرفه‌ای

اسلایدهایی آماده برای استفاده:

فایل فایل پاورپوینت کامل محورهای کلی ممنوعیت رسانش پیام شامل 120 اسلاید با طراحی دقیق و ساختاری استاندارد است که برای ارائه‌های رسمی یا چاپ، کاملاً مناسب و آماده استفاده می‌باشد.

ویژگی‌هایی که فایل فایل پاورپوینت کامل محورهای کلی ممنوعیت رسانش پیام را متمایز می‌کند:

  • طراحی بصری حرفه‌ای:فایل پاورپوینت کامل محورهای کلی ممنوعیت رسانش پیام با بهره‌گیری از رنگ‌بندی هوشمندانه و چیدمان اصولی جهت انتقال بهتر مفاهیم ارائه.
  • سهولت در اجرا: تمامی اسلایدها از پیش تنظیم شده‌اند و بدون نیاز به ویرایش، قابل استفاده هستند.
  • وضوح بالا و نظم ساختاری: کیفیت بالای عناصر گرافیکی و هماهنگی کامل در نمایش، تجربه‌ای بدون نقص را فراهم می‌سازد.

استاندارد بالا در تولید محتوا:

فایل فایل پاورپوینت کامل محورهای کلی ممنوعیت رسانش پیام با رعایت اصول حرفه‌ای طراحی شده و عاری از هرگونه ایراد گرافیکی یا ناهماهنگی در نمایش می‌باشد.

نکته مهم:

در صورت مشاهده نسخه‌هایی با کیفیت پایین‌تر، توجه داشته باشید که ممکن است نسخه‌های غیررسمی باشند. نسخه اصلی فایل فایل پاورپوینت کامل محورهای کلی ممنوعیت رسانش پیام تنها از طریق منبع معتبر در دسترس است.

هم‌اکنون فایل فایل پاورپوینت کامل محورهای کلی ممنوعیت رسانش پیام را دریافت کرده و ارائه‌ای حرفه‌ای و متمایز تجربه نمایید


بخشی از متن فایل پاورپوینت کامل محورهای کلی ممنوعیت رسانش پیام :

چکیده: تتبعات نویسنده نشان می دهد عنوان کتب ضلال در منابع فقهی مصداقی (و یا

نشانه ای ) است برای هر گونه پیام که تولید و انتشار آن از نظر عقل یا نقل (فطرت یا

شریعت) ممنوع باشد. در این مقاله درصدد آنیم محورهای کلی و یا مصادیق اصلی پیام های

ممنوع را از منابع اسلامی شناسایی کرده تا راه تشخیص مصادیق جزیی را هموار نماییم

.

با استقرایی که انجام شد هشت محور کلی را به عنوان مصادیق اصلی پیام ممنوع معرفی

می کنیم

:

۱.

افتراء و کذب بر خدا و پیامبران و امامان (علیهم السلام) افتراء و کذب بر افراد

عادی و تحریف کلام هر دو گروه. ۲. ایجاد یاس و نومیدی از رحمت خدا و نیز اطمینان

خاطر بخشیدن نسبت به مکر و عذاب الهی ۳. افشای اسرار فردی و جمعی و حکومتی. ۴

.

تحریک جنسی و تحریض بر بی بند و باری شهوانی. ۵. انکار و کفر نسبت به ضروریات و

اصول و احکام ثابت دینی. ۶. دشنام و سب و توهین نسبت به خدا و بندگان او. ۷. ترویج

مکاسب محرمه همانند سحر و کهانت و شعبده. ۸. به کارگیری شیوه مغالطات

.

مقدمه

:

آنچه در این مقاله می آید نه یک کار محض فقهی است که هدف از آن استنباط حکم یا

تنقیح موضوع باشد و نه در مقام عرف عام هستیم تا مصادیق جزیی یک حکم را برای عمل

خود شناسایی کنیم بلکه سعی داریم نقش یک کارشناس فقه را ایفا نموده و با نگاهی که

به فتاوای فقهای عظام داریم مصادیق کلی پیامهای حرام و ضاله را معرفی کنیم. ادعا

نداریم با استقرای تام توانسته ایم همه محورها را شناسایی کنیم اما این ادعا را

داریم که با توجه به توسعه حوزه فعالیت های رسانه ای در کشور جای این گونه رویکردها

تا حدودی خالی بوده و لذا ضروری می نماید تا پژوهشگرانی با استفاده از فتاوای مشهور

بزرگان، انواع و اقسام پیامها (صوتی، تصویری و …) را جمع آوری کرده و حکم هر کدام

را بیان کنند. اگر شیوه ای که در این مقاله به کار بسته شده مورد تایید مسئولان

مربوط قرار گیرد امید است گامی باشد برای پژوهشهای بعدی تا به احتیاج و نیازی که

جامعه ما به طور طبیعی و به صورت جدی با آن مواجه است، پاسخ مثبتی داده شود

.

پس از استقرای مواردی از پیامهای ممنوع، آنها را در محورهای کلی تری درجه بندی کرده

و مباحث مشابه را کنار هم آورده و به صورت زیرمجموعه های یک محور ارائه داده ایم

.

۱

کذب

این محور خود دارای مصادیقی می باشد که عبارتند از

:

الف افترا بر خداوند و اولیاء او (علیهم السلام

):

خداوند بزرگ در آیات فراوانی، افتراء بر خود را از جمله کارهای ظالمانه و بلکه

بالاترین ظلمها معرفی می کند: و کیست ستمکارتر از آن کسی که به خدا دروغ بست یا

آیات خدا را تکذیب کرد؟ هرگز ستمکاران را رستگاری نخواهد بود. (انعام/۲۱) و نیز

آیات آل عمران/۹۳، نساء/ ۴۹، اعراف/۳۶، یونس/۱۶، هود/۱۷ و

…)

و در برخی آیات، از کسانی که از پیش خود مطلبی را آورده و آن را به خدا نسبت

می دهند، انتقاد می کند: پس وای بر کسانی که از پیش خود چیزی نوشته و به خدای متعال

نسبت می دهند تا به بهای اندک (و متاع ناچیز دنیا) بفروشند وای بر آنها از این

نوشته ها و آنچه از آن بدست آرند. (بقره/ ۷۸

)

و در برخی دیگر از آیات ،کسانی را که حلال خدا را حرام کرده و فرزندان خود را

می کشند خاسر و سفیه و ضال معرفی می کند: البته آنها که فرزندان خود را به سفاهت و

نادانی کشتند زیانکارند و بی بهره از آنچه خدا روزیشان کردچون افترا به خدا بستند

سخت گمراه شدند و هدایت نیافتند. (انعام/۱۳۹

)

برخی افراد که در همه زمینه های علوم معتقد به مراجعه به متخصص هستند در ارتباط با

دین شناسی، همگان و از جمله خود را بدون داشتن تخصص، لایق اظهارنظر می دانند و هر

چه را که به ذهنشان می رسد بر قرآن و سنت حمل نموده و آن را به دین نسبت می دهند،

این مسئله (عدم رجوع به متخصص و اظهارنظر پیرامون دین از روی هوا و هوس) ریشه

بسیاری از ضلالتها و گمراهی هاست. و بسیاری از اظهارنظرهایی که امروزه، پیرامون

احکام فقهی از جمله حجاب زن، قصاص، دیات، ارتداد و … صورت می گیرد از طرف کسانی

است که تخصص لازم برای افتاء و اظهارنظر در دین را ندارند و اینها مشمول آیات ذکر

شده و روایاتی همانند روایت زیر هستند

:

امام رضا(ع) از پدران گرامیش از امیرمؤمنان(ع) از رسول اکرم (ص) که فرمود

:

هر کس با نداشتن علم فتوی دهد، فرشتگان آسمانها و زمین او را لعنت می کنند. (مجلسی،

1403

ق، ج۲، ص ۱۱۵

).

در حدیث دیگری حضرت امام صادق (ع) به مجموعه ای از شرایط لازم برای صدور فتوی اشاره

دارند، توجه فرمایید

:

فتوی دادن جایز نیست جز برای کسی که از راه صفای باطن و اخلاص در عمل و حجت و برهان

الهی در همه حال از خداوند کمک بخواهد. کسی که فتوی دهد حکم کرده و حکم بدون اذن

خدا و حجت و برهان او صحیح نیست و کسی که بدون دیدن خبری حکم دهد، نادان است و به

نادانی خود گناه کرده، مؤاخذه می شود. پیامبر(ص) فرمودند: پرجرأت ترین شما بر صدور

فتوی، پرجرات ترین شما بر خدای متعالید. آیا مفتی نمی داند که او میان خدا و

بندگانش واسطه شده، و میان بهشت و دوزخ قرار گرفته؟! و امیرمومنان به یک نفر قاضی

فرمودند: آیا ناسخ و منسوخ را می شناسی؟ گفت: نه، آیا بر مقصود و امر خداوند در

آیات قرآن اشراف داری؟ گفت: خیر، پس هلاک شدی و هلاک کردی. (همو، ص ۱۲۱

)

از دیگر زیرمجموعه های این بحث، رد احادیث معصومین (ع) بدون دلیل و مدرک کافی است

.

اگر چه یکی از راههای تشخیص صحیح از سقیم حدیث، عرضه آن بر قرآن است، اما از آنجا

که خود قرآن دارای محکمات و متشابهات، ناسخ و منسوخ، عام و خاص، مطلق و مقید و

بوده لذا هر روایتی را به هر آیه ای نمی توان عرضه نمود و صحت و سقم آن را تشخیص

داد و خود این کار تخصص لازم را می طلبد و از طرف دیگر احادیثی داریم که نسبت به رد

صریح حدیث هشدارهای تندی داده است. به برخی از آنها توجه کنید

:

از امام باقر (ع) یا امام صادق (ع) نقل شده که فرمودند: حدیثی را که بر شما خوانده

شود، تکذیب نکنید چه بسا حدیث حقی باشد و آنگاه شما خدا را در بالای عرش او تکذیب

کرده اید. (مجلسی، ۱۴۰۳ق، ج۲، ص ۱۸۶). و در برخی احادیث در صورت تردید، ما را امر

به توقف نموده اند: (همو،ص۱۸۹

)

ب ترویج بدعت در دین

:

از دیگر موارد افتراء بر خدا و رسول ترویج بدعت (به معنای مصدری و نیز مفعولی) در

دین است. تمام فرق اسلامی، بدعت را حرام می دانند و در کتاب و سنت از آن نهی شده

است. به طور خلاصه می توان گفت بدعت عملی است که دارای دو ویژگی باشد اول آنکه اصل

و اساسی در شریعت نداشته و دوم آنکه به عنوان طریق شرعی وانمود گردد

.

مرحوم علامه مجلسی ضمن نقل حدیثی از رسول اکرم (ص) در خصوص ضلالت بودن هر نوع بدعت

و اینکه هر ضلالتی رو به آتش دارد (…الا و کل بدعه ضلاله و کل ضلاله ففی النار

)

می گوید: بدعت، هر رای یا حکم یا عبادتی است که شارع آن را نفرموده نه به صورت خاص

و نه در ضمن حکم عام. بنابراین می توان سخن کسانی را که به تبعیت از عامه (اهل

تسنن) بدعت را همانند احکام خمسه، پنج قسمت کرده و دارای پنج حکم می دانند، سخن

باطل دانست. (همو، ص ۲۶۴

).

ج ترویج قیاس در دین

:

از دیگر موارد افتراء بر خدا و رسول، قیاس در دین است و ترویج این مطلب از جمله

ترویج پیام های گمراه کننده محسوب می شود. همانند مسئله بدعت، فهم دقیق و کامل این

آفت نیز تحقیق مفصلی را می طلبد که ما در این جا به ذکر یک حدیث اکتفا می کنیم

:

ابوحنیفه بر امام صادق (ع) وارد شد حضرت فرمودند: شنیده ام که در احکام دین قیاس می

کنی. گفت بلی فرمود: قیاس نکن اولین کسی که قیاس کرد، شیطان بود که گفت: خدایا تو

مرا از آتش آفریدی و آدم را از خاک. او میان آتش و خاک مقایسه کرد. اگر میان نوریت

آدم و نوریت آتش مقایسه می کرد می فهمید که چقدر میان این دو و نور فاصله است

. (

همو، ص ۲۸۸

).

د افترا و کذب بر افراد عادی

:

این زیرمحور را به فروعی همچون: وعده دروغ، خبر دروغ، قسم دروغ، شایعه پراکنی و

تقسیم می کنیم

:

۱

وعده دروغ: وعده دروغ حرام است. خداوند صادق در قرآن کریم می فرماید

:

الا ای کسانی که ایمان آورده اید چرا چیزی به زبان می گویید که در مقام عمل خلاف آن

می کنید این عمل که سخنی بگویید و خلاف آن کنید، بسیار سخت خدا را به غضب می آورد

. (

صف/۲-۳

)

اگر چه برخی از مفسران، مورد توبیخ را با توجه به سیاق آیات بعدی در ارتباط با تخلف

از وعده دادن برای ثبات و پایداری در جنگ می دانند. (همو، ج۱۹، ص ۲۸۷) اما همه

مفسران و فقها، و از جمله مفسر مورد نظر، اتفاق دارند که اوامر و نواهی و بطور کلی

احکام الهی تنها به موارد شأن نزول تعلق ندارند و به عبارتی مورد مخصص نیست و احکام

الهی از قبیل قضایای حقیقیه هستند نه قضایای خارجیه، بنابراین همان گونه که آیه

شریفه، فرد یا افراد متخلف از جنگ در زمان پیامبر(ص) را مورد توبیخ قرار می دهد، هر

مورد وعده دروغ و غیرمطابق بودن قول و فعل را شامل می شود. در هر حال، در حرمت دروغ

تردیدی نیست و وعده دروغ نوعی دروغ است و در حرمت آن تردید روا نباشد. حال اگر

رسانه ای به دروغ بودن وعده ای واقف باشد و در عین حال آن را نشر دهد، او از باب

اضلال مردم و تعاون بر اثم، مرتکب کار حرامی شده است، مگر اینکه رسانش او دارای

فایده ای بالاتر از اضلال باشد، مثلاً نشر وعده دروغ فرد، شخصیت او را به مردم

معرفی کرده و فایده این معرفی، از ضرر اضلال نشر وعده دروغ کمتر نباشد

.

۲

خبر دروغ، در حرمت خبر دروغ تردیدی نیست لذا به پاره ای از فروع این بحث

می پردازیم

:

دروغ منقول حرام است، اگر انسان بداند مطلبی دروغ و خلاف واقع از کسی شنیده شده،

نقل آن مطلب حتی با اسناد به گوینده قبلی، مشکل قبح کذب را از بین نمی برد مگر آنکه

دروغ بودن مطلب را خود اعلام نماید که در این صورت نه تنها مرتکب حرامی نشده که

روشنگری نموده و دیگران را نیز از تبعات گمراه شدن بوسیله این خبر دروغ برحذر داشته

است. وجود مبارک پیامبر اکرم (ص) این مطلب را درمورد روایت بیان فرموده اند اما چه

بسا بتوان مفاد حدیث را به هر نوع خبری سرایت داد

:

هر کسی از من حدیثی را روایت کند در حالی که می داند حدیث از من نیست او از جمله

دروغگویان است. (مجلسی، ۱۴۰۳، ج۲، ص ۱۵۸

).

هر انسانی باید در تعالی خود و جامعه خود نقش داشته باشد لذا وظیفه دارد همانند یک

صافی و فیلتر، دروغها را نگه داشته و حقایق را انتقال دهد، نقل هر خبری بدون رعایت

این نکته، بی توجهی به وظیفه مسئول بودن نسبت به دیگران است: «کلکم راع و کلکم

مسئول عن رعیته» به حدیث دیگری در این مورد توجه بفرمایید

:

امیرمؤمنان (ع) به حارث همدانی می نویسد: هر چه شنیدی برای مردم نگو و الا دروغگو

خواهی بود و هر چه مردم به تو گفتند، رد نکن و الا نادان خواهی بود. (همو، ص ۲۶۰

).

در صورتی که نقل کننده نسبت به کذب و صدق مطلبی شک داشته باشد زمانی حق انتقال آن

را دارد که شاک بودن خود را اعلام نماید و الا براساس آیه شریفه: هرگز آنچه را بدان

علم و اطمینان نداری، دنبال مکن. (اسراء/۳۶)، این کار صحیح نیست.[۱] همینطور است

دروغ گفتن به قصد مزاح و شوخی ، چه اگر شوخی یا مزاح بودن آن را به واسطه قرینه ای

اعلام نکند، مخاطب به اشتباه می افتد و احتمال صدق آن را می دهد مگر مواردی که

گوینده یا نویسنده یا کتاب او خود قرینه شوخی بودن مطلب باشند، مانند مجلات فکاهی

.

البته در مورد جواز یا عدم جواز دروغ شوخی میان فقها، اختلاف نظر است

. (

زیبایی نژاد، ۱۳۷۵ ش، ص ۱۲۹

).

همچنین در پاره ای از روایات از کذب «مفترع» نهی شده است، امام صادق (ع) می فرماید

:

از کذب مفترع بپرهیزید. پرسیدند کذب مفترع چیست؟ فرمودند: اینکه کسی حدیثی (مطلبی

)

به تو بگوید و تو آن مطلب را به عنوان اینکه از فرد دیگری شنیده ای نقل کنی

.

بنابراین انسان نه تنها وظیفه انتقال مطلب صادق را دارد بلکه جزئی از خبر صدق،

معرفی از منبع و گوینده آن است چرا که در پاره ای از موارد با شناختی که انسانها

از منابع خبر (راویان خبر) دارند؛ صحّت و سقم آن را بهتر تشخیص می دهند

.

یادآور می شود بحث ما پیرامون حرمت اصل گناهانی مثل دروغ و امثال آن نیست، بحث ما

پیام ممنوع است و به مناسبت معرفی محورهای ضلالت به بحث «حرمت دروغ» رسیدیم و با

مفروض گرفتن حرمت آن می گوییم ایجاد، نشر و پخش و بطور کلی رسانش هر پیام (نوشته

یا گفته) دروغ به وسیله هر رسانه ای از جمله انتقال پیامهای ضاله محسوب شده و حرام

می باشد

.

ه تحریف کلام دیگران

اگر چه در دو بحث قبلی (افتراء بر خدا و کذب بر مخلوق) می توانستیم پیرامون تحریف

کلام دیگران (خدا یا خلق او) مطالب خود را بیاوریم اما به خاطر اهمیت بحث، و لزوم

معرفی پاره ای از مصادیق آن، زیر محور مستقلی برای آن باز می کنیم

:

اصل حرمت تحریف کلام غیر، به حرمت کذب بازگشت دارد و ما در اینجا پس از مفروض گرفتن

حرمت آن می گوییم هر پیامی که به گونه ای سخن دیگران را تحریف نموده به طوری که

معنای آن سخن را آن طورکه القا شده، انتقال ندهد، پیام ممنوع و حرام است. حال درجه

حرمت آن به درجه و میزان تحریف و نیز به ارزش و اهمیت کلام و نیز شخصیت و شأن صاحب

کلام بستگی دارد

.

دستگاههای پیام رسانی شرعاً و عقلاً موظفند پیام دیگران را بدون تحریف و تخریب معنی

به دیگران انتقال دهند و در صورت تحریف مخل به معنی، پیام آنها ممنوع و کار آنها

حرام خواهد بود. حال چه سخن خدا و معصومین علیهم السلام باشد و چه سخن انسانهای

عادی . البته کلام خدا ( قرآن کریم ) و کلام معصومان (ع) ممکن است علاوه بر تحریف

لفظی، در معرض تحریف معنوی نیز قرار گیرد و افرادی بدون تغییر دادن لفظ، معانی و

تفاسیری از آن داشته باشند که مقصود خداوند حکیم یا معصوم علیه السلام نباشد. در

زمان حضرت امیرمؤمنان علی (ع) و هنوز مدت مدیدی از حضور رسول خدا (ص) نمی گذشت،

آنقدر تحریفات معنوی قرآن و سنت را فرا گرفته که حضرت به خداوند بزرگ از جهل و

نادانی مردم زمان خویش شکایت می کند

:

به خدا شکایت می کنم از گروهی که با جهل و نادانی زندگی می کنند و بر ضلالت و

گمراهی می میرند، متاع و کالایی کسادتر و بی قدر تر از کتاب خدا در میان ایشان نیست

موقعی که به درستی خوانده تغییر و تبدیلی در آن ندهند و متاعی رایج تر و گرانبهاتر

از آن نیست هر گاه تحریف و تغییر در آن داده شود و … (فیض الاسلام، ۱۳۹۲ ق، ص

72).

نقل ناقص کلام دیگران، انتخاب و یا گلچین کردن قسمتهایی از آن، بزرگ کردن یک قسمت و

بی اهمیت جلوه دادن قسمتهای دیگر و … از دیگر موارد تحریف کلام یک گوینده یا

نویسنده تلقی می شود

.

حضرت امام (قدس سره الشریف) در همین زمینه اهل مطبوعات را توصیه به رعایت این نکته

و دوری از غش و تقلب در کار می نماید: باید توجه کنید که روزنامه ای تیترش چیزی

باشد که محتوایش آن طور نباشد نه به آن تندی که در تیتر است و نه آن عظمت، این غش

است. درست مثل کاسبی که روی متاعش چیز خوب می ریزد و آخرش فاسد است و این حرام است

و اگر تیتر با محتوا نخواند غش است که شما با قلم هایتان می کنید. (موسوی خمینی،

1361

ش، ج۸، ص ۴۴۴

)

۲

ایجاد یأس از رحمت خدا و امن از عذاب او

:

یکی دیگر از محورهای کلی پیامهای ممنوعه، عبارت است از ایجاد یأس و ناامیدی در دل

افراد و نقطه مقابل آن یعنی جری ساختن و همه را از عذاب و قهر خدا در امان دانستن

.

به احادیثی در این مورد توجه فرمایید

:

پیامبر اکرم (ص) فرمودند: خداوند مایوسان را در روز قیامت سیاه روی برمی انگیزد و

به آنها گفته می شود: اینها از رحمت خدا مایوس شده اند. (مجلسی، ج۲, ص ۵۵

).

و امیر مؤمنان علی (ع) در معنای دانای دین می فرماید

:

فقیه به معنای واقعی اش کسی است که مردم را از رحمت خدا مأیوس نکند و آنان را نسبت

به عذاب او ایمن نسازد (بی خیال نگرداند.) (نهج البلاغه تبویب صبحی الصالح، کلمات

قصار/۹۰

).

یأس و قنوط از رحمت خداوند متعال از گناهان کبیره به شمار می رود.(موسوی خمینی،

1402

ق، ج۱، ص ۲۷۴)و خداوند بزرگ تنها کافران را مأیوسان درگاه رحمت خود معرفی

می کند: از رحمت بی منتهای خدا نومید مباشید که جز کافر هیچ کس از رحمت او نومید

نمی شود. (یوسف/۸۷) و کسی که به خداوند ایمان دارد همیشه امید به رحمت و خیر از طرف

او دارد و یاس از درگاه او حاصل نمی شود مگر آنکه انسان اعتقاد به یکی از سه مطلب

زیر داشته باشد: یا خداوند را ناتوان از کمال و یا ناآگاه از اشیاء و یا غیرکریم و

بخیل نسبت به کرم خود بداند و اعتقاد به هر یک از سه مطلب یاد شده موجب کفر است

. (

جزیری، غروی، مازح، ۱۴۱۹ق، ج۵ ص ۶۷۱

).

در مقابل گناه کبیره یأس و نومیدی از رحمت خدا، گناه کبیره امن از عذاب او قرار

دارد ( موسوی خمینی، همان، جزیری، همان) و خداوند بزرگ جز قوم زیانکار، کسی را ایمن

از مکر و عذاب خود نمی داند: آیا از مکر خدا (یعنی آزمایش و مجازات او) غافل و ایمن

گردیده اند که از آن البته کسی غافل نشود مگر مردم زیانکار. (اعراف/۹۹

)

نویسندگان و گویندگانی که با تفکیک آیات و روایات، آیات و احادیث غضب و عذاب الهی و

عقاب و حدود و قصاص و جهاد… را به کناری نهاده و تنها سراغ آیات پذیرش توبه و

آیات رحمت و مغفرت می روند، کاری جز ایجاد «الامن من مکرالله» انجام نمی دهند و

طبیعی است اگر عکس این کار صورت گیرد، آن کار ایجاد «الیأس من روح الله» خواهد بود

.

نمونه هایی از این دو تفکر و عملکرد در میان برخی از اهل قلم وجود دارد که گاه از

باب غفلت و بی توجهی و گاه از روی عناد و سرکشی و «نومن ببعض و نکفر ببعض» در ایجاد

یکی از دو کبیره نامبرده سهیم می شوند

.

۳

استفاده از «مغالطات» جهت گمراه کردن مردم

:

هنگامی که حضرت امیرمؤمنان سخن

خوارج نهروان را شنید که «نیست حکمی مگر از جانب

خدا» فرمود: سخن حقی است که از آن اراده باطل می شود. آری نیست حکمی مگر از جانب

خدا و لکن آنها می گویند: امارت و ریاست (در بین خلق) مخصوص خداوند است… منتظر

حکم خدا در مورد شما هستم… (فیض الاسلام ص ۱۲۵

)

از شیوه ها و راههایی که منحرفان و منحرف سازان در انتقال پیام گمراه کننده، از آن

بهره می گیرند، استفاده از مغالطات لفظی و منطقی است تا با آن مطلب ناحقی را حق

جلوه داده و خواننده خود متوجه این نکته نشود. کاری که متأسفانه برخی از نویسندگان

و مدعیان دانش و بیان در نوشتجات خود از آن بهره جسته اند و البته گاه ممکن است

شخصی حقیقت جو، بدون توجه و قصد، دچار مغاطله شود. برخی از مغالطات را که به حسب

استقرا از کتاب های مختلف یافته ایم و به عنوان شیوه ای جهت انتقال پیام ضلال (که

خود این شیوه، نوعی ضلال است)، به کار می رود عبارتند از: مغالطه ناشی از حذف،

مغالطه اشتراک لفظی یا مغالطه عدم تکرار حد وسط، مغالطه مصادره به مطلوب، مغالطه

«

وضع مالیس بعله، عله» مغالطه توسل به شعر، مغالطه توسل به سخنان بزرگان، مغالطه

فحاشی و توهین، مغالطه ادعای بداهت , مغالطه واگذاری استدلال بر مخالف، مغالطه

سنت گریزی، مغالطه به ناحق ترساندن دیگران از نتایج یک سخن یا دیدگاه، مغالطه آی

دزد، مغالطه تکیه بر گمانها و اوهام، مغالطه فضای مغالطه.[۲

]

۴

افشای اسرار

افشای اسرار (اسرار اشخاص حقیقی یا حقوقی، اسرار گروهها و اجتماعات و اسرار مختلف

سیاسی، اقتصادی، نظامی یک کشور اسلامی و …) از دیگر محورهای پیام ممنوع محسوب

می شود. همان طور که کتمان حقایقی که ابراز آنها لازم است، از گناهان شمرده می شود،

عکس این مطلب یعنی افشاء مطلبی که نه تنها ابراز آن لزومی ندارد بلکه باعث ایجاد

ضرر مادی یا معنوی بر فرد یا افراد یا … می شود حرام است.[۳] تا ضرورتی نباشد

انسان حق ندارد با آشکار کردن اسرار پنهان مردم، اسباب هتک آبرو و لکه دار کردن

شخصیت اجتماعی آنان را فراهم سازد و شاید نهی خداوند بزرگ از تجسس در امور شخصی از

باب مقدمه بودن برای همین امر و یا تعاون بر همین امر باشد. (حجرات/ ۱۲

)

و گاه لزوم کتمان اسرار و یا حرمت اظهار آن بدین جهت است که شنونده و یا شنوندگان

قدرت تحلیل آن مطلب را نداشته و به گمراهی می افتند. حضرت امیرمؤمنان(ع) در

خطبه ای به برخی فضائل خود اشاره می کند، می فرماید

:

سوگند به خدا اگر بخواهم خبر دهم هر مردی از شما را که از کجا آمده و به کجا می رود

و جمیع احوال او را بیان کنم می توانم، ولی می ترسم درباره من به رسول خدا(ص) کافر

شوید. (فیض الاسلام، ص ۵۶۴

).

همانطور که ملاحظه می کنید، حضرت به خاطر خوف از کفر برخی از امت و اینکه حضرت را

از رسول خدا برتر بدانند، از بیان حقایقی به عنوان اسرار صرف نظر می نماید

.

گاه کتمان اسرار به خاطر آن است که درصورت اظهار، دشمنان از آن سوء استفاده کرده و

ضربه خود را وارد می سازند. در برخی از احادیث که ائمه اطهار(ع) امر به کتمان اسرار

خود نموده اند (علاوه بر وجه قبلی یعنی عدم ظرفیت مردم)، خوف از دشمنان نادان مدنظر

است. به برخی از این گونه احادیث توجه فرمایید

:

اسحاق بن عمار از امام صادق (ع) روایت کرد که حضرت آیه شریفه: چون دست از عصیان و

ستمکاری برنداشتند,به آیات خدا کافر گشتند و پیامبران را به ناحق کشتند و دیگر بار

به خشم و قهر خدا گرفتار شدند. (بقره/۶۱) را تلاوت فرمودند و گفتند: به خدا قسم

(

مستقیماً) آنها را نکشتند بلکه احادیث آنها را پخش کردند و دیگران از این راه

پیامبران را کشتند

.

گاه عدم حفظ اسرار منجر به بروز رفتارهایی از مردم شده که به گونه ای برای جامعه

مضر خواهد بود

.

حفظ اخبار جنگ و خبرهایی که نشر آن باعث برانگیخته شدن آشوبهای داخلی می شود و یا

وحدت ملی را از بین می برد؛ از دیگر موارد اسراری است که لازم است مکتوم بماند و

افشاء آنها حرام است

.

یکی دیگر از مسائل قابل توجه در این محور که مورد ابتلای جامعه نیز است خرید و فروش

و یا دسترسی به اطلاعات سری اقتصادی است که از این راه افراد خاصی یک شبه به

گنج های قارونی دست می یابند که برای اجتناب از طولانی شدن مقاله از شرح و بسط مطلب

پرهیز می کنم

.

۵

تحریض بر بی بند و باری

خداوند بزرگ به همراه خلق آدم، زوج او را نیز آفرید و میان آنها محبت برقرار کرد و

نیازمندی روحی و جسمی را در وجود هر کدام به عنوان وسیله ای جهت علاقه بیشتر و نیز

ادامه نسل انسان قرار داد. (البته این مسئله در مورد تمام حیوانات و گیاهان وجود

دارد.) مسئله غریزه جنسی از نیازهای طبیعی همه افراد بشر بوده و خداوند خالق، پاسخی

مناسب برای آن فراهم نموده است. ما در این مقوله درصدد اثبات این نیستیم که براساس

عقل و شرع، لازم است ارضای این غریزه از راهها و کانالهای شرعی و قانونی اش صورت

گیرد چرا که این مطلب را به نوعی بدیهی می دانیم

.

ولی به مناسبت معرفی محورهای پیام ممنوع باید بگوییم که، با توجه به آیات و روایات

و فتاوی فقها و حکم عقل و وجدان، هر پیامی که به گونه ای انسان را به سوی حرامی از

این نوع تحریک و تشویق کند، ممنوع و حرام است. حال تفاوتی ندارد که پیام جنبه

توصیفی یا تجویزی، گفتاری یا دیداری و یا ذکر مراکز فعال در این حوزه ها از باب

توسعه و ترویج آنها و یا حتی ورود به حریم خصوصی افراد باشد. خلاصه کلام آنکه دقت

نظر شارع در این زمینه متوجه حرمت و منع انتقال پیامی است که به نوعی عفت عمومی را

تضعیف نماید. برای مثال قرآن کریم به جای نهی «لاتزنوا» می فرماید «لاتقربوا الزنا

»

و در روایات از خلوت یک زن و مرد اجنبی در اتاق نهی شده و سومی آنها شیطان معرفی

گردیده است. اینها نشان دهنده آن است که شهوت در حکم نوعی از پیام می تواند ظهور و

بروز یابد که نباید به محدوده آن نزدیک نشد و الا در صورتی که تحریک جنسی صورت گیرد

و جامعه در دام آن بیفتد، رها شدنش تنها به عنایت خاص خداوند متعال امکان پذیرخواهد

بود

.

۶

انکار و کفر نسبت به ضروریات و اصول و احکام ثابت دین

هر گونه پیامی که یک یا چند مورد از ضروریات دین را انکار کند (که طبعاً انکار او

بی دلیل است) پیام گمراه کننده و ممنوع به شمار می رود و فرقی نمی کند ضروری دین،

جزء عقاید دینی (یعنی اصول دین) و یا احکام دینی (یعنی فروع دین) باشد. در سالهای

نخست انقلاب، هنگامی که جبهه ملی با صدور اعلامیه ای از مردم و گروههای سیاسی

خواسته بود علیه لایحه قصاص که آن را ضد انسانی خوانده بود راهپیمایی کنند حضرت

امام خمینی (ره) در یک سخنرانی عمومی فرمودند: «در تمام طول سلطنت رضاخان و محمدرضا

یک همچون جسارتی به قرآن کریم نشد. به طور صریح مردم را دعوت کردند به این که

مسلمان ها بیایید و ………….. آیا مراجع اس

  راهنمای خرید:

  • همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
  • ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
  • در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.