خرید و دانلود فایل پاورپوینت کامل انقلاب اسلامی و رویکردی معنوی به جهان سیاسی
خرید و دانلود فایل پاورپوینت کامل انقلاب اسلامی و رویکردی معنوی به جهان سیاسی قیمت اصلی 224,700 تومان بود.قیمت فعلی 109,200 تومان است.
بازگشت به محصولات
خرید و دانلود فایل پاورپوینت کامل اصلاحات در ساحت معنویت انقلاب اسلامی
خرید و دانلود فایل پاورپوینت کامل اصلاحات در ساحت معنویت انقلاب اسلامی قیمت اصلی 224,700 تومان بود.قیمت فعلی 109,200 تومان است.
📥 ترافیک اینترنت مصرفی جهت دانلود فایل‌ها در میکی بوک، به‌صورت نیم‌بها می باشد.
فقط اینقدر👇 دیگه زمان داری با تخفیف بخریش
00روز
20ساعت
12دقیقه
52ثانیه

خرید و دانلود فایل پاورپوینت کامل انقلاب اسلامی از دیدگاه شهید محمد جواد باهنر

قیمت اصلی 224,700 تومان بود.قیمت فعلی 109,200 تومان است.

تعداد فروش: 78

فرمت فایل پاورپوینت

2 آیتم فروخته شده در 30 دقیقه
5 نفر در حال مشاهده این محصول هستند!
توضیحات

با فایل فایل پاورپوینت کامل انقلاب اسلامی از دیدگاه شهید محمد جواد باهنر یک ارائه‌ی بی‌نقص بسازید!

پاورپوینتی زیبا و کاربردی:

فایل فایل پاورپوینت کامل انقلاب اسلامی از دیدگاه شهید محمد جواد باهنر شامل 120 اسلاید کاملاً حرفه‌ای و چشم‌نواز است که برای ارائه‌ی مستقیم یا چاپ آماده شده‌اند.

آنچه فایل فایل پاورپوینت کامل انقلاب اسلامی از دیدگاه شهید محمد جواد باهنر را متمایز می‌کند:

  • طراحی مدرن و هدفمند: فایل پاورپوینت کامل انقلاب اسلامی از دیدگاه شهید محمد جواد باهنر با ترکیب رنگ‌ها و چیدمان هوشمندانه، به انتقال بهتر مفاهیم کمک می‌کند.
  • کاربری راحت و سریع:فایل پاورپوینت کامل انقلاب اسلامی از دیدگاه شهید محمد جواد باهنر بدون نیاز به ویرایش‌های پیچیده، فقط فایل را باز کنید و ارائه دهید.
  • کیفیت بالا برای نمایش: همه‌ی اسلایدها با رزولوشن مناسب و ساختاری منظم آماده ارائه هستند.

ساخته‌شده با دقت و استانداردهای بالا:

فایل پاورپوینت کامل انقلاب اسلامی از دیدگاه شهید محمد جواد باهنر با رعایت جزئیات طراحی شده تا در هر محیطی بدون مشکل نمایش داده شود. هیچ‌گونه بهم‌ریختگی یا ایرادی در اسلایدهای فایل پاورپوینت کامل انقلاب اسلامی از دیدگاه شهید محمد جواد باهنر وجود ندارد.

تذکر:

در صورت مشاهده‌ی تفاوت در کیفیت، احتمال استفاده از نسخه‌های غیراصلی وجود دارد. نسخه معتبر فایل پاورپوینت کامل انقلاب اسلامی از دیدگاه شهید محمد جواد باهنر با دقت توسط تیم طراحی آماده شده است.

همین حالا دانلود کن و با فایل پاورپوینت کامل انقلاب اسلامی از دیدگاه شهید محمد جواد باهنر مخاطب‌هات رو تحت تاثیر قرار بده!


بخشی از متن فایل پاورپوینت کامل انقلاب اسلامی از دیدگاه شهید محمد جواد باهنر :

چکیده

مقاله حاضر، مفهوم انقلاب را در چارچوب نظریه های متفاوت اعم از: مارکسیستی، کارکردگرایی، اسلامی و غیره، مورد بحث و بررسی قرار می دهد. نویسنده در این نوشتار در پی آن است، تا با ارائه مفهومی از انقلاب، به تحلیل مبانی نظری این مقوله از دیدگاه شهید باهنر بپردازد.

بدین ترتیب، این نوشتار در راستای چگونگی تشکیل انقلاب اسلامی در ایران از نظرگاههای متفاوت موشکافیهایی نموده است که در نهایت، مؤلف بر مبنای این حساسیتها به دنبال آن است که در مبانی اندیشه شهید باهنر راجع به انقلاب تعمق نماید و نیک دریابد که تفکر این شهید بزرگوار در چارچوب کدامین مکتب فلسفی و فکری می گنجد. وی در قسمتی از این مقاله، به نظریه هایی نظیر: تئوری توطئه، تئوری مدرنیزاسیون، تئوری اقتصاد، تئوری مذهب، و در پایان نیز به نظریات ترکیبی در باب انقلاب اشاره نموده و پس از تشریح مفصل این نظریه ها، به مبانی فکری شهید باهنر در قالب انقلاب و مشخصه های آن پرداخته است، و در پایان نیز به این نتیجه می رسد که در بحث مفهوم شناسی انقلاب، این شهید بزرگوار با تأثیر از مشرب فکری و معنوی اسلام به تعریف و تمجید از پدیده انقلاب می پردازد.

مقدمه

انقلاب نوعی تحوّل است که باعث دگرگونی بنیادین در عرصه سیاسی، اقتصادی، فرهنگی و… جامعه می شود و در یک نگاه می توان در زمینه نظریه پردازی انقلاب، دو دیدگاه کلان بین متفکرین علوم اجتماعی را از یکدیگر تفکیک کرد. دیدگاه نخست مربوط به مکتب کارکردگرایی و نویسندگانی از قبل چالمزجانسون و پارسونز است ؛ و نظر دوم مربوط به مارکسیست های انقلابی از قبیل مارکس، لنین، تروتسکی و گرامشی است که هر یک بحث مستقلی را می طلبد.

مفهوم انقلاب در مکتب اسلام و فلسفه سیاسی شیعه، با واژگان و اصطلاحاتی یاد می شود که در تاریخ شیعه نمونه هایی از این گونه قیام ها ثبت شده است، این مقاله در صدد بررسی اندیشه های انقلابی یکی از متفکرانی است که در چارچوب مکتب اسلام، به طور عام و فلسفه سیاسی شیعه به طور خاص، به انقلاب و تئوری پردازی در این زمینه پرداخته است. شهید باهنر علاوه بر اینکه در آثار متعدد خود به بحث نظری و تئوریک در باب انقلاب پرداخته است، یکی از رهبران انقلاب اسلامی ایران نیز به شمار می رود، و همین امر ضرورت پرداختن به این موضوع را موجب می شود، هرچند فقر متون علمی در این زمینه نیز، نگارش چنین مقالاتی را توجیه می نماید.

سؤال اصلی نوشتار حاضر این است که تحلیل مبانی نظری انقلاب در اندیشه شهید باهنر در چارچوب کدام مکتب فکری و فلسفی می گنجد، به عبارت دیگر، آیا می توان گفت: که نظریه شهید باهنر در چارچوب مکتب فکری و فلسفی، غیر از دو مکتب یاد شده (کارکردگرایی و مارکسیستی) قابل تحلیل است. در این راستا بررسی موضوعاتی؛ از قبیل اینکه زیربنا در تحوّل انقلابی از نظر شهید باهنر چیست؟ مشرب فکری شهید باهنر در مورد مفهوم انقلاب، بر مبنای کدامین مکتب است؟، علل و عوامل انقلاب، از جمله انقلاب اسلامی ایران براساس دیدگاه شهید باهنر چیست؟ میزان تأثیرپذیری انقلاب اسلامی از نهضت کربلا، در نظر شهید باهنر چه میزان است؟ آرمان ها و دستاوردهای انقلاب کدامند؟

فرضیه مؤلف این است که؛ مبانی نظری تحلیل انقلاب در اندیشه شهید باهنر، ملهم از مکتب اسلام و فلسفه سیاسی شیعه است. در این رویکرد تغییر و تحوّل درونی به عنوان شرط اصلی و لازم انقلاب مطرح است و از دگرگونی فرهنگی؛ به عنوان زیر بنای دیگر تغییرات یاد می شود. در این قرائت اساسی تغییر و تحوّل، فرهنگی و درونی است و همچنین تغییر در ساختارهایی سیاسی، اقتصادی، فرهنگی و… به عنوان شرط کافی انقلاب مطرح است. بنابراین، فرضیه فوق، در پی آن است، تا از روش نقلی تحلیلی آن بزرگوار، با اشاره به گفته ها و عملکرد وی مخاطب را بهره مند سازد. و امید است که این نوشتار بتواند نقطه آغازینی بر ای طرح و توجه بیشتر به مقوله، انقلاب در بستر اندیشه دینی باشد.

الف رویکردها

۱. رویکرد سکولمار

در خصوص پدیده انقلاب، مانند سایر پدیده های اجتماعی علوم اجتماعی و سیاسی به لحاظ مفهوم، به اجماع نرسیده اند. به عبارت دیگر تاکنون برای انقلاب، معنا و مفهوم جامع و مانعی ارایه نشده است. در کتاب «تئوری های انقلاب»، نویسنده معتقد است که؛ انقلاب تحولی است که شاخص های زیر را دارا باشد. ۱ استحاله ارزش ها ۲ تغییر ساختار ۳ تغییر نخبگان ۴ خشونت ۵ غیر قانونی بودن(۲)

در مورد این تعریف، پرسش های بسیاری مطرح است. از جمله اینکه: استحاله به چه معناست و آیا با وقوع انقلاب، تمامی ارزش ها عوض می شود؟ طبیعی است که تمامی ارزش ها استحاله نمی شوند، بلکه بعضی از آنها استحاله و دگرگون می شود، بعضی دیگر بدون استحاله باقی می مانند. حداقل می توان گفت: استحاله ارزش ها در فرهنگ صدق نمی کند.

علاوه بر این، در تعریف یاد شده، مشخص نیست که منظور از ساختار چیست؟ چرا که ساختار، اگر چه توصیف کننده روابط پایدار است، اما در مکتب های مختلف معانی گوناگون دارد. ساختار در مکتب مارکسیسم به دو مقوله زیر بنا و رو بنا تقسیم می شود که در این مکتب تغییر در روابط تولید، زیر بنای دیگر تغییرات است به طوری که اگر شیوه تولید تغییر کند، انعکاس خود را در روبنا یعنی فرهنگ، حقوق، سیاست و… نیز نشا می دهد اما در مکتب کار کردگرایی؛ ساختار به معنای مجموعه ای از زیر سیستم ها می باشد. در مکتب اسلام ساختار عبارت است از؛ پی ریزی مجموعه ای بر اساس عقل و فطرت انسانی، که شهید مطهری بحث فطرت انسانی و شهید صدر نیز بحث تحوّل درونی را در همین راستا مطرح نموده اند.

از نظر تروتسکی انقلاب تحولی است که در پی شکل گیری قدرت دو گانه (duai pawer) و یا قدرت چندگانه در جامعه شکل می گیرد. بر اساس این دیدگاه، انقلاب هنگامی رخ می دهد که نوعی قدرت و یا ثنویت در قدرت مطرح باشد؛ به طوری که قدرت اجتماعی (جامعه، مطبوعات و…) مسیری، خلاف جهت قدرت سیاسی (هئیت حاکمه) را پی گیرد. در چنین روندی که نوعی تقابل و تضاد بین قدرت اجتماعی و سیاسی، از سوی یکدیگر در حال وقوع است، به مرور در این کشمکش قدرت سیاسی به تحلیل می رود و قدرت اجتماعی، با استفاده از رهبری ماهری، بسیج سیاسی توده های قدرت را قبضه می کند.(۳)

اگر چه تعاریف بالا، پیش مصداق هایی دارد، اما ماهیت انقلاب اسلامی، فربه تر از آن است که در قالب تنگ تعاریف بالا بگنجد. در این ارتباط دیدگاه های مختلفی اظهار شده اند که ضرورتا، یکسان نمی باشند. به عنوان مثال؛ آیت اللّه… حمید زنجانی ضمن اشاره به سه مسأله آرمان خواهی، عقیده به مکتب و نیز رهبری، تعریفی خاص از انقلاب ارایه نموده است که بدین مضمون می باشد:

«انقلاب اسلامی عبارت است از دگرگونی بنیادی در ساختار کلی جامعه و نظام سیاسی منطبق بر جهان بینی و موازین و ارزش های اسلامی و نظام امامت و بر اساس آگاهی و ایمان مردم و حرکت پیشگام متقیان و صالحان و قیام قهرآمیز توده های مردم.»(۴)

البته این دیدگاه در حوزه اسلامی از اجماع برخوردار نیست و مشاهده می شود که برخی از اندیشمندان چون شهید مطهری، معنای تام از انقلاب را اراده نموده و بر این باورند که؛ انقلاب از مقوله عصیان و طغیان است و هرگاه که مردم یک ناحیه و یا سرزمین علیه نظم حاکم، برای ایجاد نظمی مطلوب قیام نمایند، انقلاب شکل گرفته است.(۵)

و یا دکتر شریعتی، انقلاب را عمل اکثریت مردم تلقی می کند که به صورت تجلی اراده جامعه ای که طالب حق تعیین حاکمیت و مسئولیت است، آشکار می شود، که دراین صورت، تعریفی عام درورای ارزش های دینی خاص قرار دارد.(۶)

۲. رویکرد اسلامی

قبل از بررسی مفهوم انقلاب از دیدگاه شهید باهنر، اشاره ای به تعریف این پدیده در اسلام به عنوان گفتمانی که شهید باهنر در آن اندیشه می نمودند ضرورت دارد. در این ارتباط محورهای زیر قابل توجه قرار گیرند:

۱. در اسلام، منشأ تحوّلات اجتماعی از جمله انقلاب، انسان است ؛ یعنی تغییر در محتوای دورنی انسان ها که همان اندیشه و آرمان برخاسته از اراده است. در این مکتب اندیشه و تفکر، منشأ انقلاب و زمینه ساز بستر وقوع آن است، گرچه ممکن است که انقلاب بدون سابقه و زمینه فکری و اندیشه ای به پیروزی برسد، ولی در شکل دهی نظام جدید و به عبارتی نظام سازی و قانونمندی با مشکل روبرو می شود. انقلاب در اسلام تحولی درونی است که ابتدا، بر اندیشه افراد تأثیر می گذارد و سپس رهبران انقلاب ها با بهره گیری از مکتب فکری انقلاب و نیز از طریق آموزش، در صدد اصلاح و تربیت جامعه بر می آیند، که با تغییر فکر مردم، زمینه تحوّل بنیادی در اوضاع و احوال جامعه را به وجود می آورند.

۲. در اسلام، انقلاب عملی ارادی است که بر اساس آگاهی قبلی رخ می دهد و متضمن شناخت و برنامه از پیش تعیین شده است. به عبارت دیگر؛ انقلاب در اسلام با آگاهی شکل می گیردو زاده جیره تاریخ نیست. شهید باهنر در چارچوب مکتب اسلام، مهم ترین عامل پیروزی انقلاب اسلامی را «سازندگی درونی» می داند و می گوید:

«به نظر من ابتدا مردم ساخته شدند. با ایمان شدند، فکرشان عوض شد، رشد فکری و اخلاقی پیدا کردند، ارزش های فرهنگی جدید در جامعه بوجود آمد و سپس در پناه این ملت ساخته شده به پا خواسته ای که منبع قدرت و هیجان از درون آن زبانه می کشید و شعله ور می شد، انقلاب به ثمر رسید.»(۷)

وی ضمن اشاره به دیدگاه های گوناگون در خصوص تحلیل انقلاب اسلامی ایران، معتقد است؛ اسلام دگرگونی اساسی را از تحوّل و انقلاب در شخصیت افراد آغاز می کند، یعنی ابتدا مردم را انقلابی، مسلمان و متعهد بار می آورد و پس از آنکه در جان، اخلاق و روحیات مردم این دگرگونی ها را به وجود آورد، بالطبع در نظام اجتماعی، اقتصادی، نظامی و سیاسی جامعه هم دگرگونی حاصل می شود.(۸)

به همین دلیل است که در قرائت شهید باهنر از انقلاب، مفهوم فرهنگ در اولویت نخست قرار دارد، به عبارت دیگر؛ زیر بنای انقلاب، تغییر و تحوّل فرهنگی است که وی از آن، با عنوان «سازندگی درونی» یاد می کند. وی انقلاب فرهنگی را دارای حوزه های وسیع و گسترده ای می داند و آن را عبارت از انقلاب در معیارهای ارزشی، خلق و خوی، در خصلت و اخلاقیات یعنی؛ انقلاب در گرایش ها، تمایلات، انگیزه ها، جاذبه های اجتماعی و در مجموع؛ آنچه که برای جامعه هدف و خط مشی ایجاد می کند و جامعه را به سوی آرمان معینی سوق می دهد، تلقی می کند.

وقتی از انقلاب فرهنگی صحبت می شود، فرهنگ، با بار وسیع و مثبت اسلامی آن، در نظر گرفته می شود… در حالی که این مسئله در دیگر انقلاب ها مطرح نیست، دیگران انقلابشان انقلاب سیاسی و اقتصادی است و حتی اقتصاد در آن نوع از انقلاب، به عنوان زیر بناست یعنی؛ توزیع ثروت ونیز تولید و توزیع آن، به گونه ای است که انقلاب می آید و آن روابط اقتصادی را دگرگون می کند.(۹)

در چارچوب همین سازندگی درونی و زیر بنای فرهنگی است که وی بحث خود سازی را مطرح می کند و می گوید:

«فرهنگ انقلاب اسلامی فرهنگی است که در پی آن فرهنگ، انسان خودش را بسازد.»(۱۰)

و یا در جای دیگری می گوید:

«ما صرفا یک انقلاب اجتماعی یا سیاسی یا اقتصادی نکردیم، ما یک انقلاب همه جانبه کردیم که روح و پشتوانه این انقلاب، انقلاب فرهنگی است.»(۱۱)

خلاصه کلام آنکه در تعریف شهید باهنر از انقلاب؛ فرهنگ و تحول درونی به عنوان زیر بنا و شرط لازم مطرح است و تغییر در ساختارها نیز، به عنوان شرط کافی انقلاب مد نظر قرار می گیرد. در نظر وی در مرحله اول انقلاب فرهنگی، در افکار و اندیشه های مردم؛ به گونه ای که باعث دگرگونی فکری آنان شود، ایجاد می گردد.

در این تعریف فرهنگ پوچ گرایی، بی تفاوتی، سود جویی، عشرت طلبی و… جای خود را به فرهنگ خود بازیابی، ایمان و ایثار می دهد. وقتی فرهنگ فکری و خصلتی انسان ها عوض شد، آنها به گونه ای دیگر ساخته می شوند و قادر خواهند بود، براساس تحولی جدید و نیز مبنای معیارهای فرهنگی؛ انقلاب سیاسی، اقتصادی و یا نظامی به وجود آوردند. در تعریف شهید باهنر استفاده از سلاح و خشونت به عنوان آخرین حربه است و قبل از هر چیز تغییر و تحوّل در خلق و خوی است که زمینه وقوع انقلاب را فراهم می آورد.

ب نظریه ها

در خصوص علت وقوع انقلاب اسلامی ایران نظریه های مختلفی مطرح شده است، در این قسمت ضمن اشاره به این نظریه ها و نقد و بررسی آنها، دیدگاه شهید باهنر را درباره چرایی وقوع انقلاب اسلامی مطرح می نماییم.

۱ نظریه توطئه: (Conspiracy theory)

جوهره این نظریه عبارت است از اینکه، انقلاب اسلامی ایران محصول توطئه دشمنان مردم ایران، با همکاری متحدین داخلی آنهاست. چنین نظریه ای را محمد رضا پهلوی، در کتاب «پاسخ به تاریخ» مطرح کرده است. براساس دیدگاه او کشورهای غربی از جمله، آمریکا و انگلیس با همکاری اسرائیل زمینه سقوط وی را فراهم ساختند. به گمان محمد رضا، غربی ها از دیدن نو آوریها و جریان اصلاحات در ایران، دچار خوی حسادت شدند، لذا نقشه برکناری شاه را در پیش گرفتند.

«شاه پس از رفتن از ایرن تا لحظه مرگش در سال ۵۹ ، همواره غربی ها را متهم به سقوط خود می کرد، به طوری که نام یکی از مصاحبه هایش را گذاشت، چگونه آمریکایی ها مرا سرنگون کردند.»(۱۲)

ناگفته نماند این نظریه از جمله نظریه هایی است که در جوامع جهان سوم، از حیث فرهنگی مورد توجه بسیار زیادی می باشد. علاوه بر این، مشکلات روانی محمد رضا در هنگام نگارش کتاب «پاسخ به تاریخ»، بی تاثیر در ارایه این نظریه نیست؛ چرا که او در هنگام نوشتن این کتاب، سخت تحت فشار آمریکایی ها قرار داشت، به طوری که این گمان برای وی تقویت شده بود که آمریکایی ها وی را سرنگون ساختند.

۲ نظریه مدرنیزاسیون (Modernization theory)

این نظریه را اندیشه گران غربی مطرح می کنند، مفهوم کلی نظریه مذکور به اعتقاد محمدرضا پهلوی، همان نظریه توطئه می باشد، که وی در آن، غربی ها را مقصر اصلی سرنگونی خود قلمداد کرد و این نظر از پایه و اساس نادرست است؛ چرا که براساس نظریه مدرنیزاسیون، توطئه ای علیه وی، از سوی اجانب و غربی ها نبوده است. بلکه غربی ها به ویژه آمریکایی ها تا آخرین لحظات عمر حکومت شاه از او و حکومت منصوب به وی یعنی؛ دولت بختیار حمایت کردند.

نظریه مدرنیزاسیون به عنوان علّت وجودی انقلاب اسلامی ایران به شکلی که در ذیل مطرح می گردد، مورد بحث است:

«بر طبق این نظریه، علّت بنیادین بوجود آمدن انقلاب اسلامی، آن بود که رژیم شاه با شتاب دست به یک رشته اصلاحات مدرن زد و سعی نمود تا چهره ایران را به سرعت دگرگون نموده و پیشرفته سازد، اما به دلیل بافت سنتی جامعه ایران، بسیاری از مردم پذیرای این اصلاحات نبودند، برای این اقشار به تدریج نوعی الیناسیون فرهنگی اجتماعی به وجود آمد و [مردم [نیز دچار بحران هویت شدند. با افزایش شکاف میان آنان و رژیم شاه، بحران هویت بدل به تضاد و رویارویی سیاسی مذهبی گردید که از دل آن انقلاب اسلامی ایران متولد گردید.»(۱۳)

بر اساس این نظریه، مخالفت های مردمی علیه رژیم حاکم به سال های پایانی عمر حکومت محمدرضا باز می گردد، به علاوه اینکه مردم ایران دچار نوعی بحران هویت و از خود بیگانگی (Alienation) شدند و انقلاب نیز از زمان چنین وضعیت نابهنجاری ظهور کرد.

در پاسخ به این نظریه، به طور خلاصه باید گفت: مخالفت های مردمی علیه رژیم سلطنتی حداقل از سه دهه قبل از انقلاب شروع شد. این مخالفت ها از حدود سال ۱۳۲۲ در قالب کتاب کشف الاسرار از جانب امام ره صورت گرفت و در سال ۱۳۴۰ به اوج خود رسید و حالت عملیاتی به خود گرفت و در چارچوب لایحه انجمن های ایالتی و ولایتی انقلاب سفید، قیام ۱۵ خرداد ۴۲ و کاپیتولاسیون ظهور کرد. بنابراین مخالفت های با پهلوی، منحصر به چند سال آخر حکومت وی نیست، بلکه دارای قدمت حداقل سه دهه می باشد. علاوه بر این، تعداد اندکی از مردم ایران دچار از خودبیگانگی و بحران هویت شده و سرانجام در قالب جریان التقاطی اصلاح(۱۴) معروف شدند و توده عظیم مردم که رهبری امام خمینی(ره) را پذیرفته بودند، اصلاً به فرهنگ غربی وقعی ننهادند؛ چرا که در این صورت، دچار حیرانی، سرگردانی و بحران هویت می شدند.

۳ نظریه اقتصاد: (Economic theory)

برخی از اندیشه گران، از تئوری اقتصاد به عنوان عامل اصلی انقلاب اسلامی ایران یاد می کنند. ایشان عمدتا متأثر از مکتب مارکسیسم بوده و، معتقد به زیر بنا بودن اقتصاد در انقلاب ها هستند. از جمله طرفداران این نظریه؛ حزب توده، چریک های فدایی خلق و بعضی از اندیشمندان غربی از قبیل ریچاردکاتم و فرد هالیدی را می توان نام برد. این افراد و گروه ها، اقتصاد نابسامان رژیم را علت اصلی به وجود آمدن زمینه های انقلاب اسلامی ایران می دانند.

در پاسخ به این نظریه باید گفت: اولاً؛ واقعیت های اقتصادی جامعه ایران قبل از انقلاب، با این نظریه همخوانی ندارد؛ چرا که وضعیت اقتصاد رژیم در سال های پایانی عمر حکومت وی که منجر به انقلاب شد، در حد مطلوب بود، ثانیا شعارهای محوری مردم نیز بیانگر آرمان های دیگری غیر از اقتصاد است. چرا که شعار محوری استقلال آزادی، جمهوری اسلامی بیشتر جنبه مذهبی، سیاسی دارد تا اقتصادی.

۴ نظریه استبداد و دیکتاتوری (Dictatorshipe theory)

این نظریه بیشتر با نام دکتر صادق زیبا کلام گره خورده است. وی علت انقلاب اسلامی را در نظریه سیاست جستجو می کند و معتقد است؛ سیاست ناموزون رژیم پهلوی باعث شد، اصلاحات در حوزه اقتصاد انجام گیرد و در حوزه سیاست، این اصلاحات به فراموشی سپرده شود و انقلاب اسلامی نیز، در حقیقت واکنشی بود به ساختار استبدادی و دیکتاتوری باقی مانده از سال های طولانی قبل از حکومت پهلوی، به عبارت دیگر؛ مردم ایران با استفاده از روش انقلاب، نوعی اصلاحات عمیق و زیر بنایی در حکومت به وجود آوردند.(۱۵)

۵ نظریه مذهب: (Religion theory)

این نظریه از جانب انقلابیون و متفکران مذهبی ارائه شده است. عمیدزنجانی از طرفداران این نظریه، مجموعه علل و عوامل فاعلی، عقیدتی، تاریخی، عینی و ساختاری انقلاب اسلامی را به یک عامل اساسی که عبارت از: ایمان و اعتقاد مردم، پیوند می زند و از نظر وی علت اصلی انقلاب اسلامی ایران، اسلام زدایی محمدرضا شاه و پدرش رضا شاه است.(۱۶)

۶ نظریات ترکیبی

در این نظریات، به دو یا چند عامل از عوامل ذکر شده استناد می شود. در این ارتباط می توان به دیدگاه منوچهر محمدی، که عوامل پیروزی انقلاب اسلامی را در دو مسئله نهفته می داند، اشاره می کرد:

اول: سابقه تاریخی مبارزات مردم ایران طی نیم قرن اخیر، و دوم: حضور هم زمان، هماهنگ و د رحد کمال مطلوب سه رکن اصلی و مهم انقلاب یعنی مردم، رهبری و ایدئولوژی در انقلاب اسلامی.(۱۷)

خانم جملیه کدیور نیز انقلاب اسلامی را معلول ساختارهای فرهنگی، اجتماعی، اقتصادی، سیاسی و نظامی می داند که زمینه ساز ایجاد یک جامعه دو قطبی مستعد انقلاب، به علاوه سه عامل تعیین کننده مکتب اسلام، رهبری امام خمینی و اتحاد مردم به همراه برخی عوامل شتاب زا می داند.(۱۸)

مهدی بازرگان، انقلاب اسلامی را واکنش ملت علیه استبداد تلقی می کند و مسأله اسلامی بودن آن را نیز، به دوران بعد از انقلاب ارجاع می دهد.(۱۹) تحلیل گران خارجی که عامل انقلاب اسلامی را در مکتب اسلام جستجو می کنند، عمدتا با ارایه تفسیری انقلابی از آموزه های دینی، بعد رادیکالی مذهب شیعه را برجسته می کنند و گروهی نیز، تحلیلی مارکسیستی از انقلاب اسلامی ایران به دست می دهند.

«آدموند برک و پاول با دیدگاهی کاملاً مارکسیستی، به این امر نگاه می کنند و معتقدند؛ تحوّل ایدئولوژیک موجود در ایران به گونه ای بود که ترکیبی از اسلام و مارکسیسم و نیز اسلام و افکار مترفی ایجاد شد و همین پل هایی که به سوی مارکسیسم زده شد، عامل جو انقلابی گردید.(۲۰)

خانم نیکی آرکدی، در پاسخ به این سؤال که آیا انقلاب ایران یک انقلاب مذهبی، سیاسی، اجتماعی، اقتصادی و یا چیز دیگری بود، می گوید: «انقلاب ایران مجموعه ای از همه این ابعاد بود.(۲۱)

در این میان آنچه از نظریات امام خمینی (ره) استنباط می شود؛ تأیید نظریه مذهب است. چرا که امام خمینی (ره) مشیت الهی اسلام خواهی ملت، وحدت اقشار ملت، اعتماد به نفس و نفی خود بیگانگی را مطرح می کنند که اگر چه ظاهرا به عوامل متعددی اشاره دارد، اما از حیث محتوا و جوهره، تماما مذهبی است.(۲۲) در نظریه شهید مطهری نیز همین نظریه مذهب پذیرفته شده است است.(۲۳)

«انقلاب اسلامی توسط مجموعه ای از تشکلهای فرهنگی و سازمانی ریشه دارتاریخی اسلامی شیعه و اسطوره بنیادین تشیع حضرت امام حسین (ع) مراسم اسلامی، شبکه مساجد، روحانیت و… به گونه ای هوشیارانه ساخته شد.(۲۴)

میشل فوکو، اندیشمند پست مدرنیسم، که خود شاهد تحوّلات ایران در سال ۵۷ بود، چنین نقل می کند:

«تشیع بود که با تکیه بر موضع مقاومت و انتقادی سابقه دار در برابر قدرت های سیاسی حاکم، و نیز نفوذ عمیق و تعیین کننده در دل انسان ها، توانست نقش آفرینی کند و مردم را اینگونه علیه رژیمی که بدون شک یکی از مجهزترین ارتش های دنیا را داشت و از حمایت امریکا برخوردار بود، به قیام وادارد.»(۲۵)

از نظر وی انقلاب اسلامی ایران، براساس «معنویت گرایی سیاسی» شکل گرفته است و او نیز انقلاب ایران را یک انقلاب فرامدرن می داند.(۲۶)

ج دیدگاه شهید باهنر

اول: علل

آنچه از مطالعه آثار و اندیشه های شهید باهنر استنباط می شود این است که در اندیشه ایشان نظریه مذهب، توانایی تبین و تحلیل انقلاب اسلامی ایران را دارد. البته روش و متدلوژی شهید باهنر با دیگر نظ

  راهنمای خرید:

  • همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
  • ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
  • در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.