اگر فایل یا کتابی رو که میخواهید توی سایت نیست روی " پیشنهاد فایل " کلیک کنید.
خرید و دانلود فایل پاورپوینت کامل معمای دکتر مظفر بقایی کرمانی (قسمت اول)
224,700 تومان قیمت اصلی 224,700 تومان بود.109,200 تومانقیمت فعلی 109,200 تومان است.
تعداد فروش: 77
فرمت فایل پاورپوینت
فایل پاورپوینت فایل پاورپوینت کامل معمای دکتر مظفر بقایی کرمانی (قسمت اول)؛ راهکاری شایسته برای ارائههای موفق
اگر بهدنبال یک فایل ارائهی آماده با کیفیت بالا و طراحی حرفهای هستید، فایل فایل پاورپوینت کامل معمای دکتر مظفر بقایی کرمانی (قسمت اول) انتخابی مناسب برای شماست. این مجموعه شامل 85 اسلاید استاندارد و دقیق است که با هدف ارتقاء کیفیت ارائههای شما تهیه شدهاند.
دلایل انتخاب فایل فایل پاورپوینت کامل معمای دکتر مظفر بقایی کرمانی (قسمت اول):
- طراحی ساختارمند و چشمنواز: هر اسلاید با دقت بالا و توجه به اصول طراحی گرافیکی تهیه شده است تا محتوای شما بهخوبی دیده و درک شود.
- آمادگی کامل برای ارائه: نیازی به ویرایش مجدد نیست؛ فایل فایل پاورپوینت کامل معمای دکتر مظفر بقایی کرمانی (قسمت اول) آمادهی استفاده در کلاس، جلسه یا کنفرانس است.
- سازگاری کامل با پاورپوینت: نمایش صحیح اسلایدها در تمامی نسخههای PowerPoint بدون بهمریختگی یا مشکل ظاهری تضمین شده است.
تولید شده با رویکرد حرفهای:
تمامی بخشهای فایل پاورپوینت کامل معمای دکتر مظفر بقایی کرمانی (قسمت اول) با هدف ایجاد یک تجربه کاربری روان و بینقص طراحی شدهاند. جزئیات با دقت بالا تنظیم شدهاند تا ارائهای حرفهای و تأثیرگذار داشته باشید.
توجه:
تنها نسخه رسمی فایل فایل پاورپوینت کامل معمای دکتر مظفر بقایی کرمانی (قسمت اول) از کیفیت کامل برخوردار است. نسخههای غیرمجاز ممکن است شامل اشکالات طراحی باشند و توصیه نمیشود از آنها استفاده شود.
با تهیه فایل فایل پاورپوینت کامل معمای دکتر مظفر بقایی کرمانی (قسمت اول)، سطح ارائههای خود را ارتقاء دهید و مخاطبان خود را تحت تأثیر قرار دهید
بخشی از متن فایل پاورپوینت کامل معمای دکتر مظفر بقایی کرمانی (قسمت اول) :
مسائل و نکته های کوچک در مورد افراد مهم، دیگر کوچک و جزئی نیستند؛ همانگونه که نکته های بزرگ در مورد افراد عادی، اهمیتی در خور تاریخ ندارند. وقتی که مساله و نکته
ایی در مورد شخصی چون مظفر بقایی بازگو یا مطرح می شود که در برهه ای از تاریخ معاصر ایران جزو افراد درجه اول امور سیاسی محسوب می گردید، جذاب و خواندنی می شود. به خصوص که وی در کنار دکتر محمد مصدق وخلیل ملکی از شخصیتهای اصلی نهضت ملی شدن صنعت نفت بود و با تاسیس حزب زحمتکشان به همراه ملکی جایگاه ویژه
ای در جبهه ملی احراز کرده بود. پیشترها کتابی تحت عنوان زندگی سیاسی دکتر مظفر بقایی توسط موسسه مطالعات و پژوهشهای سیاسی منتشر شده بود که حاوی اسناد و پژوهشهای ارزشمندی پیرامون او و جریانات سیاسی عصر او بود. مقدمه ای که بر آن کتاب نگاشته شده بود خود به گونه ای مستقل و حاوی دیدگاه های ویژه ای بود که اینک به صورت مقاله تقدیم حضور شما گردیده است. به امید آنکه مورد استفاده و التفات شما قرار گیرد.
اسناد شخصی دکتر مظفر بقایی کرمانی در سال ۱۳۷۴ش در اختیار موسسه مطالعات و پژوهشهای سیاسی قرار گرفت و من از همان زمان، کار بر روی این اسناد را آغاز کردم. به یقین در زمانی که این اسناد در خانه بقایی بوده، نظم و ترتیب معینی داشته؛ ولی در جریان نقل و انتقالات بعدی به انبوهی از اوراق به هم ریخته تبدیل شده بود که به همین صورت هم به دست من رسید. به کمک سرکار خانم دکتر دیبا شریعت در طول دو سال این اسناد را مرتب کردم، شخصیتها و نوع خط ایشان را شناختم و برای هر دستخط پرونده ای تشکیل دادم. سنگینی کار با خانم شریعت بود و من تنها روزی یکی دو ساعت ایشان را راهنمایی می کردم. در طول کار شاق تنظیم اسناد بود که با نقش برجسته عیسی سپهبدی و حسین خطیبی در تحولات سال نهضت ملی شدن صنعت نفت آشنا شدم. متاسفانه، برخلاف اشتیاق فراوان و به دلیل اشتغال تمام وقت به پژوهش زرسالاران، فراغتی برای تدوین کتابی درباره بقایی در آن زمان نداشتم. دکتر حسین آبادیان در سال ۱۳۷۶ تدوین کتابی درباره زندگینامه بقایی را پذیرفت. حاصل کار ایشان کتابی است با مشخصات زیر: حسین آبادیان، زندگینامه سیاسی دکتر مظفر بقایی، تهران، موسسه مطالعات و پژوهشهای سیاسی، ۱۳۷۷، ۶۲۰ صفحه، رقعی.
این مقاله، مقدمه ای است که بر کتاب فوق نگاشتم. در این مقدمه، به ارتباطات بقایی با کانونهای صهیونیستی توجه کردم. بعدها، خاطرات شمس قنات آبادی منتشر شد و برایم جالب بود که وی نیز، سالها پیش از انقلاب، بر ارتباطات بقایی به صهیونیستها توجه کرده بود. قنات آبادی می نویسد:
«[رندی که مدتها با بقایی زندگی کرده بود، به شمس قنات آبادی گفت:] هیچ می دانی دکتر بقایی با صهیونیستها قرارداد عدم تعرض دارد؟ گفتم: چرا مزخرف می گویی؟ دکتر بقایی کرمانی، پسر میرزا شهاب کرمانی کجا و صهیونیستهای یهودی کجا؟ گفت: هیچ دیده و شنیده ای که بقایی در گذشته که هم قلم داشت و هم تریبون و هم حزب و هم کرسی خطابه، در میتینگها یک دفعه، یک کلمه علیه صهیونیست بین الملل سخنی بگوید؟ حال آنکه به هیچ وجه نه در عروسی و نه در عزا دست از سر پور نیکان۱ [؟] دریایی (انگلیسها) برنمی داشت. گفتم: نه، نشینده ام؛ ولی این دلیل نمی شود که او طرفدار صهیونیست بین الملل باشد. گفت: نگفتم طرفدار آنهاست. گفتم: با صهیونیستها قرارداد عدم تعرض دارد… آخر از چه طریق؟ گفت: از طریق شوهر خواهرش، دکتر رستگار که از دارودسته یهودیهای سرشناس جهانی است و صاحب فاز یک اتومبیل سازی. گفتم: باز هم این دلیل نمی شود. حتی اگر خواهر آدم هم طرفدار شخص با فکری باشد، دلیل همفکری برادر نیست. گفت: آدم دیرباوری هستی…»۲
دکتر مظفر بقایی کرمانی (۱۲۹۰ ۱۳۶۶ش) یکی از بحث انگیزترین شخصیتهای سیاسی تاریخ معاصر ایران است. او در یک خانواده دارای پیشینه سیاسی در کرمان به دنیا آمد. پدرش، میرزا شهاب، از فعالین انجمنهای مخفی وابسته به لژ بیداری ایران در دوران محمدعلی شاه و پس از آن در کرمان بود و رهبری سازمانی را به دست داشت که مجمع احیای نفوس نامیده می شد. او سپس ریاست فرقه دمکرات کرمان را به دست گرفت، در دوره چهارم به نمایندگی مجلس شورای ملی رسید و تا پایان عمر در تهران به سر برد.
مظفر در ۱۸ سالگی به خرج دولت برای ادامه تحصیل راهی فرانسه شد و در ۲۷ سالگی به ایران بازگشت. با رواج فعالیت احزاب سیاسی در فضای پس از شهریور ۱۳۲۰، بقایی راه پیشرفت خود را در فعالیتهای حزبی یافت. او ابتدا، به عضویت حزب اتحاد ملی، که توسط سهام
السلطان بیات، سیدمحمدصادق طباطبایی (از دوستان پدرش) و باقر کاظمی تشکیل شد، درآمد و خزانه
دار حزب فوق شد. مدتی بعد، از این حزب جدا شد و به عضویت حزب کار مشرف الدوله نفیسی درآمد و در روزنامه پند نشریه این حزب مقالاتی می نوشت. فعالیت سیاسی بقایی با تاسیس حزب دمکرات ایران، به رهبری قوام السلطنه وارد مرحله جدیدی شد. بقایی، به سان گروه کثیری از جوانان جویای نام آن زمان، به این حزب پیوست. او در حزب دمکرات قوام به سرعت رشد کرد و برای تاسیس و تصدی شعبه این حزب در کرمان به این خطه رفت و سرانجام، در سال ۱۳۲۶ به عنوان نامزد این حزب از کرمان به مجلس پانزدهم راه یافت.
برخی نویسندگان، حزب دمکرات قوام را حزبی متمایل به آمریکا می دانند و فعالیت بقایی در آن را سرآغاز گرایش او به امپریالیسم آمریکا تلقی می کنند؛ در حدی که او در تمامی دوران پسین زندگی سیاسی اش به عنوان «مهره آمریکا در عرصه سیاسی ایران» عمل می نمود.۳ پیچیدگی نقش سیاسی بقایی بیش از اینهاست. جاه طلبیهای شخصی و تنازع او با کانونهای روز قدرت به وی چهره خاصی می بخشید و شناخت پیوندهای خارجی بقایی را دشوارتر می ساخت. به زعم برخی کارشناسان، عملکردهای بقایی بیش از هر چیز منطبق با تکاپوی سازمانهای مخفی صهیونیستی است که درست در همین دوران تحرکی سخت را در ایران پی می گرفتند. چنان که می دانیم در ۱۴ مه ۱۹۴۸م/ ۲۴ اردیبهشت ۱۳۲۷ش دولت اسراییل به طور رسمی اعلام موجودیت کرد و محمد ساعد نخست وزیر وقت ایران با دریافت ۴۰۰ هزار دلار رشوه در جلسه ۱۴ اسفند ۱۳۲۸ دولت اسراییل را به طور دو فاکتو به رسمیت شناخت.۴ این بیانگر تحرک وسیع سازمانهای مخفی صهیونیستی در ایران آن روز است. به هر تقدیر، هرچند شناسایی نوع کانونهای خارجی هدایت کننده بقایی دشوار باشد؛ ولی در پیوندهای عمیق او با آنان تردیدی نیست.
بقایی از سالهای آغازین فعالیت سیاسی اش با حسن پاکروان سرلشکر و رییس بعدی ساواک و مادر فرانسوی او، امینه پاکروان رابطه نزدیک داشت. این رابطه تا واپسین سالهای زندگی اینان ادامه یافت. به این حلقه دوستان باید عیسی سپهبدی و علی زهری را افزود. این حلقه ارتباط نزدیک با سفارت فرانسه در تهران داشت. در این میان، پیوندهای بقایی با عیسی سپهبدی، دوست دوران فرانسه او از اهمیت ویژه ای برخوردار است. اسناد به دست آمده تردیدی بر جای نمی گذارد که سپهبدی واسطه انتقال برخی پیامهای مرموز به بقایی بود که راه سیاسی او را ترسیم می کرد. نمونه هایی از این اسناد در کتاب حاضر، معرفی شده است که شاید مهم ترین و حیرت انگیزترین آنها متن پیش نویس نطق بقایی در استیضاح دولت ساعد باشد. این سند، استیضاح تاریخی فوق را که واجد اهمیت فراوان در تحولات سیاسی آن دوران است، به عنوان یک سناریوی از پیش طراحی شده به نمایش می گذارد.
عیسی سپهبدی از سال ۱۹۳۲ در پاریس به سر می برد و پس از بازگشت بقایی به ایران نیز به طور منظم با او مکاتبه داشت. این مکاتبات و نامه های سپهبدی و بقایی در دوران اقامت آنها در فرانسه، بیانگر رابطه بسیار صمیمانه میان این دو است. سپهبدی تا بهمن ۱۳۲۵ش/ ژانویه ۱۹۴۷م در پاریس بود؛ ولی ناگهان تصمیم گرفت به ایران بیاید. او در نامه مورخ ۲۴ ژانویه ۱۹۴۷م/ ۴ بهمن ۱۳۲۵ش به بقایی که از طریق آدرس شخص ثالثی و نه به طور مستقیم ارسال کرد، نوشت:
«اکنون تغییر بزرگی در پروژه زندگانی من حاصل شده. با اینکه تصمیم قطعی داشتم چند سالی در پاریس بمانم، اکنون، به دلایلی که باید حضورا عرض کنم ناچار به مراجعت هستم و در حوالی ۱۵ اسفندماه آتیه… مسافرت خواهم نمود.»
او آرزو می کند که بقایی تا زمان مراجعه او به ایران در کار وکالت موفق باشد تا «خواب روحانی ای» که دیده است، تعبیر خود را آشکار کند. زمان ورود سپهبدی به ایران مقارن با آغاز عملیات بدامن است که توسط شاپور ریپورتر هدایت می شد. همزمان با ورود سپهبد به ایران رشد سریع بقایی آغاز گردید. در آذر ۱۳۲۶ بقایی، عضو هیات اجراییه موقت حزب دمکرات ایران و دبیر آن و عضو هیات سری تصفیه حزب دمکرات ایران شد.
القای این «خواب روحانی» در مکاتبات بعدی سپهبدی با بقایی تداوم دارد؛ الهامی غیبی که گویا بقایی را به سوی سرنوشتی بزرگ فراخوانده است. باید بیفزاییم که بقایی تا پایان عمر به این «الهام غیبی» باور عمیق داشت و بارها ورود خود به صحنه سیاست و عملکردهای خویش را به عواملی ماورای طبیعی نسبت می داد که گویا هادی او در مقاطع حساس زندگی اش بوده است. برای نمونه، در سال ۱۳۳۶ در نامه ای از تهران به علی زهری در پاریس نوشت:
«در چند کاغذ پیش از این دو سوال کرده بودی که چه می خواهیم و چه باید کرد؟… در باب «چه باید کرد» جوابی پیدا نمی کنم. به گذشته هم که مراجعه کردم، دیدم، خودم هیچ وقت به این سوال جواب نداده ام. هر وقت کاری کرده ایم، به دلم اثر کرده است یا یک نوع الهام باطنی مرا کشانیده است… و حالا هم (البته به سهم خودم) منتظر اثر قلبی و الهام باطنی هستم که چه بکنم و این حالت فعلی
intertie
هم اقلا یک قسمتش مربوط به همان نیامدن الهام است. غیر از این هرچه بخواهم بنویسم لفاظی و کلیشه سازی خواهد بود…
حالتی است که یکی دوبار در بچگی به من دست داده است و شاید هم برایت گفته باشم؛ زیرا کمتر چیزی هست که من برایت تعریف نکرده باشم… بعدا هم از وقتی که به اصطلاح بزرگ شده ام، بارها برایم اتفاق افتاده است که زمان حاضر به نظرم مثل خواب (رویا) آمده است و غفلتا پنداشته ام که دارم خواب می بینم و وقتی که از خواب بیدار شوم، مثلا در خانه پدرم خواهم بود. در ده سالی که فرنگ بودم، چهار پنج دفعه این حالت به طور
intense
به من دست داد. بعدها هم همین طور. هرچند که در این چند سال اخیر بیش از یکی دو بار این حالت را نداشته ام…»
بقایی در نامه های دیگرش نیز مکرر از الهامهایی که به او می شود یاد می کند. به عنوان مثال، در نامه ۱۸ اسفند ۱۳۳۶ به زهری می نویسد: «تصور می کنم که این هم یکی از الهاماتی بود که این طور عمل بکنیم.»
در میان اسناد عیسی سپهبدی، آشکارا با دو گونه نامه به بقایی سروکار داریم. نخست، نامه هایی است که بیانگر روابط شخصی بقایی و سپهبدی است. در این نامه ها سپهبدی دوست بقایی است و نوع رابطه از همان سنخی است که علی زهری و حسین خطیبی با بقایی دارند. برای نمونه، سپهبدی در نامه ۱۸ بهمن ۱۳۳۰ از تهران به بقایی در کرمان چنین می نویسد:
«قربانت گردم
پس از یک هفته مفارقت، تلگراف ۱۷ بهمن پنجشنبه شب زیارت شد. طی یک هفته گذشته تا این تاریخ از لحاظ جریانات حزبی نهایت نظم و آرامش برقرار بود… تنها موضوعی که قابل عرض است که آن هم هیچ گونه نگرانی ندارد، یک انشعاب قلابی است که روز شنبه و یکشنبه گذشته به وسیله یک اعلامیه مفتضحانه آفتابی شد. البته «هاله» [حیدر رقابی] خیلی این طرف و آن طرف زده که روزنامه باختر، اعلامیه را منتشر سازد. آقایان زیر بار نرفتند… آقای دکتر فاطمی درباره اخراج هاله مختصر غری به من زد که موضوع را از لحاظ حزبی برایش تشریح کردم و گفتم که ما پیش بینی این توطئه را می کردیم و عمل اخراج هاله قبل از انشعاب قلابی از جهت حزب، شاهکار محسوب می شود و چاره ای نداشتیم. در این باب، بحث مفصل است که در این مختصر یا نمی گنجد یا جایز نیست عرض کنم تا شفاها صحبت کنیم. در همان زمان انتشار اعلامیه یک جمعیت «پان» در بهارستان افتتاح شد که تظاهراتی کردند. آقایان مکی و فاطمی از آن با قوت و قدرت پشتیبانی کرده و می کنند.
از جهت مسجد سپهسالار و قرائت [آرا] که تا فردا ظهر شنبه محققا به کلی تمام خواهد شد. گویا، آقای مهندس مزدا تلگرافی عرض کرده اند. ما خیلی مراقب جریان اوضاع بودیم. شرح آن بسیار مفصل است. با تمام تلاشها و دله دزدیها، زهری طبق پیشگویی آمارگر ۵۵ هزار رای در انجام کار خواهد داشت. معظمی را با دوز و تقلب در ردیف ۱۳ نگاه داشتند. کریم آبادی و بهبهانی به کلی پرت شدند. از نگاهداشتن معظمی در ردیف ۱۳ منظور فوق العاده ای در پیش بود که آثار آن در آینده، آن هم برای رسوایی بعضیها، مکشوف و علنی خواهد شد که داستان آن مفصل است…
کلوپ مصدق دوباره جریان پیدا کرده. خودم عصر در آنجا صحبت کردم. علی [زهری] صبح مشغول فعالیت و تبریک شنیدن است و برای ما موفقیت فوق العاده و منشا حسادت بی اندازه گردیده است. از منزل خودت خبر دارم، همه سلامت هستند. در کلیه اوضاع هیچ
گونه نگرانی نیست؛ لیکن حضور خودت در تهران نهایت ضرورت را دارد. جلسات جبهه تشکیل می شود و کماکان حقیر شرکت می کنم… کلیه رفقا، علی، دیوشلی و سایرین و سایرین خوب هستند و سلام دارند. امیدوارم هرچه زودتر به زیارتت نایل شوم. حضور بندگان آقای مهندس رضوی عرض ارادت و بندگی دارم.
قربان و تصدقت عیسی»
این گونه نامه ها بیانگر رابطه عادی سپهبدی و بقایی است. با این وجود، در مجموعه مکاتبات سپهبدی و بقایی تعدادی نامه نیز وجود دارد که رابطه ای کاملا متمایز و شگفت را به نمایش می گذارد. در این نامه ها، که تعداد آنها زیاد نیست، سپهبدی نه دوست بقایی بلکه راهنما و مرشد اوست. نثر نامه ها به طور کامل تفاوت دارد و لحن آنها بیانگر نوعی دستورالعمل تحکم آمیز و آمرانه به بقایی است. در این
گونه نامه ها، سپهبدی از مقام یک استاد روحانی عالی مقام با بقایی سخن می گوید و او را به عمل قاطع سیاسی فرامی خواند. این نامه ها به مقاطع بسیار مهم و سرنوشت ساز در تحولات سیاسی آن زمان تعلق دارد. صرف نظر از مواردی که در متن کتاب مندرج است، یک نمونه دیگ
- همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
- ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
- در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.
