خرید و دانلود فایل پاورپوینت کامل تحلیل و نقد نظریه سعادت فارابی
خرید و دانلود فایل پاورپوینت کامل تحلیل و نقد نظریه سعادت فارابی قیمت اصلی 224,700 تومان بود.قیمت فعلی 109,200 تومان است.
بازگشت به محصولات
خرید و دانلود فایل پاورپوینت کامل حدوث ذاتی و نیازمندی به علت
خرید و دانلود فایل پاورپوینت کامل حدوث ذاتی و نیازمندی به علت قیمت اصلی 224,700 تومان بود.قیمت فعلی 109,200 تومان است.
📥 ترافیک اینترنت مصرفی جهت دانلود فایل‌ها در میکی بوک، به‌صورت نیم‌بها می باشد.
فقط اینقدر👇 دیگه زمان داری با تخفیف بخریش
00روز
18ساعت
39دقیقه
02ثانیه

خرید و دانلود فایل پاورپوینت کامل جایگاه مفهوم کلی در نظام اندیشه هگل(۱)

قیمت اصلی 224,700 تومان بود.قیمت فعلی 109,200 تومان است.

تعداد فروش: 52

فرمت فایل پاورپوینت

1 آیتم فروخته شده در 30 دقیقه
3 نفر در حال مشاهده این محصول هستند!
توضیحات

با فایل فایل پاورپوینت کامل جایگاه مفهوم کلی در نظام اندیشه هگل(۱) یک ارائه‌ی بی‌نقص بسازید!

پاورپوینتی زیبا و کاربردی:

فایل فایل پاورپوینت کامل جایگاه مفهوم کلی در نظام اندیشه هگل(۱) شامل 120 اسلاید کاملاً حرفه‌ای و چشم‌نواز است که برای ارائه‌ی مستقیم یا چاپ آماده شده‌اند.

آنچه فایل فایل پاورپوینت کامل جایگاه مفهوم کلی در نظام اندیشه هگل(۱) را متمایز می‌کند:

  • طراحی مدرن و هدفمند: فایل پاورپوینت کامل جایگاه مفهوم کلی در نظام اندیشه هگل(۱) با ترکیب رنگ‌ها و چیدمان هوشمندانه، به انتقال بهتر مفاهیم کمک می‌کند.
  • کاربری راحت و سریع:فایل پاورپوینت کامل جایگاه مفهوم کلی در نظام اندیشه هگل(۱) بدون نیاز به ویرایش‌های پیچیده، فقط فایل را باز کنید و ارائه دهید.
  • کیفیت بالا برای نمایش: همه‌ی اسلایدها با رزولوشن مناسب و ساختاری منظم آماده ارائه هستند.

ساخته‌شده با دقت و استانداردهای بالا:

فایل پاورپوینت کامل جایگاه مفهوم کلی در نظام اندیشه هگل(۱) با رعایت جزئیات طراحی شده تا در هر محیطی بدون مشکل نمایش داده شود. هیچ‌گونه بهم‌ریختگی یا ایرادی در اسلایدهای فایل پاورپوینت کامل جایگاه مفهوم کلی در نظام اندیشه هگل(۱) وجود ندارد.

تذکر:

در صورت مشاهده‌ی تفاوت در کیفیت، احتمال استفاده از نسخه‌های غیراصلی وجود دارد. نسخه معتبر فایل پاورپوینت کامل جایگاه مفهوم کلی در نظام اندیشه هگل(۱) با دقت توسط تیم طراحی آماده شده است.

همین حالا دانلود کن و با فایل پاورپوینت کامل جایگاه مفهوم کلی در نظام اندیشه هگل(۱) مخاطب‌هات رو تحت تاثیر قرار بده!


بخشی از متن فایل پاورپوینت کامل جایگاه مفهوم کلی در نظام اندیشه هگل(۱) :

 چکیده
ما اشیاء را در قالب انواع عام و شامل ادراک می کنیم و در زبانمان از مفاهیم کلی استفاده می نماییم; اما نحوه وجود کلی برای ما روشن نیست. واقع گرایان معتقدند که کلی دارای وجود عینی است. مفهوم گرایان آن را مفهومی ذهنی می شمرند و نام گرایان کلی را به صرف لفظ عام فرو می کاهند. نظر هگل در این موضوع بدیع است. او تعریف جدیدی از کلی به دست می دهد و آن را کلی انضمامی می نامد. به نظر او, خطاست تصور کنیم که مصادیق مفاهیم ذهنی, نخست تحقق دارند و در مرحله بعد, تمثل ذهنی ما تحقق می یابد و مفاهیم اشیاء از رهگذر عملیات انتزاع و ائتلاف وجوه اشتراک آنها شکل می گیرد, بلکه مفهوم اصل است و چیزها اموری هستند که از طریق مفهومی که در آنها حضور دارد و خود را در آنها آشکار می کند تحقق دارند. این مقاله به تعریف هگل از کلی، رهیافت او به آن، نسبت میان کلی و جزئی و وجود کلی  از دیدگاه  وی می پردازد.
   واژگان کلیدی: صورت معقول, دیالکتیک, مثال مطلق کلی انضمامی,  همانی ذهن و عین مقدمه:
کلی  (Universal)به مفهومی اطلاق می شود که بر افراد متعدد قابل صدق باشد و در مقابل, جزئی  (Particular)مفهومی است که تنها بر فرد واحد انطباق می یابد:
«مفهومٌ اابٍ شرکهً جزئی ‎ٌ          و منه ما لَم یأبَها کلیٌ »
 (سبزواری ۱۳۶۶ :۱۶)
مفهومی که از شرکت پذیری در امور متعدد ابا دارد و محال است که بر چند چیز صدق نماید، مفهوم جزئی است و مفهومی که می تواند امری مشترک میان چند چیز باشد, کلی است. فرد یا شخص (Indivadual) نیز همان مدلول خارجی است که این مفاهیم بر آن انطباق می یابند و او مصداق آنها را تشکیل می دهد. شایان ذکر است که گاه فرد خارجی به تسامح یا نظر به اینکه نفس واقع را تشکیل می دهد و جز خود به چیز دیگری اشاره ندارد و در واقع  امری شرکت پذیر نیست جزئی خوانده می شود. بحث از مفهوم کلی و احکام آن نخستین بار در آثار افلاطون مطرح شد و از آن به بعد به صورت موضوعی عام در متافیزیک، معرفت شناسی و مباحث مربوط به زبان معرکه آرا گردید و مکتبهای متعددی را پدید آورد.
واقع این است که ما در زندگی روزمره, همواره با مفاهیم کلی سروکار داریم. از یک سو امور فردانی را در قالب انواع و دسته هایی عام ادراک می کنیم و از دیگر سو زبانی که به کار می گیریم بر ساخته از اسمها، صفات، قیدها و حتی گزاره هایی است که مفید معانی کلی است  (Edvards, 1972: p.196) قوانین علوم هم تنها زمانی اعتبار می یابند که در کنار شرطهای دیگر، از کلیت برخوردار باشند. بدین ترتیب, کلی باید معتبر، عینی و ضروری باشد; اما بر خلاف انتظار, مشاهده می شود که واقعیت خارجی همواره به صورت جزئی یا همان شخصی تحقق دارد. این تعارض تناقض آمیز میان صورت معرفت یا کلیت آن با ماده معرفت که همانا امور جزئی و شخصی است، پرسشهای مهمی از این قبیل را پیش می نهد: مفهوم کلی چگونه حاصل می آید و از چه نوع وجودی برخوردار است؟ برون نمایی و نسبت مفهوم کلی با افراد و جزئیات آن چگونه است؟
بدیهی است که پی جویی موضوعات فلسفی و حتی نواندیشی در آنها باید در پرتو سنتهای گذشته صورت پذیرد، تا ضمن برخورداری از پختگی و اصالت لازم، به نتایجی بی پایه و خودخواسته  نینجامد. محقق می تواند فارغ از شیفتگی و نفرت, بلکه از سر دقت, پاسخ پرسشهای خود را در ژرفای تاریک روشن نظامهای پیشین گمان زند و با نگاهی ناب و نایاب, مطالب نهفته و بالقوه در آنها را به فعلیت فراز آورد و بدین وسیله, ضمن معضل گشایی از مسائل معاصر، جریان فلسفه را به سهم خویش پیش برد.
به شهادت تاریخ، از میان سنتهای فلسفی، اندیشه هگل نقطه عطفی برای فلسفه جدید است. مکتبهای مهمی نظیر اگزیستانسیالیسم، مارکسیسم، نظریه انتقادی، هرمنوتیک و در موضعی مخالف، فلسفه تحلیلی تحت تأثیر مستقیم یا غیر مستقیم هگل پدید آمدند. (Beiser, 1993: p.11) بدون قصد بزرگ نمایی در بلند مرتبگی هگل, می توان ادعا کرد که پس از افلاطون, هیچ فیلسوفی به جامعیت او ظهور نکرده است (پلامناتز، ۱۳۶۷ : ص۱۴۲). هگل در زمان خود از چنان نفوذی برخوردار بود که وقتی درگذشت, برخی معاصرانش به جد معتقد بودند که فلسفه با او به پایان رسید. البته دشواریابی اندیشه هگل سبب می شود که عده ای از بهره گیری از آرای او صرف نظر کنند و به راحتی از کنارش بگذرند (Rockmore,1996: p.2) و حتی گاه آن را ظاهراً عمیق و باطناً عقیم بخوانند; اندیشه ای ناپخته و ناتراش و صرف قیل و قال خاطرپریش، چندان تودرتو و گریزپا که در پستوهای آن, ترس و یأس بر فهم بالغ غالب می آید و محقق در فرجام هگل شناسی درمی یابد که جز باد چیزی در دست ندارد. بی گمان ادبیات فلسفی هگل به غایت دشوار و هگل پژوهی وادی لغزانی است; اما این بدان جهت است که وی هدفی سترگ در سر دارد که همانا اثبات همانی ذهن و عین است. به یقین خداوندان اندیشه می پذیرند که در کنار دشواری معمول که با هر اندیشه فلسفی همراه است، تبدیل گسست ذهن و عین به پیوست، دشواری افزونی به همراه دارد و از این جهت, نباید در نکوهش هگل افراط ورزید. اتفاقاً به جهت همین هدف است که بررسی مسأله کلی در این نظام فلسفی لازم می نماید; زیرا وقتی طومار دوگانگی اندیشه و هستی بکلی پیچیده شود و عین, دیگر به صورت امری جدا و برون آرمیده در برابر ذهن عرض وجود نکند، انتظار می رود که مسأله وجود کلی و احکام آن صورت جدیدی پیدا کند و نتایج بدیعی در پی داشته باشد. با عنایت به این مهم، پس از توجه به مکتبهای مطرح در این موضوع، پاسخ پرسشهای پیش گفته را در نظام اندیشه هگل پی می جوییم. روش تحقیق
 متناسب با موضوع تحقیق, از روش کتابخانه ای و اسنادی استفاده می شود. اطلاعات لازم از منابع مربوط، به خصوص آثار هگل و شروح مربوط به آن گردآوری می شود و سپس به شیوه ای منطقی و مطلوب مورد تحلیل و ارزیابی قرار می گیرد. ۱- مکتبهای مطرح در باب کلی
 عموم متفکران در این باره هم داستانند که شناخت هر چیزی مستلزم شناخت ویژگیهای کلی آن است و امر معلوم, ذیل همان ویژگیها معنا می یابد. اما وقتی سخن بر سر نحوه وجود آن ویژگیهای کلی یا همان کلیات می رسد، اختلاف سر بر می زند و آن یگانگی نخستین به چندپارگی بدل می شود: عده ای کلی را دارای وجود عینی و خارجی می دانند، گروهی آن را مفهومی در حوزه و  قلمرو ذهن تلقی می کنند و برخی دیگر به صرف لفظ عام نه موجودی ذهنی یا عینی فرو می کاهند. این گروهها به ترتیب واقع گرا، مفهوم گرا و نام گرا خوانده می شوند. (هاملین، ۱۳۷۴: ص۲۷) 1_1_ واقع گرایی یا اصالت واقع(Realism)
 پیروان این مکتب معتقدند که کلیات, تحقق عینی و خارجی دارند و اگر در جهان, هیچ ذهنی نباشد  که از آنها خبر گیرد یا آنها را به تصور آورد، به بقای خود ادامه می دهند و بلکه در قیاس با اشیای جزئی به تحقق سزاوارترند; زیرا برخلاف آنها در تخته بند زمان و مکان نیستند و گرد زوال  و نیستی نمی پذیرند. اصحاب اصالت واقع در دو مشرب افلاطونی و ارسطویی دسته بندی می شوند: واقع گرایی افلاطونی یا کلی برون ذات
افلاطون تحت تأثیر سقراط به مسأله کلی رهنمون شد. سقراط از ذات فضایل اخلاقی نظیر شجاعت و عدالت سخن می گفت; اما افلاطون پیشتر رفت و به وجود ذات کلی برای اشیای طبیعی از نبات و جماد و حتی مصنوعات بشری رسید. به اعتقاد وی مثلاً آنچه میزها را در مجموعه ای خاص گرد هم  می آورد و از اموری مانند تخت و صندلی متمایز می سازد, وجود ماهیت عام و شامل در مجموعه میزهاست. به نظر افلاطون حتی  اوصاف و نسبتهایی نظیر «زیبایی» و«بزرگی» نیز دارای ماهیت خاص خود هستند. بدین ترتیب او حوزه وجود ذات کلی را از اخلاق به متافیزیک، زیبایی شناسی و زندگی روزمره توسعه داد و در نهایت, به نظریه معروف «مُثل» رهنمون شد. مثل صور متعالی و برون ذاتی هستند که نه تنها به هیچ شی ء مادی تکیه ندارند, بلکه خود تکیه گاه  آنهایند و تمام عالم مادی برساخته آنهاست. دست کم دو دلیل عمده افلاطون را بسوی فرض عالم مثل رهنمون شد: نخست این که وی به تحقق معرفت باور داشت و نیک می دانست که عینیت معرفت تنها با ثبات معلوم یا متعلَّق شناخت حاصل می آید: اما در عین حال ملاحظه می کرد که جهان مألوف محسوس به یک حال نمی ماند و مدام در دام زوال و تغییر است. بنابراین جهانی دیگر پیراسته از هرگونه سیلان و زوال لازم بود تا عینیت منظور را تأمین نماید. دلیل  دیگر، وجود تعارضات عدیده در عالم مادی بود. افلاطون به عیان می دید که شیء واحد از جهتی زیبا, اما از جهتی دیگر زشت است و یا نسبت به چیزی بزرگ و در همان حال در قیاس با چیزی دیگر خرد; و همین کافی بود تا نشان دهد که مثل اگرچه ماهیت محسوسات را معین می کنند و همطراز آنها هستند, همطراز آنها نیستند و در درون آنها حضور ندارند. مثالها خود مصداق و نمونه تام و کامل نوع خود هستند و اشیاء مادی تنها بدان جهت از همان نوعند که روگرفتی کم رنگ و نمونه ای ناقص از همان مثالهایند(Edvards,Ibid: p.196) بدین ترتیب افلاطون برای مثل دو نقش متافیزیکی و معرفت شناختی در نظر می گیرد. دو مثال خیر یا اعلی را به خورشید مانند می کند. چنان که خورشید سبب ظاهرشدگی موجودات زمینی است و در عین حال حیات آنها هم به آن وابسته است. مثال خیر، علت وجود موجودات مادی و نیز سبب آگاهی ما بدانهاست (افلاطون ۱۳۷۹: ص ۳۸۴). نظریه مثل یا کلی برون ذات افلاطون وقتی به بیان نسبت اشیاء با مثال آنها می رسد, مبهم و ناساز می نماید. البته او می کوشد که مشکل را به ضعف سازوکار زبان و نارسایی آن در افاده مقصود ربط دهد; اما واقع این است که مساله عمیق تر از مشکل زبان است. واقع گرایی ارسطو یا کلی درون ذات
ارسطو هم معتقد به تحقق عینی کلی است; اما در ضمن افراد نه مستقل و خودبنیاد. وی نظریه مثل را دچار مشکلاتی جدی می دید. این نظریه  به جای ارائه پاسخی روشن در باب چیستی اشیاء، صرفاً پرسش را به مرحله ای بالاتر می کشاند; مثلاً وقتی از حقیقت زید پرسش می شود، پاسخ داده می شود که وی انسان, یعنی نموداری از مثال انسان است و گمان می رود که پاسخ لازم و تمام کننده ارائه گردیده است; حال آن که ذهن پرسشگر تازه آماده می شود که از حقیقت مثال انسان سؤال نماید. ارسطو در این خصوص می گوید: «این امر بدان ماند که اگر کسی خواهان شمارش چیزهایی باشد، تصور کند که چون تعداد آنها کمند, نمی تواند آنها را بشمارد; اما چون آنها را بیشتر کند آنگاه آنها را شمارش تواند کرد.» (ارسطو ۱۳۶۷: ص۴۲۸) پس فرض مثل فایده منظور را برنمی آورد. به علاوه موجب می شود که زنجیره مثالها تا بی نهایت واپس رود; زیرا همان طور که مثال انسان، حامل وجه مشابهت افراد انسان و مصحح صدق ماهیت انسان بر آنهاست، مثال دیگری لازم است تا حامل  مشابهت این مثال به عنوان فردی از انسان _ البته فردی عالی _ با انسانهای مادی باشد و باز مثالی دیگر باید تا میان این سه را به هم آورد و این رشته سر دراز تا بی نهایت خواهد داشت. به نظر ارسطو, کلی چون ذات اشیاء را تشکیل می دهد، نمی تواند مستقل از آنها در قلمروی دیگر بسر برد و باز چون میان تمام افراد خود مشترک است، در قالب  جنس و نوع به وجودی وصفی، در ضمن آن افراد تحقق دارد.
 واقع گرایی به صورت مکتبی فراگیر ادامه یافت و موضوع کلیات, مسأله اصلی فلسفه در قرون وسطا گردید (ژیلسون ۱۳۸۰: ص ۹). در این دوره, بحث عمده بر سر انتخاب افلاطون یا ارسطو و سپس ساماندهی موضوع مورد انتخاب بود. سنت اگوستین, نماینده واقع گرایی افلاطون، با دیدگاهی کلامی ، علم الهی را ظرف تحقق مثالها می انگاشت. در مقابل، توماس اکوئیناس, نماینده قوی مشرب ارسطو قرار داشت که بر قوت و نفوذ این مشرب می افزود. بتدریج نظریه های رقیب سر برمی زدند و پا به میدان می نهادند. 1_2_ مفهوم گرایی یا اصالت تصور (Conseptualism)
مطابق این مکتب, لفظ کلی دلالت بر مفهومی دارد که فقط در قلمرو ذهن تحقق دارد و آن را راهی به خارج نیست. مفهوم گرایی به صورت واکنشی در برابر واقع گرایی توسط پطرس آبلار بنا نهاده شد. اما مهمترین نمایندگان این مکتب را لاک، بارکلی و هیوم تشکیل می دهند. مطابق نظر لاک، مفاهیم کلی توسط عملی  ذهنی موسوم به انتزاع حاصل می شوند; بدین صورت که ذهن، اشیاء جزئی را از قیود و تعینات زمان و مکان و سایر تصوراتی که آنها را به وجودات خاص معینی مقید می سازد، جدا می کند و مفهومی مطابق وجه مشترک آنها فراهم می آورد. آنگاه هر یک از آن افراد به سبب مطابقتشان با این تصور انتزاعی, با یکدیگر شباهت و سنخیت پیدا کرده، از یک نوع محسوب می شوند و این مفهوم می تواند علامت آن مجموعه به حساب آید و آنها را بازنمایی کند (بزرگمهر، ۱۳۹۸ ه.ق:صص۷۴- ۷۵).
بارکلی, کلی انتزاعی لاک را تناقض آمیز می خواند; زیرا به نظر او لازم می آید که مفهوم مجردی چون مثلث کلی در آن واحد بر انواع مختلف و متعارضی از مثلث صادق باشد. به اعتقاد او, در ذهن فقط مفاهیم جزئی وجود دارند و این مفاهیم بنا به طبیعتشان جزئی هستند, اما به لحاظ بازنمایی کلی می شوند; یعنی می توانند مفاهیم همسنخ خود را بازنمایی کنند. مانند خطی که یک ریاضی دان رسم می کند. این خط فی نفسه جزئی معین است, اما از لحاظ افاده معنی کلی است و  هر حکمی که در باره آن ثابت می شود, برای تمام خطوط همانند آن صادق است. (بارکلی، ۱۳۶۲: صص ۱۲-۱۳).
هیوم نیز, همین نظر بارکلی را دارد و می کوشد فرایند این بازنمایی را به کمک مسأله تداعی معانی روشن کند. وی مدرکات را به دو دسته انطباعات و مفاهیم یا تصورات تقسیم می کند. انطباعات همان ادراکات دقیق و مشخص هستند که گاه از ارتباط حسی حاصل می آیند; اما مفاهیم، اثر به جا مانده پس از قطع آن ارتباط و در واقع, صرف انعکاسات رنگ پریده و ضعیف انطباعاتند. هر مفهومی به رغم جرئی بودن و ریشه داشتن در انطباعی خاص, به جهت ابهامی که دارد، می تواند بر مفاهیم مشابه که ریشه در انطباعاتی مشابه دارند, منطبق گردد و آنها را تداعی کند. بدین ترتیب در ازای هر لفظ عام, فقط مفهومی جزئی قرار دارد که با ابهام خود بر موارد متعدد صدق نموده، دلالت کلی لفظ را فراهم می نماید. ( هیوم, ۱۳۶۲: صص ۸-۱۲۷).
از آنچه گذشت, روشن می شود که تنها دیدگاه لاک می تواند روایت کاملی از مفهوم گرایی باشد; زیرا تنها اوست که مفهوم کلی را در جنب مفهوم جزئی در قلمرو ذهن موجود می داند. 1_3_ نام گرایی یا اصالت تسمیه (Nominalism)
پیروان این مکتب معتقدند که در ازای الفاظ عام زبان، موجودی عینی و یا مفهومی ذهنی که کلی باشد تحقق ندارد. بلکه صرف لفظ است که به نحو عام بر افراد خاص و جزئی دلالت دارد. روسیلین از مهمترین نمایندگان این مکتب است. او از تعریف ارسطو که کلی را « مقول و محمول بر کثیرین» می شمرد، آغاز کرد و بر این باور رفت که فقط افراد عینی تحقق دارند و کلیاتی چون اجناس و انواع، صرف اسمها و الفاظی هستند که به جای تصورات بر کثیرین حمل می شوند. این الفاظ با رابطه ای دال _ مدلولی، مستقیماً به اشیاء خارجی دلالت دارند و بر هیچ مفهومی کلی یا جزئی اشاره ندارند; مثلاً لفظ « انسان » فقط آوای خاصی است که در وقت تلفظ این لفظ ادا      می شود و تنها بر افراد و اشخاص انسان دلالت دارد. به عبارت دیگر لفظ عام انسان از دو امر حکایت می کند: یکی حقیقت فیزیکی لفظ «انسان», با این وصف که صوتی خاص و برآمده از تماس هوا با تارهای صوتی گوینده است و دوم, حقیقت عینی محسوس که همانا افراد بنی نوع بشر باشند ( بدوی، ۱۹۸۴: ص ۲۶۷).
در این جا نه از مثل افلاطون نشانی هست و نه از کلی درون ذات ارسطویی و مجالی برای وساطت هیچ گونه مفهومی هم باقی نمی ماند. ۲- مفهوم کلی در دیدگاه هگل
آیا هگل در هیچ یک از مکتبهای پیش گفته جای می گیرد و یا اساساً آنها را یکسره مردود می شمرد؟ در این جا همین قدر می توان گفت که این مکتبها در نظر هگل به عنوان مراحلی از راه به سوی چشم انداز درست، توجیهی تاریخی دارند; زیرا به نظر او, تاریخ فلسفه، تاریخ فلسفه ای واحد است که در شکل نظامهای مختلف جلوه کرده است و درواقع نظامهای فلسفی در طول تاریخ، لحظات و مراحل رشد و شکوفایی آن را تشکیل می دهند و از این رو هریک به همان میزان از اهمیت و ضرورت برخورد است که دیگری.
البته نظر به این که سیر فلسفه همواره صعودی بوده است و مراحل بعدی، مراحل پیشین را به طور ضمنی در درون خود دارند. (۶ -PP. 125: 1975 Hegel,)، نظر هگل درباب موضوع کلی باید کامل تر از مکتبهای یاد شده باشد و اگر هم با یکی از آنها منطبق گردد، شکل پرورده و کمال یافته آن را تشکیل می دهد. شایان ذکر است که موضوع «کلی» در فلسفه هگل به صورت فصلی بریده و مجزا مطرح نمی شود بلکه بسان موضوعات دیگر, مرحله ای از رشد این نظام فلسفی را تشکیل می دهد و به صورت جزئی مؤثر در ساختار انداموار آن جای  می گیرد و ضمن این که پاسخی مطابق این نظام می یابد, در تمامیت طرح کلی آن دخالت دارد.
نظام اندیشه هگل از سه بخش یا مرحله منطق، طبیعت و روح تشکیل می شود. بخش منطق, خود متشکل از سه حوزه وجود، ذات و مفهوم یا صورت معقول است و همین حوزه اخیر است که نمودار نظر هگل درباره مفهوم کلی است. وجود، نخست، در حال خودسانی و تجزیه ناشدگی است. سپس در مرحله ذات, دچار ناخودسانی و دگرشدگی می شود و در نهایت در مرحله صورت معقول, دوباره به خود برمی گردد و آن گریز قبلی به آویز بدل می شود. اما در این حال, دیگر انضمامی و مشخص است و آن سادگی و کم رنگی سابق را ندارد.
هگل در اشاره به صورت معقول یا مفهوم مشخص و انضمامی ، واژه «begriff» را بکار می برد. مفسران انگلیسی زبان او به جای لفظ معمول «Concept» از واژه «Notion» استفاده می کنند و مترجمان فارسی زبان هم کلمه «صورت معقول» را بکار می بندند. این همه برای آن است که جنبه انضمامیت این مفهوم, برجسته بماند و  با آن نوع مفهومی که هگل, کلی انتزاعی «Abstract Universal» می خواند, متمایز باشد. 2_1_ تعریف مفهوم کلی از نظر هگل
هگل در آثار خود از دو گونه مفهوم کلی سخن می گوید: یکی مفهومی که از طریق انتزاع و تجرید وجه مشترک میان افراد حاصل می آید که هگل آن را کلی انتزاعی می خواند و دیگری کلی انضمامی که همان صورت معقول است. وی مشخصات این دو نوع را در مواضع مختلف و در تعارض با یکدیگر مطرح می کند:
الف- کلی انضمامی یا مشخص, بر خلاف کلی انتزاعی, محصول تجرید و انتزاع نیست:
در ذهن ما صورت معقول با عمومیت انتزاعی همراه است. از این رو اغلب به مفهوم عام توصیف می شود و لذا وقتی از مفاهیمی چون رنگ، نبات، حیوان و نظایر آنها سخن می گوییم، گمان می رود که آنها با غفلت از خصوصیاتی که رنگها، نباتات و حیوانات را از یکدیگر متمایز می سازد و حفظ مشترکات آنها حاصل می آیند. این حالت مفهومی است که فهم۳ با آن سروکار دارد و درست است که احساس، این گونه مفاهیم واهی و تهی را خیالات و سایه های محض بداند. اما کلیت صورت معقول عبارت از صرف اجتماع مشترکات چند چیز نیست که در ازای آن جزئیاتی که از آن بهره دارند، قرار داشته باشند; بلکه بر عکس، خود جزئی کردن و مشخص نمودن خود است… کلی واقعی نباید با امری که صرفا میان چند چیز مشترک است، اشتباه شود(Ibid:P. 227).
ب- کلی انضمامی بخلاف انتزاعی, ذات افراد خود را تشکیل می دهد:
… کلی، زمینه و بنیاد است. ریشه و جوهر شخص است. برای این که اگر مثلاً کایوس، تیتوس و سمپرنیوس و ساکنان دیگر شهر یا کشورها را در نظر بگیریم, این حقیقت که تمام آنها انسان هستند، صرفاً چیزی نیست که آنها به اشتراک داشته باشند; بلکه کلی یا نوع آنهاست و آن افراد بدون آن اصلاً نمی توانند تحقق داشته باشند. این مورد با آن عمومیت ظاهری که به غلط کلی خوانده می شود, بسیار تفاوت دارد. عمومیتی که صرفاً به معنای امری است که به تمام افراد نسبت داده می شود  یا میان آنها مشترک است(Ibid :P. 240 ).
هگل برای توضیح مطلب, وجود نرمه گوش را مطرح می کند. انسانها در داشتن نرمه گوش، اشتراک دارند, اما نیک می دانیم که نبود آن در یک شخص خاص، تواناییهای دیگر او را تحت الشعاع قرار نمی دهد: این در حالی است که اگر انسانیت از وی ستانده شود، اوصاف کمالی دیگر را هم نمی تواند دارا باشد. بدین ترتیب « کلی، جان و نفس امر مشخص و انضمامی را تشکیل می دهد.» (Hegel,1961:PP.236-7).
ج- کلی انضمامی, به خلاف انتزاعی, بر افراد خود تقدم دارد:
خطاست گمان بریم اموری که محتوای مفاهیم ذهنی ما را تشکیل می دهند، نخست تحقق دارند و سپس بازنمایی ذهنی ما صورت می بندد و مفاهیم اشیاء به وسیله عملیات انتزاع پیش گفته و ائتلاف مفاد مشترک آنها شکل می گیرد; بلکه صورت معقول نخست اصل است و چیزها اموری هستند که از طریق صورت معقول, که در آنها حضور دارد و خود را در آنها آشکار می کند، تحقق دارند.
 ( Hegel,1975 😛 ۲۲۸ ).
د- کلی انضمامی مفهومی توسعه یابنده است:
… اما یک جنبه ماتقدم اندیشه نیز وجود دارد; آن جا که ] ما [ از طریق وساطت [ اندیشه و شقاق و بروز آن] نه در امری  بیرونی, بلکه از طریق انعکاس و بازتاب در خودش به آن نوع بی واسطگی می رسیم که کلیت است. خودخرسندی اندیشه که با خود چنان مشغول و مأنوس است که احساس می کند با جزئیاتی که به سطحش نزول کرده و از این طریق, طبیعت خویش را توسعه داده است، یکسانی ذاتی دارد
 (Ibid : p. 17 ).
و- کلی انضمامی بر خلاف انتزاعی افراد خود را در بر می گیرد:
آنچه صور معقول خوانده می شود و درواقع مفاهیم خاصی چون انسان، خانه، حیوان و نظایر آن نیز تعینات ساده و تمثلات انتزاعی هستند; انتزاعاتی که از صورت معقول, تنها عنصر کلیت را نگه می دارند و جزئیت و شخصیت را بی حساب رها می کنند. بدین ترتیب در آن جهات

  راهنمای خرید:

  • همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
  • ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
  • در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.