خرید و دانلود فایل پاورپوینت کامل تنوع گفتمانی علمای شیعه در عصر مشروطیت(۱)
خرید و دانلود فایل پاورپوینت کامل تنوع گفتمانی علمای شیعه در عصر مشروطیت(۱) قیمت اصلی 224,700 تومان بود.قیمت فعلی 109,200 تومان است.
بازگشت به محصولات
خرید و دانلود فایل پاورپوینت کامل قم و حوزه علمیه از زبان یک اندیشمند مسیحی
خرید و دانلود فایل پاورپوینت کامل قم و حوزه علمیه از زبان یک اندیشمند مسیحی قیمت اصلی 224,700 تومان بود.قیمت فعلی 109,200 تومان است.
📥 ترافیک اینترنت مصرفی جهت دانلود فایل‌ها در میکی بوک، به‌صورت نیم‌بها می باشد.
فقط اینقدر👇 دیگه زمان داری با تخفیف بخریش
00روز
16ساعت
51دقیقه
23ثانیه

خرید و دانلود فایل پاورپوینت کامل واکنش روحانیت در برابر توطئه استحاله انقلاب مشروطه

قیمت اصلی 224,700 تومان بود.قیمت فعلی 109,200 تومان است.

تعداد فروش: 61

فرمت فایل پاورپوینت

1 آیتم فروخته شده در 30 دقیقه
5 نفر در حال مشاهده این محصول هستند!
توضیحات

ارائه‌ی فایل پاورپوینت کامل واکنش روحانیت در برابر توطئه استحاله انقلاب مشروطه – تجربه‌ای خاص و متمایز!

پاورپوینتی حرفه‌ای و متفاوت:

فایل فایل پاورپوینت کامل واکنش روحانیت در برابر توطئه استحاله انقلاب مشروطه شامل 120 اسلاید جذاب و کاملاً استاندارد است که برای چاپ یا ارائه در PowerPoint آماده شده‌اند.

ویژگی‌های برجسته فایل فایل پاورپوینت کامل واکنش روحانیت در برابر توطئه استحاله انقلاب مشروطه:

  • طراحی خلاقانه و حرفه‌ای: فایل فایل پاورپوینت کامل واکنش روحانیت در برابر توطئه استحاله انقلاب مشروطه به شما این امکان را می‌دهد که مخاطبان خود را با یک طراحی خیره‌کننده جذب کرده و پیام خود را به بهترین شکل انتقال دهید.
  • سادگی در استفاده: اسلایدهای فایل پاورپوینت کامل واکنش روحانیت در برابر توطئه استحاله انقلاب مشروطه به گونه‌ای طراحی شده‌اند که استفاده از آن‌ها بسیار آسان باشد و نیاز به تنظیمات اضافی نداشته باشید.
  • آماده برای ارائه: تمامی اسلایدهای فایل پاورپوینت کامل واکنش روحانیت در برابر توطئه استحاله انقلاب مشروطه با کیفیت بالا و بدون نیاز به ویرایش، آماده استفاده هستند.

کیفیت تضمین‌شده با دقت بالا:

فایل فایل پاورپوینت کامل واکنش روحانیت در برابر توطئه استحاله انقلاب مشروطه با رعایت بالاترین استانداردهای طراحی تولید شده است. بدون نقص یا بهم‌ریختگی، تمامی اسلایدها آماده برای یک ارائه بی‌نقص و حرفه‌ای هستند.

نکته مهم:

هرگونه تفاوت احتمالی در توضیحات ممکن است به دلیل نسخه‌های غیررسمی باشد. نسخه اصلی فایل پاورپوینت کامل واکنش روحانیت در برابر توطئه استحاله انقلاب مشروطه با دقت و حرفه‌ای تنظیم شده است.

همین حالا فایل فایل پاورپوینت کامل واکنش روحانیت در برابر توطئه استحاله انقلاب مشروطه را دانلود کنید و ارائه‌ای حرفه‌ای و تأثیرگذار داشته باشید!


بخشی از متن فایل پاورپوینت کامل واکنش روحانیت در برابر توطئه استحاله انقلاب مشروطه :

پیش درآمد

انقلاب مشروطیت از مقاطع بسیار حساس و تاثیرگذار در تحولات سیاسی – اجتماعی ایران به حساب می آید، به گونه ای که بسیاری از نزاع ها و چالش ها و واکنش های میان نیروهای مذهبی و غیرمذهبی ایران در حقیقت از آن زمان آغاز گردیده اند; از جمله، برای نخستین بار تعامل بین جریان روحانیت و جریان روشن فکری در مشروطه آغاز گردید . در ابتدای نهضت، به ظاهر بین دو جریان مذکور همگرایی صورت گرفت، ولی به تدریج، به جدایی و سرانجام به مقابله کشیده شد . در این میان، شیوه برخورد روحانیت در برابر منورالفکران از مسائل قابل تامل می باشد . از این رو، در این مقال کوتاه سعی شده است تا استراتژی روحانیت در برابر پدیده انحراف در مشروطه مورد بررسی قرار گیرد اما پیش از پرداختن به این مسئله و شیوه برخورد روحانیت و عالمان دینی با پدیده انحراف در انقلاب مشروطه، تذکر چند نکته ضروری می نماید:

نخست آنکه مقصود از «روحانیت » و «علمای دینی » در این مبحث، همه علمای و روحانیان عصر مشروطه نیست; زیرا بررسی و تحقیق در مورد واکنش همه علما و رهبران دینی آن عصر در حد گنجایش یک مقاله کوتاه نیست، بلکه مقصود رهبران یا علمایی است که در جنبش مشروطه حضور و تاثیر چشمگیرتر و پردامنه تری داشته اند . از این رو، در این بخش واکنش نهاد روحانیت در آیینه رفتار شخصیت هایی همچون آخوند خراسانی، شیخ فضل الله نوری، ملا عبدالله مازندرانی و سید عبدالله بهبهانی – رضوان الله تعالی علیهم اجمعین – بررسی می گردد; گرچه بزرگانی همچون آقانجفی اصفهانی، سید لاری و ملا قربانعلی زنجانی – قدس الله اسراهم – در هدایت فکری و عملی نهضت در اصفهان و لارستان و شیراز و زنجان سهم وافری داشته اند، ولی چون دامنه و عمق تاثیر آنان در روند کل نهضت کمتر از عالمان نجف و یا تهران بوده، از آن ها صرف نظر شده است . علاوه بر این از مرحوم سیدعبدالله بهبهانی و سیدمحمد طباطبایی چندان سخن به میان نیامده; چرا که نقش آنان در مقابل جریان استحاله نهضت قابل توجه نبوده است . اهمیت این دو رهبر مشهور و معروف مشروطه بیشتر به خاطر بسیج نیروها علیه استبداد در آغاز نهضت تا روز پیروزی بوده است، نه در مواجهه با عناصر غربزده و دین ستیز .

دوم آنکه در آستانه انقلاب مشروطه روحانیت شیعه با چند واقعیت اجتماعی، که به صورت همزمان ظهور یافته بودند، مواجه گردید که به برخی از آن ها اشاره می شود:

۱ . استبداد قاجار فشار فراوانی بر مردم اعمال می کرد و ظلم و ستم خوانین و حکام محلی مردم را به تنگ آورده بود، به گونه ای که طاقت جامعه از کف رفت و آمادگی یک انقلاب و انفجار اجتماعی علیه ظلم و استبداد فراهم آمده بود .

۲ . وضع اقتصادی مردم به وخامت گرایید و فقر و تنگ دستی و اختلاف طبقاتی و بی عدالتی زمینه ساز یک واکنش تند اجتماعی و دگرگونی اوضاع گردید.

۳ . جریان روشن فکری از سالیان پیش از انقلاب مشروطه با شعارهای «مساوات » و «آزادی » و «پیشرفت و ترقی » و با هدف پنهان حاکمیت بخشیدن به لیبرال – دموکراسی غرب، در توده فرهنگی کشور، نفوذ و طبل اصلاحات را به صدا درآورده بود .

۴ . مذهب تشیع، که پیش از انقلاب مشروطه، یعنی از عصر حضور امامان شیعه در ایران رواج یافته بود، در معرض خطر جدی قرار گرفت .

در چنین شرایطی، اگر روحانیت و عالمان دینی با یک موضع گیری حساب شده مردم را از چنگ ظلم و ستم استبداد نمی رهانیدند و به فریاد عدالت خواهی آنان پاسخ مثبت نمی دادند، زمینه تبلیغات و بهره برداری منورالفکران علیه دین و رهبران دینی فراهم می آمد و فکر ناکارآمدی مذهب و روحانیت برای اداره زندگی دنیوی، که شعار افرادی همچون آخوندزاده و طالب اف بود، در جامعه نهادینه می شد .

از دیگر سو در چنین شرایطی اگر روحانیت بدون در نظر گرفتن شرایط زمان و عواقب موضع گیری هایش وارد عرصه سیاست می شد، بی درنگ با شکست مواجه می گردید . از این رو، در ابتدای نهضت، که هنوز منورالفکران و عناصر دین ستیز قدرت و نفوذی در جامعه نداشتند و در ارکان انقلاب لانه نکرده بودند . رهبران دینی به طور یکپارچه برای مهار نیروی استبداد و نجات مسلمانان از ظلم و ستم دستگاه خودکامه قاجار وارد میدان مبارزه شدند و مردم را علیه استبداد بسیج کردند و حتی پس از پیروزی نهضت، در مجلس اول حضور فعال داشتند، به گونه ای که سر اسرینگ رایس در گزارش خود به سر ادوارد گری می نویسد: «مجتهدین بزرگ همیشه در جلسات حاضر هستند; با اینکه جزو نمایندگان نمی باشند، اما نقش فعالی بر عهده داشته و در سمت مقابل نمایندگان می نشینند .» (1)

ولی پس از گسترش نفوذ منورالفکران در ارکان انقلاب و رشد روند استحاله نهضت، رهبران دینی مواضع متفاوتی در برابر موج اصلاحات غیردینی اتخاذ کردند که در یک نگاه کلی می توان موضع گیری های مزبور را در قالب دو شیوه برخورد با موج غربی کردن نهضت عدالتخانه بیان نمود:

شیوه نخست شیوه مخالفت صریح و مبارزه رودررو بود که سرانجام، به نفی کامل مشروطه غربی انجامید . این شیوه توسط شیخ شهید فضل الله نوری و یاران مذهبی اش در تهران اتخاذ شد و ضربه سختی به مشروطه خواهان غربگرا وارد آورد، گرچه شیخ به شهادت رسید و یارانش نتوانستند افسار قدرت را به دست بگیرند و مشروطه خواهان غربگرا از مصدر قدرت کنار بزنند، ولی با افشاگری ها و مقابله رودرروی خویش، ماهیت آنان را فاش کردند، به گونه ای که پس از اعدام شیخ، بسیاری از مردم مسلمان فهمیدند بانیان آزادی غربی خود افرادی مستبد و دین ستیز و مرزنشناس و همگام با استعمار می باشند . البته این شیوه برخورد در موقعیتی که هنوز ماهیت منورالفکران دین ستیز هویدا نشده بود، یک پیامد منفی داشت و آن اینکه برخی از نیروهای مردمی به دلیل عدم اطلاع از نیات شوم آزادی خواهان دین ستیز، بین رفتار شیخ شهید و خاندان قاجار یک همخوانی و تشابه تصور می نمودند و روحانیت را به همدستی با استبداد متهم می کردند .

از این رو، برخی از عالمان دینی شیوه دیگری اتخاذ کردند که کارکرد خاص شیوه اول را نداشت; یعنی نتوانست در مدتی کوتاه، ضربه کارایی بر روند استحاله وارد سازد، ولی مانع نومیدی و انحراف بخشی از نیروهای مردمی کم اطلاع گردید و مشروطه غربی را در دراز مدت به چالش کشانید . شیوه مزبور در حقیقت شیوه همکاری و مصادره تدریجی بود که سرانجام، به تبیین مرزهای مشروطه مطلوب و مرحوم آخوند خراسانی انجامید . آن ها به دلیل حضور در سطح مرجعیت شیعه، سیطره فکری و شخصیتی و نفوذ اجتماعی بالایی داشتند، به طوری که نفوذ و رشد فعالیت های منورالفکران در ایران نمی توانست کارکرد و نفوذ کلام آن ها را زایل کند . از این رو، آن ها از آغاز تا دوران اوج قدرت مشروطه طلبان سکولار، همچنان در میان طیف مذهبی و توده مسلمان نفوذ داشتند و به سبب همین نفوذ، پس از اعلام شیخ شهید و وخامت اوضاع در مجلس دوم، مرحوم آخوند و برخی از فقهای نجف عزم حرکت به ایران و اصلاح وضع مشروطه را کردند که در میان راه، مرحوم آخوند به طرز مشکوکی رحلت نمود .

این گروه از علما سعی می کردند با تایید اساس مشروطیت و نفی آموزه های الحادی بانیان مشروطه غربی، مؤلفه های اساسی نهضت عدالتخانه را به نفع خود مصادره کرده، آن ها را از نیل به اهداف شومشان باز دارند . علاوه بر این، مرز میان عدالت و آزادی و مساوات اسلامی و غربی هویدا گردد و مشروطه چیان دین ستیز از چشم ملت مسلمان و توده مذهبی افتادند . اکنون با توجه به این توضیح اجمالی، ابعاد هر یک از دو شیوه مزبور با تفصیل بیشتری بیان می گردد .

۱ . برخورد صریح و مخالفت رو در رو

اگر بخواهیم ریشه های این برخورد را مورد بررسی قرار دهیم، باید به مبانی فکری و عملکرد شیخ شهید فضل الله نوری، بانی و رهبر این شیوه برخورد مراجعه کنیم . ایشان در ابتدای نهضت، با تاسیس عدالتخانه و محدود ساختن خودکامگی رژیم قاجار موافقت نمود و حتی همراه مهاجران به قم مهاجرت کرد . پس از پیروزی نهضت نیز بر مجلس و عملکرد آن نظارت داشت، ولی از همان آغاز، حتی پیش از شروع انقلاب، حساسیت خاصی نسبت به شعارها و اهداف انقلاب از خود بروز می داد . وی با استفاده از واژه هایی مانند «مشروطه » و «آزادی » مخالفت می کرد و دوستان و همکسوتان خود را از به کارگیری این واژه ها به عنوان یک هدف و آرمان برحذر می داشت; چنان که یک بار به ناظم الاسلام، که در روزنامه خود سخن از «مشروطه » و «جمهوری » به میان می آورد، فرمود: «مشروطه و جمهوری را در روزنامه اسم بردن و منشا فساد شدن مشروع نیست .» (2)

ایشان معتقد بود: استفاده از واژه های دو پهلو مسیر نفوذ فرهنگ غرب را بر مسلمانان هموار می کند و منشا فساد و لامذهبی خواهد شد و سرانجامی جز رسوایی نیروهای مذهبی ندارد . از این رو، در مهاجرت کبرا در مجلس علما سخت از استعمال واژه «مشروطه » و «آزادی » به عنوان آرمان نهضت خودداری کرد و فرمود: «سخنی نگویید و حرکتی نفرمایید که رخنه در دین اسلام وارد آید . آن وقت اجانب بر ما سخریه خواهند نمود … اگر از من می شنوید، لفظ آزادی را بردارید که عاقبت این حرف ما را مفتضح خواهد کرد .» (3)

اما در عین حال، تا زمانی که مشروطه خواهان به طور علنی به جنگ با برخی از آموزه های دینی برنخاستند، شیخ شهید به مخالفت با مشروطه نپرداخت، حتی در اوایل نهضت، شخصا در مجلس حاضر می شد . (۴) ولی وقتی بوی انحراف و مبارزه با احکام اسلام را از مصوبات مجلس و قانون اساسی استشمام کرد، بی درنگ موضع گیری شدید خود را آغاز کرد .

محیط مافی در مورد موضع گیری شیخ در قبال قانون اساسی، هنگامی که پیش نویس آن برای امضا به محضر شیخ ارائه گردید، می نویسد: «ایشان از امضا تبرا کردند، جواب دادند: من بایستی روزی چند در این قوانین غور و دقت کنم . پس از آن اگر از وظیفه شرعی من خارج نباشد، مضایقه از امضا ندارم، والا بدون تامل امضا نخواهم کرد .» (5) آن گاه پس از مطالعه و دقت، به این نتیجه رسید که قانون مذکور در قریب به بیست مورد مخالف حکم صریح اسلام است و هیچ محمل صحتی ندارد . (۶)

از این پس، مخالفت صریح شیخ با مشروطه خواهی غربگرا آغاز شد و با ابزارهای گوناگونی همچون تحصن در حرم حضرت عبدالعظیم حسنی علیه السلام و چاپ روزنامه و انتشار اعلامیه و رساله، به مخالفت با آن ها برخاست . البته ناگفته نماند مخالفت صریح شیخ شهید با مشروطیت پس از نومیدی ایشان از اصلاح وضع موجود و تندروی و حمله های سخت عناصر سکولار به حریم دین و احکام اسلامی آغاز گردید، و گرنه شیخ پیش از این تاریخ، با مشروطه خواهان سر ستیز نداشت و همین امر شاهد گویایی است که حمله های شیخ به مشروطه غربی باز می گشت، نه به تشکیل عدالتخانه و محدود کردن قدرت پادشاه خودکامه قاجار .

شیخ شهید در رساله تحریم مشروطه، که اثری عمیق و عالمانه در میان رسائل مشروطیت به شمار می آید، انقلاب مشروطیت را نه تنها یک انقلاب ناموفق و خنثا، بلکه فتنه ای بزرگ از فتنه های آخرالزمان قلمداد کرده است که ملت را از چاله استبداد قاجار برکشیده، (۷) به چاه لامذهبی و بی هویتی می افکند . او مشروطه را فتنه ای می خواند که بانیان آن ادیان ساخته شده بشری و مادیگرایان می باشند . بدین روی، به صراحت مشروطه را تحریم نمود . طبق آنچه شیخ شهید در رساله تحریم مشروطه، ذکر نموده بعضی از دلایل ایشان برای تحریم مشروطیت را می توان امور ذیل دانست .

۱ . مساوات و برابری، که از اصول موضوعه به شمار می آید، یعنی اصلی که می گوید: افراد مملکت متساوی الحقوق هستند [اصل هشتم قانون اساسی]، با تفاوت هایی که در اسلام میان احکام زن و مرد، بالغ و غیر بالغ، پدر و پسر، برادر و خواهر، کافر و مسلمان، ذمی و غیر ذمی، مرتد و غیر مرتد قرار داده شده، کاملا متضاد است . (۸)

۲ . [طبق اصل هجدهم متمم قانون اساسی] آزادی بیان و قلم تنها در مورد کتب ضلال و مواد مضره به دین مبین، مقید گردیده، و حال آنکه افترا بستن به دیگران، تهمت به مسلمان، اذیت و دشنام دادن و اهانت و تحقیر و تهدید نیز مسلما از مرزهای محرم و قلمروهای ممنوعه ای است که قلم ها نباید بدان مرزها تجاوز کنند . (۹)

۳ . تعیین مجازات مالی در مورد تخلفات مطبوعاتی با شریعت اسلام سازگار نیست; چرا که در شرع، درباره ارتکاب منهیات مجازات مالی نداریم . (۱۰) [البته این ایراد شیخ شهید مربوط به زمانی است که افراد بدون اذن فقه چنین مجازات هایی را جعل نمایند ]. شیخ نوری پس از مشاهده تلاش مشروطه گران غربی برای تصویب و اجرای قوانین مبتنی بر عقل خود بنیاد و منقطع از شریعت، اساسا حق قانون گذاری مجلس را امری خلاف شریعت شمرده و دو اشکال ذیل را مطرح نمود:

۴ . یکی از دو ایراد شیخ به اصل دوازدهم متمم قانون اساسی باز می گشت . طبق فقره مذکور، «حکم و اجرای هیچ مجازاتی نمی شود، مگر به موجب قانون» شیخ در نقد این اصل می فرماید: «این حکم مخالف مذهب جعفری علیه السلام است که در زمان غیبت امام علیه السلام مرجع در حوادث فقهای شیعه هستند و مجاری امور به ید ایشان است و بعد از تحقیق موازین، احقاق حقوق و اجرای حدود می نمایند و ابدا منوط به تصویب احدی نخواهد بود .» (11)

۵ . دیگر آن که تشکیل قوه مقننه نیز نوعی بدعت به شمار می آید . از منظر شیخ، اگر قوه مقننه بخواهد قوانین جدیدی در هت برقراری نظم و حرکت جامعه در عرض قوانین اسلام جعل نماید، این امر به معنای نقصان احکام اسلام برای اداره زندگی بشر است، و حال آنکه احکام اسلام کامل است و اگر بخواهد احکام موضوعات جدید و مسائل مستحدثه را معین کند و در حقیقت در طول احکام اسلام به قانون گذاری بپردازد، باید گفت: این امر تنها شان نواب امام علیه السلام است که توانایی استنباط از کتاب و سنت را دارند، نه کسانی که از بضاعت لازم برای تطبیق اصول احکام اسلام بر فروع آن عاجزند . (۱۲)

آن گاه آن شهید بزرگوار با تکیه بر دلایل مزبور، حرمت مشروطیت را چنین اعلام می فرماید: «شبهه و ریبی نماند که قانون مشروطه با دین اسلام حضرت خیرالانام – علیه آلاف التحیه و السلام – منافی است و ممکن نیست که مملکت اسلامی در تحت قانون مشروطگی بیاید، مگر به رفع ید از اسلام . پس اگر کسی از مسلمین سعی در این باب نماید که با مسلمانان مشروطه شویم، این سعی و اقدام در اضمحلال دین است و چنین آدمی مرتد است و احکام اربعه مرتد بر او جاری است، هر که باشد، از عارف یا عامی از اولی الشوکه یا ضعیف .» (13)

اما آنچه بیش از دلایل مزبور، شیخ فضل الله نوری را به جهاد و مبارزه تا پای جان با مشروطه چیان غربزده و عناصر تندرو مجلس واداشت، این بود که ایشان به این نتیجه رسید: شعارهایی همچون «عدالت » و «آزادی » و «مساوات » و اساسا طرح مسئله مشروطه توطئه ای برای دین زدایی از عرصه سیاسی – اجتماعی ایران است . یکی از عوامل مؤثر در مشکوک شدن ایشان نسبت به مشروطه، ورود چهره های بدنام و منحرف در جریان دفاع از نهضت مشروطه و دیگری به کارگیری شعارهای لغزنده و موهوم بود . شیخ در این مورد می فرماید: «وقتی که شروع به اجرای این مقصد شد، دیدم دسته ای از مردم که همه وقت مرمی [متهم] به برخی از انحراف بودند، وارد بر کار شدند، کم کم کلمات موهمه از ایشان شنیده شد .» (14)

از دیگر مواردی که موجب مخالفت شیخ شهید نسبت به مشروطه گردید، مخالفت علنی برخی از مشروطه خواهان با احکام اسلام بود . برای نمونه، ایشان به کشتن یک مرد مسلمان به جرم قتل یک زردشتی اشاره می فرماید و معتقد است: این عمل نشانگر آن است که اصل مساوات و برابری حقوق شهروندی، که جزو اصلی تعالیم مشروطه بوده، در حقیقت در پی یکسان سازی حقوق مسلمان و غیرمسلمان می باشد، و گرنه هرگز طبق تعالیم اسلام، نفس مسلمان با زردشتی همسان نیست . از این رو، اگر مسلمانی یک کافر را بکشد، نباید به قتل برسد . (۱۵) شیخ می فرمود: «مگر نمی دانی که لازمه مساوات در حقوق از جمله آن است که فرق ضاله و مضله و طایفه امامیه نهج واحد محترم باشند … پس اگر مقصود، اجرای قانون الهی بود، مساوات بین کفار و مسلمین نمی طلبیدند … اگر این جماعت مقصود جز اجرای قانون الهی نداشتند، چرا قانون مجازاتشان تمام برخلاف قانون الهی بود؟» (16)چنان که گذشت، حمایت افراد ناباب از مشروطیت از اموری بود که شیخ شهید را به ماهیت پوشالی مشروطیت رهنمون ساخت . از این رو، می فرمود:

«اگر این اساس به جهت تقویت اسلام بود، چرا تمام اشخاص لاابالی در دین و فرق ضاله، از بهائی و ازلی و کلیه اشخاص فاسدالعقیده و دنیاخواهان و جاهل یهودی و نصارا و مجوسی و بت پرست های هند و تمام ممالک کفر و کلیه فرق عالم، مگرخواص از مؤمنین، طالب قوت آن بودند و تقویت آن می نمودند . (۱۷)

«- آخر مقبول کدام احمق است که کفر حامی اسلام شود و ملکم نصاری (۱۸) حامی اسلام باشد .

– ای عزیز، اگر مقصود حفظ شرع بود نمی گفتند که مشروطه محبوب ماست، نخواهیم راضی شد که کلمه مشروعه نزد او نوشته شود .

– اگر بنای آن بر حفظ دولت اسلام بود، چرا یک عضو از روس پول می گرفت و دیگر از انگلیس؟» (19)

آیا عاقلی هست که نداند و نفهمد که این اساس را به اندک زمانی به جایی خواهند رساند که به سبب قوانین آن اسمی و رسمی از اسلام باقی نماند؟ (۲۰)

شیخ شهید معتقد بود: مفاسد سیاسی، اجتماعی و فرهنگی پدید آمده پس از تشکیل مجلس، اولا و بالذات مربوط به هدف قرار گرفتن «مشروطیت » به عنوان آرمان نهضت می باشد . از این رو، راه چاره را نفی اساس مشروطیت دید و از به کارگیری این عنوان به عنوان یک واژه خطرناک نهی می فرمود . در رساله تذکره الغافل، پس از برشمردن مفاسد اجتماعی پدید آمده بعد از مشروطه می نویسد: «معلوم همه شد که این مفاسد یا از مقتضیات مجلس بوده و یا از لوازم وجودش . لذا، می گفتند: منع آن ها مخالف با عنوان مشروطیت است .» (21) شاید برخی گمان کنند که شیخ شهید نوری و اطرافیانش موضع تندی در مقابل مشروطه اتخاذ کردند و به جای بحث و برخورد منطقی، مشروطه خواهان را به کفر و الحاد متهم نمودند، ولی حقیقت آن است که در دو رساله نسبتا مبسوط باقی مانده از شیخ شهید، حجم زیادی از مطالب مربوط به افشاگری و تحلیل ماهیت نهضت مشروطه و بیان نشانه های انحراف در آن می باشد; یعنی تکفیر و تفسیق های آن مرحوم همواره همراه با دلایل فراوان و شواهد متعدد بوده است . به گونه ای که در میان علمای تهران، احدی به اندازه شیخ شهید در مورد ماهیت مشروطه غربی و ترفندها و اهداف بانیان آن نوشته ندارد .

شیخ در بیانات خود، سعی می کرد برای توده مسلمانان این حقیقت را فاش کند که مشروطیت غربی در پس آن است که حاکمیت الهی را محو نموده، عقل خود بنیاد و به تعبیر بهتر، انسان ناقص العقل را به جای خدا بنشاند; می فرمود: «برادر عزیزم، [بدان] که حقیقت مشروطه عبارت از آن است که منتخبین از بلدان به انتخاب خود رعایا در مرکز مملکت جمع شوند و این ها هیئت مقننه مملکت باشند و نظر به مقتضیات عصر بکنند و قانونی مستقلا مطابق با اکثر آراء بنویسند، موافق مقتضی عصر، به عقول ناقصه خودشان بدون ملاحظه موافقت و مخالفت آن با شرع اطهر، بلکه هرچه به نظر اکثر آن ها نیکو و مستحسن آمد، او را قانون مملکتی قرار بدهند .» (22) این جملات کاملا نشان می دهند که شیخ شهید با اصل قانون گذاری و مجلس مخالفت نداشته، بلکه با قانون گذاری بی مبالات به موافقت یا مخالفت با شریعت سرستیز داشته است . مخالفت شیخ با آزادی و مساوات نیز دقیقا از همین منظر قابل تفسیر می باشد; یعنی آن شهید بزرگوار با «آزادی » به معنای رهایی از عبودیت خداوند و «برابری » به معنای تساوی حقوق همه اقشار جامعه، اعم از زن و مرد و کافر و مسلمان و بالغ و نابالغ، مخالف بوده است .

شیخ شهید برای مردم مسلمانی که به عشق رهایی از استبداد و برپایی عدالت اجتماعی حول محور احکام دین و با نظارت عالمان دینی به عرصه مبارزه آمده بودند، علنا توطئه های پشت پرده مشروطه گران سکولار را فاش کرد; می فرمود: «اگر در اساسیه، محض تدلیس از باب لابدی نوشتند، باید موادش مطابق شرع باشد، ولی باز در همان نوشتند که تمام مواد قانونیه قابل تغییر است و از جمله مواد، ماده موافق شرع بودن اوست .» (23)

شهید نوری برای فروپاشی ابهت و نفوذ کلام مجلس شورای ملی که مشروطه گران سکولار به شدت در پی قداست بخشیدن به آن بودند، اساسا مشروعیت و اعتبار وکالت نمایندگان مجلس برای قانون گذاری در امور عامه را زیر سؤال می برد و علتش هم این بود که شیخ می دانست آن ها درصدد حذف رهبران دینی هستند . از این رو، نمی توان آن ها را به عنوان نمایندگان و کارگزاران ماذون از سوی نهاد مرجعیت و اجتهاد مشروع دانست . بدین روی، می فرمود: «مگر نمی دانید که در امور عامه وکالت صحیح نیست و این باب، باب ولایت شرعیه است; یعنی تکلم در امور عامه و مصالح عمومی ناس، مخصوص است به امام علیه السلام یا نواب عام او، و ربطی به دیگران ندارد و دخالت غیر آن ها در امور حرام و غصب نمودن مسند پیغمبر صلی الله علیه و آله و امام علیه السلام است .» (24)

البته چنانکه پیشتر اشاره شد، شیخ با اصل قانون گذاری و انتخاب وکیل و تشکیل مجلس مخالفتی نداشت . شاهد گویای این مطلب آن است که در آغاز تشکیل مجلس، نه تنها با انعقاد آن مخالفتی ننمود، بلکه شخصا در مجلس حضور پیدا می کرد . خالفت شیخ از زمانی آغاز شد که فهمید قاطبه نمایندگان مجلس درصدد هدم شریعت و ممانعت از حضور دیانت در عرصه سیاست هستند . بنابراین، باید گفت: چون مشروعیت قانون گذاری نمایندگان به تایید صلاحیت آنان نزد فقها و مراجعه دینی به عنوان نواب عام امام عصر – عج الله تعالی فرجه – می باشد و بسیاری از نمایندگان عصر مشروطه به علت مخالفت علنی با احکام شریعت، صلاحیت قانون گذاری و ماذون بودن از طرف نواب عام را از کف داده بودند، شیخ شهید اساسا مشروعیت وکالت و قانون گذاری را از آنان ساقط شده اعلان فرمود، و گرنه شیخ در آغاز نهضت با تشکیل مجلس عدالتخانه برای محدود کردن خودکامگی دستگاه حاکم کاملا موافق بود و مخالفتش از زمانی آغاز گردید که فهمید بنا بر این است که به جای دستگاه به ظاهر مسلمان ولی بی مبالات نسبت به دستورات شرعی، رژیمی روی کار بیاید که اساسا اسلام را از ریشه قبول ندارد و درصدد اکمیت بخشیدن به مکاتب اومانیستی و لیبرالیستی غرب است . از این رو، می فرمود: «تمام مفاسد ملکی و مخاطرات دینی از اینجا ظهور کرد که قرار بود مجلس شورا فقط برای کارهای دولتی و دیوانی و درباری، که به دلخواه اداره می شد، قوانینی قرار بدهد که پادشاه و هیات سلطنت را محدود کند و راه ظلم و تعدی و تطاول را مسدود نماید . امروز می بینیم در مجلس شورا کتب قانونی پارلمنت فرنگ را آورده و در دایره احتیاج به قانون توسعه قائل شده اند . غافل از اینکه ملل اروپا شریعت مدونه نداشته اند لهذا برای هر عنوان نظامنامه نگاشته اند .» (25)

همان گونه که اشاره شد، یکی از اقدام های شیخ شهید برای مبارزه با مشروطه خواهان تندرو و فرنگی مآب انتشار روزنامه بود . آن مرحوم به همت دوستان خود، در ایام تحصن در حرم حضرت عبدالعظیم علیه السلام روزنامه ای منتشر می کرد که هم وغم آن نفی مجلس و خنثا کردن توطئه های مشروطه خواهان سکولار بود . این اقدام شیخ در آن شرایط، که بیشتر روزنامه ها به وسیله معارضان مذهب و روحانیت منتشر شد، کار مغتنم و مبارکی بود که به سبب چاپ پیگیر و مرتب و درج مطالب روشنگر و افشاگرانه و بیان ضعف ها و چالش های مشروطه غربی با اسلام، افکار بسیاری از نیروهای مذهبی را به سوی مخالفت و یا دست کم تردید و تجدیدنظر در حمایت از مشروطیت سوق داد . برای اطلاع از محتوای مطالب این روزنامه ها و اهمیت مطالب مندرج در آن ها و میزان روشنگری آن ها برای جامعه، محتوای یکی از شماره های آن، که سیر انحراف نهضت مشروطیت را به تصویر کشیده و خواننده را در جریان روند استحاله قرار داده است، نقل می شود:

نمونه ای از روزنامه شیخ فضل الله نوری:

مطبوع در آستانه مقدسه حضرت عبدالعظیم سلام الله علیه و علی آبائه الکرام

برای انتباه و رفع اشتباه از برادران دینی

روز دوشنبه هیجدهم جمادی الثانیه (۱۳۲۵)

بسم الله الرحمن الرحیم

شرح مقاصد حضرت حجه الاسلام و المسلمین آقای حاجی شیخ فضل الله – سلمه الله – و سایر مهاجران زاویه مقدسه از علماء عظام و غیرهم آن است که سال گذشته از سمت فرنگستان سخنی بمملکت ما سرایت کرد و آن سخن این بود که هر دولتی که پادشاه و وزراء و حکامش بدلخواه خود با رعیت رفتار می کنند، آن دولت سرچشمه ظلم و تعدی و تطاول است و ممکلتی که ابواب ظلم و تعدی و تطاول در آن مفتوح باشد، آبادانی برنمی دارد و لایزال بر پریشانی رعیت و بی سامانی اهالی می افزاید، تا آنجا که بالمره (۲۶) آن مملکت از استقلال می افتد و در هاضمه جانورهای جهانخور تحلیل می رود و گفتند: معالجه این مرض مهلک مفنی، آن است که مردم جمع بشوند و از پادشاه بخواهند که سلطنت دلخواهانه را تغییر بدهد و در تکالیف دولتی و خدمات دیوانی و وظائف درباری قراری بگذارند که من بعد رفتار و کردار پادشاه و طبقات خدم و حشم را هیچ وقت از آن قرار تخطی نکند و این قرارداد را هم مردمان عاقل و امین و صحیح از خود رعایا بتصویب یکدیگر بنویسند و بصحه پادشاه رسانیده، در مملکت منتشر نمایند و گفتند: نام آن حکمرانی قراردادی «سلطنت مشروطه است » و نام قرارداددهندگان «وکلاء» و یا «مبعوثین » است و نام مذکر مذاکرات آن ها «مجلس شورای ملی » است و نام قراردادهای آن ها «قانون » است و نام کتابچه ای که آن قراردادها را در آن می نویسند «نظامنامه » است .

سلسله علماء عظام و حجج اسلام چون از این تقریر و این ترتیب استحضار تام بهم رسانیدند، مکرر با یکدیگر ملاقات نمودند و مقالات سرودند و همه تصدیق فرمودند که این خرابی در مملکت ایران از بی قانونی و ناحسابی دولت است و باید از دولت تحصیل مجلس شورای ملی کرد که تکالیف دوایر دولتی را معین و تصرفاتشان را محدود نماید، تا آنکه – بحمدالله تعالی – پادشاه مرحوم موفق و مساعی علماء عظام مشکور و مجلس دارالشورای کبرای اسلامی مفتوح شد . و اعلی حضرت اقدس شاهنشاه عصر – خلدالله سلطانه – هم باین سعادت مساعدت که مبذول می فرمایند فائز گردید . پس عنوان سخن و مبدا مذاکرات بی قانونی دوایر دولت بود و حاجت ما مردم ایران هم بوضع اصول و قوانین در وظایف درباری و معاملات دیوانی انحصار داشت و بعد همین که مذاکرات مجلس شروع شد و عناوین دائر باصل مشروطیت و حدود آن در میان آمد، از اثناء نطق ها و لوائح و جرائد اموری به ظهور رسید که هیچ کس منتظر نبود و زائدالوصف مایه وحشت و حیرت رؤساء روحانی و ائمه جماعت و قاطبه مقدسین و متدینین شد .

از آن جمله در منشور سلطانی، که نوشته بود مجلس شورای ملی اسلامی دادیم، لفظ «اسلامی » گم شد و رفت که رفت . این فقره سند صحیح دارد، عندالحاجه مذکور و مشهود می شود . و دیگر در موقع اصدار دست خط مشروطیت از اعلی حضرت اقدس شاهنشاه عصر – دام ظله المدود – در مجلس در حضور هزار نفس، بلکه بیشتر صریحا گفتند که ما مشروعه نمی خواهیم .

و دیگر برای العین همه دیدیم و می بینیم که از بدو افتتاح این مجلس، جماعت لاقید لاابالی لامذهب از کسانی که سابقا معروف به «بابی بودن » بوده اند و کسانی که منکر شریعت و معتقد به طبیعت هستند، همه در حرکت آمده و به چرخ افتاده اند . سنگ هاست که به سینه می زنند و جنگ هاست که با خلق خدا می کنند .

و دیگر روزنامه ها و شب نامه ها پیدا شد، اکثر مشتمل بر سب علماء اعلام و طعن در احکام اسلام و اینکه باید در این شریعت تصرفات کرد و فروعی را از آن تغییر داده، تبدیل باحسن و انسب نمود و آن قوانینی که به مقتضای یکهزار و سیصد سال پیش قرار داده شده است، باید همه را با اوضاع و احوال مقتضیات امروز مطابق ساخت، از قبیل اباحه مسکرات و اشاعه فاحشه خانه ها و افتتاح مدارس تربیت نسوان و دبستان دوشیزگان و صرف وجوه روضه خوانی و وجوه زیارات مشاهد مقدسه در ایجاد کارخانجات و در تسویه طرق و شوارع و در احداث راه های آهن و در استجلاب صنایع فرنگ و از قبیل استهزاء مسلمان ها در حواله دادن شمشیر حضرت ابوالفضل و یا بسر پل صراط و اینکه افکار و گفتار رسول مختار صلی الله علیه و آله – العیاذ بالله – از روی بخار خوراکی های اعراب بوده است; مثل شیر شتر و گوشت سوسمار و اینکه امروز در فرنگستان فیلسوف هستند خیلی از انبیاء و مرسلین آگاه تر و داناتر و بزرگ تر و – نستجیر بالله – حضرت حجه بن الحسن – عجل الله تعالی فرجه – را امام موهوم خواندن و اوراق قرآن مجید را در مقواهای ادوات قمار به کار بردن و صفحات مشتمل بر اسم جلاله و آیات سماویه را در صحن مجلش شورا دریدن و پاشیدن . و انگاری اینکه مردم بی تربیت ایران سالی بیست کرور تومان می برند و قدری آب می آورند که زمزم است و قدری خاک که تربت است و اینکه اگر این مردم وحشی و بربری نبودند، این همه گوسفند و گاو و شتر در عید قربان نمی کشتند و قیمت آن را صرف پل سازی و راه پردازی می کردند و اینکه تمام ملل روی زمین باید در حقوق مساوی بوده، ذمی و مسلم خونشان متکافو باشد و با همدیگر درآمیزند و به یکدیگر زن بدهند و زن بگیرند . (زنده باد مساوات!)

و دیگر ظهور هرج و مرج در اطراف ممالک محروسه و سلب امنیت و خلاف نظم و شیوع خون ریزی و تاخت و تاز و اثاره فتن و مفاسد در هر صقع [منطقه] و هر ناحیه و رواج رقابت و خصومت و معادات در میان اهالی شهرهای بزرگ، خصوصا حوادث و سوانحی که در صفحه آذربایجان و سرحدات آن اتفاق افتاده و کشتارها که در کرمانشهان و فارس و حدود نهاوند و غیرها واقع شده است .

و دیگر تجری طبقات مردم در فسق و فجور و منکرات، می فرمایند: چون ما و شماها همگی در طهران هستیم، فقط طهران را از شما می پرسیم: آیا از وقتی که اسم «آزادی » در این شهر شایع شده است، سستی عقاید اهالی و درجه هرزگی ها و بی باکی ها از کجا به کجا رسیده است؟ هیچ وقت شنیده بودید که یهودی با بچه مسلمان لواط کرده باشد؟ از گذر لوطی صالح بپرسید . و هیچ وقت دیده بودید که یهودی علی الراس دختر مسلمان را کشیده باشد؟ امسال همگی دیدید . یا مستحضر شدید ذاکرین و وعاظ می گویند که امسال مجالس روضه خوانی و تکایای عزاداری و اهتمام مردم در این عبادت، که از شعائر بزرگ شیعه خانه است، نزدیک به نصف به تعطیل گذشت و متروک شد . آیا هیچ انتظار چنین نتیجه را داشتید و هیچ شنیده بودید تا این تاریخ که یک آدمی در دنیا گفته و یا نوشته و پراکنده کرده باشد که الوهیت خدا مشروطه است؟ «و لقد قالوا کلمه الکفر .» و هیچ شنیده بودید در این یک هزار و سیصد و چند سالی که از عمر اسلام – ایدالله انصاره – گذشته است، صورت یکی از مجددین دین را که در عداد کلینی و علم الهدی و محقق و شهیدین شمرده شود، به شکل حیوانی بارکش کشیده و تشهیر کرده باشند؟

و دیگر افتتاح رسوم و سیر معموله بلاد کفر در قبه الاسلام، تاریخ هجری هیچ خبر نمی دهد که در ممالک اسلامیه مجلس ترحیم و ختم قرآن را به دستور فرنگستان تشکیل داده باشند . مسجد جامع پای تخت اسلام فاتحه وزاری صدیقه طاهره – سلام الله علیها – بسیره خاصه فرنگان گلریزی کردن و دستمال های مشکی بر بازوی دستجات اطفال مسلمین بستن و جماعات زردشتی ها را در خانه خدا وارد ساختن و در مجلس فاتحه مخصوصا آلافرنگ ها و پاریس پرست ها را مستخدم قرار دادن و ارباب عمایم و بزرگان شریعت را طوعا یا کرها به آن محضر مطهر کشیدن . ای پیروان دین اسلام! هیچ ختمی به این شکل دیده و یا شنیده بودید و هیچ شنیده بودید که رؤساء روحانی شما را عنفا در مجلس در قطار مادام های فرنگان کشیده و در ازدحامی که سراپا علی رغم اسلام و اسلامیان است، حاضر و مستبشر داشته باشند . آن بازار شام، آن شیپور سلام، آن آتش بازی ها، آن ورود سفرا، آن عادیات خارجه، آن هورا کشیدن ها و آن همه کتیبه های «زنده باد» ، «زنده باد» ، «زنده باد» و «زنده باد مساوات » و «برادری – برابری » . می خواستید یکی را بنویسید: «زنده باد شریعت » ، «زنده باد قرآن » ، «زنده باد اسلام » . حقیقتا چشم خاتم انبیاء روشن و خاطر خاتم اوصیاء خرسند، قره الاعین سره الانفس! شما را ای مسلمان ها! ای اهل طهران! به قرآن مجید، به امیرالمؤمنین، به سیدالشهداء، به امام زمان – ارواحنا لهم الفداء – قسم می دهیم که ای پیغمبر شما حاضر بود و آن هنگامه جلو خان نگارستان را می دید، چه می فرمود؟ آیا نفرین می کرد یا تبریک می گفت؟ و آیا می فرمود: خوب جشنی برای مجلس گرفته اید، یا می فرمود: خوب ختمی برای اسلام گذاشته اید؟ آیا می فرمود: زنده باد مشروطه، یا می فرمود: اهکذا تخلفون محمدا فی امته؟

الها که نعمت مجلس شورای ملی اسلامی خصم لامذهبان باد. از طرف هیئت مهاجرین الی الله به جماعت آزادی خواه اعلان می شود که اگر هزار تن از این حقه ها بزنید و ساعتی صد سحر بابلی بکنید، به هیچ نتیجه نایل نخواهید شد و سحر با معجزه پهلو نخواهد زد و ما تن به تضعیف اسلام و تحریف احکام نخواهیم داد، مادام منا الروح فی الجثمان . و دیگرهای دیگر هم هست، بلکه بسیار است; زیرا که این طفل یک ساله ره صد ساله پیموده است، ولی از تذکار و تعداد آن ها می ترسم برخی از صنادید سلسله و عظماء علماء عصر – و فقهم الله ما یحب و یرضی – آزرده شوند ورنه سخن بسیار است .

قومی هم قتلوا امیم اخی/فاذا رمیت یصیبنی سهمی

حالا از برادران پاکیزه نهاد و همکیشان ایرانی نژاد سؤال می کنیم که آیا این فتنه های عجیب و

  راهنمای خرید:

  • همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
  • ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
  • در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.