اگر فایل یا کتابی رو که میخواهید توی سایت نیست روی " پیشنهاد فایل " کلیک کنید.
خرید و دانلود فایل پاورپوینت کامل بازتاب دین، انسان و آل یاسین در قصاید حکیم ناصر خسرو
224,700 تومان قیمت اصلی 224,700 تومان بود.109,200 تومانقیمت فعلی 109,200 تومان است.
تعداد فروش: 80
فرمت فایل پاورپوینت
با پاورپوینت فایل پاورپوینت کامل بازتاب دین، انسان و آل یاسین در قصاید حکیم ناصر خسرو، ارائهای متفاوت و تأثیرگذار بسازید
دنبال یک ارائه سطح بالا هستید؟ فایل فایل پاورپوینت کامل بازتاب دین، انسان و آل یاسین در قصاید حکیم ناصر خسرو شامل 110 اسلاید حرفهای و طراحیشده با دقت بالا است که شما را در هر جمعی بهخوبی معرفی خواهد کرد.
دلایل برتری فایل فایل پاورپوینت کامل بازتاب دین، انسان و آل یاسین در قصاید حکیم ناصر خسرو:
- ظاهر حرفهای و چشمنواز: طراحی گرافیکی دقیق، با ترکیب رنگها و چیدمان مدرن برای جلب توجه مخاطبان.
- کاربری سریع و بدون دردسر: بدون نیاز به ویرایش اضافی؛ تنها کافیست فایل فایل پاورپوینت کامل بازتاب دین، انسان و آل یاسین در قصاید حکیم ناصر خسرو را اجرا و ارائه را آغاز کنید.
- کیفیت فنی بالا: هر اسلاید با وضوح مناسب و ساختار منظم آماده شده تا در انواع نمایشگرها بدون مشکل دیده شود.
عملکرد بینقص: اسلایدها بهگونهای طراحی شدهاند که هیچ مشکلی در نمایش، ساختار یا گرافیک وجود نداشته باشد.
یادآوری: در صورت استفاده از نسخههای غیررسمی، ممکن است با مشکلات ظاهری یا کیفی روبرو شوید. نسخه اصلی فایل پاورپوینت کامل بازتاب دین، انسان و آل یاسین در قصاید حکیم ناصر خسرو توسط تیم متخصص طراحی شده و ضمانت کیفیت دارد.
بخشی از متن فایل پاورپوینت کامل بازتاب دین، انسان و آل یاسین در قصاید حکیم ناصر خسرو :
مقدمه
حکیم ناصرخسرو در میان شاعران و سخنوران مسلمان، مقامی ویژه دارد. در بیشتر سروده ها و قصاید این شاعر گرانمایه،
از منزلت دین، کرامت انسان و مراتب ولای بنی فاطمه و لزوم اطاعت و فرمانبرداری از رسول الله و اهل بیت طاهرین،
سخن به میان آمده است آن هم با سوز و گداز و تعبیرهایی بس شیوا و دلپذیر. اصولا مهر و محبت پیامبر اکرم و آل البیت
و التزام عملی بر اطاعت و پیروی از ایشان مقوله ای دینی قرآنی است که برخی شاعران متعهد پارسی گوی و یا عربی سرا
را همواره از چشمه جوشان خویش سیراب کرده است. آنان سرمست از زلال صافی مکتب رسالت، با عشق و اشتیاقی
وصف ناشدنی، سخن گفته و فرهنگی ناب و انسانی را رواج داده و بشر را با اصیل ترین معارف و سازنده ترین اندیشه ها،
آشنا کرده اند
.
آثار ولا و مهر آل رسول(ص) و فرزندان علی(ع) و ذریه فاطمه زهرا(س) در دیوان بسیاری از شاعران پارسی گوی نیز،
حتی آنان که به تشیع شهره نیستند، می درخشد و ابیاتی از سروده های ایشان ورد زبان ادب پژوهان و دوستداران خاندان
پیامبر(ص) است
.
سعدی اگر عاشقی کنی و جوانی
عشق محمد بس است و آل محمد(ص
) (۱)
خدایا بحق بنی فاطمه
که بر قول و ایمان کنم خاتمه
اگر طاعتم رد کنی ور قبول
من و دست و دامان آل رسول
(۲)
و فردوسی چنین سرود
:
منم بنده اهل بیت نبی
ستاینده خاک پاک وصی
ابا دیگران مر مرا کار نیست
جز این مر، مرا راه گفتار نیست
(۳)
و در یک کلام، دین و انسانیت و ولای رسول و آل او، حقیقتی به هم آمیخته اند که
تفکیک میان آنها نامعقول است
.
من معشر حبهم دین و بغضهم کفر و قربهم منجا و معتصم
(۴)
:
جمع مبارکی که مهرشان دین، بغض و دشمنیشان کفر و
تقرب به ایشان دستاویز و نجات بخش است
.
این نکته نیز ناگفته نماند همه شاعران مادح ذریه پیامبر و آل علی و بنی فاطمه علیهم الصلوه والسلام که سرمایه
سخنشان یاد فضایل و ذکر مناقب اهل بیت عصمت و طهارت بوده است، در یک سطح، سخن نگفته اند زیرا کلام برخی، از
سهولت و روانی برخوردار است و همین معنی، سروده های ایشان را نقل مجالس و ورد محافل کرده است
.
ولی در میان برخی دیگر از شاعران چه از خیل عربی سرایان و چه پارسی زبانان، شعرایی را می بینیم که شعرشان صعب و
دشوار و حاوی لغات غریب است و ناصرخسرو از آن سلسله است و شاید به همین سبب و اسباب دیگر، سروده های او در
عین پرمحتوا بودن، بر سر زبانها نیست هر چند که خود شهره آفاق است
.
سخن حجت بشنو که همی بافد
نرم و با قیمت و نیکو چو خز ادکن
سخن حکمتی و خوب چنین باید
صعب و بایسته و دربافته چون آهن
(۵)
البته ممکن است اشعار بعضی شاعران قبل و یا بعد از حکیم ما، حتی از این نیز دشوارتر باشد لیکن ادعای ما قرین
حجت است و آن، کلام خود حکیم ناصرخسرو است. اولا: او سخنش را حکمت می نامد و حکمت، نه متاع همگانی است. و
ثانیا: آن را صعب و پرصلابت چون آهن می خواند که باب دندان همه کس نیست. و ثالثا: آگاهی از مقوله سهل و ممتنع از
دیدگاه ادب فارسی مطلبی درخور بحث و توجه است. و رابعا: گذشته از تصریح خود شاعر به صعوبت و سختی
سروده هایش، وجود واژه های مهجور در قصاید وی این مدعا را اثبات می کند
.
سخن چون زنگ روشن باید از هر عیب و آلایش
که تا ناید سخن چون زنگ، زنگ از جانت نزداید
(۶)
و شاید سبب دیگر نامعروفی شعر ناصرخسرو، در افتادن او با غوغای عصر خویش باشد که خود او در این زمینه چنین
سروده است
:
ای حجت زمین خراسان، تو
هر چند قهر کرده غوغایی
پنهان شدی و لیک به حکمتها
خورشیدوار شهره و پیدایی
(۷)
ما در این مقاله، برخی اشعار این شاعر حکیم و این سرایشگر بلندمرتبت تشیع و ولایت علوی را تحت سه عنوان: منزلت
دین، کرامت انسان و لزوم طاعت و پیروی از آل یاسین، مورد بحث و بررسی قرار می دهیم و ریشه قرآنی و حدیثی آن
سروده های نغز و شیوا را بیان می کنیم تا ضمن آشنایی بیشتر با آن معارف والا، حکیم قبادیان را بهتر و بیشتر بشناسیم
که او در غالب قصاید خویش، مراتب سرسپردگی و اخلاص خود را به بنی فاطمه و فرزندان حضرت زهرا علیها و
علیهم السلام به اثبات رسانده است و در ابراز حقایق ضمن بیان نقش دین در تربیت انسان کامل به معارف انسان شناسی
پرداخته و انصافا ادب پارسی را غنا بخشیده است
.
و آخرین نکته قابل یادآوری در این مقدمه آن است که حکیم ناصرخسرو، هر چند به خلفای فاطمی مصر عشق
می ورزیده و از دیدگاه کلامی، به اسماعیلیه منسوب و به «باطنیه » مربوط است، لیکن باید توجه داشت که اولا مقاله ما
اصلا به آن مقوله وارد نشده و به آن موضوع به هیچ وجه نپرداخته است و بطور اجمال اشاره می کنم که صحت و سقم
آنچه که در تاریخ، به خلفای فاطمی نسبت داده اند، چندان روشن نیست و آن، همانند برخی پدیده های دیگر عقیدتی
عصر اموی و عباسی در هاله ای از ابهام فرو رفته است و می طلبد که پژوهشگران پرحوصله، آستین همت بالا زنند و در آن
باره تحقیق و کنکاش بیشتر کنند تا غبار از چهره حق پاک سازند
. (۸)
ثانیا ما در این فرصت، فقط به آن دسته از اشعار عنایت داریم که شاعر در یکی از آن سه موضوع و یا هر سه، سروده است و
عقاید و اندیشه های او در باب اسماعیلیه مطمح نظر ما نیست
.
الف: منزلت دین
ناصر خسرو در بیان هویت انسان به اسباب گوناگون اشاره می کند و دین را مهمترین آنها برمی شمارد
.
از دیدگاه او، دین همچون دژی است مستحکم با زیربنای راستی و درستی که از هرگونه خلل و آسیب مصون و از هر
انحراف و کژی درامان است
.
جز به دین اندر نیابی راستی
حصن دین را راستی شد کوتوال
(۹)
شاعر حکیم ما، صدق و راستی و اعتدال و درستی را از آموزه های اصولی و روشهای پایه ای تربیت دینی می شمارد و بلکه
میان دین و راستی، تساوی و برابری قایل است
.
دین و دنیا هر دوان مر راست، راست
راستی را دار دین راستین
دین چه باشد جز که عدل و راستی
چیز باشد جز که خاک و آب و طین؟
(۱۰)
او در ابیاتی دیگر دو مفهوم دین و خرد را با یکدیگر بسیار نزدیک می بیند و به منظور درک این رابطه از احادیث
معصومین(ع) الهام می گیرد
:
امام صادق(ع): «من کان عاقلا کان له دین
» (۱۱) :
خردمند دین باور است
.
ناصرخسرو
:
راست آن است ره دین که پسند خرد است
که خرد اهل زمین را ز خداوند عطاست
(۱۲)
دین خزینه تست شاید کاندر او از بهر دین
بام و بوم از علم سازی وز خرد پرهون کنی
(۱۳)
دل به یقین ای پسر! خزینه دین است
چشم تو چون روزن است و گوش چو پرهون
(۱۴)
بنا به مفاد ابیات یاد شده، میان علم و عقل و دین، پیوندی متناسب و ارتباطی هماهنگ است که با همسویی و بهره گیری
شایسته، انسان را کارساز خواهند بود
.
قرآن کریم، مردمان کافر، مشرک و بی دین را پست، و گمراهتر از چارپایان دانسته و فرموده است
:
«
اولئک کالانعام بل هم اضل
» (۱۵) :
آنان همچون چارپایانند بل گمراهتر
.
«
ان هم الا کالانعام بل هم اضل سبیلا
» (۱۶) :
آنان همانند چارپایانند بلکه از آنان ره گم کرده تر
.
و شاعر حکیم خراسان، با الهام از این آیات بینات، در آن باره، بی پرده، سخن رانده است
:
بر ره دین رو که سوی عاقلان
علت نادانی را دین شفاست
جان تو بی علم خری لاغر است
علم ترا آب و شریعت چراست
جان تو بی علم چه باشد؟ سرب
دین کندت زر که دین کیمیاست
آنکه به دین اندر ناید خر است
گرچه مر او را چو تو آدم نیاست
سوی خردمند ز خر، خرتر است
آنکه مر او را به ستوری رضاست
راه سوی دینت نماید، خرد
از پس دین رو که مبارک عصاست
(۱۷)
ناصرخسرو در این موضوع که دین مایه نجات رستگاری، و وسیله رهایی در بحران های زندگی است، به انسانها هشدار
داده و آنان را از خطر راهزنان انسانیت و دشمنان بشر در درازنای تاریخ، آگاه کرده است. گویا مخاطبان او نسل امروز و
جوانان عصر حاضرند که آنان را به مقابله با شبیخون فرهنگی غرب فرامی خواند
.
سپس دین درون شو ای خرگوش
که به پرواز بر شده ست عقاب
(۱۸)
نقش دین و مذهب باطل
ناصرخسرو علاوه بر سروده هایی که طی آنها دین را تجلیل و آن را با علم متحد و هماهنگ دانسته است ملازمه و توام
بودن آن دو را با حصول آگاهی برای دیندار خاطرنشان می سازد
:
دین گرامی شد به دانا و به نادان خوار گشت
پیش نادان دین چو پیش گاو باشد یاسمن
مرد بی دین گاو باشد تا نداری بانکش
مر تو را پورا! همی مردم به دین باید شدن
آن سخن باشد سخن نزدیک من کز دین بود
آن سخن کز دین برون باشد چه باشد هین وهن
گه به دل بینا شدستی راه دینی پیش توست
گاه از این سو گاه از آن سو چونت باید تاختن؟
(۱۹)
با وجود این، او با نقادی از دینهای باطل و مذهبهای پوشالی و ساخته و پرداخته دنیاداران، پرده از روی حقایقی کنار زده
و چهره دین حق و مذهب راستین را از گرد و غبار اوهام خیالات واهی و عقاید بی اعتبار، زدوده است
.
اگر این دین خدای است و حق این است و صواب
نیست اندر همه عالم نه محال و نه مجاز
آن که بر فسق تو را رخصت داده ست و جواز
!
سوی من شاید اگر سرش بکوبی به جواز
(۲۰)
ناصر خسرو به صراحت بیان می کند که دین حق و مذهب صحیح در دلهای ناپاک همانند مایع پاکیزه و زلال، در ظرف
آلوده است. چنان که قرآن، بی ایمانان را کوری و ضلالت افزاید و خسران بی دینان را مضاعف گرداند
.
«
ذلک الکتاب لا ریب فیه هدی للمتقین
» (۲۱) :
آن کتاب، که شکی در او نیست، رستگاری است برای پرهیزگاران و پاکدلان
.
دین یکی جامه ست چون داناش پوشد پاک و نو
باز چون نادانش پوشد چون گلیمی پر درن
دین ز فعل بد نماند پاک، جز در پاک دل
شیر پاکیزه کجا باشد در آلوده لگن
(۲۲)
ب: انسان
ناصرخسرو مردی حکیم و شاعری متفکر و عالمی شیعی است، خمیرمایه علم و دانش او را مضامین آیه های قرآنی،
سخنان وحی و سروش آسمانی تشکیل می دهد. او در بسیاری از سروده هایش به هویت انسان توجه داشته و به ماهیت
مرکب او اشارت دارد و با الهام از سوره «تین » اشعار می دارد که انسان از عالم زبرین و بالا و جهان فرودین و پست ترکیب
یافته است که جزیی از وجود او جان و روح و نفخه رحمانی است و جزء دیگر کالبد خاکی است که از زمین تیره وتار برآمده
است. «و لقد خلقنا الانسان من سلاله من طین
…» (۲۳) :
و ما همانا انسان را از پاره ای آفریدیم و آنگاه او را با آفرینشی دیگر،
انشاء کردیم. «و بدء خلق الانسان من طین… ثم سواه و نفخ فیه من روحه
» (۲۴) :
آفرینش انسان را از گل آغاز کرد و سپس او
را کامل ساخت و از روح خویش در او بدمید
.
جان و تن تو دو گوهر آمد
یکی زبرین دگر فرودین
(۲۵)
بلکه به جان است نه بتن شرف مرد
نیست جسدها همه مگر گل مسنون
تن صدف است ای پسر به دین و به دانش
جانت بپرور در او چو لؤلؤ مکنون
(۲۶)
ناصرخسرو انسان را به تهذیب نفس و جهاد برای خلاص و رهایی از شر عفریتی که در درون او منزل دارد و ممکن است او
را بر خاک مذلت و روز سیاه بنشاند، فراخوانده و در این راستا انسان را ره نموده است و در این دعوت اصلاحی و رسالی با
تلمیحی زیبا از ذکر حکیم الهام گرفته است
.
غافل منشین ز دیو و برخوان
بر صورت خویش سوره التین
زی حرب تو آمده ست دیوی
بدفعل تر از همه شیاطین
این. آن تن توست ازو حذر کن
وز مکر و فریب این بنفرین
(۲۷)
حیکم در این چند بیت از یک قصیده غرا، به هویت واقعی انسان براساس آیه های قرآن اشارت دارد همان که در سوره
کوچک «تین » با بلاغت و رسایی کامل، آمده است
:
«
لقد خلقنا الانسان فی احسن تقویم
» (۲۸) :
همانا، ما انسان را در نیکوترین اندازه و قامت، بیافریدیم
.
استواری خلقت واستقامت صورت انسان و کمال آفرینش بشر که در اشعار ناصرخسرو، تکرار شده همان، هویت و ماهیت
دوگانه اوست که در قرآن کریم بخصوص در سوره تین، آمده است
.
تقویم صورت ما، کردند باغبانان
برخوان اگر ندانی آغاز سوره التین
(۲۹)
و در اشاره به بعد تیرگی انسان و امکان انحطاط و سقوط او باز با الهام از همان سوره مبارکه، که فرمود
:
«
ثم رددناه اسفل سافلین
» (۳۰) :
سپس او را به مرتبه پست ترین و نازلترین، برگرداندیم. چنین سرود
:
این صورت خوب را نگه دار
تا نفگنی اش به قعر سجین
(۳۱)
تعبیر «احسن تقویم » از نکات علمی، اخلاقی و تربیتی قرآن کریم است و بدون تردید به دنبال حسن ظاهر و در پس اندام
زیبا و موزون، استعدادهای مثبت فراوان در باطن و درون انسان نهفته است که زیبایی او را صدچندان کرده است و همین
معنا سبب شده که وجود او را آینه عالم بزرگ دانسته اند
.
ا تزعم انک جرم صغیر
و فیک انطوی العالم الاکبر
(۳۲)
یعنی: آیا تو خود را جسمی کوچک و موجودی ناچیز می پنداری؟ در حالی که در وجود تو، جهان بزرگ پیچیده شده
است
.
این عالم بزرگ برای چه کرده اند؟
از خویشتن بپرس تو ای عالم صغیر
! (۳۳)
راز سعادت و شقاوت انسان به نص آیات قرآن مجید در وجود خود او نهفته است که اگر ایمان و عمل صالح داشته باشد بر
کلید خوشبختی و رستگاری دست یافته است و اگر کفر و تباهی پیشه سازد به دره پست و گودال آتش، سقوط خواهد کرد
.
حکیم نکته سنج ما با الهام از قرآن کریم و احادیث نبوی و روایات امامان معصوم و پیشوایان برحق به نقش دیو نفس و تن
خاکی و هوا و هوس سرکش و نفس اماره به سوء، اشارت دارد و انسان را از شر و مکر آنها برحذر داشته است
.
زی حرب تو آمده ست دیوی
بد فعل تر از همه شیاطین
و رسول اکرم(ص) فرمود: «اعدی عدوک نفسک التی بین جنبیک
» (۳۴) :
متجاوزترین و دشمن ترین دشمن تو، نفس تو
است که در میان سینه ات جای دارد
.
«
و نفس و ما سواها فالهمها فجورها و تقویها
» (۳۵) :
و سوگند به جان و آن که آن را به کمال آفرید پس فجور و تقوا را به وی
الهام فرمود
.
فعل انسان
نکته دیگر در شناخت موقع انسان که جنبه کلامی دارد و در قصیده های ناصرخسرو هم انعکاسی وسیع یافته است، نقش
عنصر اختیار در عملکرد اوست
.
قرآن کریم در این باره آیه هایی روشن و روشنگر دارد و با ملاحظه مجموعه آیات و سنجش آنها با یکدیگر، انسان به یکی
از مفاهیم روشن می رسد; هر چند در میان مسلمانان در این خصوص، مذاهب گوناگون است. «انا هدیناه السبیل اما
شاکرا واما کفورا
» (۳۶) :
ما انسان را ره نمودیم و او سپاسگزار و یا ناسپاس است
.
«
و هدیناه النجدین
» (۳۷) :
و ما او را با راههای خیروشر آشناساختیم و هردو را به وی نشان دادیم
.
راه تو، زی خیر و شر هر دو گشاده ست
خواهی ایدون گدای و خواهی ایدون
(۳۸)
ناصرخسرو در نقد مذهب جبر و در انتقاد از اشعری گری و در تفسیر صحیح قضا و قدر و در توجیه عملکرد آدمی نظری
حکیمانه و مدققانه دارد و بیان او در این زمینه، بسیار لطیف و روان است و محتوی دلیل سهل و ممتنع می باشد
.
نام قضا خرد کن و نام قدر سخن
یاد است این سخن ز یکی نامور مرا
و کنون که عقل و نفس سخنگوی خود منم
از خویشتن چه باید کردن حذر مرا
ای گشته خوش دلت ز قضا و قدر بنام
چون خویشتن ستور گمانی مبر مرا
(۳۹)
حکیم ناصرخسرو در رد پندار برخی عوام که اعمال بد خود را به گردن قضا و قدر می اندازند و شانه از بار مسؤولیتها
خالی می کنند می گوید
:
چند بنالی که بد شده ست زمانه
عیب تنت بر زمانه برفگنی چون؟
تو شده ای دیگر، این زمانه همان است
کی شود ای بیخرد زمانه دگرگون
(۴۰)
نقش غرایز در عملکردها
نکته دیگر در شناخت انسان، فهمیدن نقش غرایز و میزان تاثیر آنها به عنوان عامل رفتاری است. آیا ما مانند بهایم
غریزی زیست می کنیم و یا عقل و خرد مبنای اختیار و گزینش ما است؟ بدون تردید اگر ما همانند ستوران محکوم غرایز
می بودیم فرقی میان ما و آنها نبود و تکلیف و مسؤولیتی نداشتیم. ناصرخسرو در قصاید خویش به جد بدین تفکر
پرداخته و آشکارا گفته است
:
«
چون خویشتن، ستور گمانی مبر مرا» و در قصیده ای دیگر به طرز زیبا و رسا چنین سرود
:
بهترین راه گزین کن که دو ره پیش تو است
یک رهت سوی نعیم است و دگر سوی بلاست
از پس آن که رسول آمده با وعد و عید
چند گویی که بد و نیک به تقدیر و قضاست
گنه کاهلی خود به قضا بر چه نهی؟
که چنین گفتن بی معنی، کار سفهاست
گر خداوند قضا کرد گنه بر سر تو
!
پس گناه تو به قول تو خداوند توراست
ناصرخسرو در قصاید حکیمانه خود عقاید قدریه و اشاعره را در مورد افعال عباد به شدت مورد انتقاد قرار می دهد و
سخنی مستدل مطرح می کند
:
اینت گوید همه افعال، خداوند کند
کار بنده همه خاموشی و تسلیم و رضاست
وانت گوید همه نیکی ز خدای است و لیک
بدی ای امت بدبخت همه کار شماست
وآنگه این هر دو مقرند که روزی است بزرگ
هیچ شک نیست که آن، روز مکافات و جزاست
چون مرا کار نباشد نبوم اهل جزا
اندرین قول خرد را بنگر راه کجاست؟
چون بود عدل بر آنک او نکند جرم، عذاب؟
زی من این هیچ روانیست اگر زی تو رواست
حاکم روز جزای تو شده ست مست سدوم
نه حکیم است که سازنده گردنده سماست
(۴۱)
ناصرخسرو در اشعار مربوط به بیان قضا و قدر و در یاد از عقیده حق درباره افعال عباد و نفی جبر و تفویض، مرام عدلیه
را تقریر کرده و در ابیاتی حکیمانه، «امر بین الامرین » و حال اعتدال میان خوف و رجا در عملکردها را خاطرنشان کرده
است
.
امام صادق(ع) فرمود
: «
لاجبر ولاتفویض بل امر بین الامرین
» (۴۲) :
نه، جبر و نه تفویض بلکه امری میانه آن دو است. و
ناصرخسرو هم می کوشد در عین حال که قدرت مطلقه خداوند را در همه کائنات ملحوظ کند اختیار و اراده انسان را که
به مشیت الهی یک واقعیت در عالم هستی و در کارهای بشری است، نادیده نگیرد و تکلیف و عقاب و ثواب را در آن
چارچوب بگنجاند و توجیه نماید
.
بین خوف و رجا
همچنان که در احادیث امامان اهل بیت درباره افعال عباد به امر بین امرین رسیده اند و به تقدیر الهی نقش اراده و اختیار
انسان را فراموش نکرده اند از نظر روانی نیز خوف مطلق و رجای بی قید و شرط را برای بشر زیانبار دانسته اند
.
امام صادق(ع) فرمود: از نصایح لقمان به فرزندش این است که گفت: از خدای عزوجل، آنچنان بترس که اگر به اندازه
طاعت و نیکوکاری انس و جن نزد او آیی عذابت کند و آن گونه به او امیدوار باش که اگر گناهان انس و جن را به دوش
کشی، مغفرت او تو را شامل شود. آنگاه از پدرش امام باقر(ع) نقل فرمود که گفتند: انه لیس من عبد مؤمن الا و فی قلبه
نوران: نور خفیه و نور رجاء
…» (۴۳) :
هیچ بنده باایمانی نیست مگر آن که در دل او دو نور وجود دارد: نور بیم و نور امید که
اگر وزن شوند، این بر آن و آن بر این فزونی نداشته باشد
.
به میان قدر و جبر رود اهل خرد
راه دانا به میانه ی دو ره خوف و رجاست
به میان قدر و جبر ره راست بجوی
که سوی اهل خرد جبر و قدر درد و عنا
- همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
- ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
- در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.
