خرید و دانلود فایل پاورپوینت کامل گزارش و نقد کتاب ایران بین دو انقلاب
خرید و دانلود فایل پاورپوینت کامل گزارش و نقد کتاب ایران بین دو انقلاب قیمت اصلی 224,700 تومان بود.قیمت فعلی 109,200 تومان است.
بازگشت به محصولات
خرید و دانلود فایل پاورپوینت کامل گزارش و ارزیابی کتاب انقلاب مشروطیت ایران
خرید و دانلود فایل پاورپوینت کامل گزارش و ارزیابی کتاب انقلاب مشروطیت ایران قیمت اصلی 224,700 تومان بود.قیمت فعلی 109,200 تومان است.
📥 ترافیک اینترنت مصرفی جهت دانلود فایل‌ها در میکی بوک، به‌صورت نیم‌بها می باشد.
فقط اینقدر👇 دیگه زمان داری با تخفیف بخریش
00روز
06ساعت
44دقیقه
29ثانیه

خرید و دانلود فایل پاورپوینت کامل بازنگری آرای حامد الگار درباره روحانیان شیعه / (نقد و بررسی کتاب نقش روحانیت پیشرو در جنبش مشروطیت ایران)

قیمت اصلی 224,700 تومان بود.قیمت فعلی 109,200 تومان است.

تعداد فروش: 56

فرمت فایل پاورپوینت

2 آیتم فروخته شده در 30 دقیقه
3 نفر در حال مشاهده این محصول هستند!
توضیحات

پاورپوینت فایل پاورپوینت کامل بازنگری آرای حامد الگار درباره روحانیان شیعه / (نقد و بررسی کتاب نقش روحانیت پیشرو در جنبش مشروطیت ایران)؛ ابزاری کارآمد برای ارائه‌های برجسته

آیا به دنبال ارائه‌ای بی‌نقص هستید؟ فایل فایل پاورپوینت کامل بازنگری آرای حامد الگار درباره روحانیان شیعه / (نقد و بررسی کتاب نقش روحانیت پیشرو در جنبش مشروطیت ایران) با 120 اسلاید با طراحی حرفه‌ای آماده است تا در جلسات شما را به بهترین شکل ممکن معرفی کند.

ویژگی‌های بارز فایل فایل پاورپوینت کامل بازنگری آرای حامد الگار درباره روحانیان شیعه / (نقد و بررسی کتاب نقش روحانیت پیشرو در جنبش مشروطیت ایران):

  • گرافیک شگفت‌انگیز: طراحی دقیق و متناسب با استانداردهای روز برای جذب توجه مخاطب.
  • استفاده ساده: فایل فایل پاورپوینت کامل بازنگری آرای حامد الگار درباره روحانیان شیعه / (نقد و بررسی کتاب نقش روحانیت پیشرو در جنبش مشروطیت ایران) به گونه‌ای طراحی شده که نیاز به تغییرات پیچیده نداشته باشد؛ کافی است آن را بارگذاری و ارائه دهید.
  • کیفیت حرفه‌ای: تمامی اسلایدها با وضوح بالا و استانداردهای نمایش در پاورپوینت طراحی شده‌اند.

طراحی بدون نقص: فایل فایل پاورپوینت کامل بازنگری آرای حامد الگار درباره روحانیان شیعه / (نقد و بررسی کتاب نقش روحانیت پیشرو در جنبش مشروطیت ایران) با دقت بالا و بدون ایراد گرافیکی یا ناهماهنگی در طراحی آماده شده است.

توجه: نسخه‌های غیررسمی ممکن است مشکلاتی در نمایش یا کیفیت داشته باشند. تنها نسخه رسمی فایل فایل پاورپوینت کامل بازنگری آرای حامد الگار درباره روحانیان شیعه / (نقد و بررسی کتاب نقش روحانیت پیشرو در جنبش مشروطیت ایران) تضمین‌شده است.

فایل فایل پاورپوینت کامل بازنگری آرای حامد الگار درباره روحانیان شیعه / (نقد و بررسی کتاب نقش روحانیت پیشرو در جنبش مشروطیت ایران) را دانلود کرده و به راحتی یک ارائه حرفه‌ای را تجربه کنید.


بخشی از متن فایل پاورپوینت کامل بازنگری آرای حامد الگار درباره روحانیان شیعه / (نقد و بررسی کتاب نقش روحانیت پیشرو در جنبش مشروطیت ایران) :

مقدّمه

نوشته های فراوانی درباره تاریخ معاصر ایران و تحلیل حوادث آن وجود دارد. در میان این نوشته ها و تحقیقات، تضادهای فراوانی به چشم می خورد که حتّی در برخی موارد، هر دو نوشته متضاد، به صورت ظاهرا مستند ارائه می شود. در این جا وظیفه محقّق است که در انتخاب اسناد و منابع دقیق باشد تا صحّت و سقم این نوشته ها را تشخیص داده بتواند تحقیق متعصّبانه را از تحقیق منصفانه بازشناسد.

از آن جا که نوشته جانبدارانه، فاقد اعتبار و ارزش علمی است، تحقیقی می تواند قابل عرضه و استناد باشد که نویسنده بکوشد عقاید، سلیقه ها و خواسته های شخصی خود را بر آن تحمیل نکند؛ به ویژه تحقیقاتی که مربوط به تاریخ و سرنوشت ملّت باشد؛ بنابراین به نظر می رسد در مرحله اوّل از پژوهش های تاریخی، لازم است منابع مشهور آن مطالعه و تحقیق کامل شود تا میزان قابل اعتماد بودن آن جهت استناد و ارجاع، به دست آید.

در همین جهت کتاب نقش روحانیت پیشرو در جنبش مشروطیت ایران، از نویسنده معروف، حامد الگار، در نوشتار حاضر بررسی می شود. علّت انتخاب کتاب، دو امر است:

۱. این کتاب، حاوی مطالب و ارزیابی های نادرستی است که به اصلاح نیاز دارد؛ به طوری که حتّی خود نویسنده در یک مصاحبه اختصاصی در سال ۱۳۶۱، پس از اشاره به این که کتاب مذکور تز دکترایش بوده و ترجمه فارسی آن چند سال پیش انتشار یافته و ترجمه روسی نیز در حال انتشار است، می گوید:

کتابی است البتّه تا حدّی ناشیانه و اگر قرار بود آن را حالا بنویسم، بسیاری از مطالب و ارزیابی هایی که در آن هست، شاید اکنون تغییر می دادم.(۱)

۲. امروزه این کتاب از کتاب های مرجع مشروطه شناخته شده و محقّقان بسیاری (احتمالاً تحت تأثیر شخصیت علمی و مذهبی نویسنده) در داوری و تحلیل های خود به آن ارجاع می دهند و این در حالی است که خود نویسنده اذعان می کند کتابش اتقان لازم را ندارد.

یادآوری سه نکته درباره این مقاله لازم است:

۱. مطالبی که در این مقاله به حامد الگار نسبت داده شده، درباره الگار جوان صادق است، نه پروفسور الگار امروز؛ یعنی باید توجّه داشت که افکار و دیدگاه های وی در مقابله با زمان نوشتن کتاب، تغییر کرده است.

۲. در مواردی که فقط شماره صفحه ذکر شده، منظور، کتاب نقش روحانیت پیشرو در نهضت مشروطه است.

۳. هرچند سعی شده به طور عمده کتاب مذکور ارزیابی شود؛ به مناسبت، از سایر آثار وی مانند ایران و انقلاب اسلامی و … نیز استفاده شده است.

أ. زندگینامه و آثار نویسنده

پروفسور حامد الگار؛ اصالتا انگلیسی است و بر اثر مطالعاتی که درباره اسلام کرده بود، به این دین (البتّه مذهب اهل سنّت) مشرّف شده است.(۲) وی درباره فراگیری زبان فارسی و میزان تحصیلات خود می گوید:

فارسی را بیش تر در دانشگاه کمبریج یاد گرفتم. (لیسانس) خود را از آن جا گرفتم و بعد از مدّت یک سال که در دانشگاه تهران درس خواندم، به کمبریج برگشتم و دکترای خود را از همان جا گرفتم.(۳)

الگار از سال ۱۹۶۵ میلادی در جایگاه استاد در دپارتمان مطالعات خاورمیانه در دانشگاه برکلی کالیفرنیا استخدام شد و هم اکنون در آن جا فارسی، تاریخ و فلسفه اسلامی تدریس می کند. وی درباره موضوع ایران و اسلام تحقیقات متعدّدی منتشر کرده است.

او جنبش های اسلامی در ایران را با علاقه به مدّت چندین سال دنبال کرد. در مقاله ای که در سال ۱۹۷۲ منتشر کرد، وضع ایران را تشخیص داده و انقلاب را بسیار دقیق تر از همه مقامات سیاسی دولت [امریکا] پیش بینی کرده و با فراست تحلیل نمود.(۴)

دکتر، کتاب های زیادی بسیاری را از عربی، ترکی و فارسی به زبان انگلیسی ترجمه کرده که از جمله می توان از کتاب های اسلام و انقلاب و نوشته ها و اعلامیه های امام خمینی نام برد.(۵)

مهم ترین آثار وی که به فارسی نیز ترجمه شده، عبارتند از:

۱. نقش روحانیت پیشرو در جنبش مشروطیت ایران (دین و دولت در ایران: نقش علما در دوره قاجار)؛

۲. ایران و انقلاب اسلامی؛

۳. میرزا ملکم خان؛

۴. شورش آقاخان محلاتی و چند مقاله دیگر.

مقاله هایی که از وی در نشریات داخلی به چاپ رسیده، عبارتند از:

۱. علاّمه مجلسی از دیدگاه خاورشناسان (نشریه کتاب ماه «دین»، ش ۳۴، مرداد ۱۳۷۹)؛

۲. گفتمان سیاسی غرب و اسلام (کتاب نقد، سال چهارم، ش ۱۶، پاییز ۱۳۷۹)؛

۳. امام موسی کاظم و اخبار اهل تصوف (نشریه معارف، دوره دهم، ش۲ و ۳، مرداد و اسفند ۱۳۷۲)؛

۴. گفت و گو: بازتاب انقلاب اسلامی در خارج (نشر دانش، سال دوم، ش ۵، مرداد و شهریور ۱۳۶۱)؛

۵. گفت و گو: بحث های ایدئولوژیک هدف های سیاسی (کیهان فرهنگی، سال چهاردهم، ش ۱۳۳، خرداد و تیر سال ۱۳۷۶).

نویسنده خود درباره آثارش چنین می گوید:

بعد از آن (تز دکترا) علاقه ام بیش تر به موضوع های مربوط به تاریخ مذهب در ایران و کشورهای همسایه ایران بوده و هست با یک استثنا و آن هم شرح حالی است که از میرزا ملکم خان ارمنی نوشتم. چند کار کوچک هم در زمینه تاریخ تصوّف انجام دادم؛ به خصوص درباره تاریخ طریقت نقشبندیه کار نسبتا مفصّلی به دست گرفته ام که فقط قسمت کوچکی از آن تا به حال چاپ شده است. در واقع من مشغول تدوین آن مطالب بودم که انقلاب اسلامی در ایران شروع شد و مجدّدا توجّهم به مسائل ایران و به خصوص روحانیت در ایران معطوف شد و صرف نظر از فعّالیت های سیاسی مذهبی در پشتیبانی از انقلاب اسلامی در خارج از کشور، تا به حال چند مقاله نسبتا کوچک هم نوشته ام و مجموعه ای از آثار امام خمینی هم به انگلیسی ترجمه کرده ام. علاوه بر آن، مجموعه ای از آثار مرحوم دکتر شریعتی را هم به انگلیسی ترجمه کرده ام. کاری که هنوز (تا تاریخ شهریور ۱۳۶۱) انتشار نیافته، ترجمه کتاب معروف مرصاد العباد، از نجم الدین رازی است که امیدوارم همین ماه (سپتامبر) در آمریکا چاپ شود.(۶)

ب. گزارشی کوتاه از کتاب نقش روحانیت پیشرو در جنبش مشروطیت ایران

عنوان کتاب در نسخه ترجمه شده، نقش روحانیت پیشرو در جنبش مشروطیت ایران است. مترجم بعد از ذکر این عنوان، با خطّ ریز، عنوان اصلی کتاب را ذکر کرده است: دین و دولت در ایران: نقش علما در دوره قاجار.

عنوان اوّلی در نسخه اصلی کتاب (نسخه لاتین) وجود نداشته، و مترجم به صلاحدید خود، این عنوان را برای کتاب انتخاب کرده است و ظاهراً با نویسنده کتاب درباره تغییر نام کتاب توافق صورت گرفته؛ گر چه به نظر می رسد عنوان اصلی کتاب، از این جهت که نه صرفا به مشروطیت، بلکه به نقش روحانیان در تحوّلات سیاسی اجتماعی ایران در طول دوره قاجار می پردازد، مناسب تر باشد.

الگار در فصل اوّل به ذکر نگرش عالمان درباره قدرت، سیاست و حکومت های موجود پرداخته که در نظر وی بر دو پایه استوار است: ۱. وجوب مخالفت با حاکمیّت؛ ۲. عدم تمایل به دخالت در امور سیاسی (ص ۶). وی تا پایان کتاب می کوشد جنبش ها و تحوّلاتی را که عالمان در جهت تقابل یا همکاری با دولت در آن نقش داشته اند، در قالب همین مدل نظری ارائه دهد.

در فصل های دوم تا هفتم، به خاندان قاجار از زمان آقامحمّدخان تا ناصرالدین شاه و نیز چگونگی رابطه عالمان با سلاطین قاجار پرداخته، واقعه قتل گریبایدف را سر آغاز برخورد آشکار بین حکومت و مردم می داند. الگار، دوره پادشاهی محمّدشاه را آغاز معارضه و کشمکش مستقیم عالمان با حکومت بیان می کند.

در فصل هشتم به دو فرقه بابیّت و بهائیّت می پردازد و مخالفت عالمان با این دو فرقه را نه از سر دینداری و دفاع از مذهب تشیّع، بلکه فقط به سبب حفظ مقام و موقعیت خودشان ارزیابی می کند (ص ۲۰۴).

در فصل های نهم تا یازدهم، در مورد اصلاحات در حکومت و اصلاح گرایان معروف به بحث می پردازد. از نظر الگار، اصلاحات را عباس میرزا، ولیعهد فتحعلی شاه آغاز کرد. (ص ۱۰۸). وی امیرکبیر، حسین خان سپهسالار، میرزا ملکم خان ارمنی و سید جمال الدین اسدآبادی را اصلاح گرایانی که اهداف مشابهی دنبال می کردند، معرّفی می کند. در عین حال، معترف است که اصلاحات سپهسالار، به صراحت ریشه اروپایی داشت و این اقدام ها، گرچه تقویت دولت بود، برخلاف سلیقه عالمان بوده و زمینه سنّتی مناسبات میان دولت و آنان را دستخوش آشفتگی می کرد (ص ۲۴۰).

او ملکم را بابی مذهب و موءسّس فراموش خانه می داند که می کوشید از طریق آن، هسته ای از مردان برجسته را تشکیل دهد و به وسیله آن ها طرح های اصلاحی را در جهت تجدید سازمان سیاسی و اقتصادی کشور طبق نمونه اروپایی ارائه واجرا کند (ص ۲۶۱).

الگار، گرایش سیّد جمال الدین اسدآبادی را میان مذهب تشیّع و تسنّن به صورت مردّد رها می کند و با تکیه بر نطق سید جمال در استانبول، اعتقاد او به نبوّت را در حدّ اعتقاد به یک صنعت، پایین می آورد (ص ۲۷۱).

پس از آن که در فصل دوازدهم درباره مسأله تنباکو بحث می کند، در فصل بعد، به مخالفت عالمان با امین الدوله و امین السلطان می پردازد و در ادامه در فصل چهارده، به تحلیل مشروطه روی می آورد. او معتقد است: هیجان عمومی که به نهضت مشروطیت انجامید، «حاصل یک قرن اختلاف و کشمکش میان دولت و علما بود» (ص ۳۵۵).

ج. بررسی منابع مورد استفاده نویسنده

نویسنده درباره منابع فارسی مورد استفاده در کتاب خود می نویسد:

تاریخ بیداری ایرانیان، مأخذ بسیار مهمّی برای مشروطیت ایران است و به تفصیل، برگزیده وسیعی از اسناد معاصر را ارائه می دهد؛ همچنین احمد کسروی در کتاب تاریخ مشروطه ایران، گزارش خوبی از دوران مشروطه به دست داده است … و کتاب فریدون آدمیت به سبب سبک روشن و فاضلانه آن توصیه می شود. دو کتاب از ابراهیم تیموری درباره امتیازات بیگانه در ایران؛ تحریم تنباکو یا اولین مقاومت منفی در ایران، و کتاب عصر بی خبری یا تاریخ امتیازات در ایران آگاهی دهنده است (ص ۱۳).

با توجّه به مطالب پیشین و نیز منابعی که در کتاب مورد ارجاع قرار گرفته، به نظر می رسد نویسنده از میان منابع داخلی، بیش تر به منابع دست دوم که گرایش سکولار دارند، ارجاع داده است و از بعضی منابع دست اوّل غیر سکولار مانند تاریخ دخانیه اثر شیخ حسن کربلایی که شاهد عینی ماجرای قیام تنباکو و در جرگه عالمان بوده، هیچ استفاده ای نکرده است.

از سوی دیگر، استفاده گسترده او از منابع لاتین و اسناد و نوشته های مستشرقان، به ویژه در گزارش از فعّالیت های سیاسی اجتماعی عالمان بزرگ، قابل تأمّل است؛ چرا که به دلیل فعّالیت ها و فتاوی ضدّ استعماری متعدّد عالمان شیعه مانند فتوای جهاد آنان ضدّ روس در جنگ دوم ایران و روس، حکم تحریم تنباکو، لغو امتیاز رویتر و… موضعگیری علمی و عملی اتباع کشورهای روسیه و انگلستان به ویژه مأموران رسمی این دولت ها در برابر عالمان، خصمانه بوده است؛ بر همین اساس، در نوشته هایشان، مطالب و داوری های تند و نابجایی را به عالمان طراز اوّل و مراجع عظام آن دوره ایراد کرده اند. در خصوص میزان صحّت نوشته های مستشرقان انگلیسی، میرزا ابوطالب خان (یکی از آگاهان و از کسانی که از نزدیک با سیّاحان و مستشرقان مراوده داشته) در سفرنامه خود می نویسد:

آن ها در شناخت حدّ علوم و زبانِ غیر، در خطا هستند؛ یعنی به مجرّد دانستن چند لفظ، خود را زباندان هر زبان و به دانستن چند مسأله، صاحب آن علم می دانند و کتاب ها در آن تألیف کرده، به طریق چهاپه، نشر آن مزخرفات می نمایند. این معنا مرا به گواهی «فرانسه و گریک»(۷) که تحصیل زبان آن ها در انگلیس مروج است، معلوم شده و از تصرّفات و تحصیلی که در فارسی می کنند، به یقین پیوسته، و سایر قوم، اکثر به حسن ظن که از صفات ایشان است و اجنبیت با آن زبان، ایشان را در این دعوی صادق دانسته، آن کتب را می خرند. … همچنین قلّت غور ایشان در محاسن رسوم (و شرع) دیگران و هر چیز خود را بی عیب و صواب دانستن؛ اگر چه درحقیقت بر خلاف آن بوده باشد.(۸)

یکی از محقّقان معاصر نیز درباره لزوم بررسی و نقد تمام آثار مستشرقانی که درباره ایران تحقیق کرده اند، چنین می نویسد:

[اینان ]به تاریخ ایران گاه با اتّکا به ارزش ها و تحوّلات جامعه که در غرب شکل گرفته است، می نگرند و تحوّل تاریخی را در بستر تمدّنی و فرهنگی به گونه ای به هم پیوسته در نظر نمی گیرند …؛ به همین سبب نیز نمی توانند علاقه و دلبستگی ایرانیان را به پیشرفت و ترقّی کشور ایران به هنگام انقلاب مشروطیت درست بسنجند. … در خصوص افکار بسیاری از مورّخان شرق شناس، چنین ارزیابی ها و سنجش هایی ضرورت دارد. … اکثر شرق شناسان، فاقد یک نظریه منسجم اجتماعی می باشند. آن ها رویدادها را برمی شمرند و به نتیجه گیری دست می زنند. این کاری است که اغلب شرق شناسان می کنند.(۹)

با توجّه به این مطالب، و این که الگار در داوری و تحلیل خود درباره عالمان بزرگی چون میرزای شیرازی، میرزا آقاجواد تبریزی، سیّد محمدباقر شفتی، ملاّعلی کنی و آقانجفی اصفهانی از منابع خارجی استفاده کرده است،(۱۰) تحقیقات الگار در این زمینه، در معرض تردید قرار می گیرد و بخش مهمّی از کتاب مذکور که به این مباحث می پردازد نمی تواند اعتبار لازم و کافی داشته باشد.

د. دخالت دادن عقاید شخصی در تحقیق و عدم رعایت اصل بی طرفی

یکی از شرط های اوّلیه تحقیق این است که محقّق، عقاید و پیش فرض های خود را در تحقیق دخالت ندهد. حال باید دید در کتاب مذکور، این اصل تا چه حد رعایت شده است.

۱. نظر نویسنده درباره تشیّع

همان طور که پیش تر اشاره شد، نویسنده هنگام تألیف کتاب، سنّی مذهب بوده است. مطالبی که وی در خصوص شیعه ذکر می کند، نشان دهنده آن است که گرایش خود به مذهب اهل سنّت را در تحقیقاتش دخالت داده است. نمونه هایی در این جهت ذکر می شود:

این ادّعا (شیعه گری) در آغاز بیش از آن که از روی عقیده باشد، ظاهری بود و هدفش این بود که تسنّن را موقوف گرداند (ص ۳۸).

در حالی که غزالی در ایجاد نوعی تألیف بین طریقت و شریعت در تسنّن تا حدّی کامیاب شد، باطن گرایی تصوّف، با این امر که علم لدنّی در انحصار امامان باشد، به منازعه برخاست؛ تنها امامان هادیان حقیقت محسوب می شوند (ص۵۲).

هدف منفی مذهب شیعه، جدال علیه تصوّف و تسنّن و آزار پیروان این دو فرقه بود. این جنبه های منفی فعّالیت علما، بر سی سال آخر دوره صفوی حکمفرما بود. مشغله ذهنی علمای دوران صفوی، تشریح اصول مذهب شیعه، سپس در درجه اوّل جلوگیری از تسنّن، آن گاه جلوگیری از تصوّف بود (ص ۴۰)(۱۱).

رواج اندیشه و بیان اسلامی با نشان ویژه تجدّد در ایران از لحاظ کمیت و اهمیّت، حتّی کم تر از کشورهای تازی زبان یا شبه قاره هند و پاکستان بوده است؛ به عنوان مثال، مردی که از لحاظ نفوذ یا محصول ادبی با سیّد قطب یا محمّد اقبال درخور مقایسه باشد، در ایران پدید نیامده. این امر را می توان تا اندازه ای نتیجه گوشه گیری ایران از جریان های معنوی دیگر بخش های دنیای اسلام به سبب شیعه بودن مردم آن دانست و تا اندازه ای نیز نتیجه طبیعت تشیّع که در سرشت، یک کیش باطن گرا است و با طوفان های دگرگونی های تاریخی که در جاهای دیگر، موج تجدّدخواهی را به همراه آورده، ناسازگار است.(۱۲)

این در حالی است که وقتی از حسادت عالمان سنّی دربار عثمانی به سیّد جمال الدین بحث به میان می آید، نویسنده از شیخ الاسلام و سایر عالمان سنّی استانبول دفاع می کند (ص ۲۷۱).

همچنین وقتی الگار، احتکار غلّه به وسیله حسین خان سپهسالار را رد می کند، دلیل او این است:

اعتمادالسلطنه به رغم خصومتی که با سپهسالار داشت، … اعتراف کرده که سپهسالار «عدل عمر» را تجدید کرده است ( ص ۲۴۳).

الگار نتیجه می گیرد که پس، سپهسالار همانند عمر، مرد درست و عادلی بوده است.

این مطلب، از این امر حکایت دارد که پیش داوری مذهبی او، مانع از داوری درست و دیدن حقیقت شده است. او غافل از این نکته بوده که عمر میان شیعیان جایگاه خوبی ندارد و اصولاً شیعه، عمر را عادل نمی داند و اصطلاح «عدل عمر» کنایه از ستم مضاعف او است.(۱۳)

۲. موضع نویسنده در برابر صفویه

از آن جا که اقتدار تشیّع با روی کار آمدن صفویه آغاز شد، با توجّه به موضع منفی نویسنده در برابر مذهب تشیّع، موضعگیری های نویسنده در برابر صفویه منفی است:

۱. در صفحه ۴۳، ضمن تحلیل وقایع دوران نادرشاه، از عمل شاه اسماعیل در رسمی کردن مذهب تشیّع در ایران، به صورت بدعت نام برده که احتمالاً نادر شاه بر ذمّه خود می دانسته که آن را تغییر دهد، و در واقع، هدف اصلی وی، برانداختن مذهب تشیّع از ایران بوده است.

۲. از سلسله صفوی با عنوان نخستین خاندان شیعی نام می برد (ص ۳۷).

۳. در صفحه ۳۸ می نویسد:

در دوران حکومت صفویه، حکمران، نماینده امام غایب محسوب می شد؛ حتّی می خواستند صفات امامان را به حکمران اسناد دهند. او (شاه اسماعیل) به روایت اشعارش، مقام خود را از امام هم بالاتر می دانست.

۴. تکیه بر این جمله سکارسیا که حملات [علاّمه وحید] بهبهانی را بر تصوّف و اخباریان با شکنجه و تعقیب سنّیان به وسیله شاه اسماعیل مقایسه کرده است (ص ۵۷).

۵. در صفحات ۱۸و۱۹ کتاب ایران و انقلاب اسلامی می نویسد:

بنیانگذاری دولت صفویه در ایران از بسیاری جهات، شبیه تهاجم اقوام چادر نشین (مغول) به این کشور بوده است؛ همان گونه که مغول ها به ایران حمله آورده و اعمال حکومت کردند؛ تنها با این تفاوت که مغول ها از شرق حمله آوردند و اینان از غرب. چادر نشینان ترک ، صفویان را به سلطنت ایران رساندند و اینان تصمیم گرفتند تا اکثریت مردم ایران را حتّی اگر ناگزیر از به کارگیری زور شوند، به مکتب تشیّع برگردانند. … برای بار دوم، ایران مورد هجوم عناصر خارجی واقع شد و در آن برهه از زمان، فقهای شیعی عرب، از مراکز سنّتی تشیّع در جهان عرب نظیر بحرین و العشا واقع در شبه جزیره عربستان و جبل عامل واقع در بخش جنوبی سوریه به ایران دعوت شدند.

در جای دیگر می نویسد:

از زمان صفویه به بعد، وجود علمای شیعه معنا و مفهوم پیدا کرد. … شاید برخی تصوّر کنند که دولت شیعه، فی نفسه تناقض آمیز است؛ زیرا که تشیّع، ماهیتا طوری است که پیروان اندک را ایجاب می کند؛ پیروانی که اغلب تمایلی به دخالت در امور سیاسی ندارند و با قدرت بالفعل مخالف و در عین حال تسلیم ناپذیرند (ص ۱۰).

آیا مقایسه صفویه به مغول، مقایسه درستی است؟ حاکمیت مغول چیزی جز ویرانی و نابودی مراکز و مدارس علمیه پیامدی نداشت؛ در حالی که با شروع حاکمیت صفویه، رونق مراکز علمی و صنعتی به بالاترین حدّ خود رسید و عظمت از دست رفته کشور به آن بازگشت. صفویه، کدام شهری را ویران ساخته یا به آتش کشیده و مردم آن را قتل عام کرده است؟

از سوی دیگر در جمله های وی، تناقض آشکاری به چشم می خورد. اگر وجود عالمان شیعه از زمان صفویه معنا و مفهوم یافت، پس چگونه الگار می نویسد:

در آن برهه از زمان، فقهای شیعی عرب از مراکز سنّتی تشیع در جهان عرب نظیر بحرین و العشا واقع در شبه جزیره عربستان و جبل عامل واقع در بخش جنوبی سوریه به ایران دعوت شدند.(۱۴)

اگر عالم شیعی وجود نداشت، افرادی که دعوت شدند، چه کسانی بودند؟ ممکن است گفته شود که مقصود نویسنده این است که در ایران، وجود عالمان شیعه از زمان صفویه معنا یافت. این مطلب گرچه در ظاهر موجّه به نظر می رسد، وی سخن خود را به «ایران» مقیّد نکرد.

درباره این که صفویه، نخستین خاندان شیعه در ایران بودند، باید گفت: آیا اشعریون و قمیین که از زمان امام صادق علیه السلام برای امامان، خمس می فرستادند و خاندان آل بویه (در قرن چهارم هجری) شیعه نبودند؟

درباره شاه اسماعیل نیز اگر مقام خود را از امام بالاتر می دانست، دیگر نمی توانست شیعه دوازده امامی باشد؛ زیرا شیعه معتقد است که مقام امام، مقام الاهی، غیر اکتسابی و فوق بشری است، و تعداد و اسامی آن ها را شخص پیامبر صلی الله علیه و آله وسلم مشخّص کرده.

ه. نظر نویسنده درباره عالمان تشیّع

موضع نویسنده در برابر عالمان شیعه، بسیار زیرکانه است؛ چرا که از یک سو به تمجید از آن ها می پردازد (ص ۱۷۴و۱۷۵)، و نقش اصلی ایشان را مبارزه با ظلم دولتی و مخالفت با رخنه تدریجی بیگانه ذکر کرده (ص ۲۸۵)، «بقای ایران را به عنوان یک ملّت، با بقای آن به عنوان یک ملّت شیعی که علما نماینده واقعی مردمند» (ص ۱۳۰)، معادل می داند و در ماجرای قتل گریبایدف اظهار می دارد که «آن ماجرا، مانند مقابله ای میان مردم و حکومت تجلّی می کند؛ مقابله ای که در آن علما مانند الهام دهندگان و رهبران احساسات عمومی و مدافعان شریعت ملّی عمل می کنند» (ص ۱۴۳).

از طرف دیگر، انواع مطالب ناروا را به آن ها نسبت می دهد. مطالب کتاب، به گونه ای است که ابتدا به نظر می آید نویسنده مدافع عالمان است؛(۱۵) امّا با دقّت و تعمّق در مطالب آن، خلاف این مطلب روشن می شود.

از آن جا که عمده مطالب کتاب، درباره نقش عالمان است، دیدگاه الگار درباره عالمان طراز اوّل، جداگانه بررسی می شود.

۱. آقانجفی اصفهانی

الگار در صفحه ۲۴، با ذکر این مطلب که «برخی از علما به خصوص آنان که چندان مقام شامخی نداشتند، به نفع خودشان به تجارت می پرداختند»، به نقل از یک منبع خارجی می نویسد:

معروف است که برخی از آنان به رغم تحریم صریح ربا در قرآن، با بهره صدی چهل تا صدی پنجاه، پول قرض می دادند.

نویسنده، در ادامه مطالب خود، روشن می کند که منظور او از برخی عالمانی که چندان مقام شامخی نداشتند، آقانجفی اصفهانی، از بزرگ ترین عالمان شیعه عصر خود است. آقای الگار با تأیید خبر کنسول انگلیس می نویسد:

[بله،] این امر نشان می دهد که لدی الاقتضاء پول پرستی و عقیده فروشی بر دین غلبه می کرده است.

در صفحه ۳۰۶، آقانجفی متّهم به احتکار اجناس جهت به دست آوردن سود شخصی می شود. آقای الگار، تلاش های آقانجفی را در جهت اغراض و منافع شخصی جلوه می دهد؛ بر همین اساس می نویسد:

محمّدتقی معروف به آقانجفی، جانانه انتقام پدر را گرفت و برای خود دستگاه قدرتی بنیاد نهاد که به اشکال [=به زحمت]از قدرت حاکم دست کمی داشت. بیش تر قدرت خود را در راه نفع شخصی به کار می برد (ص۲۵۲).

نویسنده در ادامه این داوری، مبارزه آقانجفی بر ضدّ حاکمان جور را در همین جهت توجیه می کند:

بنابراین علمای ایالات نه فقط از بی دینی شاه قاجار آگاه بودند، بلکه با افرادی نظیر او (ظل السلطان) که [حاکم] همان ایالات بودند، سروکار داشتند و همین امر به علما امکان می داد که به رغم فساد بعضی شان(۱۶) به عنوان مدافعان مذهب، دست به کار شوند (ص ۲۵۳).

خوشبینانه ترین توجیه سخنان پیشین، این است که الگار در زمان تألیف کتاب، تازه مسلمان شده بود و با فرهنگ، افکار و اجتماعات مسلمانان، چندان آشنایی نداشت؛ چرا که رباخواری میان مسلمانان، جزو بدترین اعمال، و پایگاه اجتماعی رباخواران، در صد سال قبل که مردم به مراتب متدیّن تر بودند، بسیار پایین بوده است؛ به گونه ای که اینان منفورترین اشخاص نزد عموم بودند؛ امّا از سوی دیگر، با رجوع به تاریخ، می بینیم که آقانجفی اصفهانی چنان پایگاه اجتماعی و محبوبیت مردمی عظیمی دارد که وقتی پیش از میرزای شیرازی به تحریم توتون و تنباکو فتوا می دهد، مردم اصفهان، از خرید، فروش و استعمال این مادّه خودداری می کنند.(۱۷)

درباره میزان محبوبیت وی میان مردم آمده است:

در ایامی قبل از وفات که مریض بودند، شب های جمعه دسته های زنجیرزنی به درب خانه می آمدند و محلّه های اطراف مملو از مردمی می شد که با چشمان گریان، نگران حال ایشان بودند. مردم واقعا شیفته و شیوای ایشان بودند.

پس از وفات، دسته های گوناگون از خود شهر و خارج تشکیل شد و بازارها را تعطیل کردند و با لوازم تعزیه از سینه زنی و زنجیرزنی، به اطراف منزل ایشان می آمدند. حتّی در (تاریخ اصفهان) نوشته شده دو یا سه نفر از زخم قمه خود را کشتند. روزنامه حبل المتین در تاریخ دوم شوال ۱۳۳۲ درباره عزاداری در فوت آن جناب می نویسد:

امروز که روز جمعه، شانزدهم شهر شعبان ۱۳۳۲ و ششمین روز وفات مرحوم آیت الله حاج شیخ محمد تقی نجفی اصفهانی است، در این شش روز، شهر و توابع یکپارچه ماتم است. تمام شهر را سیاه بسته، مسجد و میدان جنب آن در این چند روز از دسته زن و سینه زن و…..و نوحه گر خالی نمانده؛ به طوری عزاداری نمودند که هیچ گاه احدی مثل آن را ندیده و نشنیده بود؛ ولی سرآمد عزاداری ها، عزاداری دویست نفر از اطفال یتیم بود که آن مرحوم از آن ها پرستاری نموده بودند.(۱۸)

با این همه، نویسنده با استفاده از گفته های چند صلیبی(۱۹) (از جمله کنسول انگلیس) مطالب ناروایی را به وی نسبت داده است.

۲. آیت الله ملاّعلی کنی(۲۰)

الگار در ابتدا از وی تجلیل کرده، می نویسد: [آیت الله ملاّعلی کنی] تا زمان مرگش (۲۷ محرم ۱۳۰۶) قدرت مندترین عالم پایتخت بود و عنوان رئیس المجتهدین را یافته بود (ص ۲۴۱)؛ امّا در جملات بعدی خود می کوشد تا به گونه ای مقام معنوی و علمی او را مورد سوال قرار دهد، و در این جهت، به نقل از بنجامین مسیحی می نویسد:

امّا قدرتش منحصرا بر اساس اجتهاد نبود؛ ظاهرا با برخی از شاهزادگان قاجار علی الخصوص عباس میرزا ملک آرا برادر ناصرالدین شاه و فرهاد میرزا معتمدالدوله، مناسبات نزدیکی داشته است. … مناسباتش با دربار، بی شک در نقش او، در هیجانی که علیه امتیاز رویتر در گرفته بود، اثر گذاشت (ص ۲۴۲).

در جای دیگر می نویسد:

در پایتخت، ملاّعلی کنی، هنوز رئیس المجتهدین بود و ظاهرا با مقامات دنیوی عملاً سازش کرده بود؛ بنابراین با وساطت سیّد باقر جمارانی، ناظم العلما، همه دعاوی شرعی مربوط به حکوت از برای قضاوت، به محکمه او ارجاع می شد (ص ۲۵۱).

در این جا دو نکته اهمیّت دارد:

۱. در جمله های پیشین، دکتر خواسته با کلمه «ظاهراً» از یک طرف خودش را از انتقادهای احتمالی مصون نگاه دارد و از طرف دیگر در ذهن مخاطب بدبینی از او ایجاد نکند.

۲. جمله های پیش گفته، با عبارات دکتر در صفحه ۲۰ کتاب منافات دارد. او در آن جا می نویسد:

از آن جا که امر دادرسی معمولاً برای مجتهد درآمدی نداشت و گاه متضمّن هزینه ای هم بود، جز در هنگام ضرورت محض به آن نمی پرداختند.

نویسنده برای این که ساده زیستی او را مورد سؤال قراردهد، می نویسد: …نوعی سادگی بدوی از خود نشان می داد تا به ذهن خواننده چنین القا کند که او ساده زیست نبود؛ بلکه برای عوام فریبی، تظاهر به ساده زیستی می کرد. در ادامه می نویسد:

سالی یک بار روسپیان تهران را از شهر تبعید می کرد تا رئیس نظمیه و نایب السلطنه حاکم پایتخت، بتوانند از آن ها پول اخاذی کنند و بعد، مخفیانه به آن ها اجازه دهند که به سر کار خودشان بازگردند… (ص ۲۵۱).

از این عبارت چنین استفاده می شود که نوعی همکاری میان ملاّعلی کنی و رئیس نظمیه و حاکم پایتخت وجود داشته است.

به نقل از بنجامین مسیحی به ثروت بسیار او اشاره کرده، می نویسد: شاید تحصیل این ثروت ها در نتیجه نقشی بوده است که در قحطی ۱۲۸۸ داشته است (ص ۲۴۲و۲۴۳)

در صفحه ۲۴ به نقل از یکی دیگر از نویسندگان خارجی (atrpyet)می نویسد:

در نیمه دوم قرن نوزدهم، علمایی مانند [آیت الله] حاجی ملاّعلی کنی و [آیت الله] میرزا آقاجواد تبریزی (بزرگ) به احتکار غله دست زدند.

اتّهام احتکار به مرحوم کنی را از قول حسین خان سپهسالار(۲۱) نقل می کند و این در حالی است که مورّخان از درگیری و میرزا حسین خان سپهسالار گزارش داده اند. زمانی که سپهسالار به صدارت عظما برگزیده شد، به دنبال انعقاد قرارداد رویتر به وسیله او، آیت الله ملاّعلی کنی، در نامه ای به ناصرالدین شاه، به انتقاد از سپهسالار پرداخت:

… علامت زوال و انقراض یک سلطنت و کشور و بدبختی و اضمحلال ملّت و مردم مملکت این است که افراد نالایق و پَست به مقامات عالیه برسند و پُست های حسّاس را اشغال کنند. اشخاص لایق نمرده اند که چنین فردی بر مسند وزارت متّکی شود.(۲۲)

سرانجام، مرحوم کنی موفّق شد شاه را به عزل سپهسالار از صدارت عظما متقاعد کند. حال با توجّه به سابقه خصومت بین این دو، آیا نامه حسین خان سپهسالار به ناصرالدین شاه درباره احتکار غلّه به وسیله ملاّعلی کنی می تواند مدرک محکمی ضدّ وی باشد؟

جالب این جا است الگار، سخن اعتمادالسلطنه که شخص سپهسالار را در احتکار و ایجاد قحطی مصنوعی دخیل می داند، رد می کند که احتمالاً «اعتماد السلطنه با حسین خان سپهسالار دشمنی و خصومت داشته است» (ص ۲۴۲و۲۴۳).

۳. آیت الله میرزا جوادآقا تبریزی

پیش از آن که به نظر آقای الگار درباره وی بپردازیم، لازم است یادآور شویم که حاجی میزا جوادآقا درباره نفوذ و سلطه استعمار بر ایران اسلامی به شدّت حسّاس بود. نمونه بارز این امر، نقش چشمگیر و مؤثّری است که وی در برهم زدن بساط کمپانی رژی ایفا کرد؛ چنان که تاریخ از او با عنوان یکی از پرچمداران مهمّ نهضت تحریم یاد می کند؛(۲۳) به طوری که پیش از فسخ قرارداد رژی و حتّی قبل از آغاز به کار این کمپانی، بر اثر موضعگیری های جدّی وی قرار شد که «علی العجاله آذربایجان را از این تکلیف معاف دارند».(۲۴) با این وصف، طبیعی است که سیاستمداران استعمار، هر نوع افترایی را به وی ببندند. جناب الگار با استناد به قول همین نویسندگان غربی می نویسد:

ابوت، کنسول انگلیس در تبریز گزارش می دهد که میرزا، مدّتی توطئه ای را علیه قدرت اعلاحضرت طرح می کرده و مانعی جدّی در راه حفظ نظم عمومی بوده و در تبریز، نوعی حکومت محلیّ پدید آورده که کوشش های هیأت مرکزی را در ادامه حکومت اعلاحضرت کاملاً از میان می برد (ص ۱۵۳). [ایشان [برای ایجاد قحطی مصنوعی و کسب سود مادّی، غلّه احتکار می کرده است (ص ۲۴۳ نقل از atrpyet). آیت الله میرزا جواد تبریزی بزرگ، ثروت بی حساب اندوخته بود. بعضی ها ثروت شخصی او را تا۱۶ هزار تومان تخمین زده اند و بعضی دیگر گفته اند که دویست دهکده داشته است (ص ۲۵۳ نقل از atrpyet). بر اساس قدرت اقتصادی استواری که داشت، تهدید می کرد که تمام قدرت اداری شهر را فلج خواهد کرد. … او امیر نظام را در اوایل ۱۸۸۶ موقّتا از تبریز تبعید کرد؛ زیرا امیر نظام، ولیعهد را به پوشیدن لباس اروپایی ترغیب کرده بود (ص ۲۵۳ نقل دیولافوا). میرزا آقاجواد، تبعید شد و ابوت (کنسول انگلیس) می گوید: در عزیمت او، فقط چند تنی از لوطیان و عجوزکان ماتم گرفتند (ص ۲۵۳).

داوری در باره این مطالب و نسبت ها را به خوانندگان وامی گذاریم.

۴. آیت الله میرزای شیرازی بزرگ و مسأله تنباکو

نویسنده، درباره علّت صدور حکم تحریم تنباکو و ایستادگی و هیجان عالمان ضدّ قرارداد انحصار، چنین تحلیل می کند:

اگر قرار بود اجانب به این اندازه نفوذ پیدا کنند، دیری نمی گذشت که قلمروشان نه تنها شامل امور اقتصادی و تجاری می شد، بلکه تمام زمینه های فعّالیت روحانیان را (از قبیل امور قضایی و معارف) هم دربر می گرفت. … واگذاری امور اقتصادی ملّت به بیگانگان، وجود ایران را که عُلما آن را یک جامعه ملّی – مذهبی زیر رهبری خودشان می دانستند، به خطر می انداخت (ص ۲۹۰و۲۹۱).

الگار در واقع با وانمود کردن این امر که عالمان برای ریاست خودشان نگران بودند، به گونه ای قیام ضدّ استعماری آنان را تحریف می کند. از سوی دیگر، نویسنده می کوشد در مورد انتساب حکم تحریم به میرزای شیرازی، تردید ایجاد کند. در همین جهت می نویسد:

میرزای شیرازی در ربیع الثانی ۱۳۰۹ (دسامبر نوامبر ۱۸۹۱) به میرزا حسن آشتیانی نامه ای نوشت که به نیابت از جانب او، در مبارزه انحصار اقدام کند. در اوایل دسامبر، در تهران فتوایی صادر شد که استفاده از تنباکو… (ص ۲۹۴).

نویسنده می کوشد به گونه ای، خواننده را درباره حکم میرزای شیرازی به تردید افکند؛ زیرا از مطالب مذکور چنین به دست می آید که تاریخ صدور فتوا زمانی بود که نامه کذایی به دست آیت الله آشتیانی رسیده و بعد آیت الله آشتیانی از طرف خودش چنین فتوایی را صادر کرده است.

الگار در ادامه می نویسد:

برای آن که اثر فتوا به کمال برسد، بنا به سلیقه مردم، آن را به میرزا حسن شیرازی نسبت داده بودند؛ زیرا او تنها مرجع تقلید بود و می توانست همه مؤمنان را به اطاعت وا دارد. … در عین حال، معلوم نبود که فتوا به قلم میرزای شیرازی نوشته شده است یا دیگران به نام او نوشته اند (ص ۲۹۵).

برای آن که هم عدالت میرزای آشتیانی را مورد سؤال قرار نداده باشد و هم صدور فتوای تقلّبی به نام میرزای شیرازی را موجّه جلوه دهد، می نویسد:

شاید در میان اختیاراتی که میرزا حسن شیرازی به میرزا حسن آشتیانی در تهران داده، یکی هم صدور فتوایی به نام او در تحریم استعمال تنباکو، در موقع مناسب بوده است (ص ۲۹۶).

وی از سوی دیگر، خواننده را در منشأ فتوا به تردید وامی دارد و به نقل از یحیی دولت آبادی بابی، اصل مخالفت با امتیاز انحصار را به ناصرالدین شاه نسبت می دهد که او بعد از انعقاد قرارداد، پشیمان شده و برای این که بهانه ای برای لغو این امتیاز داشته باشد، عالمان؛ به ویژه میرزای شیرازی را تحریک کرد تا فتوایی به تحریم آن بدهند (ص ۳۰۱)، و در جای دیگر، این احتمال را مطرح می کند که

به خاطر دشمنی کامران میرزا نایب السلطنه با امین السلطان، کامران میرزا خواسته با لغو اعطای امتیاز تنباکو، ضربه شدیدی به امین السلطان وارد کند (ص ۳۰۰).

وجه مشترک هر دو احتمال، این است که میرزای شیرازی، به تحریک دربار، حکم تحریم را داده است. احتمال سومی که الگار مطرح می کند، این است که میرزای شیرازی، به سبب نامه سیّد جمال الدین اسدآبادی، چنین فتوایی صادر کرده است (ص ۲۸۲ و ۲۹۳).

هر چند مؤلّف کتاب، در ادامه به نقد موارد پیش گفته می پردازد، با توجّه به طرح این مطالب و نقد ضعیف او، در ذهن خوانندگان این شبهه ایجاد می شود که در واقع عالمان و مراجع تقلید در مقابل استعمار قیام کرده اند؛ بلکه دربار یا روشنفکران، آن ها را به این جریان ها کشانده اند؛ چنان که در فصل انتهایی کتاب، وقتی صحبت از مشروطه می شود، مؤلّف می کوشد تا ثابت کند عالمان مورد سوء استفاده روشنفکرانِ مشروطه طلب واقع شدند.

در نتیجه گیری کلّی به نظر می رسد مطالبی که نویسنده ذکر کرده، دارای نوعی تشویش و اضطراب آشکار است. از طرفی، در صفحه ۲۸۱ تصریح می کند که گزارش های عالمان مثل فال اسیری و منیرالدین و … که مرتب نزد وی [=میرزای شیرازی[ می رفتند، سبب این امر (صدور حکم) شد و از طرف دیگر می کوشد وانمود کند که اصل فتوا به وسیله میرزای آشتیانی صادر شده است، نه میرزای شیرازی، و از سوی سوم، احتمال می دهد که شاید او به تحریک دیگران، مثل ناصرالدین شاه یا کامران میرزا یا سید جمال این فتوا را صادر کرده است.

وی در تاریخ نگاری جریان انحصار تنباکو، از مهم ترین و معتبرترین اثر آن زمان، یعنی کتاب تاریخ دخانیه، اثر شیخ حسن کربلایی که هم روحانی موثّق و هم از شاهدان عینی ماجرا بوده، استفاده نکرده است؛ به همین دلیل، بسیاری از مطالب وی با مطالب شیخ حسن کربلایی منافات دارد یا مطالبی در کتاب شیخ حسن وجود دارد که اصلاً متذکّر آن ها نشده است.(۲۵)

نکته دیگری که شایان ذکر است، این که نویسنده در صفحه ۲۹۸ جمله های بسیار تند و زننده از نامه ناصرالدین شاه به میرزای آشتیانی را می آورد بدون این که به پاسخ میرزا به ناصرالدین شاه اشاره ای کند. این امر خواننده را درباره شخصیت میرزای آشتیانی به تردید می اندازد که شاید نسبت های ناصرالدین شاه درست بوده باشد.

نویسنده در نتیجه گیری از مباحث نهضت تنباکو می نویسد:

لغو امتیاز تنباکو که نفوذ روحانیان را افزایش داد، اشتهای بسیاری از علما را تیز کرد و بر آن شدند که منشأ نفوذ را به خود انحصار دهند (ص ۳۰۶).

شاید مقصود نویسنده، این باشد که تلاش و مبارزه عالمان در جریان نهضت مشروطه نه برای اسلام، خیرخواهی و عدالت طلبی؛ بلکه از باب قدرت طلبی و جلب منافع مادّی بوده است. شاید خواسته با این کلمات، به نوعی ارزش های دستگاه کلیسا (جلب

  راهنمای خرید:

  • همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
  • ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
  • در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.