خرید و دانلود فایل پاورپوینت کامل بحران فارس
خرید و دانلود فایل پاورپوینت کامل بحران فارس قیمت اصلی 224,700 تومان بود.قیمت فعلی 109,200 تومان است.
بازگشت به محصولات
📥 ترافیک اینترنت مصرفی جهت دانلود فایل‌ها در میکی بوک، به‌صورت نیم‌بها می باشد.
فقط اینقدر👇 دیگه زمان داری با تخفیف بخریش
00روز
22ساعت
14دقیقه
57ثانیه

خرید و دانلود فایل پاورپوینت کامل مجسّمه برفی (مروری بر سقوط و تبعید رضاشاه)

قیمت اصلی 224,700 تومان بود.قیمت فعلی 109,200 تومان است.

تعداد فروش: 49

فرمت فایل پاورپوینت

2 آیتم فروخته شده در 30 دقیقه
5 نفر در حال مشاهده این محصول هستند!
توضیحات

تحولی در ارائه‌ها با فایل پاورپوینت کامل مجسّمه برفی (مروری بر سقوط و تبعید رضاشاه)!

اگر به دنبال یک روش ساده اما حرفه‌ای برای ارائه‌ی مطالب خود هستید، فایل پاورپوینت کامل مجسّمه برفی (مروری بر سقوط و تبعید رضاشاه) بهترین انتخاب شما خواهد بود. فایل پاورپوینت کامل مجسّمه برفی (مروری بر سقوط و تبعید رضاشاه) از پایه بر اساس اصول طراحی مدرن ساخته شده و تضمین می‌کند که اسلایدهای شما جذاب، منظم و آماده‌ی استفاده باشند.

فایل پاورپوینت کامل مجسّمه برفی (مروری بر سقوط و تبعید رضاشاه) شامل 98 اسلاید است که با ترکیب بصری زیبا و چیدمانی حرفه‌ای، ارائه‌ی شما را به سطحی بالاتر می‌برد.

چرا باید از فایل پاورپوینت کامل مجسّمه برفی (مروری بر سقوط و تبعید رضاشاه) استفاده کنید؟

طراحی حرفه‌ای: هر اسلاید فایل پاورپوینت کامل مجسّمه برفی (مروری بر سقوط و تبعید رضاشاه) با دقت بالا تنظیم شده تا بیشترین تأثیر را روی مخاطبان بگذارد.

صرفه‌جویی در زمان: نیازی نیست ساعت‌ها وقت خود را برای طراحی پاورپوینت بگذارید، همه چیز آماده است.

استفاده‌ی آسان: بدون نیاز به ویرایش‌های پیچیده، کافی است فایل را باز کنید و ارائه دهید.

فایل پاورپوینت کامل مجسّمه برفی (مروری بر سقوط و تبعید رضاشاه) قابل استفاده در هر محیطی: چه در دانشگاه، چه در جلسات کاری، فایل پاورپوینت کامل مجسّمه برفی (مروری بر سقوط و تبعید رضاشاه) حرفه‌ای نیاز شما را کاملاً برآورده خواهد کرد.

متمایز باشید!

دیگر نگران بهم‌ریختگی یا طراحی‌های غیرحرفه‌ای نباشید. فایل پاورپوینت کامل مجسّمه برفی (مروری بر سقوط و تبعید رضاشاه) به شما این امکان را می‌دهد که بدون دغدغه روی محتوای خود تمرکز کنید و ارائه‌ای تأثیرگذار داشته باشید.

همین حالا دریافت کنید و تجربه‌ای متفاوت از ارائه‌های حرفه‌ای را داشته باشید!


بخشی از متن فایل پاورپوینت کامل مجسّمه برفی (مروری بر سقوط و تبعید رضاشاه) :

اشغال نظامی ایران و سقوط رضاشاه در شهریور ۱۳۲۰ فضای بهت انگیز عجیبی را بر جامعه ایران حاکم ساخت. مردم نمی دانستند که این دو رویداد تلخ و شیرین را چگونه برتابند؛ از اشغال سرزمین و نقض استقلال کشورشان بنالند یا بر سقوط دیکتاتوری ظالمانه رضاخانی لبخند بزنند.

به هر روی وقتی که وقایع شهریور سال ۱۳۲۰ را مرور می کنیم درمی یابیم که ریشه های اشغال ایران و همچنین سقوط رضاشاه را باید در زمینه های تاریخی آن جست و گذشته را مرور نمود. سیر رقابتها و رفاقتهای انگلیس و روس در مورد ایران و چگونگی به قدرت رسیدن رضاخان که به تدریج و با برنامه ریزی انجام گرفته بود و با حمایت کاملا شگفت انگیز دولت استعمارگر! انگلیس و حکومت بولشویکی! روسیه به پادشاهی رسیده بود بسیار حساس و قابل توجه است. مقاله زیر را در این خصوص مطالعه فرمایید.

انتظار ملت از انقلاب مشروطه در سال ۱۲۸۴ ش استقلال، آزادی و استقرار حکومتی ملی اسلامی بود که در نخستین ماه های صدور فرمان مشروطیت، گشایش مجلس شورای ملی و به ویژه گفت وگو بر سر متمم قانون اساسی به یاس و ناکامی انجامید. نزدیکی سیاستهای شوم روس و انگلیس پس از یک قرن رقابت موجب انعقاد قراردادهای ۱۲۸۶ش/۱۹۰۷ م و ۱۲۹۴ ش/۱۹۱۵ م در تقسیم ایران به مناطق نفوذ گردید که به منظور جلوگیری از حضور دیگر کشورها صورت گرفت. در جنگ بین الملل اول (۱۹۱۴۱۹۱۸) با نقض بیطرفی ایران قسمتهایی از کشور به اشغال قوای متخاصم درآمد و ایران صحنه جنگ روس، انگلیس و عثمانی شد. عدم کارایی دولتها و سقوط پی درپی آنها، ناامنی و صدمات و خسارات جنگ، نهضتهایی را در گوشه و کنار مملکت به همراه داشت تا آنجا که احتمال تجزیه کشور می رفت. سقوط رژیم روسیه تزاری که از سلاطین قاجار حمایت می کرد و جایگزینی بلشویکها که فریاد رهایی سرمی دادند؛ بر تلاش دولت انگلیس افزود تا نه تنها منطقه را در برابر خطر انقلاب شوروی حفظ کند؛ بلکه جای رقیب سابق را گرفته و همچنان امتیازات نفتی را در اختیار داشته باشد. قرارداد وثوق الدوله کاکس که ایران را زیر چتر حمایت انگلیس قرار می داد؛ در سال ۱۲۹۸ش/۱۹۱۹ م به امضا رسید و مانع ورود ایران به کنفرانس صلح ورسای گردید. استاروسلسکی، فرمانده روسی قزاق با نظر ژنرال آیرون ساید انگلیسی کنار گذاشته شد و سردار همایون، فرماندهی کل قزاق را در اختیار گرفت. موج خروشان اعتراض بر ضد قرارداد ۱۹۱۹ در داخل و خارج کشور و همچنین عدم پذیرش صریح آن از جانب احمدشاه، انگلیس را به تغییر سیاست در مورد ایران وادار ساخت. با تشکیل حکومتی قدرتمند می شد از پیشروی ارتش سرخ که تا گیلان پیش آمده بود، جلوگیری کرد، مانع رشد نهضتهای مردمی گردید و نمودار تحقق خواسته های ملت شد. مذاکرات آیرون ساید با رضاخان و سیدضیاالدین در قزوین بسیار سرنوشت ساز بود. رضاخان از مدتها قبل به وسیله اردشیرجی عامل زبردست، آگاه و صاحب اختیار دولت انگلیس، شناسایی و ارزیابی شده و تعلیمات لازم را دیده بود، از این رو، بر نامزدهای دیگر پیشی گرفت و مجری کودتای سوم اسفند ۱۲۹۹ شد.

رضاخان میرپنج فرزند عباسقلی خان سوادکوهی معروف به داداش بیک در سال ۱۲۵۶ش در روستای آلاشت متولد شد. در سن ۲۲ سالگی به نیروی قزاق پیوست و در مدت ۲۰ سال، مراحل نظامی را تا فرماندهی هنگ قزاقخانه همدان (آتریاد) طی کرد. آنگاه، چنین تصمیم گرفته شد که بر اریکه قدرت تکیه زند. به احمدشاه جوان آخرین شاه سلسله قاجار هم اطمینان خاطر داده شد که هیچ خطری از جانب کودتا او را تهدید نمی کند و در عین حال، وادار گردید تا فرمان نخست وزیری سیدضیاالدین را امضا کرده و عنوان سردار سپه را به رضاخان اعطا نماید.

در پی کودتای نیمه شب دوشنبه سوم اسفندماه، پایتخت را اشغال کردند و کودتاگران توانستند با ایجاد سر و صدا، تیراندازیهای بی مورد و زد و خوردهای نه چندان جدی، مردم را وحشتزده و مضطرب نمایند. فردای آن روز، جمع زیادی از رجال و دولتمردان گذشته را بازداشت کردند و اقداماتی در جهت جلب نظر مردم انجام دادند.

سیدضیاالدین طباطبایی به منظور عوام فریبی و کسب وجاهت سیاسی، قرارداد ۱۹۱۹ را که به همت دلیر مردانی همچون آیت الله مدرس کارایی خود را در عمل از دست داده بود؛ لغو کرد و انگلستان نیز برای اغفال مردم ایران، لغو قرارداد را با خشنودی کامل پذیرفت تا کابینه مورد نظر، کابینه ای ملی و ضدانگلیسی جلوه کند.

عهدنامه مودت ایران و شوروی که متضمن انصراف از امتیازات تزارها در ایران بود، در تاریخ ۱۷ اسفند ۱۲۹۹ امضا گردید. اندکی بعد سردار سپه به جای مسعود کیهان، وزیر جنگ شد و سیدضیا را در مبارزه قدرت به تبعید فرستاد. رضاخان تا ۲۶ خرداد ۱۳۰۲ ش با حضور در کابینه های قوام، مشیرالدوله و مستوفی الممالک با عنوان وزیر جنگ تصمیم گیرنده اصلی بود. وی با ادغام دیویزیون قزاق، ژاندارمری دولتی، بریگاد مرکزی و دیگر قوای پراکنده نظامی مثل پلیس جنوب (

SPR

) ارتش متحدی را بنیان نهاد که تنها مجری دستورهای وزیر جنگ باشد. در همین زمان هم به پاره ای از نهضتها از جمله نهضت جنگل و قیام کلنل پسیان پایان داده شد.

نهضت جنگل بر پایه ظلم ستیزی و آرمان خواهی و تفکر دینی توسط میرزا کوچک جنگلی در شمال کشور شکل گرفت و در مقطع کوتاهی توانست در برابر قوای بیگانه روس و انگلیس ایستادگی کند. پس از پیروزی بلشویکها و سرنگونی حکومت تزاری، در روسیه اگرچه این نهضت در مقطع بسیار کوتاهی مورد حمایت بلشویکها قرار گرفت؛ اما با چرخش سیاست خارجی شوروی در هشتمین کنگره حزب کمونیست، مبنی بر اعلام سیاست سازش با دولتها و انصراف از سیاست حمایت انقلاب جهانی، میرزا کوچک جنگلی نیز قربانی توافقات بین المللی شد و قوای رضاخان توانست باقیمانده نیروهای او را متلاشی کند. سردار سپه در خرداد ۱۳۰۲ فرمان نخست وزیری را از احمدشاه گرفت و موجبات سفر سوم او را به اروپا فراهم ساخت (۱۰ آبان ۱۳۰۲) قتل ماژور ایمبری کنسول ایالات متحده امریکا در ایران تا مدتی علاقه این کشور را به حضور در منطقه کمرنگ کرد و بهانه ای به دست سردار سپه داد تا در تیرماه ۱۳۰۳ حکومت نظامی برقرار کند.

استیضاح اقلیت مجلس که روند فعالیت نخست وزیر را برخلاف اصول قانون اساسی مشروطیت می دانست، به جای برکناری رضاخان، به تضعیف مجلس انجامید و رضاخان با حمایت همان اقلیت، در تاریخ ۱۴ بهمن ۱۳۰۳ فرماندهی کل قوا را هم به عهده گرفت و در پی سرکوب سرکشانی چون سیمیتقو و برکناری شیخ خزعل از مسند قدرت در خوزستان نفت خیز، خود را قهرمان ملی جلوه داد که نه تنها مخالفان داخلی خلع سلاح شوند؛ بلکه شورویها نیز اغفال گردند. رضاخان برای تصاحب قدرت بیشتر به فکر تغییر رژیم و احراز مقام ریاست جمهوری افتاد؛ زیرا نه میل قدرت طلبی او با تصدی پست نخست وزیری ارضا می شد و نه استعمار انگلستان، این هدف محدود را در ایران دنبال می کرد. رضاخان و انگلیسیها، هر دو در اندیشه تغییر سلطنت در ایران بودند، از آنجا که، در ابتدای نخست وزیری رضاخان طرح تغییر سلطنت از قاجاریه به پهلوی ممکن نبود و مقاومت جدی جامعه را به دنبال داشت؛ بنابراین، برای آماده کردن افکار عمومی شعار جمهوری مطرح گردید؛ زیرا مقارن همین ایام در ترکیه نیز رژیم امپراتوری منحل و نظام جمهوری مستقر شده بود. این امر، بهانه خوبی به دست طرفداران رضاخان داد تا تبلیغات وسیعی به راه بیندازند و خواهان استقرار نظام مشابهی در ایران شوند. وجود مجلس، بهترین راه برای این تغییر بود که می توانست چنین اقدامی را قانونی جلوه دهد. این جریان در آغاز انتخابات مجلس پنجم شکل گرفت که سردار سپه با قدرت قشون و وزارت داخله با مجلس، شورایی آراسته ترتیب داده بودند.

اگرچه، در انتخابات این دوره اقلیتی چون مدرس، مصدق، ملک الشعرای بهار، حایری زاده و نظایر آنها به مجلس راه یافتند؛ اما از ولایات، دست نشاندگان رضاخان و امیران لشگرها بر دیگران پیشی گرفتند و در برابر دو حزب اصلاح طلبان و سوسیالیستها، حزب دیگری به نام دمکرات مستقل تشکیل دادند که پس از چندی با نام حزب تجدد فعالیت گسترده ای را آغاز کرد.

حزب جدید قصد داشت، به محض آمادگی مجلس و پیش از تصویب اعتبارنامه های اقلیت، لایحه جمهوریت را به مجلس آورده و به تصویب برساند و چنانچه با مخالفت اقلیت روبرو گردید، اعتبارنامه افراد مخالف را رد کند.

طرفداران رضاخان (با نام فراکسیون تجدد) و مخالفان وی به رهبری مرحوم مدرس (با نام اقلیت) مدتی در کشمکشهای مجلس قرار گرفتند و در این گفت وگوها، به خوبی ارتباط کودتا با قرارداد ۱۹۱۹ م رابطه غوغای جدید جمهوریخواهی با کودتا و نقش افراد فعال آن آشکار شد و واکنش هایی را در مجلس و جامعه پدید آورد.

از آنجا که مدرس می دانست، رضاخان با اِعمال نفوذ و تقلب در انتخابات، موفق شده، عده ای از طرفداران خود را به عنوان نماینده به مجلس بفرستد، تصمیم گرفت تا با اعتراض به اعتبارنامه آنان، با حضورشان در مجلس مخالفت کند.

اعتراضات مدرس و نطقهای افشاگرانه او تاثیر خود را گذاشت و مجلس، اعتبارنامه چند تن از نمایندگان را رد کرد. افشاگریهای مدرس، نمایندگان موافق را چنان خشمگین ساخت که در یکی از روزها، به هنگام تنفس، احیاالسلطنه (حسین بهرامی) سیلی محکمی به گوش مدرس بزند. این عمل، مردم را به مقابله با جمهوری رضاخانی واداشت و بسیاری از تلاشهای طرفداران رضاخان بی اثر شد. به دنبال تظاهرات مردم در میدان بهارستان که در حمایت از مدرس و اعتراض به قشون کشیهای رضاخان و برخورد با مردم صورت گرفت، برخوردی بین موتمن الملک رییس مجلس و رضاخان پیش آمد که به معذرت خواهی سردار سپه و آزادی زندانیان انجامید. سردار سپه از پیشبرد نقشه جمهوری به دلیل مخالفت روحانیت مایوس شده بود، بر آن گردید تا با طرح مساله سلطنت، یکه تاز میدان سیاست شود.

او با اجرای برنامه ارسال تلگرافها، طومارها و نامه ها از ولایات در مخالفت با سلطنت قاجاریه و احمدشاه که به تحریک فرماندهان ارتش و حاکمان و والیان مطیع خود صورت می داد؛ شرایطی پدید آورد(۱) که مجلس دوره پنجم در جلسه ۹ آبان ۱۳۰۴ ماده واحده ای با اکثریت ۸۰ رای از ۸۵ نماینده حاضر در مجلس به تصویب رساند.(۲) مضمون این ماده واحده چنین بود: «مجلس شورای ملی به نام سعادت ملت، انقراض سلطنت قاجاریه را اعلام نموده و حکومت موقتی را در حدود قانون اساسی و قوانین موضوعه مملکتی به شخص آقای رضاخان پهلوی واگذار می نماید، تعیین تکلیف حکومت قطعی موکول به نظر مجلس موسسان است که با تغییر اصول ۳۶، ۳۷، ۳۸ و۴۰ متمم قانون اساسی تشکیل می شود.» ده روز پس از خلع احمدشاه، سفیر انگلستان نزد رضاخان رفت و در یادداشتی از سوی دولت انگلستان حکومت وی را به رسمیت شناخت. فردای همان روز نیز سفیر شوروی به رسمیت شناختن حکومت او توسط دولت متبوعش اعلام کرد. مجلس موسسان در ۵ آذر ۱۳۰۴ با ریاست میرزا صادق خان مستشارالدوله تشکیل شد و در ۵ جلسه با تغییر اصول یاد شده، رضاخان را به سلطنت برگزید و سلطنت را در خاندان وی موروثی اعلام کرد. شاه جدید در تاریخ ۴ اردیبهشت ۱۳۰۵ تاجگذاری نمود.

برخورد زمامداران روسیه با رضاخان براساس تحلیل مارکسیستی آنان از پایگاه اجتماعی وی استوار بود. آنان، رضاخان را به عنوان عامل توانمندی بورژوازی ملی در برابر فئودالیسم پوسیده سنتی، تلقی می کردند و معتقد بودند که او می تواند ایران را از حالت نیمه فئودالی خارج نموده و با ملاکین و زمینداران بزرگ و روحانیان مبارزه کند. از این رو، به حمایت از او برخاستند. براساس همین تحلیل، نمایندگان سوسیالیست مجلس پنجم که همواره از روسها پیروی می کردند؛ با حمایت از رضاخان به اهداف انگلستان در ایران کمک نمودند. سلیمان میرزا و پانزده نفر از نمایندگان چپ در طرح تغییر سلطنت به پادشاهی رضاخان رای مثبت دادند و به این ترتیب، در ایجاد دیکتاتوری پهلوی سهیم شدند.

رضاخان با تظاهر شدید به رعایت مذهب، پذیرش نظرات روحانیان، اظهار علاقه مندی به احکام دین و حمایت بخشی از روحانیان که سقوط سلطنت قاجار و استقرار نظم جدید را به نفع جامعه می دانستند، به قدرت رسیده بود؛ اما، از آغاز سلطنت خود، سیاستی متفاوت در پیش گرفت؛ چنان که مقارن دوره ششم مجلس، در مساله نظام و روحانیت روشی مخالفت آمیز پیشه کرد و این روش، اجتماع علمای معترض را در قم به دنبال داشت. پشت کردن به قوانین مشروطیت و آزادیخواهی و مخالفت با جریانهای اصیل مردمی و همسو با مذهب، سر به نیست کردن رهبران مردم و رجال کشور، اندیشه گران و مبارزانی را که در آغاز، تصور در ایجاد امنیت و ثبات توسط رضاخان را در ایران داشتند، به مرور در زمره مخالفان وی درآورد.

تبدیل محضرهای شرعی به دفترخانه های رسمی، روحانیون را از امور جاری باز داشت، تفکیک دین از سیاست به صورت یک اصل در آمد و موقوفات در اختیار دولت قرار گرفت.

در مساله تغییر لباس، کشف حجاب و اسلام زدایی تا آنجا پیش رفت که در سال ۱۳۱۴ فاجعه مسجد گوهرشاد و کشتار عمومی پیش آمد. وی ماموران ویژه ای در کوچه ها و خیابانهای شهر گماشت تا چادر را به زور از سر زنان بکشند، رضاخان برای تضعیف روحانیان دستور داد که آنان نیز لباس مخصوص خود را کنار بگذارند و از دخالت در امور اجتماعی پرهیز کنند، عزاداری سیدالشهدا قدغن شد و انجام بسیاری از آداب مذهبی ممنوع گردید. مساجد، تکایا، حسینیه ها و اوقاف به حال تعطیل درآمد و این روند تا پایان سلطنت وی ادامه داشت.

مجلس شورای ملی از دوره ششم تا دوازدهم با نظم خاصی تداوم یافت و به مرکز منتخبین رضاخان مبدل شد که مصوبات آنها براساس خواسته شاه بود. آخرین اقلیت مجلس مربوط به دوره هفتم است. از دوره هفتم به بعد، انتخابات تمام نقاط کشور با دخالت دولت انجام گرفت. هر دولت با اراده رضاخان تشکیل می شد، با اشاره او هم ساقط می گردید. محمدعلی فروغی، میرزا حسن خان مستوفی الممالک، مهدی قلی خان هدایت، محمودجم، احمد متین دفتری و رجبعلی منصور در دوران سلطنت او به ترتیب مامور تشکیل کابینه شدند. نظمیه رضاخان با ریاست سرهنگ محمد درگاهی آغاز به کار کرد و بعد از محمدصادق خان کرهال، محمدحسین آیرم عهده دار این سمت بود. او سالها با اختیارات فراوان و خشونت و قساوت بسیار نظارت عمومی را به عهده داشت تا نظام دیکتاتوری مستقر متزلزل نگردد؛ تا آن جا که اجازه نظمیه برای مسافرت از شهری به شهر دیگر، لازم بود. در اجرای سیاستهای مستبدانه شاه بسیاری از مخالفان و حتی موافقانی که رضاخان را در رسیدن به قدرت یاری کردند مانند نصرت الدوله، تیمور تاش، سردار اسعد، اسدی و درگاهی نابود شدند. مطبوعات، زیر قیچی خبری شدیدی قرار گرفتند و یکی پس از دیگری تعطیل شده و مدیران آنها به مجازات رسیدند. تنها جرایدی باقی ماندند که از پهلوی تجلیل می نمودند. از سال ۱۳۱۰ و با تغییر قانون اساسی، وزیر دادگستری در نقل و انتقال قضات مجاز گردید و در نتیجه، قوه قضاییه نیز در اختیار دیکتاتوری رضاخانی قرار گرفت.

انگلیس که با دارسی در سال ۱۹۰

  راهنمای خرید:

  • همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
  • ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
  • در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.