خرید و دانلود فایل پاورپوینت کامل جایگاه عصمت در اندیشه سیاسی بوعلی سینا
خرید و دانلود فایل پاورپوینت کامل جایگاه عصمت در اندیشه سیاسی بوعلی سینا قیمت اصلی 224,700 تومان بود.قیمت فعلی 109,200 تومان است.
بازگشت به محصولات
خرید و دانلود فایل پاورپوینت کامل نارسایی قرائت اخلاقی «رالز» از لیبرالیسم
خرید و دانلود فایل پاورپوینت کامل نارسایی قرائت اخلاقی «رالز» از لیبرالیسم قیمت اصلی 224,700 تومان بود.قیمت فعلی 109,200 تومان است.
📥 ترافیک اینترنت مصرفی جهت دانلود فایل‌ها در میکی بوک، به‌صورت نیم‌بها می باشد.
فقط اینقدر👇 دیگه زمان داری با تخفیف بخریش
00روز
21ساعت
25دقیقه
43ثانیه

خرید و دانلود فایل پاورپوینت کامل ثبات یا تغیّر اصول اخلاقی و سیاسی

قیمت اصلی 224,700 تومان بود.قیمت فعلی 109,200 تومان است.

تعداد فروش: 62

فرمت فایل پاورپوینت

2 آیتم فروخته شده در 30 دقیقه
3 نفر در حال مشاهده این محصول هستند!
توضیحات

فایل فایل پاورپوینت کامل ثبات یا تغیّر اصول اخلاقی و سیاسی شامل 114 اسلاید آماده است که می‌تواند محتوای شما را به شکلی حرفه‌ای، منسجم و چشم‌نواز به مخاطبان منتقل کند.

برتری‌های فایل فایل پاورپوینت کامل ثبات یا تغیّر اصول اخلاقی و سیاسی در یک نگاه:

طراحی منحصربه‌فرد
فایل پاورپوینت کامل ثبات یا تغیّر اصول اخلاقی و سیاسی با بهره‌گیری از اصول زیبایی‌شناسی و ترکیب رنگ‌های مناسب، ظاهری مدرن و رسمی به ارائه شما می‌دهد.
راه‌اندازی فوری
فایل فایل پاورپوینت کامل ثبات یا تغیّر اصول اخلاقی و سیاسی نیازی به تنظیمات اضافی ندارد؛ کافیست آن را باز کنید و مستقیماً استفاده کنید.
وضوح عالی
اسلایدها به گونه‌ای طراحی شده‌اند که در هر دستگاه یا ویدیو پروژکتور، با بهترین کیفیت نمایش داده شوند.

همه چیز از قبل آماده است: در فایل فایل پاورپوینت کامل ثبات یا تغیّر اصول اخلاقی و سیاسی هیچ موردی ناتمام یا نیازمند ویرایش نخواهید یافت. همه چیز با دقت نهایی‌شده و تست‌شده ارائه می‌شود.

توصیه مهم: نسخه‌هایی که تحت عنوان فایل پاورپوینت کامل ثبات یا تغیّر اصول اخلاقی و سیاسی اما خارج از منبع رسمی منتشر می‌شوند، ممکن است از کیفیت لازم برخوردار نباشند.

همین حالا فایل را تهیه کرده و سطح جدیدی از ارائه را تجربه کنید!


بخشی از متن فایل پاورپوینت کامل ثبات یا تغیّر اصول اخلاقی و سیاسی :

تاریخ دریافت: ۱۰/ ۶/ ۸۳ تاریخ تأیید: ۱۷/ ۶/ ۸۳
مسئله ثبات یا تغیّر گزاره های اخلاقی سیاسی در علوم مختلفی هم چون فلسفه، اصول فقه، کلام و… از منظرهای متفاوتی بحث و بررسی شده است. در این مقاله تلاش شده ضمن بررسی منابع گزاره های اخلاقی سیاسی (حکمت عملی)، مفاهیمی هم چون عقل عملی، مشهورات، سیره عقلا و رابطه «باید با هست» مورد کنکاش قرار گیرد تا زمینه مناسبی برای تقریب ذهن به مسئله ثبات یا تغیّر این گزاره ها فراهم گردد. در نهایت، گزاره های اخلاقی سیاسی به گزاره هایی که ناشی از سیره عقلا و حکم عقل است، تقسیم شده است که قسم نخست، خاص و نسبی و قسم دوم، عام و جهانْ شمول تلقی شده اند.
واژه های کلیدی: نسبیت اخلاق، عقل عملی، حکمت عملی، مشهورات و سیره عقلا.

مقدمه

بررسی ثبات یا تغیّر گزاره های اخلاقی و سیاسی یکی از مهم ترین مشغله های علوم اسلامی انسانی است. این موضوع در علوم مختلفی مورد بررسی قرار گرفته است: در مباحث مختلف فلسفی، از جمله در بحث عقل عملی؛ در اصول فقه، بحث مستقلات عقلیه؛ در کلام، بحث حسن و قبح عقلی و نیز در علم تفسیر، ذیل آیاتی از قرآن که درباره عقل و اخلاق می باشند. آیا گزاره های اخلاقی (و به طور عام حکمت عملی) مطلق و جهان شمول اند یا نسبی و خاص می باشند؟ جایگاه اخلاق و سیاست از این لحاظ چیست؟
در پاسخ به این سؤال ها دو دیدگاه متمایز وجود دارد: متفکران در یک دیدگاه بر اطلاق و عمومیت، و در دیدگاه دیگر بر نسبی بودن گزاره های اخلاقی نظر دارند. در نوشته حاضر با هدف پاسخ به چنین پرسش هایی، ابتدا به بررسی جایگاه و اهمیت اخلاق و رابطه آن با سیاست می پردازیم و سپس اطلاق یا نسبیت گزاره های اخلاقی و سیاسی را با کنکاشی در مفهوم عقل عملی بررسی می نماییم.
واژه «اخلاق» در لغت جمع «خُلق» و «خُلُقْ» است که هر دو کلمه دارای یک معنا می باشند.۱ خُلق برخلاف «خَلق» که به معنای شکل و صفات ظاهری انسان است، به معنای صفات درونی فرد می باشد. احمد مسکویه می نویسد:
خُلق همان حالت نفسانی است که انسان را به انجام کارهایی دعوت می کند (باعث انجام عمل می شود)، بدون آن که نیازی به تفکر و اندیشه داشته باشد و خود بر دو بخش است: بخش اول، حالت و خویی است که طبیعی انسان است و از اصل مزاج اوست و بخش دوم، حالتی که از روی عادت حاصل شده و قابلیت اکتساب را دارا است.۲
علمی که به بررسی حالت نفسانی انسان می پردازد و از ملکات و صفات خوب و بد و آثار آن سخن می گوید، علم اخلاق نامیده می شود.

اهمیت اخلاق

از منظری عام، اخلاق در فرهنگ و اندیشه بشری به میزانی اهمیت دارد که کمتر اندیشه یا فلسفه ای را می توان یافت که به مسایل اخلاقی نپرداخته باشد. افلاطون سیاست را جزئی از اخلاقیات شمرده است.۳ ارسطو اخلاق را غایت سیاست، و هدف دولت را تحقق زندگی خوب دانسته است.۴ کانت درباره اخلاق مباحث مفصل و دقیقی دارد. وی سیاست را تحت موضوع اخلاق در حوزه عقل عملی قرار می دهد (تقسیم بندی کانت در این مورد بر خلاف تقسیم کلاسیک یونانی است. در دیدگاه یونانیان، حکمت عملی به سه عرصه اخلاق، تدبیر منزل و سیاست تقسیم می شود، حال آن که کانت حکمت عملی را منحصر در اخلاق کرده، سیاست را تحت اخلاق قرار می دهد که خود دارای نتایج بسیار مهمی است).۵ ماکیاولی بر جدایی سیاست از اخلاق نظر دارد و سیاست مداران را به رعایت اصول اخلاقی ملزم نمی کند.۶ متفکران معاصر از جمله فلاسفه پُست مدرن نیز بخش عمده ای از آثار خود را به نقد اخلاق و سیاست مدرن و نفی عقل واحد در این حوزه تخصیص داده اند.۷
اهمیت اخلاق در اندیشه اسلامی به اندازه ای است که آیات فراوانی به آن اختصاص داده شده و بسیاری از روایات منقول از پیامبر صلی الله علیه و آله و سایر معصومین علیهم السلام درباره اخلاق و مسایل اخلاقی است. بر اساس آموزه های اسلامی، هدف از بعثت انبیا اشاعه مکارم اخلاقی می باشد. پیامبر اسلام(ص) هدف از رسالت خود را تکمیل مکارم اخلاقی بیان می کند: «بُعثت لاتمم مکارم الاخلاق.» و یا در روایت دیگری می فرماید: «علیکم بمکارم الاخلاق ربّی بعثنی بها».۸
با بررسی آیات و روایات مشخص می شود که فلسفه انجام عبادات، ایجاد فضایل اخلاقی در افراد و جامعه است؛ برای مثال، وجوب پرداخت انفاقات مالی برای از بین بردن بخل و ایجاد سخاوت در مردم ذکر شده است: «پس تا می توانید تقوای الهی پیشه کنید و گوش دهید و اطاعت نمایید و کسانی که از بخل و حرص خویشتن مصون بمانند، رستگاران اند»،۹ هم چنین فلسفه نماز پرهیز از صفات زشت، و آراسته شدن به صفات نیک ذکر شده است: «اِنّ الصلاه تنهی عن الفحشاءِ و المنکر»،۱۰ حج نیز بر مسلمانان برای ایجاد روحیه عطوفت و مهربانی، تحمل سختی ها، همدردی با دیگران و پرهیز از جدال واجب شده است: «حج در ماه های معینی است و کسانی که [با بستن احرام و شروع به مناسک حج] حج را بر خود فرض کرده اند، [باید بدانند که] در حج آمیزش جنسی زنان و گناه و جدال نیست و آنچه از کارهای نیک انجام دهید خدا آن را می داند، و زاد و توشه تهیه کنید که بهترین زاد و توشه پرهیزکاری است و از من بپرهیزید ای خردمندان»،۱۱ هم چنین روزه برای به دست آوردن پرهیزگاری، دوری جستن از کارهای زشت و آراسته شدن به کارهای نیک واجب شده است.۱۲ امر به معروف و نهی از منکر که از مهم ترین فرایض دینی است، پشتوانه ای استوار در ایجاد زمینه اخلاق نیک و براندازی صفات زشت می باشد.

جایگاه اخلاق و سیاست

برای تقریب ذهن به جایگاه اخلاق و سیاست، ضروری است مسئله تبعیت اخلاق از سیاست و یا برعکس تبعیت سیاست از اخلاق مورد بررسی قرار گیرد. در این باره دیدگاه های متفاوتی وجود دارد: دیدگاهی، سیاست را محصور بر اخلاق تلقی کرده و دیدگاه دیگر، اخلاق را تابع سیاست دانسته است. کمونیست ها اخلاق را تابع سیاست، و حاصل مبارزه طبقاتی پرولتاریا قلمداد کرده اند.۱۳ بنابراین، در این جا تذکر دو نکته لازم است که عبارت اند از:
۱ اخلاق و سیاست با یکدیگر رابطه دارند که این رابطه از چهار حالت تباین، تساوی، عام و خاص مطلق و عام و خاص من وجه خارج نیست. رابطه این دو، عموم و خصوص مطلق می باشد؛ به این معنا که اخلاق عام، و سیاست بخشی از آن است. با توجه به تعریفی که از اخلاق بیان شد، اخلاق در دو عرصه فردی و اجتماعی قرار دارد. سیاست با اخلاق اجتماعی ارتباط دارد، زیرا سیاست اداره اجتماعی ای است که بر اساس اخلاق اجتماعی صورت می پذیرد، بنابراین نسبت بین آنها تباین، تساوی و عموم و خصوص من وجه نمی باشد، زیرا سیاست مطلوب بدون اخلاق قابل تصور نیست و هر سیاستی، اخلاق خاص خود را دارد.
۲ اخلاق مقدمه سیاست است؛ به این معنا که کارگزاران سیاسی قبل از ورود به سیاست، باید شرایط اخلاقی لازم را کسب کنند و تنها افرادی حق ورود به عرصه سیاست را دارند که از نظر اخلاقی شایستگی لازم را به دست آورند. از طرف دیگر، اخلاق غایت سیاست است؛ به این معنا که هدف از سیاست و تشکیل نظام سیاسی، ایجاد و گسترش فضایل و مکارم اخلاقی در افراد و جامعه است. نتیجه، آن که اخلاق هم مقدمه سیاست، و هم غایت آن است.
با توجه به نکاتی که بیان شد می توان گفت: هر نتیجه ای که در مورد اخلاق و گزاره های اخلاقی حاصل شود، در مورد سیاست نیز معتبر خواهد بود.

منابع و نسبیت اخلاقی

ادله ای که در استنباط مسایل فقهی کاربرد دارند، در استنباط گزاره های اخلاقی و سیاسی نیز به کار برده می شوند. هم چنان که روش استدلال در فقه با استفاده از منابع چهارگانه کتاب، سنت، عقل و اجماع است، اصول فقه در اخلاق نیز همین نقش را ایفا می کند. از یک منظر، اصول فقه به دو بخش تقسیم می شود: بخشی از آن مربوط به ظاهر الفاظ است؛ مثل مباحث حجیت ظاهر، بحث مطلق و مقیّد که این گونه مباحث به منظور کشف امور اخلاقی و سیاسی از قرآن و سنت است که مبنای اخلاق و سیاست نقلی اند، می باشد و بخش دوم، اصول فقه امور عقلی همانند حسن و قبح است که زیر بنای اخلاق و سیاست عقلی اند.
برای تشخیص عقلی یا نقلی (شرعی) بودن گزاره های استنباط شده باید دید که آیا خوب و بدی فعل جدای از شرع (متون مقدس) مشخص است یا نه؟ یا آن که صرفا از ناحیه شارع وضع شده اند؟ اگر خوبی و بدی فعل با صرف نظر از شرع ثابت باشد، از ناحیه عقل و عقلاست.
امّا برای تشخیص عقلی یا عقلایی بودن حکم، باید بررسی شود که آیا تمام عقلای بشر در هر زمان و مکانی خوبی و بدی آن را درک می کنند که در این صورت، عقلی است، اما اگر برخی از عقلا (در زمان و مکان خاص) آن را پذیرفته و برخی دیگر آن را قبول نداشته باشند، عقلایی است و عمومیت ندارد. به همین دلیل شاهدیم که بخش بزرگی از گزاره های اخلاقی و سیاسی به سبب این که با توجه به سیره عقلا و عرف هر منطقه و شرایط زمانی و مکانی خاص تعیین می شود، و جوامع مختلف تفاوت های زیادی با هم دارند و همین تفاوت ها موجب شده که برخی از متفکران به نسبیت و خاص بودن این گزاره ها نظر داشته باشند. برای درک بهتر و بیشتر موضوع، در این جا بر مفهوم عقل و عقلا و تفاوت این دو در ایجاد گزاره های اخلاقی و سیاسی با بررسی مفهوم عقل عملی که قوه تمییز این دو می باشد، خواهیم پرداخت، زیرا پاسخی به سؤال اطلاق یا نسبیت خواهد بود؛ به این معنا که اگر عقلی باشد مطلق و عام، و اگر عقلایی باشد خاص و نسبی است.
متفکران مسلمان با تقسیم فلسفه به نظری و عملی، حکمت را در حوزه عملی مشتمل بر اخلاق، سیاست و تدبیر منزل قرار داده اند. از آن جا که علم اخلاق و سیاست جزء علوم عملی محسوب شده و احکام این حوزه احکامی عملی می باشند، هر گونه تحلیل از ماهیت ادراکات عملی و ثبات یا تغییر آنها، بازتاب مستقیمی در مباحث کلی مربوط به این علوم خواهد داشت.۱۴

مفهوم عقل عملی

ارسطو در کتاب «اخلاق نیکو ماخوس» از عقلی نام می برد که با امور تغییرپذیر و جزئی سرو کار دارد و با عمل و زندگی روزمره پیوند خورده است:
آیا خاصه انسان، حیات حسی است؟… یک نوع حیات عملی مبتنی بر جنبه عقلانی که این جنبه عقلانی دو وجه دارد: اوّل، جزئی که تحت فرمان عقل قرار دارد و دیگری، جزئی که شامل عقل و ممارست در تفکر است. اصطلاح «حیات عقلانی» هم دو معنا دارد و ما باید به آن تکیه کنیم که «عمل و تمرین» در آن ملحوظ باشد؛ یعنی فعالیت عقلانی در جهت کمال، زیرا این مفهوم است… انسان را وظیفه خاصی است و آن عبارت است از: عمل و فعالیتی که نفس بر وفق عقل انجام می دهد.۱۵
فارابی در معانی شش گانه ای که از عقل بیان می کند، یکی از آن را عقل تجربی می نامد و در این مورد می نویسد: «چهارم، آنچه ارسطو در مقاله ششم کتاب اخلاق ذکر می کند و آن، عقل تجربی است».۱۶ گادامر در توضیح هرمنوتیک فلسفی خود، آن را به فلسفه عملی ارسطو شبیه دانسته، می نویسد:
ارسطو برخلاف افلاطون، قائل به تمایز عقل نظری و عملی بوده است. ارسطو در این مورد اصطلاح پراکسیس را به کار برده که کنش اخلاقی است و در رابطه با خود عمل است؛ یعنی تفکر با مسایل عملی پیوند می خورد و به آن محدود می شود و قابل انتزاع نیستند. در حالی که افلاطون در یکی کردن فضیلت و معرفت «آرته ولوگوس» تأکید داشته است، ارسطو عقل نظری و عملی را از هم جدا کرده است و حکمت عملی را با امور خاص و تغییرپذیر، و حکمت نظری را با مسایل عام و جاودانه و ثابت متمایز می کرد.۱۷

مفهوم عقل

عقل در لغت به معنای حبس و نگهداری است و در مورد بستن پای شتر به کار رفته است.۱۸ فارابی در مورد معنای لغوی عقل در رساله «من الاسئله اللامعه والاجوبه الجامعه» می نویسد:
اهل لغت گفته اند که عقل یعنی حبس، و عاقل به کسی گفته می شود که اشیا را در جایش نگهداری کرده و آن را قرار می دهد. گفته می شود: «عقل لسانه»؛ یعنی زبانش را از گفتن باز داشت و آن را از آنچه دوست نداشت، نگهداری می کرد.۱۹
بنابراین، داشتن عقلْ انسان را از ارتکاب زشتی ها و اعمال ناپسند باز می دارد، زیرا عقل به معنای قید و بند است و اگر در معانی دیگری همانند قوه ادراک کلیات و موارد مشابه به کار رود باز معنای لغوی را در خود حفظ کرده است. فارابی قوای پنج گانه انسان را چنین بر می شمارد: ۱ قوه غاذیه: قوه ای که هضم غذا و نمو را برعهده دارد؛ ۲ قوه حاسه: انسان با حواس پنجگانه دارای درک محسوس و لذت دایم است؛ ۳ قوه نزوعیه: منشأ تکوین اراده می باشد؛ ۴ قوه متخیله: واسط بین قوای حاسه و ناطقه است و ۵ قوه ناطقه: قوه ای است که انسان به وسیله آن تعقل می کند و به تفکر می پردازد، علوم و صناعات را کسب می کند و بین کارهای خوب و بد تمییز می دهد. قوه ناطقه رئیس قوای بدن است و سایر قوا در خدمت این قوه اند. این قوه به نظری و عملی تقسیم می شود. قوه ناطقه نظری، نیرویی است که انسان به وسیله آن به درک دانش هایی که مورد عمل واقع نمی شوند، نایل می گردد. این قوه، اعلای قوای نفس بوده و مخدوم هیچ قوه ای نیست و شأن آن، تصرف در کلیّات و معقولات می باشد؛ یعنی اموری که برتر از زندگی روزمره انسان است و با کلیات هستی آمیخته و نظری محض می باشد. قوه ناطقه عملی، نیرویی است که انسان با استناد به اراده اش به اموری که مورد عمل واقع می شوند، معرفت حاصل می کند و دارای دو بخش مهنیه (صناعی و هنری) و مرویه است. با مهنیه، مهارت ها و هنرها کسب می شود و با مرویه، به امکان پذیری و چگونگی انجام کار پاسخ داده می شود.۲۰ فارابی در کتاب «اندیشه های اهل مدینه فاضله»، فصلی را به واحد بودن نفس انسانی اختصاص داده و در این باره می نویسد:
همه قوای نفس در حقیقت یکی هستند، به این صورت که قوای نفس برای مادون خود صورت اند و برای مافوق خود مادّه، بنابراین قوه ناطقه که بالاترین قوا در مراتب قوای نفس است، صورت همه قوا می شود و همه قوای نفس، مظاهر مختلف نفس انسان می باشند.۲۱
آن گونه که از آثار فارابی در مورد نفس واحد انسانی برداشت می شود، وی قوه ناطقه انسانی را واحد دانسته است که به اعتبار نوع ادراکات، گاه نظری و گاه عملی نامیده می شود. در دیدگاه وی، وجه تمایز عقل نظری و عقل عملی علاوه بر تفاوت این دو در نوع مدرکات که باعث اختلاف در نام گذاری این دو به نظری و عملی شده است، آن است که عقل عملی با امور تغییرپذیر و جزئیات سروکار دارد، حال آن که عقل نظری به کلیات مربوط می شود. فارابی در این مورد می نویسد:
در عقل نظری، قوه ای است که به طبع برای ما حاصل می شود بدون بحث و قیاس علم یقینی به مقدمات کلیّه ضروریه که مبادی علوم اند؛ مانند علم ما به این که کل اعظم از جزء است.۲۲
ایشان در تعریف عقل عملی می نویسد:
عقل عملی قوّه ای است که از کثرت تجارب امور و از طول مشاهده اشیای محسوسه مقدماتی حاصل شود که به وسیله آن، آگاهی بر آنچه باید انجام یا ترک شود پیدا می شود در جزء جزء اموری که انجامش با ماست. این مقدمات گاه بعضی کلّی واحدند… و گاه مفردات و جزئیه اند که به کار گرفته می شوند.۲۳
رابطه ای که فارابی بین حکمت نظری و عملی در اخلاق و سیاست قائل است، شاهدی بر یگانگی عقل نظری و عملی از دیدگاه وی می باشد. علمی که ایشان در مدینه فاضله به آن نظر دارد، اعم از علم نظری و عملی، و متضمن معقولاتی است که به براهین یقینی معلوم شده باشد. نیل به سعادت جز از طریق علوم نظری قابل تحقق نیست و فارابی هم مباحث خود را در مورد سیاست از علوم نظری و خداشناسی آغاز می کند و به بحث انسان در مدینه و سعادت او تحت زعامت رئیس می رسد. وی حتی خود مدینه را همانند فلسفه نظری اش دارای مراتبی می داند. ایشان در کتاب «سیاست مدنیّه» بحث را از مراتب وجود در فلسفه نظری آغاز می کند و در مدینه هم مردم را دارای همین مراتب مختلف می داند. رضا داوری در این باره می نویسد: «فارابی مبنای تمدن و مدینه را فلسفه نظری می داند و همواره به تناسب میان نظام موجودات و نظام مدینه فاضله نظر دارد»،۲۴ گر چه ممکن است عکس آن نیز صادق باشد؛ به این معنا که فارابی دریافت خویش را از محیط سیاسی اطراف خود و مراتب آن، به فلسفه خود تعمیم داده باشد.
از نظر فارابی، رئیس مدینه باید به ایجاد فضایل چهارگانه ای در مدینه بپردازد که عبارت اند از:
۱ فضایل نظری: حاصل براهین یقینی است و یا به وسیله اقناع و به مدد تخیل در نفس ایجاد می شود؛ یعنی انسان به کمک عقل موجودات و علل و اسباب آنها را می شناسد که همان حکمت نظری، یعنی منطق، الهیات و ریاضیات و طبیعیات است.
۲ فضایل فکری: با آن، مصالح و منافع و خیر جماعات و امم تشخیص داده می شود و به احکامی می انجامد که در مدینه اجرا خواهد شد. بنابراین، معقولاتی که در ظروف زمانی و مکانی خاص متحقق می شوند، همانند عفت و عدالت که فطری اند می باشند، ولی تحقق آنها در جامعه خاص با جوامع دیگر تفاوت دارد.
۳ فضایل اخلاقی: این فضایل، منفک از فضایل فکری نیست و عبارت از استنباط خیر برای شخص می باشد و چون انسان برای تحقق این خیر، به خیرخواهی برای دیگران نیاز دارد، بنابراین فضیلت اخلاقی منوط به فضیلت فکری است.
۴ فضایل عملی: این نوع فضایل همانا تحقق بخشیدن به فضایل اخلاقی و عمل به خیر و ایجاد فضایل جزئی در امت ها، مدن، اصناف و صنایع و حِرف است.۲۵ حصول فضایل نظری از طریق تعلیم و ایجاد فضایل خلقی و صناعات عملی با تأدیب ممکن است و در مورد فضایل خلقی و صناعات عملی، با عادت دادن مردم از سوی رؤسای جامعه صورت می پذیرد. ابوعلی سینا کار عقل عملی را همانند عقل نظری، استنباط و ادراک دانسته، می نویسد:
همانا نفس انسانی که تعقل برای آن است، جوهری است که دارای قوا و کمالاتی است؛ از جمله قوای آن، قوه ای است که به خاطر نیاز نفس به تدبیر بدن است و آن قوه

  راهنمای خرید:

  • همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
  • ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
  • در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.