اگر فایل یا کتابی رو که میخواهید توی سایت نیست روی " پیشنهاد فایل " کلیک کنید.
خرید و دانلود فایل پاورپوینت کامل بیانات رهبر معظم انقلاب در دیدار با دانشجویان دانشگاه شهید بهشتی ۲۲ / ۰۲/ ۱۳۸۲
224,700 تومان قیمت اصلی 224,700 تومان بود.109,200 تومانقیمت فعلی 109,200 تومان است.
تعداد فروش: 51
فرمت فایل پاورپوینت
پاورپوینت فایل پاورپوینت کامل بیانات رهبر معظم انقلاب در دیدار با دانشجویان دانشگاه شهید بهشتی ۲۲ / ۰۲/ ۱۳۸۲؛ ابزاری کارآمد برای ارائههای برجسته
آیا به دنبال ارائهای بینقص هستید؟ فایل فایل پاورپوینت کامل بیانات رهبر معظم انقلاب در دیدار با دانشجویان دانشگاه شهید بهشتی ۲۲ / ۰۲/ ۱۳۸۲ با 120 اسلاید با طراحی حرفهای آماده است تا در جلسات شما را به بهترین شکل ممکن معرفی کند.
ویژگیهای بارز فایل فایل پاورپوینت کامل بیانات رهبر معظم انقلاب در دیدار با دانشجویان دانشگاه شهید بهشتی ۲۲ / ۰۲/ ۱۳۸۲:
- گرافیک شگفتانگیز: طراحی دقیق و متناسب با استانداردهای روز برای جذب توجه مخاطب.
- استفاده ساده: فایل فایل پاورپوینت کامل بیانات رهبر معظم انقلاب در دیدار با دانشجویان دانشگاه شهید بهشتی ۲۲ / ۰۲/ ۱۳۸۲ به گونهای طراحی شده که نیاز به تغییرات پیچیده نداشته باشد؛ کافی است آن را بارگذاری و ارائه دهید.
- کیفیت حرفهای: تمامی اسلایدها با وضوح بالا و استانداردهای نمایش در پاورپوینت طراحی شدهاند.
طراحی بدون نقص: فایل فایل پاورپوینت کامل بیانات رهبر معظم انقلاب در دیدار با دانشجویان دانشگاه شهید بهشتی ۲۲ / ۰۲/ ۱۳۸۲ با دقت بالا و بدون ایراد گرافیکی یا ناهماهنگی در طراحی آماده شده است.
توجه: نسخههای غیررسمی ممکن است مشکلاتی در نمایش یا کیفیت داشته باشند. تنها نسخه رسمی فایل فایل پاورپوینت کامل بیانات رهبر معظم انقلاب در دیدار با دانشجویان دانشگاه شهید بهشتی ۲۲ / ۰۲/ ۱۳۸۲ تضمینشده است.
بخشی از متن فایل پاورپوینت کامل بیانات رهبر معظم انقلاب در دیدار با دانشجویان دانشگاه شهید بهشتی ۲۲ / ۰۲/ ۱۳۸۲ :
بسم الله الرحمن الرحیم
خودِ من مایل بودم جلسه را با سؤ الهای دانشجویان عزیز شروع کنیم ؛ چون یکی از شیرین ترین رخدادها برای انسان این است که جوانانی که مظهر معرفت جویی و استفهام و طالب دانستن و آگاهی هستند، چیزی را بپرسند که انسان می تواند در محدوده اطّلاعاتش به آن جواب دهد و درعین حال به همین اندازه می تواند در رفع سؤ ال و ابهام در ذهن جوان که مظهر شادابی و نشاط و میل به پیشرفت است کمک کند؛ بخصوص با توجه به این که ابهام آفرینی یکی از سیاستهای اصلی کانونهای مبارزه با جمهوری اسلامی است . ابهام آفرینی و نقطه کور برای ذهنها درست کردن ، خودش یک سیاست است . لذا من وقت عمده را باز هم ان شاءللّه صرف پاسخ به سؤ الات خواهم کرد. از لحاظ وقت هم محدودیّتی ندارم و آمادگی دارم که تا وقتی توان باشد و شما و من خیلی خسته نشده باشیم به این برنامه ادامه دهیم ، ولی یکی دو مساءله از مسائل اساسی است که مطمئنّم شما جوانهای عزیز هم به آنها علاقه مندید. لذا، اوّل راجع به این دو مساءله بحث می کنیم و بعد به سؤ الهایی که این جا آورده می شود پاسخ می دهم .
مقدمتا عرض کنم که محیط دانشگاه به طور طبیعی ، محیط شادابی ، نوگرایی ، نوآوری و نوزایی است . محیط دانشگاه ، محیطِ بالیدن شخصیّتها، جوشیدن استعدادها و بروز و ظهور نقاط درخشانِ پنهان در شخصیّت انسان است . همچنین دانشگاه محیط صفا و خلوص و حقیقت جویی هم هست ؛ چون مجموعه جوانند و اینها از خصوصیّات جوان است . درعین حال دانشگاه نمودار و نشان دهنده حسّاسیّت در برابر پدیده های نامطلوب نیز هست ؛ یعنی آن چیزی که از دید جوان از نگاه ارزشی و نگاه آرمانی نامطلوب باشد، بیش از همه در محیط دانشگاه نسبت به آن حسّاسیّت به وجود می آید که این حسّاسیّت گاهی با زودرنجی تواءم است . همچنین اگر زمینه فراهم باشد، محیط دانشگاه علی رغم آن که عده یی گمان می کنند یا می خواهند وانمود کنند چنین نیست محیط گرایشهای دینی و معنوی لطیف هم هست . این خصوصیّاتی است که به طور طبیعی ، در هر مجموعه دانشگاهی در کشور ما وجود دارد.
در مورد بخش اخیر، یعنی گرایش به مسائل معنوی ، چون فضای جلسه شما برای ما بسیار فضای خوشایندی است و صفا و معنویّت و نورانیّت جوانی در این فضا محسوس است ، می خواهم این مطلب را قبل از شروع مطالب اصلی عرض کنم که من پرهیزگارترین و نورانی ترین جوانها را هم در مواردی در میان دانشجوها دیده ام . فراموش نمی کنم از جوان نوزده یا بیست ساله یی که بعد از شهادتش ، وصیت نامه او را دیدم . او نوه یکی از علمای معروف و مراجع تقلید زمان خود بود و آن مرجع تقلید و عالِم معروف ، اهل سلوک و معرفت و توحید شمرده می شد. وقتی وصیت نامه جوان را خواندم ، این طور فهمیدم که این جوان نوزده ، بیست ساله دانشجو، در رسیدن به آن حالت حضور، حالت کشف و حالت عروج معنوی و روحی چیزی که هر سالکی ، هر عارفی و هر جویای حقیقتی ، آرزوی آن را دارد اگر از پدربزرگ مجتهد و عارف خود که شاید شصت ، هفتاد سال هم در آن راه زحمت کشیده بود، جلوتر نباشد، عقب تر نیست . البته این حالت ، همیشه و برای همه پیش نمی آید. شرایطی که در آن ، انسان به معنای حقیقی کلمه مجاهدت می کند و آن منِ نامطلوب در عروج انسانی را که مزاحم حرکت او به سمت بالاست زیر پا لگد می کند و از شهوات و غرائز و حیوانیّت خود صرف نظر می کند، ناگهان چنین عروجی برای یک جوان پیش می آورد. به هرحال ما این نمونه ها را در بین جوانهای دانشجو دیده ایم و این یک نمونه بود که عرض کردم . موارد دیگری را هم من یا از دور یا از نزدیک مشاهده کرده ام .
می خواهم بگویم همان طور که در میدان رقابت ورزشی قوا و نشاط شما جوانها از یک پیرمرد بیشتر است ، در میدان رقابت و مسابقه به سمت معنویّت هم توانتان بیشتر از یک پیرمرد است ؛ یعنی همان طوری که اگر من و شما الان مسابقه دو بدهیم در این فضا، یقینا شما جلوتر از من می افتید؛ اگر از نقطه واحدی به سمت عروج به مراتب معنوی هم حرکت کنیم ، باز شما از من جلوتر می افتید؛ این را بدانید؛ قضیه این گونه است . جوان ، قوّت و نشاطش ، هم در زمینه مادّی و هم در زمینه معنوی ، جوان است . همچنانی که شما در ورزش جسمانی ، از پیر قویتر و بانشاطترید و استعدادتان بیشتر است ، در زمینه معنوی هم همین طور است و می توانید پیش بروید؛ این را قدر بدانید. گاهی که گفته می شود جوانی را قدر بدانید، ذهن به راههای دیگر می رود.
مهمترین مظهر قدردانی از جوانی همین است که از این صفا و نورانیّت و از این ناآلودگی و پیراستگیِ طبیعیِ انسان جوان ، استفاده کنید و خودتان را در زمینه های تزکیّه و اخلاق پیش ببرید. این ان شاءاللّه ذخیره همه زندگی شما خواهد شد. راهش هم رعایت دو نکته است : ذکر و توبه . ذکر یعنی یاد. یاد در مقابل غفلت است ؛ غفلت از خدا، غفلت از وظیفه و مسؤ ولیّت ، غفلت از آن هنگام حسّاسِ مواجهه با ماءموران الهی در عالم ملکوت عالم بعد از عبور از جسمانیّت و محاسبه بزرگ انسان در مقابل خدا در قیامت ؛ اینها یاد است . این یادها تعیین کننده است . این طور نبوده که فقط به ما بگویند به قیامت معتقد باشید برای این که اعتقادی مثل اعتقاد علمی داشته باشید؛ نه ، برای این که این اعتقاد در زندگی ما، در حرکت ما و در تصمیم گیری ما تاءثیر بگذارد، این یاد را در خودتان حفظ کنید. ((انّما تنْذر من اتّبع الذّکر))؛ انذار پیغمبر و انذار الهی هم مفید به حال کسانی است که به دنبال یاد هستند و خود را از غفلت دور نگه می دارند؛ این یک نکته . نکته دیگر توبه است . ممکن است کسی بگوید ما که جوانیم و هنوز عمری از ما نگذشته که مثل شماها گناه زیادی کرده باشیم و محتاج توبه باشیم . نه ؛ این درست نیست ، توبه وظیفه همیشگی انسان است . پاکترین انسانها هم باید توبه کنند. توبه یعنی برگشت به خدا، برگشت از راه خطا، توجه دادن دل به پروردگار و رو را به طور کامل به خدا کردن ؛ در حدّ امام سجّاد (علیه السلام ). از امام سجّاد (علیه السلام )، این امام معصوم چه کسی پاکتر؟ شما صحیفه سجّادیّه را اوّل تا آخر ببینید. ببینید چه حالی ، چه سوز و گدازی و چه توبه یی در آن نهفته است ؛ ((هذا مقام من استحیی لنفسه منک و سخط علیها و رضیْ عنک )). امام سجاد (علیه السّلام ) به خدای متعال عرض می کند: پروردگارا! من بر نفس خودم که گاهی از فرمان تو سرپیچی کرده ، خشمگینم . از تو راضیّم و به خاطر سرپیچی نفس از تو شرمنده ام . این راز و نیاز و سوز و گداز امام سجاد (علیه السلام ) است .
به هرحال در شروع صحبت خواستم این نکته را عرض کنم که : عزیزان من ؛ جوانان ! قدر جوانی را بدانید و این دلهای پاک ، این نورانیّت و این صفا را که به هرحال در شما هست ، حفظ کنید. حتّی گاهی اگر خطایی هم از جوانی سر می زند، مادامی که گناه متراکم نشده باشد، آن نورانیّت محفوظ است . البته هر یک گناه ، بخشی از آن را کم می کند که علاجش توبه است . برگشتن و توبه ما، ان شاءاللّه توجه و محبّت الهی را متوجه مان خواهد کرد؛ این نکات را برای توجه دلهای شما عرض کردم .
من مناسب می دانم دو مساءله را عرض کنم . البته سعی می کنیم تا آن جایی که ممکن است ، صحبت پیرامون این دو مساءله ، وقت کمتری بگیرد تا برای پاسخ دادن به سؤ الات شما، وقت بیشتری بماند. یک مساءله ، مساءله کنونی امریکا و جمهوری اسلامی است ؛ مساءله یی که ذهنها و دلها و تحلیلها را در حجم زیادی به خودش متوجه کرده است . من اجمالی از این مساءله عرض می کنم و بعد به مساءله دوم می پردازم که بیشتر به شما جوانها ارتباط پیدا می کند؛ یعنی همین شعارهای اساسی که در این چند سال داده شده و آنچه بیش از همه به دانشگاهها ارتباط پیدا می کند، جنبش تولید علم و جنبش نرم افزاری است یا جنبش عدالتخواهی که اصلا خطاب به دانشجوها بود، یا مبارزه با فساد و حرکت مبارزه با فساد. چند شعار این گونه هست که در این چند سال داده شد و مایلم مقداری راجع به اینها صحبت کنم . در مورد مساءله اوّل باید بگویم که بحث درباره امریکا و موضع جمهوری اسلامی در قبال امریکا به صورت یک راهبرد بلندمدت ، احتیاج به بحثی مفصّل دارد. امیدوارم این فرصت را پیدا کنم و بتوانم باز در یک جمع جوان و ترجیحا دانشجویی ، این بحث را مطرح کنم . برای آن وقت حرفهای گفتنی زیادی داریم . اما آنچه که در این جلسه می خواهم به شماها عرض کنم ، مساءله وضع فعلی امریکا و چالشی است که در صحنه بین المللی بخصوص بعد از قضیه عراق پیدا کرده است . همچنین تهدیدهایی که احیانا مستقیم و غیرمستقیم به برخی از ملّتها و گاهی هم به ما از آنها سر می زند و در بین مجموعه های گوناگون مردم ما هم انعکاس می یابد. ببینید! حدود ده ، دوازده سال است که امریکا به عنوان ابرقدرتِ منحصر دنیا شناخته شده است . امریکاییها، بعد از سقوط شوروی ، اصرار داشتند این را تثبیت کنند که تنها ابرقدرت دنیا آنها هستند و دنیا، دنیای تک قطبی است . آنها رویکردی را بر اساس این منطق دنبال کردند. آن رویکرد این است که از مزایای این ابرقدرتیِ انحصاری استفاده کنند. البته این فکر، فکر سابقه داری است و تازه و جدید نیست . آن طور که از مجموعه گفتارهای سیاسی و مدارک سیاسی که در دسترس قرار می گیرد و حتّی بعضی از مقالات صادرشده از مراکز سیاسی امریکا استنباط می شود، انسان می بیند این فکر، فکر ریشه دار و سابقه داری است ، منتها برای این گونه ماجراجوییها در هر جای دنیا، ناگزیر آدمهای مناسبی مورد نیازند. بالاخره وقتی بخواهند بولدوزری بگذارند تا ساختمانی را خراب کند، راننده بی کلّه جسوری هم لازم است تا پشت این بولدوزر بنشیند. اگرچه ساختمان را او خراب نمی کند و بولدوزر خراب می کند، اما وجودش هم لازم است . یا اگر در یک فیلم باشد، بدلکارِ جسورِ هیجان طلبی لازم است . بعد از انتخاب رئیس جمهور کنونی امریکا، این شرط هم تحقّق پیدا کرد. آدمی است به طور طبیعی دارای خلقیّاتی متناسب با این روحیه تجاوزگرانه و ماجراجویانه . آنها می خواهند این روحیه را در دنیا به همه چه دوستانشان و چه دشمنانشان تفهیم کنند؛ حتّی به دوستانشان که مایلند رفتار آنها در سطح بین المللی ، رفتار یک ابرقدرت منحصری باشد که حقوقی برای خودش دارد، مطالباتی برای خودش دارد و می خواهد این مطالبات را به هر کیفیّتی که ممکن باشد بگیرد.
خوب ؛ بخشی از این رویکرد، طبعا مربوط به ایران می شود. یعنی جزو کشورهایی هستیم که نگاه این حوزه زیاده طلبی ، در بخشی متوجّه ما هم هست ؛ چون نگاه عمده امریکا در این رویکرد و حرکت سیاسی ، بیشتر به خاورمیانه است . همان طور که می دانید خاورمیانه مرکز ثروت و مرکز مهم جغرافیایی است و اهمیّت دارد. طبعا ما هم با خصوصیّات برجسته یی که در کشورمان هست ، در این منطقه ایم . چرا ایران در این چالش ، طرف توجّه قدرت متجاوز و کانون متجاوز، یعنی امریکاست ؟ همان گونه که گفتیم ، اولا به این دلیل که ایران کشوری بزرگ ، ثروتمند و برخوردار از منابع بسیار مهم زیرزمینی است . دومین ذخیره گاز در سطح دنیا، متعلق به کشور ماست . ذخیره بسیار ارزشمند نفت و خیلی از منابع زیرزمینی دیگر متعلق به ایران است . کشوری است با جمعیت زیاد، موقعیت جغرافیایی حسّاس ، مرز طولانی در خلیج فارس و دریای عمان ؛ اینها همه امتیازات یک کشور است . راه تقریبا منحصر غرب به آسیای میانه و آن منطقه از دنیا هم ، از این جا می گذرد؛ یک دلیل این است . قهرا با این دلیل طبیعی ، کشور ما ایران مورد توجّه و طرف چالش امریکا قرار می گیرد. یک دلیل دیگر، مساءله هویّتی است ؛ هویّت جمهوری اسلامی . این که در نقطه یی از دنیا، نظامی سرِکار بیاید که معتقد به نفی ظلم باشد، معتقد به نفی استبداد باشد و اصلا هر نوع ظلم و استبدادی را نفی کند؛ معتقد به نفی وابستگی اقتصادی و فرهنگی و سیاسی خودش به قطبهای جهانی باشد، متّکی و معتقد به مردم سالاری باشد یعنی برخاسته بودن و برانگیخته بودن از سوی مردم و ملّت خود و همه این مفاهیم را هم از مبانی دینی و اعتقادی و ایمانی گرفته باشد، نه از قراردادهای اجتماعی که فرق بین دموکراسی غربی و مردم سالاری ما در همین است و جای بحث و صحبت کردن و تفصیل دارد خیلی مهم است . در مردم سالاری دینی چون نگاه مردم سالاری بر اساس یک اعتقاد دینی است ، قابل نقض نیست ؛ یعنی اگر کسی توانست در انتخابات تقلّب کند یا به شیوه یی نظر مردم را جلب کند که به ناحق نگاهشان به وی متوجّه باشد، در منطق مردم سالاری دینی او حقّی ندارد، او مبطل است ؛ او محق نیست . فرض کنید ارزشی را که در او نیست ، وانمود کند در او هست ، بعد، مردم به او اقبال کنند و راءی و نظر بدهند. این شیوه در منطق لیبرالیسم که پایه لیبرالیسم غربی است ، کاملا پذیرفته شده است ؛ اما در منطق مردم سالاری دینی نه ، این شیوه قابل قبول و پذیرفته شده نیست . سختگیری در این جا، به خاطر اتکاء به مبانی دینی و ایمانی ، بیشتر است . پس نفی ظلم ، نفی سلطه ، نفی استبداد، نفی وابستگی و نفی فساد، همه منبعث و برخاسته از اعتقاد دینی است . بدیهی است وقتی نظامی با این خصوصیّات به وجود بیاید، برای هر کس که در هر جای دنیا معتقد به ظلم بین المللی ، معتقد به استبداد بین المللی ، معتقد به نفی حقوق ملّتها و کشورها و معتقد به بی اعتنایی به مرزهای کشورهای مستقل است ، دشمن و طرف مقابل و رقیب غیرقابل تحمّلی محسوب خواهد شد؛ به طور طبیعی این طور است . بنابراین وقتی که یک سلطه بین المللی و یک ابرقدرت مثل امریکا، سیاست و راهبردش را بر این قرار می دهد که منافع خودش را تاءمین کند، اگر منابع کشورهای دیگر به خطر بیفتد، برایش مهم نیست . طبیعتا وقتی نظامی دارای خصوصیات مثبتِ مذکور در دنیا وجود داشته باشد بخصوص در منطقه یی که کانون توجّه امریکا از لحاظ منافع است بدیهی است بین اینها تضاد و چالش ، یک امر قهری و حتمی و اجتناب ناپذیر است .
علاوه بر اینها، انقلاب اسلامی فقط این نبود که دگرگونی یی در داخل کشور ایجاد کند، یک فرهنگ خلق کرد؛ فرهنگی که در همه کشورهای اسلامی به طور متفاوت در بعضی کشورها خیلی شدید، در بعضی کشورها با شدت کمتر اثر خودش را در ذهنها؛ بخصوص ذهن جوانها روشنفکرها و دانشگاهیها باقی گذاشت . بلاشک شما از گرایشهای قشر جوان در کشورهای اسلامی نسبت به انقلاب ، نسبت به امام (ره ) و نسبت به ارزشهای ملّت ایران و ایستادگی اش مطالبی شنیده اید، اما یقینا آنچه شنیده اید، بمراتب کمتر از آن چیزی است که در واقع وجود دارد. در طول این بیست و یکی دو سال ، بمرور، تفکّر اسلامی ، فکر بیداری اسلامی ، بازگشت به اسلام و تمسّک به اسلام ، در ذهنها به صورت اندیشه یی ماندگار درآمده است .
چندماه قبل از این ، یک استراتژیست امریکایی در توصیه های خودش به دولت امریکا گفته است : در کشورهای اسلامی به هیچ وجه نباید برای ایجاد دموکراسی عجله کرد؛ زیرا اگر امروز انتخابات آزادانه در هر یک از کشورهای اسلامی برگزار شود، حکومتهای اسلامی و جریانات اسلامی بر سر کار می آیند و مردم اینها را می خواهند. این اعتراف بسیار عجیبی است ؛ حرف بسیار مهمی است . می گوید دموکراسی در کشورهای اسلامی ، زودرس است . این حرف و ادّعا، نشان دهنده آن است که تفکّر بیداری اسلامی و تفکّر بازگشت به اسلام که کانون آن هم در جمهوری اسلامی و میان شما مردم بود، منتشر شده و به همه دنیا رسیده است . این اعتبار و ارزش کمی نیست . خوب ؛ این بذر اکنون پاشیده شده است . اگر مراکز قدرت جهانی و کانونهای استکبار جهانی بخواهند این بذر نروید، راهش چیست ؟ طبیعی ترین راهش این است که با سرچشمه های جوشانِ آبیاری کننده این بذر مقابله کنند. این هم یکی از علل دشمنی استکبار با جمهوری اسلامی و کشور ماست که شرحش بماند، چون فعلا بحث ما بر سر امریکاست . بنابراین چنین تقابلی وجود دارد.
این تقابل از اوّل انقلاب هم بوده است . کسی گمان نکند که تقابل امریکا با ایران امر جدید و تازه ای است ؛ نه ، از شروع انقلاب ، این تقابل شروع شد. چند ماه شاید سه یا چهار ماه از پیروزی انقلاب نگذشته بود که مجلس سنای امریکا یک قطعنامه بسیار شدیداللحنی علیه انقلاب صادر کرد. البته این جا مردم اجتماع کردند، تظاهرات کردند و گفتند چرا دخالت می کنید؟ غرض ؛ از اول شروع کردند. منتها در یک دوره نسبتا طولانی ، تقابل امریکا با جمهوری اسلامی ، بیشتر تقابل عملی بود. تقابل عملی در مقابل تقابل نظری است که بعد توضیح خواهم داد.
تقابل عملی یعنی اقدام برای ضربه زدن به جمهوری اسلامی از انواع مختلف . تقابل عملی از همین قطعنامه سنای آمریکا شروع شد. در این جا کودتای نظامی راه انداختند. کودتای پایگاه شهید نوژه معروف است که حتما شنیده اید و شاید اطّلاعاتی هم داشته باشید. البته ، ما در جریان ریز قضایا بودیم . کودتای نظامیِ بسیار خطرناکی بود که مقدماتش را هم چیده بودند، اما نتوانستند آن را به جایی برسانند. مسدود کردن حسابهای بانکی کشور ما در هر جایی که اینها می توانستند دخالت کنند، تقابل عملی دیگری بود. در بانکهای امریکا، پولهای زیادی متعلق به ملّت ایران وجود داشت ؛ از جمله پولهای دولت در معاملاتی که داشتند. اینها، همه حسابها را مسدود کردند. ضدانقلاب را به انواع مختلف تحریک کردند، نه فقط ضدانقلاب راست یعنی سلطنت طلبها بلکه غیرمستقیم ، ضدانقلابها و گروههایی را هم که وابسته به جریان چپِ آن روز بودند تحریک می کردند که مدارک و نشانه هایی در دست است . حمله نظامی به طبس ، تحریم اقتصادی ، قطع رابطه ، قطع خرید نفت و تشویق عراق به جنگ ، که این موضوع را در اوّل تحلیل گفتم . ما یک وقت به عنوان یک تحلیل می گفتیم امریکاییها حتما به عراقیها چراغ سبز نشان دادند، گفتند کمک کنید، تشویق کردند، بعد هم خودشان کمک کردند، گفتند حمله کنید، بعد هم خودشان کمک کردند. این را تحلیل می کردیم . پس از گذشت چند سال ، اسناد و مدارکی به دست آمد و معلوم شد که تحلیلهای ما کاملا درست و منطبق با واقعیّات بوده و مدارکش روشن است . تحریک عراق به جنگ ، کمکهای پربهایی که به عراق کردند و بعد سرنگونی هواپیما که نزدیک به سیصد نفر کشته شدند؛ هواپیمای ما را در خلیج فارس سرنگون کردند. کشتی ما کشتی ایران اجر را قلدرانه در دریا توقیف کردند. اینها برخوردهای عملی ، آن هم در آن موقعیّت حسّاس است . زمان ریاست جمهوری بنده به سازمان ملل رفتم و در مجمع عمومی سازمان ملل سخنرانی بسیار پرشوری کردم . چند کانال تلویزیونی اروپایی هم مستقیم سخنرانی را پخش کردند. خوب ؛ ممکن بود تاءثیرات زیادی بگذارد. در همان روز یا فردای روز سخنرانی ، کشتی ایران اجر را در خلیج فارس توقیف کردند! در نیویورک بودیم و هر کانال تلویزیونی یی را که باز می کردیم ، ماجرای کشتی ایران اجر و اقدام به مین گذاریش در خلیج فارس ، تمام فضای تبلیغاتی امریکا و بلکه دنیا را پُر می کرد. این کار برای آن بود که آن سخنرانی را تحت الشعاع قرار دهند.حمله به سکّوهای نفتی و امثال این اقدامات ، نوع دیگر تقابل عملی شان بود. در طول این سالها بیشتر تکیه روی تقابل عملی بود؛ عملی یا سیاسی یا اقتصادی یا نیمه نظامی و حتّی نظامی .
امریکا بعد از این که سالهایی را در مقابل جمهوری اسلامی و ملّت ایران ، با این روش عمل کرد، به این نتیجه رسید که تقابل عملی کافی نیست و باید در کنار آن ، تقابل و تخاصم و مبارزه نظری را هم شروع کنند. معنای تقابل نظری چیست ؟ یعنی مبارزه با جمهوری اسلامی در صحنه اعتقاد، در زمینه فرهنگ و در زمینه مسائل اخلاقی . البته قبلا هم یک مبارزه جدّی بود؛ منتها احساس کردند باید نقطه ثقل این باشد. فکر کردند با مبارزه اعتقادی می توانند بخش عظیمی را فلج کنند و یک مانع را بردارند. فکر کردند با مبارزه در زمینه های اخلاقی ، یک بخش دیگر از امکان و سلاحی را که در اختیار جمهوری اسلامی است ، بگیرند؛ یعنی این سیاست امریکا شد.
این که ما بتوانیم طرح کلّیِ دشمن را در مورد خودمان بدانیم ، بخشی از توان دفاعی ماست ؛ به این مساءله توجّه داشته باشید. ندانستن این که دشمن چه در سر دارد و چه می خواهد بکند، غفلتی است که ممکن است ما را از امکان برخورد و امکان دفاع محروم کند؛ ما باید این را کاملا بدانیم . از سالهای هفتاد و سه و هفتاد و چهار یعنی از حدود هشت ، نه سال پیش بتدریج و به صورت روزافزون ، این مبارزه اعتقادی اخلاقی شروع شد. بنده همان وقتها شروع این مبارزه را احساس کردم . بحث تهاجم فرهنگی یی که مطرح کردیم ، ناشی از این بخش قضیّه بود. یعنی در کنار آن حرکات عملیِ سیاسی و اقتصادی و غیره ، حقیقتا یک تهاجم در زمینه مسائل فرهنگی و با ابزارهای فرهنگی آغاز شد.
هدف از این تقابل نظری و حمله اعتقادی ، امری معلوم و روشن است . چون نظام جمهوری اسلامی ، نظامی متکی به مردم است و مردم هم با ایمان و روحیه و اعتقاد خودشان به این نظام علاقه مند و دلبسته اند و از آن دفاع می کنند این حقیقت در طول این سالها فهمیده شد که اگر این ابزار از دست نظام اسلامی گرفته شود، بدیهی است برای کسی که فکری برای این کشور و این نظام در سر دارد، چقدر حائز اهمیت است . لذا دیدیم از همان سالهای هفتاد و سه ، هفتاد و چهار، هفتاد و پنج و هفتاد و شش روزبه روز این تقابل شدیدتر شد. رخنه افکنی در مبانی اعتقادی و ارزشی نظام در سطوح مختلف شروع شد. حتّی در خود انقلاب و حتّی در ریشه های عمیق ترِ انقلاب مانند اسلام ، عاشورا، تشیّع و جدا نبودن دین از سیاست که جزو مبانی مسلّم فکری در نظر متصدّیان انقلاب و روشنفکران کشور و پیشروان این حرکت عظیم بود، شبهه افکنی و تردیدافکنی به شکل همه جانبه و عمیق شروع شد. سمینارها تشکیل دادند، کنگره ها تشکیل دادند، نشریات تخصصی در این زمینه در خارج از کشور به وجود آوردند و هرچه هم توانستند در داخل کشور از پایگاههایی که ممکن بود در اختیار آنها باشد و در اختیارشان بود، استفاده کردند. البته عدّه یی نمی فهمیدند چه کار می کنند، امّا عدّه یی هم می فهمیدند. عناصر داخلی ، بعضی هم می فهمیدند که چه کمک بزرگی به دشمن می کنند. کمکی که متاءسّفانه تا امروز هم ادامه دارد و به عنوان شیوه یی که دشمن آن را انتخاب کرده است ، ادامه هم خواهد داشت .
از دشمن نمی شود توقّع داشت راهی را که برای مقابله با جبهه مقابل خود در پیش گرفته است رها کند؛ مگر آن وقت که ماءیوس شود؛ مگر آن وقت که تیرش به سنگ بخورد و مگر آن وقت که بفهمد فایده یی ندارد. در همه مسائل ؛ چه مسائل سیاسی ، چه مسائل اعتقادی ، چه مساءله فلسطین ، چه مساءله حزب اللّه و چه مسائل علمی ، دشمن شبهه افکنی می کند. خوب ؛ نقشه اساسی دشمن چیست ؟ مقابله با جمهوری اسلامی ، برای دستیابی و سلطه بر ایران با همان خصوصیاتی که می دانیم و عرض کردیم ایران برای اردوگاه استکبار و امریکا دارای چه اهمیتی است ؛ نقشه اساسی همین است . از طرفی ، در داخل ، به وسیله گسستن پیوند نظام با مردم ، زمینه سازی می کنند. اساس سیاست آنها این است که بتوانند بین نظام جمهوری اسلامی و مردم ، گسیختگی به وجود بیاورند. بعد هم آماده سازی افکار عمومی در سطح عالم و در سطح بین المللی . حال چرا احتیاج به این زمینه سازی دارند؟ برای این که بدون این زمینه سازی ، امریکا می داند که پیروزی اش بر جمهوری اسلامی با وجود برتریهای نظامی ممکن نیست ؛ این یک واقعیت است . برتری نظامی همه جا تعیین کننده نیست ، که ان شاءاللّه بیشتر توضیح خواهم داد. امریکا احتیاج به ا
- همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
- ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
- در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.
