فایل پاورپوینت کامل رساله خطی ؛ جواهر الفرائض، در ارث از خواجه نصیرالدین طوسی؛ انتخابی هوشمند برای ارائههای حرفهای
با پاورپوینت فایل پاورپوینت کامل رساله خطی ؛ جواهر الفرائض، در ارث از خواجه نصیرالدین طوسی، محتوای خود را در قالب 107 اسلاید استاندارد و جذاب ارائه دهید و در نگاه اول تاثیرگذار باشید.
چرا باید از پاورپوینت استفاده کنید؟
چیدمان دقیق و کاربرپسند: فایل پاورپوینت کامل رساله خطی ؛ جواهر الفرائض، در ارث از خواجه نصیرالدین طوسی با طراحی ساختاریافته و اصولی، مخاطب را بهخوبی درگیر محتوا میکند.
صرفهجویی در زمان: تمامی اسلایدهای فایل پاورپوینت کامل رساله خطی ؛ جواهر الفرائض، در ارث از خواجه نصیرالدین طوسی آمادهی استفاده هستند؛ بدون نیاز به هیچگونه ویرایش.
نمایش با وضوح بالا: کیفیت طراحی در فایل پاورپوینت کامل رساله خطی ؛ جواهر الفرائض، در ارث از خواجه نصیرالدین طوسی بهگونهای است که در هر صفحهنمایشی عالی بهنظر میرسد.
هشدار: استفاده از نسخههای ناقص فایل پاورپوینت کامل رساله خطی ؛ جواهر الفرائض، در ارث از خواجه نصیرالدین طوسی ممکن است باعث بروز اختلال در نمایش یا افت کیفیت شود. تنها نسخه اصلی فایل پاورپوینت کامل رساله خطی ؛ جواهر الفرائض، در ارث از خواجه نصیرالدین طوسی، کیفیت تضمینشده دارد.
بخشی از متن فایل پاورپوینت کامل رساله خطی ؛ جواهر الفرائض، در ارث از خواجه نصیرالدین طوسی :
تحقیق: شیخ خالد غفوری و شیخ کاظم فتلی
ترجمه و پانوشت: محمد حسن شفیعی شاهرودی
پیشگفتار
نام رساله:
این رساله با نامهای گوناگونی در منابع مختلف ذکر شده است:
۱. جواهر الفرائض: گمان می رود نام اصلی رساله همین باشد، زیرا نسخه خطی «ا» که در سال ۷۲۵ه نگاشته شده دارای همین نام است. و این تاریخ نزدیک به سال وفات مصنف ۶۷۲ ه بوده، و یک سال پیش از وفات علامه حلی می باشد.
علامه طهرانی در ذریعه پس از ذکر نسخه ای از این کتاب، آن را به نام «جواهر الفرائض»(۱)، (۲) ثبت کرده است.
مؤید دیگر بر این که نویسنده، کتابی در ارث به این نام دارد، سخن سید محسن امین است، که «جواهر الفرائد» را که تصحیف «جواهر الفرائض» است، از جمله کتابهای مرحوم خواجه نصیرالدین شمرده است.(۳)
نیز سخن شیخ عبدالله نعمت در کتاب «فلاسفه الشیعه»، که از این رساله گاه با عنوان «الجواهر و الفرائض» و گاه با عنوان «الفرائض» یاد کرده است.(۴)
۲. الفرائض النصیریه: این نام را نیز علامه طهرانی در کتاب ذریعه ذکر کرده است.
اصلا ایشان نام اصلی این رساله را «الفرائض النصیریه» انتخاب کرده و این نام را عنوان قرار داده است، و نامهای دیگری نیز برای آن برشمرده است(۵). همچنین شروح آن را با همین نام(۶) برشمرده است.
از این رساله با همین نام در کتابهای «لؤلؤه البحرین»(۷) و «روضات الجنات»(۸) و «تاسیس الشیعه»(۹) و «امل الامل»(۱۰) یاد شده است.
۳. الرساله النصیریه: فاضل اصفهانی در «کشف اللثام»(۱۱) و صاحب «مفتاح الکرامه»(۱۲) رساله را به این نام نامیده و از آن عباراتی را نقل کرده اند.
چنین بر می آید که نام دوم و سوم پس از وفات مصنف شایع شده اند.
۴. الطبقات: مرحوم عاملی در «مفتاح الکرامه» چندین بار این نام را ذکر کرده است.(۱۳)
۵. برخی گفته اند: علامه نصیر الدین طوسی کتاب یا رساله ای در موضوع «الفرائض علی مذهب اهل البیت» دارد بدون این که برای آن نامی مشخص کرده باشند، بسان آنچه که در «الوافی بالوفیات»(۱۴) و«فوات الوفیات»(۱۵) و «تنقیح المقال» مشاهده می شود.(۱۶)
پس از ذکر این نامها قابل توجه است که فقیهان به طور مستقیم یا غیر مستقیم از این رساله بدون این که به نام آن اشاره کنند، نقل کرده اند.
شروح رساله:
۱. شرح مولی ابوالحسن بن احمد شریف قائنی از مشایخ حسین بن حیدر بن قمرکرکی. این کتاب شرح کامل متن است و نزدیک به ۶۶ صفحه است و آن را در دوران شاه طهماسب نگاشته و تالیف آن درسال ۹۶۲ه به پایان رسیده است.(۱۷)
۲. شرح محقق کرکی، شیخ علی بن حسین بن عبدالعالی (ت: ۹۴۰ ه).
این شرح در مجموعه رسائل او در کتابخانه راجه فیض آباد در هند موجود است.
۳. شرح شیخ الاسلام و المسلمین، بهاء المله و الدین، محمد بن حسین بن عبدالصمد حارثی (ت : ۱۰۳۱ ه). نگارنده این شرح تا بحث ولاء که یکی از مباحث ارث است، رسیده و ظاهرا وفات نموده و توفیق ادامه شرح آن را نیافته است.(۱۸)
۴. شرح عبدالله بن خلیل که پیش از سال ۱۰۰۶ ه زندگی می کرده است.(۱۹)
نسخه های خطی:
این رساله نسخه های خطی فراوانی دارد، لیکن ما سه نسخه را انتخاب کرده ایم که از این قرار است:
۱. نسخه خطی موجود در کتابخانه آیت الله مرعشی (رحمه الله)، به شماره (۹۳۰۶).
در سال ۷۲۵ه توسط یحیی بن تاج الشرف بن محمد موسوی نوشته شده و دارای ۱۶ برگ است. حجم هر صفحه ۱۳×۲۰ سانتیمتر است و هر صفحه دارای ۱۶ سطر است. این نسخه دارای برخی تعلیقات است که دارای رمز (ه) می باشد.
ما برای این نسخه رمز (أ) را قرار داده ایم.
۲. نسخه خطی آستان قدس رضوی، به شماره (۷۵۶)، و دارای شماره مسلسل (۷۱۵۴). این نسخه دارای ۴۹ برگ است، و حجم هر صفحه ۱۸×۱۲ سانتیمتر است و در هر صفحه ۱۹ سطر وجود دارد.
این نسخه دارای خط زیبا و علائم روشن است، و امتیازش به تصحیحاتی است که در حاشیه انجام شده است. در این حواشی نکات فراوانی وجود دارد و در آنها برای نام عالمانی که بر این رساله حاشیه زده اند، رمزهایی قرار داده شده است، ما برای این نسخه علامت (ب) را قرارداده ایم.
۳. نسخه خطی آستان قدس رضوی به شماره (۷۵۵) و شماره مسلسل (۵۷۱۱). در سال ۹۵۸ ه در اواسط ماه ذی القعده توسط سعد الله بن امان الله بن علی نوشته شده است. دارای ۲۰ برگ است و حجم هر صفحه ۵/۱۸×۵/۱۲ سانتیمتر است.
ما برای این نسخه رمز (ج) را قرار داده ایم.
جواهر الفرائض
بسم الله الرحمن الرحیم. اللهم بارک لمحمد و آله، الله الحمد، اهل الحمد، و ولیه، و منتهاه، و بدیه، و الصلاه علی محمد حبیبه و صفیه، و علی آله مفاتیح الاسلام، و مصابیح الظلام، و عترته الغر الکرام.
این رساله در بردارنده اصول و قواعد کلی ارث و مباحث جانبی آن می باشد که به اجمال ذکر شده، براساس بابها گرد آمده، و به دور از تکرار و اطناب است، به گونه ای که انسان مستعد و با هوش می تواند ازاین قواعد کلی، تفاصیل و حکم فروع را به آسانی به دست آورد.
این رساله دارای دو قسم است:
قسم نخست: در فقه مواریث و متعلقات و احکام آن.
قسم دوم: چگونگی تقسیم ارث بر ورثه با سهام صحیح [=عددی که در آن کسر نباشد].
قسم نخست:
در بردارنده دو فن است:
نخست: در شناخت مراتب وارثان و سهام آنها و احکام آن.
دوم: در آنچه که گاه ممکن است در بحث ارث داخل شود، بسان وصیت و اقرار.
فن نخست دارای دو باب است:
نخست: در مراتب وارثان و در ترتیب آنها در استحقاق.
دوم: در تفصیل سهام آنها و چگونگی تقسیم سهام.
هر بابی در بردارنده چند فصل است.
باب نخست، از فن نخست، از قسم نخست
در بیان مراتب وارثان و ترتیب آنها
انسان به دو چیز استحقاق ارث پیدا می کند: نسب و سبب، البته مادامی که مانعی از استحقاق ارث منع نکند. به زودی موانع ارث را ذکر خواهیم کرد.
فصل: در نسب ها و مراتب آنها
تعریف نسب: نسب در اینجا عبارت است از اتصال و ارتباط یک انسان به دیگری بر وجه شرعی(۲۰)، به خاطر منتهی شدن یکی به دیگری در ولادت [بسان منتهی شدن فرزند به والدین]، یا منتهی شدن آن دو به شخص سوم [بسان منتهی شدن دو برادر یا دو خواهر به یک پدر یا مادر].
صاحبان نسب دارای سه طبقه اند:
طبقه نخست: در این طبقه دو گروه ارث بر وجود دارد:
پدر و مادر؛ که جانشین ندارند.
فرزندان؛ که در صورت نبود آنها، نوه ها به جای آنها ارث می برند، و در صورت نبود نوه، نتیجه به جای آن می نشیند و به همین ترتیب. در فرزندان، ملاک ارث بردن مساوی بودن نسبت آنها به میت است، لذایک نفر از نسل بالاتر [که به میت نزدیکتر است] هر چند دختر باشد، حاجب و مانع همه کسانی که در نسل پایین تر قرار دارند می شوند. همین حکم در فرزندان خواهر و برادر [که در طبقه دوم از طبقات ارث قرار دارند]، و نیز فرزندان عمو و عمه و دایی و خاله [که در طبقه سوم قرار دارند] وجود دارد، یعنی در اینها نیز ملاک، مساوی بودن نسبت آنهابه پدران و مادرانشان که به جای آنها قرار گرفته اند آمی باشد و کسی که نزدیکتر به میت باشد، مانع ارث بردن دورتر می شود [مثلا در صورت نبودن خواهر و برادر، نوبت به فرزندان آنها می رسد، و فرزند خواهر میت مقدم بر نوه خواهر میت است و…].
طبقه دوم: در این طبقه نیز دو گروه ارث بر وجود دارد:
پدر بزرگ ها و مادر بزرگ ها؛ هر چند بالا روند.
برادران و خواهران؛ و در صورت نبود آنها فرزندانشان ارث می برند، هر چند پایین بیایند.
قابل توجه است که نزدیکتر به میت از هر گروه، مانع دورتر از همان گروه می شود، نه دورتر از گروه دیگر.(۲۱) [به عنوان مثال اگر پدر بزرگ و مادر بزرگ باشند ولی خواهر و برادر نباشند بلکه فرزند خواهر و فرزند برادر وجود داشته باشد، پدر بزرگ و مادر بزرگ مانع ارث بردن فرزندان خواهر و برادر نمی شوند، چون از دو گروه جدا هستند، بله در هر گروه نزدیکتر به میت مانع دورتر می شود]. این طبقه، طبقه کلاله ها می باشد.(۲۲)
طبقه سوم: در این طبقه یک گروه وارث وجود دارد، لیکن خود دارای درجاتی است:
درجه نخست: عموها و عمه ها و خاله ها و دایی های میت و فرزندانشان به شرط یاد شده [= الاقرب یمنع الأبعد] جانشین آنها می شوند؛ و تنها یک صورت از آن قاعده استثنا شده و آن اینکه پسر عمو ی پدر ومادری با اینکه دورتر است، مانع ارث بردن عموی پدری می شود و نصیب او را می گیرد.البته این است (۲۳) ثنا به موارد دیگر سرایت نمی کند، به عنوان نمونه اگر به جای عمو، عمه یا به جای پسر، دختر باشد، پسر عمو مانع عمه و دختر عمو مانع عمو نمی شود، بلکه براساس اصل و قاعده ای که پیش از این یاد کردیم، [= الاقرب یمنع الابعد] بر عکس است [یعنی عمه مانع پسر عمو، و عمو مانع دختر عمومی شود].
درجه دوم: عموها و عمه های پدر و مادر میت، و دایی ها و خاله های پدر و مادر میت، و پس از اینها فرزندانشان.
درجه سوم: عموها و عمه های پدر بزرگ ها و مادر بزرگ های میت، و دایی ها و خاله های پدربزرگ ها و مادر بزرگ های میت، و پس از اینها فرزندانشان.
درجات دیگر نیز به همین قیاس به دست می آید. این طبقه، طبقه «أولوا الأرحام» است.
یک نفر از هر طبقه یا درجه هر چند مؤنث باشد مانع ارث بردن طبقات و درجات بعدی می شود.
کسی که دارای یک رابطه با میت باشد لیکن هم از جهت پدر و هم از جهت مادر، به طور مطلق مانع ارث بردن کسی می شود که همان رابطه را تنها از جهت پدر داشته باشد، همچنین مانع کسی می شود که همان رابطه را تنها از جهت مادر داشته باشد، البته در «رد» مانع او می شود، نه در فرض [«فرض» یعنی سهم قرآنی، مثلا سهم قرآنی یک کلاله ۶/۱ و سهم قرآنی کلاله متعدد ۳/۱ است، و «رد» یعنی دادن مقدارزایدی بیش از سهم قرآنی به شخص، لذا معنای عبارت این است که: مثلا اگر کلاله پدری و مادری با کلاله مادری جمع شود، کلاله مادری سهم قرآنی خود را می برد و مقدار زاید به او داده نمی شود] آن هم به شرطی که از حیث دور و نزدیک بودن به میت یکسان باشند [و گرنه کسی که نزدیک تر است، ارث می برد و مانع ارث بردن دورتر می شود].
لیکن کسی که دو رابطه گوناگون با میت دارد، مانع ارث بردن کسی که یک رابطه با میت دارد نمی شود، بلکه اگر آن دو رابطه برابر باشند، به جهت هردو رابطه ارث می برد، بسان این که یک شخصی هم عموی میت باشد و هم دایی میت.(۲۴)
فصل: در اسباب و انواع آن
سبب بر دو نوع است: زوجیت، و ولاء.
زن و شوهر با همه طبقات جمع می شوند، و سهم قرآنی خود را نه بیشتر دریافت می کنند، مگر در یک صورت: غیر از شوهر هیچ وارث دیگری وجود نداشته باشد که در این صورت زاید بر سهم قرآنی نیزبه وی داده می شود، ولی به زن هیچ گاه زاید بر سهم قرآنی داده نمی شود.
هرگاه پدر یا جد پدری(۲۵) – با وجود پدر – دو کودک را به عقد یکدیگر در بیاورند، از یکدیگر ارث می برند [قید «با وجود پدر» ظاهرا برای آن است که بفهماند ولایت جد پدری در عرض ولایت پدراست و حتی با وجود پدر، جد پدری ولایت دارد. و اما در فرضی که پدر نباشد روشن است که جد پدری ولایت دارد].
و اگر عاقد غیر پدر و جد پدری باشد، از یکدیگر ارث نمی برند مگر بالغ شوند و عقد را امضا کنند؛ حال اگر یکی بالغ شود و عقد را امضا کند، عقد از جانب وی لازم است و اگر بمیرد، سهم دیگری تا زمان بلوغ کنار گذاشته می شود تا اگر او نیز عقد را امضا کرد و قسم خورد که به طمع ارث عقد را امضا نکرده است سهم ارث به وی داده شود.
اگر مردی بیمار در بیماری عادی یا بیماری خطرناک، زنی را عقد کند و پس از نزدیکی یکی از آنها بمیرد،ارث برقرار است، ولی اگر مرد پیش از نزدیکی(۲۶) بمیرد، برخی از اصحاب(۲۷) گفته اند: عقد باطل است و زن از شوهر خود ارث نمی برد، که این سخن جای بحث دارد.
اگر مرد بیمار همسر خود را طلاق بدهد، زن تا یک سال از وی ارث می برد مگر شوهر بهبودی یابد [و به علت دیگری غیر از آن بیماری که طلاق در آن واقع شده بمیرد] یا زن ازدواج مجدد نماید.
مرد از زن مادامی که در عده طلاق رجعی است ارث می برد.
بنابر دیدگاه درست، مرد و زنی که ازدواج موقت کرده اند، هر چند شرط توارث کرده باشند، از یکدیگر ارث نمی برند. (بنا بر نظر مشهور در ازدواج موقت زن و شوهر بدون شرط توارث از یکدیگر ارث نمی برند. و در ثبوت توارث در صورت شرط آن در عقد، اختلاف است. [جواهر ۳۰ / ۱۹۰ ۱۹۳])
ولاء:
بر خلاف زوجیت که با همه طبقات ارث جمع می شد، ولاء مترتب بر سه طبقه مذکور در باب نسب می باشد و بسان طبقه چهارمی است که در صورت نبود سه طبقه قبل نوبت به آن می رسد. ولاء دارای اقسامی است:
قسم نخست: ولاء عتق: آزاد کننده برده در صورت وجود شرایط زیر از او ارث می برد:
۱. برده را مجانی و تبرعا آزاد کرده باشد.
۲. از جنایت برده تبری نکرده باشد.
در صورت وجود دو شرط بالا و در صورتی که آزاد کننده مرد باشد ارث برده و ارث اولاد وی، از آن آزاد کننده وی می باشد و در صورت نبود آزاد کننده، از آن پسران وی می باشد و اگر آنها هم نبودند نوبت به عصبه (۲۸) آزاد کننده می رسد، یعنی: پدر، برادران، اجداد، عموها، و پسران آنها.
در صورتی که آزاد کننده زن باشد، ارث برده به وی داده می شود و در صورت نبود او به عصبه وی – نه پسرانش – داده می شود، مگر پسران عصبه وی باشند(۲۹) که در این صورت به خاطر وجود رابطه تعصیب، ارث می برند.
هرگاه غلام با زنی که توسط غیر او آزاد شده ازدواج کند، ولاء فرزندان این دو برای آزاد کننده مادر آنها می باشد، و اگر جد پدری آنها آزاد شود، ولاء به آزاد کننده جد پدری منتقل می شود. اگر پس از آن، پدرآن فرزندان آزاد شود، ولاء به پدر آنها منتقل می شود.
قسم دوم: ولاء ضامن جریره.(۳۰)
قسم سوم: ولاء کسی که به دست وی کافری مسلمان شده باشد.(۳۱)
قسم چهارم: ولاء مستحق زکات در صورتی که برده از مال زکات باشد.(۳۲)
قسم پنجم: ولاء امام (ع)(۳۳)، امام (ع) مستحق ارث کسی است که وارث نداشته باشد و از آن جمله است: مقدار زاید از سهم قرآنی زنی که شوهرش مرده باشد.
در همه این اقسام غیر از افراد یاد شده هیچ کس دیگر مستحق ارث نیست.
فصل: در موانع ارث
موانع ارث سه تاست:
نخست: کفر وارث (۳۴) به همه اقسامش به طور مطلق مانع ارث می شود، کفر عبارت است از: انکار چیزی که به ضرورت، آمدن آن از جانب رسول اسلام(ص) معلوم باشد، بسان شهادتین، و ارکان عبادات و مانند آن.
لیکن مسلمان از کافر ارث می برد و مانع ارث بردن وارثان کافر – هر چند به میت نزدیکتر باشند – می شود.
اگر وارثان، فرزندان کوچک وی باشند، از ترکه میت به آنها انفاق می شود تا بالغ شوند، آن گاه اگر اسلام آوردند، ارث می برند و گرنه، خیر.
اگر کافران به دادگاه اسلامی مراجعه کنند، میان آنها بر اساس قوانین اسلامی حکم می شود.
دوم: برده بودن وارث، مگر غیر او وارث دیگری وجود نداشته باشد و مال به جا مانده از میت برای خرید وی کافی باشد، که در این صورت برده خریداری و آزاد می شود و اگر یک نفر باشد، مقدار باقیمانده ازبهای وی به او داده می شود. اگر وارث بیش از یک نفر باشد و مال برای خرید همگی کافی نباشد، برخی خریداری نمی شوند.
برده مکاتب اگر مشروط نباشد [= مکاتب مطلق] به همان نسبت که آزاد شده ارث می برد.
اگر پیش از تقسیم مال کافر مسلمان شود یا برده آزاد شود، ارث می برد.(۳۵)
سوم: کشتن مورث، به ظلم به طور مطلق مانع ارث بردن قاتل می شود، و اگر قتل خطا باشد، تنها مانع ارث بردن قاتل از دیه می شود و دیه را نزدیکان پدری نه مادری ارث می برند.
باب دوم: تفصیل سهام و چگونگی تقسیم کردن:
فصل: مقدار فروض [= سهام قرآنی]
فروض موجود در قرآن شش تاست:
دوسوم: سهم دو دختر، نیز دو خواهر پدر و مادری یا پدری تنها و بیشتر از دو نفر.
یک دوم: سهم یک دختر، یا یک خواهر، نیز شوهر در صورت بچه نداشتن همسر وی.
راهنمای خرید:
همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.