خرید و دانلود فایل پاورپوینت کامل اندیشه سیاسی / میرزای نائینی
خرید و دانلود فایل پاورپوینت کامل اندیشه سیاسی / میرزای نائینی قیمت اصلی 224,700 تومان بود.قیمت فعلی 109,200 تومان است.
بازگشت به محصولات
خرید و دانلود فایل پاورپوینت کامل بیعت و نقش آن در حکومت اسلامی
خرید و دانلود فایل پاورپوینت کامل بیعت و نقش آن در حکومت اسلامی قیمت اصلی 224,700 تومان بود.قیمت فعلی 109,200 تومان است.
📥 ترافیک اینترنت مصرفی جهت دانلود فایل‌ها در میکی بوک، به‌صورت نیم‌بها می باشد.
فقط اینقدر👇 دیگه زمان داری با تخفیف بخریش
00روز
16ساعت
44دقیقه
32ثانیه

خرید و دانلود فایل پاورپوینت کامل آراء و نظریات اخوان الصفا

قیمت اصلی 224,700 تومان بود.قیمت فعلی 109,200 تومان است.

تعداد فروش: 78

فرمت فایل پاورپوینت

1 آیتم فروخته شده در 30 دقیقه
5 نفر در حال مشاهده این محصول هستند!
توضیحات

دانلود و استفاده از فایل پاورپوینت کامل آراء و نظریات اخوان الصفا – تجربه‌ای بی‌نظیر در ارائه!

پاورپوینتی شیک و استاندارد:

فایل فایل پاورپوینت کامل آراء و نظریات اخوان الصفا شامل 120 اسلاید طراحی‌شده با دقت بالا است که کاملاً آماده برای ارائه یا چاپ در PowerPoint می‌باشد.

چرا فایل فایل پاورپوینت کامل آراء و نظریات اخوان الصفا گزینه‌ای عالی است؟

  • گرافیک حرفه‌ای و جذاب: اسلایدهای فایل پاورپوینت کامل آراء و نظریات اخوان الصفا با طراحی مدرن و چشم‌نواز، پیام شما را به بهترین شکل منتقل می‌کنند.
  • کاربری آسان: ساختار این پاورپوینت به‌گونه‌ای است که استفاده از آن بدون نیاز به تغییرات پیچیده ممکن باشد.
  • آماده استفاده: تمامی اسلایدهای فایل پاورپوینت کامل آراء و نظریات اخوان الصفا از قبل تنظیم‌شده و بدون نیاز به ویرایش، قابل استفاده هستند.

تضمین کیفیت و دقت بالا:

این مجموعه بر اساس بالاترین استانداردهای طراحی ساخته شده است و کاملاً منسجم و بدون اشکال، مناسب برای ارائه‌های حرفه‌ای می‌باشد.

نکته قابل توجه:

برخی نسخه‌های غیررسمی ممکن است تغییراتی داشته باشند. این نسخه اصلی فایل پاورپوینت کامل آراء و نظریات اخوان الصفا با دقت و کیفیت بالا طراحی شده است.

همین حالا فایل فایل پاورپوینت کامل آراء و نظریات اخوان الصفا را دریافت کنید و یک ارائه بی‌نظیر داشته باشید!


بخشی از متن فایل پاورپوینت کامل آراء و نظریات اخوان الصفا :

 مقدمه

مسلمانان, هیچ دورانی را هم چون قرن چهارم هجری نمی شناسند که شرایط عمومی زندگی آن ها این چنین با یکدیگر در تناقض باشند. این شرایط از یک سو ناپسندترین و بی ثمرترین چهره را به نمایش می گذارد و از دیگر سوی دورانی پرنعمت, ارزش مند و نتیجه بخش محسوب می شود.
زندگی مسلمانان در این دوران دچار فساد و تباهی گشته و جهان اسلام در این عصر به جولان گاه رقابت ها و انبوه تمایلات هوسآلود تبدیل شده است. و از دیگر سوی, حیات ذهنی و عقلی آنان چنان بهبود پذیرفته که هرگز برای آن ها سابقه نداشته است.
این دو وجههء متناقض نمی توانسته است یگانه ای از امت اسلام تشکیل دهد.
در این دوران حیات عقلانی جدیدی برای مسلمانان پدیدارشد که رنگ خالص اسلامی بر خود داشت. در جهان اسلام متفکران مسلمانی جلوه کردند که اندیشه هایشان نه به دین رنگ باخته بود و نه به فلسفهء بیگانگان. آن ها متفکرانی مستقل بودند که کوشیدند آن چه را از ملل دیگر به مسلمانان رسیده, رنگ اسلامی خالص و مستقل زنند.
پیشوایان این متفکران, فارابی, ابن سینا, و سایر فلاسفه ای بودند که در این دوران ظاهر شدند.
آثار فراوان و گوناگونی که محصول این دو پدیدهء متناقض, یعنی انحطاط سیاسی و شکوفایی و اعتلای عقلی در میان مسلمانان قرن چهارم هجری است۱ برای ما باقی مانده که شاید استوارترین و آشکارترین آن ها در رسائل اخوان الصفا باشد.
نویسندگان این رسائل جماعتی بودند که در خفا کار می کردند و در پی تغییر نظام سیاسی ای بودند که در آن وقت به جهان اسلام سیطره داشت, و در این مسیر به تغییر آن نظام عقلانی که بر زندگی مسلمانان نفوذ داشت متوسل می شدند.آن ها در این جهت روش جمعیت هایی را که در جهان کهن قبل ازآن ها وجودداشت برمی گزینند که بارزترین شان فیثاغوریان و افلاطونیان بودند.
آشنایی با اوضاع اقتصادی و اجتماعی جهان اسلام در قرن چهارم هجری انقلاب اجتماعی که پیامبر اسلام بدان دست زده از همهء انقلاب هایی که در همهء اعصار تاریخ رخ داده, مهم تر و عمیق تر بود, زیرا او از حال بینوایان و ستم و طغیان توان گران از دیگران آگاه تر بود.
پیغمبر اسلام(ص) با توان گران و اشراف به جنگ برخاست و از حقوق بینوایان دفاع کرد. و این خود, اشراف مکه را ناخشنود ساخت و لذا جنگ بزرگی علیه پیغمبر برانگیختند تا جایی که حضرت را به هجرت از دیار مجبور کردند.
اصلاحات اسلام نتوانست همهء مفاسد اجتماع را ریشه کن کند. مللی که اسلام در میان آن ها منتشر شد نیز, چون جزیره العرب, دارای مشکلات اجتماعی و اقتصادی بودند و در نتیجهء فتوحات اسلام, این مشکلات پیچیده تر شد, زیرا خلفای نخستین چنان به امور لشکرکشی سرگرم بودند که فرصت کافی برای پرداختن به اصلاحات اقتصادی نمی یافتند. نیز سنگینی خراج هایی که عمربن خطاب موسس امپراتوری عرب و خلفای بعد از او تعیین کردند, بیش تر بر دوش ملل مغلوب, چون سریانیان و قبطیان و نبطیان و ایرانیان و ترکان بود تا بردوش فاتحان.
در ایام دولت اموی, پس از یک دوران کوتاه بهبود, اوضاع اقتصادی رو به وخامت نهاد. جنگ ها از یک سو و اسراف کاری امویین از سوی دیگر, و تحمیل پرداخت خراج و جزیه به کسانی که اسلام آورده بودند و قوانینی که درزمان آن ها وضع گردید خشم و نارضایی مردم را افزون کرد.
در عهد عباسی نیز نه تنها اوضاع بهبود نیافت بلکه ناگوارتر شد. عباسیان که از برکشیدگان ایرانیان بودند می خواستند میان عرب و عجم مساواتی برقرار کنند.
در سدهء چهارم هجری خلافت عباسی به حد نهایت ناتوان گشت و روزگار مقتدر, بدترین ایام دولت عباسیان بوده است, زیرا در این دوره زنان و خادمان فرمان می راندند و رشوه و فساد رواج کامل یافت و همگانی گشت. و درسال۳۳۴ هجری احمد بن بویهء دیلمی در حال جنگ وارد بغداد شد, خلیفهءوقتالمستکفی بالله (۳۳۳ ۳۳۴ق) بود. در حال, پیش وی آمد و احمد با وی بیعت کرد که: خلافت برایمستکفی بماند و احمد سلطنت را به دستآورد و بدین سان خلافت عباسی پایهء دورهء جدیدی گذاشت: یعنی سلطنت و نیرومندی آن زایل گشت, و خلیفه جز رئیسی دینی به شمار نمی رفت.۱
پسران بویه, شیعهء زیدی بودند, و براین اعتقاد که, عباسیان خلافت را غصب کرده اند و آن را از صاحبان سزاوار آن باز گرفته اند, ولی می ترسیدند که خود را از زیر فرمان خلیفگان عباسی رها کنند و جای وی را به خلیفهء علوی بدهند, زیرا از این هم می ترسیدند که همین خلیفه ءعلوی سلطنت را از آل بویه بازستاند و ادعا کند که خود او خلیفهء شرعی است. ولی سرانجام بویهیان خلیفهءمستکفی را کشتند ومطیع پسرمقتدر را جای وی نشاندند, و روزگار وی نیز از بدترین دوره ها بود. در این دوره بود که نزاع دینی بالاگرفت: بیش تر عراق سنیان بودند,ولی پسران بویه تایید و نیرومندی مذهب شیعه را می خواستند و در این راه غلومی کردند, و از این جهت شور و فتنه میان مردم بالا گرفت و کار عراق اختلال یافت, وفقر و بیماری شدت گرفت و گرسنگی و قحط سخت شد, تا به جایی که اهل بغداد گوشت مرده و سگ خوردند, وگروه زیادی از گرسنگی مردند. اما اگر وضع تازیان در این روزگار پریشان شده بود, ایرانیان نیز روزگار خوشی نداشتند.۲
فتنه در همهء حوزهء پهناور خلافت راه یافته بود و شهرهای دیگر, مانند بصره و کوفه, نیز وضع بهتر از بغداد نداشتند. دولت اسلامی به دولت های کوچک گوناگون تفکیک شد. و هر منطقه زیر نفوذ قدرتی بود و نابسامانی همه گیر بود.
فساد و تباهی بیش تر به سبب نفوذ و غلبهء ترکان بود که معتصم سپاهی از آنان گردآورده بود و کارها را به دست آنان سپرده بود که رفته رفته کارشان بالاگرفته و اکنون خلیفگان را نیز به خداوندی نمی شناختند. شب ها سروران خود را در قفس می انداختند و روز آزادشان می ساختند اما از خود اختیاری نداشتند و این پاداش شهوت پرستی و کوته بینی خودشان بود.
ظاهرا همهء خلیفگان عباسی دشمن علویان نبودند, زیرا مامون و معتصم و واثق در برابر آن ها اظهار تسامح و گذشت می کردند. ومامون ولی عهدی خود به یکی از علویان سپرد و او علی بن موسی کاظم بود, ولی عباسیان بر او شوریدند و او مجبور شد که رضا را هم بکشد. و لیکن متوکل با علویان به سختی معامله کرد, چنان که در سال ۲۳۷ق قبر حسین بن علی را در کربلا ویران و خانه ها و منزل های اطراف آن را با خاک یکسان کرد, و با شیعیان بدرفتاری و سخت گیری بسیارکرد. جز این که شیعیان تسلیم نشدند, بلکه شورش ها و طغیان های آنان روزگار والیان متوکل افزون گشت.۳
از جمله طغیان هایی که علیه عباسیان شکل گرفت نهضت باطنیان.این جنبش راهابوشاکر میمون بن دیصان آغازکرد و او از نژاد پارسی بود و به قداح مشهور. و از غلامان امام جعفر صادق بود و در باطن مذهب شیعه داشت. وی در سال ۱۴۵ق در کوفه زندانی شد, و او و یارانش مذهب مشهورباطنیه را در زندان بنیاد کردند. و چون از زندان آزاد شد ادعاکرد که از فرزندان محمدبن اسماعیل پسر امام صادق است و مذهب او در جنوب فارس و جنوب عراق و بحرین انتشاریافت.۴
پس از وی پسرش عبدالله جای او نشست و ادعاکرد که همهء علوم از جدش محمدبن اسماعیل به وی رسیده. و همو یاران خود را باطنیه نامید. از این رو که می گفتند هر ظاهری را باطنی, و هر تنزیلی را تاویلی است. و این گروه به نام اسماعیلیه نیز مشهورند, زیرا مردم را به امامت اسماعیل پسر جعفر صادق می خواندند. ۵ ازمیان اسماعیلیان نحله ای به نام اخوان الصفا با تمایلات فلسفی ظهورکرد که با رسائل خود عصارهء همهء کشمکش های فلسفهء شایع در آن روزگار را جمعآوری کرده و به بیان حقایق فکری خود پرداختند.

پیدایش اخوان الصفا

قرن چهارم هجری قرن شکفتگی علم و فرهنگ بود. در این قرن فلسفهء یونان به نحو وسیعی رواج یافت و مسلمانان به تحصیل آن پرداختند و در این راه شیوهء التقاط و امتزاج را برگزیدند. در این دوره تمایلات فیثاغوری و افلاطونی که هردو رنگ تصوف داشتند برتری خاصی یافتند. بیش تر فرقه های اسلامی, دینی و سیاسی به بحث و تحقیق در این فلسفه مشغول شده بودند و می خواستند بنیان عقاید خود را به نیروی آن استوار سازند. آن هایی که بر قدرت عرب و تسنن خرده می گرفتند مدعی بودند که شریعت بر اثر اندیشه های جاهلانه چرکین شده و تطهیر آن جز به فلسفه امکان نیابد.
ظهور اخوان الصفا, نتیجهء طبیعی اوضاع سیاسی و اجتماعی و فرهنگی آن عصربوده است.
ایجاد جمعیت اخوان الصفا در بصره در قرن دهم مسیحی برابر با قرن چهارم هجری بوده است که با رسائل خود عصارهء همهء کشمکش های فلسفهء شایع در آن روزگار را جمعآوری کرده و به بیان حقایق فکری خود پرداختند و برای پیروان خویش نقشهء حیات سیاسی و فرهنگی طرح می کردند که این نقشه ها به علت سخت گیری حکام وقت مکتوم می ماند و از دسترس کسانی که اهلیت آن را نداشتند و یا مستعد درک آن نبودند دور نگه داشته می شد.

اخوان الصفا چه کسانی بودند ؟

در این باره که اعضای موسس اخوان الصفا چه کسانی بودند و چه مذهبی داشتند, عالمان و مورخان اختلاف دارند. و این بدان سبب است که ایشان می کوشیدند تا حقیقت امر و نام خود را از دیگران بپوشانند.قفطی در کتاباخبارالعلماء به اخبارالحکما گوید: چون مصنفان رسائل نام خود را مخفی می داشتند, مردم در نویسندگان حقیقی آنها اختلاف می کرده اند و هر کس به طریق حدس و تخمین چیزی گفته است. گروهی گفتند که آن رساله ها از آثار یکی از امامان نسل علی بن ابی طالب کرم الله وجهه – است.
گروهی گویند تالیف یکی از متکلمان دورهء اول معتزله است. و برخی گویند تالیف حکیم مجریطی قرطبی است. و این پندار بدان سبب است که او((الرساله الجامعه))اخوان الصفا را به اندلس برد و برای شاگردان خود املا کرده از این رو پاره ای تصور کردند که مجریطی خود نویسندهء الرساله الجامعه است, زیرا این رساله, تفسیر سایر مسائل و تعلیقه ای است برآن ها و نیز عین عبارت های رسائل دیگر به فراوانی در آن آمده است.
گروه دیگر گویند که این رساله ها از آثار امام جعفر صادق(ع) است. و برخی نیز آن ها را به مسلمه بن قاسم اندلسی(۳۹۵هجری) و برخی به احمدبن عبدالله, از اعقاب امام جعفر صادق منسوب داشته اند. عمادالدین ادریسی گوید: چون سید احمدبن عبدالله بیمناک شد که مبادا مسلمانان از شریعت محمدی به علوم فلاسفه منحرف شوند, رسائل اخوان الصفا و خلان الوفا را تالیف کرد. و در آن علوم حکمت و معارف الهی و فلسفی را گرد آورد.۷

وجه تسمیهء اخوان الصفا

اخوان الصفا و خلان الوفا اسمی است که اخوان برای دلالت بر حقیقت حال خود اتخاذ کردند. این نام در زبان عربی مشهور است و در کتاب های عربی به فراوانی آمده است.
ابن مقفع در ترجمهء کتاب کلیله و دمنه در بابالمحاقه المطوقه چند بار این عنوان را آورده است. اخوان الصفا به کتاب کلیله و دمنه از جهت حکمت و شرح معانی دوستی و اسلوب رمزی و نیز داستانی که هم دارای معانی باطنی است و هم ظاهری, و همهءاین ها با روش و هدف اخوان موافق است, اهمیت بسیار می دهند.
بارون کارادوو دانشمند فرانسوی در کتاب متفکران اسلام معتقداست که اخوان معادل فیلوسPhilos)) والصفا معادل سوفیاSophia))است.۸ وهانری کوربن دانشمند فرانسوی, اخوان الصفا و خلان الوفا را به برادران خلوص و دوستان وفا ترجمه کرده و می گوید
: راجع به کلمهء خلوص بعضی ایرادگرفته اند, مع ذلک این ترجمه کاملا معنای کلمه است.
در این عبارت, خلوص به معنایپاکی و عفاف نیست, بلکه مقابل کدورت است که به معنای تیرگی و عدم خلوص می باشد. با مطالعهء کتاب آنان می توان دریافت که اینان برادرانی بودند با دل پاکیزه و وفادارانی در معرض هر آزمایش.۹

هدف های اخوان الصفا

هدف های اخوان الصفا دینی و سیاسی بود. دشمنانشان از روی خشم و انکار در آن ها نگریسته اند و ایشان را خارج از دین اسلام پنداشته و دربارهءشان با نهایت سخت دلی قضاوت کرده اند. ابوسلیمان محمد بن بهرام منطقی سجستانی(قرن چهارم هجری) گوید:اینان(اخوان) پندارند که می توانند فلسفه را, یعنی علم نجوم را و فلکیات و مقادیر و مجسطی و آثار طبیعت و موسیقی که معرفت نغمه ها و ایقاعات و نقرات و اوزان است و منطق که سنجش آرااست به وسیلهء نسبت ها و کمیت ها با شریعت بیامیزند و این را به فلسفه پیونددهند. با این که این کاری است ناشدنی, به راستی اخوان الصفا را چگونه میسرشود که از جانب خود مرامی پی افکنند که حقایق فلسفه و قوانین شریعت را در یک جا گردکرده باشد. از این طایفه که بگذریم طوایف دیگر هم هستند که چنین مقاصدی دارند. چون عزیمت جوانان, و کیمیاگران و طلسم بندان و ساحران و غیب گویان. بدین طریق سجستانی کار اخوان را بی ارج شمرده و دلیلش این است که دین از جانب خدا است, و فلسفه را در آن مجال چند۱چون نیست. از این رو است که او اخوان را از زمرهء شعبده بازان و کافران دانسته است.۱۰
ابوحیان توحیدی ضمن این که مخالف اخوان است در شرح هدف هایشان چنین گوید: این گروه به محبت و صفا و صداقت و قدس و طهارت و نیک خواهی به سرمی برند. مذهبی پدیدآورده اند و پندارند که بدان وسیله به خشنودی خدا رسیده اند, زیرا معتقدند که دین را با نادانی ها چرکین کرده و به گمراهی ها آمیخته اند و دیگر برای شست و شو و تطهیرآن, جز فلسفه راهی نیست, زیرا فلسفه حاوی حکمت اعتقادی و مصلحت اجتهادی است و معتقدند که اگر فلسفهء یونانی و شریعت اسلامی را به هم بیامیزند نهایت کمال حاصل خواهدشد.۱۱
اخوان معتقدند که فلسفه, فوق شریعت است و فضائل فلسفی, فوق فضائل شرعی است. و جاویدانی همراه با سعادت, از آن فلاسفه است, که سعادت سعادت عقلی است. اخوان بدین گونه قصد آن داشتند که شریعت را با فلسفه تطهیر کنند یعنی دین را به میزان فلسفه بسنجند و از این راه, به یک انقلاب فکری که موافق آرای غلات شیعه باشد برسند. و از آن جا به یک انقلاب سیاسی. و ما این صدا را در فلسفهء ابن رشد می بینیم. ما این سخنان را درتاریخ فلسفه در جهان اسلام از حناالفاخوری و خلیل الجر می خوانیم و آن ها در پی آن گفته اند:چون به تتبع در رساله های اخوان الصفا پردازیم, بدین نکته واقف می شویم که: اخوان, مردم را به تشکیل دولتی جدید مبتنی بر اساس جدید دعوت می کنند و می کوشند تا دین را به صورت خاصی به وسیلهء فلسفه توجیه کنند.
هدف اخوان, در درجهء اول, یک هدف سیاسی محض است. و روش پنهان کاری سخت و هراس فراوان و تقیه شگفتی که در پیش گرفتند, روش اسماعیلیه را به یادمیآورد.
هدف های سیاسی ایشان از برخی مطالا رساله ها روشن می شود. در کتاب تاریخ فلسفه در جهان اسلام, از رسائل اخوان الصفا چنین مثالآورده است:
ای برادر نیکوکار مهربان, خدا تو را و ما را به روحی از جانب خود یاری کند.
می بینیم که دولت بدکاران سخت نیروگرفته و قدرتشان هویدا گشته, کردارهاشان در این عصر در جهان پراکنده شده است و چون به نهایت افزونی خود رسند, انحطاط و نقصان از پی در خواهد آمد, و بدان که دولت و ملک در هر روزگار و زمان و دور و قرانی, از مردمی به مردم دیگر, و از خاندانی به خاندان دیگر و از دیاری به دیار دیگر افتد, و بدان ای برادر که دولت اهل خیر, نخستین بار از جمعی از علما و حکما و برگزیدگان و فضلا پدید خواهد آمد مردانی که دارای اندیشهء واحد و مذهب واحد و دین واحدند, و میان خود عهدی بندند که بیهوده ستیزه نکنند و ازیاری یکدیگر باز نایستند و در اعمال و آرائشان چون یک تن واحد باشند. در این گفتار, دلیل بارزی است بر هدف سیاسی ایشان و بر این اعتقاد که آن ساعت که تخت عباسی را فرو کوبند و انقلابی همه جانبه برپا سازند فرارسیده است.
بدین طریق آشکار می شود که اخوان از طریق توجیه جدید دین, سیاست تازه ای را پیش گرفته بودند. دینشان فلسفی و عقلی بود و می خواستند دین را به نیروی فلسفه و علوم طبیعی تفسیر کنند. هر چیز را به طبیعت باز گرداندند و هر امری از امور دین را در نظر ایشان معنای خاصی بود. بنابراین باید گفت: دین ایشان الهی مادی و تشیع ایشان آشکار و تصوف ایشان عقلی است.۱۲
هدف اخوان الصفا ایجاد اتحاد و ائتلاف بین تمام افراد جامعهء خود و گردآوردن آن ها تحت یک پرچم واحدبوده و پاک ساختن دین به مدد فلسفه است و برای نیل به کمال و به دستآوردن رضای حق. البته اصلاح اخلاقی, تنها هدف آن ها نبود. اخوان الصفا چندبار در رسائل خویش به برپایی حکومت دنیوی که عدالت بر آن حاکم باشد و خیرعمومیت یابد فرا خوانده اند.

پنهان کاری

اخوان الصفا برای تحقق بخشیدن به هدف های خود راه پنهان کاری برگزیدند, به همین علت, حقیقت امر و حقیقت آرا و هدف خود را از دیگران پوشیده می داشتند و بیش تر به رموز می پرداختند.رساله های خود را بر مبنایی علمی تالیف کردند و از فلسفه به همان مفهوم عام قدیم خود سخن می گفتند, بدین طریق که: مباحث را به صورت درس های پی در پی و متصل درمیآوردند و آرای خود را در طی آن بیان می کردند. تعالیم مخصوص خود را در همه جا در ضمن مباحث, پراکنده می ساختند و همهء این ها را با مهارت خاص خود به انجام می رسانیدند.در مطاوی سخنانشان به پیروان خود توصیه می کردند تا در نگهداری و تعلیم آن رساله ها سخت گیر باشند. نیز از جنبهء رمزی اقوال خود ایشان را آگاه می کردند. و فراوان دیده می شود که رسالهء خود را بدین عبارت ها پایان داده اند:
ای برادر! خدا تو را در فهم این اشارات لطیف و اسرار خفی موفق کناد, و تو را و ما را و همهء برادران را در هر زمان و در هر جا که هستند به درک آن توفیق دهاد.
رسالهء هشتم ازرسائل جسمانیهء طبیعیه را بدین عبارت به پایان میآورند:
بدان ای برادر که ما در این رساله, غرض مطلوب خویش را بیان کردیم. به ما بدگمان مشو, و این رساله را بازیچهء اطفال, یا خرافه سرایی اخوان به حساب میاور, که عادت ما بر این است که حقایق را در الفاظ و عبارات و اشارات بپوشیم, تا ما را از کاری که داریم باز ندارد.۱۳

تشکیلات اخوان الصفا

الف مراتب و درجات تشکیلات اخوان الصفا دارای چهار درجه به شرح زیر بود:
۱ الاخوان الابرار الرحماء: اینان مبتدیان و کسانی بودند که میان پانزده تا سی سال داشتند. از خصایص لازمهء این گروه صفای ذات و روح و تیزهوشی و سرعت انتقال بود.
۲ الاخوان الاخیار الفضلاء : اینان کسانی بودند بین سی تا چهل ساله, دارای مرتبهء روسای سیاست مند, و لازمهء این گروه مراعات اخوان و سخاوت وفیض بخشی و شفقت و مهربانی و وفاداری نسبت به دیگر اخوان بود.
۳الاخوان الفضلاء الکرام: اینان بین چهل تا پنجاه ساله بودند.مرتبهء اینان مرتبهء شاهان صاحب قدرت بود و خود خداوندان امر و نهی و پیروزی و قیام علیه خصمان و داوری به هنگام ظهور معاندان و مخالفان طبقه بودند, بدین سان که کار را به رفق و لطف و مدارا فیصله دهند و به اصلاح کشند. این گروه از دانشمندان اخوان بودند که نوامیس را می شناختند و عقاید را تدوین می کردند و راه ها را روشن می نمودند و از حقایق دفاع می کردند و برای نشر و گسترش دعوت می کوشیدند.
۴مرتبهء آخر و مرتبهء کمال است که همهء اخوان از سه درجهء پیشین به این درجه و مرتبه دعوت می شوند. این مرتبه, از آن کسانی بود که سنشان از پنجاه می گذشت. اخوان می گفتند:این مرتبه, مرتبهء آمادگی برای رستاخیز و مفارقت هیولی است. در این مرتبه قوهء معراج دست می دهد و بدان قوه, صعود به ملکوت آسمان, مشاهدهء احوال قیامت بعث و حشر و نشر و حساب و میزان و عبور از صراط و نجات از دوزخ و مجاورت ذات پروردگار رحمان میسر می گردد.۱۴

ب بهگزینی

اخوان الصفا در زندگی و آرای خود شیوهء بهگزینی و تلفیق داشتند. می خواستند از همهء ادیان و مکاتب فلسفی و فکری استفاده برند آن گاه مردم را به آن چه برگزیده اند دعوت کنند. ولی از میان مردم تنها کسانی را که شایستگی داشتند دعوت می کردند. در کتاب تاریخ فلسفه در جهان اسلام آمده است:
شایسته است که برادران ایدهم الله در هر سرزمینی که هستند, اگر خواهند دوست و یا برادر تازه ای برگزینند, در احوال او بنگرند, از سابقهء او آگاه باشند, اخلاق او را بیازمایند, از مذهب و عقاید او بپرسند, تا بدانند که صداقت و صفا و مودت و حقیقت و اخوت را شایسته است یا نه. بنابراین, اگر خواهی دوست یا برادری برگزینی باید, چنان که درهم و دینار را می سنجی, او را نیز بسنجی. و چنان که خاک زمینی را که می خواهی در آن درختی بنشانی, وارسی می کنی, او را نیز وارسی کنی و مانند اهل دنیا,که به هنگام انتخاب زن جهت ازدواج, و خریدن برده و سایر کالاها, به آزمایش و تجسس می پردازند تو نیز در موقع انتخاب دوست و برادر باید از آزمایش و سنجش خودداری نکنی.

ج روابط اعضا

رابطهء اعضا با یکدیگر بر پایهء برادری بوده است.آن ها معتقد بودند که بهترین نعمت ها دو نعمت است: مال و علم مال برای زندگی دنیوی, و علم برای حیات اخروی و چون کسی از این هردو برخوردار بوده و برادری محروم بدو می رسید, از مالش او را انفاق می کرد و با عملش در صدد تهذیب و تعلیم او برمیآمد. اما کسی که علم داشت نه مال, می بایست با کسی که مال داشت بدون علم, به شراکت و تعاون بزید, اما برادروار به نحوی که مکمل یکدیگر باشند, نه آن که بر هم منت گذارند و یکدیگر را تحقیر نمایند.۱۵

د تشکیل جلسات

رئیس هر شاخه می بایست هر دوازده روز یک بار, همهء اخوان را در جایی گردآورد.
جای این اجتماع مشخص نبود, بلکه در هر مکان و موضعی که در آن ایمن بودند تشکیل می یافت و جز کسانی که خود را تطهیر و تلطیف کرده و تا حد امکان خود را آراسته بودند, احدی را در آن جمع راه نبود. هرگاه کسی از حضور در مجمع تخلف می کرد, می بایست عذر قانع کننده بیاورد. و چون جلسه منعقد می شد, رئیس در جامهء خاص خود ظاهرمی گشت و حکم را بر حاضران می خواند. و تا آن حد که میزان فهم و گنجایش ذهنشان بود موعظه می کرد. تا آن گاه که گروهی از آنان دوره

  راهنمای خرید:

  • همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
  • ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
  • در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.