اگر فایل یا کتابی رو که میخواهید توی سایت نیست روی " پیشنهاد فایل " کلیک کنید.
خرید و دانلود فایل پاورپوینت کامل غرب و سراب خوشبختی
224,700 تومان قیمت اصلی 224,700 تومان بود.109,200 تومانقیمت فعلی 109,200 تومان است.
تعداد فروش: 54
فرمت فایل پاورپوینت
تحولی در ارائهها با فایل پاورپوینت کامل غرب و سراب خوشبختی!
اگر به دنبال یک روش ساده اما حرفهای برای ارائهی مطالب خود هستید، فایل پاورپوینت کامل غرب و سراب خوشبختی بهترین انتخاب شما خواهد بود. فایل پاورپوینت کامل غرب و سراب خوشبختی از پایه بر اساس اصول طراحی مدرن ساخته شده و تضمین میکند که اسلایدهای شما جذاب، منظم و آمادهی استفاده باشند.
فایل پاورپوینت کامل غرب و سراب خوشبختی شامل 81 اسلاید است که با ترکیب بصری زیبا و چیدمانی حرفهای، ارائهی شما را به سطحی بالاتر میبرد.
چرا باید از فایل پاورپوینت کامل غرب و سراب خوشبختی استفاده کنید؟
✔ طراحی حرفهای: هر اسلاید فایل پاورپوینت کامل غرب و سراب خوشبختی با دقت بالا تنظیم شده تا بیشترین تأثیر را روی مخاطبان بگذارد.
✔ صرفهجویی در زمان: نیازی نیست ساعتها وقت خود را برای طراحی پاورپوینت بگذارید، همه چیز آماده است.
✔ استفادهی آسان: بدون نیاز به ویرایشهای پیچیده، کافی است فایل را باز کنید و ارائه دهید.
✔ فایل پاورپوینت کامل غرب و سراب خوشبختی قابل استفاده در هر محیطی: چه در دانشگاه، چه در جلسات کاری، فایل پاورپوینت کامل غرب و سراب خوشبختی حرفهای نیاز شما را کاملاً برآورده خواهد کرد.
متمایز باشید!
دیگر نگران بهمریختگی یا طراحیهای غیرحرفهای نباشید. فایل پاورپوینت کامل غرب و سراب خوشبختی به شما این امکان را میدهد که بدون دغدغه روی محتوای خود تمرکز کنید و ارائهای تأثیرگذار داشته باشید.
همین حالا دریافت کنید و تجربهای متفاوت از ارائههای حرفهای را داشته باشید!
بخشی از متن فایل پاورپوینت کامل غرب و سراب خوشبختی :
مقدمه:
پیشرفتهای تکنولوژیکی پس از ظهور انقلاب صنعتی با سرعتی شتاب آور قرنها را درنوردید و آدمی را مقهور ذوق و خلاقیت خویش نمود، مثلث ارتباط خدا، انسان، طبیعت واژگونه شد و عَلَم اومانیسم با نفی معنویت به اهتزاز درآمد، تا بدانجا که انسان با طرد اقتدارهای فراتر از خویش تنها خود را می دید و می پرستید.
آری، بهای فقدان معنویت این عصر، کرنش و بردگی مدرن بر طبیعت و حس بود، تا آنکه عقلانیت ابزاری بر عقلانیت ارزشی تفوق یافت و آدمی را به دور از بودنهای تکوّنی در دایره بایدهای تصنعی مسخ نمود و انسان دوره ی مدرنیته را در میان خواسته های کاذب و گذرای جامعه ی رو به توسعه غوطه ور ساخت و آمال راستین به دست فراموشی سپرده شد و جهانی بی معنا با هزینه ی سرسام آوری چون انحطاط فرهنگی، فساد و تباهی و … شکل گرفت.
جامعه ی مصرفی و رفاهی معاصر با برآورده کردن نیازهای کاذب، الهه های دروغین از عشق دنیایی تراشید و از حیات معنوی به ممات مادی سقوط کرد. احساس انسان مدرن، با لذّات شهوانی گره خورد و اندک روزنه های حقیقت جویی مسدود گردید.
جهان غرب اینک در بحرانهای یأس و سرخورگی جوانان، فروپاشی خانواده، ارزش ستیزی، بحران فرهنگی، سودپرستی، لذت مداری، زوال معنویت و اخلاق، تک ساحتی شدن انسان و در یک کلام بحران معنویت و هویت دست و پا می زند.
بشریت مفلوک قرن بیستم اسیر و بنده خشم و شهوت است و علم و تکنیک نه تنها او را از هوای نفس رها ننموده، بلکه در قفسی آهنین به زنجیر کشیده است. غرب امروز با چالشهای عمیق بی هویتی و مسخ انسانیت و تنزل کرامت انسان، به ویژه زن درگیر است و هیچ یک از ایسم های دورغین که پی آورد دوری از معنویت و وحی بوده، قادر نیست انسان را از بن بست کنونی رهایی بخشد.
تمدن فریبنده ی غرب علی رغم ادعای سردمداران دفاع از حقوق زنان، انواع توحش و بربریت اعصار گذشته را در قالبی مدرن عرضه می دارد و اخبار برگرفته از رسانه های غرب شاهدی بر وضعیت اسفبار زنان بوده و گویای این حقیقت تلخ است که زن در مظلومیتی جدید در ورطه ابزار انگاریها، هرزه نگاریها، هیچ انگاریها، …. به کام تیره بختی فرو می رود، تا بدانجا که شعر و هنر و موسیقی، تصویر، … با استثمار جنسی او رونق گرفته و فرآیند انسانیت زدایی زن به گونه ای شتاب آلود با تباه کردن او در کشاکش مادیات، محرومیتی مضاعف را بر او تحمیل می نماید و او حیران و سرگردان در گردونه ی بیهودگی ها از خود بیگانه گشته است.
ره آورد دنیای متمدن و متجدد غرب برای زن، توصیف های تحقیرآمیز و خشونت های آزار دهنده جسمی و روحی، تصاویر و تعابیر مستهجن جنسی، فحشاء و ظلم بی پایان بود.
نگاهی به اخبار و آمار، وضعیت زنان و جوانان در جهان به ظاهر متمدنِ توسعه یافته، گویای این مظلومیت مضاعف و شاهد صادقی بر توحشی جدید در عصر حاضر است.
* * * * * *
زن و خانواده
[در ایتالیا] قداست مادر بودن رنگ باخته و زنان را به دو دسته تقسیم کرده است:
– عصیانگران نسبت به قوانین متعارف اجتماعی.
– کسانی که نسبت به این اسطوره احساس دلتنگی می کنند.
مادر بودن در محور هزاران نکته ی ضد و نقیض قرار دارد: از سویی مادران هر روز کمتر از پیش بچه دار می شوند. (از سه سال پیش به این طرف رشد جمعیت ایتالیا به صفر رسیده است.)، نازایی افزایش می یابد (۲ میلیون نفر به این بیماری مبتلا هستند.)، پراکندگی نوزادان ناخواسته زیادتر می شود؛ نوزادان، در سطل های زباله و حتی در ماشین لباس شویی و فریزر و فاضلاب رها می شوند. از سوی دیگر وسوسه ی بچه دار شدن به هر قیمتی افزایش می یابد. (۲۰۰ مرکز و ۳۰ هزار مورد مشاوره ی لقاح مصنوعی، بچه دار شدن در ۶۰ سالگی یا پس از مرگ زوج را ممکن می سازد).
«جوانا ملاندری» – نماینده ی پارلمان ایتالیا – می گوید: هر چقدر روش زایمان با تکنولوژی برتری همراه می شود، با رابطه ی خصوصی بین زنان و مادر بودن بیشتر ناهماهنگی دارد. آنچه که در خطر است، ابعاد کهن و قدسی مادر بودن است، که شاید بازگشت به زایمان طبیعی در خانه، جبران کننده آن باشد.
در این باب خانم «وجتی فینستی» – استاد روانشناسی – در کتاب جدید خود با عنوان «اگر ما زمینی هستیم» می نویسد: در گذشته مادر بودن امری آشکار و طبیعی بود، اما امروز یک گزینش است و دستخوش این خطر، که به وظیفه ای اضافی تبدیل شود و مثل خرید یک خانه برای آن برنامه ریزی گردد.[پانوراما – ایتالیا – ۱۲ دسامبر ۹۶]
زن و اشتغال
اما فقط رابطه ی مادر و فرزندی نیست که دچار این نقصان شده است. به نظر خانم «لیویا تورکو» – وزیر همبستگی اجتماعی – در دنیای کار، حتی مقاطعه کارانِ زن هم ابائی ندارند از اینکه بگویند مادران، ورشکستگان اقتصادی هستند. به تعبیری عمیق تر آنها از یکسو مدت طولانی بچه دار شدن و بزرگ کردن فرزند را دست و پاگیر می دانند و از سوی دیگر اضطراب تولید و پیش بردن فعالیتهای اجتماعی نیز که بر آن اضافه می شود، زنان را بر آن می دارد که مادر بودن را به عنوان واقعه ای منفی که در صورت امکان نباید تکرار شود، تصور کنند.
[پانوراما – ایتالیا – ۱۲ دسامبر ۹۶]
مطابق با یک تحقیق گسترده از زنان ۱۸ تا ۵۵ ساله کشورهای فرانسه، آلمان، انگلیس، اسپانیا و ایتالیا، ۵۹ درصد زنان شاغل، بیش از ۵۰ درصد درآمد خانواده خود را فراهم می کنند.
طبق نتایج آماری سازمان تحقیق بازار، «موری» که به نمایندگی از طرف سازمان خیریه ی آمریکایی «ویرپول» تحقیق کرده است، بیشترین کمک را زنان آلمانی و فرانسوی به خانواده داشته اند و ۳۱ زنان این دو کشور تمامی درآمد خانواده هایشان را تأمین می کنند.
[فایننشال تایمز – انگلستان – ۳۰ ژانویه ۹۶]
زن و خشونت خانگی
– سالانه حدود شش میلیون زن آمریکایی قربانی خشونت خانگی می شوند. این زنان که از سوی شوهران خود مورد تهدید قرار می گیرند، یا به زور به آنها تجاوز می شود و یا مورد ضرب و شتم قرار می گیرند. بیش از ۵۱ از زنانی که در پناهگاههای بی خانمانها به سر می برند به علت کتک کاری از خانواده فرار کرده اند. تقریبا یک سوم مقتولین زن در آمریکا به دست مردانی کشته می شوند که با آنها رابطه ی زناشویی داشته اند. از آنجایی که خشونت از سوی همسر به عنوان دلیل عمده ی انتقال زنان به مراکز اورژانس شناخته شده است، وزرای بهداشت پدیده ی «تنبیه زنان» را به عنوان یک اپیدمی معرفی کرده اند.[!]
[در آمریکا] تقریبا غالب روابط [بین زن و مرد] به صورت دوستانه و عاشقانه آغاز می گردد. اغلب مردان، زمانی که به دنبال یافتن شریک زندگی هستند، خود را لطیف و جذاب معرفی می کنند. آنان شخصیت واقعی خود را پس از ازدواج و یا تولد بچه ها، نشان می دهند و چیزی که در ابتدا با زخم زبان شروع می شود، اغلب با نیش چاقو و قیچی و … به پایان می رسد.
– اداره ی مرکزی کمک به قربانیان، در یک نقطه ی سری در مرکز شهر مانهاتان قرار دارد. در اینجا ۳۶ کارمند زن و مرد (ده نفر در هر شیفت کاری) به تلفن های مددخواهان پاسخ می دهند. سالانه بیش از ۵۰ هزار زن نیویورکی از این مؤسسه، تقاضای کمک می کنند که اکثر آنان به طبقه های پایین جامعه تعلق دارند. «خانم جین کوربت» – مدیر خدمات اضطراری – می گوید: طبقات بالای جامعه هم، از خشونت خانگی در امان نیستند. اغلب جدالهای جنسی و خانوادگی بر اساس این قاعده شکل می گیرد که: حالا که من نمی توانم تو را داشته باشم، هیچ کس نباید تو را صاحب شود.
در مطالعه ی طرح ملی حمایت از قربانیان، دلایل اصلی قتل زنان بوسیله ی شوهرانشان، «میل به تصاحب» و «ترس از تنها ماندن» ذکر گردیده است.
خانم «کوربت» می گوید: لحظه ای که یک زن تصمیم می گیرد از منزل فرار کند، بیشتر در معرض خطر است.
[اشپیگل – آلمان – ۲۹ ژوئیه ۹۶]
به نظر «هاینه مان»، پاکدامنی حریم مقدس درون، مایه ی اصلی اخلاق متعصبانه ی جنسی در «الهیات تجرد» است که ترجیح می دهد همه افراد بشر را به راهبه مبدل سازد اما در واقع مردان خدا هم نیازهای جنسی دارند.
[دی ولت – آلمان – ۴ اکتبر ۹۵]
جوانان و گروههای خیابانی
در حال حاضر در آمریکا ۴۲۰۰۰۰ پسر و دختر جوان در بهشت های گمشده جوانی خود به سر می برند. این عده در گروههایی خیابانی به تعداد تقریبا پنجاه هزار گروه سازماندهی شده اند. این جریان در سال ۱۹۶۸ با تأسیس CRIPS در لس آنجلس آغاز شد. یکسال بعد، نخستین گروههای رقیب یعنی BLOODS پا به عرصه گذاشتند. امروزه پلیس، وجود ۷۵۰ گروه با بیش از یکصد هزار عضو را تنها در لس آنجلس تخمین می زند. در این بین، هر شهر بزرگ آمریکا نیز بر اساس الگوی این دو گروه فرهنگ گروهی مخصوص به خود را ایجاد کرده است.
اسم این گروهها هرچه که می خواهد باشد، اما همگی این نام آخر، یعنی «BORN TO KILL» [متولد برای قتل] را مأموریتی مشترک تلقی می کنند که بسیار جدی و دقیق عمل می شود. آمار نیز این مسئله را ثابت می کند.
«الگور» معاون رئیس جمهور [آمریکا] می گوید: قتل در میان جوانان آمریکا امروزه دومین شکل رایج مرگ است. در ۱۰ سال اخیر شانس رسیدن به ۲۵ سالگی در لس آنجلس به شدت کاهش یافته است. «ژانت رنو» وزیر دادگستری می گوید: جنایت در میان جوانان امروزه بزرگترین و دشوارترین معضل نظم و قانون در آمریکاست. عده ای هم هستند که این وضعیت را به شکلی مختصرتر فرمول بندی می کنند: «اینجا بیروت [به عنوان نمادی از شهرهای درگیر وحشتناکترین جنگهای پیچیده ]است یا ایالات متحده آمریکا [!] »
در مقر اصلی F.B.I در واشنگتن به تازگی ۳۰۰ مأمور پلیس که در جنگ سرد به دفع امور جاسوسی و محافظت از سفرای اروپای شرقی مشغول بودند، وارد نبردهای مربوط به گروههای خیابانی شده اند. «مایکل کاهوئه» که رهبری عملیات را به عهده دارد، اعضای فعلی را با گذشته ای بسیار دور مقایسه می کند و می گوید: مبارزه علیه گروههای آل کاپون در شیکاگو ساده تر بود، جوانکهای آن گروهها به اندازه ی جوانهای امروزی سریع تیراندازی نمی کردند. تفاوت در اینجاست که گانگسترهای آل کاپون تیراندازی می کردند تا غنایمی به چنگ آورند، اما گانگسترهای امروزی از خاک خود و در محله های امن شهرهای بزرگ، تیراندازی می کنند. به این ترتیب کافی است در لس آنجلس در حیطه پیراهن آبی ها «CRIPS»، سر و کله ی پیراهن قرمزها «BLOODS» پیدا شود تا کار به تیراندازی بکشد. در این میان «O.G» (ORIGINAL GANGSTER) یا گانگستر اصیل، برترین نیروی گروههای جوان خیابانی به شمار می روند که تازه واردان را آزمایش می کنند. آزمونهای رایج مربوط به لیاقت و شایستگی که اغلب در مورد ۱۲ تا ۱۴ ساله ها اجرا می شود، چنین است: در شیکاگو یک مبارزه ی بوکس علیه هشت تا ده تن از اعضای گروه، در لس آنجلس تنها کافی است داوطلب بتواند سه دستگاه رادیو از اتومبیلهای پارک شده، بدزدد. پنج سال پیش انجام یک قتل، آزمون نهایی عضویت در گروه بود.امروزه درصد بیشتری از اعضای گروهها را دختران تشکیل می دهند. دوازده درصد از تمامی قتلهای مربوط به گروهها نیز در سال گذشته به حساب آنان گذاشته شده است.
برخی از این دختران اشکهایی خالکوبی شده در زیر چشمان خود دارند و افراد درون گروه می دانند که هر قطره اشک به معنای گذراندن یک سال در زندان است. در آمریکا تعداد زندانیان زن از سال ۱۹۹۴، ۱۳۸ درصد افزایش داشته است.
پربشارت ترین مصداق فلسفی مقدس در حیات آنان، گروههای موسیقی «رپ و راک» است. تم اصلی یکی از آوازهای یک گروه راک (GUNS ROSES) چنین است: «عاشق او بودم، اما می بایست او را می کشتم، او مرا دیوانه کرده» و بچه های خیابان به این ترتیب قاطعانه در مورد پیامهای این موسیقی ها می گویند: «رپها حقیقت مربوط به این جهان را به ما می گویند. ژورنالیستها و سیاستمداران فقط دروغ می گویند.»
طنین تمامی این اخبار و اطلاعات، طنینی تلخ است. اما آنچه بیشتر از این فرهنگ گروهی و آمارهای آنان، سلب آرامش می کند، واکنش جامعه آمریکا، تفسیر نادرست از خشونت خیابانی و بی تفاوتی در قبال آن است. به این ترتیب در ایالت فلوریدا، یک قتل خیابانی از سوی گروههای جوانان، تنها زمانی یک واقعه به شمار می رود که توریستی بیگانه، قربانی شود.
تیراندازیهایی که تعداد قربانیان آن ۶۰ برابر تعداد توریستها باشد، دیگر خبر به شمار نمی آیند. این گروهها مناسب ترین راه برای جذب جوانان تحصیل نکرده ی سیاه پوست هستند تا بتوانند سریعتر به پول و جلب توجه دست یابند. خطای کار در این است که گروههای جوانان در آمریکا، هرگز به تنهایی پناهگاهی برای رنگین پوستها نبوده اند، در حقیقت امروزه به همان نسبت که گروههای جوان سفید پوس
- همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
- ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
- در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.
