خرید و دانلود فایل پاورپوینت کامل انتخابات در ایران؛ گذشته و حال
خرید و دانلود فایل پاورپوینت کامل انتخابات در ایران؛ گذشته و حال قیمت اصلی 224,700 تومان بود.قیمت فعلی 109,200 تومان است.
بازگشت به محصولات
📥 ترافیک اینترنت مصرفی جهت دانلود فایل‌ها در میکی بوک، به‌صورت نیم‌بها می باشد.
فقط اینقدر👇 دیگه زمان داری با تخفیف بخریش
00روز
00ساعت
12دقیقه
00ثانیه

خرید و دانلود فایل پاورپوینت کامل اتوپیای جنبش دانشجویی ایران

قیمت اصلی 224,700 تومان بود.قیمت فعلی 109,200 تومان است.

تعداد فروش: 60

فرمت فایل پاورپوینت

2 آیتم فروخته شده در 30 دقیقه
4 نفر در حال مشاهده این محصول هستند!
توضیحات

دانلود و استفاده از فایل پاورپوینت کامل اتوپیای جنبش دانشجویی ایران – تجربه‌ای بی‌نظیر در ارائه!

پاورپوینتی شیک و استاندارد:

فایل فایل پاورپوینت کامل اتوپیای جنبش دانشجویی ایران شامل 120 اسلاید طراحی‌شده با دقت بالا است که کاملاً آماده برای ارائه یا چاپ در PowerPoint می‌باشد.

چرا فایل فایل پاورپوینت کامل اتوپیای جنبش دانشجویی ایران گزینه‌ای عالی است؟

  • گرافیک حرفه‌ای و جذاب: اسلایدهای فایل پاورپوینت کامل اتوپیای جنبش دانشجویی ایران با طراحی مدرن و چشم‌نواز، پیام شما را به بهترین شکل منتقل می‌کنند.
  • کاربری آسان: ساختار این پاورپوینت به‌گونه‌ای است که استفاده از آن بدون نیاز به تغییرات پیچیده ممکن باشد.
  • آماده استفاده: تمامی اسلایدهای فایل پاورپوینت کامل اتوپیای جنبش دانشجویی ایران از قبل تنظیم‌شده و بدون نیاز به ویرایش، قابل استفاده هستند.

تضمین کیفیت و دقت بالا:

این مجموعه بر اساس بالاترین استانداردهای طراحی ساخته شده است و کاملاً منسجم و بدون اشکال، مناسب برای ارائه‌های حرفه‌ای می‌باشد.

نکته قابل توجه:

برخی نسخه‌های غیررسمی ممکن است تغییراتی داشته باشند. این نسخه اصلی فایل پاورپوینت کامل اتوپیای جنبش دانشجویی ایران با دقت و کیفیت بالا طراحی شده است.

همین حالا فایل فایل پاورپوینت کامل اتوپیای جنبش دانشجویی ایران را دریافت کنید و یک ارائه بی‌نظیر داشته باشید!


بخشی از متن فایل پاورپوینت کامل اتوپیای جنبش دانشجویی ایران :

تامل در کارکرد و نقش گروه ها، مجموعه ها و تشکلهای اجتماعی همواره از دغدغه های اصلی پژوهشگران حوزه علوم انسانی به ویژه جامعه

شناسان و کارشناسان علوم سیاسی بوده است. تحلیل شماری از تحولات تاریخ معاصر نیز بدون بررسی و شناخت عملکرد مجموعه های اجتماعی امکان پذیر نمی باشد. دانشگاه و جنبش دانشجویی به عنوان یکی از مهم ترین گروه های فعال جامعه از این قاعده مستثنی نیستند. هرچند دانشگاه ها از نهادهای بنیادین و ضروری در آموزش و پژوهش می باشند، اما اگر دامنه تعبیر و تغییرپذیری نقشها را نخستین اختیار عمل هر بازیگر اجتماعی بدانیم دانشجو، دانشگاه و اجتماعات دانشجویی به دلیل ساخت انتقادی و تبعیت از متدولوژی پرسشگری در قالب نقشهای دیگر نیز نمایان خواهند شد. دانشجو همزمان با فراگیری دانش و معلومات نسبت به محیط پیرامونی نیز واکنش نشان داده، حساسیت، اندیشه و رفتارهای سیاسی اجتماعی خاصی بروز می دهد. هرچند کنشهای جمعی دانشگاه امری طبیعی و جزئی از رفتارشناسی حوزه دانشجویی محسوب می گردد با این وجود دامنه حضور و فعالیت اجتماعی دانشگاه هرگز مبهم و نامحدود نبوده و جنبش دانشجویی نیز در کل از مفهوم و تعریف مشخصی برخوردار است.به نظر می رسد اساسی ترین بخش از تعریف فوق در قالب این سوال که اصولا هدف از شکل گیری و فعالیت جنبش دانشجویی چیست نهفته باشد. بدیهی است بررسی مراحل شکل گیری و تکوین جنبش در طول ۵ دهه حیات آن در کنار ارائه راهکارهای مناسب جهت ترسیم آینده

ای روشن از جنبش دانشجویی تنها از طریق مطالعه آسیب شناسانه ممکن خواهد بود. از همین رو تعریف مشخص در قالب مفاهیم منطبق بر واقعیات، گذری در تاریخچه و گزارشی از آسیب شناسی جنبش دانشجویی انگیزه اصلی نگارنده مقاله پیش رو را با نگاهی به آینده تشکیل می دهد.

ترمینولوژی تعاریف

دانشگاه را می توان یکی از مهم ترین و اساسی ترین مراکز تولید علم و تربیت نیروی انسانی جهت رفع نیازهای جوامع متمدن در نظر گرفت. امروزه این حقیقت که شمار زیادی از سیاستمداران، اغلب نخبگان و نوآوران عرصه های مختلف فکری و مدیران برجسته سطوح عالی از دانشگاه برخاسته اند قابل انکار نیست. علیرغم اینکه گروهی دانشجو را مصنوع دانشگاه و نظام تربیتی و آموزشی می دانند، این روند یک چرخه کامل و دوسویه را شامل می گردد که در آن دانشجویان نیز به نوبه خود تشکیل دهنده ساختارها و اصولا علت وجودی برخی از نهادهای اجتماعی می باشند. بنابراین تحقق ارتباط دانشگاه و جامعه در گرو انجام رفتارهای گروهی است که به علت جایگاه خاص دانشجویان، مجموعه کنشهای جمعی آنان به مثابه گروه مرجع، مورد التفات و توجه عمومی واقع می گردد. رفتار اجتماعی دانشگاه در طی زمان با صیقل خوردن تدریجی از جایگاهی برخوردار شده است که لزوم پرداختن به آن را ضروری می سازد. حرکت جمعی دانشجویان در بستر تحولات سیاسی اجتماعی ایران «جنبش دانشجویی» نامیده می شود که متاسفانه در پدیده شناسی تاریخ معاصر از تعریفی جامع و مانع برخوردار نیست. پیچیدگی فوق بیش از آنکه در ذات مفهوم این واژه مستتر باشد در مصداق و نمود بیرونی اش یعنی «جنبش دانشجویی» کشورمان نهفته است.

تعریف جنبش دانشجویی و فلسفه وجودی آن منوط به رفع پرسشهای پیشینی است که در بعد تئوریک و بررسی تاریخی این واقعه جای دارد. چه تعریفی از جنبش به صورت عام و جنبش دانشجویی وجود دارد؟ منشا و خاستگاه این حرکت چیست؟ ویژگیها و مراحل گذار فعالیت اجتماعی دانشجویان کدام است؟ …

باور به ضرورت فعالیت دانشجویان در دانشگاه و جامعه و چگونگی آن نیازمند تعریف دقیقی از جنبش و انطباق حرکت دانشجویی با این تعریف کلی است.

جنبش را می توان حرکت یا رفتار نسبتا منظم و با دوام گروهی برای رسیدن به یک هدف یا اهداف سیاسی اجتماعی بر اساس برنامه

ریزی معین دانست.۱ در این صورت می توان تلاش سنجیده، مداوم و در عین حال متمرکز یک گروه جهت تحقق اصلاح، حفظ یا تغییر یک نظام اجتماعی را در تعریف «جنبش» جای داد. این نکته مهم را نباید از یاد برد که در بیشتر نظرات موجود از جمله تعریف آنتونی گیدنز بر این اصل که عمل جمعی جنبشها می بایست خارج از محدوده نهادهای رسمی جامعه صورت گیرد تاکید شده است.۲ همچنین نادیده گرفتن مرز بین جنبش و سازمان در ارائه تعاریف، عواقب ناخوشایندی در توضیح و تبیین این پدیده های اجتماعی به وجود خواهد آورد. جهت توضیح جنبش دانشجویی کافی است در تعریف جنبش، به جای گروه اجتماعی، دانشجویان را قراردهیم. بنابراین، جنبش دانشجویی حرکت منظم و با دوام دانشجویان جهت تحقق هدف یا اهداف سیاسی اجتماعی بر اساس برنامه معین و در جهت حفظ، اصلاح و یا تغییر یک نظام اجتماعی خاص خواهد بود.

حال نوبت به آن می رسد که به علل و عوامل پیدایش جنبشها بپردازیم. یکی از دلایل اصلی ایجاد جنبشها می تواند عوامل ساختاری محیط اجتماعی آنان باشد. اگر یکی از کارکردهای اصلی جنبشها را رفع کاستیهای اجتماعی در نظر گیریم وجود چنین نواقصی در جامعه یک عامل ساختاری جهت ظهور تحرکات جمعی تلقی می گردد. دانشجویان و قشر فرهیخته به دلیل برخورداری از سطح دانش و آگاهی بالاتر نسبت به کل جامعه، همواره در شناخت و تلاش جهت رفع عقب ماندگیهای اقتصادی، فرهنگی و … در چارچوب ایجاد جنبشهای دانشجویی پیش قدم می باشند. یکی دیگر از دلایل ظهور گروه های اجتماعی وجود پارادایمهای فکری یا به تعبیر دیگر همان ایدئولوژیها است. بر این اساس برخی جنبشهای دانشجویی در مقاطع مختلف صرفا با توجه به باورهای خود شکل گرفته اند، کما اینکه اسلام وجه غالب حیطه فکری دانشجویان ایرانی در برهه ظهور و پیروزی انقلاب اسلامی را تشکیل می داد. هرگاه جنبشها بر اساس خصیصه تعداد اعضا و برد (محدود، ملی، فرا ملی) و زمان (دائمی، کوتاه مدت) دسته بندی شوند جنبش دانشجویی حرکتی نسبتا وسیع با برد ملی و در زمان طولانی خواهد بود. قابل ذکر است که این مدل و نما از حرکت دانشجویی بر بیشتر کارکردهای ارائه شده از جنبشهای سیاسی اجتماعی نیز تطبیق دارد چرا که می دانیم جنبش دانشجویی جریان سازی در مسیر اصلی جامعه با کارویژ ه های متعدد، افزایش آگاهیهای جمعی در جهت بهبود شرایط عمومی و ایجاد ارتباط بین افراد و حقایق اجتماعی را دربر دارد. تعریف کلی جنبش دانشجویی، بر این حقیقت اذعان دارد که این حرکت نمی تواند از زور و نیروی فیزیکی استفاده کند و اساسا چنین امری با جوهر و ماهیت آن همخوانی ندارد لذا «نفوذ» و «مقبولیت اجتماعی» تنها بازوهای اجرایی آن هستند. در دنیای خارج نیز کمتر موردی می توان یافت که دانشجویان از قوه قهریه در جهت تحقق خواست خود بهره برداری کرده باشند و حتی در چنین حالتی، نتیجه مطلوب حاصل نشده است. توضیح فوق بر این امر ناظر است که جنبشهای دانشجویی اساسا به دنبال کسب قدرت نیستند و اتخاذ چنین هدفی ناقض بدیهی ترین تعریف از این جنبش خواهد بود.

همچنین در تحلیل مقید یا مستقل بودن جنبشها، حرکت دانشجویی در عداد تحرکات اجتماعی مستقل جای می گیرد. واضح است این استقلال ابعاد گوناگونی دارد که عدم وابستگی به قدرت و مراکز صرف سیاسی از اصلی ترین اشکال آن می باشند. در مقوله ساختارهای حاکم بر جنبشها نیز باید یادآور شد که نظام حاکم بر جنبش دانشجویی می بایست اختیاری و تا حد امکان مورد قبول بیشتر اعضا باشد. هر نوع ساختار تحمیلی در جهت عکس اهداف جنبشها از جمله جنبش دانشجویی است در حالی که تجمع آزاد ریشه در توافق اختیاری داشته و اقتدار سیستم حاکم بر آن، متکی بر پذیرش شخصی اعضا می باشد. ارتباط افراد در جنبشهای دانشجویی نوعی رابطه متقابل و در عین حال متکثر در نظر گرفته می شود که در طرف مقابل اعضا نیز ضمن تعیین ضوابط حاکم بر خود و مشخص نمودن اهداف، به فعالیت خواهند پرداخت. از آنجا که تمام برنامه ها واهداف فوق با روند سیر و خط مشی کلی نظام سیاسی در ارتباط است، جنبش دانشجویی را می توان در مقام هدایت سیاسی جامعه، ارتقا بخش آگاهیهای عمومی، تقویت کننده رشد و سازمان

یافتگی و مشارکت اجتماعی دانست. بر همین اساس درک رفتار اجتماعی دانشجویان تنها با توجه به ارتباط دو مقوله؛ اعضا و مناسبات اجتماعی دانشگاه، در بستر زمانی مشخص ممکن می باشد، لذا در چارچوب ادامه این مبحث به جایگاه دانشجویان و جنبش دانشجویی در فرآیندهای تاریخی می

پردازیم.

آغاز و فرجام

آشنایی ایرانیان با علوم آکادمیک جدید به سبک امروزی به زمان حیات امیرکبیر و تاسیس دارالفنون بازمی گردد. هرچند پیش از آن نیز، عده

ای شخصا یا به کمک حکومتها جهت تحصیل دانشهای نوین به خارج از کشور رفت و آمد داشتند اما تاسیس دارالفنون نقطه عطفی در نگرش ایرانیان به علوم جدید و پی ریزی مراکز مربوطه محسوب می گردد. در حالی که دارالفنون تا حدود زیادی به دانشگاه های بعدی شباهت داشت اما نمی توان آن را دانشگاه به معنای امروزی نامید. مهم ترین رویداد بعدی در این روند به تاسیس دانشگاه تهران در سال ۱۳۱۳ بازمی گردد. رضاخان با تاسیس دانشگاه سعی کرد ابزارهای لازم جهت تحقق سیاست کلی خویش مبتنی بر تجددگرایی محض را فراهم نماید.۴ با این وجود تاسیس دانشگاه در سالهای پایانی حکومت پهلوی اول این فرصت را به قشرهای میانی و پایین جامعه داد تا در روند آموزش کشور که تقریبا قبل از آن در اختیار قشر متمول بود وارد شده و در سالهای بعد طیف اعظم دانشگاهیان کشور را تشکیل دهند.

حال این سوال مطرح می شود که آیا باید منشا و زمینه ظهور جنبش دانشجویی در ایران را تاسیس دانشگاه ها به ویژه دانشگاه تهران در نظر گرفت؟. عده ای از محققان معتقدند که ریشه های آغاز جنبش دانشجویی به قبل از تاسیس دانشگاه ها بازمی گردد و نخستین آغازکنندگان آن محصلین اعزامی به خارج از کشور در اواخر سلسله قاجار و اوایل دوره پهلوی می باشند. بر پایه نظر فوق این افراد اولین تفکرات شبه دانشجویی را به کشور رسوخ داده، بسیاری از آنان بعدا جز اساتید و بزرگان دانشگاه گردیدند. در برابر این نظر، برخی دقیقا شکل گیری دانشگاه تهران را مبدا آغاز و ظهور جنبش دانشجویی در ایران می دانند.۵

در تحلیل دیگری، جنبش دانشجویی فرای ارتباط با دانشگاه، پدیده ای محصول شرایط تاریخی قلمداد می گردد. با این دید حرکت دانشجویی ناگهان با ظهور دانشگاه ها در ایران پدیدار نشده است و حتی نمی توان به طور قطع آن را محصول دوره قبل نیز دانست. در این صورت جنبش دانشجویی بازتاب آگاهی و گسترش کمی و کیفی آموزش و مدرنیزه شدن جامعه ایران تلقی خواهد شد که سرانجام در قالب و شکل دانشگاه متبلور گشت.۶ دیدگاهی نیز در این خصوص وجود دارد که ظهور جنبش دانشجویی را با مقوله طبقات اجتماعی مرتبط می داند و معتقد است؛ به دلیل عدم حضور طبقه پایین و متوسط در دانشگاه های اولیه فقط پس از دهه ۵۰.ش بود که جنبش دانشجویی حقیقی شکل گرفت. در هر صورت اگر نتوان به صورت قاطع زمان شکل گیری جنبش دانشجویی در ایران و علل ظهور آن را برشمرد می توان چنین گفت که؛ تفکرات شبیه به جنبش دانشجویی از اواخر دوره قاجار به شکل ضعیف و محدود وجود داشته که اعزام محصلین به خارج و تاسیس دارالفنون از علتهای اصلی آن می باشد. این روند با تاسیس دانشگاه تهران در زمان حکومت پهلوی اول قوت بیشتری یافت و تقریبا در چارچوبهای تعریف شده قرار گرفت و نهایتا در دهه ۵۰ شمسی با افزایش سطح کیفی و تعداد دانشگاه ها و حضور گسترده اقشار میانه و پایین در آن به شکل نهایی خود نزدیک شد. هرچند تاسیس دانشگاه تهران مهم ترین نقطه عطف ابتدایی در ظهور جنبش دانشجویی می باشد اما به دلیل ضعف دانشگاه های اولیه، تعداد بسیارکم دانشجویان و قدرت مسلط رضاخان باید پذیرفت که این جنبش از همان ابتدا در ایران با اتکا صرف به دانشجویان شکل نگرفت و افراد، احزاب و مراکز قدرت بیرون از دانشگاه بر آن تاثیر داشتند. بهترین نمونه در این مورد، وجود افکار و گرایشهای گسترده چپ گرا در دانشگاه ها بود که بیانگر تاثیر نفوذ مراکز وابسته به بلوک شرق به شمار می رفت. به نظر می رسد لازم است در مبحث ریشه یابی علل ظهور جنبش دانشجویی به دلایل تقویت و قدرت گیری آن نیز پرداخته شود. همزمان با تاسیس دانشگاه های اولیه، رضاخان با سرکوب شدید آزادیهای اجتماعی و فشار به حوزه

های علمیه قصد داشت اوضاع کشور را تحت کنترل کامل درآورد. علاوه بر این از آنجا که بیشتر مردم ایران در آن زمان از تحصیل و دانش کافی بی

بهره بودند، نمی توانستند و یا نمی خواستند در جریانات سیاسی و اجتماعی ایران حضور چشمگیری از خود نشان دهند. به همین دلیل رفع نیازهای اجتماعی به عهده دانشگاه که از آگاهی بیشتری برخوردار بود قرارگرفت. خصیصه همگانی بودن و عدم وجود کاست یا طبقه مشخص در دانشگاه نیز این نقش را تقویت می کرد. جنبش در دوره رضاشاه به دلیل اختناق بیش از حد وی که دانشگاه را فقط به عنوان مرکزی جهت تولید متخصص مطیع می خواست نتوانست کارکرد دقیق و عمده ای بروز دهد. با این وجود، در سالهای پایانی سلطنت رضاشاه برخی اقدامات و اعتراضات محدود صنفی شکل گرفت که بیشتر مربوط به گروه ۵۳ نفر موسوم به «گروه ارانی» بود. این عده نیز به دلیل تمایلات آشکار مارکسیستی عملا نتوانستند از نفوذ چندان موفقی در جامعه برخوردار شوند و نهایتا با دستگیری و سرکوب شدید این گروه در سال ۱۳۱۷ تمام فعالیتهای سیاسی و حتی صنفی دانشگاه متوقف و رکودی کامل بر دانشگاه ها حکمفرما شد. سقوط رضاشاه در شهریور ۱۳۲۰ و خلا نبود دیکتاتور فضای نسبتا باز سیاسی و اجتماعی در کشور به وجود آورد. شاه جوان نیز هنوز آن اندازه قدرت نداشت تا رویه حاکم پیشین را از خود بروز دهد. این حالت حزب توده را بر آن داشت تا از وضعیت موجود جهت نفوذ به دانشگاه ها بهره برداری نماید. این حزب توانست تا حدودی با کمک فراگیر اتحاد جماهیر شوروی و با استفاده از شعارهای «جنبش جهانی کمونیسم» کانونهایی جهت جذب روشنفکران و دانش آموختگان به

دست آورد. هدف اصلی حزب توده در دانشگاه ها را طرح آموزه های سیاسی خاص در تایید تئوری مارکسیسم و متعاقبا استفاده ابزاری از دانشجوی کمونیست شده احتمالی تشکیل می داد. در حالی که این عقیده می رفت تا جای پای محکمی در مراکز تحصیلی بیابد ظهور نهضت ملی مذهبی از سرعت آن به مقدار زیادی کاست. آغاز و اوج گیری تحولات ملی شدن نفت به رهبری مصدق و کاشانی در دهه ۳۰ش توانست در دانشگاه ها نیز طرفدارانی بیابد. این دانشجویان علاوه بر مبارزه و تلاش جهت تحقق خواست عمومی به منظور ملی کردن صنعت نفت همزمان به صورت مانع بزرگی در افزایش و گسترش نفوذ حزب توده عمل می نمودند. حزب توده در این سالها از طریق سازمانهای وابسته به خود مانند «سازمان جوانان حزب توده» و حتی با استفاده از روشهای غیرمتعارفی چون تطمیع توانسته بود نفوذ زیادی در جریانات دانشجویی به

دست آورده و حتی در مقاطعی خود را به عنوان نیروی پیشرو در آن مطرح نماید. در نتیجه این تحرکات، «سازمان دانشجویان دانشگاه تهران» که یکی از اولین تشکلهای دانشجویی کشور بود تحت نفوذ حزب توده قرارگرفت. طولی نکشید که این سازمان به عضویت «اتحادیه بین المللی دانشجویان» که کاملا وابسته به بلوک شرق بود درآمد و عملا سازمان دانشجویان به ابزار حزب توده مبدل گشت که سرانجام پس از مواجهه دولت وقت و حزب توده، منحل و به فعالیت زیرزمینی روی آورد. وضعیت فوق در دانشگاه

ها در حالی جریان داشت که تا سال ۱۳۲۸ گرایشهای ملی و مذهبی نسبت به چپگرایان از عملکرد ضعیف تری برخوردار بودند. سرانجام در سال ۱۳۲۱ در واکنش به تبلیغات شدید طیفهای ماتریالیست «انجمن اسلامی دانشجویان» و سپس «نهضت خداپرستان سوسیالیست» با ماهیت ضدکمونیستی شدید تشکیل شد. انجمن اسلامی دانشجویان در اوایل شکل گیری به ندرت در مبارزات سیاسی دخالت می کرد و تلاش خود را بر مباحث ایدئولوژیک و نظری استوار نموده بود. در خصوص جنبش دانشجویی دهه های ۲۰ و ۳۰ش می توان گفت که دانشجویان غیرچپگرا در مقایسه با طرفداران حزب توده، ضعف تشکیلاتی و سازماندهی بیشتری داشتند و به همین دلیل میزان تحرکات آنها در دانشگاه ها چشمگیر نبود لذا در سال ۱۳۲۹ «سازمان صنفی دانشگاه تهران» جهت هماهنگی هرچه بیشتر فعالیتهای این دانشجویان تشکیل شد. با وجود برخی ضعفها در جنبش دانشجویی مانند نفوذ حزب توده در آن، این جنبش تا حدودی توانست در دهه ۲۰ و ۳۰ به صورت یک نیروی پیشگام در مسیر مبارزه با دیکتاتوری حاکم خود را مطرح نماید که نقطه اوج این روند را می توان مبارزات ملی شدن نفت درنظر گرفت.

با وقوع کودتای ۲۸ مرداد در سال ۱۳۳۲ و شکست نهضت ملی و قدرت گیری بیشتر شاه دوره جدیدی از فعالیتهای دانشجویی آغاز شد که می توان آن را دوره «خشونت بار» فعالیتهای جنبش نامید. پس از کودتا فضای نسبی آزادیهای سیاسی تعطیل و جو اختناق و استبداد مجددا حاکم گشت. این مساله در کنار شرایط و اوضاع جهانی و تبلیغات گسترده تفکرات چریکی چپگرا منجر به ضعف تحلیل نیروهای درون دانشگاه گردید که ماحصل آن پدیدارشدن گروه های چریکی در جنبش دانشجویی بود. از دیگرسو وجود این شبه نظامیان در درون حرکت دانشجویی خود موجب رادیکالیزه شدن بیشتر اوضاع و شیوع خشونت در عرصه مبارزات می گردید. در روزهای پس از کودتا «نهضت مقاومت ملی» که برآیند احزاب و دانشجویان ملی گرا بود تشکیل شد و با به راه انداختن تبلیغات علیه رژیم پهلوی و سازماندهی اعتصابات سعی کرد به اوضاع موجود واکنش نشان دهد. در مهر ۱۳۳۲ دانشجویان در اعتراض به دادگاه فرمایشی مصدق تظاهراتی برپا نمودند. چندی بعد در ۱۶ آذر دانشجویان در مخالفت با سفر نیکسون معاون وقت رییس جمهور ایالات متحده به کشور دست به اعتراض گسترده زدند که این حرکت با یورش سربازان رژیم و قتل چند تن از فعالان دانشجو سرکوب گردید و ۱۶ آذر ۱۳۳۲ به نقطه عطف و نماد هویت جنبش دانشجویی مبدل گشت.

حکومت پهلوی متعاقب این جنایت ساواک را تاسیس کرد و با شدت بخشیدن به اقدامات اطلاعاتی و پلیسی تمام اقدامات دانشگاه را تحت کنترل درآورد به نحوی که تا سال ۱۳۳۹ جنبش دانشجویی عملا به محاق سکوت کشانده شد و فعالیتهای آن از صدور اعلامیه و اطلاعیه ها فراتر نرفت.در این سال به دلیل قدرت گرفتن کندی در آمریکا و فشار وی بر شاه جهت اجرای برنامه های آمریکا در ایران، فضای نسبتا آزادتری در کشور ایجاد شد. با این وجود، ضعفهای گسترده ساختاری، اتخاذ تاکتیکهای نامناسب و عدم استقلال دانشگاه از جریانات بیرونی ازجمله دلایلی بود که جنبش دانشجویی نتواند بر صحنه معادلات سیاسی این دوره تاثیر چندانی داشته باشد در این بین تنها طیف دانشجویی نزدیک به محفل امینی نخست وزیر وقت توانست در برخی مراکز قدرت نفوذ کند.

مرحله بعدی حیات و فعالیت جنبش دانشجویی مربوط به دوره پس از واقعه ۱۵ خرداد ۱۳۴۲ می باشد. در این مقطع روحانیت به شکل گسترده و موثر در جریان مبارزات مردم علیه حکومت پهلوی وارد شد و امام خمینی(ره) رهبری حرکت مردم را به دست گرفته و در مقابل تمام اندیشه و تئوریهای آن دوره مکتب اسلام را مطرح نمود. یکی از بخشهای عمده جنبش دانشجویی پس از ۱۵ خرداد ۱۳۴۲ فعالیت گسترده دانشجویان در خارج از کشور را دربر می گرفت. این دانشجویان با ایجاد گروه هایی نظیر «کنفدراسیون جهانی محصلین و دانشجویان ایرانی» و «جنبش اسلامی دانشجویی» ضمن برگزاری میتینگهای منظم و گسترده، برنامه های وسیعی جهت معرفی چهره کریه رژیم پهلوی به اجرا می گذاردند. هرچند در ابتدای شکل گیری جنبش دانشجویی غلبه در آن با گروه های ملی و چپگرا بود اما به آهستگی و خصوصا در سالهای پایانی دهه ۵۰ گروه های اسلامی قدرت گرفته و اقبال عمومی به آنها فزونی گرفت. این امر بیشتر با وقایع پس از واقعه ۱۵ خرداد که زمینه های لازم جهت پیوند دو قشر مبارز و پیشروی روحانی و دانشجو فراهم شد، شدت گرفت. در این سالها به دلیل نگرانی روحانیت از نفوذ گروه های چپگرا در جنبش دانشجویی روحانیان ضمن اقبال به گروه های غیرمارکسیست و با طرح و بسط آثار و تالیفات متفکران مسلمان سعی کردند اسلام را با رویکردی نوین به نسل جوان و دانشجو معرفی نمایند. از جمله دلایل عدم غلبه صبغه مذهبی بر جنبش دانشجویی قبل از دهه ۵۰.ش ترسیم چهره عقب مانده از مذهب در دانشگاه ها بود و به همین دلیل ایمان و باور به قدرت مذهب در مبارزه علیه استبداد در میان دانشجویان حضور چندانی نداشت. از سوی دیگر به دلیل وجود جو تقابل ایدئولوژیک در آن دوره، از سوی محافل خاصی این

طور القا می شد که آموزه های دینی به طریق علمی قابل اثبات نیستند. ظهور جنبشهای علم گرای مبتنی بر مارکسیسم که سعی در توجیه همه چیز بر مبنای علوم تجربی داشتند در بروز این حالت بسیار موثر بود.

درون جبهه مذهبی نیز نظریه

پردازی مناسب در خصوص معضلات سیاسی و اجتماعی به چشم نمی خورد و مسایلی همچون تضاد طبقاتی، فقر و … به طور جدی مورد بحث قرار نگرفته بود. علاوه بر این به دلیل اقدامات نامنظم و ناهماهنگ مذهبیون در دانشگاه ها، گروه های دیگر خلا حضور آنان را سریعا پرمی کردند. اما با سپری شدن سال ۱۳۵۰ و پررنگ شدن نقش محوری امام خمینی(ره) در مبارزات و تاکید ایشان بر همکاری حوزه و دانشگاه مرحله جدیدی از حیات جنبش دانشجویی با ماهیت مذهبی آغاز شد. در این سالها شخصیتهایی همچون مطهری، مفتح و طالقانی ارتباط بسیار نزدیک و تنگاتنگی با نهضت دانشجویی برقرار نمودند. این عده برخلاف سالهای قبل اعتقاد داشتند که دین فقط برای آخرت نیست و تنظیم امور دنیایی انسانها نیز از مهم ترین اهداف آن به شمار می رود. بنابراین نگرش، اسلام در مسایلی نظیر؛ حکومت، حقوق بشر، زنان، تکنولوژی و … حرفهای زیادی برای گفتن دارد و جامعه قرن بیستمی می تواند با ضوابط دینی اداره شود.

معروف ترین و بزرگ ترین مخالف نظام شاهنشاهی این دوره امام خمینی(ره) نیز آشکارا یک مبارز اسلام

گرا به شمار می رفت که همین امر در تغییر رویکرد دانشجویان از مکاتب غیراسلامی به آموزه های مذهبی بسیار موثر بود. در این بین شخصیتهای اسلامی غیرروحانی نظیر شریعتی نیز که خود تحصیل کرده دانشگاه بودند در مذهبی ترکردن جنبش دانشجویی نقش داشتند. با وقوع این تغییرات، جنبش در سالهای ۵۵، ۵۶ و ۵۷ اسلام را به عنوان عمده ترین منبع الهام

بخش مبارزه برگزید. گرایش دانشجویان به مذهب از یک

سو به مبارزات آنان ارزش، قدرت و سرعت بیشتری داد و از سوی دیگر توانست به دلیل حضور چشمگیر دین در جامعه، نوعی اتحاد و همدلی کامل بین دانشگاه و مردم به وجود آورد. به همین دلیل و با حمایت مردم از جنبش دانشجویی اسلامی این حرکت توانست به طرز غیرقابل باور و شگفت

انگیزی نیروهای ملی و چپگرا را به حاشیه براند. طرح شعارهای بی نظیر و ترقی خواهانه از سوی امام(ره)، به بن بست رسیدن مارکسیستها، خلا رهبری در گروه

های غیراسلامی، شکست اقدامات چریکی و از همه مهم تر مردم گرایی گسترده امام(ره) سبب شد جنبش دانشجویی در چهره ایشان یک رهبر دینی نوگرا که قادر به پاسخگویی سوالها و نیازهای جامعه می باشد مشاهده نماید. جنبش دانشجویی در سال ۱۳۵۶ ضمن برقراری ارتباط گسترده با مردم و رهبری آن، به معنای واقعی در قالب واژه «جنبش دانشجویی» وارد عمل شد و توانست در یکی از حساس ترین برهه های تاریخی ایران به وظیفه خود یعنی انجام رسالت اجتماعی درهمگامی با نیازهای واقعی جامعه پاسخ دهد. نقطه نهایی این روند در ۲۲ بهمن ۱۳۵۷ با پیروزی انقلاب اسلامی که جنبش دانشجویی مسلمان و دانشجویان معتقد به انقلاب اسلامی یکی از ارکان اصلی آن بودند نمایان گشت.

پس از پیروزی انقلاب اسلامی جنبش دانشجویی سعی کرد به حفظ و تداوم آرمانهای انقلاب بپردازد. با این وجود وضعیت دانشگاه های کشور در دو سال اول سپری شده از پیروزی انقلاب به هیچ عنوان شباهتی به جنبش دانشجویی در آستانه انقلاب نداشت. ایجاد فضای باز و آزاد سیاسی در پی پیروزی انقلاب اسلامی سبب شد، گروه هایی که پیش از پیروزی انقلاب با جریان اسلام

گرا تضاد و تقابل عمده

ای داشتند آزادانه در محیط دانشگاه ها به فعالیت بپردازد. مشکل اصلی در این حالت وجود درگیری بسیار زیاد بین این گروه ها و ضعف پایگاه و مقبولیت اجتماعی برخی از آنان بود. در سالهای ۵۸ و ۵۹ جنبش دانشجویی صرفا به مثابه یک حرکت ملتهب و به دور از خردورزی و قاعده مندی عمل می کرد تا جایی که محیط دانشگاه بر اثر تضاد گروه های سیاسی عملا به یک «باشگاه سیاسی» مبدل گشت. علاوه بر این، ضعف حس وحدت و همگرایی میان دانشجویان به گروهک گرایی در جنبش و حرکت به سمت نوعی آنارشیسم منتهی شد. جنبش دانشجویی در این دوره با تمام ضعفها و تضادهای درونی کاملا متوقف نگردید و برخی اقدامات نظیر تسخیر سفارت آمریکا را سامان داد. به هر حال با تداوم بی قاعدگی و هرج و مرج و درگیری شدید فیزیکی در دانشگاه، انقلاب فرهنگی به دستور امام در جهت بهبود اوضاع دانشگاه ها اعلام شد. همزمان با این اقدام که به تعطیلی موقت دانشگاه ها منجر گشت جنگ تحمیلی از سوی عراق بر علیه کشورمان آغاز گشت. در این سالها دانشجویان مسلمان و انقلابی اولویت را به حضور در جبهه های جنگ دادند و تعدادی نیز برای ادامه تحصیل کشور را ترک کردند. گروه هایی هم که اعتقادی به انقلاب اسلامی نداشتند علیه انقلاب موضع خصمانه گرفته تا منفعل شدند. این مسایل سبب شد طی بازگشایی مجدد دانشگاه ها و با توجه به فضای امنیتی ایجاد شده به دلیل جنگ تحمیلی، محدود کردن فعالیتهای سیاسی به عنوان اولویت نخست منظور گردد. حرکت به سمت سکون و یا یک مسیر خاص سیاسی از نتایج اصلی این حالت بود که تا پایان جنگ و رحلت امام خمینی(ره) همچنان تداوم یافت. گرچه طیف غالب در جنبش دانشجویی در دو سال نخست بیشتر در فکر تحکیم پایه ها و تحقق شعارهای اصلی انقلاب بود اما در سالهای ۵۹ تا ۶۸ به دلیل بروز جنگ و تهدیدات عمده امنیتی جنبش با کاستن از فعالیتهای سیاسی بر استقلال کشور تاکید داشت.

در دوره بعدی که می توان آن را محدوده سالهای ۶۸ تا ۷۶ در نظر گرفت جنبش در حالی که همچنان دوره رخوت و رکود را می گذراند در برابر سیاست رسمی توسعه اقتصادی دولت، موضع طرفداری از «عدالت اجتماعی» را برگزید. پیش از سال ۶۸ جنبش معمولا مواضعی موافق با دولت و مجلس اتخاذ می کرد در حالی که پس از سال ۶۸ تا ۱۳۷۶ جنبش دانشجویی با شدت و ضعف، سعی کرد رویه های متفاوت و نسبتا مستقلی از دولت در پیش گیرد. با شروع سال ۱۳۷۶ و رویدادهای آن از جمله انتخابات ریاست جمهوری جنبش دانشجویی توانست از حالت رخوت و رکود خارج و بر میزان فعالیتهای دانشگاه ها نسبت به دوره های پیشین بیفزاید. در فاصله زمانی سال ۱۳۷۶ تاکنون موضع جنبش تا حد زیادی در هماهنگی با دولت و مجلس قرار داشته وتضاد عمده ای در این بین مشاهده نگردیده است. هرچند در دوره اخیر شاهد بروز تحولات و فراز و نشیبهای عدیده ای در دانشگاه ها بوده ایم اما عدم توجه به تجربه تاریخی و نقاط ضعف جنبش در کنار ورود ناگهانی آن به عرصه رقابتهای سیاسی تبعات فراوانی برای جنبش دانشجویی به بار آورد تا جایی که بسیاری از پژوهشگران حوزه جنبش دانشجویی ایران را در میانه دهه سوم انقلاب بر آن داشت که به طور جدی به آسیب شناسی جنبش دانشجویی بیاندیشند. هرچند همان

گونه که پیشتر ذکر شد به جز مقطع زمانی سالهای ۵۶ و ۵۷ نمی توان عنوان «جنبش دانشجویی» را با توجه به تعریف آکادمیک آن بر فعالیت دانشگاه های کشور اطلاق کرد اما می بایست جهت تشکیل جنبش دانشجویی اصیل و فراگیر از یک سو و توجه به کارکردهای مثبت و منفی سالهای اخیر، وضعیت جنبش دانشجویی را با رویکردی نقادانه در قالب گزارشی از آسیب شناسی آن و نهایتا ارایه راهکارهایی جهت نزدیک کردن وضعیت کنونی جنبش به تعریف ایده

ال در نظر داشت.

نگاه به آینده

هر نوع پژوهش و ارزیابی از وضعیت جنبش دانشجویی می تواند در قلمروی رفتارشناسی کلی دانشجویان بررسی گردد. واضح است برقراری پیوند میان گذشته، حال و آینده

  راهنمای خرید:

  • همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
  • ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
  • در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.