اگر فایل یا کتابی رو که میخواهید توی سایت نیست روی " پیشنهاد فایل " کلیک کنید.
خرید و دانلود فایل پاورپوینت کامل ولایت فقیه، شورا و دموکراسی * ؛ در گفتگو با آیت الله سید محمد حسین فضل الله
224,700 تومان قیمت اصلی 224,700 تومان بود.109,200 تومانقیمت فعلی 109,200 تومان است.
تعداد فروش: 48
فرمت فایل پاورپوینت
با فایل فایل پاورپوینت کامل ولایت فقیه، شورا و دموکراسی * ؛ در گفتگو با آیت الله سید محمد حسین فضل الله یک ارائهی بینقص بسازید!
پاورپوینتی زیبا و کاربردی:
فایل فایل پاورپوینت کامل ولایت فقیه، شورا و دموکراسی * ؛ در گفتگو با آیت الله سید محمد حسین فضل الله شامل 85 اسلاید کاملاً حرفهای و چشمنواز است که برای ارائهی مستقیم یا چاپ آماده شدهاند.
آنچه فایل فایل پاورپوینت کامل ولایت فقیه، شورا و دموکراسی * ؛ در گفتگو با آیت الله سید محمد حسین فضل الله را متمایز میکند:
- طراحی مدرن و هدفمند: فایل پاورپوینت کامل ولایت فقیه، شورا و دموکراسی * ؛ در گفتگو با آیت الله سید محمد حسین فضل الله با ترکیب رنگها و چیدمان هوشمندانه، به انتقال بهتر مفاهیم کمک میکند.
- کاربری راحت و سریع:فایل پاورپوینت کامل ولایت فقیه، شورا و دموکراسی * ؛ در گفتگو با آیت الله سید محمد حسین فضل الله بدون نیاز به ویرایشهای پیچیده، فقط فایل را باز کنید و ارائه دهید.
- کیفیت بالا برای نمایش: همهی اسلایدها با رزولوشن مناسب و ساختاری منظم آماده ارائه هستند.
ساختهشده با دقت و استانداردهای بالا:
فایل پاورپوینت کامل ولایت فقیه، شورا و دموکراسی * ؛ در گفتگو با آیت الله سید محمد حسین فضل الله با رعایت جزئیات طراحی شده تا در هر محیطی بدون مشکل نمایش داده شود. هیچگونه بهمریختگی یا ایرادی در اسلایدهای فایل پاورپوینت کامل ولایت فقیه، شورا و دموکراسی * ؛ در گفتگو با آیت الله سید محمد حسین فضل الله وجود ندارد.
تذکر:
در صورت مشاهدهی تفاوت در کیفیت، احتمال استفاده از نسخههای غیراصلی وجود دارد. نسخه معتبر فایل پاورپوینت کامل ولایت فقیه، شورا و دموکراسی * ؛ در گفتگو با آیت الله سید محمد حسین فضل الله با دقت توسط تیم طراحی آماده شده است.
همین حالا دانلود کن و با فایل پاورپوینت کامل ولایت فقیه، شورا و دموکراسی * ؛ در گفتگو با آیت الله سید محمد حسین فضل الله مخاطبهات رو تحت تاثیر قرار بده!
بخشی از متن فایل پاورپوینت کامل ولایت فقیه، شورا و دموکراسی * ؛ در گفتگو با آیت الله سید محمد حسین فضل الله :
اشاره:
آیت الله سید محمد حسین فضل الله از معدود عالمان دینی است که در عین پایبندی به سنت ها و اصالت ها و منابع، رویکردی روشن و باز به جهان معاصر و درکی تازه و متناسب با زمان از مفاهیم اسلامی دارند.
می توان حرکت علمی و فرهنگی آیت الله شهید مطهری (ره) در ایران، آیت الله شهید صدر (ره) در عراق، و آیت الله فضل الله در لبنان، در جهت ارائه شناختی تازه از اسلام را همزمان و هم افق و برخاسته از احساسی مشترک دانست.
آیت الله فضل الله در سال ۱۳۱۴ ش. در نجف تولد یافت و در مدت اقامت طولانی اش در نجف اشرف از محضر آیات عظام سید عبدالرئوف فضل الله (پدر بزرگوارش)،سیدمحسن حکیم(ره)وسید ابوالقاسم خویی (ره) بهره های فراوان برد.
ایشان، با مشاهده کمبودهای موجود در فضای فرهنگی نجف، اقدام به فعالیت های فرهنگی و مطبوعاتی نمود و همراه با شهید آیت الله سید محمدباقر صدر و آیت الله شیخ محمدمهدی شمس الدین، مجله «الاضواء» را راه اندازی کرد، که از سال ۱۳۳۷ از سوی «جماعه العلما»ی نجف منتشر شد. در سال نخست انتشار مجله، شهید صدر سر مقاله های آن را تحت عنوان «رسالتنا» به رشته تحریر درآورد. پس از آن به مدت شش سال علامه فضل الله سر مقاله های این مجله را تحت عنوان «کلمتنا» می نگاشت که مجموعه این سرمقاله ها در کتابی به نام «قضایانا علی ضوء الاسلام » بیش از ده بار چاپ و منتشر شده است.
همکاری سید محمد حسین فضل الله و شهید سید محمد باقر صدر در سطح تشکل های سیاسی و انقلابی و بویژه در ایجاد «حرکت اسلامی عراق » امتداد یافت. تا آن زمان شیعیان انقلابی عراق انسجام و تشکل سیاسی مشخصی نداشتند، در حالی که اهل سنت در قالب جنبش هایی مانند «اخوان المسلمین » و حزب «التحریر الاسلامی » فعالیت انقلابی منسجمی داشتند.
آیت الله فضل الله در سال ۱۳۴۵ ش. به عزم اقامت دائم به لبنان رفت و با تلاشی همه جانبه به پرکردن خلاهای فرهنگی و سیاسی موجود پرداخت و چندین نسل را بر اساس آموزه های اسلام ناب، و با گشودن دریچه عقل و عاطفه انسان ها به روی آفاق نورانی اسلام معاصر تربیت کرد. فضل الله، امروزه در عین برخورداری از جایگاه مرجع دینی شیعیان، از قدرت و نفوذ فکری فراوانی در میان اهل سنت و حتی مسیحیان – که او را مرد گفتگو و روشن نگری می بینند – برخوردار است.
تالیفات ایشان به بیش از ۶۰ جلد می رسد که عناوین برخی از آن ها چنین است:
قضایانا علی ضوء الاسلام، الاسلام و منطق القوه، من وحی القرآن (تفسیر)، تاملات اسلامیه حول المراه، دنیا الشباب، دنیا المراه، فقه الحیاه، حدیث عاشورا، حرکه الاسلامیه هموم و قضایا، الندوه (تاکنون ۴ جلد از آن منتشر شده است)، للانسان و الحیاه، فقه الاجاره، القرعه و الاستخاره، کتاب الجهاد، الصید و الذباحه، کتاب النکاح (۵ کتاب اخیر تقریرات درس خارج فقه ایشان است).
در گفتگویی که ترجمه آن از پی می آید، آیت الله فضل الله به پرسش هایی در باره قدرت (حکومت)، نقش جامعه در برابر قدرت و رابطه بین فقیه و جامعه پاسخ می دهد.
اسلام و قدرت
اسلام از چه منظری به قدرت می نگرد؟
آیت الله فضل الله:با مطالعه متون متنوعی که جایگاه قدرت را در اسلام مشخص می کند و بویژه بامطالعه الگوی پیامبر و امام و نمونه فقیه، بر اساس نظریاتی که برای فقیه نقشی در قدرت قائل است، می بینیم که اسلام، قدرت را وظیفه ای اجتماعی می داند که بر اساس آن شان جایگاه رهبری رو به رو شدن با مسائل جامعه از دریچه شریعت اسلامی است، چندان که رهبر، هیچ گاه نمی تواند با نادیده گرفتن اصول موضوعه حکومت در اسلام، از قدرت استفاده شخصی نماید.
با مطالعه رفتار و موضع پیامبر در برابر مردم، در آخرین لحظه های زندگی اش، در می یابیم که آن حضرت اعمال خویش را در برابر توده مردم محاسبه می کند، در حالی که امر نبوت بر نبی ایجاب نمی کند که در برابر مردم حساب پس بدهد; زیرا او فرستاده خدای سبحان است. اما هنگامی که پیامبر در برابر مردم قرار می گیرد و خویش را در معرض محاسبه قرار می دهد، از جایگاه حکومت و به عنوان حاکم با مردم سخن می گوید و هماهنگی خط حکومت و مسیر رسالت را به آنان یادآوری می کند. آنجا که می گوید: «ایها الناس لا تعلقون علی بشی ء انی ما احللت الا ما احل القران و ما حرمت الا ما حرم القران »; ای مردم بر من چیزی نبندید، که من حلال نگردانیدم جز آنچه را که قرآن حلال گردانیده و حرام نگردانیدم جز آنچه را که قرآن حرام گردانیده است.
این نص به ما می گوید که درونمایه طبیعت و تجربه رهبری حکومت – حتی اگر در سطح شخصیت پیامبر(ص) باشد – پیوند امت با حکومت است; چندان که حاکم آزاد از هر قید و بندی نیست.
همچنین ملاحظه می کنیم که اندیشه «بیعت » که از مسلمانان خواسته می شد، مانند بیعت مردان و زنان با پیامبر (ص)، از نظر اسلام پایه مشروعیت حکومت یا نبوت نیست، اما نماد وفاداری مردم به رهبری بر اساس برنامه کلی یا جزئی ای است که رهبری ارائه می دهد. از این رو می بینیم که پیامبر (ص) نیز بر اساس برنامه ای که عرضه می کند از مردم بیعت می گیرد، نه بر اساس شخص. در نص قرآنی در باره بیعت زنان هم این امر را مشاهده می کنیم، که گرفتن بیعت از زنان بر اساس برنامه اسلامی فعالیت زن در عرصه اجتماعی بوده است.[بیعت با شخص پیامبر بر اساس برنامه ارائه شده بود.]
با توجه به این امر در می یابیم که نگرش اسلام به قدرت رهبری، به لحاظ تشخص رهبر نیست; حتی اگر دارای تشخصی باشد که از مردم نگرفته باشد، مانند برجستگی عنوان نبوت و امامت که پیامبر و امام دارای آن هستند. دلایل این مدعا را در کلام امام علی(ع) می جوییم که در مناجات با پروردگارش چنین می گوید: «اللهم انک تعلم انه لم یکن الذی کان منا منافسه فی سلطان و لا التماس شی ء من فضول الحطام و لکن لنرد المعالم من دینک و نظهر الاصلاح فی بلادک فیامن المظلومون من عبادک » (۱) ; خدایا تو می دانی که آنچه ما انجام دادیم برای رغبت و میل شدید به قدرت و فرمانروایی نبود و نیز برای به دست آوردن چیزی از زیادتی های کالای ناچیز دنیا نبود، لیکن برای این بود که نشانه های دین تو را [که از میان رفته بود] باز گردانیم و اصلاح ویرانی ها را در شهرها و سرزمین های تو ظاهر و آشکار سازیم تا در نتیجه آن بندگان ستمدیده تو ایمن گردند و آرامش یابند.
و در جای دیگر چنین می گوید: «لولا حضور الحاضر، و قیام الحجه بوجود الناصر و ما اخذ الله علی العلماء ان لا یقاروا علی کظه ظالم و لا سغب مظلوم لا لقیت حبلها علی غاربها و لسقیت آخرها بکاس اولها» (۲) ; اگر حضور مردمانی که با من بیعت کردند نبود و این که با وجود کسانی که مرا یاری می دادند حجت بر من تمام بود و نیز اگر عهد و پیمانی که خداوند از علما گرفته است که در برابر سیری بی اندازه ظالم و گرسنگی بی حد مظلوم آرام و قرار نگیرند، نبود، هر آینه ریسمان خلافت را به گردنش می انداختم و با جام نخستین آن آخرش را سیراب می ساختم.
و در روایتی که حکومت را با پاره کفشی مقایسه می کند، می گوید: «والله لهی احب الی من امرتکم هذه الا ان اقیم حقا او ادفع باطلا» (۳) ; به خدا قسم، من این کفش را از فرمان راندن بر شما بیشتر دوست دارم، مگر این که بتوانم حقی را به پا دارم یا از امر باطلی جلوگیری نمایم.
این روایات ما را به این نتیجه می رساند که امر حکومت – حتی اگر حاکم در سطحی برجسته مانند امامت باشد – به عنوان یک وظیفه مطرح است که بر اساس آن، حاکم برای عملی کردن خطوط ترسیمی اسلام تلاش می کند، نه برای ابراز وجود شخصی و نه برای عرضه برنامه فردی خویش.
امام بر اساس برنامه ای اسلامی که به آن ایمان دارد و با توجه به آن، رهبری مردم را به عهده گرفته و مردم هم به او گرویده اند، پیشوای مردم است و اهتمام او به این است که آموزه های دین را احیا کند و سرزمین ها را سامان دهد و منیت بندگان ستمدیده را فراهم آورد و حق را به پا دارد و باطل را دفع کند. از آنچه ذکر شد در می یابیم که حاکم اسلامی در خطاب خود به امت و هنگام سخن گفتن از مسئله حکومت، بر نظارت امت بر کار خویش تاکید می ورزد; هر چند در جایگاهی باشد که برای مشروعیت حکومتش یا عدالتش – به دلیل داشتن عصمت – نیازی به نظارت مردمی نباشد.
با توجه به این که حاکم، محکوم برنامه های خویش است، نمی تواند به ملاحظه خواسته های نادرست مردم از اصول ست بردارد. این همان است که در سخن امام علی(ع) آمده است: «لیس امری و امرکم واحدا اننی اریدکم لله و انتم تریدوننی لانفسکم » (۴) ; کار و فکر من با کار و فکر شما یکسان نیست. همانا من شما را برای پیشبرد کار خدا و یاری دین او می خواهم و شما مرا برای منافع خود می خواهید.
در عین حال می بینیم که امام مردم را به یاری خود در امر حکومت فرا می خواند و از آنان می خواهد که او را مورد نقد و انتقاد قرار دهند: «فلا تکلمونی بما تکلمون به الجبابره و لاتتحفظوا بما یتحفظ به عند اهل البادره و لاتخالطونی بالمصانعه و لاتظنوا بی استثقالا فی حق قیل لی و لا التماس اعظام لنفسی فانه من استثقل الحق ان نقال له او العدل ان یعرض علیه، کان العمل بهما اثقل علیه، فلا تکفوا عن مقاله بحق او مشوره بعدل، فانی لست فی نفسی بفوق ان اخطی ء» (۵) ; پس بدان گونه که با جباران و گردنکشان سخن می گویند با من سخن نگویید و سخن و عقیده و رای خود را به همان گونه که از افراد خشمگین که زود از جا به در می روند و به کارهای زشت مبادرت می ورزند، پنهان می دارند از من پنهان نکنید، و با من به طور ساختگی رفتار ننمایید و این گمان را به من نبرید که اگر سخن حقی به من گفته شود برایم سنگین است یا این که خواهان بزرگ شمردن خود هستم. پس بی گمان کسی که شنیدن سخن حق و عرضه شدن عدل و داد بر او سنگین باشد، عمل به آن دو برابر برای او سنگین تر خواهد بود. بنابر آنچه گفته شد، از سخن گفتن به حق و مشورت همراه با عدالت خودداری نکنید، پس به راستی من در نزد خودم بالاتر از آن نیستم که هرگز مرتکب خطایی نشوم.
البته می دانیم که امام علی (ع) بنابر عقیده ما بالاتر از آن است که خطا کند، اما او با این سخن می خواهد امت را به خرده گیری از خویش تشویق کند تا این کار در تعامل امت با حاکمان غیر معصوم متداول شود.
اگر بخواهیم مسیر کلی تعامل حاکم اسلامی – هر چند در سطح پیامبر یا امام – را با امت ترسیم کنیم و شیوه این تعامل را در مسائل اساسی مانند جنگ و صلح و برنامه های کلان و حیاتی سیاسی، اقتصادی و امنیتی روشن کنیم باید به خطاب خداوند به پیامبرش استناد جوییم که: «و شاورهم فی الامر» (۶) ; و در کار[ها] با آنان مشورت کن.
یعنی خداوند از حاکم یا رهبر اسلامی خواسته است تا با امت مشورت کند، با قطع نظر از این که اطاعت از نتیجه شورا بر او واجب باشد یا این که شورا عاملی برای تثبیت اوضاع جامعه به شمار آید; که در پایان آیه چنین آمده است: «فاذا عزمت فتوکل علی الله » (۷) ; و چون تصمیم گرفتی بر خدا توکل کن.
منظور از قدرت در اسلام به معنای حکومت الهی (
theocracy
یا یزدان سالاری) نیست که بر اساس آن، حاکم به نام خدا و بنا به سلیقه شخصی خویش حکومت می کند. از نظر اسلام، حاکم کسی است که به لحاظ جایگاهی که خداوند برای او قرار داده است حکومت می کند، اما حکومت او در ضمن برنامه ای است که خداوند وضع فرموده است و حاکم حق ندارد یک کلمه از آن کم کند یا بر آن بیفزاید.
«لو تقول علینا بعض الاقاویل لاخذنا منه بالیمین ثم لقطعنامنه الوتین » (۸) ; اگر [او] پاره ای گفته ها بر ما بسته بود، دست راستش را سخت می گرفتیم، سپس رگ قلبش را پاره می کردیم.
«لقد اوحی الیک و الی الذین من قبلک لئن اشرکت لیحبطن عملک » (۹) ; و قطعا به تو و کسانی که پیش از تو بودند وحی شده است که اگر شرک ورزی حتما کردارت تباه خواهد شد.
از این آیات بر می آید که حاکم اسلامی خارج از چارچوب کلی [برنامه]، آزادی شخصی ندارد. حتی می بینیم که قرآن در برابر اوضاع اجتماعی ای که مقاومت پیامبر را در موضع رسالت و حکومت دچار چالش کرده بود، به بیان و شیوه ای استوار با پیامبر سخن می گوید.
خداوند با پیامبرانش از این تجربه اجتماعی چنین سخن می گوید:
«و ان کادوا لیفتنونک عن الذی اوحینا الیک لتفتری علینا غیره و اذا لاتخذوک خلیلا و لولا ان ثبتناک لقد کدت ترکن الیهم شیئا قلیلا. اذن لاذقناک ضعف الحیاه و ضعف الممات ثم لا تجد لک علینا نصیرا» (۱۰) ; و چیزی نمانده بود که تو را از آنچه به سوی تو وحی کرده ایم گمراه کنند تا غیر از آن را بر ما ببندی و در آن صورت تو را به دوستی خود بگیرند و اگر تو را استوار نمی داشتیم، قطعا نزدیک بود کمی به سوی آنان متمایل شوی، در آن صورت حتما تو را دو برابر [در] زندگی و دو برابر [پس از] مرگ [عذاب] می چشاندیم. آنگاه در برابر ما برای خود یاوری نمی یافتی.
به این ترتیب خداوند، تجربه حکومت و رسالت را به هم گره می زند تا پیامبر را در برابر فشارهایی که محاصره اش کرده است حمایت کند و به او بگوید که مسئله مهم این نیست که تو را تصدیق کنند یا تصدیق نکنند، بپذیرند یا نپذیرند; بلکه مهم این است که تو وظیفه
- همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
- ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
- در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.
