اگر فایل یا کتابی رو که میخواهید توی سایت نیست روی " پیشنهاد فایل " کلیک کنید.
خرید و دانلود فایل پاورپوینت کامل درآمدی بر کلام سیاسی شیعه ; قاعده لطف
224,700 تومان قیمت اصلی 224,700 تومان بود.109,200 تومانقیمت فعلی 109,200 تومان است.
تعداد فروش: 58
فرمت فایل پاورپوینت
فایل پاورپوینت فایل پاورپوینت کامل درآمدی بر کلام سیاسی شیعه ; قاعده لطف؛ راهکاری شایسته برای ارائههای موفق
اگر بهدنبال یک فایل ارائهی آماده با کیفیت بالا و طراحی حرفهای هستید، فایل فایل پاورپوینت کامل درآمدی بر کلام سیاسی شیعه ; قاعده لطف انتخابی مناسب برای شماست. این مجموعه شامل 120 اسلاید استاندارد و دقیق است که با هدف ارتقاء کیفیت ارائههای شما تهیه شدهاند.
دلایل انتخاب فایل فایل پاورپوینت کامل درآمدی بر کلام سیاسی شیعه ; قاعده لطف:
- طراحی ساختارمند و چشمنواز: هر اسلاید با دقت بالا و توجه به اصول طراحی گرافیکی تهیه شده است تا محتوای شما بهخوبی دیده و درک شود.
- آمادگی کامل برای ارائه: نیازی به ویرایش مجدد نیست؛ فایل فایل پاورپوینت کامل درآمدی بر کلام سیاسی شیعه ; قاعده لطف آمادهی استفاده در کلاس، جلسه یا کنفرانس است.
- سازگاری کامل با پاورپوینت: نمایش صحیح اسلایدها در تمامی نسخههای PowerPoint بدون بهمریختگی یا مشکل ظاهری تضمین شده است.
تولید شده با رویکرد حرفهای:
تمامی بخشهای فایل پاورپوینت کامل درآمدی بر کلام سیاسی شیعه ; قاعده لطف با هدف ایجاد یک تجربه کاربری روان و بینقص طراحی شدهاند. جزئیات با دقت بالا تنظیم شدهاند تا ارائهای حرفهای و تأثیرگذار داشته باشید.
توجه:
تنها نسخه رسمی فایل فایل پاورپوینت کامل درآمدی بر کلام سیاسی شیعه ; قاعده لطف از کیفیت کامل برخوردار است. نسخههای غیرمجاز ممکن است شامل اشکالات طراحی باشند و توصیه نمیشود از آنها استفاده شود.
با تهیه فایل فایل پاورپوینت کامل درآمدی بر کلام سیاسی شیعه ; قاعده لطف، سطح ارائههای خود را ارتقاء دهید و مخاطبان خود را تحت تأثیر قرار دهید
بخشی از متن فایل پاورپوینت کامل درآمدی بر کلام سیاسی شیعه ; قاعده لطف :
مقدمه
یکی از حوزه های مهم اندیشه سیاسی در اسلام، کلام سیاسی است. علی رغم قدمت طرح مسائل سیاسی در علم کلام که به نخستین سده اسلامی و سرآغاز پیدایش این علم برمی گردد، کلام سیاسی نتوانسته است همچون همتای خود، فلسفه سیاسی، مجموعه منسجمی را در طول تاریخ خود تشکیل دهد. در سده اخیر با احیای اندیشه های سیاسی اسلامی و توجه به بازنگری و بازخوانی تاریخ گذشته اندیشه سیاسی، حوزه ای که متکلمان، آراء و عقاید سیاسی خود را در آن مطرح می ساختند، به نام حوزه کلام سیاسی مشخص گردیده است. (۱) در این میان، مسائل مختلف سیاسی در باب های مختلف کلام مطرح شده و حتی به تعبیری، مسئله خلافت و امامت نخستین مباحث کلامی را تشکیل می داده است، اما ما هنوز شاهد مجموعه متمرکز و منسجمی تحت این عنوان(کلام سیاسی) نیستیم.
در این جهت، کلام سیاسی شیعه سعی نموده است تا با طرح مباحث مهم سیاسی، از موضع خود در مقابل فرقه ها و مذاهب دیگر اسلامی دفاع نماید. این امر از یک سو با تمسک به ادله نقلی – کتاب و سنت – و از سوی دیگر با ادله عقلی صورت گرفته است. ادله نقلی در طول تاریخ مورد توجه و استناد علمای شیعه قرار گرفته اند و آثار ارزشمندی همچون «الغدیر» در صدد بیان این ادله هستند. اما فراتر و مهم تر از این ادله، توجه به ادله عقلی و نحوه استدلال عقلی متکلمان شیعی در این باب است. تحریر مبانی عقلی کلام سیاسی شیعه می تواند از یک سو ما را در شناخت اندیشه سیاسی شیعی یاری رساند و از سوی دیگر در تبیین موضع شیعه در قبال مسائل جدید سیاسی به کار رود. از این رو در این مقاله درصدد بررسی مبانی عقلی این حوزه از معرفت سیاسی خواهیم بود.
بر این اساس، سؤال اصلی ای که ما در این مقاله به دنبال پاسخ به آن خواهیم بود آن است که «مبانی عقلی کلام سیاسی شیعه کدام است؟» بدیهی است که پاسخ به این سؤال اساسی و با توجه به گستره تاریخی موضوع مورد بحث و عدم امکان بررسی تمام اقوال متکلمان شیعی جز از طریق گزینش متفکران اصلی کلام شیعی امکان پذیر نخواهد بود. از این رو، ما صرفا بر اساس آراء و نظرات دو متکلم بزرگ شیعی یعنی شیخ مفید(ره) و خواجه نصیرالدین طوسی(ره) این مسئله را بررسی خواهیم کرد. علت گزینش این دو متکلم آن است که هر دو از متکلمان مهم و مؤسس در کلام شیعی محسوب می شوند. شیخ مفید در عصر خود توانست برای نخستین بار مواضع شیعی را به صورت کاملا منسجم و مستدل مطرح و در مناظرات متعدد خود با سران و بزرگان مذاهب دیگر اسلامی از آن ها دفاع نماید. از این رو شیخ مفید نقطه عطفی در تاریخ کلام شیعی محسوب می شود. اهمیت خواجه نصیرالدین طوسی(ره) نیز از آن جهت است که او با تلفیق فلسفه با کلام نقطه عطف دیگری درکلام شیعه محسوب می شود. خواجه نصیرالدین طوسی توانست با نبوغ سرشار خود این دو حوزه تفکر را به یکدیگر نزدیک سازد.
به نظر می رسد شالوده اکثر مباحث کلام سیاسی شیعه را در اثبات عقلی مسائل مطروحه قاعده لطف تشکیل می دهد. لذا در این مقاله سعی خواهیم کرد با نشان دادن نحوه استدلال دو متکلم مذکور در مسائل مطروحه و استناد ایشان به این قاعده، این امر را به اثبات برسانیم.
در اینجا ضروری است در جهت تبیین مفاهیم بحث، نگاهی به مفهوم مرکب «کلام سیاسی » داشته باشیم. جهت کامل تر کردن بحث، آن را با دیگر شاخه های علوم اسلامی همتای آن، یعنی «فلسفه سیاسی » و «فقه سیاسی » مقایسه خواهیم کرد. کلام سیاسی شاخه ای از علم کلام است و اسلوب، روش و غایات علم کلام در آن نیز رعایت می شود. از جمله تعاریف دقیقی که برای علم کلام مطرح شده است، تعریف شهید مطهری است. از نظر ایشان «علم کلام علمی است که عقاید اسلامی یعنی آنچه ایمان و اعتقاد بدان واجب است بحث می کند و به تبیین و توضیح آن و استدلال بر آن ها و دفاع از حریم آن می پردازد.» (۲)
بر اساس چنین تعریفی از علم کلام می توان کلام سیاسی را نیز چنین تعریف کرد: «کلام سیاسی شاخه ای از علم کلام است که درصدد تبیین و دفاع از مواضع و عقاید دینی در قلمرو مسائل سیاسی و اجتماعی می باشد.» حسن تعریف شهیدمطهری در آن است که ایشان علاوه بر دفاع از این مبانی، تبیین و توضیح خود مبانی دینی رانیز از جمله وظایف علم کلام دانسته و آن را در تعریف علم کلام آورده است.
نکته دیگر در تعریف علم کلام این است که غایت آن توضیح و اثبات عقاید دینی است و این امر آن را از فلسفه سیاسی که خود را مقید به عقیده یا دین خاصی نمی کند، متمایز می سازد. به گفته لئواشتراوس «ما مجبوریم میان فلسفه سیاسی و کلام سیاسی نیز تمایز قایل شویم. آنچه ما از کلام سیاسی
(
Political theology
)
می فهمیم تعلیمات سیاسی است که از وحی الهی ناشی می شود. فلسفه سیاسی محدود است به آنچه در دسترس ذهن بشر بی بهره از امداد وحی قرار دارد.» (۳) البته شایان توجه است که آنچه در دوره اسلامی اتفاق افتاد نه تفکیک کلام از فلسفه، بلکه تعامل میان آن دو بود. از طرفی فلسفه اسلامی رنگ دینی به خود گرفت و همواره سعی نمود تا مبانی دینی را اثبات کند و برجسته سازد و از سوی دیگر، کلام نیز توانست با بهره گیری از مباحث فلسفی توان مضاعفی در اثبات مبانی دینی کسب نماید. در واقع این امر در تشیع کاملا ملموس است و حکمت متعالیه ملاصدرا نمونه بارز آن محسوب می شود. از این رو کلام سیاسی نیز در غنی تر گشتن مباحث خویش همواره از مباحث عقلی فلسفی بهره مند گشته است.
تمایز کلام سیاسی از فقه سیاسی روشن تر از تمایز آن از فلسفه سیاسی است. در حالی که فقه در کل، و فقه سیاسی به تبع آن، کمر همت به بیان احکام فرعی و افعال مکلفین بسته است، کلام و به تبع آن کلام سیاسی، نه در افعال جزئی و فرعی، بلکه از عقاید و اصول بحث می کند. از این رو کلام را در مقابل فقه، فقه اکبر نامیده اند. از لحاظ روشی نیز تمایز این دو، روشن است; روش فقه مبتنی بر ادله اربعه است که سه مورد آن، یعنی کتاب و سنت و اجماع، به قرائت شیعی، ریشه در نقل دارند و مورد چهارم آن، یعنی عقل، نه به عنوان بحثی مستقل، بلکه به عنوان اصل موضوعی از علم کلام به عاریت گرفته می شود. (۴) در واقع دلیل عقلی فقیه، چیزی جز مباحث تنقیح شده کلامی نیست که بر اساس مباحث حسن و قبح عقلی مبتنی گشته اند. از این رو، خصلت نقلی فقه از یک سو، و پرداختن آن به افعال مکلفین از سوی دیگر، آن را از کلام متمایز می سازد و در نتیجه، تمایز فقه سیاسی از کلام سیاسی نیز روشن می شود. اما علاوه بر این تمایز، باید به نقطه تناسب و تعاضد آن دو نیز توجه کرد. گرچه کلام در برخی موارد از خرمن مباحث عقلی فلسفه بهره مند می گردد اما در مقایسه با فقه، این کلام است که مباحث و مسائل آن به عنوان اصل موضوعی در فقه به خدمت گرفته می شوند. این امر اولیت و اولویت مباحث کلامی را در کل، و مباحث کلام سیاسی را بر فقه سیاسی به طور خاص مشخص می سازد.
مسائل کلام سیاسی را می توان به دو قسم عمده تقسیم کرد: نخست، مسائلی که در کلام سنتی ما مطرح شده اند; و دوم، مسائلی که از مقتضیات زمانی و مکانی عصر جدید نشات گرفته اند. با مروری اجمالی بر کتاب های کلامی، می توان مسائل زیر را جزء مباحث سنتی کلام سیاسی مطرح کرد: مباحث انسان شناسی و نیاز بشر به وحی; ضرورت نبوت برای سعادت دنیوی و اخروی انسان; تمامیت و جامعیت دین اسلام; خاتمیت پیامبر اسلام; ضرورت تشکیل حکومت و تعیین حاکم; بحث جانشینی و خلافت پیامبر; روش تعیین جانشین پیامبر; عصمت امام یا امت در زمینه نصب یا انتخاب امام; مباحث نقلی در باب خلافت و جانشینی; علت غیبت امام دوازدهم و نحوه تاثیر امام غایب.
در قسم دوم نیز می توان به عنوان نمونه، به مسائل زیر اشاره کرد: تکلیف حکومت در عصر غیبت; جایگاه مردم در مشروعیت حکومت; حکومت ولی فقیه; جایگاه شورا در نظام حکومتی اسلام; بحث انتظار بشر از دین و تاثیر آن بر تعیین قلمرو دین در عرصه سیاسی – اجتماعی; و مباحث دیگر (۵) . ما در این مقاله سعی خواهیم کرد جهت فتح باب مباحث کلام سیاسی به بررسی نحوه نگرش دو تن از مهم ترین متکلمان شیعی در امهات این مسائل، یعنی نیاز انسان به شریعت آسمانی برای نیل به سعادت فردی و اجتماعی، نبوت و رابطه آن با عرصه اجتماعی و سیاسی، و نیز امامت بپردازیم. اما قبل از آن نگاهی به قاعده لطف و سیر تاریخی آن خواهیم داشت.
قاعده لطف
ابن منظور در «لسان العرب » معانی زیر را برای ماده لطف(بافتح و ضم طاء) مطرح کرده است: کوچک و ریز بودن; رفق در فعل; اکرام، تحفی و هدیه . در اصطلاح علم کلام، لطف از جمله صفات فعل الهی است. قاعده لطف مورد قبول اکثریت قریب به اتفاق متکلمان عدلیه و طرفداران حسن و قبح عقلی می باشد و از متکلمان معروف امامیه، در این باره نظر مخالفی نقل نشده است; گرچه در مورد مبانی عقلی و نیز مصادیق آن اختلاف نظر وجود دارد. (۶) حتی فلاسفه اسلامی نیز با تقریر خاص خود به این امر استناد کرده اند. (۷)
بر اساس این قاعده، هر آنچه بنده را به اطاعت خداوند نزدیک سازد و او را از معصیت دور گرداند، انجام آن بر خداوند حکیم و فیاض لازم و ضروری است. شیخ مفید قاعده لطف را چنین تعریف می کند: «اللطف هو ما یقرب المکلف معه الی الطاعه و یبعد عن المعصیه و لاحظ له فی التمکین و لم یبلغ الالجاء» (۸) یعنی «لطف آن چیزی است که مکلف با آن به طاعت نزدیک و از معصیت دور می شود و بهره ای در اصل تمکین نداشته و به حد الجاء هم نمی رسد». تعریف خواجه نصیر طوسی نیز چنین است «هو ما یقرب العبد من الطاعه و یبعده عن المعصیه » (۹) یعنی «لطف آن است که بنده را به طاعت نزدیک ساخته و او را از معصیت دور می گرداند». لطف به مقرب و محصل تقسیم گشته است. لطف مقرب صرفا آنچه را مکلف به واسطه آن به طاعت نزدیک و از معصیت دور می شود، مطرح می کند. لطف محصل زمانی است که مکلف فعل طاعت را اختیار و از معصیت دوری می جوید. از این رو، پس از عمل است که معلوم می شود این لطف محصل بوده است. گرچه در کلمات شیخ مفید اشاره ای به این مطلب نشده است، اما پس از وی سید مرتضی هر دو شق را در تعریف لطف مطرح کرده است. (۱۰) مرحوم خواجه نصیر طوسی نیز در متن تجرید الاعتقاد اشاره ای به دو قسم لطف ندارد، اما شارح آن علامه حلی، پس از تعریف لطف مقرب اشاره ای به لطف محصل نیز می نماید. صاحب مقاصد لطف محصل را در مورد عصمت مطرح کرده است. (۱۱) آنچه در تعریف شیخ مفید آمده است صرفا تعریف لطف مقرب است. البته در تعریف معاصر وی یعنی ابواسحاق ابراهیم بن نوبخت، صرفا لطف محصل مطرح شده است. از نظر او «لطف عبارت است از امری که خداوند نسبت به مکلف انجام دهد و مستلزم ضرر نمی باشد و از وقوع طاعت از مکلف تحقق لطف معلوم می گردد و اگر لطف نبود وی اطاعت نمی کرد (۱۲) .» البته در چنین تقسیم بندی مناقشاتی صورت گرفته است.
در جمع بین دو نوع لطف گفته شده است که «جامع آنها دو چیز است یکی این که لطف – اعم از محصل و مقرب – فعلی الهی است که با تکلیف و مکلف مقایسه می شود، و دیگر این که در ایجاد داعی و انگیزه برای مکلف مؤثر می باشد. و تفاوت آنها در این است که لطف محصل موجب تحقق یافتن و حصول تکلیف می گردد ولی لطف مقرب فقط مکلف را به انجام تکلیف نزدیک می سازد. بنابر این یکی محصل تکلیف و دیگری مقرب آن است. (۱۳) » چنین تقریری از وجه جامع و فارق صرفا پس از انجام طاعت یا پرهیز از معصیت مشخص و واضح می گردد. (۱۴) و از این رو در تعاریف، اشاره دقیقی به موارد خاص لطف مقرب و لطف محصل و مصادیق آن ها نشده است. و در واقع به نظر می رسد بیشتر توجه متکلمان به لطف مقرب بوده است. این امر بویژه در مورد دو متکلم برگزیده مقاله حاضر صادق است.
پس از تحریر مفاد قاعده لطف لازم است نگاهی به موضع اشاعره و معتزله در این باب داشته باشیم. گرایش به مباحث عقلی در تاریخ اسلام با مباحث معتزله پیوند خورده است. از جمله نخستین متکلمانی که به بحث از امور عقلی پرداختند معتزله هستند. جریان اعتزال با کناره گیری و اعتزال «واصل بن عطا» از مجلس بحث حسن بصری شروع می شود. (۱۵) مشخصه تفکر واصل بن عطا و متفکران بعدی معتزله استناد و تاکید آن ها بر عقل است. چنین جریانی یک امر درونی در جهان اسلام بوده است و نمی توان آن ها را به تاثیرات یونان و ایران باستان نسبت داد; اگر چه ترجمه متون یونانی و ایرانی در قرن های بعد(قرن سوم و چهارم هجری) به رشد این مباحث کمک کرد. در واقع، عصر ترجمه بیشتر مربوط به عصر خلفای عباسی و بویژه مامون است، در حالی که شکل گیری جریان معتزله به قرن دوم هجری برمی گردد.
اکثریت قریب به اتفاق متکلمان معتزلی نیز طرفدار قاعده لطف هستند. ولی گفته شده است که بشربن معتمر(متوفای ۲۱۰ ه.ق) و جعفربن حرب(متوفای ۲۳۶ ه.ق) که هر دو از معتزله بغداد بودند، با آن مخالفت کرده اند; هر چند که کایت شده است که آن دو نیز از نظر خود عدول کرده و قاعده لطف را پذیرفته اند. (۱۶)
مخالفان مشهور قاعده لطف، اشاعره اند و مخالفت آنان در این مورد ناشی از مخالفت آنان با قاعده حسن و قبح عقلی و گرایش های عقلی در کل بوده است. از سوی دیگر، با توجه به اعتقاد جبری اشاعره، بحث از قاعده لطف بدون بحث اختیار انسان هیچ معنای محصلی ندارد. از این رو متکلم معتزلی ،قاضی عبدالجبار، بحث در باره قاعده لطف را با آنان بی فایده دانسته و گفته است: «از آنجا که لطف جز به اختیار انسان در فعل و ترک برنمی گردد و اشاعره قول به اختیار را از اساس رد کرده اند; پس گفتگو با ایشان در این باب وجهی ندارد.» (۱۷)
متقدمین از متکلمان شیعی نیز قاعده لطف را پذیرفته و به آن استناد کرده اند. به گفته شیخ طوسی در «الفهرست »، از جمله کتاب های کلامی هشام بن حکم کتاب «الطاف » بوده است. (۱۸) هشام از متکلمان قرن دوم هجری است و به گفته کشی به سال ۱۷۹ و به گفته نجاشی در سال ۱۹۹ در گذشته است. (۱۹) گرچه در کلمات ائمه معصومین لطف در معنای مصطلح کلامی، با همان لفظ به کار نرفته است، اما تعابیری از اصلح و امثال آن که از لحاظ معنایی مفاد لطف را دارند و یا عباراتی که در آن ها استدلال بر اساس لطف صورت گرفته است می توان یافت. به عنوان مثال، از امام علی(ع) نقل شده است که فرمود: «خداوند انسان ها را آفریده و اراده نمود تا آنان دارای اخلاق و رفتار پسندیده باشند و دانست که آنان چنین نخواهند شد مگر این که آنچه را مایه سود و زیان آنان می باشد، بیان نماید و این کار بر امر و نهی [تشریع و تکالیف الهی] استوار است و امر و نهی مستلزم وعد و وعید و بیم و امید است و تحقق آن ها در گرو آلام و لذایذ می باشد. بدین جهت زندگی دنیا را با لذایذ و آلام درآمیخت تا آنان را بر لذایذ و آلام اخروی متذکر شود.» (۲۰) آیات متعددی از قرآن نیز در جهت اثبات قاعده لطف مطرح می شوند که طبق مفاد آن ها لطف الهی ثابت می شود. در واقع چنین آیاتی بیشتر بر مبادی قاعده لطف تاکید دارند و از این طریق خود قاعده لطف نیز از باب حکمت و رحمت الهی بر خداوند واجب می شود. (۲۱) البته لفظ لطف در قرآن به کار رفته، ولی بیشتر در معانی لغوی استعمال شده است. (۲۲)
مبانی عقلی قاعده لطف
قاعده لطف ثمره گرایش عدلیه(معتزله و امامیه) به مباحث عقلی است. از جمله مباحث عقلی بحثهای بنیادین کلامی حسن و قبح است. گرچه حسن و قبح عقلی مطار مباحث عقلی عدلیه را تشکیل می دهد، اما به نظر می رسد که در کلام امامیه استناد قاعده لطف، لزوما به مباحث حسن و قبح عقلی نیست; گرچه مباحث حسن و قبح عقلی و همچنین بحث اساسی توان تشخیص عقل نسبت به مصالح و مفاسد و امور حسن و قبیح در سوق به قاعده لطف بی تاثیر نبوده اند، اما آنچه در کلمات متکلمان شیعی مطرح شده است استناد قاعده لطف به حکمت الهی است.
مبنای دیگر، جود و کرم الهی است. شیخ مفید(ره) در دلیل وجوب لطف خداوند می گوید: «الدلیل علی وجوبه توقف غرض المکلف علیه فیکون واجبا فی الحکمه و هو المطلوب.» (۲۳) در این استدلال، او لطف را با حکمت الهی پیوند می دهد و عدم اقدام به لطف را نقض غرض و مخالف حکمت می داند. در جای دیگری او در رد قول به این که لطف، ریشه در عدل الهی دارد می گوید: «اقول ان ما اوجبه اصحاب اللطف من اللطف انما وجب من جهه الجود و الکرم لا من حیث ظنوا ان العدل اوجبه و انه لو لم یفعله لکان ظالما.» (۲۴) در اینجا او مبنای لطف را عدل الهی یا به تعبیر دیگر، حسن و قبح عقلی نمی داند و آن را رد می کند. خواجه نصیرالدین طوسی نیز در تعلیل وجوب لطف می گوید: «واللطف واجب لیحصل الغرض به.» (۲۵) علامه حلی در شرح عبارت فوق و بیان ملازمه بین عدم وجوب لطف و نقض غرض می گوید:
«ان المکلف اذا علم ان المکلف لایطیع الا باللطف فلوکلفه من دونه کان ناقضا لغرضه کمن دعا غیره الی طعام و هو یعلم انه لا یجیبه الا اذا فعل معه نوعا من التادب فاذا لم یفعل الداعی ذلک النوع من التادب کان ناقضا لغرضه فوجوب اللطف یستلزم تحصیل الغرض.» (۲۶)
در فلسفه نیز با تبیین خاص فلسفی بر این قاعده تحت عنوان عنایت الهی استناد می شود. به همین دلیل، ابن سینا نظریه فیلسوف پیامبر خود را با بهره گیری از مقدمات مبتنی بر لطف و عنایت الهی اثبات می کند. از نظر او عقلا جایز نیست خداوندی که به کوچک ترین نیازهای بشری توجه دارد به مسئله مهمی چون نبوت بی اعتنا باشد. ایشان می گویند: «فلا یجوز ان یکون العنایه الاولی تقتضی تلک المنافع [کاثبات الشعر علی الاشفار و علی الحاجبین و تقعیر الا خمص و غیر ذلک] و لا یقتضی هذه [ای النبوه] التی هی اسها» (۲۷) ، یعنی «عقلا جایز نیست که عنایت اولی و برتر خداوند منافع جزئی [را مثل رویانیدن مو بر پلک ها و ابروهاو نیز گود کردن کف پا] اقتضا نماید، ولی نبوت را که اساس نظام خیر است اقتضا ننماید». در تقریر فلسفی لطف، حکما هر آنچه را انسان در طریق استکمال خود به آن نیاز دارد، از طریق صفات خداوند مثل حکمت و علم تام خداوندی اثبات می کنند. (۲۸)
زمینه تاریخی استدلال به قاعده لطف
همان طور که اشاره شد با شکل گیری و رشد جریان عدلیه گرایش به مباحث عقلی نیز بیشتر شد. این امر با ترجمه متون فلسفی یونانی و نیز ایران باستان تقویت گشت. در واقع، رشد مباحث عقلی در جدال جریان معتزله با اهل حدیث، که در ظواهر کتاب و سنت جمود می کردند و اجازه هیچ گونه تفکر مستقلی را نمی دادند، صورت گرفت. انتقال خلافت و شکل گیری دوره انتقالی میان بنی امیه و بنی عباس نیز در این امر مؤثر بود. گرچه خلفای اموی همواره سعی می کردند با استناد به ادله نقلی، که برخی کاملا مجعول بودند، بر سلطه خویش تداوم بخشند و از این رو، حمایت از اهل حدیث را بر خود لازم می دیدند (۲۹) ، اما وجود فضای باز دوران انتقال، این فرصت را به مباحث عقلی می داد تا خود را در مقابل رقیب تقویت کنند. از شواهد این امر مورد بی مهری قرار گرفتن و زندانی شدن احمدبن حنبل است. (۳۰) خلفای اولیه بنی عباس نیز در فراهم ساختن زمینه رشد جریان معتزله و حمایت از مباحث عقلی دخیل بودند. مامون از جمله خلفای عباسی بود که در این امر پیشتاز بود. (۳۱)
جریان شیعی در حد وسط این دو جریان عقل گرایی افراطی، و تفریط اهل حدیث قرار داشت. حوزه های درسی امام باقر(ع) و امام صادق(ع)، و به طور کلی امامان شیعی در راستای بیان حقیقت شریعت محمدی(ص) و پرهیز از افراط و تفریطها منعقد می گردید. از این رو، مواضع شیعی معمولا حد وسط عقاید معتزلی و اهل حدیث و اشاعره قرار می گیرد. به تبع، متکلمان شیعی نیز در مواضع خود موضعی اعتدالی داشتند; گرچه به خاطر پذیرش جایگاه عقل به معتزله نزدیک بودند. از نظر شیعه، عقل می تواند با هدایت وحی که از آن به رسول باطنی تعبیر می شود در تشخیص مصالح و مفاسد زندگی به کار گرفته شود. شیخ مفید(ره) نیز در عصر خود نظریه تعدیل کننده ای را در میان این دو گرایش سنی ابراز کرد. نظریه هدایت یافتن عقل با وحی یا عقل مشروط به شرع، با عقیده امامیه نسبت به ضرورت وجود امام معصوم منصوب از جانب خداوند در هر عصری کاملا سازگاری دارد. امام معصوم همواره پاسدار شریعت و هدایت کننده عقول تلقی می شد. در نظریه امامت، با ت
- همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
- ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
- در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.
