اگر فایل یا کتابی رو که میخواهید توی سایت نیست روی " پیشنهاد فایل " کلیک کنید.
خرید و دانلود فایل پاورپوینت کامل ولایت و نسبت آن با نبوت و رسالت (با تکیه بر آراء سید حیدر عاملی)
224,700 تومان قیمت اصلی 224,700 تومان بود.109,200 تومانقیمت فعلی 109,200 تومان است.
تعداد فروش: 48
فرمت فایل پاورپوینت
ارائهی فایل پاورپوینت کامل ولایت و نسبت آن با نبوت و رسالت (با تکیه بر آراء سید حیدر عاملی) – تجربهای خاص و متمایز!
پاورپوینتی حرفهای و متفاوت:
فایل فایل پاورپوینت کامل ولایت و نسبت آن با نبوت و رسالت (با تکیه بر آراء سید حیدر عاملی) شامل 89 اسلاید جذاب و کاملاً استاندارد است که برای چاپ یا ارائه در PowerPoint آماده شدهاند.
ویژگیهای برجسته فایل فایل پاورپوینت کامل ولایت و نسبت آن با نبوت و رسالت (با تکیه بر آراء سید حیدر عاملی):
- طراحی خلاقانه و حرفهای: فایل فایل پاورپوینت کامل ولایت و نسبت آن با نبوت و رسالت (با تکیه بر آراء سید حیدر عاملی) به شما این امکان را میدهد که مخاطبان خود را با یک طراحی خیرهکننده جذب کرده و پیام خود را به بهترین شکل انتقال دهید.
- سادگی در استفاده: اسلایدهای فایل پاورپوینت کامل ولایت و نسبت آن با نبوت و رسالت (با تکیه بر آراء سید حیدر عاملی) به گونهای طراحی شدهاند که استفاده از آنها بسیار آسان باشد و نیاز به تنظیمات اضافی نداشته باشید.
- آماده برای ارائه: تمامی اسلایدهای فایل پاورپوینت کامل ولایت و نسبت آن با نبوت و رسالت (با تکیه بر آراء سید حیدر عاملی) با کیفیت بالا و بدون نیاز به ویرایش، آماده استفاده هستند.
کیفیت تضمینشده با دقت بالا:
فایل فایل پاورپوینت کامل ولایت و نسبت آن با نبوت و رسالت (با تکیه بر آراء سید حیدر عاملی) با رعایت بالاترین استانداردهای طراحی تولید شده است. بدون نقص یا بهمریختگی، تمامی اسلایدها آماده برای یک ارائه بینقص و حرفهای هستند.
نکته مهم:
هرگونه تفاوت احتمالی در توضیحات ممکن است به دلیل نسخههای غیررسمی باشد. نسخه اصلی فایل پاورپوینت کامل ولایت و نسبت آن با نبوت و رسالت (با تکیه بر آراء سید حیدر عاملی) با دقت و حرفهای تنظیم شده است.
همین حالا فایل فایل پاورپوینت کامل ولایت و نسبت آن با نبوت و رسالت (با تکیه بر آراء سید حیدر عاملی) را دانلود کنید و ارائهای حرفهای و تأثیرگذار داشته باشید!
بخشی از متن فایل پاورپوینت کامل ولایت و نسبت آن با نبوت و رسالت (با تکیه بر آراء سید حیدر عاملی) :
چکیده:
ولایت رکن رکین اسلام و عرفان به شمار می آید . یکی از اسماء الله، اسم مبارک ولی است که فرمود: «ولی الذین آمنوا» . حقیقت ولایت رتق و فتق ولی، در امور مولی علیه است که از بعضی امور وی را باز می دارد و به برخی از امور وا می دارد تا به کمال سعادت مطلوب و مقدر خود برسد . در حوزه عرفان ، ولایت کمالی است ازلی و ابدی که سرآغاز جمله کمالات است . مشایخ عرفا بر مبنای وحدت شخصی وجود بر این عقیده راسخ اند که مراتب تمامی موجودات در قوس نزول، از تعینات نفس رحمانی و حقیقت ولایت است و در قوس صعود، حقیقت انسان کامل دارای جمیع مظاهر و جامع جمیع مراتب است . حقیقت محمدیه که اولین تعین و نخستین مظهر حق است، در مراتب غیب و شهادت نزول کرده و در هرمرتبه ای بنابر مقتضیات آن مرتبه ظهور نموده و ولایت خود را تحقق می بخشد; بنابراین مرجع تمامی ولایتها تنها یک حقیقت است، همان که آغاز و غایت آفرینش است; یعنی حقیقت محمدی صلی الله علیه و آله .
باید اذعان داشت که دیدگاه عرفان درباره ولایت و رسالت بسیار عمیق و در عین حال جامع است . در این مقاله به بررسی اجمالی برخی ابعاد این موضوع می پردازیم . نخست بحثی کلی در باب ولایت، تعریف و اقسام آن، ارائه شده و سپس با تکیه بر آراء عارف جلیل القدر شیعی، سید حیدر آملی، نبوت و ولایت و نسبت میان آنها مورد تامل قرار گرفته است .
کلید واژه ها:
عرفان، ولایت، نبوت، سید حیدر آملی . ولایت در ساحت عرفان
هجویری درکتاب «کشف المحجوب » درباره اهمیت ولایت در عرفان فرموده است: «بدان که قاعده و اساس طریقت تصوف و معرفت، جمله بر ولایت و اثبات آن است که جمله مشایخ اندر حکم اثبات آن موافقند اما هر کسی به عبارتی دگرگون بیان این ظاهر کرده اند .» (۱) البته آنچه که عرفا پیرامون مساله ولایت بحث کرده اند، بیشتر ناظر بر جنبه های تکوینی ولایت است که اکنون به بررسی برخی ابعاد آن می پردازیم . تعریف ولایت
ولایت یعنی تصرف در خلق به وسیله حق بنابر آنچه به آن امر شده اند، از حیث باطن و الهام به غیر وحی; برای اینکه اولیا در خلق به وسیله حق تصرف می کنند نه با نفس خودشان و آن به خاطر این است که فنای در حق شده اند و به وسیله حق باقی مانده اند; یعنی از حیث هو هو، حق شده اند و از حیث تعین و تشخص غیراو هستند (۲) . اقسام ولایت در عرفان
ولایت در ساحت عرفان، بر اساس تقسیم بندی های مختلف اقسامی دارد که به برخی از آنها اشاره می شود: الف) ولایت عامه و خاصه:
ولایت عامه همان ولایتی است که برای عموم مومنان می باشد و آیه شریفه «الله ولی الذین امنوا . . .» (۳) نیز بدان اشاره دارد . (۴) اگر حق تبارک و تعالی ولی مؤمنان باشد، پس مؤمنان نیز به حکم اضافه بدان متصف می باشند (۵) .
ولایت خاصه که مخصوص اصحاب قلوب، سالکان واصل و اهل الله می باشد، عبارت است از فنای عبد در معبود; بدان معنا که افعال خود را در افعال او، صفاتش را در صفات او و ذاتش را در ذات او (جلت عظمته) فانی می کند . ب) ولایت مطلقه و مقیده:
ولایت مطلقه همان ولایت کلی است که جمیع ولایات جزئی، افراد آن هستند، در مقابل ولایت مقیده که فردفرد آن ولایات جزئی است; به تعبیر دیگر، ولایت خاصه که همان ولایت محمدی صلی الله علیه و آله است، گاه مقید به اسمی از اسماء و حدی از حدود می شود، گرچه از حیث ذات دارای اطلاق و شمول است; و گاه مطلق از تمامی انحای تجلیات ذاتی می باشد . بنابراین ولایت خاصه محمدی صلی الله علیه و آله تقسیم می شود به ولایت مطلقه و مقیده . از ولایت مطلقه به ولایت عامه و از ولایت مقیده به لایت خاصه نیز تعبیر می کنند . (۶)
ولایت مطلقه، باطن نبوت مطلقه است و آن عبارت است از آگاهی اختصاصی ولی بر استعداد همه موجودات از حیث ذات، ماهیت و حقایق آنها و اعطای حق هر صاحب حقی براساس استعداد ذاتی آن، از راه اخبار و تعلیم حقیقی و ازلی که ربوبیت عظمی و سلطنت کبری نامیده می شود . صاحب چنین مقامی موسوم به خلیفه اعظم، قطب الاقطاب، انسان کبیر و آدم حقیقی است که از آن به قلم اعلی، عقل اول، روح اعظم و امثال آن تعبیر شده است (۷) . دیدگاه سید حیدر آملی (۸) در باب نبوت و ولایت و نسبت آنها با یکدیگر الف – نبوت و اقسام آن
سید حیدر آملی، عارف بزرگ شیعی، در تعریف نبوت و اقسام آن می گوید: «النبوه هی الاخبار عن الحقایق الالهیه و المعارف الربانیه ذاتا وصفه و اسما . هی علی قسمین: نبوه التعریف و نبوه التشریع . فالاولی هی النباء عن معرفه الذات و الصفات و الاسماء و الافعال . و الثانیه جمیع ذلک مع تبلیغ الاحکام، و التادیب بالاخلاق، و التعلیم بالحکمه، و القیام بالسیاسه، و تختص هذه [النبوه ] بالرساله . (۹) » ; نبوت خبر دادن از حقایق الهی و معارف ربانی از نظر ذات، صفات، اسماء و افعال است که آن بر دو قسم است: نبوت تعریفی و نبوت تشریعی . نبوت تعریفی خبر دادن از ذات، صفات، اسماء و افعال خداوند می باشد . و نبوت تشریعی، جمیع موارد نبوت تعریفی به همراه تبلیغ احکام و تادیب مردم به اخلاق، و آموختن حکمت و قیام سیاسی می باشد . و این نبوت مختص به رسالت است .
پس به نبوت تعریفی وتشریعی که توامان برای مردم تبلیغ شود و آنها را به تعلیم حکمت و قیام به سیاست دعوت کند ، رسالت گفته می شود .
سید همچنین در جای دیگر می فرماید:
«و بعباره اخری قالوا: «النبوه هی قبول النفس القدسی، حقائق المعلومات و المعقولات عن جوهر العقل الکلی . و الرساله [هی] تبلیغ تلک المعلومات و المعقولات الی المستحقین و التابعین . و ربما یتفق القبول لنفس من النفوس و لا یاتی لها التبلیغ لعذر من الاعذار و سبب من الاسباب، فیبقی ذلک الشخص نبیا فقط، کانبیاء بنی اسرائیل، و غیر هم من الانبیاء المتقدمین علیهم، و من هذا کثر عدد الانبیاء بنی اسرائیل، و غیر هم من الانبیاء المتقدمین علیهم، و من هذاکثر عدد الانبیاء و قل عدد الرسل، و کذالک [قل عدد] اولی العزم . (۱۰) » و به عبارت دیگر گفته اند: نبوت، قبول کردن حقایق معلومات و معقولات توسط نفس قدسی از جوهر عقل کلی می باشد و رسالت، تبلیغ آن معلومات و معقولات به مستحقان و تابعان است; چه بسا قبول، برای نفسی از نفوس مختلف اتفاق می افتد ولی با تبلیغ همراه نمی شود، بخاطر عذری از عذرها و یا سببی از اسباب; چنین شخصی فقط نبی باقی می ماند; مثل انبیاء بنی اسرائیل و غیر آنها از انبیاء که قبل از ایشان بوده اند . به همین علت تعداد انبیاء زیاد می باشد و تعداد رسولان کمتر و به همین ترتیب تعداد پیامبران اولی العزم .
«فالنبوه مختصه بالظاهر، و یشترک [الانبیاء] کلهم فی الدعوه و الهدایه و التصرف فی الخلق، و غیرها مما لابد منه فی النبوه و یمتاز کل منهم عن الآخر فی الطریقه بحسب الحیطه التامه; کاولی العزم و المرسلین علیهم السلام و غیر التامه، کانبیاء بنی اسرائیل . فالنبوه دائره تامه مشتمله علی دوائر متناهیه متفاوت فی الحیطه » ; پس نبوت مختص به ظاهر است و انبیا همگی در دعوت و هدایت و رفتارشان نسبت به خلایق و دیگر موارد لازمه با یکدیگر اشتراک دارند و هرکدام نسبت به دیگری از لحاظ احاطه تامش امتیاز جداگانه ای می یابد; مانند پیامبران اولی العزم و آنهایی که غیر تام هستند مانند انبیای بنی اسرائیل . پس نبوت دایره تام و کاملی است که دوایر متفاوتی را شامل می باشد و از جهت گستره بی انتهاست .
سید حیدر در تعریف نبوت مطلقه می گوید: «و من هذا ورد فی تعریف النبوه المطلقه انها عباره من اطلاع الموصوف بها علی الحقائق الموجودات الممکنه، الموجوده و غیر الموجوده، من الماهیات المعدومه و الاعیان الثابته . لان «ام الکتاب » الذی هو العقل الاول، و «الکتاب المبین » الذی هو النفس الکلیه – المعبر عنهما القلم و الروح – و کذالک «الرقه المنشور» الذی هو لوح الجسم الکلی، مشتملات علی هذه العلوم و المعارف; فکل عارف یحصل له الاطلاع علی هذه الکتب و الصحف و المعارف، التی هی مسطوره فیها، و مرقومه علیها اجمالا و تفصیلا، یکون هوالنبی و الولی و الخلیفه و الامام و الکامل و المکمل، علی غیر واسطه علی قلب حبیبه و صدیقه و ولیه، لقوله تعالی: «نزل به الروح الامین علی قلبک » ، و لقوله تعالی: «و اوحی الی عبده مااوحی (۱۱) » ; از این رو در تعریف نبوت مطلقه آمده که عبارت است از اطلاع بر حقایق الهی و دقایق ربانی بنابر آنچه که هست; همچنین اطلاع بر حقایق موجوداتی که ممکن الوجود هستند، اعم از اینکه وجود داشته باشند یا موجود نباشند، از ماهیات معدومه و اعیان ثابته; برای اینکه «ام الکتاب » که عقل اول است و «الکتاب المبین » که نفس کلیه است – از آن دو تعبیر به قلم و روح می شود و همچنین «الرقه المنشور» که آن لوح جسم کلی است مشتمل بر این علوم و معارف می باشند; یعنی حقایق الهی که نبوت مطلقه بر آن آگاه است ، مشتمل بر ام الکتاب و کتاب المبین و رقه المنشور می باشد . بنابراین هر عارفی که اطلاع بدون واسطه بر این کتاب، صحف و معارف حاصل کند، کتبی که در آن حقایق الهی و دقایق ربانی به طور اجمال و تفصیل نوشته شده است، آن عارف نبی، ولی، خلیفه، امام و انسان کامل بنا بر قدر استعداد و استحقاق خود می باشد . البته حق تعالی آن حقایق را بر قلب حبیب و صدیق و ولی خود بدون واسطه افاضه می کند; آنجا که فرمود: «نزل به الروح الامین علی قلبک (۱۲) »
بدین ترتیب روشن می شود که سید حیدر، حضرت رسول اکرم صلی الله علیه و آله را خلیفه اعظم و مظهر اسم اعظم خداوند و برزخ جامع ، یعنی جامع بین حق و خلق و ظاهر و باطن عالی و دانی می داند . ب – ولایت و اقسام آن:
جناب سید حیدر در تعریف ولایت می فرماید: «والولایه عباره عن قیام العبد بالله، و تبدیل اخلاقه باخلاقه، و تحقیق اوصافه باوصافه، کماقال صلی الله علیه و آله: «تخلقوا باخلاق الله » بحیث یکون علمه علمه ، و قدرته قدرته، و فعله فعله کما ورد فی الحدیث القدسی: لایزال العبد یتقرب الی بالنوافل حتی احبه، فاذا احببته کنت سمعه و بصره و لسانه و یده و رجله، فبی یسمع و بی یبصر و بی ینطق و بی یبطش; وورد ایضا من تقرب الی شبرا تقربت الیه ذرعا و من تقرب الی ذرعا تقربت الیه باعا و من تقرب الی باعا مشیت الیه هروله هذا [ما ورد] بالنسبه الی الاولیاء . فاما [ماورد] بالنسبه الی الانبیاء، فقال تعالی: «من یطع الرسول فقد اطاع الله » و قال: «و ما رمیت اذ رمیت ، و لکن الله رمی .» و قال: «اطیعوا الله و اطیعوا الرسول و اولی الامر منکم و امثال ذلک کثیره مما یطول ذکره » ; ولایت عبارت است از قیام عبد برای خدا و تبدیل اخلاقش به اخلاق الهی و محقق شدن اوصافش به اوصاف باری تعالی; همانطور که رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمود: «بر خلق و خوی الهی متخلق شوید .» بطوری که علمش علم خدا و قدرتش قدرت خدا و عملش عمل خدایی گردد . همانطورکه در حدیث قدسی آمده است: «هرگز بنده به وسیله نوافل به من نزدیک نمی شود مگر آنکه دوستش دارم . پس هنگامی که دوستش داشتم گوش و چشم و زبان و دست و پایش می شوم . بطوری که به وسیله من می شنود، می بیند، سخن می گوید و راه می رود . همچنین وارد شده است: کسی که به سوی من یک وجب قدم بردارد به اندازه یک ذراع به او نزدیک می شوم و کسی که به سوی من یک ذراع بیاید به اندازه فاصله دو دست به او نزدیک می شوم وکسی که به اندازه فاصله دو دست به من نزدیک شود، من به سوی او شتاب می گیرم . این احادیث در شان اولیاء وارد شده است . . . . »
سید حیدر در ضمن بیان اقسام ولایت بر این مطلب که ولایت، باطن نبوت است، تاکید می فرماید: «و قد علمت ان الظاهر لا یاخذ التایید و القوه و القدره و التصرف و العلم و جمیع ما یفیض من الحق تعالی الا بالباطن، و هو مقام الولایه الماخوذه من الولی و هو القرب . و الولی بمعنی الحبیب ایضا منه . فباطن النبوه الولایه . و هی تنقسم بالعامه و الخاصه . فالاولی تشتمل علی کل من آمن بالله و عمل صالحا علی حسب مراتبهم، کما قال الله تعالی «الله ولی الذین آمنوا» (الآیه). الثانیه تشتمل علی الواصلین السالکین فقط ، عند فنائهم فیه و بقائهم به . (۱۳) » ; دانستی که ظاهر، تایید و قوت و قدرت و تصرف و علم و همه آن چیزهایی را که از سوی حق تعالی افاضه می گردد، جز از طریق باطن به دست نمی آورد و آن مقام ولایت است که از ولی اخذ شده یا همان مقام قرب است . ولی همچنین به معنی حبیب است . پس باطن نبوت، ولایت است و آن بر دو قسم است: عام و خاص . ولایت عام شامل همه کسانی می شود که به خدا ایمان آورده و بر حسب مراتب خود عمل صالح انجام می دهند; آنچنان که خداوند سبحان می فرماید: «الله ولی الذین آمنوا (۱۴) » . و دوم مشتمل بر سالکان به منزل رسیده است هنگام فنا آنها در خدا و بقایشان به او .
سپس سید حیدر ولایت خاص را اینگونه تعریف می کند: «فالولایه الخاصه عباره عن فناء العبد فی الحق . و الولی هو الفانی فی (ای فی الحق)، و لیس المراد بالفناء هنا انعدام عین العبد مطلقا، بل المراد منه فناء الجهه البشریه فی الجهه الربانیه، اذا لکل عبد جهه فی الحضره الالهیه، هی المشار الیها بقوله «ولکل وجهه هو مولیها» (الآیه). و ذلک لا یحصل الا بالتوجه التام الی جناب الحق المطلق سبحانه، اذ به تقوی جهه حقیته، فتغلب جهه خلقیته الی ان تقهرها و تفنیها بالاصاله; کالقطعه من الفحم المجاوره للنار، فانها بسبب المجاوره و الاستعداد لقبول الناریه و القابلیه المختفیه فیها، تشتعل قلیلا الی ان تصیر نارا ، فیحصل منها ما یحصل من النار من الاحراق و الانضاج و الاضاءه و غیرها، و قبل الاشتعال کانت مظلمه کدره بارده » (۱۵) ; ولایت خاص عبارت است از فنا عبد در حق . ولی همان کسی است که در حق فانی گشته و به آن بقا یافته است . مراد از فنا در اینجا نابودی فرد بطور مطلق نی
- همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
- ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
- در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.
