خرید و دانلود فایل پاورپوینت کامل طلیعه
خرید و دانلود فایل پاورپوینت کامل طلیعه قیمت اصلی 224,700 تومان بود.قیمت فعلی 109,200 تومان است.
بازگشت به محصولات
خرید و دانلود فایل پاورپوینت کامل زن در آئینه شعر فارسی / حدیقه سنائی
خرید و دانلود فایل پاورپوینت کامل زن در آئینه شعر فارسی / حدیقه سنائی قیمت اصلی 224,700 تومان بود.قیمت فعلی 109,200 تومان است.
📥 ترافیک اینترنت مصرفی جهت دانلود فایل‌ها در میکی بوک، به‌صورت نیم‌بها می باشد.
فقط اینقدر👇 دیگه زمان داری با تخفیف بخریش
00روز
08ساعت
42دقیقه
45ثانیه

خرید و دانلود فایل پاورپوینت کامل نقش آفرینی زنان در شاهنامه فردوسی

قیمت اصلی 224,700 تومان بود.قیمت فعلی 109,200 تومان است.

تعداد فروش: 65

فرمت فایل پاورپوینت

1 آیتم فروخته شده در 30 دقیقه
4 نفر در حال مشاهده این محصول هستند!
توضیحات

پاورپوینت فایل پاورپوینت کامل نقش آفرینی زنان در شاهنامه فردوسی؛ ابزاری کارآمد برای ارائه‌های برجسته

آیا به دنبال ارائه‌ای بی‌نقص هستید؟ فایل فایل پاورپوینت کامل نقش آفرینی زنان در شاهنامه فردوسی با 120 اسلاید با طراحی حرفه‌ای آماده است تا در جلسات شما را به بهترین شکل ممکن معرفی کند.

ویژگی‌های بارز فایل فایل پاورپوینت کامل نقش آفرینی زنان در شاهنامه فردوسی:

  • گرافیک شگفت‌انگیز: طراحی دقیق و متناسب با استانداردهای روز برای جذب توجه مخاطب.
  • استفاده ساده: فایل فایل پاورپوینت کامل نقش آفرینی زنان در شاهنامه فردوسی به گونه‌ای طراحی شده که نیاز به تغییرات پیچیده نداشته باشد؛ کافی است آن را بارگذاری و ارائه دهید.
  • کیفیت حرفه‌ای: تمامی اسلایدها با وضوح بالا و استانداردهای نمایش در پاورپوینت طراحی شده‌اند.

طراحی بدون نقص: فایل فایل پاورپوینت کامل نقش آفرینی زنان در شاهنامه فردوسی با دقت بالا و بدون ایراد گرافیکی یا ناهماهنگی در طراحی آماده شده است.

توجه: نسخه‌های غیررسمی ممکن است مشکلاتی در نمایش یا کیفیت داشته باشند. تنها نسخه رسمی فایل فایل پاورپوینت کامل نقش آفرینی زنان در شاهنامه فردوسی تضمین‌شده است.

فایل فایل پاورپوینت کامل نقش آفرینی زنان در شاهنامه فردوسی را دانلود کرده و به راحتی یک ارائه حرفه‌ای را تجربه کنید.


بخشی از متن فایل پاورپوینت کامل نقش آفرینی زنان در شاهنامه فردوسی :

استناد به تنوع نگرش ها در ساحت درون ساخت ادبیات، به خصوص تحلیل و بازگفت قاموس هر اثر باید گفت در ادبیات کلاسیک به خصوص شعر فردوسی، زن دقیقاً با توجه به اصول داستان نویسی و طراحی ذهنی فردوسی مطرح و ایفای نقش می کند. اگر چه واژه «زن» در آثار سعدی، حافظ، فردوسی، عطار و سنایی اشتراک لفظی دارد، ولی نوع تلقی و حضور و بازتاب جلوه های آن بسیار متفاوت است. چنین تفسیری می شود که در جهان عرفانی و حوزه نگرش عارفان اصلاً وجود فیزیکی زن واقعیت ندارد، بلکه بیشتر ساخته ذهن و زمان شاعر است، تا از او به عنوان نماد جمال و جلوه جمالی حضرت دوست بهره مند شود و از بستر مکتب و سبک ادبی سمبولیزم جلوه هایی هر چند اندک و محدود از حضرت حق سبحانه و تعالی را در قالب کلمه و کلام بریزد.

زن در شعر فردوسی ایفای نقش تاریخی دارد، ولی در شعر حافظ انعکاس موجودی است که خارج از جهان حس ظاهری در سیّالیت ذهنی شاعر حضوری تجریدی دارد. هم از این روست که بزرگان از عرفا و فقها و حکیمان و عالمان دینی که از چالش عرفانی بهره مندند، حرمتی خاص به شخصیت هایی چون لیلی و شیرین و عذرا و. . . می نگرند، اصلاً در مخیله پاک دیده نمی گنجد که ممکن است شاعرانی چون صائب و مولانا یا حافظ و سعدی عمر گرانقدرشان را به توصیف موجودی زمینی سپری کرده باشند. بی تردید حضرت روح الله هم در جایگاهی ورای بزرگان ادب و شعر ایستاده و از گرفتاری چشم بیمار شکوه سرداده و بر سر پیمان با آن دیده بیمار متصوروار بر سر هر کوی و بازار تا پای دار ایستاده است. جفاست اگر روح آن بزرگان را که بر مسند معرفت ربانی رسیده اند قابل دسترسی و زمینی کنیم. اگر چه در شاهنامه فردوسی روح کلی حاکم روح حماسی است و هرگز قرار نیست ما با خواندن شاهنامه انتظار کتاب دینی و مذهبی داشته باشیم، اما در همان داستانها که هنوز معلوم نیست تا چه حد واقعیت خارجی داشته و چند درصد آنها بزرگ شده و پرورده ذهن خلاق و حماسه پرداز حکیم طوس است، نوعی نگره توصیفی به چشم می خورد، گر چه در ایران باستان اعتقادات خاص خود را باید سراغ گرفت، اما می دانیم که در هر فراز و نشیب و تصمیم گیری مهم و سرنوشت ساز یزدان پاک را رهگشا می دانند. اساسی ترین نکته این که در هیچ داستانی از شاهنامه نمی توان مدعی شد که داستان بدون نقش و تأثیر و حضور زن پایان می پذیرد. بی آنکه در این گفتار در صدد باشیم که از زنان شاهنامه برای نسل امروز الگو سازی کنیم و بی آنکه روابط و اصول حاکم بر جوامع ایران باستان را تأیید کنیم، اما در مجموع ادعا می کنیم که زن در شاهنامه از نوعی طهارت، شأن و جایگاه، منزلت، حرمت و اعتبار خاصی برخوردار بوده است. در آغاز این نوشته باید گفت آنچه از فحوای اشعار شاهنامه در معرفی شخصیت و جایگاه زن مورد نقد و نظر قرار می گیرد، لزوماً به معنی اعتقاد و پایبندی صاحب قلم به رسوم و آداب آن روزگار نیست، بلکه فقط بازنگری و انعکاس زن در ذهن و زبان حکیم طوس است. آن هم از زاویه محدود و در بخشی خاص . بی تردید خود فردوسی هم به عنوان حکیمی وارسته و بلند نظر و فرهنگ ساز بسیاری از آداب و رسومی را که در گذشته ایران نزد پادشاهان و حکومتهای قبل از طلوع و ظهور خورشید اسلام بخصوص در جریان ازدواج و حضور زن در مجامع آمده، قبول نداشته است. اگر کوته بینانه به حذف نوع طرح و نمود زن در شاهنامه و فقط به صرف بودنیهای تاریخی و سنن اجتماعی دوره های پیشدادیان و حتی پس از آنها بخواهند شخصیت و اعتقادات فردوسی را در میزان قضاوت بگذارند، این بماند که خود فردوسی هنوز هم در نظر ارباب و اصحاب تحقیق حضوری دو گانه دارد.

اگر شخصیت شناسی دقیقی در این اثر صورت پذیرد، در می یابیم که واقعیت وجودی آدمها در شاهنامه با آنچه در ذهن افراد جا افتاده و نقش پذیرفته است، کاملاً متفاوت و متضاد است. سراینده این اثر عظیم و ماندگار در طرح و ترسیم و بازگفت هویت شخصیتهای داستانی نهایت دقت، ظرافت و استادی را به خرج داده است.

زن از نظر فردوسی از جایگاه والایی برخوردار است. البته بین نقشی که حافظ و عطار و سنایی به زن می دهند با فردوسی تفاوت وجود دارد. بزرگترین شاخص و جلوه زن در شاهنامه این است که از آن به عنوان موجودی خردمند، هنرمند، صاحب رای، وفادار به شوی خویش و در مواردی هم فتنه انگیز سخن رفته است. حتی بعد احساسی و عاطفی زن دقیقاً با روحیات و حالت پهلوانی، قهرمانی مردان سازگار و همخوان و مناسب است. یعنی توازن شخصیتی که در برخی از آثار بزرگ رعایت نشده است، در اثر فردوسی کاملاً رعایت شده است. ناگفته نماند که توازن به معنی هم وزنی نیست. بلکه بمعنی تعادل است. تعادل لزوماً به معنی تساوی و یکسانی نیست. اگر جامعه امروز جهانی بخصوص ایران زن را با نقش متعادل و در جایگاهی خاص و در خور شان خود قرار دهد، بسیاری از معضلات جوامع بشری رفع و یا بوجود نخواهد آمد.

زن به هیچ عنوان موجودی خوارمایه نیست، بلکه حافظ هویت و ارزشهای والای قومی و نژادی خویش است. اگر قرار باشد به استناد مفاهیم و مضامین موجود در شاهنامه به معرفی زن و نمونه های خاصی بپردازیم، می توان شاخصهایی را بعنوان حاصل تحقیق بدین قرار خلاصه و محور بندی کرد. تصور آنان که شناختی از فرهنگ و تمدن ایران باستان ندارند، چه بسا این باشد که در آن دوره از عفت و پارسایی زنان خبری نبوده است و چون تجربه تلخ تاریخی در شناخت زندگی زنان در دستگاههای حکومتی پادشاهان و دربارهای فسادآلود آنان، آبرومندانه و قابل دفاع نیست، در بدو امر بدون مطالعه و امعان نظر زندگی زنان، اندکی تردید آمیز است، بخصوص اینکه پس از دوران سیاه و دردناک آخرین سلسله پادشاهی، تلقی ما در مورد زنان نباید مثبت باشد. در حالی که آنچه از شاهنامه و اشعار فردوسی بر می آید دقیقاً نقطه مقابل تصور بی پایه پیشین را اثبات می کند. وقتی پهلوانان یا پادشاهان از زنی خواستگاری می کردند او را به صفاتی یاد می کردند که در خور یک زن مسلمان می باشد. از آن جمله است در داستان بهرام چوبینه هنگامی که بهرام بدست قلون نامی کشته می شود، خاقان در ارسال نامه برای گردیه خواهر بهرام بعنوان خواستگاری و طلب ازدواج خطاب به وی چنین می نویسد:

سوی گردیه نامه بود جدا

که ای پاک دامن زن پارسا

هَمَت راستی و هَمَت مردمی

سرشتت فزونی و دور از کمی

در ادامه نامه باز روی پارسایی و پاکی زن و رأی زنی زن (گردیه) تأکید می ورزد.

ز پیوند از پند و نیکو سخن

چه از نو، چه از روزگار کهن

زپاکی واز پارسایی زن

که هم غمگسار است و هم رأی زن

آنچه از بن مایه های اجتماعی و سنن و آداب حاکم در آن روزکار بر می آید، اینکه پس از مرگهای ناگهانی یا شکستهای سنگینی، معمولاً از همسر پهلوان یا پادشاه کشته شده و یا خواهر و دخترش بلافاصله خواستگاری شده سعی می کردند با برپایی مراسم عروسی، شادی را به آن دودمان و خانواده برگردانند، یا اینکه پیوند با پادشاهان و شاهزادگان و قهرمانان ملی و پهلوانان بزرگ همیشه آرزوی دختران و حتی زنان شوی از دست داده بوده است، اما در حرمت نگهداری و رعایت رسوم و آداب و حتی پاسداشت آداب و نظر مردم بسیار متعهد و مکلف بوده، تمام جوانب را در نظر می گرفتند.

زنان خردورز و صاحب نظر حتی تا آنجا آینده نگری داشتند که مبادا مورد انتقام و سرزنش مردم قرار گیرند. نکته ظریفی که از محتوای اشعار حکیم طوس بر می آید، اینکه در آن عصر هم در جامعه آن روز شیوه ها و گونه های رفتاری چنان بوده است که اعمال و رفتار و تصمیم گیریهای خانواده های معروف حکومتی را چشم بینا و نگاه نکته سنج جامعه زیر نظر داشته و آنان را به رعایت اصول و رسوم و سنن جاری که بی تردید ارزشی بوده است، مقید و متعهد می کردند.

در داستان خاقان و بهرام چوبینه وقتی خاقان به زعم خود می خواهد به ازدواج از خواهرش «گردیه» آنان را از حالت سوگ و اندوه بدر کند، گردیه نامه وی را احترام آمیز گشوده و دقیقاً می داند پیوند با خاقان یعنی فرصتی که دیگران برای رسیدن بدان لحظه شماری می کنند. اما خردمندانه از موضع یک زن کامل، جهان دیده و هرسو نگر به آداب اجتماعی احترام می گذارد و پاسخی که برای خاقان می فرستد، عبرت نامه ایی است اخلاقی از یک زن، آنهم در جامعه آن روز ایران باستان.

نکات مهمی که در پاسخ نامه خاقان یادآور شده و رعایت و پایبندی به آنان را لازم می داند:

الف – اقرار به اینکه خواست خاقان تبعیت از رسوم شاهان بوده است.

ب – جهان از وجود خاقان تهی مباد و پادشاهیش برقرار و مستدام باد.

ج – هر زن صاحب خرد و بزرگی آرزوی زندگی با خاقان را دارد.

د – هر زن پاک دامنی (با موقعیتی که گردیه داشته ) بهتر است بی شوی و همسر نباشد. « دقت فرمائید که عقل بر احساس حاکم است و تابع برخی از حالت روحی عاطفی نیست».

ه اگر من (گردیه) به این زودی تن به ازدواج مجدد با شوی دیگری حتی خاقان داده و سریعاً به مراسم سوگواری پایان دهم این از اصل پارسایی و رادی دور شدن است و بی تردید مورد سرزنش خردمندان حتی خود خاقان قرار می گیرم. دور نیست که حتی خاقان از این تعجیل به ازدواج، مرا بی شرم و بی آزرم بخواند و بگوید بدون اینکه مراسم سوگواری مرگ برادر و شوی را به کمال بجای آورد، به خانه بخت رفت.

و – رعایت فاصله چهار ماهه برای انجام مراسم عزاداری موجب می شود که بعداً در برابر گویندگان و شنوندگان (یعنی افکار عمومی و نظر مردم) با قضاوت منفی روبرو نشویم.

ز – نهایت ادب اینکه پس از گذشت مراسم و مهلت مذکور ( چهار ماه) برای انجام مراسم خواستگاری و ازدواج پیکی به خدمتتان خواهم فرستاد.

وی در این حال که عرض سلام و ادای احترام کرد، هدایایی را هم به رسم روزگار همراه با پاسخ خدمت خاقان ارسال داشت.

غیر از نکات بسیار دقیق و لطیفی که از محتوای نامه گردیه استخراج شد که هر کدام از جهت جامعه شناسی و تدوین فرهنگ و سنن و آداب در ایران باستان بسیار ارزشمند و قیمتی است، در همان نامه به یک اصل مهم دیگر نیز که اینک در فرهنگ اسلامی با پشتوانه قوی قرآنی انجام و رعایت آن را توصیه کرده اند، یعنی اصل «مشورت» یا حکم «شورا» اشاره می شود. وقتی پیک خاقان نامه را طی مراسمی به گردیه می فرستد، ایشان حتی در آن شرایط غمگینانه نامه را با احترام و طی مراسمی می گشاید و بدون کوچکترین اعتراض و حتی ناراحتی و خشم متن نامه را می خواند، بلافاصله اعلام می دارد که باید در این باره با جمع مشورت کند و موضوع را به مشورت بزرگان و افراد جا افتاده و صاحب نظر خانواده بگذارد. می گوید باید متن نامه را دقیقاً از آغاز تا انتهاء با دقت بخوانید بعداً تصمیم بگیرید. دقت شود وقتی می گویند زن خردمند است یکی از جلوه ها و نشانه های خردمندی گردیه همین رفتار و منش و خوی و آینده نگری و پایبندی به آداب و رسوم حاکم بر جامعه است.

اگر اندیشمند و محققی به بررسی و استخراج مشترکات فرهنگی ایران باستان و ایران پس از اسلام بپردازد، نوعی شباهتهای اجتماعی- اعتقادی نزد ایرانیان با آنچه از احکام و فقه اسلامی تحت عنوان نگهداری «عده» برای زنان بیوه واجب است، را در می یابد. اختلاف در کم و کیف و چند و چون «عده» در این مشابهت امری طبیعی است. سخن دیگر اینکه گردیه پس از مرگ بهرام چوبینه چندان تمایلی به بازگشت به ایران ندارد. این نظر را به دو گونه می توان تحلیل کرد، یکی اینکه اوج احترام به بهرام دانست که پس من اصلاً تحمل ایران و زندگی در آن را ندارم، دیگر اینکه ایشان می توانست در غیاب همسر چراغ خانه و دودمانش را روشن نگه دارد که البته با آداب جاری عصر یعنی بشوی پادشاه و بزرگی در آمدن مخالف بود و چه بسا عدم قبول آنچه وی در متن نامه سنت و عمل «پیشگامان و جهان دیدگان و شاهان» گفته است، نوعی عصیان و اعتراض و پشت پا زدن به سنتهای جا افتاده و مورد احترام جامعه تلقی می شد.

رعایت تناسب شخصیتی بین پهلوانان و دلیرمردان و شاهزادگان مردان با زنان در شاهنامه بسیار مهم است. توقع همین است کسی که با رستم، سهراب، اسفندیار و سایر پهلوانان زندگی می کند، باید به لحاظ خصلتهای فردی و اجتماعی حداقل با آنان متناسب باشد، اگر چه نمی توان از نظریه طبقاتی بودن جامعه در امر ازدواج دفاع کرد. ولی نمی توان بطور کلی مرزها و طبقات و اقشار جامعه را در ازدواج نادیده گرفت. در هر صورت ای کاش مثل کشورهای تازه استقلال یافته یا جدا شده از اتحاد جماهیر شوروی سابق با زنان رفتار نمی شد. ای کاش بجای آنکه آنها را آن گونه به اجتماع دعوت می کردند به صورت منزوی و خانه نشین می زیستند. آیا تساوی شغلی زن و مرد در تلقی جدید آن است که زنان را به رفتگری در خیابانها و معابر عمومی بگمارند یا باغبانی و کاشت و برداشت و حرس باغها و فضای سبز شهری را به عهده زنان پیری بگذارند که مشاهده چگونگی مشقت و مصایب آنها امکان قبول و پذیرش را با هر توجیه و استدلال از هر فرد منصف و صاحب عقل و خردی سلب می کند. هیهات بر ما که راه خطا دیگران را دنبال کنیم و زنان را خارج از اصل عدالت، شخصیت، هویت، لیاقت، ظرافت و لطافت آنان به اجتماع فرا بخوانیم.

یکی از مهمترین صفاتی که در شاهنامه برای زنان قائل بوده اند، اصالت نژاد است. وقتی طوس و گیو و دیگر سواران و دلیران در نخجیرگاه به مادر سیاوش برمی خورند، اولین سوالی که از آن فریبنده ماه می کنند از نژاد اوست و او هم در پاسخ طوس و هم در پاسخ کاووس از نژاد و اصالت خانوادگی خویش با افتخار دفاع می کند:

بپرسید از و پهلوان از نژاد

بدویک بیک سرو بن کرد یاد

بدو گفت من خویش گرسیوزم

بشاه آفریدون کشد پروزم

در ادامه همان داستان و در ملاقات با کاووس چنین می گوید:

بدو گفت خسرو نژاد تو چیست

که چهرت بمانند چهر پریست

بگفتا که از مام، خاتونیم

بسوی پدر زآفریدونیم

نیایم سپهدار گرسیوزست

بدآن مرز خرگاه او پروزست

نکته دیگر اینکه در شاهنامه و به استناد آنچه که حکیم طوس به قالب شعر ریخته زنان به لحاظ اظهار نظر و عقیده مانند مردان بوده اند. زن در آن روزگار موجودی خانه نشین صرف نبوده است که در آن انزوای تحمیلی، بسیاری از استعدادها، شایستگیها و سرمایه هایی که خداوند مانند مرد در وجودش به ودیعه گذاشته است، محروم بماند. بلکه او را صاحب رأی و نظر می دانستند و در عمل، حق می دادند تا از عقیده خود دفاع کند.

بدو گفت رأ ی توای شیر زن

درخشان کند دوده و انجمن

در گفتگویی بین گردیه و بهرام چوبین صورت می پذیرد گردیه با صفاتی چنین توصیف می شود:

همی گفت هر کس که این پاک زن

چه نیکو سخن گفت بر انجمن

تو گفتی که گفتارش از دفترست

ز دانش بجا، سب او برتر است

در داستان بهمن، در توصیف همای چنین آمده است:

یکی دخترش بود نامش همای

هنرمند و با دانش و پاکرای

اگرچه نوع دانش و معرفت زنان در شاهنامه در شخصیتهای داستانی متفاوت است، اما «دانش زن» دلیلی است بر اینکه زنان از سطوح معرفتی قابل توجهی برخوردار بوده اند. ما و فردوسی معتقد نیستیم که زنان در تمامی زمینه ها دقیقاً در حد مردانند. اما از آنسوی هم باید مواظب بود که این اختلاف که تا حدی فطری و خدا دادی است به حذف، نادیده گرفتن و خدای نکرده ضعیف و ناتوان دانستن زنان منجر نشود. در شاهنامه زنان حتی در زمان حیات همسر و شوی به مقام ولیعهدی می رسیدند و اگر چنین زنی از توان، شایستگی و معرفت و مایه لازم برای جانشینی پادشاه بهره مند نبود هرگز فردی مانند بهمن همسرش را بدان مسئولیت نمی گمارد. هما وقتی به حکومت و پادشاهی می رسد، دقیقاً از عهده کشور برمی آید. اهل داد و دهش و بخشش و آبادانی و نیکویی و خدمت به مردم و رفع رنج و تیمار ملت است. مثل یک سیاستمدار توانمند در جهت فقر زادیی و کاهش رنج ضعفاست.

همای آمد و تاج بر سر نهاد

یکی راه و آیین دیگر نهاد

سپه را همه سربسر باد داد

در گنج بگشاد و دینار داد

برای و بداد از پدر در گذشت

همی گیتی از دادش آباد گشت

همی گفت کین تاج فرخنده باد

دل بد سگالان ما کنده باد

همه نیکویی باد کردار ما

مبیناد کس رنج و تیمار ما

توانگر کنیم آنکه درویش بود

نیازش به رنج تن خویش بود

چنین بر می آید که سمت و سوی فرهنگ حاکم بر کشور و منطقه در روزگار ایران باستان بجهتی بوده که به زن امکان بروز لیاقتها و شایستگیها داده شده است، اگر چه به نوعی رنگ و بوی فرهنگ مرد سالاری دیده می شود، اما مرد سالاری مطلق نبوده است. ما معتقد نیستیم در روزگار ما باید معیارها را از دل شاهنامه برای زنان سرمشق کرد، اما نادیده گرفتن جایگاه زنان در ادبیات زنان داستانی از نوع حماسی هم اندکی کم توجهی و کم لطفی است. خاصیت و فایده این مقایسه حداقل این است که در آن روزگار فضا و شرایط به گونه ای بوده که حتی اگر به طور موروثی زن بتواند در مواردی به پادشاهی برسد و بالاترین مسئولیت اجرایی کشور را به عهده بگیرد و در نقطه مقابل آن پس از هزاران سال حتی در عصر و روزگار ما در برخی کشورها از حق شرکت در انتخابات هم محروم باشد، تاسف بار این است که بسیاری از این محرومیت ها در کشورهای اسلامی است. خدای را شکر که تا حضرت امام خمینی (ره) در قید حیات بودند شرایط و چگونگی حضور زنان را بطور معینی روشن کردند.

ناگفته نماند که نقطه مقابل آن افراط در دعوت زنان برای حضور در امور و مسائل و فعالیتهای اجتماعی و سیاسی و . . . . است که می تواند، مصیبتی را ایجاد کند که برخی از کشورهای جهان بر سر زن آورده اند و آن را به شئی و کالا تبدیل کرده و هویت و مقام و شان و منزلت والایش را تا سطوح دردناک غیر انسانی تنزل داده اند، شاید تعجب کنید که «قیدافه » زنی است معاصر اسکندر و چنان قدرتمندانه منطقه حکومتی تحت امر خود را اداره می کند که اسکندر در نامه ارسالی خود از وی چنین یاد می کند:

بنشیند پس نامه بر جریر

زشاهنشه اسکندر شهر گیر

بنزدیک قیدافه هوشمند

شده نام او در بزرگی بلند

اسکندر که در جهانگیری و لشکرکشی زبانزد خاص و عام است در برابر قیدافه در نهایت ادب و احترام رفتار کرده تمام اصول جانبداری و حق حکومت، آنچه در اصول دموکراسی امروز رعایت حق همجواری می نامند، در حق ایشان روا می دارد. حتی برای آزاد ساختن پسر قیدافه از اسارت تلاش می کند و مکاتباتی بین دو پادشاه رد و بدل می شود. جای شگفتی است که نه تنها ضعف و ناتوانی در پاسخ های قیدافه مشهود نیست که بسیار قوی و از موضع قدرت و به زبان امروزین بهره مند از تمام اصول و موازین دموکراسی است.

شگفتی دیگر اینکه حتی قیدافه اسکندر را پند می دهد و او را به آرامش دعوت می کند و در عین حال که به قدرت و کشور گشایی و عظمت اسکندر متعرف است، اما با او پیمان می بندد و حتی در نهایت خردورزی اسکندر را از غرور پادشاهی و خروج از مسیر حق باز می دارد.

از جمله آداب و رسوم گفتنی و ارزشمند دیگر در باره زنان اینکه اگر در خانواده ای بزرگ، پادشاه یا امیری یا پهلوانی می مرد، و باعث کم لطفی و بی توجهی در حق زنان نمی گردید. زنان حتی اگر دستور یا پیشنهادی پس از مرگ شوهر صادر می کردند از نفوذ خاص برخوردار بودند. در حالی که در جامعه امروز ما متأسفانه در تخصیص حقوق قانونی زنان با مرگ شوهر چنان تردید و شک و تزلزلی وارد می شود که ناگهان تمام هستی و زندگی آنها، زیر و رو می شود. چه بسا زنانی که با همسری خوب و علاقمند زندگی می کنند، پس از مرگش چندان دل به

  راهنمای خرید:

  • همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
  • ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
  • در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.