اگر فایل یا کتابی رو که میخواهید توی سایت نیست روی " پیشنهاد فایل " کلیک کنید.
خرید و دانلود فایل پاورپوینت کامل اعزام طلاب به خارج و پیامدهای آن (۲)
224,700 تومان قیمت اصلی 224,700 تومان بود.109,200 تومانقیمت فعلی 109,200 تومان است.
تعداد فروش: 67
فرمت فایل پاورپوینت
اعزام دانشجوی طلبه،از سوی حوزه علمیه قم به خارج از کشور، که به همت بنیاد فرهنگی باقرالعلوم علیه السلام صورت گرفت،اولین تجربه دراین زمینه است که دومین سال خود راپشت سرمی گذارد.ازاین رو خدمت تنی چنداز دانشجویان طلبه اعزامی به کانادا رسیدیم تا در زمینه اعزام وپیامدهای آن نظراتشان راجویا شده وگزارشی راتقدیم خوانندگان گرامی نماییم.دراین شماره دومین قسمت این گزارش راعرضه می داریم.
معرفت: آیا هدف از اعزام طلبه به خارج به نظر شما صرفادر بعد علمی خلاصه می شود یا اینکه جنبه ها و ابعاد دیگری نیزوجود دارد؟
حجت الاسلام علی مصباح: البته هدف اصلی از اعزام،همان بعد علمی است ولی هدف دراین امر خلاصه نمی شود;حوزه به عنوان یک مرکز معتبر علمی در جهان باید از آراءدیگران مطلع باشد و بداند که دیگران در جهان چگونه فکرمی کنند و راجع به چه موضوعاتی بیشتر بحث می کنند و چه آرایی در زمینه های مختلف علوم انسانی دارند و چگونه آن رادنبال می کنند تا بتوانند به نتیجه برسند. گذشته ازآشنایی، حوزه در دو بعد مسؤولیت دارد: ابتدا این که خود مولد دانش و فرهنگ در زمینه های مربوطه باشد،زمینه هایی که مبتنی براصول جهان -شناختی وانسان شناختی است. و دیگری، پاسخگویی به مشکلات و شبهاتی است که در رابطه با اسلام و مسائل اسلامی مطرح می شود. حوزه باید به جایی برسد که بنا به فرمایش حضرت امام – قدس سره، بتواند با پیش بینی آینده، خوراک فکری و فرهنگی برای جامعه تهیه نماید نه این که همیشه منتظربماند تا شبهه ای مطرح شود و مشکلی پیش آید آنگاه به فکرچاره جویی بیافتد.
برای شناساندن اسلام به دیگران وتبلیغ آن نیزلازم است حوزه با مراکز علمی، فرهنگی دنیا آشنا شده وباآنان ارتباط مستقیم داشته وباتبادل علمی،استاد،دانشجو،منابع علمی، تحقیقی،کتاب، مجله،نوار…نقایص خود را رفع نماید و بتواند با متدهای جدید وشیوه های مناسب به تبیین اسلام واحکام مترقی آن بپردازد. یکی ازراههای نیل به این هدف آن است که عده ای از طلاب در محیطهای فرهنگی خارج وارد شوند تاازاین امکانات بهره مندشوند.پس تبادل فرهنگی می توانداز اهداف بسیار مهم باشد.
از دیگر اهداف، آشنایی طلاب جوان با زبان آنهاست. منظوراز زبان دو چیز است; یکی همین زبان تکلم است. یعنی این که ماعده ای از طلاب که مسلط بر صحبت کردن و نوشتن به زبان خارجی و فهمیدن درست متون خارجی و… باشند، تربیت کنیم تا بتوانند مستقیما از متون خارجی استفاده نمایند و از آخرین یافته های آنان مطلع شوند. و جدیدترین دستاوردهای حوزه رابه زبان آنها منتشر سازند.
امروزه در جهان به خصوص پس ازپیروزی انقلاب که توجه زیادی به اسلام جلب شده، کنفرانسهای متعددی به زبانهای مختلف در کشورهای مختلف گذاشته می شود، منتهی مانمی توانیم درست از این شرایط که بوجود می آید استفاده کنیم.یا به زبان آنان مسلط نیستیم یا اساتیدی که اسلام شناس واقعی باشند کم داریم; اساتیدی که از بعد علمی قوی بوده و بر زبان نیزمسلط باشند تا بتوانند جوانب مختلف اسلام را با زبان خود آنان به بیان ساده بیان کنند، بسیار اندک اند. از راههای نافذ انتقال اندیشه به اندیشمندان جهان، نوشتن مقاله در مجلات بین المللی به زبان خود آنهاست. این یک بعد زبان است.
بعد دیگر زبان، زبان محاوره است. یعنی اینکه چگونه بایدبا آنها سخن گفت. ممکن است فردی انگلیسی بلد باشد ولی فقط آن اندیشه های خود را به همان صورتی که به فارسی حرف می زند، همانطور به انگلیسی ترجمه کند، این کافی نیست.تفاوتهایی که بین فرهنگها و ارزشهای حاکم در جوامع مختلف وجود دارد، گاهی موجب سوء تفاهم می شود. به نظر من نقصی که الان در تبلیغات خارجی ما وجود دارد، در همین مساله نهفته است که اگرما مجله عربی یا انگلیسی یا فرانسوی چاپ می کنیم،معمولا مقالات فارسی را به یکی از این زبانها ترجمه می کنیم;این کافی نیست. و گاهی هم نتیجه معکوس می دهد. بعضی ازکلمات،لغات، جملات، ترکیبات در فرهنگ فارسی ممکن است یک معنی بدهد که درفرهنگ دیگربارارزشی دیگری دارد. به عنوان نمونه کلمه «بنیادگرایی » که آنان این اسم را روی ماگذاشته اند درفرهنگ ما این کلمه معنی بدی نمی دهد. بنیادگرابه کسی اطلاق می شود که تابع اصول، اصالتها و ریشه ها باشد.این معنی خیلی خوب است ولی همین کلمه یک اصطلاحی است درزبان آنان و به معنی واپسگرا و کسی است که معتقد باشد هر چه قدیمی تر و کهنه تر باشد، بهتراست! حالااگراین کلمه را مادرسخنرانی یامقاله خود استفاده کنیم و به زبان انگلیسی همین کلمه را ترجمه کنیم به، ( Fundamentalism) ببینید چه برداشتی از آن می شود! ازاین قبیل مثالها بسیار زیاد است. پس آشنایی با نحوه برخورد و تفاهم با آنان یک بعد خیلی مهم راتشکیل می دهد که این بعد تنهااز طریق برخورد و حشر و نشر بافرهنگ وآشنایی از نزدیک با آنان امکان پذیراست.
بعد دیگر، بعد تبلیغی است.درکشورهای خارجی – به خصوص در کانادا که من اطلاع دارم – ایرانی ها، شیعیان ومسلمانان زیادی ازکشورهای مختلف زندگی می کنند. اگر افرادی باشند که اینها را جهت دهند و آنها را تغذیه فکری کنند بسیارنیروهای بالقوه و مستعد خوبی وجود دارند که می توانند برای جامعه خود مفید باشند. طلابی که اعزام می شوند می توانندازاین موقعیت خوب استفاده کنند و آنان را تغذیه فکری کنند.علاوه براین که صحبت بااساتید،دانشجویان مسلمان و غیر-مسلمان،اینهاخود می تواند یک جنبه تبلیغی خوبی داشته باشد.
مساله دیگری که از این اعزام می توان بدست آورد، این است که: افراد اعزامی بادیدگاههای مختلف کسانی که از خارج ازاسلام می خواهند اسلام را مطالعه و بررسی کنند،بااهداف واغراض ونحوه کار آنها آشنا می شوند واگر در بعضی موارد نیازی به جوابگویی شبهات آنان باشد، می توانند این افراد مجهز به سلاح علمی بوده و جواب مناسب ومقتضی رابدهند. این ها اهداف مهم اعزام می باشد، البته اهداف جزیی تر و فرعی تری نیز وجوددارد اما عمده آنها همین ها بود که عرض شد.
معرفت: چه راهها و روشهایی را جنابعالی برای اعزام طلاب به عنوان کسی که از جمله اولین تجربه کنندگان این مساله هستید پیشنهاد می کنید و به نظر شما چه شرایطی برای طلاب اعزامی عمدتا لازم هست؟
حجت الاسلام حجازی:اعزام طلاب به خارج می توانددر چند زمینه صورت گیرد:طلاب گاه به عنوان مبلغ و گاه به جهت ماموریت سیاسی یا فرهنگی از طریق وزارت خارجه یاوزارت ارشاد و یا سازمان تبلیغات اسلامی به خارج اعزام می شوند، که هرکدام از این اعزامها شرایط ویژه خود را دارد وراههایی برای هریک درنظرگرفته شده است. امااعزامی که از حوزه علمیه صورت گرفته و این اولین تجربه دراین زمینه است، درواقع یک نوع اعزام علمی، تحقیقی است،نه جنبه سیاسی خالص دارد و نه جنبه تبلیغی خالص.در واقع حوزه بر اساس نیازی که دراین زمینه هااحساس می کند عده ای رابه خارج اعزام می کندتادرزمینه های علمی وتخصصی یک سری تحقیقاتی راانجام داده وبه حوزه برگردند و نیازهای حوزه را برآورده کنند. از این رو، من فکرمی کنم هم راههای اعزام ویژه و جدید است و هم شرایط آن.
اما در مورد راههای اعزام، باتوجه به اینکه این نخستین گام در این زمینه بوده و راه مشخص و معینی را ما قبلا تجربه نکرده بودیم لذا در این اعزام مشکلات زیادی وجود داشت که با سپری کردن آن، این اعزام صورت گرفت. ولی پیشنهاد من این است، درصورتی که حوزه بنا دارد از این پس طلاب را به خارج اعزام کند،بهتراست که به چند نکته قبل از اعزام توجه کند: یکی مساله مدرک است. با توجه به اینکه حوزه، مدرک رسمی که دردانشگاههای ایران یا در دانشگاههای معتبر دنیا پذیرفته شده باشد و یک طلبه بتواند با ارائه آن ادامه تحصیل نماید یابه تحقیق بپردازد، ارائه نمی دهد;بهتراست که اول مساله مدرک حل شود، پس از آن حوزه اقدام به اعزام نماید. باتوجه به مصوبه اخیر شورای عالی انقلاب فرهنگی که به حوزه چنین اختیاری داده شده که درسال تعدادی را به خارج اعزام کند;اگر قبل ازپرداختن به این مصوبه، مساله مدرک راحل می کردند،اعزام سریعتر وبهتر صورت می گرفت .
نکته دیگر، مساله تربیت افراد متخصص قبل ازاعزام است که در زمینه شرایط اعزام در این رابطه توضیح بیشتری خواهم داد.
پس در مورد راههای اعزام، بهترین راه این است که حوزه ابتدا مساله مدرک را حل کند و سپس اقدام به اعزام کند، این راحت ترین و ساده ترین راه است.
اما در مورد شرایط، همان طور که عرض کردم این اعزام یک اعزام ویژه است و بیشتر جنبه علمی، تخصصی و تحقیقی دارد،لذا از شرایط ویژه ای برخورداراست وافراد اعزامی باید دارای یک سری ویژگیهایی باشندکه دراینجابه طور فهرست وارچندنمونه اش را ذکر می کنم: اول اینکه در زمینه اعتقادی وتقوا، افراد باید در سطح بالایی باشند. مسلم است که محیط غربی یک محیط مطابق بامحیط اسلامی نیست;انسان ممکن است از لحاظ اعتقادی واز لحاظ اخلاقی با مسائل جدیدی برخورد کند که اگر درآن زمینه ها پایه قوی نداشته باشد، خواه ناخواه متاثر خواهدشد، هرچند خوشبختانه درموردطلاب حوزه که سالیان سال درحوزه بوده اند واز نظر اعتقادی واخلاقی دارای پایه محکمی شده اند جای نگرانی کمتری هست.
نکته دوم پایه های علمی است. در این رابطه افراد باید در دو زمینه کار کنند: یکی در زمینه کلی است; افرادی که به این منظور اعزام می شوند باید از جهت دروس عمومی حوزه به درس خارج رسیده باشند و حداقل دو سال و حتی بیشتر از دوسال در دروس خارج حوزه شرکت کرده باشند.تاحدی که تسلط کافی بر اصول و مبانی فقه داشته باشند. دیگری در زمینه تخصصی است. ازآنجا که بنای اعزام براین است که افراد، در زمینه علوم انسانی اعزام شوند تا معارف و معلوماتشان را دراین زمینه تقویت کنند، بهتراست قبل ازاعزام، مقداری دررشته های تخصصی مورد علاقه خود وارد شده و رشد کنند.این امر فواید بسیاری دارد، از جمله این که افرادی که بااین زمینه اعزام می شوند درآنجابیشتر می توانند استفاده کنند. مثلا کسی که در زمینه فلسفه چندین سال کارکرده باشد، یا درزمینه دیگر علوم انسانی از قبیل جامعه شناسی، روانشناسی و اقتصاد و امثال اینها کار کرده باشد، مسلما سؤالات بیشتری برای این فرد مطرح است و از منابع تحقیقاتی آنجا بیشتر می تواند استفاده کند.
شرط بعدی، تسلط بر زبان خارجی است. این از شرایط مهم است، همان طور که وزارت علوم هم اخیرا این شرط را گذاشته که دانشجویان قبل ازاعزام باید زبانشان راتکمیل کنند.دانشجویان و طلاب حداقل باید یکی از زبانهای خارجی،انگلیسی ، فرانسوی یا آلمانی را اینجاکامل کرده باشند که آنجاراحت تر و زودتر بتوانند استفاده کنند.
شرط دیگری که لازم است رعایت شود،ایمان به اهمیت اعزام و نتایج آن هست. ممکن است فردی تمام شرایط را داشته باشد اما اهمیت اعزام و استفاده هایی که می تواند در این راه ببردو به دیگران برساند، برایش حل نشده باشد. این فرد خیلی نمی تواند دراین اعزام مفید باشد. پس این شخص باید معتقدباشد که این اعزام می تواند نتایجی بسیار داشته باشد، هم درتبیین مقاصد حوزه و علوم حوزوی و هم در رسیدن به نتایجی که درآن جانصیب انسان می شود.
معرفت: سؤالی که درپی این مباحث برای ما درسطح حوزه و همچنین برای علاقه مندان خارج از حوزه عموما مطرح هست و قطعا شما که با یک فضای جدید مواجه هستید این سؤال را بهتر می توانید جواب بدهید این است که: با توجه به وضعیت دینی و اجتماعی ما و موقعیتی که انقلاب اسلامی وجامعه ما در سطح جهان به عنوان یک جامعه اسلامی دارد، و باتوجه به واکنشها و موضع گیریهایی که در مقابل آن وجود دارد، سالت حوزه های علمیه چیست؟
حجت الاسلام نمازی:مامعتقدیم اسلام دینی است که برای تمام ملل جهان و به عنوان آخرین پیام الهی برقلب مبارک رسول اکرم صلی الله علیه وآله نازل شده است، پس حوزه های علمیه باید ابزارهای لازم را برای تبیین و تبلیغ و اثبات مسائل اسلامی در دنیا داشته باشند.باتوجه به اینکه الان،اکثردانشگاههای دنیابخشی راتحت عنوان شرق شناسی و درآن،بخشی به عنوان اسلام شناسی دارند; رسالت حوزه های علمیه بسیار خطیر می نماید. حوزه های علمیه اولا باید آگاهی کافی ازتحقیقاتی که دیگران در زمینه اسلام و مسلمین انجام می دهند، داشته باشند. دراین زمینه حوزه های علمیه باید لااقل بخشی ازامکانات خود را در جهت تهیه و تربیت نیروهایی صرف کند که هم و غمشان را مطالعه اسلام به نحوی که مورد قبول وپذیرش یک نامسلمان باشد قرار دهند. به عبارت بهتر یک وقت ما درمورد اسلام، مطالعه و تحقیق می کنیم برای اینکه مسلمانانی راکه داریم پرورش دهیم وآنها را با عقاید، اصول، معارف وارزشهای اسلامی آشنا کنیم.اما یک وقت اسلام را مطالعه می کنیم و می خواهیم آن را برای کسانی که اسلام را قبول ندارند،ارائه دهیم.این، دو روش مطالعه می طلبد; در روش اول مامی توانیم از منابع اصیل خودمان مانند: قرآن و روایات استفاده کنیم و بگوییم: قال رسول الله صلی الله علیه وآله،قال الصادق علیه السلام و مطالب را ارائه دهیم. ولی در روش دوم نمی توانیم بگوییم که رسول اکرم صلی الله علیه وآله چنین فرمود، پس چنین است. قرآن چنین می گوید پس چنان است. اومی گوید من قرآن را قبول ندارم، من پیامبراکرم صلی الله علیه وآله را نمی شناسم. ما باید عده ای را تربیت کنیم که اسلام رابراساس اصول و موازینی مطالعه کنند که قابل قبول برای پیروان ادیان دیگر و در یک کلمه غیرمسلمانان باشد. یعنی آنهاهم وقتی این مزیت را دیدند بگویند بله، صحیح است. این نوع مطالعه را در غرب مطالعات آکادمیک می گویند. که بسیارحائز اهمیت است و حوزه باید برای پرورش محققین وتسلط برمبانی ادیان دیگر، سرمایه گذاری جدی کند.
معرفت: سؤال دیگری که مطرح است این است که، باظهور انقلاب اسلامی، و به تبع آن تحولات و توقعات جدیدی که نسبت به اسلام و انقلاب اسلامی در داخل و در سطح جهانی به وجود آمده است، با توجه به این تحولات و توقعات، نظرشما درباره تغییر و تحول در نظام حوزه چیست؟
حجت الاسلام شاملی: از نقطه نظر سیاست گذاری آموزشی، بهترین و مؤثرترین شیوه تعلیم و تربیتی در هر کشوراین است که سیاست گذاران و برنامه ریزان آموزشی، مراکزآموزشی و علمی کشور را بر مبنای نیازهایی که کشور دارد،تنظیم و سازماندهی کنند. حوزه نیز به عنوان یک مرکز قابل توجه و عظیم از مراکز فرهنگی کشور که عهده دار تامین نیازهای فکری، عقیدتی جامعه اسلامی و عالم اسلام و به طور کلی جهان هست باید اول نیازهایی راکه در سطح داخلی و خارجی هست بشناسد و سپس برمبنای آن نیازها برنامه آموزشی وتربیتی خود را تدوین کند. باتوجه به تجربه یک ساله ما در خارج از کشور و همین طور تجربه ای که در مؤسسه در راه حق و بنیادباقرالعلوم علیه السلام به دست آوردیم وآن این که این دو مرکزدرصدد بودند که طلبه ها را برمبنای نیازهای جدید به ویژه نیازهای پس از انقلاب پرورش دهد;به نظر می رسد اگر بعضی ازاین تحولات در مواد آموزشی ویا در شیوه اداره حوزه رعایت شود، می تواند طلبه ها رابه شکل مؤثرتر و قابل استفاده تری تربیت کند. به نظرمی رسد که لازم هست علوم حوزوی به طورکلی بین دو سطح عمومی و تخصصی طبقه بندی شود. حوزه ناچار است که طلبه ها را برمبنای استعدادهایشان و همین طوربرمبنای نیازهای موجود در دو سطح عمومی و تخصصی پرورش دهد. به این صورت که طلاب ابتدا با علوم متداول حوزه: فقه ،اصول، تفسیر، اعتقادات و نظایرآن آشنا شود. همه باید تاحدی فقه، تفسیر، اصول و حتی نوعی اطلاعات عمومی از علوم انسانی داشته باشند. اما مهم، مساله تخصصی کردن نظام حوزه بعداز آن دوره مشترک است که مقام معظم رهبری درآن پیش نویسی که به منظور تبیین سیستم مدیریت حوزه و نظام آموزشی آن ارائه فرمودند، مطرح ساختند که طلبه ها بعد از یک دوره عمومی به شاخه های تخصصی منتقل شوند. در میان این شاخه های تخصصی، درسهایی را می بینیم که قبلا مرسوم نبوده است و به خاطر نیازهای جدید، مطرح شده اند حتی همان درسهایی هم که قبلا درحوزه بوده اند مثل فقه، اصول، تفسیر واعتقادات اینها هم نیازمند بازسازی است و رشته های مختلف باید استاد راهنما، مقاطع تحصیلی محدودیت زمانی خاصی داشته باشد و طلبه بداند بعد از دوره عمومی باید چند سال رابگذراند که به آن حد لازم برسد. پس متون درسی، مواد درسی،استاد راهنما، مقطع تحصیلی، اینها چیزهایی هستند که بایدروشن شود. بنابراین غیراز نیازهای جدیدی که پیدا شده و علوم جدیدی که باید تدریس شود، در همان علوم قبلی نیز بایدتحولی اساسی در شیوه ارائه و اجرای آن صورت گیرد.
اما نکته ای که به نظر می رسد از اهیمت ویژه برخوردار است و ما هم در مؤسسه و بنیاد و هم وقتی که به خارج اعزام شدیم ازنزدیک باآن مواجه شدیم، مساله ضرورت توجه جدی حوزه به پرورش نیروهای متخصص در زمینه علوم انسانی است. این بخشی از نیازهای جدی حوزه است که باید به آن بپردازد. اگرقرار است که حوزه سهم و دخالتی در تنظیم، کنترل و هدایت علوم انسانی داشته باشد که الان دانشگاهها این را از مامی خواهند، پس ناچار حوزه باید نیروهایی را پرورش دهد که هم از لحاظ مبانی فکری، دینی و اعتقادی، و پایگاههای فکری استواری باشند و از سوی دیگر اینها اگر بخواهند خطوط اصلی علوم انسانی را مورد ارزیابی و قضاوت قرار دهند علاوه برمهارت لازم در علوم اسلامی، باید در یکی از شاخه های علوم انسانی به معنای جدیدش متخصص باشند. ما اگر بخواهیم یافته هایی را که علوم انسانی جدید ارائه کرده است نقد کنیم وآنها را تایید یا رد کنیم، اگر موضوعات و صغریات آن علوم دردستمان نباشد چه چیزی را می خواهیم نقد کنیم؟ برفرض که من بهترین اطلاعات فلسفی را و بیشترین اطلاعات دینی را داشته باشم ولی اگر موضوعات و مسایل جدید علوم انسانی برایم مفهوم نباشد و به صورت کارشناسی با آنها برخورد نکرده باشم،نمی توانم اظهار نظری در مورد آنها کنم. پس بخشی از نیازهایی که حوزه الان باید به آن بپردازد پرورش طلبه هایی است که علاوه برعلوم حوزوی دریکی از شاخه های علوم انسانی درسطح کارشناسی صاحب نظر باشند. بله، ما الان طلبه های زیادی داریم که در روان شناسی، جامعه شناسی، اقتصاد و یا در یکی ازرشته های علوم انسانی اطلاعات عمومی دارند ولی کارشناس وصاحب نظر نیستند و این کافی نیست. صاحب نظر بودن مستلزم این است که حوزه بتواند درکنار علوم حوزوی رایج، همان موادو متونی راکه دانشگاه برای دانشجویان خود ارائه می کند برای طلبه ها نیزارائه کند که البته این، زمان بیشتری می برد. زیراطبیعی است طلبه ای که بخواهد به دوبال علوم حوزوی و علوم جدید مجهز باشد شاید بیست سال طول بکشد تا به حدکارشناسی برسد. از این رو ما باید در حوزه به علوم انسانی و به طور کلی در هر زمینه ای که اسلام درآن سخنی برای گفتن دارد،متخصص تربیت کنیم. در همین راستا حوزه ناچار خواهد بودبرای اطلاع از آخرین یافته های علوم انسانی و مطالعات مقایسه ای نیروهایش را به خارج اعزام نماید.
نکته دیگر این که طبق گفته یکی از کارشناسان وزارت علوم،به طور کلی سیستم آموزش زبان خارجی درکشور سیستم مطلوبی نیست.البته ما اساتید برجسته زیادی داریم که اطلاعات قوی دارند ولی سیستمی که حاکم است سیستمی نیست که بتواندافراد را به گونه ای پرورش دهد که در خارج دیگر مشکلی نداشته باشند و راحت بتوانند استفاده کنند.این امر نیازمند یک بازسازی جدی حتی در سطح دانشگاهااست.آن چه که بیشتراینجا قابل توجه است حوزه است. حوزه باید به مساله زبان به طور جدی اهیمت دهد و درکنار سایر مواد درسی ماده درسی زبان هم داشته باشد. زبان را در دوسطح می توان به طلبه هاتدریس کرد. سطح اول برای طلبه هایی است که لازم ندارند درزمینه علوم انسانی یا روی کارهای مربوط به عالم اسلام کار کنندولی بدنیست که به عنوان یک طلبه، در زبان مهارت نسبی داشته باشند که اگریک کتاب انگلیسی یایک متن خارجی رابه اودادنددر فهم آن دچار اشکال نشود و به راحتی بتوانند از متون خارجی که نیاز دارند استفاده کنند. سطح دیگر برای کسانی است که می خواهند درشاخه های علوم انسانی صاحب نظر شوند ودیدگاه اسلام در زمینه آن علوم را در داخل کشور و در سطح جهان ارائه کنند، اینجا قدرت و مهارت بسیار زیادی لازم است که بتوانند به راحتی در سطح بالا انگلیسی بنویسند و راحت حرف بزنند. اگرکسی بخواهد در کنفرانسها یا در مجامع علمی که در سطح جهان برگزار می شود، نظر اسلام را در روان شناسی ارائه دهد یا کسی بخواهد نظر اسلام را در اقتصاد یا یکی دیگر از شاخه ها بیان کندنیازمنداست که درسطح قابل قبولی به زبان خارجی مسلط باشد.
یکی دیگرازنیازهای حوزه حضور چشمگیردرنهضت ترجمه است. اگر حوزه مجهز به ابزار زبان باشد قادر خواهدبود بسیاری از منابع و معارف قوی که ما داریم و تاکنون، به زبانهای دیگر درسطح جهان ارائ
- همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
- ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
- در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.
