خرید و دانلود فایل پاورپوینت کامل حق دینی یا دین حق
خرید و دانلود فایل پاورپوینت کامل حق دینی یا دین حق قیمت اصلی 224,700 تومان بود.قیمت فعلی 109,200 تومان است.
بازگشت به محصولات
خرید و دانلود فایل پاورپوینت کامل پیدایش شیعه اسماعیلیه(۴)
خرید و دانلود فایل پاورپوینت کامل پیدایش شیعه اسماعیلیه(۴) قیمت اصلی 224,700 تومان بود.قیمت فعلی 109,200 تومان است.
📥 ترافیک اینترنت مصرفی جهت دانلود فایل‌ها در میکی بوک، به‌صورت نیم‌بها می باشد.
فقط اینقدر👇 دیگه زمان داری با تخفیف بخریش
00روز
15ساعت
26دقیقه
44ثانیه

خرید و دانلود فایل پاورپوینت کامل حجیت و اعتبار عقل در علم و دین

قیمت اصلی 224,700 تومان بود.قیمت فعلی 109,200 تومان است.

تعداد فروش: 57

فرمت فایل پاورپوینت

2 آیتم فروخته شده در 30 دقیقه
4 نفر در حال مشاهده این محصول هستند!
توضیحات

فایل پاورپوینت کامل حجیت و اعتبار عقل در علم و دین؛ انتخابی هوشمند برای ارائه‌های حرفه‌ای

با پاورپوینت فایل پاورپوینت کامل حجیت و اعتبار عقل در علم و دین، محتوای خود را در قالب 96 اسلاید استاندارد و جذاب ارائه دهید و در نگاه اول تاثیرگذار باشید.

چرا باید از پاورپوینت استفاده کنید؟

  1. چیدمان دقیق و کاربرپسند: فایل پاورپوینت کامل حجیت و اعتبار عقل در علم و دین با طراحی ساختاریافته و اصولی، مخاطب را به‌خوبی درگیر محتوا می‌کند.
  2. صرفه‌جویی در زمان: تمامی اسلایدهای فایل پاورپوینت کامل حجیت و اعتبار عقل در علم و دین آماده‌ی استفاده هستند؛ بدون نیاز به هیچ‌گونه ویرایش.
  3. نمایش با وضوح بالا: کیفیت طراحی در فایل پاورپوینت کامل حجیت و اعتبار عقل در علم و دین به‌گونه‌ای است که در هر صفحه‌نمایشی عالی به‌نظر می‌رسد.

هشدار: استفاده از نسخه‌های ناقص فایل پاورپوینت کامل حجیت و اعتبار عقل در علم و دین ممکن است باعث بروز اختلال در نمایش یا افت کیفیت شود. تنها نسخه اصلی فایل پاورپوینت کامل حجیت و اعتبار عقل در علم و دین، کیفیت تضمین‌شده دارد.

هم‌اکنون فایل فایل پاورپوینت کامل حجیت و اعتبار عقل در علم و دین را دریافت کنید و تأثیرگذارترین ارائه‌ خود را آغاز کنید.


بخشی از متن فایل پاورپوینت کامل حجیت و اعتبار عقل در علم و دین :

حجیت و اعتبار عقل از دیدگاههای مختلف قابل بحث و بررسی است: یکی از دیدگاه فیلسوفان علم، که جایگاه عقل را در شناخت بشری به طور کلی بررسی می کنند; دیگری از دیدگاه وحی و آموزشهای دینی که تا چه اندازه برای عقل ارزش واعتبار قائل شده است، و سوم از دیدگاه عالمان دینی مانند محدثان و متکلمان. ما در این بحث به اختصار هر سه دیدگاه را بررسی می کنیم:

۱.جایگاه عقل در معرفت شناسی

فیلسوفان علم در مورد نقش وجایگاه عقل در شناخت بشر آرای مختلفی دارند که دو نظریه عمده عبارت است از: اصالت تجربه و اصالت عقل.

الف. طرفداران اصالت تجربه: از نظر آنان هیچ قانون و اصل ماقبل تجربی وجود ندارد، و آنچه به عنوان اصول بدیهی و عقلی قلمداد می گردد، در واقع محصول تجربه ممتد بشر در تاریخ علم است، و این اصول در آغاز چنین بداهتی نداشته اند و به تدریج به صورت قواعد مسلم و غیر قابل تردید در آمده اند. فیلیسین شاله که یکی از نمایندگان مکتب اصالت تجربه است در باره اصل یکنواختی طبیعت که از مبادی معرفتهای تجربی است می گوید:

«آنچه بشر را از متحد الشکل ( یکسان) بودن طبیعت مطمئن می سازد، تنها تجربه فردی نیست، بلکه تجاربی که افراد بشر قبلا به عمل آورده اند و آثاری که از تجارب انواع حیوانات در نتیجه تطور از آنها به وجود آمده حاصل گشته و آن آثار از راه وراثت در مغز آدمی جای گرفته است، انسان را قادر و مجاز می سازد که سبت به یکسان بودن طبیعت یقین حاصل کند». (۱)

ب. طرفداران اصالت عقل: از نظر آنان همه معرفتهای بشری اعم از معرفتهای عقلی وعلمی مبتنی بر یک سلسله اصول عقلی و بدیهی اند که به عنوان اصول راهبر شناسایی به شمار می روند، این اصول عبارتند از:

۱. اصل امتناع تناقض: اصل امتناع تناقض مبنای هرگونه تفکر، اعم از علمی و فلسفی و غیر آن می باشد، و این اصل را نمی توان از طریق حس و تجربه به دست آورد، چون فرض بر این است که هیچ گاه متناقضین با هم جمع یا رفع نمی شوند تا بتوان از راه حس آن را شناخت.

۲. اصل جهت کافی: اصل دیگر اصل جهت کافی است و مفاد آن این است که هر واقعیتی دارای جهت و وجه معقولی است. اگر عالم تجربی به کاوش درباره حوادث طبیعی می پردازد، به خاطر این است که باور دارد که حادثه های طبیعی بلاوجه رخ نداده ونمی دهند و کاوش علمی در صدد تفسیر و توجیه آنها است، این اصل نیز از معرفتهای فطری و بدیهی است و از راه تجربه به دست نیامده است;زیرا نخستین تجربه ای که واقع شده نیز مبتنی بر اصل مزبور است.

۳. اصل علیت: اصل عقلی دیگری که مبنای استقراء و تجربه علمی است اصل علیت است که از شاخه های اصل جهت کافی است; زیرا لازمه توجیه پذیری حوادث طبیعی، تفسیر وتبیین علی آنها است. وبه عبارت دیگر: حادثه بدون علت از نظر عقل غیر موجه و نامقبول است. بر پایه این اصل عالم تجربی نخست فرضیه ای را به عنوان علت یک حادثه مطرح می کند آنگاه با آزمایشهای مکرر و گوناگون، درستی ونادرستی فرضیه خود را روشن می سازد.

۴. اصل یکنواختی طبیعت: تا این جا او توانسته است علت حادثه را در مورد شمار معتنابهی از حوادث به دست آورد و اطمینان حاصل کند که جز آنچه او از طریق آزمایشهای مکرر و گوناگون به دست آورده چیز دیگری در وقوع حادثه دخالت ندارد; ولی این مقدار برای صدور یک قانون علمی کافی نیست، بلکه او باید مطمئن شود که پدیده های دیگری که مشابه با موارد آزمون یافته می باشند نیز همین حکم را دارند. و این اطمینان از اصل عقلی و بدیهی دیگری به دست می آید که عبارت است از: اصل یکنواختی طبیعت، یعنی این که طبیعت در موارد مشابه، یکسان عمل می کند.

اکنون می گوییم: هرگاه این اصول عقلی و بدیهی پذیرفته است، اصول و قوانین عقلی دیگری نیز که مستند و منتهی به آنها باشد نیز پذیرفتنی خواهد بود، و تفکیک در حجیت و اعتبار حکم عقل روا نیست; زیرا بازگشت آن به اجتماع نقیضین است، و توجیه این تفکیک برپایه اولی و ثانوی یا بدیهی و نظری بودن حکم عقلی نیز پذیرفته نیست. اولی و ثانوی، وبدیهی و نظری بودن توجیه گر تفاوت مراتب ودرجات یک حقیقت است، نه بیانگر تباین نوعی مصادیق آن; زیرا فرض این است که عقل احکام ثانوی ونظری خود را با استناد به احکام اولی و بدیهی به دست آورده است، و با قبول مقدمه، قبول نتیجه ضروری است، وگرنه اصل علیت خدشه دار خواهد شد.

بنابر این، راه برای کاوشهای عقلی و فلسفی پیرامون مسائل مربوط به ماوراء طبیعت والهیات بر بشر گشوده است،و سخن پوزیتیویستها که بحثهای مربوط به متافیزیک را بی حاصل و نافرجام دانسته اند، پنداری بیش نیست.

اشکال خطاهای فکر و پاسخ آن

گاهی گفته می شود تفاوت بحثهای فلسفی و علمی در این است که در بحثهای فلسفی تنها باید از ابزار تفکر و تعقل استفاده کرد و راهی برای مشاهده حسی به سوی چنین بحثهایی وجود ندارد. برخلاف بحثهای علمی که مربوط به حوزه طبیعت است و می توان موضوعات مورد بحث را از طریق حس مشاهده و آزمایش کرد، و از طرفی مراجعه به تاریخ فلسفه و الهیات نشان می دهد که فکر مصون از خطا و لغزش نیست، به گواه این که متفکران پیوسته آرای یکدیگر را نقد کرده و هریک خطای دیگری را آشکار می سازد.

پاسخ این است که اولا: خود این استدلال نوعی تفکر عقلی است که از دو مقدمه تشکیل شده است.

الف. فکر خطا می کند.

ب. آنچه خطا می کند قابل اعتماد نیست.

گرچه مقدمه نخست تجربی است ولی مقدمه دوم آن عقلی محض است، بنابر این اگر این اصل که فکر قابل اعتماد نیست کلیت دارد، شامل خود نیز می شود.پس استدلال یاد شده نیز اعتبار نخواهد داشت، و به حکم امتناع رفع متناقضین باید گفت: فکر قابل اعتماد است.

ثانیا: متفکران در عین اختلاف در پاره ای از نتیجه گیریهایی که از طریق تفکر عقلی می نمایند، در اصول و مبادی تفکر و نیز برخی از نتایج اتفاق نظر دارند.

ثالثا. خطا و لغزش رهروان دلیل بر نادرستی راه نیست، بلکه ناشی از مجهز نبودن روندگان راه به وسایل و ادوات لازم، ویا رعایت نکردن شرایط و مقررات لازم در پیمودن راه می باشد،که گرچه بخشی از آن به خاطر نقص ذاتی و محدودیت فکری انسان اجتناب ناپذیر است، ولی بخشهایی از آن با کسب مهارت و ورزیدگی لازم قابل اجتناب است، و فلسفه تدوین علم منطق نیز همین بوده است.

رابعا: نتایج علوم تجربی نیز از حس ومشاهده تنها به دست نمی آید، بلکه گذشته از این که مبتنی بر یک رشته اصول عقلی است که قبلا به آنها اشاره شد، در استنتاج و تفسیر یافته های حسی نیز استفاده از عقل و تفکر اجتناب ناپذیر است، و همین تفسیرهای فکری است که منشا خطا در ادراکات حسی وعلوم تجربی می باشد.

هانس رایشنباخ (۱۸۹۱ ۱۹۵۳) که از طرفداران جدی تجربه گرایی است در باره نقش عقل در شناختهای علمی می گوید:

«عقل برای تنسیق شناخت یک ابزار ضروری است که بدون آن امور مجردتر ( پدیده های طبیعی که به حس نمی آیند) را نمی توان شناخت. حواس به من نشان نمی دهند که سیارات در مدارهای بیضوی به دور خورشید حرکت می کنند، یا این که ماده از اتم تشکیل یافته است، با مشاهده حسی و نیز تعقل است که به چنین حقایق مجردی می توان راه برد.

چیزی که عقل بر شناخت حس می افزاید وارد ساختن روابط مجرد نظم و نسق است، اما اگر روابط مجرد دربردارنده احکامی در باره عینیات تازه نمی بودند، چندان اهمیتی نمی داشتند اگر این روابط مجرد حقایقی عام هستند، پس نه تنها در مورد مشاهده های بالفعل، بلکه در مورد مشاهده هایی که هنوز به عمل نیامده اند نیز صادق اند، این روابط نه تنها تجارب گذشته را توجیه می کنند، همچنین پیش بینی های مربوط به تجارب آینده را نیز در برمی گیرند، این است آن چیزی که عقل بر شناخت می افزاید، مشاهده در باره گذشته وحال به ما خبر می دهد و عقل آینده را پیش بینی می کند». (۲)

سخنی از علامه طباطبایی

علامه طباطبایی در این باره کلامی دارد که با نقل آن بخش نخست از بحث خود را پایان می دهیم:

«کسانی که می گویند: راه بحث در ماوراء طبیعت به واسطه کثرت خطا و لغزش هموار نبوده، اطمینان بخش نیست، پس این راه را نباید پیمود، به خلاف بحث در علوم مادیه که توام با حس و تجربه می باشد، اگر کسی به خود بیاید خواهد فهمید که سخنی گفته اند نسنجیده; زیرا همین سخن اینها گفتگویی است در یک نظریه غیر مادی، هرگز این سخن و نظایر آن را از آزمایشهای فیزیک وشیمی و مانند آن استخراج نکرده اند.

همان راهنمایی که آنان را به سوی اطمینان بخش بودن بحثهای حسی تجربی هدایت کرده و آنان نیز اضطرارا پذیرفته اند، در مورد دیگر نیز اگر هدایت کنند باید بپذیرند.

کاری که حس وتجربه می کند این است که: حوادث و پدیده هایی به وجود آورده یا نشان داده در معرض قضاوت می گذارند، ولی قضاوت از آن چیز دیگری است، و انسان قضاوت آن قاضی را در مورد حس و تجربه با یک حس و تجربه دیگری نپذیرفته، بلکه اضطرارا و جبرا قبول نموده و قضاوت او در همه جا یکسان و بایستی است.

گذشته از این، اگر راه این بحث راه غلطی بود هرگز انسان با غریزه فطری خود متوجه آن سامان نمی شد، چگونه متصور است که یک موجود خارجی با حرکت خارجی خود به سوی هدف و آرمانی متوجه شد در حالی که نه «سوی » و نه «هدف » در خارج هیچ گونه وجودی نداشته باشد!». (۳)

۲. حجیت عقل در نگاه وحی

قرآن کریم به صورتهای گوناگون بر سندیت و حجیت عقل در معارف الهی صحه گذاشته است، و بر تعقل و تفکر در نظام آفرینش تشویق و تاکید کرده است، گاهی راجع به یک موضوع می توان آیات متعددی را یافت که مفاد آنها این است که غرض از طرح این موضوع تعقل و تفکر در باره آن بوده است.

از دیدگاه قرآن، کسانی که از اندیشه خود سود نمی برند به عنوان بدترین جنبندگان می باشند چنان که می فرماید:

«ان شر الدواب عند الله الصم البکم الذین لا یعقلون » (۴)

بدترین جنبدگان کسانی هستند که کر و گنگند واندیشه نمی ورزند.

در جای دیگر پس از طرح یک مسئله غامض و دقیق توحیدی یادآور می شود که آنان که اهل تعقل نیستند گرفتار نوعی پلیدی می باشند، چنان که می فرماید:

«و ما کان لنفس ان تؤمن الا باذن الله و یجعل الرجس علی الذین لا یعقلون ». (۵)

هیچ کس را نرسد که جز با اذن خدا ایمان آورد، و بر آنان که عقل خویش را بکار نمی بندند پلیدی قرار می دهد.

اصولا منطق قرآن، منطق دلیل وبرهان است، و همه جا از صاحبان عقاید می خواهد تا بر اثبات عقیده خود برهان آورند:

«قل هاتوا برهانکم » (۶)

و خود نیز بر دعاوی خود اقامه برهان می کند چنان که در اثبات یگانگی خدا می گوید:

«لو کان فیهما آلهه الا الله لفسدتا» (۷)

اگر در آسمان و زمین غیر از «الله » خدایان دیگری بود، آن دو تباه می شدند (یا اصلا موجود نمی شدند، ویا دچار هرج ومرج و بی نظمی می شدند).

و در مورد این که از صفات هدایتگران این است که خود هدایت یافته باشند می فرماید:

«افمن یهدی الی الحق احق ان یتبع ام من یهدی الا ان یهدی فما لکم کیف تحکمون » (۸)

آیا کسی که به حق هدایت می کند سزاوار است تبعیت شود یا کسی که تا هدایت نشود راه هدایت را نمی داند، پس چگونه داوری می کنید؟

قرآن حجیت و اعتبار عقل را نه تنها در قلمرو حکمت نظری و اثبات وجود خدا و صفات ذاتی او به رسمیت می شناسد، بلکه در قلمرو حکمت عملی وحسن و قبح افعال نیز پذیرفته است، چنان که در بسیاری از آیات، رسالت پیامبر را تذکر، موعظه، امر به معروف و نهی از منکر می داند، و واضح است که تذکر و موعظه در جایی است که مخاطب خود حسن و قبح و سود و زیان کاری را می داند، ولی چون دچار غفلت شده و یا احتمال غفلت زدگی در مورد او می رود، به تذکر و وعظ نیاز دارد.چنان که می فرماید:

«ان الله یامر بالعدل و الاحسان و ایتاء ذی القربی و ینهی عن الفحشاء و المنکر و البغی یعظکم لعلکم تذکرون ». (۹)

خدا به عدل و احسان و پرداخت حقوق خویشاوندان امر می کند، و از زشتی ها و ناروایی ها و تعدی به دیگران نهی می کند،(و بدین طریق) شما را موعظه می کند، شاید به خود آیید.

مفاد آیه این است که انسان خوبی عدل و احسان و دادن حقوق خویشاوندان و نیز زشتی کارهای ناروا را می داند، و امر خدا نقش ارشادی ویادآوری دارد، چنان که در جایی دیگر رسالت پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم را امر به معروف و نهی ازمنکر دانسته، می فرماید:

«یامرهم بالمعروف و ینهاهم عن المنکر». (۱۰)

باید توجه داشت که سخن در اثبات حجیت و اعتبار عقل است نه در کافی و وافی بودن آن در اثبات همه مقاصد دینی.

ب. معرفت عقلی در روایات اسلامی

حجیت عقل و اهمیت بحث عقلی در روایات اسلامی نیز روشن است، در این جا نمونه هایی را یادآور می شویم:

۱. فردی یهودی نزد پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله و سلم آمد و مسائلی را از او پرسید، از آن جمله این بود که به چه دلیل می گویی خدا به کسی ظلم نمی کند؟

پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم پاسخ داد: «لعلمه بقبحه و استغنائه عنه » (۱۱) ; چون خدا زشتی ظلم را می داند، و نیازی هم به این کار ندارد.

همان گونه که ملاحظه می فرمایید استدلال فوق یک استدلال عقلی است، و آن این که انگیزه ظلم در خدا نیست; زیرا انگیزه ظلم یا جهالت است یا نیازمندی، و این دو در خدا راه ندارد، بنابر این صدور ظلم از خدا محال است، و این همان استدلالی است که متکلمان عدلیه در کتب کلامی بر اثبات تنزه خدا از فعل قبیح اقامه نموده اند.

۲. امام علی علیه السلام در اثبات این که انسان فاعل مختار است، و قضا و قدر الهی مایه جبر نمی باشد، فرمود: «اگر قضا و قدر الهی مایه مجبور بودن انسان می بود، امر و نهی، وعد و وعید، ثواب وعقاب لغو و ناروا بود». (۱۲)

۳. و در اثبات یگانگی خدا فرمود: اگر خدا شریک می داشت می بایست رسولانی برای هدایت بشر بفرستد، پس چون فرستادگان الهی فقط از جانب یک خدا آمده اند معلوم می شود یک خدا بیش وجود ندارد. (۱۳)

مبنای این استدلال یک اصل عقلی است و آن این که الوهیت بدون ربوبیت معناندارد; زیرا معقول نیست که آفریدگار نسبت به آفریده های خود بی تفاوت باشد و به هدایت تربیت آنها اقدام نکند، و یکی از مظاهر ربوبیت، ربوبیت تشریعی در مورد انسانهاست، که از راه فرستادن پیامبران وشرایع الهی تحقق می یابد، بر مبنای این اصل عقلی با استفاده از قیاس استثنایی چنین استدلال می شود که:

  راهنمای خرید:

  • همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
  • ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
  • در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.