خرید و دانلود فایل پاورپوینت کامل علم و اختیار انسان یا انسان و طبیعت
خرید و دانلود فایل پاورپوینت کامل علم و اختیار انسان یا انسان و طبیعت قیمت اصلی 224,700 تومان بود.قیمت فعلی 109,200 تومان است.
بازگشت به محصولات
خرید و دانلود فایل پاورپوینت کامل حجیت و اعتبار عقل در علم و دین
خرید و دانلود فایل پاورپوینت کامل حجیت و اعتبار عقل در علم و دین قیمت اصلی 224,700 تومان بود.قیمت فعلی 109,200 تومان است.
📥 ترافیک اینترنت مصرفی جهت دانلود فایل‌ها در میکی بوک، به‌صورت نیم‌بها می باشد.
فقط اینقدر👇 دیگه زمان داری با تخفیف بخریش
00روز
05ساعت
29دقیقه
47ثانیه

خرید و دانلود فایل پاورپوینت کامل حق دینی یا دین حق

قیمت اصلی 224,700 تومان بود.قیمت فعلی 109,200 تومان است.

تعداد فروش: 73

فرمت فایل پاورپوینت

2 آیتم فروخته شده در 30 دقیقه
4 نفر در حال مشاهده این محصول هستند!
توضیحات

فایل فایل پاورپوینت کامل حق دینی یا دین حق شامل 57 اسلاید آماده است که می‌تواند محتوای شما را به شکلی حرفه‌ای، منسجم و چشم‌نواز به مخاطبان منتقل کند.

برتری‌های فایل فایل پاورپوینت کامل حق دینی یا دین حق در یک نگاه:

طراحی منحصربه‌فرد
فایل پاورپوینت کامل حق دینی یا دین حق با بهره‌گیری از اصول زیبایی‌شناسی و ترکیب رنگ‌های مناسب، ظاهری مدرن و رسمی به ارائه شما می‌دهد.
راه‌اندازی فوری
فایل فایل پاورپوینت کامل حق دینی یا دین حق نیازی به تنظیمات اضافی ندارد؛ کافیست آن را باز کنید و مستقیماً استفاده کنید.
وضوح عالی
اسلایدها به گونه‌ای طراحی شده‌اند که در هر دستگاه یا ویدیو پروژکتور، با بهترین کیفیت نمایش داده شوند.

همه چیز از قبل آماده است: در فایل فایل پاورپوینت کامل حق دینی یا دین حق هیچ موردی ناتمام یا نیازمند ویرایش نخواهید یافت. همه چیز با دقت نهایی‌شده و تست‌شده ارائه می‌شود.

توصیه مهم: نسخه‌هایی که تحت عنوان فایل پاورپوینت کامل حق دینی یا دین حق اما خارج از منبع رسمی منتشر می‌شوند، ممکن است از کیفیت لازم برخوردار نباشند.

همین حالا فایل را تهیه کرده و سطح جدیدی از ارائه را تجربه کنید!


بخشی از متن فایل پاورپوینت کامل حق دینی یا دین حق :

قسمت اول

در زمینه رابطه دین و حق، سؤالاتی مطرح است که پاسخ جدی و روشن می طلبد واگر پاسخ آنها روشن نشود، ممکن است در زمینه مسائل کلامی واعتقادی، برای اذهان ناپخته و عقول ناسفته، مشکلات و احیاناانحرافاتی پدید آید. برخی از پرسشها عبارتند از:

آیا دین، حق است یا حق، دینی است؟

آیا دین در حقانیت خود متکی به حق است یا حق در حقانیت خود به دین متکی است؟

آیا آدمیان، حق را می پذیرند; چون دینی است یا دین را می پذیرند، چون حق است؟

آیا دینی بودن حق می تواند به این معنی باشد که دین، منبع و منشا ظهور حقایق است; ولی پشتوانه درستی و صحت آن حقایق، دینی بودن آنها نیست؟

ممکن است سؤالات را به گونه ای دیگر تقریر کرد:

آیا دین را باید به حق عرضه کرد تا در پرتو حق کسب اعتبار کند یا حق را باید به دین عرضه کرد، تا در پرتو دین، معتبر شناخته شود؟

آیا محور حق است یا دین؟ اگر محور، حق است، دین هنگامی معتبر است که بر محور حق دور بزند و اگر محور، دین است، حق هنگامی معتبر باشد که بر محور دین بچرخد. آیا ضامن درستی و صحت دین، حق است یا به عکس، ضامن درستی و صحت حق، دین است؟

چرا مردم حق را می پذیرند و چرا از پذیرش باطل، سرباز می زنند؟

چرا انسانها دین را پذیرا می شوند و ضد دین یا کفر را کنار می نهند؟

آیا پذیرش حق به خاطر دینی بودن آن وعدم پذیرش باطل به اعتبار غیردینی بودن آن است؟

آیا پذیرش دین به خاطر حق بودن آن وعدم پذیرش کفر به خاطر ناحق بودن و به تعبیر دیگر، به خاطر بطلان آن است؟

آیا ممکن است دینی بودن حق را نه به معنای این که دین پشتوانه صحت ودرستی آن است، بدانیم، بلکه به معنای این که دین سرچشمه عالی و زلال ظهور حقایق و منبع جوشش آنهاست، تلقی کنیم; بدون این که پشتوانه صحت و درستی واستواری آنها باشد، یا این که صرف نظر از این که دین خود منبع و منشا جوشش و فیضان و فوران حقایق است، حقایق را به لحاظ صحت و صدق ومقبولیت عقلی، وامدار و وامخواه دین بدانیم و اصولا ملاک حق بودن حقایق را دینی بودن آنها بشناسیم و دین را به عنوان پشتوانه صحت و درستی حقایق مطرح کنیم و از آن بهره جوییم و مدد گیریم؟

خلاصه این که: حق، چون حق است، معتبر است یا چون دینی است، معتبر است.

به دیگر سخن، می توان مسئله را به دو صورت تبیین کرد:

۱.این که دین را منبع و سرچشمه جوشش حق بدانیم، بدون این که صحت و سلامت آن را تضمین کند. در این صورت، هم خود دین زیر سؤال می رود که پشتوانه صحت و درستی آن چیست و هم حق مورد پرسش قرار می گیرد که ضامن اعتبار وصحت آن چه چیز است؟

۲. صرف نظر از این که منشا و منبع جوشش و فیضان حقایق چیست، در پی ملاک و معیار باشیم. در این صورت، چند احتمال مطرح است:

الف. دین، «خود معیار» است و نباید در پی ملاک و معیاری برای صحت و درستی آن باشیم. اما حق «خود معیار» نیست. منتهی دین، ملاک و معیار درستی و صحت حق است.

ب. حق، «خود معیار» است و ما از زحمت یافتن ملاک و معیاری برای آن بی نیازیم. ولی دین برای صحت و درستی خود، ملاک و معیار می خواهد و ملاک و معیار، همانا حق است. به عبارت دیگر: دین بر خلاف حق، خود معیار نیست. اما حق، خود معیار است و پشتوانه و ضامن صحت دین نیز هست.

ج. دین و حق هر دو خود معیارند. این دو سیستم خود معیار، در کنار هم یا در مقابل هم قرار دارند.

اگر دو سیستم خود معیار در کنار هم باشند، هیچ گونه تعارض و تزاحم و تضادی با هم ندارند و از آنجا که هر دو خود معیارند، نیازی هم به یکدیگر ندارند و هر کدام، راه خود می روند. در این صورت، نه تنها از یکدیگر کمک نمی گیرند، بلکه هیچ یک از دیگری آسیب هم نمی بیند; چرا که آسیب پذیر نیستند.

واگر دو سیستم خود معیار، در مقابل هم باشند، البته مصون از تعارض و تزاحم و تضاد با یکدیگر نیستند. حق برای خود آهنگی ساز می کند ودین، آهنگی دیگر. بیچاره انسانهایی که گرفتار آهنگهای مزاحم و متضاد باشند. آیا ناهماهنگی دو نهاد مزاحم هر دو را آسیب پذیر نمی سازد؟ آیا مردمی که می خواهند هم متدین به دین و هم متحقق به حق باشند، دستخوش تضاد شخصیت و تعارضات افکار ناهمگون واندیشه های ناسازگار نمی شوند؟ در این صورت، علاوه بر تضاد درونی افراد، آیا ممکن نیست که برخی تدین به دین و برخی تحقق به حق پیدا کنند و در نتیجه در میان آنها تفرقه و اختلاف و احیانا تضاد واصطکاک پدید آید؟

وانگهی در مقابل این دو فرقه، ممکن است فرقه سومی پدید آید که نه گرایش به این پیدا کند و نه گرایش به آن، یعنی از خیر این دو امر متقابل و متضاد و متزاحم صرف نظر کند تا از شر آنها هم مصون بماند. اما این فرقه جدید، طبعا با هر دو فرقه در تضاد خواهد بود وهر کدام از سه فرقه، آهنگی مخالف بقیه، ساز می کند.

د. هیچکدام خود معیار نیستند; بنابراین، معیار سومی لازم است که پشتوانه صحت و درستی هر دو باشد، یا برای هر کدام معیار جداگانه ای لازم است.

در اینجا این سؤال مطرح می شود که معیار و پشتوانه آن معیار یا معیارهای سوم و چهارم چیست؟ آیا آنها خود معیارند یا بر می گردند به همانهایی که به آنها نیاز داشتند، یا اگر به آنجا باز نگردند، مترتب بر معیارهای مترتب دیگری هست و باید بگوییم: این رشته سر دراز دارد; ولی خاتمه ندارد.

ه. اگر بخواهیم در دایره تقریبا گسترده احتمالات هیچ احتمالی را فرو گذار نکنیم، جا دارد که دو احتمال دیگر هم در اینجا یک کاسه شده، آورده شود وآن این که:

۱. دین، خود معیار است وحق خود معیار نیست; ولی دین ضامن و پشتوانه صحت و درستی حق هم نیست. حق باید معیار و ملاک صحت و درستی خود را از ناحیه دیگری کسب کند.

۲. حق، خود معیار است ودین خود معیار نیست; ولی حق، نسبت به درستی و صحت دین، ضمانتی ندارد. دین باید معیار و ملاک صحت و درستی خود را از ناحیه دیگری کسب کند.

پوزش و داوری

آنچه در اینجا آوردیم، تنها به خاطر حساب احتمالات است و پیشاپیش می گوییم که به نظر ما دو مطلب درست است:

۱. این که دین را سرچشمه جوشان حق بدانیم; اما نه این که انتظار داشته باشیم که دین سرچشمه جوشان همه حقایق جهان هستی باشد و ما ملزم باشیم که کلیه حقایق فلسفی وعلمی وحتی عملی را از دین بجوییم. چه لزومی دارد که تمام حقایق علوم نظری و علوم عملی برخاسته از دین باشد؟ آیا در قلمرو گسترده علوم نظری، اعم از طبیعیات و ریاضیات و الهیات و در همه شعب و فنون آنها که حقایق بی شمار و روز افزونی به ادراک عقل نظری انسان در می آید، باید منبع را دین قرار دهیم؟ آیا آیه شریفه

«و نزلنا علیک الکتاب تبیانا لکل شی ء» (۱)

که کتاب نازل شده از آسمان بر پیامبر گرامی اسلام صلی الله علیه و آله و سلم را مبین همه چیز می داند، ناظر به بیان همه حقایقی است که در رابطه با هدف نزول قرآن برای هدایت انسانها به راه خدا لازم است یا ناظر به بیان همه حقایق نظری وعملی است، اعم از این که در هدایت انسان نقش داشته باشد یا نقش نداشته باشد؟ آیا ریاضیات و طبیعیات از شعب دین است یا این که آیا ریاضیات و طبیعیات دینی و غیر دینی داریم؟

حقیقت این است که ریاضیات و طبیعیات، به لحاظی دینی و به لحاظی غیر دینی است: دینی است، به این معنی که دین از ما می خواهد که آنها را درست بیاموزیم و درست به کار گیریم; وغیر دینی است، به این معنی که مستقیما برخاسته از دین نیست و از حوزه اعتقادات و باید و نبایدهای دینی خارجند.

در مورد الهیات مسئله شکل دیگری دارد. دین متکی به جهان بینی صحیح و اعتقادات سالم است. در مسائل الهیات، دین نظر می دهد; چرا که انسانها در این زمینه نیاز به راهنمایی دارند. بشر اگر در معرفت ذات و صفات و افعال خداوند به خطا برود، گرفتار شرک ذاتی صفاتی و شرک افعالی می شود و به طور قطع، چنین بشری در مسئله نبوت و امامت و معاد هم راه به جایی نمی برد. حال آن که اگر انسان در یکی از مسائل علمی به خطا برود، ممکن است به اعتقادات دینی او لطمه نخورد.

به عنوان مثال اگر کسی به لحاظ علمی طرفدار هیئت بطلمیوسی باشد، ولی به توحید واجب الوجود و توحید خالق و توحید رب و توحید معبود قائل باشد، به ایمان واعتقاد دینی او لطمه ای نمی خورد. چه فرقی دارد که کسی معتقد باشد که خالق حکیم و مدبر آگاه این جهان، نظام جهان را بر اساس هیئت بطلمیوس اداره کند یا بر اساس هیئت جدید؟ گیرم مؤمن بطلمیوسی نظام تدبیر خداوند را نشناخته و مؤمن امروزی نظام تدبیر را شناخته است. هم کسی که نظام تدبیر خالق بی چون را بر هیئت بطلمیوسی منطبق می داند، مؤمن و متدین ا

  راهنمای خرید:

  • همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
  • ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
  • در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.