اگر فایل یا کتابی رو که میخواهید توی سایت نیست روی " پیشنهاد فایل " کلیک کنید.
خرید و دانلود فایل پاورپوینت کامل شرط اعلمیت در رهبری
224,700 تومان قیمت اصلی 224,700 تومان بود.109,200 تومانقیمت فعلی 109,200 تومان است.
تعداد فروش: 63
فرمت فایل پاورپوینت
فایل فایل پاورپوینت کامل شرط اعلمیت در رهبری شامل 76 اسلاید آماده است که میتواند محتوای شما را به شکلی حرفهای، منسجم و چشمنواز به مخاطبان منتقل کند.
برتریهای فایل فایل پاورپوینت کامل شرط اعلمیت در رهبری در یک نگاه:
- طراحی منحصربهفرد
- فایل پاورپوینت کامل شرط اعلمیت در رهبری با بهرهگیری از اصول زیباییشناسی و ترکیب رنگهای مناسب، ظاهری مدرن و رسمی به ارائه شما میدهد.
- راهاندازی فوری
- فایل فایل پاورپوینت کامل شرط اعلمیت در رهبری نیازی به تنظیمات اضافی ندارد؛ کافیست آن را باز کنید و مستقیماً استفاده کنید.
- وضوح عالی
- اسلایدها به گونهای طراحی شدهاند که در هر دستگاه یا ویدیو پروژکتور، با بهترین کیفیت نمایش داده شوند.
همه چیز از قبل آماده است: در فایل فایل پاورپوینت کامل شرط اعلمیت در رهبری هیچ موردی ناتمام یا نیازمند ویرایش نخواهید یافت. همه چیز با دقت نهاییشده و تستشده ارائه میشود.
توصیه مهم: نسخههایی که تحت عنوان فایل پاورپوینت کامل شرط اعلمیت در رهبری اما خارج از منبع رسمی منتشر میشوند، ممکن است از کیفیت لازم برخوردار نباشند.
همین حالا فایل را تهیه کرده و سطح جدیدی از ارائه را تجربه کنید!
بخشی از متن فایل پاورپوینت کامل شرط اعلمیت در رهبری :
چندی است که پرسشهایی در مجامع و محافل علمی و غیر علمی در باب اعلمیت فقهی در ولیِّ امر و حاکم اسلامی مطرح می شود, از این رو بر آن شدیم این سؤال را از جهت علمی بررسی کنیم و بخشی از سهم خود را برای تحکیم و استواری حکومت اسلامی بذل کنیم, شاید که مورد استفاده صاحبان علم و فضل قرار گیرد.
آیا برای رهبری, اعلمیت فقهی شرط است؟
اشتراط اعلمیت در رهبری ممکن است از روایت های زیر استفاده شود:
۱ خبر عبدالکریم بن عتبه هاشمی:
این خبر از امام صادق(ع) به سند تام نقل شده و مربوط به قضیّه دعوت مردم برای بیعت با محمد بن عبداللّه بن حسن است: گروهی خدمت امام صادق(ع) رسیدند تا ایشان را برای بیعت دعوت کنند, عمرو بن عبید از طرف آن جمعیّت سخن گفت. سپس حضرت(ع) سؤال هایی از عمرو کردند مانند این که: آیا ولیِّ امر به وسیله شورا تعیین می شود یا راه دیگر؟ وظیفه ما در قبال مشرکینی که اسلام نمی آورند و جزیه هم نمی پردازند چیست؟ و… .
عمرو نتوانست جواب صحیحی بدهد, لذا حضرت پاسخ مسائل را به او فهماند و فرمود:
(یا عمرو إتّق اللّه وأنتم أیها الرهط فاتقوا اللّه فان أبی حدّثنی وکان خیر أهل الارض وأعلمهم بکتاب اللّه وسنّه نبیّه أن رسول اللّه(ص) قال من ضرب الناس بسیفه ودعاهم الی نفسه وفی المسلمین من هو أعلم منه فهو ضالّ متکلّف;۱
ای عمرو از خدا پرهیز کن و ای قوم, تقوا پیشه کنید به درستی پدرم که بهترین اهل زمین و داناترین آن ها به کتاب و سنت پیامبر(ص) بود به من خبر داد که پیامبر فرمود: کسی که با مردم بجنگد و آن ها را به سوی خود دعوت کند (داعیه رهبری داشته باشد) در حالی که در میان مسلمین اعلم و داناتر از او هست, گمراه است و بی جهت خود را به زحمت انداخته است.)
۲ خبر فضیل بن یسار به سند غیر تامّ:
(قال سمعت أباعبداللّه یقول من خرج یدعو الناس وفیهم من هو اعلم منه فهو ضال مبتدع ومن ادّعی الامامه ولیس بامام فهو کافر;۲
کسی که خارج شود و مردم را به سوی خود دعوت کند در حالی که در میان مردم اعلم از او یافت می شود, گمراه و بدعت گذار است و کسی که ادعای امامت کند در حالی که امام نیست کافر است.)
این خبر را نعمانی در کتاب خود نقل می کند, از علی بن محمد از عبداللّه بن موسی (حال این دو راوی معلوم نیست) از احمد بن محمد بن خالد از علی بن الحکم از أبان بن عثمان از الفضیل بن یسار. در این نقل به جای کلمه (اعلم), کلمه (افضل) وارد شده است.۳
۳ صحیحه عیص بن قاسم:
(قال سمعت أباعبداللّه(ع) یقول: علیکم بتقوی اللّه وحده لاشریک له وانظروا لأنفسکم فواللّه إنّ الرجل لیکون له الغنم فیها الراعی فاذا وجد رجلاً هو أعلم بغنمه من الذی هو فیها, یخرجه و یجیئ بذلک الرجل الذی هو أعلم بغنمه من الذی کان فیها;۴
عیص می گوید: از امام صادق(ع) شنیدم که می فرمود: شما را به تقوای خداوندی که واحد است و شریکی ندارد سفارش می کنم, به نفس خودتان توجه کنید, قسم به خدا اگر کسی گوسفندانی داشته باشد و برای آن ها چوپانی به خدمت گرفته باشد و سپس مردی را بیابد که به مصالح گوسفندان او اعلم از چوپان اوست, چوپان خود را اخراج می کند و شخص اعلم را به خدمت می گیرد.)
۴ خبر موجود در کتاب سلیم بن قیس از امیرالمؤمنین(ع):
(أفینبغی أن یکون الخلیفه علی الامّه الاّ أعلمهم بکتاب اللّه وسنّه نبیّه و قد قال اللّه (أفمن یهدی الی الحق أحق أن یتّبع أمّن لایهدّی الاّ أن یهدی)۵ وقال (وزاده بسطه فی العلم والجسم)۶ وقال (أو أثاره من العلم)۷ وقال رسول اللّه(ص) ما ولّت أمه قطّ أمرها رجلاً وفیهم أعلم منه الاّ لم یزل أمرهم یذهب سفالا حتی یرجعوا الی ما ترکوا یعنی الولایه فهی غیر الاماره علی الامّه;۸
آیا سزاوار است خلیفه و حاکم بر امت کسی جز اعلم آن ها به کتاب خدا و سنت پیامبر(ص) باشد؟ در حالی که خداوند می فرماید: (آیا کسی که به سوی حق هدایت می کند سزاوار است در پیروی شدن؟ یا کسی که هدایت نمی یابد الا این که هدایت شود؟) و می فرماید: (خداوند به طالوت که او را حاکم بر بنی اسرائیل کرد زیادتی در علم و جسم عطا کرد.) و می فرماید: (یا مقدار و باقی مانده ای از علم) و پیامبر فرمود:هیچ امتی حکومت را در اختیار غیر اعلم قرار نداد مگر این که امر این امت دائماً به سوی پستی و فرومایگی می رود تا این که به سوی آن چه که ترک کردند (ولایت اعلم) برگردند.)
۵ سخن امام علی(ع) در نهج البلاغه:
(أیها الناس إنّ أحق الناس بهذا الامر أقواهم علیه واعلمهم بأمر اللّه فیه, فان شغب شاغب أستُعتِب فان أبی قوتل ولعمری لئن کانت الامامه لاتنعقد حتّی یحضرها عامه الناس فما الی ذلک سبیل ولکن أهلها یحکمون علی من غاب عنها ثم لیس للشاهد أن یرجع ولاللغائب أن یختار…;۹
ای مردم سزاوارترین مردم به این امر (خلافت) کسی است که از دیگران قوی تر و داناتر به امر الهی باشد, پس اگر فتنه گری اخلال گری کند از او خواسته می شود که به حق تن در دهد, اگر امتناع ورزد با او جنگیده می شود و به جان خودم اگر امامت منعقد نمی شود الا این که عموم مردم حاضر بر آن شوند پس راهی به سوی آن نیست لکن اهل آن بر غائبین مسئله امامت حکم می کنند و سپس شاهد, حق رجوع از نظر خود را ندارد و غائب اختیارش سلب می شود.)
۶ روایت برقی از رسول اللّه(ص):
قال(ص): (من أم قوماً وفیهم أعلم منه أو أفقه منه لم یزل أمرهم فی سفال الی یوم القیامه;۱۰
کسی که زمام دار قومی شود در حالی که بین آن قوم اعلم یا افقه از او یافت شود, دائماً امر این قوم تا قیامت به سوی فرومایگی خواهد رفت.)
۷ خطبه امام حسن(ع) در نزد معاویه:
(ما ولّت أمه أمرها رجلاً قطّ وفیهم من هو أعلم منه الاّ لم یزل أمرهم یذهب سفالا حتّی یرجعوا الی ماترکوا;۱۱
هیچ امتی حکومت را در اختیار غیر اعلم قرار نداد مگر این که دائماً امرشان به سوی فرومایگی می رود تا این که به سوی چیزی که ترک کردند برگردند.)
۸ خبر تحف العقول از امام صادق(ع):
(من دعا الناس الی نفسه وفیهم من هو أعلم منه فهو مبتدع ضالّ;۱۲
کسی که مردم را به سوی خود بخواند در حالی که در میان آن ها اعلم از او هست, آن شخص بدعت گذار و گمراه است.)
۹ خبر شیخ مفید(ره) در کتاب اختصاص:
قال رسول اللّه(ص): (من تعلّم علماً لیماری به السفهاء ویباهی به العلماء ویصرف الناس الی نفسه یقول, أنا رئیسکم فلیتبوء مقعده من النار ثمّ قال(ص) إن الریاسه لاتصلح الاّ لاهلها فمن دعا الناس الی نفسه و فیهم من هو أعلم منه لم ینظر اللّه الیه یوم القیامه;۱۳
پیامبر(ص) فرمود: کسی که علمی بیاموزد تا با جاهلان مجادله کند و نزد علما مباهات و افتخار نماید و نظر مردم را متوجه خود کند و بگوید من رئیس شمایم, جایگاه اش آتش خواهد بود, پس فرمود: ریاست تنها برای اهلش صلاحیت دارد, پس کسی که مردم را به سوی خود دعوت می کند در حالی که در میان آن ها داناتر از او هست, خداوند در روز قیامت به او نظر نخواهد کرد.)
۱۰ خبری که در کتاب سلیم بن قیس از علی(ع) نقل شده در بیان احقیّت آن حضرت به خلافت:
(إنهم قد سمعوا رسول اللّه(ص) یقول عوداً و بدأ ً, (ما ولّت أمه قطّ أمرها وفیهم من هو أعلم منه الاّ لم یزل أمرهم یذهب سفالا حتی یرجعوا الی ما ترکوا) فولّوا أمرهم قبلی ثلاثه رهط ما منهم رجل جمع القرآن ولایدعی أن له علماً بکتاب اللّه ولاسنه نبیّه وقد علموا أنی أعلمهم بکتاب اللّه وسنه نبیّه وأفقههم وأقرأهم لکتاب اللّه وأقضاهم بحکم اللّه;۱۴
مردم از پیامبر همواره شنیده بودند که می فرمود:سهیچ امتی ولایت و حکومت را به غیر اعلم واگذار نکرد الا این که دائماً امر آن امت به سوی فرومایگی و پستی خواهد رفت تا این که به سوی چیزی که ترک کردند برگردندز, پس آن ها امرشان (حکومت را) را قبل از من به سه نفر واگذار کردند که در میان آن ها کسی نبود که قرآن را جمع کرده باشد و کسی از آن ها ادعای علم به کتاب اللّه و سنت پیامبر(ص) نداشت و همگان می دانستند که من داناترینِ آن ها به کتاب خدا وسنت پیامبرش و فقیه ترین آن ها و دانشمندترین آن ها به قرائت قرآن و آگاه ترین شان به حکم الهی هستم.)
۱۱ خبری که إبن أبی الحدید آن را از نَصْر بن مزاحم از علی(ع) نقل می کند که حضرت(ع) در نامه ای که به معاویه و اصحابش نوشت فرمود:
(فانّ أولی الناس بأمر هذه الأمه قدیماً و حدیثاً أقربها من الرسول وأعلمها بالکتاب وافقهها فی الدین أولها اسلاماً وأفضلها جهاداً وأشدها بما تحمله الأئمه من أمر الأمه اضطلاعاً فاتقوا اللّه الذی الیه ترجعون ولاتبسوا الحق بالباطل وانتم تعلمون;۱۵
به درستی که سزاوارترین این مردم به حکومت در گذشته و حال کسی است که نزدیک تر از دیگران به رسول خدا باشد و به کتاب خدا داناتر و در دین فقیه تر و اولین آورنده اسلام باشد و در جهاد فضیلت اش بیش تر و در امور مربوط به امت نیرومندترین آن ها باشد. پس تقوای خداوندی را پیشه کنید که به سوی او باز می گردید و حق را با باطل ملتبس نکنید در حالی که می دانید.)
۱۲ خبر وارد در تفسیر نعمانی از امیرالمؤمنین(ع) در بیان صفات امام:
(أما اللواتی فی صفات ذاته فانه یجب أن یکون أزهد الناس وأعلم الناس واشجع الناس واکرم الناس الی أن قال: والثانی أن یکون أعلم الناس بحلال اللّه وحرامه و ضروب احکامه وأمره ونهیه وجمیع ما یحتاج الیه الناس فیحتاج الناس الیه ویستغنی عنهم الی أن قال: والخامس العصمه من جمیع الذنوب الی ان قال: أما وجوب کونه اعلم الناس فانه لو لم یکن عالماً لم یؤمن أن یقلب الاحکام والحدود ویختلف علیه القضایا المشکله فلایجیب عنها بخلافها;۱۶
امّا آن صفاتی که مربوط به خود امام است, این است که امام باید زاهدترین, داناترین, شجاع ترین و کریم ترین مردم باشد… و دوم این که داناترین مردم به حلال و حرام الهی و اقسام مختلف احکام الهی و امر و نهی او و نیز داناترین آن ها به جمیع اموری که مورد نیاز مردم است, باشد و در نتیجه همه محتاج او باشند و او بی نیاز از دیگران, تا این که فرمود: پنجم این که عصمت از جمیع گناهان داشته باشد… اما این که امام باید اعلم باشد, به خاطر آن است که اگر عالم نباشد از قلب احکام و حدود الهی و مشتبه شدن مسائل مشکل بر او و ندانستن پاسخ آن ها در امان نخواهد بود.)
نقد و بررسی
به این گونه اخبار استدلال می شود که ولایت امر به معنای رهبری امت در احکام ولایی و حکومتی, مشروط به این است که رهبر از نظر فقهی اعلم از جمیع علما باشد.
ما در ابتدای امر در مقابل این استفاده از روایات, چهار احتمال را که ممکن است مورد نظر روایات باشد مطرح می کنیم:
احتمال اول:
مقصود از شرط اعلمیت, اعلمیت از تمام مردم نباشد بلکه مراد اعلمیت رهبر در میان علمای واجد سایرِ شرایط رهبری باشد; به این معنا که رهبر باید در میان واجدین سایر شرایط رهبری مانند شجاعت, کفایت سیاسی و اجتماعی, آگاهی به زمان و… اعلم باشد.
احتمال دوم:
مقصود از اعلمیت, اعلمیت در خصوص علم فقه نباشد بلکه مراد این باشد که رهبر باید با توجه به مجموعه شرایط لازم برای رهبری مانند علم فقه, علم به موضوعات برای اجرای احکام الهی, دانش سیاسی واجتماعی و… اعلم باشد; یعنی اعلمیت در مجموع من حیث المجموع.
پس ممکن است فقیهی با توجه به مجموعه علومی که رهبری محتاج آن است از سایر فقها اعلم باشد اما در خصوص علم فقه, فقیه دیگری از او اعلم باشد.
احتمال سوم:
مقصود از ولایت در روایات, مرجعیت در احکام الهی و حکومتی هر دو باشد, پس کسی که متصدی مرجعیت در مجموعه احکام الهی و حکومتی می شود باید اعلم باشد, چون تفکیک بین منصب افتا و حکومت, تفکر جدیدی است که از زمان خلفای عباسی رایج شد, زیرا حکومت به دست خلفای عباسی بود ولی فتوا در احکام الهی در اختیار افرادی هم چون ابو حنیفه, شافعی, احمد و مالک بود, اما شیعه همواره این دو مقام و منصب را حق یک نفر می دانست و انقلابیونی که بر ضد حکومتِ وقت قیام می کردند برای به دست آوردن هر دو منصب قیام می کردند, هرچند گروهی برای این که خودشان زمام این دو منصب را به دست آورند قیام کرد
- همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
- ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
- در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.
