اگر فایل یا کتابی رو که میخواهید توی سایت نیست روی " پیشنهاد فایل " کلیک کنید.
خرید و دانلود فایل پاورپوینت کامل تعامل دین و رسانه از دیدگاه حقوق[۱]
224,700 تومان قیمت اصلی 224,700 تومان بود.109,200 تومانقیمت فعلی 109,200 تومان است.
تعداد فروش: 47
فرمت فایل پاورپوینت
تحولی در ارائهها با فایل پاورپوینت کامل تعامل دین و رسانه از دیدگاه حقوق[۱]!
اگر به دنبال یک روش ساده اما حرفهای برای ارائهی مطالب خود هستید، فایل پاورپوینت کامل تعامل دین و رسانه از دیدگاه حقوق[۱] بهترین انتخاب شما خواهد بود. فایل پاورپوینت کامل تعامل دین و رسانه از دیدگاه حقوق[۱] از پایه بر اساس اصول طراحی مدرن ساخته شده و تضمین میکند که اسلایدهای شما جذاب، منظم و آمادهی استفاده باشند.
فایل پاورپوینت کامل تعامل دین و رسانه از دیدگاه حقوق[۱] شامل 120 اسلاید است که با ترکیب بصری زیبا و چیدمانی حرفهای، ارائهی شما را به سطحی بالاتر میبرد.
چرا باید از فایل پاورپوینت کامل تعامل دین و رسانه از دیدگاه حقوق[۱] استفاده کنید؟
✔ طراحی حرفهای: هر اسلاید فایل پاورپوینت کامل تعامل دین و رسانه از دیدگاه حقوق[۱] با دقت بالا تنظیم شده تا بیشترین تأثیر را روی مخاطبان بگذارد.
✔ صرفهجویی در زمان: نیازی نیست ساعتها وقت خود را برای طراحی پاورپوینت بگذارید، همه چیز آماده است.
✔ استفادهی آسان: بدون نیاز به ویرایشهای پیچیده، کافی است فایل را باز کنید و ارائه دهید.
✔ فایل پاورپوینت کامل تعامل دین و رسانه از دیدگاه حقوق[۱] قابل استفاده در هر محیطی: چه در دانشگاه، چه در جلسات کاری، فایل پاورپوینت کامل تعامل دین و رسانه از دیدگاه حقوق[۱] حرفهای نیاز شما را کاملاً برآورده خواهد کرد.
متمایز باشید!
دیگر نگران بهمریختگی یا طراحیهای غیرحرفهای نباشید. فایل پاورپوینت کامل تعامل دین و رسانه از دیدگاه حقوق[۱] به شما این امکان را میدهد که بدون دغدغه روی محتوای خود تمرکز کنید و ارائهای تأثیرگذار داشته باشید.
همین حالا دریافت کنید و تجربهای متفاوت از ارائههای حرفهای را داشته باشید!
بخشی از متن فایل پاورپوینت کامل تعامل دین و رسانه از دیدگاه حقوق[۱] :
چکیده :تاثیر متقابل رسانه و دین از دغدغه های روزگار ماست . از سویی رسانه ها
تاثیری عمیق و گسترده بر دین و اخلاق جامعه باقی می گذارند و از سویی دیگر مجبورند
در کارکردهای ذاتی خویش آموزه ها و خطوط قرمز دینی را مراعات کنند . این واقعیتی
است که در جهان شاهد آنیم و درعین حال مخالفانی نیز دارد
.
کسانی هستند که نه تنها کارکرد دینی و ارزش گرا را نافی فلسفه وجودی این پدیده نو
ظهور می دانند، که آن را ناقض حقوق اولیه بشر تلقی می کنند؛ همان گونه که کسان
دیگری رسانه را به عنوان موضوعی نو پیدا، خارج از قلمرو احکام و دستورات دینی می
دانند و به این ترتیب منکر تعامل دین و رسانه هستند
.
حقوق نمی تواند در برابر این واقعیتها بی تفاوت و نظاره گر باشد و از این رو، چه در
حوزه داخلی و چه در حوزه حقوق بین الملل ، تلاش هایی برای تبیین رابطه دین و رسانه
صورت گرفته است . مقاله حاضر گامی است که از دیدگاه یک حقوق دان مسلمان ایرانی در
این زمینه برداشته شده است
.
مقدمه
:
نگاه متقابل و تاثیر دو سویه دین و رسانه نسبت به یکدیگر از جمله موضوعاتی است که
از دیدگاههای گوناگون مورد توجه و بررسی قرار گرفته است. از نظر دانشمندان علوم
ارتباطات و دیگران پرسش اساسی این است که آیا اصولاً رسانه که از ابزار نو پیدا و
موضوعات مستحدثه است در قلمرو احکام دین قرار می گیرد؟ به بیان دیگر آیا دین
می تواند «بایدها و نبایدها» یی در خصوص کارکرد رسانه ها داشته باشد؟ آیا رسانه در
برابر دین و ارزشهای برخاسته از آن تعهدی دارد یا باید داشته باشد؟ آیا پاسخ مثبت
به این سوال, مستلزم نفی فلسفه پیدایش و حضور رسانه ها در عرصه زندگی اجتماعی بشر
نیست؟ از دیدگاه دانشمندان دین و متدینّان نیز پرسش این است که حکم دین در مواجهه
با این پدیده نو ظهور چیست؟ و باید با آن چگونه روبرو شد؟ آیا می توان (یا باید
)
برای تحقق مقاصد دین از این پدیده بهره گرفت؟ چگونه؟ آیا ریختن پیام معنوی و قدسی
دین در ظرفی که محصول تمدن جدید است از معنویت و قدوسیت آن نمی کاهد و در نهایت
منجر به دنیوی شدن دین (به معنای فرو نهادن شأن باطنی و الهی آن) نمی گردد؟ ضوابط و
دستورات دینی در رابطه با کارکردهای مختلف رسانه ها کدام است؟
به همین شکل ارتباط و تاثیر دو مقوله دین و رسانه از دیدگاه فرهنگی, جامعه شناختی و
حتی سیاسی قابل بحث است ، علم حقوق نیز با ورود در این قلمرو این تعامل ها را
ضابطه مند می کند و با وضع قوانین و مقررات واقع گرا و کارآمد به تنظیم رابطه دین و
رسانه و یا نهادهای دینی و نهادهای رسانه ای می پردازد. البته تحقق کامل و مطلوب
این هدف را تنها از حقوق نمی توان انتظار داشت. اخلاق معطوف به عملکرد حرفه ای با
گرایشهای دینی نیز از ضرورتهای گریز ناپذیر است
.
پرسش ها و مطالب یاد شده را می توان چنین خلاصه کرد که اولاً نگاه رسانه به دین
چیست و آیا تعهدی در برابر آن دارد؟ ثانیاً نگاه دین به رسانه چگونه است و چه
تاثیری بر عملکرد آن دارد؟ و ثالثاً ارتباط دین با حقوق و اخلاق, در این عرصه
,
چیست؟ توجه به ماهیت این پرسشها نشان می دهد که پاسخ به سوال نخست اساساً از نوع
مباحث برون دینی است؛ در حالی که پاسخ به سوال دوم را بیشتر باید در مباحث درون
دینی جستجو کرد
.
از سوی دیگر پاسخ به این پرسشها نیازمند تخصص های گوناگون, پژوهش های پردامنه و
فرصتی فراخ است؛ به ویژه آنکه در باب «دین», ماهیت آن, انتظار بشر از دین و یا دین
از بشر اختلاف نظرها فراوان است؛ همان گونه که رسانه نیز در همین زمینه ها از
پراکندگی و اختلاف آراء و انظار بی نصیب نمانده است
.
از این رو ناچار هستیم با پذیرش و ارائه تعریفی به عنوان مفروضات این تحقیق, گامهای
نخست را بر داریم
.
مقصود از رسانه در این مقاله وسایل ارتباط جمعی جدید است که به عنوان یکی از مظاهر
تمدن نوین شناخته می شود. اما درباره دین نمی توان چنین ساده سخن گفت. به همین دلیل
قبل از هر چیز, باید تعریف مورد نظر این مقاله از دین را به عنوان پایه مباحث بعدی
مورد بررسی قرار دهیم. بنابراین مقاله حاضر در چهار بخش تنظیم شده است. در این
بخش ها به ترتیب مباحث زیر مورد بررسی قرار خواهد گرفت: «تعریف دین و قلمرو آن
», «
دین از نگاه رسانه», «رسانه از نگاه دین»و سرانجام «پیوند دین, حقوق و اخلاق» در
این عرصه
.
بخش نخست: تعریف دین و قلمرو آن
درباره ماهیت دین, کارکردهای آن, قلمرو و انتظاری که از آن می رود, دیدگاه های
متفاوت و فراوانی ابراز شده است. خلاصه کردن دین در پالایش درون, تهذیب نفس و پاسخ
به نیازهای فردی و معنوی یک سوی این دیدگاه های متعدد است. در سوی دیگر, علاوه بر
اینها, تنظیم روابط انسانها با یکدیگر, تحقق اهداف و آرمانهای والای اجتماعی نظیر
عدالت, حاکمیت فضیلت و سرانجام حضور در همه عرصه های فردی و اجتماعی را رسالت دین
دانسته اند.نظریه های دیگری نیز در میانه این دو سو اظهار شده است
.
ما بدون اینکه وارد گفت و گوهای طولانی شویم, بر این باوریم که درست ترین روش برای
یافتن این مبنا, رجوع به نصوص معتبر از هر دینی است که موضوع بحث قرار می گیرد
.
بنابراین برای تبیین ماهیت دین و قلمرو احکام آن از نظر «اسلام» باید به آموزه های
مستند اسلامی مراجعه کرد؛ نه آنکه تبیین خواست و رسالت یک دین را از سایر مکتب ها
انتظار داشت. این روش نادرستی است که بخواهیم ماهیت اسلام و حوزه نفوذ آن را نیز با
اتکا به مباحث مبتنی بر فرهنگ دینی غرب (به معنای رایج و امروزی آن), تحلیل و
استنتاج کنیم
.
۱
دین از نظر قرآن
مرحوم استاد علامه محمدحسین طباطبایی, در مقاله «دین از نظر قرآن» ضمن انتقاد از
کسانی که به نام روشنفکری, تعریف دین را هم از غربی ها مطالبه می کنند, نوشته اند
:
«
منطق اولیای امور و رهبران جامعه روشنفکران ما این است که می گویند امروز دیگر
دنیای مترقی (اروپا) با تشریفات مذهبی موافق نیست, مقررات جاریه ما باید دنیا پسند
(
یعنی اروپا پسند) باشد. فلانی روشنفکر است (یعنی مانند اروپایی ها تفکر دینی
نمی کند) و نظایر این سخنان زیاد است
.
بالاخره کار ما به اینجا کشیده که تاریخ حوادث دینی و تفسیر حقایق اسلام و قضاوت
درباره آنها را نیز باید از غربی ها پرسیده و یاد بگیریم. باید از اروپایی پرسید
معنی دین چیست؟ معنی اسلام چیست؟ اسلام به چه پایه ای متکی است؟ ارزش معارف و
قوانین اسلامی چه بوده و تاثیرش در سعادت زندگی تا چه پایه است؟
ایشان در نهایت نتیجه می گیرند: «دین از نظر منطق قرآن یک روش زندگی اجتماعی است که
انسان اجتماعی به منظور تامین سعادت زندگی اتخاذ نموده باشد. البته نظر به اینکه
زندگی انسان محدود به این جهان پیش از مرگ نیست این روش باید هم مشتمل بر قوانین و
مقرارتی باشدکه با اعمال و اجرای آنها سعادت و خوشبختی دنیوی انسان تامین شود و هم
مشتمل بر یک سلسله عقاید و اخلاق و عبادت است که سعادت آخرت را تضمین می نماید و
نظر به اینکه حیات انسان یک حیات متصل است هرگز این دو جنبه دنیوی و اخروی از
همدیگر جدا نمی شوند»(طباطبایی،ص۲۴) و در جای دیگر می فرمایند : «حقیقت دین عبارت
است از یک رشته اعتقادات راجع به آفرینش جهان و انسان و یک سلسله وظایف عملی که
زندگی انسان را به آن اعتقادات تطبیق دهد.»؛ (طباطبایی،ص۳۲۹) این تعریف مورد قبول
بسیاری از دانشمندان علوم اسلامی است.(مصباح یزدی ،۱۳۶۸،ص۲۹
)
۲-
دین از نظر قانون اساسی
طبق قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران, ایمان به «خدای یکتا (لااله الا الله) و
اختصاص و تشریع به او و لزوم تسلیم در برابر امر او» از پایه های نظام سیاسی
است[۲], «وحی الهی و نقش بنیادین آن در بیان قوانین» به عنوان اصلی مسلم پذیرفته
شده است[۳] و «ایجاد محیط مساعد برای رشد فضائل اخلاقی بر اساس ایمان و تقوی و
مبارزه با کلیه مظاهر فساد و تباهی» از جمله وظایفی است که حکومت باید با تمام توان
برای انجام آن بکوشد.[۴
]
انتظاری که طبق قانون اساسی از دین می رود ارائه طریق در همه زمینه های زندگی است و
چون خود را در همه این زمینه ها ملزم به تبعیت از چنین دینی می داند, مقرر داشته
است که : «کلیه قوانین و مقررات مدنی, جزایی, مالی, اقتصادی، اداری, فرهنگی, نظامی
,
سیاسی, و غیر اینها باید بر اساس موازین اسلامی باشد[۵].» و این چیزی است که قابل
بازنگری نبوده[۶] و «الی الابد غیر قابل تغییر است.[۷
]»
دین (در اینجا اسلام) در همه صحنه های زندگی فردی و اجتماعی حضور داشته و از برابر
هیچ واقعیتی نمی گریزد. دین مبنای تنظیم روابط اجتماعی است و دست کم با قواعد و
موازین کلی راه مواجهه و تعامل با هر پدیده نوظهور, از جمله رسانه های مدرن, را
نشان می دهد
.
این نگاه که پایه مباحث بعدی است, البته با نگاهی که غرب نسبت به دین تبلیغ می کند
,
متفاوت است. اما به هر حال همان گونه که گفتیم نگاهی است که از سوی متون دینی و
بسیاری از اندیشمندان مسلمان تأیید شده و در قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران هم
رسمیت یافته است
.
بخش دوم : دین از نگاه رسانه
۱-
رسانه و رسالت دینی
کارکرد و نقش رسانه ها در دنیای امروز موضوع ناشناخته ای نیست. دانشمندان علوم
ارتباطات وظایف رسانه ها در ابعاد گوناگون زندگی اجتماعی را مورد بحث قرار داده و
بر شمرده اند. امّا (رسالت رسانه ها) هنوز هم می تواند به عنوان موضوعی جذاب مورد
توجه قرار گیرد
.
مقصود از رسالت در این عرصه, چیزی متفاوت از کارکرد و وظیفه است و به احساس تعهدی
گفته می شود که رسانه ها و گردانندگان آنها نسبت به ارائه یا عدم ارائه اطلاعات و
اخبار احساس می کنند. برای تشبیه می توان رسالت را روح حاکم بر فعالیت های حرفه ای
و التزام درونی و عملی به دنبال کردن هدف یا اهداف خاصی در ضمن انجام وظایف ذاتی
دانست. تعهد رسانه در برابر دین و یا دینی کردن رسانه ها نیز از همین مقوله شمرده
می شود. اهمیت و جذابیت این بحث را باید در این چالش بنیادین و نظری جستجو کرد که
اصولاً آیا تعیین رسالت برای رسانه ها با فلسفه وجودی آنها سازگار است؟
این پرسش یکی از اساسی ترین پرسش ها در حوزه جامعه شناسی رسانه ها و کارکرد اجتماعی
آنهاست. نوع و چگونگی تعامل رسانه و جامعه, موضوع حجم عظیمی از مطالعات و تحقیقاتی
است که, بویژه در چند دهه اخیر, گسترش یافته است. این پژوهشها طیف وسیعی از نظریه
پردازی های ناهمساز را در بر می گیرد. این اختلاف نظرها از اینجا آغاز می شود که
آیا اصولاً رسانه ها بر مخاطبان خود تأثیری دارند یا نه و دامنه این تأثیر تا
کجاست؟ در مورد تأثیر وسایل ارتباطی بر پیام و تمامی فرآیند ارتباط و همچنین جامعه
و محیط پیرامونشان, عقاید بسیاری وجود دارد, برخی از خنثی بودن و صرفاً حامل بودن
این وسایل یاد می کنند و اینکه این وسایل تأثیر چندانی بر مخاطبین خود ندارند. برخی
دیگر عقیده دارند که وسایل ارتباط جمعی دارای چنان قدرتی هستند که می توانند نسلی
تازه را برای اولین بار در تاریخ انسان پدید آورند و جامعه جدید از این وسایل چنان
تأثیر شگرف بر می گیرد که ماهیتش تابعی از آن می شود. این امر بیانگر نوعی فن
سالاری است که بر اساس آن ابزار ساخته شده توسط انسان, تعیین کننده ارزشهای هستی
اجتماعی است و یا این امر موجب پیدایش قشر جدیدی از انسانها می شود که با شناخت
خاصی که از این وسایل دارند, به صورت قدرتهای تازه تجلی می کنند و تعادل موجود در
هرم قدرت را برهم می زنند و نتیجه آن نوعی از خود بیگانگی و تهی شدن انسان
است.(آشنا،۱۳۷۶،ص۲۱۷
)
اما اینک به نظر می رسد که تأثیر رسانه ها بر مخاطبان (فارغ از شدت و ضعف یا سرعت و
کندی) امری پذیرفته شده و مقبول است و آنچه محور گفت وگوها قرار گرفته, تنها قواعد
حاکم بر این تأثیرگذاری است. «تئوری های هنجاری»[۸] از جمله بارزترین نظریه
پردازی های مرتبط با موضوع مورد بحث ماست که «با بررسی باید ها و نباید های موجود
در هر جامعه در مورد رسانه ها- که بر اساس نظام سیاسی, اقتصادی, اجتماعی و فرهنگی
حاکم بر آن جامعه تعیین می شود- به یک تئوری خاص جهت تبیین رابطه دولت, رسانه و
جامعه می رسد.» (آشنا،۱۳۷۶،ص۲۰۸) مقصود از هنجارها در اینجا همان ارزش هایی است.[۹
]
که باید در فعالیت رسانه ای رعایت شود و عبارتند از «الف- هنجارهای قانونی یا
قوانین موضوعه و مدون که از سوی قانونگذاران وضع می شود و رسماً اجرا می گردد و
ضمانت اجرای آنها, معمولاً از خارج از فرد یعنی جامعه و نظامات مربوط به آن اعمال و
نظارت می شود
.
ب- هنجارهای اخلاقی که یا در طی زمان در جامعه نشو و نما و تکوین می یابند و یا
منشاء دینی و مذهبی دارند, که از سوی مراجع مذهبی پیگیری و نظارت می شوند و زمانی
نیز در هنجارهای قانونی و قوانین موضوعه جای می گیرند
.
ج- حد میانی این دو, آداب و رسوم است که الزام و اجبار در رعایت آنها, هم مربوط به
خارج از فرد (جامعه) و هم متضمن پذیرش درونی (خلق و خو و تربیتهای مربوط) است
.» (
آشنا،۱۳۷۶،ص۲۱۰
).
با این مقدمات اکنون باید به پرسش آغازین بازگشت و اندیشید که آیا داشتن تعهد نسبت
به هنجارها و ارزش های خاص با فلسفه وجودی رسانه ها سازگار است؟
پاسخ به این پرسش را دست کم در دو حوزه دانش اجتماعی می توان یافت؛ یکی از نظر علوم
ارتباطاتی و دیگری از نظر حقوق و الزامات قانونی
.
نوشتار حاضر پس از اشاره به دیدگاه های موجود و استدلال آنان در این زمینه به تشریح
وضعیت در حقوق ایران خواهد پرداخت
.
۲
۲ ارزش گرایی رسانه از دیدگاه ارتباطات و حقوق بین الملل
الف- استدلال مخالفان
یکی از موضوعات مهم در مباحث نظری علوم ارتباطات آن است که آیا رسانه ها می توانند
(
یا باید) ارزش گرا بوده و برای خود تعهد اخلاقی و مذهبی قائل باشند یا داشتن چنین
گرایشی عدول از معیارهای حرفه ای است و با چرایی پیدایش آنها منافات دارد. برخی
نظریه پردازان این حوزه معتقدند که رسانه ها[۱۰], چنان که از نام آنها پیداست, تنها
«
وسیله» ارتباط جمعی هستند و باید ابزاری در خدمت انتقال پیام میان آدمیان باشند
.
رسانه ها حامل و توزیع کننده هر پیامی هستند که در جامعه وجود دارد و ممکن است از
طریق آنها ارسال شود و به همین جهت جانبداری آنان از نوع خاصی از پیام مغایر با هدف
تأسیس آنهاست. به بیان دیگر «وسیله» و «ابزار» بودن رسانه ها فلسفه پیدایش و شأن
ذاتی آنهاست؛ در حالی که متعهد بودن به هر چیز, حتی اگر از ارزش های مورد قبول
باشد, به معنای تبدیل آنان از «وسیله» به «هدف» است و به همین دلیل «ابزار» نباید
در کار «نتیجه» دخالت کند. به منظور توجیه حقوقی این نظریه نیز ممکن است به اصل
جریان آزاد اطلاعات[۱۱] و حق گزینش و انتخاب مخاطبان استناد گردد. این اصل که در
اسناد شناخته شده بین المللی نیز مورد تأکید قرار گرفته است از گردش آزاد اطلاعات
به عنوان یکی از حقوق اساسی بشریت یاد می کند. توجه به مفاد این اصل نشان می دهد که
آزادی مخاطبان در دسترسی به همه گونه اطلاعات و نیز ارسال آزادانه آن از جلوه های
بارز آزادی گردش اطلاعات است. برای مثال اعلامیه جهانی حقوق بشر[۱۲] (مصوب ۱۰
دسامبر ۱۹۴۷ مجمع عمومی سازمان ملل متحد) در ماده ۱۹ خود بر این اصل به عنوان حق
مشترک بشر یاد می کند که بدون هیچ گونه تمایز از هر حیث, بویژه از نظر نژاد, رنگ
,
جنس, زبان, مذهب, و… باید به رسمیت شناخته شود
.
طبق این ماده : «هر کس حق آزادی عقیده و بیان دارد و حق مزبور شامل آن است که از
داشتن عقاید خود بیم و اضطرابی نداشته باشد و در کسب اطلاعات و افکار و در اخذ و
انتشار آن به تمام وسایل ممکن و بدون ملاحظات مرزی آزاد باشد.» چنانکه ملاحظه
می شود آزادی گردش اطلاعات در این اعلامیه به صراحت مطرح گشته و بر آزادی همه
انسانها «در کسب اطلاعات و افکار و در اخذ و انتشار آن» تأکید شده است. این اصل در
بند ۲ ماده ۹۹ میثاق بین المللی حقوق مدنی و سیاسی[۱۳] (مصوب ۱۶ دسامبر ۱۹۶۶) نیز
این گونه مورد توجه قرار گرفته است؛ «هر کس حق آزادی بیان دارد. این حق شامل آزادی
تفحص و تحصیل و اشاعه اطلاعات و افکار از هر قبیل بدون توجه به سرحدات, خواه شفاهاً
یا به صورت نوشته یا چاپ یا به صورت هنری یا به هر وسیله دیگر به انتخاب خود
می باشد.» اندک تأملی در عبارت های فوق نشان می دهد که از نظر اسناد بنیادین و
پذیرفته شده حقوق بشر, یکی از ابتدایی ترین نیازها و حق های بشری دسترسی او به همه
گونه اطلاعات و اخبار است؛ به گونه ای که هیچ خدشه ای به حق جستجو, انتخاب و انتشار
او وارد نگردد. به عقیده برخی, رسالت مند بودن رسانه ها آنان را متعهد به انتشار
اطلاعات و اخباری می کند که همسو با تمایلات و باورهای گردانندگان آنان است. از سوی
دیگر طبیعی است که در این صورت رسانه ها از ارائه مطالبی که مغایر با اهداف خود
تلقی می کنند, خودداری خواهند کرد و در نتیجه تنها طیف خاصی از پیام ها را در دسترس
مخاطبان می نهند. آیا این امر ناقض حق دسترسی و انتخاب مخاطبان نخواهد بود؟
ب- استدلال موافقان
نظریه مزبور, با همه تلاشی که برای تلقین آن به جهان سومی ها صورت گرفته, نه در
حوزه نظر و نه در حوزه عمل مورد قبول قرار نگرفته است. پاسخ حقوقدانان این است که
اصل آزادی اطلاعات منافاتی با ارزش گرا بودن رسانه ها ندارد. این اصل نه دراسناد و
متون و نه در نظریه پردازی ها بدون حد و مرز نیست و می تواند تابع محدودیت هایی
باشد که برای رسانه ها الزام آور است. برای مثال اعلامیه جهانی حقوق بشر پس از بیان
بنیادی حقوق انسانی, در مواد پایانی خود به وجود محدودیت هایی برای «رعایت مقتضیات
صحیح اخلاقی و نظم عمومی و رفاه همگانی» تصریح می کند.[۱۴
]
میثاق بین المللی حقوق مدنی و سیاسی نیز پس از آنکه در بند ۲ ماده ۱۹, چنانکه
دیدیم, اصل آزادی اطلاعات را بنیان می نهد, بلافاصله در بند ۳ یادآوری می کند که
:
«
اعمال حقوق مذکور در بند ۲ این ماده مستلزم حقوق و مسؤولیت های خاصی است و لذا
ممکن است تابع محدودیت های معینی شود که در قانون تصریح شده و برای امور ذیل ضرورت
داشته باشد
:
الف- احترام حقوق یا حیثیت دیگران
ب- حفظ امنیت یا نظم عمومی یا سلامت یا اخلاق عمومی
»
بنابراین نه تنها اعمال محدودیت های قانونی بر کار رسانه ها با مبانی حقوق ارتباطات
بین الملل منافات ندارد, که رسانه ها نیز می توانند, یا باید, بنا به اعتقادات
,
گرایشات و آرمانهای خویش محدودیت هایی را برای خود در نظر بگیرند
.
ضمناً ارزش گرا بودن رسانه ها را نمی توان تجاوز به حق گزینش گری مخاطبان تلقی کرد؛
زیرا صاحبان رسانه ها نیز, همانند مخاطبان, حق دارند برای اشاعه و انتشار افکار و
اطلاعات مورد قبول خود تلاش نمایند. مخاطبان نیز از حق گزینش گری خود با گزینش
رسانه های مورد علاقه و رضایت خویش استفاده می کنند و به این ترتیب هم مالکان
رسانه ها و هم آنان از حقوق قانونی خویش بهره مند می شوند؛ بدون آنکه به حق دیگری
تجاوز کرده باشند
.
در عمل نیز چنین است و نه تنها اصحاب رسانه ها برای جهت دهی خاص به افکار عمومی و
هدایت آن در مسیر دلخواه تردیدی به خود راه نمی دهند, که مخاطبان نیز ایفای چنین
نقشی را برای آنان پذیرفته اند
.
سازمان علمی تربیتی و آموزشی سازمان ملل متحد (یونسکو) در گزارش معروف «مک
براید»[۱۵] تأیید می کند که
:
«
روزنامه نگاران به خاطر ماهیت کارشان در جهت شکل دادن اندیشه ها و عقاید, در موضعی
بویژه نیرومند قرار دارند (و) از نظر بسیاری از مردم, روزنامه نگاری تنها یک حرفه
نیست, بلکه یک رسالت است.»(شن مک براید،۱۳۷۵،ص۱۷۴
)
«
اَدبورن»[۱۶] نیز از مطالعاتی که در خصوص تأثیرات متقابل ارتباطات و توسعه انجام
داده است چنین نتجه گیری می کند که: «تقریباً شکی نیست که ارتباطات و استفاده از
رسانه ها, شدیداً وابسته به ایدئولوژی ها, سیاستها و منافع بوده اند؛ همچنان که
هنوز هم هستند.»(بورن،۱۳۷۹،ص۱۵۵
).
پیرآلبر[۱۷] در عبارتی دقیق و گویاتر می نویسد
:
«
یک فرمول قدیمی روزنامه نگاری آمریکایی می گوید: اگر سگی پای مردی را گاز بگیرد
,
یک خبر نیست. وقتی مردی پای سگی را گاز بگیرد خبر روزنامه ای درست شده است. البته
منظور این نیست که روزنامه نگار باید بدون احساس هیچ گونه تعهد یا مسؤولیتی صرفاً
به نقل اخبار بپردازد. هر روزنامه خوب و با ارزشی باید در خلال خبرهای خود چیزی
مفید و آموزنده هم به خوانندگان بدهد. اما هنر اصلی روزنامه نویس همین است که
خبرها را در چه لفافی بپوشاند و در چه شرایطی به خواننده عرضه کند که خواننده احساس
نکند به جای کسب اطلاع و سرگرمی, مشغول خواندن یک درس اخلاق است.»(آلبر،
پیر،۱۳۶۸،صص۳۴-۳۵
)
بنابراین هدفمند بودن فعالیت های خبری و رسانه ای و تلاش آنها برای ایجاد نظام فکری
و ارزشی خاص, موضوعی نا آشنا با علوم ارتباطات نیست. «کازینو» با اشاره به این
نظریه معروف مک لوهان که وسایل ارتباط جمعی را «وسیله گسترش انسان» یا «امتداد
حواس» او می داند, تاکید می کند: «امانباید از این نکته غافل شد که رسانه لاجرم حکم
صافی یافیلتر را دارد و دیدگاه خاصی را به فرد تحمیل می کند و از اینجاست که
می توان گفت وسایل پخش پیام, پنداری از واقعیت یا نوعی دریافت ذهنی از واقعیت را
ارائه می دهند و به تعبیر دیگر, اجباراً به قلب حقایق دست
می زنند.»(آشنا،۱۳۷۶،ص۲۲۰
).
از همین جاست که ابداع نظریه بی طرفی ذاتی رسانه ها نسبت به اطلاعات و اخباری که
منتشر می کنند و اصراری که برای ایجاد مقبولیت به ظاهر علمی برای آن نشان داده
می شود, مشکوک و دارای انگیزه های سیاسی به نظر می رسد
.
در حالی که بدون تردید بزرگ ترین بنگاه های اطلاع رسانی دنیا در انحصار کانون های
قدرت استعماری است و از هیچ فرصتی برای بهره برداری از آنها در راه انتشار و اشاعه
فرهنگ و ارزش های مورد قبول خود چشم پوشی نمی کنند, چگونه می توان پافشاری آنان
برای دور کردن رسانه های جهان سوم از آرمانها و ارزشهای حاکم بر خود را صادقانه
ارزیابی کرد؟
۳-۲-
ارزش گرایی رسانه از دیدگاه حقوق ایران
همان طور که گفته شد تعقیب رسالت ویژه در فعالیت های رسانه ای هم از نظر حقوق و
علوم ارتباطات پذیرفته شده و هم واقعیت های جهان خارج تردیدی در عمل به آن باقی
نمی گذارد. در این بخش نگاهی به همین موضوع در نظام حقوقی ایران خواهیم داشت
.
قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران به خوبی حاکی از آن است که این نظام حقوقی به همه
چالش های نظری در این باب پایان داده و به صراحت و با بیان های مختلف بر امکان, و
بلکه وجوب حاکمیت ارزش ها بر فعالیت های وسایل ارتباط جمعی تاکید کرده است. طبق
قانون اساسی, رسانه ها نه تنها می توانند, که باید, در انجام وظایف حرفه ای خویش به
رسالت های دینی, اخلاقی و انقلابی خویش پای بند باشند
.
در مقدمه قانون اساسی که در حقیقت عهده دار بیان پایه های فکری آن است تحت عنوان
«
وسایل ارتباط جمعی» آمده است که: «وسایل ارتباط جمعی (رادیو- تلویزیون) بایستی در
جهت روند تکاملی انقلاب اسلامی در خدمت اشاعه فرهنگ اسلامی قرار گیرد و در این
زمینه از برخورد سالم اندیشه های متفاوت بهره جوید و از اشاعه و ترویج خصلت های
تخریبی و ضد اسلامی جدّاً پرهیز کند
.»
برای توجیه مبنای فکری پذیرش چنین تکلیفی برای رسانه ها, در ادامه همین قسمت از
مقدمه قانون اساسی این گونه استدلال شده است که: «پیروی از اصول چنین قانونی که
آزادی و کرامت ابنای بشر را سرلوحه اهداف خود دانسته و راه رشد و تکامل انسان را
می گشاید, بر عهده همگان است
….»
ذکر «رادیو- تلویزیون» در پرانتز و پس از «وسایل ارتباط جمعی» را با توجه به مشروح
مذاکرات مجلس بررسی نهایی قانون اساسی در خصوص اصل ۱۷۵, متن این اصل و اصلاحی که در
بازنگری سال ۱۳۶۸ صورت گرفت, باید به معنای تاکید بر اهمیت و کارآیی خاص صدا و سیما
از نظر نویسندگان قانون اساسی دانست. به بیان دیگر سیاق مقدمه قانون اساسی ذکر خاص
بعد از عام است و نه تخصیص و محدود کردن مقصود از وسایل ارتباط جمعی در «رادیو
–
تلویزیون
».
به همین جهت در اصول مربوط قانون اساسی رسالت گرا بودن رسانه ها, هم از جنبه اثبات
و هم از جنبه نفی, برای همه انواع وسایل ارتباط جمعی مطرح شده و نه فقط صدا و سیما
.
از نظر اثباتی, بند دوم اصل ۳, «بالا بردن سطح آگاهی های عمومی در همه زمینه ها با
استفاده صحیح از مطبوعات و رسانه های گروهی و وسایل دیگر» را از جمله وظایفی معرفی
می کند که «دولت جمهوری اسلامی ایران موظف است…. همه امکانات خود را» برای نیل به
آن به کار گیرد
.
از نظر سلبی هم, به طور روشن تر, قانون اساسی در دو اصل جداگانه «نشریات و مطبوعات
»
و نیز «صدا و سیما» را مکلف به رعایت موازین اسلامی کرده و تاکید می کند که آزادی
رسانه ها تا جایی پذیرفته می شود که در چارچوب قابل قبول شرعی باشد
.
طبق اصل بیست وچهارم «نشریات و مطبوعات در بیان مطالب آزادند مگر آنکه مخل به مبانی
اسلام یا حقوق عمومی باشند.» و بر اساس اصل یک صدوهفتادوپنجم نیز «در صدا و سیمای
جمهوری اسلامی ایران, آزادی بیان و نشر افکار با رعایت موازین اسلامی و مصالح کشور
باید تامین گردد
.»
در اجرای همین اصول, قوانین رسانه ای به تشریح و تفصیل رسالت های عقیدتی و اخلاقی
نیز همت گمارده اند. برای مثال در ماده ۲ قانون مطبوعات مصوب سال ۱۳۶۴ برای اولین
بار در تاریخ حقوق ایران, فصلی زیر عنوان «رسالت مطبوعات» گشوده شد و همه نشریات
ملزم شدند حداقل در گسترش یکی از اهداف ارزشی مذکور در آن سهیم بوده و با اهداف
دیگر نیز در تضاد نباشند
.
بنابر ماده ۲ قانون مطبوعات: «رسالتی که مطبوعات در نظام جمهوری اسلامی بر عهده
دارند عبارت است از
:
الف روشن ساختن افکار عمومی و بالا بردن سطح معلومات و دانش مردم در یک یا چند
زمینه مورد اشاره در ماده ۱
.
ب پیشبرد اهدافی که در قانون اساسی جمهوری اسلامی بیان شده است
.
ج تلاش برای نفی مرز بندی های کاذب و تفرقه انگیز و قرار ندادن اقشار مختلف جامعه
در مقابل یکدیگر, مانند دسته بندی مردم بر اساس نژاد, زبان, رسوم, سنن محلی و
….
د مبارزه با مظاهر فرهنگ استعماری (اسراف, تبذیر, لغو, تجمل پرستی, اشاعه فحشا و
…)
و ترویج و تبلیغ فرهنگ اصیل اسلامی و گسترش فضایل اخلاقی
.
ه حفظ و تحکیم سیاست نه شرقی و نه غربی
.
تبصره- هر یک از مطبوعات باید حداقل در تحقق یکی از موارد فوق الذکر سهیم و با
موارد دیگر به هیچ وجه در تضاد نبوده و در مسیر جمهوری اسلامی باشد
.“
همچنین ماده ۹ قانون «اساس نامه سازمان صدا و سیمای جمهوری اسلامی ایران» مصوب
27/۷/۱۳۶۲
تاکید می کند
:
«
هدف اصلی سازمان به عنوان یک دانشگاه عمومی نشر فرهنگ اسلامی, ایجاد محیط مساعد
برای تزکیه و تعلیم انسان و رشد فضائل اخلاقی و شتاب بخشیدن به حرکت تکاملی انقلاب
اسلامی درسراسر جهان می باشد. این هدف ها در چارچوب برنامه های ارشادی, آموزشی
,
خبری و تفریحی تامین می گردد. مشروح هدف ها و برنامه های سازمان در زمینه های
گوناگون در قانون خط مشی و اصول برنامه های سازمان, مصوب مجلس شورای اسلامی, ذکر
شده است
.»
ذیل ماده مذکور اشاره به قانونی با همین نام دارد که در تاریخ ۱۷/۴/۱۳۶۱ طی ۶۴ ماده
به طور مفصل اهداف و معیارهای ارزشی را در برنامه های مختلف ذکر کرده است
.
بررسی این قانون که نمونه تمام عیار حاکمیت نگاه ارزشی و تعقیب رسالت
و آرمانها در
قالب مواد قانونی است فرصت فراخ دیگری می طلبد؛ به ویژه مقدمه طولانی آن که بر خلاف
شیوه رایج به تصویب قانونگذار رسیده است
.
در بخشی از مقدمه این قانون آمده است: «رادیو تلویزیون در نظام جمهوری اسلامی
می تواند و می باید با طرد ارزشهای منحط و پوسیده طاغوتی و طرح ارزشهای متعالی
اسلامی در جهت رهانیدن انسان از بندهای شیطانی همت گمارده و به گفته امام به
دانشگاهی بزرگ تبدیل شود. درایفای این نقش حساس مصوبه قانون اساسی چنین رهنمود
می دهد
.
”
وسایل ارتباط جمعی (رادیو تلویزیون) باید در جهت روند تکاملی انقلاب اسلامی و در
خدمت اشاعه فرهنگ اسلامی قرار گیرد و در این زمینه از برخورد سالم اندیشه های
متفاوت بهره جوید و از اشاعه و ترویج خصلتهای تخریبی و ضد اسلامی جداً پرهیز کند
“
صدا و سیمای جمهوری اسلامی ایران می باید از طریق دادن آگاهی های مکتبی, سیاسی و
اجتماعی و ایجاد احساس مسئولیت در مردم و افشای توطئه ها و نقشه های دشمنان داخلی و
خارجی انقلاب در جهت حفظ و تداوم انقلاب تلاش نماید و زمینه را برای رشد و شکوفایی
استعدادها و باروری خلاقیتهای انسان تا مرز خلیفه اللهی آماده نماید.رسالت ارشادی و
پیامبر گونه این رسانه عمومی, حضور فعال در کلیه جریانات اجتماعی و ایجاد روحیه
امید و اعتماد در جامعه است. همچنان که باید واقعیتهای تلخ و خطراتی که امت را
تهدید می کند پیشگویی کرده و به موقع هشدار دهد. مردم را به سوی خیر و کمال مطلق
دعوت نموده و در تنگناها و مشکلات راهگشای روشنی بخش باشد. بدیهی است که صدا و سیما
هرگز نباید خود را مرجع حل مشکلات قلمداد نماید, بلکه تنها با ایفای نقش ارشادی و
آگاهی دهنده, زمینه ساز حرکتی شتابگیر و انقلابی در متن جامعه اسلامی باشد. در این
راه باید کلیه رویدادها و وقایع را آنگونه که هست به اطلاع مردم برساند و با بهره
گیری از خلاقیتهای هنری و اندیشه های پربار به آموزش فرهنگی, سیاسی, اجتماعی, علمی
,
فنی و هنری و بالا بردن سطح آگاهی و دانش جامعه بپردازد. همچنین با ارائه اندیشه و
فرهنگ اسلامی در سطح جهانی صدور انقلاب را عینیت بخشد
.
رسالت دیگر این رسانه پاسخگویی به نیازهای تفریحی جامعه و بارورساختن اوقات فراغت
عمومی از طریق اجرای برنامه های سالم تفریحی است تا در سایه شادابی تن و روان
,
سلامت و آرامش فکری جامعه تأمین گردد
.»
بخش سوم- رسانه از نگاه دین
دین به رسانه از دو زاویه می نگرد؛ یکی آنکه ابزاری برای انتقال و گسترش پیام آن
است و دیگر آنکه به عنوان واقعیتی از زندگی بشر چه بایدها و نبایدهایی را باید
رعایت کند. به عبارت دیگر دین با احکام خود بر کارکرد و محتوای رسانه ها نیز
اثرگذار می شود
.
اول- رسانه ابزاری برای انتقال پیام دین
۱
۳ دین از جنس پیام است
دین, با هر تعریفی که از آن داشته باشیم, از جنس پیام است. ریشه دین بینش ها است و
نتیجه آن در گرایش ها و عملکردها آشکار می شود و از این رو گسترش طلبی خصیصه ذاتی
آن است. دین می خواهد بگوید که انسانها چگونه بیندیشند و چگونه عمل کنند و این جز
با یافتن مخاطب معنی ندارد. ماهیت و حیات فکر, اندیشه و اعتقاد با نشر و گسترش آن
رابطه ای تنگاتنگ دارد. اندیشه ای که به دنبال یافتن مخاطب و گسترش پیام خویش
نباشد, یا به «درستی» خویش بی اعتماد است و یا به «تداوم» خود بی علاقه
.
به همین دلیل است که مفهوم دین (به طور کلی) با مفهوم پیامبری و تبلیغ گره خورده
است. دین اسلام نیز خود را«پیام»ی می داند که بر دلهای آماده م
- همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
- ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
- در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.
![powerpoint mikibook خرید و دانلود فایل پاورپوینت کامل تعامل دین و رسانه از دیدگاه حقوق[۱] - تصویر 1](https://mikibook.ir/wp-content/uploads/2025/11/powerpoint-mikibook.webp)