خرید و دانلود فایل پاورپوینت کامل نقدی بر کتاب الگوی زندگی تألیف مرحوم عباس یزدانی
خرید و دانلود فایل پاورپوینت کامل نقدی بر کتاب الگوی زندگی تألیف مرحوم عباس یزدانی قیمت اصلی 224,700 تومان بود.قیمت فعلی 109,200 تومان است.
بازگشت به محصولات
📥 ترافیک اینترنت مصرفی جهت دانلود فایل‌ها در میکی بوک، به‌صورت نیم‌بها می باشد.
فقط اینقدر👇 دیگه زمان داری با تخفیف بخریش
00روز
03ساعت
38دقیقه
37ثانیه

خرید و دانلود فایل پاورپوینت کامل مسأله سلاحهای هسته ای در ایران و تبعات پذیرش پروتکل الحاقی با نگاهی گذرا به تحولات اخیر در کشور

قیمت اصلی 224,700 تومان بود.قیمت فعلی 109,200 تومان است.

تعداد فروش: 58

فرمت فایل پاورپوینت

2 آیتم فروخته شده در 30 دقیقه
4 نفر در حال مشاهده این محصول هستند!
توضیحات

فایل پاورپوینت کامل مسأله سلاحهای هسته ای در ایران و تبعات پذیرش پروتکل الحاقی با نگاهی گذرا به تحولات اخیر در کشور؛ انتخابی هوشمند برای ارائه‌های حرفه‌ای

با پاورپوینت فایل پاورپوینت کامل مسأله سلاحهای هسته ای در ایران و تبعات پذیرش پروتکل الحاقی با نگاهی گذرا به تحولات اخیر در کشور، محتوای خود را در قالب 120 اسلاید استاندارد و جذاب ارائه دهید و در نگاه اول تاثیرگذار باشید.

چرا باید از پاورپوینت استفاده کنید؟

  1. چیدمان دقیق و کاربرپسند: فایل پاورپوینت کامل مسأله سلاحهای هسته ای در ایران و تبعات پذیرش پروتکل الحاقی با نگاهی گذرا به تحولات اخیر در کشور با طراحی ساختاریافته و اصولی، مخاطب را به‌خوبی درگیر محتوا می‌کند.
  2. صرفه‌جویی در زمان: تمامی اسلایدهای فایل پاورپوینت کامل مسأله سلاحهای هسته ای در ایران و تبعات پذیرش پروتکل الحاقی با نگاهی گذرا به تحولات اخیر در کشور آماده‌ی استفاده هستند؛ بدون نیاز به هیچ‌گونه ویرایش.
  3. نمایش با وضوح بالا: کیفیت طراحی در فایل پاورپوینت کامل مسأله سلاحهای هسته ای در ایران و تبعات پذیرش پروتکل الحاقی با نگاهی گذرا به تحولات اخیر در کشور به‌گونه‌ای است که در هر صفحه‌نمایشی عالی به‌نظر می‌رسد.

هشدار: استفاده از نسخه‌های ناقص فایل پاورپوینت کامل مسأله سلاحهای هسته ای در ایران و تبعات پذیرش پروتکل الحاقی با نگاهی گذرا به تحولات اخیر در کشور ممکن است باعث بروز اختلال در نمایش یا افت کیفیت شود. تنها نسخه اصلی فایل پاورپوینت کامل مسأله سلاحهای هسته ای در ایران و تبعات پذیرش پروتکل الحاقی با نگاهی گذرا به تحولات اخیر در کشور، کیفیت تضمین‌شده دارد.

هم‌اکنون فایل فایل پاورپوینت کامل مسأله سلاحهای هسته ای در ایران و تبعات پذیرش پروتکل الحاقی با نگاهی گذرا به تحولات اخیر در کشور را دریافت کنید و تأثیرگذارترین ارائه‌ خود را آغاز کنید.


بخشی از متن فایل پاورپوینت کامل مسأله سلاحهای هسته ای در ایران و تبعات پذیرش پروتکل الحاقی با نگاهی گذرا به تحولات اخیر در کشور :

چکیده:

آنچه که پیش روی دارید متن سخنرانی دکتر کاظم جلالی در دانشگاه امام صادق علیه السلام است که در تاریخ۸۲/۳/۲۷ به همت دانشکده معارف اسلامی و علوم سیاسی برگزار شد. دکتر جلالی در سخنان خود به توضیح مسأله سلاح های هسته ای ایران و قبول پروتکل الحاقی و اثرات آن در ایران پرداختند و در پایان در پاسخ به پرسش برخی دانشجویان در مورد مسائل روز، سخنانی را ایراد نمودند.

شرایط بین المللی که ما الان در آن به سر می بریم، یکی از شرایط سخت دوران پس از انقلاب است. ما در هفته های اخیر، یک جنگ روانی شدید آمریکاییها را علیه خودمان داشتیم و همین الان که من با شما صحبت می کنم بر سر همین مسأله کارهای هسته ای که جمهوری اسلامی ایران انجام داده اروپاییها موضعشان به مراتب تندتر از آمریکاییها است و روسها، موضعشان از اروپاییها و آمریکاییها تندترو شما می دانید از دیروز هم شورای حکام شروع شده و فردا آژانس بین المللی انرژی هسته ای تصمیم نهایی خود را اعلام خواهد کرد. بعد از حادثه ۱۱ سپتامبر آمریکاییها سه مسأله را در دستور کار خود قرار دادند: اول مبارزه با تروریسم، دوم مبارزه با کشورهایی که دارای سلاحهای کشتار جمعی هستند و سوم حل و فصل مسأله فلسطین و قضایای خاورمیانه. خوب، بحث تروریسم در افغانستان نمود پیدا کرد و آمریکا و انگلیس با حمله ای که به طالبان کردند گفتند که با مسأله تروریسم یا سرفصل تروریسم مبارزه کردیم. در بحث سلاحهای کشتار جمعی هم آمدند سراغ عراق و به عنوان کشوری که دارد سلاحهای کشتار جمعی تولید می کند با آن مبارزه کردند، البته در هر دو مبارزه اینها نتوانستد ریشه ها را به مردم نشان بدهند. نه در آنجا بن لادن و ملاعمر و نفرات اصلی طالبان دستگیر شدند، نه در اینجا، صدام و نفرات اصلی عراق دستگیر شدند و نه هنوز خبری از سلاحهای کشتار جمعی داده اند، که بالاخره چه قدر توانسته اند سلاح کشتار جمعی به دست بیاورند.

تصور بنده این است که بعد از این دو حادثه، آمریکاییها تمام توجه خودشان را معطوف به مسأله سوم کردند و آن هم عبارت است از حل و فصل مسأله فلسطین؛ لذا بحث نقشه راه را مطرح کردند؛ شما می دانید اصولاً طرح نقشه راه اروپایی است، اما آمریکاییها هم شدیداً پشتیبانی کردند، می خواهند عرفات را با ابومازن جایگزین کنند، از همان ابتدا هم گفتند عرفات برای ما قابل اعتماد نیست. در ضمن روی سوریه فشار شدید وارد آوردند و تقریباً جواب مثبت از سوریها گرفته اند و بعد از سوریه هم فشار را بر روی ما معطوف کرده اند، چون تصور آنها این است که اصلاً مسأله فلسطین یک مسأله فرامرزی است و کشورهایی وجود دارند که در بحث فلسطین دخیلند و حماس و حزب ا… و فتح و امثال اینها را دارند تقویت می کنند که از جمله این کشورها جمهوری اسلامی ایران است.

در همین اوقات یک حادثه جدید اتفاق افتاد که خیلی مورد استفاده آمریکاییها قرار گرفت و آن افشا شدن کارهای هسته ای ایران بود. البته اصلش این گونه بود که مسأله از طریق منافقین در آمریکا به اطلاع آمریکاییها رسانده می شود؛ بعد هم آقای البرادعی، مدیر کل آژانس به همراه دو نفر دیگر از ایران بازدید می کنند. در خلال بازدید بحثی که مطرح می کنند این است که جمهوری اسلامی ایران به باشگاه اتمی دنیا پیوسته که در این باشگاه حدود ده، یازده کشور بیشتر عضو نیستند. بحثی که آقای البرادعی در تهران مطرح می کند این بوده است که از این پس شما چون وارد باشگاه اتمی دنیا شده اید باید مسؤولیت بیشتری بپذیرید و در ضمن از نوع کاری که ما انجام داده بودیم خیلی هم تعجب می کند. لذا ایشان گزارشی را تهیه می کند؛ در آن گزارش، نکته ای که وجود دارد اینست که ما را مقصر جلوه نمی دهد؛ عبارتی که در آنجا هست کوتاهی را می رساند، حتی صحبتی که دیروز ایشان داشت این بود که در اعلام گزارش خرید مواد از چین از سوی ایران کوتاهیهایی شده است. ما یک سری مواد در سال ۱۹۹۱ از چین خریدیم و مسأله را به آژانس اطلاع ندادیم؛ چینیها چون در آن زمان عضو NPT نبودند و آن را امضا نکرده بودند، تعهدی نداشتند که اطلاع بدهند و اطلاع هم ندادند. بعداً که چینیها NPT را امضا می کنند به آژانس اعلام می کنند که ما در سال ۱۹۹۱ این مقدار مواد به جمهوری اسلامی ایران دادیم. در بازدیدی که از ایران کردند، دیدند که ما به تکنولوژی چرخه سوخت رسیده ایم. البته، این معنایش این نیست که ما الآن بمب اتم ساخته ایم و بمب اتم داریم.

شما می دانید که اصولاً رهبری انقلاب، فتوایی داده اند که اصلاً تولید و ایجاد سلاحهای کشتار جمعی را حرام می دانند؛ دو سال پیش هم این فتوا را دادند و لذا روند حرکت ما، به آن سمت نیست؛ ولی آنها می گویند شما تکنولوژی را دارید، یک روز هم می توانید بروید به طرف ساخت بمب. البته لازم است ذکر شود در بازدیدی که داشتیم متوجه شدیم کارهایی که در بخش انرژی اتمی انجام شده، کارهای قابل افتخاری است و نشان می دهد که جمهوری اسلامی بر خلاف نظر برخی ها خیلی هم کارآمد است. من یک شب در تلویزیون هم گفتم، که بالاخره وقتی دنیا ادعا می کند جمهوری اسلامی ایران از لحاظ اتمی به مراحل بالایی رسیده است، این نشان می دهد که حکومت جمهوری اسلامی، حکومت خیلی کارآمد و با عرضه ای هم بوده که در این شرایط بین المللی که هیچ کس، هیچ چیزی به ما نمی دهد، به حدی برسد که در دنیا بگویند شما جزء ده یازده کشور اتمی دنیا شده اید.

ولی مشکلی که الآن وجود دارد این است که اروپاییها استدلالشان این است که شما موشکهای شهاب ۴ را ساخته اید، ۵ و ۶ هم به زودی بیرون می آید و برد موشکهایتان هم دارد به ۲۵۰۰ کیلومتر می رسد. این موشکهایتان هم قابل کلاهک گذاری است، لذا می توانید کلاهک هسته ای بر سرش بگذارید و در نتیجه ما در مقابل شما تضمین امنیتی نخواهیم داشت. تأکید آنها بر این است که شما باید سریعاً ۲+۹۳ را بپذیرید. ۲+۹۳، یک پروتکل الحاقی به NPT است که مکانیزمهایی برای بازرسی دارد؛ بازرسی در هر زمان و در هر مکان بدون محدودیت. یعنی آنها بدون اینکه به ما اطلاع بدهند، می توانند چند ساعت قبل بگویند که ما داریم با هواپیما وارد ایران می شویم؛ می آیند فرودگاه مهرآباد و بعد بر اساس یک لیست می گویند که می خواهیم این مکانها را بازرسی کنیم. هر جایی که آنها بخواهند را باید به آنها نشان بدهید و آنها آنجا را ببینند.

البته من دیروز در جلسه ای گفتم این چیز جدیدی نیست. در مجلس پنجم، ما به کنوانسیون منع گسترش سلاحهای شیمیایی پیوستیم. من آن موقع در وزارت امور خارجه، کارشناس این کنوانسیون بودم؛ این کنوانسیون مثل همین پروتکل الحاقی است. بازرسیهای کنوانسیون منع گسترش سلاحهای شیمیایی در هر زمان، در هر مکان و بدون محدودیت است. این پروتکل الحاقی هم اصل مطلبش این است که شما هر کاری که می خواهید انجام بدهید از زمانی که تفکر آن کار در مغزتان آغاز شد باید به آژانس اطلاع بدهید که من تصمیم دارم و دارم مطالعه می کنم که فلان کار را انجام بدهم. لذا پروتکل الحاقی، عملا محدودیتهایی را برای کشور ایجاد می کند.

ما الآن دو راه یا در واقع یک راه در پیش داریم؛ دو راه از این جهت که ما یا پروتکل را می پذیریم یا نمی پذیریم، اگر پروتکل الحاقی را بپذیریم اولاً بحثهایمان در آژانس محدود می شود، ثانیاً اروپاییها صفشان از آمریکاییها جدا می شود. چون اروپاییها حداکثر چیزی که از ما می خواهند تضمین امنیتی است و زمانی که ما پروتکل الحاقی را بپذیریم، آنها خیالشان راحت می شود. به هر حال اگر پروتکل الحاقی را بپذیریم، صف اروپاییها و روسها از آمریکاییها جدا می شود، اما اگر پروتکل الحاقی را نپذیریم چه می شود؟ به نظر من آژانس با توجه به لابی قدرتمندی که آمریکاییها اعمال می کنند این مسأله را به شورای امنیت سازمان ملل ارجاع خواهد داد و شما می توانید از آنجا به بعد را خودتان پیش بینی کنید که وقتی این مسأله به شورای امنیت سازمان ملل واگذار شد چه قدر می تواند برای ما گران تمام شود.

آژانس یک نهاد کاملاً تخصصی است، این نهاد اصولاً غیر سیاسی است، البته نمی خواهم بگویم سیاست در نوع روش و عملکرد آژانس اصلا تأثیر ندارد ولی نهادی غیر سیاسی است. برعکس شورای امنیت سازمان ملل یک نهاد صددرصد سیاسی است و لذا اگر این مسأله به شورای امنیت سپرده شود دقیقاً پروسه ای که برای عراق انجام شد برای ما نیز انجام خواهد شد؛ یعنی بلافاصله قطعنامه ای مبنی بر تحریم و قطعنامه ای مبنی بر بازرسی صادر خواهد شد. من هفته گذشته در روزنامه ایران یادداشتی نوشتم که نگران شده بودم و آنها تیتر خوبی انتخاب کرده بودند که نگذارید اتهامات نهادینه شود. یکی از کارهایی که آمریکاییها می کنند این است که اتهامات را با یک نوع جنگ روانی و تبلیغات قوی نهادینه می کنند؛ یعنی می گویند این کشور تروریست است و آن قدر می گویند و شواهد به دنیا نشان می دهند تا دنیا باورش شود. لذا هم افکار عمومی دنیا و هم افکار عمومی خودشان را بر می انگیزانند؛ شما در مورد عراق ببینید، آن قدر گفته بودند که خود ما وقتی می خواستیم تحلیل کنیم می گفتیم این جنگ جنگی نیست که به راحتی تمام شود؛ این جنگ شاید جنگ شیمیایی شود، جنگ اتمی شود، عده ای آمده بودند بحثهای زیست محیطی را مطرح می کردند؛ ولی امروز می بینیم اصلاً آمریکاییها هیچ چیزی از سلاحهای کشتار جمعی نتوانستند پیدا کنند، هفته گذشته هم دیدید که رامسفلد گفت اصلاً شاید صدام قبل از اینکه از بین برود اینها را از بین برده باشد؛ این یعنی سخن مزخرف و مسخره کردن ملتهای دنیا.

لذا ببینید اینها به گونه ای برخورد خواهند کرد که همه باورشان شود که ایران کشور تروریستی و دارای سلاحهای کشتار جمعی است، ناقض حقوق بشر است و آنجاست که قطعنامه ها علیه ما صادر می شود و به نوعی ما را محاصره می کنند. لذا من با جمع بندی وضعیت موجود فکر می کنم به هر حال ما باید به سمت پروتکل الحاقی برویم.

مسأله سومی که آمریکاییها روی آن حساسیت نشان می دهند مسأله فلسطین است که می خواهند آن را به گونه ای حل نمایند.در همین زمان آمدن آقای البرادعی با گزارشی که داد کاملاً این فضا را برای آنها فراهم کرد. یک بخش از فشار آمریکاییها برای این است که ما در اسرائیل چه کاری می خواهیم بکنیم. چگونه می خواهیم با بحث نقشه راه آنها کنار بیاییم. شما دیدید در نقشه راه، حتی کشورهای عربی هم الآن تند و تیزند و به آن گرایش دارند؛ البته معنایش این نیست که کشورهای عربی فکر می کنند مثل سال ۱۹۹۳ که بحث اسلو موفق بود این هم موفقیت آمیز خواهد بود بلکه کشورهای عربی تحت این هژمونی که آمریکاییها در منطقه ایجاد کرده اند، بیشتر می خواهند مقابل آمریکا قرار نگیرند. در همین اجلاس سازمان کنفرانس اسلامی که در تهران برگزار شد قرار نبود بحث طرح نقشه راه و طرح صلح در بیانیه اعلام شود ولی اردنیها و بعضی از کشورهای عربی در اجلاس تهران سر و صدا به راه انداختند و در نهایت ما مجبور شدیم که چیزهایی از پروسه صلح و نقشه راه و غیره را هم در همین قطعنامه نهایی بیاوریم. من فکر می کنم که ما به اصطلاح بین بد و بدتر گیر کرده ایم، یعنی معنایش اینست که ما انتخابهایمان همیشه انتخابهای بین خوب و بد نیست، چون بعضی از دوستان و مردم تصورشان این است که جمهوری اسلامی همیشه انتخابهایش بین خوبترین و بدترین است و مسؤولین ما چقدر بی تدبیرند که می روند مثلاً بدترین را انتخاب می کنند؛ ما الآن انتخابمان بین بد و بدتر است یا حتی شاید بتوان گفت بین بدتر و بدترین. طبیعی است که پذیرش پروتکل الحاقی اثرات منفی برای کشور ما دارد؛ خیلی از مسائل کشورمان را می توانند بفهمند؛ آنها می توانند از همه صنایع استراتژیکی که ایران دارد روی آن کار می کند خصوصاً با این سیستمهای جاسوسی که وجود دارد اطلاع به دست بیاورند. اما از آن طرف اگر ما بحث پروتکل الحاقی را نپذیریم آنچه که برای ما به صورت فاجعه در خواهد آمد این است که آمریکاییها مسأله را به شورای امنیت سازمان ملل خواهند برد و سپس بر اساس قطعنامه های شورای امنیت همین روندی که در مورد عراق اجرا شد در مورد ما هم انجام خواهد شد.

لازم است در اینجا ذکر شود که این درگیریهای خیابانی هم که دارد به وجود می آید نشان می دهد که جمهوری اسلامی از این ناحیه کمی آسیب پذیر است. البته آسیب پذیری نه به این معنا که اینها می توانند انقلاب و رژیم و نظام را از سر راه بردارند. الآن نظام دارد مدارا می کند و سعی دارند که تا جای ممکن خشونت به خرج داده نشود و کسی در این درگیریها کشته نشود، اگرچه برخی افراد بدون احساس مسؤولیت کارهای بدی هم انجام داده اند که من نمی خواهم فعلا وارد این بحث شوم؛ ولی بالاخره باید توجه داشت که این مسأله مهمی شده است.

الان بروید روی شبکه سایت گویانیوز می بینید که نامه ای نوشته شده خطاب به آقای کوفی عنان که بالاخره بیایید به داد ما برسید که این رژیم می خواهد با ما بی رحمانه رفتار کند. بعد هم جا گذاشته که اگر شما هم دوست داشتید بروید آن بیانیه را امضا کنید. باز هم نمی خواهم بگویم این بیانیه ها خیلی مهم است لکن اینها چراغهایی است که دارد روشن می شود و امواجی است که دارد چیزهایی را به ما نشان می دهد و ما باید به آنها توجه کافی داشته باشیم. بخشی از پروژه و برنامه اینها این است که بحثهای حقوق بشری را در ایران برجسته بکنند؛ کما اینکه الآن اتحادیه اروپا دارد بیشتر به بحث حقوق بشری توجه می کند و لحن کشورهای دنیا هم دارد به سمت و سویی می رود که قبلاً نبود و این وضعیتی است که ما الآن پیدا کرده ایم.

امسال برای ما سال بسیار حساسی است، چون از یک طرف انتخابات مجلس و از طرف دیگر لوایح دوگانه آقای رئیس جمهور که در مجلس مطرح است را داریم و معلوم نیست که به چه سرانجامی خواهد رسید. در بحث صلاحیتها برای انتخابات مجلس احتمالا باز هم مشکلاتی را خواهیم داشت. البته تصور می شود که این تحولات پیش آمده ریشه ای در بیرون دارد. مثلاً این چند روز در تهران شلوغ بود، از این طرف بخشی در درون حاکمیت دارند نقش اپوزیسیون را ایفا می کنند که به نوعی احساس می کنند نظراتشان اعمال نمی شود. در سطح جهانی هم وضع همین طور آشفته است. از لحاظ مردمی هم که ما با یک حجم متراکم نارضایتی مردم در ابعاد مختلف مواجه هستیم که بیشترین شکل آن در بحث بیکاری و فقر جلوه پیدا می کند. حالا ما که نماینده شهرستانی هستیم و به روستاها و دهاتها رفت و آمد داریم می بینیم که بیشتر مطالبات مردم در بخش مربوط به اشتغال و در بخش مربوط به مسائل معیشتی ایشان است که نشان می دهد مردم سخت گرفتار هستند. از آن طرف ما با این گرانیها مواجه شدیم البته نمی خواهم بحثهای عوامانه بکنم ولی خود من، معمولاً از نانوایی، نان نمی خرم، همین نانهای داخل پلاستیک را می گیرم. ولی همین پنج شنبه بیکار بودم، آمدم بیرون روزنامه بخرم، گفتم خوب نان هم بخرم، من اصلاً باورم نمی شد رفتم چهار عدد نان بربری خریدم دیدم هر نان بربری ۸۵ تومان است. این مسأله را شما در سبد خانوار، با توجه به نقشی که نان در سبد خانوار ما دارد بسنجید، خصوصاً در شهرستانها و زندگیهای روستایی که چیزهایی دیگری در سفره آنها نیست، شما نگاه کنید که چه فشاری را بر آنها تحمیل می شود. اگر مجموع اینها را در کنار هم قرار دهید می بیند که ما تهدیدهای جدی داریم و باید با این تهدیدها به نوعی مقابله کنیم، البته این مقابله الآن وجود دارد یعنی الآن هم در بحث پروتکل الحاقی و بحثهای اتمی و هم بر سر مسائل دیگر مثل گرانی، جلسات خوبی در سطوح عالی تشکیل می شود و دارند روی این بحثها رایزنی و کار می کنند. در بحث گرانی مجلس حرکتهایی را شروع کرده تا ببینیم تا چه اندازه می تواند موفق شود. این نمایی بود از مشکلات موجود در داخل کشور.

خلاصه بحث ما این بود که ابتدا بحث توانمندیهای هسته ای ایران و سپس چگونگی بروز آن و چگونگی سوء استفاده آمریکا از این شرایط را توضیح دادیم، بعد هم بحث پروتکل الحاقی و نهایتاً اینکه اگر پروتکل الحاقی را بپذیریم چه تبعات و عواقبی برای ما دارد و اگر نپذیریم چه مسائلی پیش روی ماست را توضیح مختصر دادیم.

البته من اعتقادم این است که در بحث پروتکل الحاقی اگر قرار است آن را بپذیریم مسؤولان نظام ما نباید یک حرف بزنند؛ من قائلم نظام باید یک سناریو داشته باشد؛ ما نمایندگان مجلس باید بیاییم شدید مخالفت کنیم و بگوییم ما پروتکل الحاقی را نمی پذیریم، این اسارت کشور است؛ البته می تواند مقداری روی افکار عمومی تأثیر منفی داشته باشد؛ مثل همان چیزی که در دریای هم خزر مد نظرمان بود ولی نتوانستیم پیاده اش کنیم. من در دریای خزر بحثم این بود که مجلس نباید از یک سو به به و چه چه بکند دولت هم به به و چه چه بکند، همه بگویند خوب است، بعدش هم سرمان کلاه برود. بیایید یک اهرمهای فشاری را قرار بدهید تا آن کسی که می رود مذاکره کند در مذاکرات از این استفاده بکند.

دو روز پیش بعضی از شما دوستان آمدید مجلس، من آنجا گفتم که یک موقعی بحث رابطه ما با مصریها مطرح بود. اصلی ترین مطلبی که مصریها مطرح می کردند این بود که شما باید نام خیابان خالد اسلامبولی را بردارید؛ چون خالد اسلامبولی کسی است که رئیس جمهور ما را کشته است و شما نام آن کسی را که نماد دشمنی با ماست روی یکی از خیابانهای تهران گذاشته اید؛ مسأله برداشتن اسم خیابان خیلی برای مصریها مهم بود. یک دفعه ما مطلع شدیم که شورای شهر سابق تصویب کرده اند که خیابان خالد اسلامبولی حذف شود. همان موقع که این خبر رفت روی تلکس به فاصله کوتاهی آقای احمد ماهر آمد مصاحبه ای کرد و گفت: البته اسم یک خیابان چیز مهمی در روابط دو جانبه نیست و تنها یک گام مثبت بود، ولی ما حرفهای مهم تری داریم که باید به آنها بپردازیم، من همان موقع به دوستان خبرنگار که در مجلس بودند گفتم که ضعفهای ما اینهاست؛ شما باید بروید روی این مسائل کار بکنید. در این چنین مسأله ای باید وزیر خارجه و نظام، همین چیزهایی که می گویید گروه فشار را جمع و جور می کردند و می گفتند بروید در خیابان خالد اسلامبولی بریزید و علیه کسانی که بخواهند اسم خیابان را تغییر دهند شعار بدهید، یعنی گروه فشار همه جا بد نیست، بعد هم رادیو تلویزیون و حتی چند شبکه الجزیره و این ور و آن ور را هم خبر کنید فیلم بگیرند و در دنیا سر و صدا کنیم که این خیابان خیلی برایشان مهم است، بعد وزیر خارجه که می رود مذاکره کند، آنجا این مسأله را مطرح کند که برای تغییر اسم خیابان خیلی فشار بر من وارد می شود. آن قدر باید در دنیا، قیمت را بالا بیاوریم که وقتی می فروشیم در مقابل چیز خوبی بگیریم.

تحلیل خودم به عنوان یک کارشناس این است که ما پروتکل الحاقی را می پذیریم، چون ما دو راه بیشتر نداریم یا پروتکل الحاقی را می پذیریم یا نمی پذیریم. اگر نپذیریم عواقبش خیلی بدتر از پذیرش ماست. الآن خود اروپاییها گاهی پیغام می دهند که بیایید صف ما را از صف آمریکاییها جدا کنید، ما الآن با امریکا در مورد شما هم موضع هستیم، جدایی هم موقعی عملی می شود که شما پروتکل الحاقی را بپذیرید، ما بیشتر از این چیزی از شما نمی خواهیم، البته آمریکاییها چیزهای دیگری هم از شما می خواهند که ما آنها را نمی خواهیم؛ یعنی منظورشان این است که که آمریکاییها می خواهند اصلاً جمهوری اسلامی نباشد. ما نظرمان این نیست، ما می خواهیم کنار جمهوری اسلامی امنیت داشته باشیم و این موشکهایتان که ۲۵۰۰ کیلومتر برد دارد یک وقت رویش کلاهک نگذارید بیاید روی سر ما خراب شود، ما این را از شما می خواهیم. خوب اگر ما پروتکل الحاقی را نپذیریم الآن اروپاییها از آمریکاییها علیه ما تندترند، روسها هم که علیه ما تندند، نهایتاً معنایش این است که این مسأله می رود در شورای امنیت. در شواری امنیت اگر بعد از قطعنامه ۱۴۴۱ یا در مورد نحوه اجرای قطعنامه ۱۴۴۱ اختلافی بین فرانسویها، آلمانها، روسها و چینیها با آمریکاییها وجود داشت ولی اینجا همه شان یک کاسه اند؛ یعنی فعلاً اختلافی در مورد ما ندارند؛ معنایش این است که وقتی به شورای امنیت سازمان ملل برود، انواع و اقسام تحریمها و تهدیدها را علیه ما به کار خواهند گرفت.

اما بحث خوبی که می شود اینجا مطرح کرد و از آن نتیجه گرفت این است که CTBT را امضا کرده ایم NPT را هم امضا کرده ایم، من اضافه کردم ما معاهده منع گسترش سلاحهای شیمیایی را هم امضا و در مجلس پنجم تصویب کرده ایم. من همان موقع نگران بودم و لذا گزارشی برای رئیس مجلس آن وقت تهیه کردم؛ بعد با توجه به اینکه در وزارت امور خارجه روی این بحث کار کرده بودم گفتم که سیستم بازرسی اش خیلی سیستم بدی است و همه جا را می تواند در هر زمانی بازرسی کند که البته مجلس آن وقت آن را تصویب کرد. اینجا هم ما اگر الحاق به پروتکل را تصویب بکنیم و همه یک حرف بزنیم به چیزی نمی رسیم؛ باید بگوییم وقتی شما NPT و CTBT را امضا می کنید و پروتکل الحاقی را می پذیرید یک سری حقوق و وظایف را برای کشورهای امضا کننده در نظر می گیرید؛ سازمانهای بین المللی روی ما فشار می آورند که وظایف را ما انجام بدهیم ولی در بخشهای حقوقی ما را نادیده می گیرند، ما باید روی این بخش کار بکنیم.

در این زمینه مثالی می زنم: در پروتکل الحاقی یا حتی NPT بحثی که وجود دارد این است که کشورها از تولید سلاح مبرا شوند به گونه ای که نتوانند به آن سمت بروند، اما تکنولوژی صلح آمیز هسته ای را بتوانند به دست بیاورند و برای به دست آوردن تکنولوژی صلح آمیز هسته ای کمک بکنند، ما باید این را در دنیا مطرح کنیم که البته با بعضی کشورهای اروپایی صحبت شده و آنها هم این بحث را بحثی منطقی می دانند، از آن طرف مجلس هم بیاید و نقش مخالف آن را بازی بکند، جرایدمان مقداری روی این موضوع کار بکنند، البته خود من هم هنوز سناریو برای این موضوع ندارم چون این تیغ دو دم است، یعنی اگر در صدا و سیمایمان، در جرایدمان و در مجلسمان شلوغ کردیم که پروتکل الحاقی همان قرارداد ۱۴۴۱ است و پروتکل الحاقی یعنی کشور را فروختن و فردا آن را پذیرفتیم، با افکار عمومی می خواهیم چه بکنیم، مانند بلایی می شود که در خزر دارد سر ما می آید؛ در دریای خزر، بنده به عنوان کسی که چند دوره در مذاکرات وجود داشتم، به خبرنگارها خیلی جاها گفتم، همین الآن اگر به ما ۲۰ درصد هم بدهند آقای خاتمی امضا نخواهد کرد، آقای خرازی جرأت نخواهد کرد امضا کند، چون بلافاصله مطرح شده سهم ما ۵۰ درصد است، به دنبال آن افکار عمومی می گوید شما خائن هستید، فعلاً همه دارند طوری با خزر برخورد می کنند که بگذارید از ما بگذرد تا ببینیم بعد از آن چه می شود، اگر بنده مدیرکل خزر یا معاون وزیر مربوط به خرز هستم بگذار دوره من تمام شود و از من بگذرد تا کسی مرا خائن به حساب نیاورد، یا اگر من وزیر خارجه هستم بگذار رد شود من رئیس جمهورم بگذار رد شود، چرا؟ چون ما افکار عمومی را خوب سازماندهی نکرده ایم، از ابتدا در تاکسیها، در ماشینها و در خبرگزاریها گفتیم سهم ما ۵۰ درصد است و بعد همه گفتند خزر را خوردند و بردند و تمام شد و رفت، در حالی که هیچ پاسخگویی برای افکار عمومی وجود ندارد. در بحث پروتکل الحاقی هم باید دقت شود ولی اینکه همه نظام و سیستم، روز اول حرف آخر را بزند این می تواند به مقدار زیادی در آینده خسارت بار باشد.

چرا ایران قبل از انجام هر فعالیت هسته ای آنها را اعلام نکرد؟ و پذیرفتن پروتکل الحاقی چه تأثیری در امنیت اروپا دارد؟

باید بدانید که بحث کارهایی که ما در نطنز انجام می دهیم مورد توجه سازمان انرژی هسته ای نیست بلکه تمام بهانه آنها روی یک مورد است و آن هم عدم گزارش موادی است که ما در سال ۹۱ از چین خریدیم و عرض کردم آن زمان چینیها هنوز NPT را امضا نکرده بودند لذا گزارش نکردند و مسئولیتی هم برای گزارش نداشتند ولی ما چون NPT را امضا کرده بودیم آن موقع باید گزارش می دادیم، اما گزارش ندادیم. الآن چینیهاNPT را امضا کردند و مسأله را گزارش دادند. آقای البرادعی هم با دو دستیارش آمدند و همه جا را دیدند؛ ولی آنچه آژانس به آن حساسیت نشان داد همان بود که عرض شد. ولی اینکه چرا آن موقع گزارش خرید مواد اعلام نشده، من نه الآن جوابی دارم و نه به طور دقیق می دانم.

اما در مورد تأثیر پروتکل الحاقی در امنیت اروپا، اصلاً باید پرسید پروتکل الحاقی را برای چه گذاشته اند؟ اگر پرسیده شود چرا همان موقع که NPT را امضا می کنند پروتکل الحاقی را امضا نمی کنند، باید گفت پروتکل الحاقی مربوط به کشورهایی است که وقتی به یک سطح از توانمندی هسته ای می رسند آن موقع باید پروتکل الحاقی را امضا بکنند تا به طرف تولید سلاح نروند. تا الآن تقریباً بیش از صد کشور آن را امضا کرده اند و ۳۲ کشور هم در مجالسشان تصویب کرده اند یعنی رسماً آن را پذیرفته اند، لذا تنها ما یک کشور نیستیم که بگوییم فقط ما پروتکل الحاقی را پذیرفته ایم، البته چون شرایط سیاسی ما در دنیا با آن کشورها متفاوت است ترسمان هم بیشتر است، چون بالاخره شاید نظام سلطه با دیگر کشورها آن قدر دشمنی عمیق نداشته باشد که همه کارهایشان را تحت الشعاع قرار بدهد ولی با ما دشمنی دارد و ما خوف آن داریم که با دید و بازدیدهایی که اینها بعداً خواهند کرد همه چیز را تحت الشعاع قرار دهند. اروپاییها می خواهند خیالشان راحت شود؛ ناراحتی اروپا این است که می گوید شما شهاب ۴ را ساختید، شهاب ۵ و ۶ را هم دارید می سازید، برد موشکی شما هم دارد می رسد به ۲۵۰۰ کیلومتر، این موشک می تواند از اینجا تا اروپا برود؛ موشکهای شهابی هم که ما داریم قابلیت این را دارد که کلاهک برایش نصب شود؛ لذا عملاً اروپاییها یک نوع نا امنی را احساس می کنند و البته اروپاییها همیشه روی این بحثهای هسته ای جدی بوده اند و الآن هم یک مقدار جدی ترند. ببینید در بحث عراق، فرانسویها و آلمانیها آمدند در تقابل آمریکاییها قرار گرفتند، من فکر می کنم تصور آلمان و فرانسه این بود که این جنگ یک جنگ فرسایشی و طولانی خواهد شد و معلوم نیست آمریکاییها پیروز بشوند و به همین دلیل با آن مخالفت کردند. (معمولاً فرانسویها و آلمانیها در بحث با آمریکا مقداری محتاطانه عمل می کنند) حالا در این جنگ فعلی نمی شود قضاوت کرد چه گذشت و چه شد که این جنگ سرنوشتش این چنین شد. الآن که جنگ تمام شده خوب تقریباً آمریکاییها سلطه بلامنازعی را پیدا کرده اند؛ فرانسویها و آلمانیها و برخی از کشورها مثل روسیه البته روسها و چینیها وسط کار معامله کردند همه اینها می خواهند به نوعی از آمریکا دلجویی و استمالت بکنند، لذا الآن که اینها از اصل کارهای اتمی ما ناراحتند و از قبل هم حساسیت نشان می دادند حالا یک فاکتور تقویت کننده هم به میدان آمده است، در نتیجه در این قصه موضع اروپاییها نسبت به آمریکاییها، در مقابل ما، موضع نسبتاً تندتری است.

چرا اروپاییها در ارتباط با سلاحهای هسته ای اسرائیل هیچ واکنش و حساسیتی نشان نمی دهند؟

خوب البته این پاسخ باید برای همه روشن باشد چون آنها چه اروپاییها و چه آمریکاییها تهدید امنیتی از جانب اسرائیل حس نمی کنند. الآن چند سال است که مطرح است اسرائیل۲۵۰ کلاهک هسته ای دارد ولی هیچ موقع اروپاییها نسبت به رژیم صهیونیستی واکنشی نشان نداده اند. مثلاً در همین NPT شما ببینید، برخی از کشورها عدم امضای خود را با مسأله عدم امضای اسرائیل توجیه می کنند، ولی خوب، اروپاییها و آمریکاییها از جانب اسرائیل احساس نا امنی نمی کنند ولی نسبت به ما خیلی احساس ناامنی می کنند.

اگر روزی انشاءا… صنعت اتمی که هیچ، صنعت بمب اتمی را هم به دست آوریم که خودمان بتوانیم آن را بسازیم آن موقع ما چه خواهیم بود. چه ایرانی را می توانیم تصور کنیم. امنیت ملی و منافع ملی ما در سایه داشتن بمب اتمی و ساخت آن چگونه قابل تعریف است؟

ببینید آن قدر که من می فهمم اصلاً استراتژی امنیتی جمهوری اسلامی ایران بر داشتن بمب اتم استوار نیست.

پس ساخت موشکی که قابلیت حمل کلاهک اتمی را دارد نشان از چیست؟

– نه، ببینید هر موشکی کلاهک دارد. شما می توانید برای همین موشکی که کلاهک غیر هسته ای برایش نصب کرده اید، کلاهک هسته ای نصب کنید. موشکی که شما در آن مواد انفجاری می گذارید می تواند مواد اتمی را حمل کند لذا آنها دارند تلقیهایشان را به عنوان احتمالات برای امنیت خودشان مطرح می کنند. معنایش این نیست که جمهوری اسلامی هم دنبال آنهاست. جمهوری اسلامی که نمی خواهد واقعاً بمب اتم به این معنا که بخواهد دنیا را بزند به دست بیاورد یا امنیت خودش را بخواهد بر اساس بمب اتم بنا کند. ایران کشوری است که زمان جنگ ایران و عراق که عراقیها به ما سلاح شیمیایی می زدند با اینکه ما هم می توانستیم از دنیا سلاح شیمیایی تهیه کنیم، ولی این کار را نکردیم؛ خوب در مورد بمب اتم هم می تواند این گونه باشد. البته بمب ضریب امنیتی یک کشور را تا حدودی افزایش می دهد.

ولی نباید با این چیزهایی که من گفتم دلتان بلرزد، از یک موضع دیگر هم نگاه کنید، الآن غربیها موضعشان نسبت به جمهوری اسلامی خیلی متحول شده است و ایران را به چشم کشور قدرتمندی که در دنیا حرف دارد و می تواند حرکت کند نگاه می کنند. سماجت و اصرار آنها در پذیرش پروتکل برای این است که اینها اراده ملتی را دیده اند که چه قدر می تواند برایشان کارساز باشد. دو سه هفته پیش به همراه اعضای کمیسیون امنیت ملی رفتیم اصفهان؛ بسیاری از کسانی که در تأسیسات اصفهان کار می کنند همین جوانهای دانشگاهی هستند که خدمت سربازی شان را آنجا انجام می دهند، اینها از این لحاظ سرمایه اند. یعنی این سرمایه نیروی انسانی که الآن در بخشهای اتمی ما دارد ایجاد می شود ارزشش بالاتر از آن کارخانه و بمب است. در نتیجه اینها خوف دارند و می گویند شما قدرت را به دست آورده اید هرچند بمب ندارید ولی اگر اراده کنید می توانید به آن مرحله هم برسید، پس ما باید جلوی شما را بگیریم، خوب حالا ملتی آمده توانمندی خود را این گونه نشان داده است. در بخشهای موشکی ما خوب کار کردیم، در بخش تجهیزات نظامی ما خوب کار کردیم، در بخشهای اتمی خوب کار کردیم، خودمان را توانستیم به سطح بالایی برسانیم، لذا بحث بمب اتم نیست بحث اینها این است که از همین ابتدای کار، می گویند باید به قول معروف گربه را دم حجله کشت و نگذاشت که ایران بیش از این در زمینه مسائل هسته ای حرکت کند.

– هنگامی که هند و پاکستان سلاح اتمی به دست آوردند واکنش جهانی در مقابل آنها چگونه بود و آلان چه وضعیتی دارند؟

– بله اگر یادتان باشد آمریکا هند و پاکستان را به تحریم کشید اما بعد هم خود آمریکاییها در بحث القاعده، طالبان، عراق و غیره، معاملاتی را با پاکستانیها انجام دادند و این تحریمها از بین رفت.

  راهنمای خرید:

  • همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
  • ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
  • در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.