اگر فایل یا کتابی رو که میخواهید توی سایت نیست روی " پیشنهاد فایل " کلیک کنید.
خرید و دانلود فایل پاورپوینت کامل علم سیاست در ایران؛ از بازشناسی تا بازسازی
224,700 تومان قیمت اصلی 224,700 تومان بود.109,200 تومانقیمت فعلی 109,200 تومان است.
تعداد فروش: 61
فرمت فایل پاورپوینت
پاورپوینت فایل پاورپوینت کامل علم سیاست در ایران؛ از بازشناسی تا بازسازی؛ ابزاری کارآمد برای ارائههای برجسته
آیا به دنبال ارائهای بینقص هستید؟ فایل فایل پاورپوینت کامل علم سیاست در ایران؛ از بازشناسی تا بازسازی با 120 اسلاید با طراحی حرفهای آماده است تا در جلسات شما را به بهترین شکل ممکن معرفی کند.
ویژگیهای بارز فایل فایل پاورپوینت کامل علم سیاست در ایران؛ از بازشناسی تا بازسازی:
- گرافیک شگفتانگیز: طراحی دقیق و متناسب با استانداردهای روز برای جذب توجه مخاطب.
- استفاده ساده: فایل فایل پاورپوینت کامل علم سیاست در ایران؛ از بازشناسی تا بازسازی به گونهای طراحی شده که نیاز به تغییرات پیچیده نداشته باشد؛ کافی است آن را بارگذاری و ارائه دهید.
- کیفیت حرفهای: تمامی اسلایدها با وضوح بالا و استانداردهای نمایش در پاورپوینت طراحی شدهاند.
طراحی بدون نقص: فایل فایل پاورپوینت کامل علم سیاست در ایران؛ از بازشناسی تا بازسازی با دقت بالا و بدون ایراد گرافیکی یا ناهماهنگی در طراحی آماده شده است.
توجه: نسخههای غیررسمی ممکن است مشکلاتی در نمایش یا کیفیت داشته باشند. تنها نسخه رسمی فایل فایل پاورپوینت کامل علم سیاست در ایران؛ از بازشناسی تا بازسازی تضمینشده است.
بخشی از متن فایل پاورپوینت کامل علم سیاست در ایران؛ از بازشناسی تا بازسازی :
تاریخ دریافت: ۳۰/ ۱۰/ ۸۳ تاریخ تأیید: ۲۶/ ۱۱/ ۸۳
در این مقاله علم سیاست در سه حوزه بازشناسی، بازنگری و بازسازی مورد مطالعه قرار گرفته است. با اشاره ای گذرا به حوزه بازشناسی و دسته بندی آن در سه گروه کلاسیک، مدرن و پست مدرن به موضوع، روش و غایت علم سیاست اشاره گردید. در حوزه بازنگری تفاوت رهیافت های موجود درباره علم سیاست در ایران و غرب بیان شده و اشاره گردیده که قلمروهای سه گانه موضوع، روش و غایت در علوم سیاسی غربی نمی توانند سازگار با خواسته های نظام دانایی ما باشند. سرانجام در حوزه بازسازی علم سیاست، ضمن طرح مسأله، پیشنهاداتی در جهت بهبود وضع موجود ارائه شده است.
واژه های کلیدی: علم سیاست، بازشناسی، بازنگری، بازسازی روش شناسی، نظام دانایی
مقدمه
در مقاله حاضر ابتدا در یک بررسی توصیفی نشان داده ایم که برداشت های متعدد از سیاست و علم سیاست چگونه صورت گرفته است. هرچند در این متن اختلاف میان تفکر انسان قدیم با تفکر انسان معاصر به صورت یک پیش فرض تلقی شده، امّا انگاره متن به این موضوع توجه دارد که علم سیاست مبتنی بر نگرش غیرمادی دور از دسترس نیست. در مطالعه صورت گرفته برداشت های متعدد از علم سیاست گاهی موارد از منظر نگرش به موضوع، روش و غایت و در برخی موارد از نگاه به پیامدها، نتایج و کاربرد و در بعضی موارد از نگرش به تعریف، قلمرو مبانی و مبادی علم دانسته شده است. سپس این اختلاف برداشت ها در دسته بندی منسجمی در سه گروه کلاسیک، مدرن و پست مدرن قرار گرفته اند. در ادامه با بررسی اجمالی وضعیت علم سیاست در ایران، ضمن پرداختن به ویژگی های علم سیاست در ایران به معایب آن، از قبیل غیرمولد بودن، غیر بومی بودن و ناکارآمدی، اشاره شده است. سرانجام در رویکردی آسیب شناسانه نیاز به بازشناسی، بازنگری و بازسازی علم سیاست در سه حوزه روش شناسی، هدف مندی و موضوع شناسی مورد تأکید قرار گرفته است.
مهم ترین دغدغه محقق علم سیاست در حوزه علوم اسلامی، بررسی هویت علم سیاست و راه های کاربردی کردن آن در ایران امروز است. به نظر می رسد دست یابی به چنین دغدغه ای نیازمند بررسی مفهوم سیاست، علم سیاست و برداشت های متعدد از آن، بررسی وضعیت علم سیاست در ایران و نیاز به علم سیاست مبتنی بر آموزه های دینی است.
تفکر انسان قدیم و انسان معاصر
به لحاظ برداشت های متعدد و ذهنیت های متفاوت انسان قدیم و معاصر از سیاست و علم سیاست، ابتدا به ویژگی های انسان قدیم و جدید می پردازیم.
اولین تفاوت در وضعیت علم است، یعنی انسان امروز علمش بسیار زیاد شده و متقابلاً جهلش نیز زیاد شده است و ثمره این مطلب در شکاکیت او ظاهر گردیده است. به عبارتی، هرچه مدرن تر می شود شکاکیت و تردید او بیشتر می شود و می فهمد که چیزی نمی فهد. این شکاکیت به حوزه سیاست و علم سیاست نیز تسری یافت، در حالی که انسان قدیم به ندرت شکاک بود و معتقد بود حقیقت ثابتی وجود دارد و می شود آن را شناخت.
دومین تفاوت در نگرش به جهان هستی است، یعنی انسان امروز می خواهد جهان را تغییر بدهد و امور را بر وفق مراد خود کند، در حالی که انسان قدیم معتقد بود باید تغییر جان بدهی و مراد را بر وفق امور کنی. به عبارتی، به اعتقاد انسان قدیم، اگر درون درست شود می توان بیرون را درست کرد، ولی انسان مدرن می گوید تغییر جان نمی دهم بلکه جهان را تغییر می دهم.
سومین تفاوت در قدرت است. انسان امروز در حالی که قدرتش بیشتر شده، عجزش نیز بیشتر شده و لذت کمتر می برد. بسیاری از افسردگی ها و رنج های انسان امروز به این دلیل است که دیگر کام روا نیست و از زندگی لذت نمی برد؛ در مقابل، انسان قدیم قدرتش کم بود، عجزش هم کم بود ولی از زندگی لذت می برد. انسان مدرن حوزه سیاست و علم سیاست را فقط در رابطه با قدرت می بیند و از امور معنوی غافل شده است.
چهارمین تفاوت مربوط به حوزه اخلاق و سیاست است. انسان معاصر دچار هرج و مرج اخلاقی شده و هدف زندگی اش را از دست داده است؛ وقتی هدف زندگی از بین برود دیگر بد و خوب معنا ندارد. و نظام اخلاقی وجود ندارد. و با رفتن اخلاق، قدرت معیار خوب و بد می شود. انسان معاصر با جدایی سیاست از اخلاق، هدف سیاسی اش صرفاً مادی شده است؛ در حالی که انسان قدیم معنای زندگی اش را مرتبط با هدف خلقتش ساخت. وقتی انسان هدف در زندگی داشته باشد دارای نظام اخلاقی نیز خواهد بود.
پنجمین تفاوت در آگاهی از وضعیت خود است. انسان مدرن هویت خود را در «فردیت خود» می بیند، یعنی در امور نظری عقل خود بنیاد را ملاک می داند و در امور عملی وجدان فردی خود را ملاک می گیرد؛ فقط براساس تشخیص خود به زندگی می پردازد. تأثیر این نگرش در سیاست و علم سیاست در تقدم فرد بر دولت و آزادی های سیاسی تجلی یافته است. در حالی که انسان قدیم هویت خود را در عضویت جمع می دید، یعنی انسان قدیم یکی از ویژگی هایش این بود که هویت خود را در عضویت جماعت معرفی می کرد.۱
در نتیجه گیری می توان گفت در تفکر انسان قدیم سیاست عین جامعه و دولت بود؛ فرد جزئی از دولت بود و همه چیز در اختیار دولت قرار داشت، در حالی که در اندیشه جدید سیاست بخشی از جامعه است و انسان بخشی از آزادی خود را به دولت می دهد که با گذشتن آزادانه از بخشی از حقوق خود، دولت را به وجود آورد، چون هر انسانی در تعارض با انسان دیگر است، لذا دولت را به وجود می آورند تا به تعارضات نظم دهند. در اندیشه جدید اخلاق از سیاست جدا می شود اما در اندیشه کلاسیک پایه سیاست قرار می گیرد.
روش تفکر انسان در دوره جدید از دو جهت دگرگون شده است: یکی، در روش اخلاقی است، زیرا انسان در گذشته روش اخلاقی داشت، اما انسان جدید روشی علمی و تجربی دارد، حالت تکنیک پیدا می کند و قاعده ای تکنیکی (قدرت) در خدمت هدف شخصی یعنی نظم قرار می گیرد و این قاعده تکنیکی راه را به علم سیاست جدید باز می کند هرچند پست مدرن ها معتقدند مدرنیته نه تنها انسان را آزاد نکرد بلکه او را بنده تکنیک خود کرد و او را تک ساحتی و بنده ماشین نمود؛ از این رو اساس عقل گرایی که تکنیک از آن زاییده شده باید از بین برود تا انسان آزاد شود.
دوم، از نظر محتوا است. در دوره کلاسیک سیاست شمول داشت و تمام زندگی انسان ها را دربر می گرفت، ولی در اندیشه جدید سیاست جزئی از زندگی مادی می شود و چون اخلاق از سیاست جدا شده، سیاست به لحاظ محتوایی براساس منفعت و فایده گرایی در نظر گرفته می شود.
برداشت ها از علم سیاست
در گرایش کلاسیک، علم سیاست به اعتبار غایت، موضوع، روش شناسی، علت غایی، ماهیت، بینش ارزشی و هنجاری و تعریف علم، طبقه بندی می شود. ویژگی های گرایشی کلاسیک در مورد علم سیاست را می توان چنین برشمرد:
۱ – چون علوم تجربی و انسانی از فلسفه سیاسی جدا نشده بودند با یک نگرش کلی به پدیده سیاست می پرداختند؛
۲ – فرجام خواهی و تأکید بر هدفی چون خیر و سعادت در حوزه علم سیاست و سیاست؛
۳ – برداشتی آرمان خواهانه و ایده آلیستی از حوزه علم سیاست و سیاست؛
۴ – از طریق علم سیاست به دنبال حقیقت یابی بودند؛
۵ – حوزه اخلاق از سیاست جدا نبود و اخلاق را پایه سیاست می دانستند؛
۶ – فرد جزئی از دولت و همه چیز در حیطه و هژمونی دولت بود؛
۷ – علم سیاست و سیاست شمول داشت و شامل تمام زندگی انسان ها می شد و مترادف با حکمت بود؛
۸ – روش شناسی قیاسی و کل نگر داشتند.
در گرایش مدرن، علم سیاست به اعتبار غایت، جنبه کاربردی، موضوع، روش شناختی، علت فاعلی، ارزش و هنجارها، تعریف علم، پیامدها، عرصه و قلمرو آن و دیدگاه فمینیستی طبقه بندی می شود. گرایش مدرن در مورد علم سیاست دارای ویژگی های زیر است:
۱ – منفعت خواهی و فایده گرایی؛
۲ – واقع گرایی و استقراگرایی؛
۳ – از طریق علم سیاست به دنبال حقیقت سازی؛
۴ – جدایی دو حوزه اخلاق و سیاست از هم که در نتیجه سیاست جزئی از زندگی مادی می شود؛
۵ – فرد دولت را به وجود می آورد؛
۶ – علم سیاست در امور جزئی و تجربی قابل طرح است؛
۷ – غایت علم سیاست، نظم، رفاه و کاربردی بودن آن است؛
۸ – روش شناسی تجربی و مشاهده گری اساسی و نیز روش های تفسیری و تأویل گرایی به تدریج مطرح شده است.
گرایش پست مدرنیستی به علم سیاست نیز دارای ویژگی های ذیل است:
۱ – عدم دست یابی به تصویری از جهان براساس معیارهای معتبر؛
۲ – روش شناسی شالوده شکنی و ساختارشکنی در روش هاست؛
۳ – معرفت شناسی علم سیاست دوره مدرن به طور کلی دگرگون شده است؛
۴ – نه تنها علم سیاست تغییر کرده بلکه جهان مورد مطالعه آن نیز تغییر کرده است؛
۵ – ماهیت و طرز عمل سیاست و علم سیاست در گفتمان ساخته می شود؛
۶ – دانش سیاسی انسان تابع قدرت سیاسی است؛
۷ – روش شناسی گفتمانی و نسبی گراست.
پیشینه علم سیاست در ایران
علم سیاست در ایران از بدو تأسیس تا به امروز سه دوره را پشت سر گذاشته است:
۱ – از تأسیس مدرسه علوم سیاسی تا دانشگاه تهران؛
۲ – از تأسیس دانشگاه تهران تا پایان دهه ۱۳۵۰؛
۳ – از پیروزی انقلاب اسلامی تاکنون.
۱. آغاز ورود علم سیاست به ایران به سال ۱۲۷۷ شمسی و به تأسیس مدرسه علوم سیاسی بازمی گردد. هدف این مدرسه کاربردی بود و بنیان گذاران آن در پی پرورش نیروی انسانی به منظور اشتغال در دستگاه وزارت امور خارجه بودند. به همین دلیل تا سال ۱۳۰۵ مدرسه، جزئی از وزارت خارجه بود و محتوای دروس آن را اغلب سیاست خارجی، آموزش دیپلماسی و حقوق بین الملل تشکیل می داد و از آموزش مسائل مربوط به حکومت و سیاست ایران خبری نبود. با کودتای سوم اسفند ۱۲۹۹ و بر سر کار آمدن رضاخان فعالیت مدرسه متوقف شد و بعد از مدتی در سال ۱۳۰۵ مدرسه علوم سیاسی از وزارت خارجه جدا و با مدرسه عالی حقوق ادغام گردید و در سال ۱۳۱۳ با تأسیس دانشگاه تهران همراه با مدرسه عالی تجارت، جای خود را به دانشکده حقوق و علوم سیاسی داد، که به قول عنایت، با این وصف در راه رشد علوم سیاسی چه در دانشگاه و چه در میان روشنفکران چندان مؤثر نبود.۲ و از طرفی، سلطه نظام آموزش فرانسوی موجب غلبه رویکرد حقوقی در مطالعه پدیده های سیاسی شده بود. سیاست پژوهان ایرانی بجای تحلیل مسائل سیاسی روز، به حوزه ترجمه آثار خارجی روی آوردند. با بازگشت تعداد بیشتری از دانش آموختگان علم سیاست از غرب بی علاقگی به شناخت فرهنگ خودی ویژگی عمده علم سیاست گردید.
ویژگی های علم سیاست در دوره اول: گرایش های محافظه کارانه، پرهیز از تحلیل مسائل سیاسی، غلبه رویکرد حقوقی در مطالعات سیاسی، گرایش به سمت ترجمه آثار خارجی و گریز از پرداختن به مسائل سیاسی ایران و فرهنگ خودی، از مشخصات بارز دوره اول محسوب می شود.
۲. از تأسیس دانشگاه تهران تا پایان دهه ۱۳۵۰: در دهه ۱۳۵۰ سه رویداد مهم توانست موجب بهبود نسبی وضعیت علم سیاست گردد:
نخست، علوم سیاسی در دانشگاه تهران از سلطه حقوق رهایی یافت و به سمت استقلال علمی گرایش یافت؛
دوم، خارج شدن رشته علم سیاست از انحصار دانشگاه تهران و تأسیس این رشته در دانشگاه ملی ایران (دانشگاه شهید بهشتی فعلی) که موجب نوعی رقابت حرفه ای شد و همین امر به استحکام علوم سیاسی کمک کرد؛
سوم، روش های جامعه شناختی به جای رویکرد حقوقی در مطالعات ایران تقویت شد و برنامه های آموزشی رشته علوم سیاسی تغییر کرد و برخی دروس جدید تصویب شد و چند مؤسسه و نشریه جدید در صحنه سیاست حضور یافتند.
ویژگی های علم سیاست در دوره دوم: رویکرد جامعه شناختی به جای رویکرد حقوقی در علم سیاست، گسترش رشته علم سیاست در چند دانشگاه و مؤسسه علمی و پیشرفت در شاخه آموزشی و تأسیس دوره های فوق لیسانس و دکترای علوم سیاسی از مشخصات بارز این دوره محسوب می شود.
۳. پیروزی انقلاب اسلامی تاکنون: در پی پیروزی انقلاب اسلامی، اختیارات حوزه دانشکده علوم سیاسی بیشتر شد و به دلیل شرایط آغازین انقلاب اسلامی، وجود گروه ها و جناح های سیاسی و تجمع دسته ها و احزاب سیاسی مخالف و معارض نظام سیاسی در دانشگاه ها فضای التهاب آمیز و آشفته ای را ایجاد کرد و همین امر باعث گردید رهبر انقلاب اسلامی برای برخورد با نیروهای مخالف و معارض و اصلاح نظام آموزشی دانشگاه ها در اردیبهشت ۱۳۵۹ دانشگاه ها را تعطیل و برنامه اسلامی کردن دانشگاه ها با عنوان «انقلاب فرهنگی» آغاز گردد.۳
یکی از اهداف اصلاحات نظام آموزشی اسلامی کردن علوم انسانی به عنوان مهم ترین محور دگرگونی دانشگاه ها بود.۴ ستاد انقلاب فرهنگی بر مبنای چنین نگرشی کار خود را آغاز کرد و علی رغم آن که برنامه مصوب ستاد انقلاب فرهنگی با برنامه قبلی تفاوت های آشکاری داشت، در محتوای علم سیاست و چارچوب آن نسبت به پیش از انقلاب تغییر جدی حاصل نشد هرچند برای بومی گرایی در علم سیاست گرایش هایی به سمت روش جامعه شناسی ماکس وبر به وجود آمد، اما ثمرات عملی چندانی به بار نیاورد و صرفاً شاهد گسترش کمّی رشته علوم سیاسی در چند دانشگاه و مؤسسه بودیم.
ویژگی های علم سیاست در دوره سوم:
۱ – ایجاد تغییرات کمّی در رشته علوم سیاسی؛
۲ – سلطه گرایش های پوزیتیویستی در رشته علوم سیاسی؛
۳ – پرهیز از تحلیل مسائل ایران و حوزه قدرت سیاسی؛
۴ – بومی نشدن علم سیاست در ایران؛
۵ – غیرکاربردی بودن علم سیاست در ایران؛
۶ – غیرمولد بودن علم سیاست در ایران؛
۷ – سرمایه گذاری نکردن واقعی در حوزه علم سیاست از ناحیه بخش خصوصی و دولت.
در این سه دوره، با وجود دگرگونی و تغییرات زیاد در علم سیاست از بدو تأسیس تاکنون، متأسفانه این دگرگونی ها و تغییرات اساسی نبوده اند و همچنان مشکلات جامعه ایران در حوزه سیاست باقی مانده است.
یکی از محققان علوم سیاسی در این باره می نویسد:
علم سیاست در ایران دچار بحران است و دلیلش این است که اولاً، علم سیاست و مطالعه سیاست از هم متمایز نشده است. بحث های معرفت شناسانه ای در ارتباط با امکان و مطلوبیت علم شدن سیاست وجود دارد، امّا این بحث ها در ایران صورت نگرفته است. به عبارتی، یک دیالوگ زنده ای در این ارتباط برقرار نبوده و طبیعتاً کسانی که در جاهای متفاوت درس خوانده اند، آنچه را خوانده اند به همراه خودشان آورده اند و اسم آن را علوم سیاسی گذاشته اند و بعضی ها هم سیاست نام نهاده اند. آنان تمایزی بین مطالعه سیاست و علم سیاست قائل نشده اند، به خاطر این که پیشینه بحث های معرفت شناسی را نداشته اند و طبیعتاً فقط به خاطر این که در جای خاصی درس خوانده اند، همان را آورده اند و عیناً این جا وارد کرده اند.۵
حسین بشیریه نیز می گوید:
علم سیاست در ایران، علم سیاستی نیست که با پیکره جامعه و نظام سیاسی ایران ارتباط داشته باشد. شاید بتوان گفت در این شرایط «علم سیاست» اصلاً ممکن نیست و فضا پیدا نمی کند. به نظر من تحولات عمده ای رخ نداده است. ویژگی های علم سیاست در ایران این است که اولاً، اقتباسی است، متون اصلی، ترجمه شده است و در آنها بیشتر به تجربه کشورهای غربی اشاره می شود و راجع به کشور ایران پیوند هنوز ایجاد نشده است و دوم این که این علم سیاست در مجموع همان علم سیاست پوزیتیویستی است.۶
در مجموع در رویکردی آسیب شناسانه به حوزه علم سیاست می توان پیشنهادات ذیل را ارائه کرد:
۱ – نیاز به علم سیاست در حوزه علوم اسلامی و روش شناسی غیرپوزیتیویستی احتمالاً می تواند پاسخ گوی مشکلات جامعه ایران باشد.
۲ رهایی از هژمونی روش های پوزیتیویستی؛
نیاز به علم سیاست در حوزه علوم اسلامی
در این نوشتار از مبانی استاد مطهری و شهید صدر در حوزه علم اسلامی و بحث منطقه الفراغ استفاده شده است که با استفاده از نظریات آنان می توان علم سیاست با بینش اسلامی را تبیین کرد؛ برخلاف کسانی که معتقدند در بینش اسلامی تاکنون ما علم سیاست نداشته ایم و هرچه بوده فلسفه سیاسی است و نیز کسانی که معتقدند علم سیاست متعلق به فرهنگ غرب است و براساس نگرش و بینش آنها تنظیم شده است.
استاد مطهری مبنای خود را در این گونه مسائل، نافع و مفید بودن و نیاز جامعه اسلامی می داند:
اساساً این تقسیم درستی نیست که ما علوم را به دو رشته تقسیم کنیم: علوم دینی و غیردینی، تا این توهم برای بعضی پیش بیاید که علومی که اصطلاحاً علوم غیردینی می شود از اسلام بیگانه اند، جامعیت و خاتمیت اسلام اقتضا می کند که هر علم مفید و نافعی را که برای جامعه اسلامی لازم و ضروری است علم دینی بخوانیم.۷
وقتی علم سیاست نشان می دهد کدام نظریه از میان هزاران نظریه با جامعه ایران مطابقت دارد یا می تواند در ساحت ایران به اجرا در آید و نیز متخصص علم سیاست کارآمدی نظام سیاسی ایران را مورد بررسی قرار می دهد، آیا این نیاز لازم و ضروری جامعه اسلامی نیست؟ از نظر استاد مطهری اگر نیاز به این علم در داشتن تخصص و اجتهاد در آن علم باشد بر مسلمانان تحصیل آن علم از باب «مقدمه تهیّئی» واجب و لازم است.
همه علومی که برای جامعه اسلامی لازم و ضروری است جزء «علوم مفروضه اسلامی» قرار می گیرد و جامعه اسلامی همواره این علوم را «فرایض» تلقی کرده است علی هذا علوم اسلامی برحسب تعریف سوم شامل بسیاری از علوم … که مورد احتیاج جامعه اسلامی است نیز می شود.۸
از طرف دیگر، با توجه به مبانی سید محمدباقر صدر در حوزه سیاست، می توان علم سیاست را در منطقه الفراغ قرار داد. بنابراین دومین دلیل بر ضرورت توجه به علم سیاست در حوزه علوم اسلامی، استفاده از بحث منطقه الفراغ شهید صدر است، زیرا از نظر ایشان، فقه و متون دینی تمام جزئیات را، برای زندگی بشر مطرح نکرده و برخی از امور سیاسی و اجتماعی را به عقل بشر واگذارده است؛ یعنی بعد از مراجعه به ادله درون دینی و روایی و وحیانی، اگر به حکمی الزامی برخورد نکنیم می توانیم از خرد جمعی و سیره عقلا استفاده کنیم؛ مضافاً بر این که خرد جمعی و سیره عقلا از پشتوانه عقلانیت دینی برخوردار است.
از نظر شهید صدر در حوزه غیر ثابت ها و نصوص معتبر می توان گفت:
۱ – اسلام در نظام قانون گذاری خود منطقه ای را خالی از حکم الزامی قرار داده است؛
۲ – این خالی بودن از روی اهمال و بی توجهی شارع نیست، بلکه با عنایت و از سر حکمت انجام داده است؛
۳ – اسلام منطقه خالی از حکم را در اختیار حاکم و مردم قرار داده است تا براساس مصالح و مقتضیات زمان و براساس اهداف و مقاصد شریعت پر کنند.۹
بومی سازی علم سیاست مبتنی بر آموزه های دینی
پس از بیان مبانی استاد مطهری و شهید صدر در خصوص وجود علم سیاست در جهان اسلام، حال با این پرسش روبه رو می شویم که علم سیاست مبتنی بر آموزه های دینی چگونه بومی می شود؟
ابتدا به تبیین مفهوم بومی شدن می پردازیم. بومی شدن علم سیاست به معنای تناسب داشتن با نیازها و قابلیت های یک جامعه است؛ از جمله:
۱ – تناسب
- همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
- ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
- در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.
