خرید و دانلود فایل پاورپوینت کامل تاملاتی درباره تمایز جنسی و احکام مجازات در اسلام
خرید و دانلود فایل پاورپوینت کامل تاملاتی درباره تمایز جنسی و احکام مجازات در اسلام قیمت اصلی 224,700 تومان بود.قیمت فعلی 109,200 تومان است.
بازگشت به محصولات
خرید و دانلود فایل پاورپوینت کامل فلسفه تفاوتهای زن و مرد در حقوق اسلام
خرید و دانلود فایل پاورپوینت کامل فلسفه تفاوتهای زن و مرد در حقوق اسلام قیمت اصلی 224,700 تومان بود.قیمت فعلی 109,200 تومان است.
📥 ترافیک اینترنت مصرفی جهت دانلود فایل‌ها در میکی بوک، به‌صورت نیم‌بها می باشد.
فقط اینقدر👇 دیگه زمان داری با تخفیف بخریش
00روز
09ساعت
28دقیقه
14ثانیه

خرید و دانلود فایل پاورپوینت کامل حقوق زنان

قیمت اصلی 224,700 تومان بود.قیمت فعلی 109,200 تومان است.

تعداد فروش: 75

فرمت فایل پاورپوینت

2 آیتم فروخته شده در 30 دقیقه
4 نفر در حال مشاهده این محصول هستند!
توضیحات

ارائه‌ی فایل پاورپوینت کامل حقوق زنان – تجربه‌ای خاص و متمایز!

پاورپوینتی حرفه‌ای و متفاوت:

فایل فایل پاورپوینت کامل حقوق زنان شامل 120 اسلاید جذاب و کاملاً استاندارد است که برای چاپ یا ارائه در PowerPoint آماده شده‌اند.

ویژگی‌های برجسته فایل فایل پاورپوینت کامل حقوق زنان:

  • طراحی خلاقانه و حرفه‌ای: فایل فایل پاورپوینت کامل حقوق زنان به شما این امکان را می‌دهد که مخاطبان خود را با یک طراحی خیره‌کننده جذب کرده و پیام خود را به بهترین شکل انتقال دهید.
  • سادگی در استفاده: اسلایدهای فایل پاورپوینت کامل حقوق زنان به گونه‌ای طراحی شده‌اند که استفاده از آن‌ها بسیار آسان باشد و نیاز به تنظیمات اضافی نداشته باشید.
  • آماده برای ارائه: تمامی اسلایدهای فایل پاورپوینت کامل حقوق زنان با کیفیت بالا و بدون نیاز به ویرایش، آماده استفاده هستند.

کیفیت تضمین‌شده با دقت بالا:

فایل فایل پاورپوینت کامل حقوق زنان با رعایت بالاترین استانداردهای طراحی تولید شده است. بدون نقص یا بهم‌ریختگی، تمامی اسلایدها آماده برای یک ارائه بی‌نقص و حرفه‌ای هستند.

نکته مهم:

هرگونه تفاوت احتمالی در توضیحات ممکن است به دلیل نسخه‌های غیررسمی باشد. نسخه اصلی فایل پاورپوینت کامل حقوق زنان با دقت و حرفه‌ای تنظیم شده است.

همین حالا فایل فایل پاورپوینت کامل حقوق زنان را دانلود کنید و ارائه‌ای حرفه‌ای و تأثیرگذار داشته باشید!


بخشی از متن فایل پاورپوینت کامل حقوق زنان :

اشاره: متنی که در پی می آید مصاحبه با حضرت آیت الله سید محمد موسوی بجنوردی است که در اواخر مردادماه سال ۱۳۸۳توسط کارشناس «طرح تحقیقاتی بررسی ابعاد بهداشتی، فقهی و حقوقی خشونت علیه زنان» صورت پذیرفته است. در این مصاحبه در مورد مسائلی از قبیل: تنبیه بدنی، تعدد زوجات، طلاق، تنظیم خانواده، استقلال اقتصادی، تمکین، تجاوز، دیه، ارث، ولایت و شهادت بحث شده است.

حضرت آیت الله از اینکه وقتتان را در اختیار ما گذاشتید تشکر می کنم و اجازه می خواهم سؤالات خودم را مطرح کنم. اولین سؤال این است که آیا در قوانین فقهی و شرعی اسلام به مرد اجازه داده شده است که همسر خود را مورد تنبیه بدنی قرار دهد یا خیر ؟

اعوذبالله من الشیطان الرجیم. بسم الله الرحمن الرحیم

شرع مقدس اسلام چنین اجازه ای به شوهر نداده است. حتی از اهانت کردن ، فحش دادن ، ناسزا گفتن ، تحقیر کردن هم در شرع نهی شده است، چه رسد به تنبیه بدنی. اسلام برای همه افراد و روابط ارزش قائل است، چه رسد به رابطه زن و شوهر که اساس یک زندگی مشترک است و باید مقرون عشق و محبت و مودت باشد. اسلام برای هر فردی شخصیت قائل است حتی افراد فرا دینی، مثلاً قرآن می فرماید: «وَ لَقَدْ کَرَّمْنا بَنی آدَمَ» [اسراء: ۷۰] ما از برای انسان کرامت قائل هستیم، چه برسد به مسائل زناشوئی و مسأله زن و شوهر که در قرآن از آن چنین تعبیر می کند: «وَ مِنْ آیاتِِهِ اَنْ خَلَقَ لَکُمْ مِن اَنْفُسِکُمْ اَزواجَاً لِتَسْکُنُوا اِلَیْها وَ جَعَلَ بَیْنَکُمْ مَوَدَهً وَ رَحْمَهً» [روم: ۲۱]. در این آیه مخاطب زن و مرد هستند. آیه می فرماید: بعضی از آیات خدا و نشانه های خدا این است که برای شما ازواجی خلق کردیم؛ یعنی از برای مرد زن را و از برای زن مرد را. «لِتَسْکُنُوا اِلَیهَا» یعنی از برای آرامش و کمال وجودی شما برایتان زوج خلق کردیم. پس زن کمال وجودی مرد است و مرد هم کمال وجودی زن است. «وَ جَعَلَ بَیْنَکُمْ مَوَدَّهً وَ رَحْمَهً» این جعل، جعل تکوینی است. رحمت مرحله ای بالاتر از مودت است که به مرحله عشق می ماند. یعنی بین شما مودت و دوستی و محبت و عشق تکوینی قرار دادیم تا بتوانید یک خانواده سالمی تشکیل دهید. در خانواده سالم که مرد نمی تواند زنش را تنبیه بدنی کند. عرض کردم حتی ناسزا گفتن، تشر زدن، تحقیرکردن، فحش دادن تمام اینها مورد نهی است. همانطور که بنده الآن نمی توانم به هیچ کس اهانت کنم و او را تحقیر کنم، نسبت به همسر خودم هم نمی توانم این کار را بکنم.

پس معنای آیه ای که بسیاری ازافراد به آن استناد می کنند یعنی آیه «وَاضْرِبُوهُنَّ» چیست؟

آیه این است که: «اللّاتِی تَخَافُونَ نُشُوزَهُنّ فَعِظُوهُنّ وَ اهجُرُوهُنّ فِی المَضَاجِعِ وَ اضْرِبوُهُنّ». اولاً، آیه در موردی است که نشوز ثابت شده باشد. نشوز اینجا به این معناست که همسر بخواهد شوهرش را به اعتبار مسائل جنسی اذیت کند و هدف فقط اذیت مرد باشد، یعنی بخواهد شوهرش را اذیت کند. در چنین موردی، قرآن می گوید ابتدا موعظه اش کنید، چون انسان موجودی است منطقی و عقلانی. اگر بخواهیم به موجود عقلانی مطلبی را تفهیم کنیم از راه موعظه و منطق و عقل وارد می شویم. چون کتک و امثال اینها به حیوانات اختصاص دارد. انسان باید از همان سلاحی که خودش دارد استفاده کند. سلاح انسان اندیشه است ، عقل است ، منطق است. آیه هم می گوید اول موعظه اش کنید، بحث کنید، ببینید اصلاً مسأله چیست، چرا این برخورد را داشته است، اگر فایده نکرد «وَاهجُرُوهُنَّ». پس ابتدا انسان به اعتبار عقلانیتش و اینکه موجودی عقلانی و منطقی است باید با برهان و منطق و عقلانیت همسرش را نصحیت کند تا به تفاهم برسند که به نظر من هم این راه معمولاً به تفاهم منتهی می شود. اگر فایده نداشت می گوید: «وَاهجُرُوهُنّ» یعنی مرد از زن جدا بخوابد. این اعراض است که خیلی وقتها به تنبّه منتهی می شود و مسائل را حل می کند. البته اعراض برای یکساعت و دو ساعت نیست، این کار اقلاً دو سه روز زمان می خواهد. اگر اعراض هم فایده نداشت «وَاضْرِبُوهُنّ». ضرب در اسلام به معنای تأدیب و تعزیر است. ما در اسلام کتک زدن نداریم. ضرب هرجا که باشد به عنوان تعزیر است. در روایات ما هم آمده است: «التَعزیرُ بِیَدِ الْحاکِم» یعنی رئیس دادگاه است که باید تعریز کند و تأدیب کند. ضرب که می گوید نه اینکه به معنی کتک باشد. ضرب بعضی وقتها به معنی توبیخ کتبی است. بعضی وقتها به معنی جریمه مالی است. ببینیم طرف چگونه مؤدب می شود. بسته به این است که قاضی ببیند طرف به چه چیز مؤدب می شود و همان کار را بکند. به نظر من مرد وقتی دید روشهای او فایده ندارد باید به دادگاههایی که برای این کار تشکیل شده است، برود. مثلاً به دادگاه خانواده برود و شکایت کند. آنوقت دادگاه رسیدگی می کند و یا اجبار می کند یا می گوید این ناشزه است و نفقه به او ندهید. یک راه تأدیب این است که به زن نفقه ندهد، نه اینکه شلاق بگیرد بگوید بیا کتک بزن. کتک برای حیوان است، انسان کتک نمی زند .بهترین میزان برای اینکه ما بفهمیم وضعیت ما چطور است این است که ببینیم چگونه عکس العمل نشان می دهیم. اگر شخصی به شما اهانت کرد و شما در مقابل اهانت او بی اختیار او را زدید پس حیوانیت در شما قوی است، ولی اگر او را نصیحت کردید و به او گوشزد کردید که کارش صحیح نیست معنی اش آن است که نیروی حیوانی در شما ضعیف است. شخصی به خواجه نصیرالدین طوسی نامه نوشت و او را «ابن کلب» خطاب کرد یعنی تو پدر سگ هستی. خواجه جواب داد سگ چهار پا دارد و من روی دو پا راه می روم. سگ دم دارد من دم ندارم. سگ نمی تواند صحبت کند من سخنرانی می کنم و درس می دهم. سگ نمی تواند چیزی بنویسد من تا به حال چهل، پنجاه کتاب نوشته ام. خلاصه دو سه صفحه در مورد آن جمله برایش نوشت. طرف پشیمان شد و عذرخواهی کرد. ببینید خواجه نصیرالدین طوسی عقلانیتش بیشتر از حیوانیتش بود. اگر او هم جواب می داد پدر تو سگ است، خواجه هم مثل او می شد. انسان موجودی است که اگر کسی به او تعدی کرد او نباید تعدی کند. آیه هم ابتدا در مقام موعظه و نصیحت است قرآن می گوید: «فَعِظُوهُنّ وَ اهجُرُوهُنّ». اگر اینها فایده نداشت «وَ اضْرِبُوهُنّ» یعنی برو به دادگاه و شکایت کن.

پس هیچ کس نمی تواند با استناد به این آیه همسرش را کتک بزند؟

خیر، نمی تواند همسرش را کتک بزند. وقتی در ونکوور دانشگاه بریتیش کلمبیای کانادا بودم. دختر خانمی در مقطع دکتری بود به من مراجعه کرد و دو روز پیش ما بود و با هم خیلی صحبت کردیم. به من گفت حاج آقا من تمام حرفهایت را قبول دارم، اما دینی که می گوید بیا زنت را کتک بزن، نمی توانم قبول کنم. من همین صحبتها را برایش کردم و آنها را پذیرفت و مسلمان شد.

نظرتان به طور کلی در مورد تعدد زوجات و شرایط آن چیست؟ آیا اصلاً قابل پذیرش است؟

تعدد زوجات یک بحث طولانی دارد. اساس مدرکش عمدتاً در قرآن آیه ای است که مخاطبان خاصی دارد؛ یعنی کسانی که سرپرستی ایتام را دارند. آیه این است: «وَ إنْ خِفْتُمْ ألّا تُقسِطُوا فِی الیَتامی فانکِحُوا مَا طَابَ لَکُمْ مِن النِّساءِ مَثّنی وَ ثُلاثَ وَ رُباعَ فَإنْ خِفْتُمْ اَلا تَعْدِلُوا فَواحِدَهً اَوْ مَا مَلَکَتْ أیْمانُکُمْ ذلِکَ أَدْنَی ألَّا تَعُولُوا» [نساء: ۳]. می گوید مبادا اموال آنها با اموال شما مخلوط گردد، این گناه بزرگی است. بعد بلافاصله می گوید اگر خوف داشتید که نتوانید عدالت را در حفظ اموال یتیمان رعایت کنید آن وقت می توانید دو تا یا سه تا یا چهار تا زن بگیرید. آیه در این مورد ساکت است که مادر اینها را بگیرد یا خودشان را. اما در آیه دارد «وان خفتم ان لاتعدلوا» اگر خوف داشتید که نمی توانید عدالت را رعایت کنید، یکی بیشتر نمی توانید بگیرید. یعنی اگر اولی را بگیرد دومی عقدش باطل است. پس یک مطلب این است که تعدد زوجات مخصوص کسانی است که سرپرستی اموال ایتام را به عهده می گیرند و شامل کسانی که سرپرست اموال ایتام نیستند، نمی شود.

مطلب دیگر در مورد «اموال» است. در آن روزگار مال عمدتاً به صورت کالا بود. کالاهایی از قبیل گندم و برنج و اینطور چیزها. این کالاها احتمال مخلوط شدن داشت، اما امروز این مشکل وجود ندارد. حساب بانکی برای طرف باز می کند پولش را توی حساب خودش می گذارد. اصلاً دیگر خوف اینکه اموالشان با هم مخلوط شود نیست. می خواهم عرض کنم حتی کسانی که سرپرستی اموال ایتام را برعهده دارند هم نمی توانند تعدد زوجات داشته باشند. چیزی که من از آیه فهمیدم این است. فقط مسأله این است که بررسی کنیم ببینیم ائمه اطهار ما علیهم السلام احیاناً اگر چند همسر داشتند آیا عقد دائمی بودند یا یکی دائمی بوده بقیه موقت یا ملک یمین بودند؟ خلاصه، باید دید که وضعیت چگونه بوده است. اگر ثابت شود که دو یا سه تا همسر دائمی داشتند، خوب تعبداً قبول می کنیم؛ اما اگر نداشتند، آیه قرآن را من اینطور می فهمم. لذا به نظر من این مطلب خیلی جای تأمل دارد. اینجا جایی است که انسان باید نهایت کنکاش و دقت را بکند. امید است این موضوع در حوزه های علمیه و مراکز پژوهشی با دقت کافی مورد تحقیق قرار گیرد.

بعضی افراد که می خواهند تجدید فراش کنند به این استناد می کنند که می توانند عدالت را در مورد همسرانشان رعایت کنند، آیا این کافی است؟

آیه نمی فرماید عدالت را رعایت کنید، بلکه شدیدتر می گوید. یعنی می گوید اگر خوف دارید که نمی توانید عدالت را رعایت کنید، «فَاِنْ خِفْتُمْ» اجازه ندارید بیش از یک همسر بگیرید. رعایت عدالت میان یک همسر ۴۰-۵۰ ساله و یک همسر جوان ۲۰ ساله چگونه ممکن است؟ واقعا کار خیلی مشکلی است. خیلی سخت است. نمی گویم محال است لکن خیلی کار مشکلی است. بنابراین اصل تعدد همسر را که اسلام گفته، به عقیده من برایش شرایطی گذاشته که خیلی به ندرت این شرایط تحقق و عینیت پیدا می کند.

بعضی معتقدند مرد می تواند با اجازه همسر اولش اقدام به ازدواج مجدد کند. در این رابطه بعضی از آقایان همسر اول خود را تهدید می کنند که اگر اجازه ندهی، طلاقت می دهم و به این صورت اجازه می گیرند. آیا چنین چیزی صحیح است؟

خیر، هیچ ارزشی ندارد. اجازه باید با اراده باشد نه از روی ترس و تهدید. اول باید ببینیم که مرد می تواند چند همسر بگیرد یا نه. در صورتی که می توانست باز اگر زن در ضمن عقد شرط کند که من به این شرط همسر شما می شوم، که ازدواج مجدد نکنید آن مرد دیگر نمی تواند ازدواج مجدد بکند و اگر بکند عقد دومی باطل است. اگر اجازه گرفتن از زن هم با ترس و تهدید باشد ارزش ندارد، چون در این صورت اجازه دادن فقط لفظی است نه قلبی. اجازه باید قلبی و درونی باشد. لفظ که چیزی نیست. لفظ لقلقه لسان است و کفایت نمی کند.

نکته دیگر در مورد طلاق است که می گویند مرد در هر شرایطی می تواند همسرخود را طلاق دهد، آیا واقعاً اینطور است یا خیر؟

متأسفانه این در قانون مدنی مطرح شده است. لیکن من اعتقادم این است که وقتی اسلام خودش یک نظام حکومتی دارد فقهش هم باید فقه حکومتی باشد و باید با نگرش حکومتی به آن توجه شود. وقتی دین ما دین جهانی است، از حیث جغرافیایی متعلق به همه جاست، از حیث زمان محدود به هیچ زمانی نیست و خودش هم سیستم حکومتی دارد، دیگر نمی شود که قوانینش شخصی باشد، بلکه قوانین هم باید قوانین حکومتی باشد. حکومت می تواند بگوید طلاق فقط باید از طریق دادگاه باشد. اگر دادگاه صحه گذاشت طرف می تواند همسرش را طلاق دهد، اگر صحه نگذاشت نمی تواند طلاق بدهد. به نظر من مسائل ازدواج و دعاوی زناشویی جزو حقوق عمومی است، نه حقوق خصوصی. اگر اینطور باشد مرد دیگر نمی تواند شبی نصفه شبی زنش را طلاق بدهد. طلاق باید از کانال دادگاه صورت گیرد. اگر دادگاه دید این دو دیگر نمی توانند با هم زندگی کنند و از همه جا مأیوس شد می تواند اجازه بدهد که طلاق صورت بگیرد.

آیا زن می تواند تحت هر شرایطی از همسرش جدا شود؟

اساساً در طلاق اینطور پذیرفته شده که مرد می تواند طلاق بدهد. زن با یکسری شرایط می تواند درخواست طلاق کند، مثلاً شرط ضمن عقد. اگر هم در زندگی برای زن حرجی پیش آمد؛ یعنی به هر علتی، دیگر نتوانست با این شوهر زندگی خود را ادامه دهد و مستأصل شد، بنابر ماده ۱۱۳۰ قانون مدنی، می تواند به دادگاه برود و دلایلش را ارائه کند. دادگاه به این امر رسیدگی می کند تا ببیند که این موضوع تحقق دارد یا نه ؟ اگر دادگاه دید تحقق دارد طبق ماده ۱۱۳۰، از شوهر می خواهد که زنش را طلاق دهد. اگر این کار را نکرد اجبارش می کند که همسرش را طلاق دهد. اگر طلاق داد نتیجه حاصل می شود. اگر طلاق نداد خودش طلاق می دهد یا به دفتر ازدواج و طلاق می نویسد، که می توانید این خانم را طلاق دهید، بدون اینکه شوهرش او را طلاق داده باشد.

آیا قانونی در این مورد هست که زن باید هبه کند تا همسرش او را طلاق دهد.

نه، این مربوط به طلاق خلعی است. اینکه گفتم خلعی نیست و ماده ۱۱۳۰ قانون مدنی است که اگر زن دچار عسروحرج شود می تواند طلاق بگیرد.

مورد دیگر در امر تنظیم خانواده است. اگر خانمی بخواهد برای بچه دار نشدن اقدامی انجام دهد (مثلاً بستن لوله ها) در تمام بیمارستانهای ما اجازه همسر را می خواهند ولی اگر مردی بخواهد این کار را انجام دهد اجازه همسرش لازم نیست. از دیدگاه فقهی چگونه به این مسأله نگاه می کنید؟

عقیده من این است که یکسری شرایطی هست که در متن عقد ذکر می شود و یکسری شرایطی هست که ضمن عقد ذکر نمی شود. اما در جامعه، بنای عقلا براین است که براساس این شرایط ذکر شده و ذکر نشده اقدام می کنند. یکی از اهداف و انگیزه های ازدواج، بچه دار شدن است. هم زن چنین قصدی دارد و هم مرد. حالا اگر شوهر خودش را عقیم کند، زن می تواند بگوید که شما تخلف از شرط کردید و بر این اساس می تواند طلاق بگیرد. زنی که همسرش اسپرم ندارد یا مردی که همسرش اوول ندارد به عقیده من می تواند طلاق بگیرد. چرا؟ چون یکی از شرایط ضمن عقد است ولو اینکه ذکر نشده باشد. به عقیده من می توانند بدون حرف و نقل عقد را فسخ کنند، چون تخلف از شرط ضمنی شده است. این شرط ضمنی است ولو اینکه در متن عقد ذکر نشده باشد، اما این دو نفر براساس این شرط اقدام به زناشویی کرده اند.

یک صورت دیگر مسأله این است که زوجین به تعداد دلخواه فرزند داشته باشند، در این صورت هم باز زن نیاز به اجازه کتبی همسرش دارد اما مرد ندارد. در این صورت آیا شرع نظر خاصی دارد؟

نه، به نظر من فرق نمی کند. اگر اجازه لازم است برای هر دو لازم است و اگر نیست برای هر دو نیست.

پس این نکته دید شرعی ندارد؟

مبنای اجازه ندارد . بخصوص اینکه دوسه تا اولاد هم دارند. زن می تواند بگوید من دیگر اصلاً توانش را ندارم که بارداری کنم و بچه بزرگ کنم.

آیا از نظر اسلام زن می تواند استقلال اقتصادی داشته باشد؟

بله، مسلّم است. هر کسی که درآمدی دارد، استقلال هم دارد: «لَّیْسَ لِلإنْسانِ إلا ماسَعَی» [نجم: ۳۹]. هم حکم عقل است و هم قرآن. هرکسی حاصل کار و تلاشش مال خودش است. زن حاصل تلاشش مال خودش است مرد هم همینطور.

اگر زن برای حفظ استقلال اقتصادی خود نیاز داشته باشد خارج از منزل کار کند آیا اجازه همسر را لازم دارد یاخیر؟

اگر شغلی که دارد منافات با شخصیت خانوادگی اش نداشته باشد و شغل مناسبی باشد، و اگر وقتی سرکار است شوهرش در خانه نباشد (مثلاً شوهرش ساعت ۸ می رود و ۴ برمی گردد) و کار ایشان هم در همان زمان باشد به نظر من اجازه لازم ندارد. اگر شوهر در خانه باشد می تواند منع کند و بگوید من می خواهم با همسرم باشم. اما وقتی در خانه نیست (خواه مسافرت باشد خواه محل کار) زن می تواند کار کند و نیازی به اجازه نیست.

اگر کسی مثلاً پرستار باشد و شیفت ثابت کاری نداشته باشد، آیا اجازه همسر لازم است؟

بله، باید اجازه بگیرد.

اما گاهی شنیده شده که حتی اگر شغل زن منافاتی با شئونات اجتماعی نداشته باشد (مثلاً دبیر است) باز هم می گویند چون این خانم، کارکردن را ضمن عقد شرط نکرده مرد می تواند مانع او بشود.

شغل دبیری شغل شریفی است. من عقیده ام این است که مرد چنین حقی ندارد.

موضوع دیگر در مورد تمکین است. آیا زن در هر شرایطی مکلف به تمکین است؟

نه، ببینید مسأله تمکین امری است که آمادگی می خواهد. شرایطی دارد که باید هم برای زن مهیا باشد و هم مرد. ممکن است زن ناراحتی داشته باشد، سرش درد کند، درس بخواند، چیزی بنویسد، مهمان داشته باشد و … . اگر قرار باشد این کار به اجبار و اذیت و آزار صورت گیرد، در اسلام جزء معاصی کبیره به شمار می آید. اذیت و آزار به هر صورتی که باشد حرام است و معصیت کبیره. اسلام نمی تواند به مرد بگوید چیزی را که از مصادیق معاصی کبیره است تو می توانی انجام دهی، چون این تناقض می شود. نمی شود از طرفی اسلام بگوید آزار و اذیت حرام و گناه کبیره است ‎و از ‎طرف دیگر ‎بگوید مرد می تواند اذیت و آزار کند. پس تمکین در شرایطی است که زن آمادگی دارد. اگر آمادگی داشت تمکین لازم است اگر نداشت، نه. این مسأله برمی گردد به اینکه چه وقت به زن ناشزه می گویند. وقتی که زن بخواهد اذیت بکند. آمادگی داشته باشد اما بخواهد اذیت کند. غریزه جنسی هم مثل غذا خوردن و خوابیدن است. ما موجودات حیوانی هستیم. گرسنه مان که می شود غذا می خواهیم . خوابمان که می آید می رویم می خوابیم. غریزه جنسی هم باید اشباع شود، هم از طرف زن و هم از طرف مرد.

اگر ‎مردی به نیاز جنسی زنش بی توجه باشد آیا زن می تواند تقاضای طلاق کند؟

بله، چون زن هم حق دارد و باید غریزه اش اشباع شود. اما مرد هم باید شرایطش را داشته باشد، آمادگی داشته باشد. مریض نباشد. اگر شرایط مهیا بود و مرد امتناع کرد تا همسرش را اذیت کند، اینجا زن می تواند شکایت کند و درخواست طلاق کند.

مسأله دیگر در مورد تجاوز است. تجاوز به چه معناست؟ آیا می توان تجاوز را ‎به مواردی‎ اطلاق کرد که مرد بدون رضایت همسر قصد نزدیکی با او را داشته باشد؟

تجاوز به عنف این است که کسی با یک زن غریبه به زور نزدیکی کند و قانوناً هم حکمش اعدام است. چنین موردی هم زناست و هم تجاوز به عنف. اما با همسرش زنا نیست بلکه معصیت کبیره است، چون همبستر شدن به عنف است . مثلاً اگر کسی بیاید دستش را در گوش شما کند و شما اذیت شوید،کیفر دارد.کیفر اذیت و آزار رامی بینید و نه کیفر تجاوز به عنف را.

در مقالات خارجی نظر دیگری مطرح است و معتقدند اگر نزدیکی بدون رضایت باشد نوعی تجاوز محسوب می شود .

به عقیده من کیفر دارد. آقایان این را نمی گویند. آقایان می گویند اگر زن سوار اسب هم هست و شوهر از او تقاضا کند زن باید قبول کند. این چه حرفی است؟! بنده ازاساس گفتم باید دو طرف آمادگی داشته باشند. اگر یک طرف آمادگی نداشته باشد حالت زور پیش می آید، اما حکم تجاوز به آن نمی گوییم. چون تجاوز در مسأله زنا ظهور دارد. تجاوز به عنف است.

بحث دیگر در مورد دیه زن است. اگر مردی زن خود را به قتل برساند، برای اینکه مجازات شود خانواده زن باید نصف دیه او را پرداخت کنند تا بتوانند مرد را اعدام کنند. آیا این درست است یا خیر ؟

البته. این در فقه ما هست. اما من اعتقادم این است که این جای بحث دارد. جزء خطوط قرمز نیست که آدم نتواند در موردش بحث کند. عقیده ام این است که باید بحث آکادمیک شود. احتمال دارد به یک جای روشن برسیم و حتی مثلا ً اگر به عنوان فقه حکومتی نگاه کنیم حکومت

  راهنمای خرید:

  • همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
  • ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
  • در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.