اگر فایل یا کتابی رو که میخواهید توی سایت نیست روی " پیشنهاد فایل " کلیک کنید.
خرید و دانلود فایل پاورپوینت کامل فلسفه دین (۳۷)
224,700 تومان قیمت اصلی 224,700 تومان بود.109,200 تومانقیمت فعلی 109,200 تومان است.
تعداد فروش: 58
فرمت فایل پاورپوینت
تحولی در ارائهها با فایل پاورپوینت کامل فلسفه دین (۳۷)!
اگر به دنبال یک روش ساده اما حرفهای برای ارائهی مطالب خود هستید، فایل پاورپوینت کامل فلسفه دین (۳۷) بهترین انتخاب شما خواهد بود. فایل پاورپوینت کامل فلسفه دین (۳۷) از پایه بر اساس اصول طراحی مدرن ساخته شده و تضمین میکند که اسلایدهای شما جذاب، منظم و آمادهی استفاده باشند.
فایل پاورپوینت کامل فلسفه دین (۳۷) شامل 50 اسلاید است که با ترکیب بصری زیبا و چیدمانی حرفهای، ارائهی شما را به سطحی بالاتر میبرد.
چرا باید از فایل پاورپوینت کامل فلسفه دین (۳۷) استفاده کنید؟
✔ طراحی حرفهای: هر اسلاید فایل پاورپوینت کامل فلسفه دین (۳۷) با دقت بالا تنظیم شده تا بیشترین تأثیر را روی مخاطبان بگذارد.
✔ صرفهجویی در زمان: نیازی نیست ساعتها وقت خود را برای طراحی پاورپوینت بگذارید، همه چیز آماده است.
✔ استفادهی آسان: بدون نیاز به ویرایشهای پیچیده، کافی است فایل را باز کنید و ارائه دهید.
✔ فایل پاورپوینت کامل فلسفه دین (۳۷) قابل استفاده در هر محیطی: چه در دانشگاه، چه در جلسات کاری، فایل پاورپوینت کامل فلسفه دین (۳۷) حرفهای نیاز شما را کاملاً برآورده خواهد کرد.
متمایز باشید!
دیگر نگران بهمریختگی یا طراحیهای غیرحرفهای نباشید. فایل پاورپوینت کامل فلسفه دین (۳۷) به شما این امکان را میدهد که بدون دغدغه روی محتوای خود تمرکز کنید و ارائهای تأثیرگذار داشته باشید.
همین حالا دریافت کنید و تجربهای متفاوت از ارائههای حرفهای را داشته باشید!
بخشی از متن فایل پاورپوینت کامل فلسفه دین (۳۷) :
تجربه دینی از نگاه کتاب و سنت (۲)
(۲) عرفای
اسلامی با دو اصطلاح سرو کار دارند: احوال و مقامات.
احوال،
عبارتند از: موهبتهایی که از جانب خداوند، بر قلب انسانی که طالب حقیقت است، نازل
می شوند، تا او را به کمند جذبه الهی، ارتقاء بخشند. از این رو گفته اند: «الحال
نازله بالقلب و لا تدوم » «حال، فیضی است که بر قلب انسان، نازل می شود و دوام
نمی یابد» .
مقامات،
همان منازلی است که انسان باید برای قرب به معبود، طی کند و عبارتند از: توبه،
ورع، زهد، فقر، صبر، توکل و رضا.
در فرق
میان احوال و مقامات گفته اند: «الاحوال مواهب و المقامات مکاسب » . «احوال،
موهبتهایی الهی و مقامات، اموری است اکتسابی » (۱) .
اگر
مقامات را از دایره تجربه دینی خارج کنیم، ولی ناگزیریم احوال را مساوی و مرادف با
تجربه دینی بدانیم. وحی و الهام نیز در قلمرو تجربه دینی است. آیا می شود اینها را
احوالی بشماریم که برای انبیا و اولیا حاصل می شود؟
از پیامبر
گرامی اسلام صلی الله علیه وآله نقل شده است که فرمود:
«لی مع
الله وقت لا یسعنی ملک مقرب و لا نبی مرسل » (۲) .
«مرا با
خدا وقتی است که در آن وقت، هیچ فرشته مقرب و هیچ پیامبر مرسلی گنجایش مرا ندارد»
.
این وقت،
برای انبیای الهی بزرگترین تجربه است. البته بر حسب درجات آنها، این تجربه اختلاف
پیدا می کند. تجربه نبی خاتم صلی الله علیه وآله فوق تجربه هاست. در این حالت، نه
فرشتگان مقرب، گنجایش او را دارند، نه انبیای مرسل. از آنجا که «نبی مرسل » نکره
در سیاق نفی است و عمومیت دارد، حتی شامل خود آن بزرگوار هم می شود او در میقاتی
که «مع الله » دارد، به مرتبه ای می رسد که مقام رسالت و خاتمیت خودش نیز گنجایش
آن را ندارد. آیا این برداشت، از کلام آن بزرگوار درست است؟ این، چیزی است که به
ذهن نگارنده می رسد. ممکن است خواننده گرامی برداشت دیگری داشته باشد.
درباره
حضرت یعقوب علیه السلام که در تب و تاب فراق یوسف عزیزش می سوخت و می گداخت، و
کارش به جایی رسید که
«ابیضت
عیناه من الحزن » (۳) .
چنین
سروده اند:
یکی گفتش
که ای پیر خردمند
که ای
روشن ضمیر گم گشته فرزند
ز مصرش
بوی پیراهن شنیدی
چرا در
چاه کنعانش ندیدی؟
بگفت
احوال ما برق جهان است
گهی پیدا
و گاهی در نهان است
گهی بر
تارم اعلی نشینیم
گهی تا
پشت پای خود نبینیم
آیا
نمی شود معراج را یکی از تجربه های بزرگ پیامبر اکرم صلی الله علیه وآله بدانیم؟
او در این سفر الهی، سیر نکرده، بلکه سیرش داده اند. او مشمول «اسراء» شده که
«سبحان الذی اسری بعبده لیلا..» . (۴)
او در این
اسراء، از مسجدالحرام به مسجدالاقصی و از آنجا به آسمانها رفت، تا به مقام «قاب
قوسین او ادنی » (۵) رسید. چنین موهبتی نصیب هیچ کس نشده بود. این
مقام، همان مقامی است که جبرئیل می گوید:
«لو دنوت
انمله لاحترقت » (۶)
«اگر به
اندازه بند انگشتی نزدیک شوم، می سوزم » .
احمد ار
بگشاید آن پر جلیل
تا ابد
مبهوت ماند جبرئیل
چون گذشت
احمد ز سدره و مرصدش
وز مقام
جبرئیل و از حدش
گفت او را
هین بپر اندر پیم
گفت رو رو
که حریف تو نیم
باز گفتا
گز پیم آی و ما یست
گفت، رو
زین پس مرا دستور نیست
باز گفت
او را بیا ای پرده سوز
من به اوج
خود نرفتستم هنوز
گفت بیرون
زین حد، ای خوش فرمن
گر زنم
پری بسوزد پر من
حیرت اندر
حیرت آید زین قصص
بیهشی
خاصه کان اندر اخص
تجربه
پیامبران خدا، در عین این که وسیله ارتقاء و تکامل آنهاست، وسیله ارتقاء و تکامل
بشریت نیز هست. جذبه های وحی و حالات نزول فرشته و تکلیم از ورای حجاب (۷) .
نه تنها روشنی بخش جان و دل آنهاست، بلکه بشر نیز از آثار و برکات آن، بهره مند و
برخوردار می شود. اینان، تحت تاثیر همین جذبه ها آن چنان کامل می شوند که
می توانند «اسوه » (۸) انسانهای دیگر باشند. انسان تکامل نیافته، کجا
می تواند اسوه و الگوی انسانهای دیگر باشد؟ خفته را خفته کی کند بیدار؟ آنکه در
معرض خطای عقیده و عمل و گفتار است، چگونه شایسته است که پیشوا و مقتدای بی قید و
شرط دیگران باشد؟ آری عصمت، لازم است. کسی که در پندار و گفتار و کردار، معصوم است
و عاصمی از غیب او را پاسداری و نگهداری می کند، شایسته چنین مقام و منزلتی است.
هدایت
آنها، هدایت الهی است. عاصم غیبی آنها را بر مسندی نشانده که آنها را از رهنمودهای
دیگران بی نیاز کرده است. خداوند آنها را بر کرسی هدایت نشانده و درباره آنها
فرموده است:
«افمن
یهدی الی الحق احق ان یتبع امن لا یهدی الا ان یهدی » (۹) .
«آیا آن
که هدایت به حق می کند، سزاوارتر است که پیروی شود یا آن که هدایت نمی پذیرد، مگر
آن که (از طرف هدایت کننده ای) هدایت شود؟» .
تکامل فرد و جامعه
جذبه های
روحی و وحیانی و تجارب باطنی انبیا دستمایه تکامل افراد و اجتماعات است. دین و
برنامه های دینی آنها هم فردی است و هم اجتماعی. فرد یا جامعه با الهام از
رهنمودهای انبیا، ره صدساله را یک شبه می رود. قرآن کریم فرمود:
«و اذکروا
نعمه الله علیکم اذ کنتم اعداء الله فالف بین قلوبکم فاصبحتم بنعمته اخوانا و کنتم
علی شفا حفره من النار فانقذکم منها» (۱۰) .
«به یاد
آورید نعمت خدا را بر خویشتن، همان زمانی که دشمن یکدیگر بودید و خداوند میان
دلهای شما الفت برقرار کرد و به برکت نعمت او با یکدیگر برادر شدید و شما بر
لبه ای از آتش (هلاکت) بودید و خداوند شما را از آن، نجات داد» .
این کار،
کار آسانی نبود. اگر نگوییم محال بود، باید بگوییم: قریب به محال بود. از اینرو
فرمود:
«لو انفقت
ما فی الارض جمیعا ما الفت بین قلوبهم » (۱۱) .
«اگر همه
آنچه در روی زمین است، انفاق می کردی، میان دلهای آنها الفت برقرار نمی کردی » .
یعنی در
اینجا اسباب مادی – که مهم ترین آنها مال و ثروت است – کارساز نیست. رخنه کردن در
دلها و اتصال رشته قلوب به یکدیگر، به گونه ای که در غم و شادی یکدیگر شریک باشند
و به اندوه یکدیگر، اندوهگین شوند و به شادی یکدیگر شادی کنند، تنها از راه دین و
ایمان ممکن است.
جذبه های
روحی و وحیانی پیامبران، کیمیایی است که مس وجود افراد را طلای گرانبها می کند.
البته تا افراد، اصلاح نشوند، جامعه اصلاح نمی شود. ولی ممکن است اصلاح فرد به
اصلاح جامعه نینجامد. اصلاح جامعه منوط است به اصلاح تعداد قابل توجهی از افرادی
که بتوانند جامعه را متحول کنند. اگر تعداد این افراد، قابل توجه نباشد، یا ا
- همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
- ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
- در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.
