خرید و دانلود فایل پاورپوینت کامل علم کلام و چالش های نوین(خاطرات آیت اللّه سبحانی به کشور مغرب)
خرید و دانلود فایل پاورپوینت کامل علم کلام و چالش های نوین(خاطرات آیت اللّه سبحانی به کشور مغرب) قیمت اصلی 224,700 تومان بود.قیمت فعلی 109,200 تومان است.
بازگشت به محصولات
خرید و دانلود فایل پاورپوینت کامل یادی از روز «الست »
خرید و دانلود فایل پاورپوینت کامل یادی از روز «الست » قیمت اصلی 224,700 تومان بود.قیمت فعلی 109,200 تومان است.
📥 ترافیک اینترنت مصرفی جهت دانلود فایل‌ها در میکی بوک، به‌صورت نیم‌بها می باشد.
فقط اینقدر👇 دیگه زمان داری با تخفیف بخریش
00روز
04ساعت
48دقیقه
12ثانیه

خرید و دانلود فایل پاورپوینت کامل فلسفه دین(بخش ۱۵)

قیمت اصلی 224,700 تومان بود.قیمت فعلی 109,200 تومان است.

تعداد فروش: 50

فرمت فایل پاورپوینت

2 آیتم فروخته شده در 30 دقیقه
4 نفر در حال مشاهده این محصول هستند!
توضیحات

تحولی در ارائه‌ها با فایل پاورپوینت کامل فلسفه دین(بخش ۱۵)!

اگر به دنبال یک روش ساده اما حرفه‌ای برای ارائه‌ی مطالب خود هستید، فایل پاورپوینت کامل فلسفه دین(بخش ۱۵) بهترین انتخاب شما خواهد بود. فایل پاورپوینت کامل فلسفه دین(بخش ۱۵) از پایه بر اساس اصول طراحی مدرن ساخته شده و تضمین می‌کند که اسلایدهای شما جذاب، منظم و آماده‌ی استفاده باشند.

فایل پاورپوینت کامل فلسفه دین(بخش ۱۵) شامل 46 اسلاید است که با ترکیب بصری زیبا و چیدمانی حرفه‌ای، ارائه‌ی شما را به سطحی بالاتر می‌برد.

چرا باید از فایل پاورپوینت کامل فلسفه دین(بخش ۱۵) استفاده کنید؟

طراحی حرفه‌ای: هر اسلاید فایل پاورپوینت کامل فلسفه دین(بخش ۱۵) با دقت بالا تنظیم شده تا بیشترین تأثیر را روی مخاطبان بگذارد.

صرفه‌جویی در زمان: نیازی نیست ساعت‌ها وقت خود را برای طراحی پاورپوینت بگذارید، همه چیز آماده است.

استفاده‌ی آسان: بدون نیاز به ویرایش‌های پیچیده، کافی است فایل را باز کنید و ارائه دهید.

فایل پاورپوینت کامل فلسفه دین(بخش ۱۵) قابل استفاده در هر محیطی: چه در دانشگاه، چه در جلسات کاری، فایل پاورپوینت کامل فلسفه دین(بخش ۱۵) حرفه‌ای نیاز شما را کاملاً برآورده خواهد کرد.

متمایز باشید!

دیگر نگران بهم‌ریختگی یا طراحی‌های غیرحرفه‌ای نباشید. فایل پاورپوینت کامل فلسفه دین(بخش ۱۵) به شما این امکان را می‌دهد که بدون دغدغه روی محتوای خود تمرکز کنید و ارائه‌ای تأثیرگذار داشته باشید.

همین حالا دریافت کنید و تجربه‌ای متفاوت از ارائه‌های حرفه‌ای را داشته باشید!


بخشی از متن فایل پاورپوینت کامل فلسفه دین(بخش ۱۵) :

ولاء امامت

امامت و بشریت، همزاد یکدیگرند.نه امامت بدون بشریت قابل تحقق است و نه بشریت بدون امامت.

منشا جدائی ناپذیری آنها دو چیز است: یکی نقصان انسان و دیگری کمال پذیری وقابلبیت او برای رشد و تعالی و ارتقاء.

اگر موجودی از آغاز، کامل خلق شده و هرچه برای او ممکن بوده به مرحله فعلیت وتحقق رسیده، نیازی به راهنما و مربی و پیشوا و امام ندارد. به همین جهت است که در عالم فرشتگان نهاد امامت و ولایت جایگاهی ندارد. چرا که برای آنها سیر ارادی و اختیاری از قوه به فعل و از کمال به نقص، مطرح نیست.

اگر موجودی از آغاز، کامل خلق نشده، ولی استعداد کمال پذیری دارد و می تواند به مراحلی از کمال که در پیش رو دارد، نائل گردد، باید در مسابقه و تکاپوی کمال پذیری شرکت جوید; تا به فعلیت و کمال برسد.

این گونه موجودات بر دو دسته اند: دسته ای به طور طبیعی و غریزی از نقص به کمال واز قوه به فعل می رسند. اینها نیاز به مربی و راهنما و رهبر ندارند. بلکه باهدایت تکوینی الهی مسیر خود را طی می کنند و به سر منزل مقصود می رسند. مانندحیوانات.

در عالم طبیعت، نباتات و حیوانات کمال پذیرند و باید از نقص به کمال و از قوه به فعلیت برسند. ولی تکاپوی آنها در سیر به سوی کمال، ارادی و اختیاری نیست وبه همین جهت است که همان هدایت تکوینی الهی برای استکمال آنها کفایت می کند.

دسته ای دیگر باید به اراده واختیار خود به کمال مطلوب نائل گردند. این گونه موجودات، نیاز به پیشوا و رهبر و مربی و مقتدا دارند. مانند انسان.

زندگی انسان در عالم طبیعت، هم با حیوانات و نباتات وجه اشتراک دارد و هم وجه افتراق. آن بخش از کمالاتی که حیوان و نبات از راه هدایت تکوینی به دست می آورند،برای انسان هم ممکن و لازم است. ولی انسان باید به هدایت تشریعی الهی به کمالاتی که درخور اوست و نبات و حیوان را بدانها دسترسی نیست، نائل گردد.

ولاء امامت، بعد از نبوت، عهده دار این هدایت است و هرگز تعطیل بردار نیست.

علت این است که انسان دارای دو جنبه بدنی و نفسانی است. از جنبه بدنی وجسمانی با موجودات عالم طبیعت و از جنبه نفسانی با موجودات مجرد اشتراک دارد.

موجود مجرد -چنان که دیدیم- تکامل پذیر نیست، بلکه درهر درجه ای از کمال که باشد، می ماند. نه از آن درجه تنزل می کند و نه به سوی درجه بالاتری ارتقاء وتکامل می یابد. انسان هم اگر تنها همان جوهر مجرد و عاری از تعلق جسمانی بود،تکامل نمی یافت و در همان درجه ای که بود، باقی می ماند. راز و رمز تعلق نفس به بدن همین است که با حفظ کمالات اولیه خود، بتواند از خواص مادیت و جسمانیت نیزبرخوردار گردد و در نظام قوه و فعل، به کمالاتی که تحصیل آنها برایش امکان می یابد، با کوشش و تلاش نائل گردد.

بنابراین، نفس قبل از تعلق به بدن، به وجود تجردی و جمعی خود در عالمی برترموجود بود و اگر در آنجا می ماند، به کمال برتری نائل نمی آمد. به گفته مولوی:

منبسط بودیم و یک گوهر همه بی سر و بی پا بدیم آن سر همه یک گهر بودیم همچون آفتاب بی گره بودیم و صافی همچو آب چون به صورت آمد آن نور سره شد عدد چون سایه های کنگره

به همین جهت است که در حکمت متعالیه، جنبه نفسانیت نفس -که به معنای تعلق تدبیری به بدن است- را حادث می دانند و می گویند : نفس، جسمانیه الحدوث و روحانیه البقاء است. یعنی نفس از جهت نفسانیت و تعلق تدبیری به بدن، حادث وجنبه روحانیت آن، همواره باقی است و به فنای بدن فانی نمی شود. این نظریه، بانظریه کسانی که نفس را حادث یا قدیم می دانند، متفاوت است. این دو نظریه اخیر،به راه افراط یا تفریط، کشانیده شده اند. چرا که یکی کلیت نفس را حادث و دیگری کلیت نفس را قدیم می داند. راه میانه و اعتدالی این است که نه کلیت نفس را قدیم و نه کلیت آن را حادث بدانیم.

این نظریه می گوید: جنبه نفسانیت نفس -یعنی تعلق تدبیری به بدن- به حدوث بدن حادث است. اما جنبه تجردی نفس یا به تعبیر دقیق تر، جنبه عقلانیت آن که به عالمی برتر مربوط است، حدوث ندارد. چرا که کون و فساد و حدوث و زوال، به عالم طبیعت مربوط است، نه به عالم فوق طبیعت. موجودات عالم فوق طبیعت، یا به اراده ازلی خداوندی همواره بوده و هستند، یا هرگز نبوده و نیستند. آنجا نه جای حدوث و زوال و کون و فساد و نه جای تکامل و ارتقاء است. آنجا عالم ثبات و اینجا عالم تغیراست.

جنبه عقلانی نفس، اگر برای ابد در همان مرحله می ماند، هرگز نمی توانست به کمالات دیگری -علاوه بر آنچه داشت- نائل آید. نفس در آن مرحله، عقلانیت داشت، نه نفسانیت و به همین جهت تکامل هم نداشت. با یک سیر نزولی به اینجا آمد و تعلق تدبیری به بدن پیدا کرد و جنبه نفسانیت او حدوث یافت و بدون این که کون و فساد این عالم گریبانش را بگیرد، فرصت تکامل اختیاری پیدا کرد. فرصتی کامل و تمام، بدون هیچ عیب و نقص. چرا که هم چراغ هدایت فطری و عقلی فراراهش بود و هم چراغ هدایت تشریعی. او هم از هدایت درونی برخوردار بود و هم از هدایت برونی. در هدایت برونی یا تشریعی هم ارائه طریق و راهنمائی بود و هم ایصال به مقصود و مطلوب ورهبری. نبوت برای ارائه طریق و امامت برای ایصال به مقصود. یکی راهنما و دیگری رهبر. گو اینکه احیانا نبوت و امامت در یکی جمع می شود. چنان که به شهادت قرآن،ابراهیم با داشتن مقام نبوت و رسالت، به مقام امامت رسید. آن هم با گذراندن مراحلی از ابتلاء و امتحان و به ثبوت رسیدن قابلیت و لیاقت او (۱) .

با این فرصت کامل و تمام، انسان مختار می تواند به کمالاتی برسد که قبلا برایش نبوده و همین سیر به سوی کمال است که زندگی در این عالم را برایش معنی دار می کندو ارزش می بخشد.

اگر این سیر تکاملی نبود، زندگی در این جهان بی معنی و بی ارزش و بی اعتبار بودو بنابراین، باید قدر آن را شناخت.

آنان که به وظیفه شناسی و هدف شناسی توجه دارند، در فرصت طلائی زندگی این جهان حداکثر بهره را می گیرند و هرگز به کارهای عبث و بیهوده روی نمی آورند.

اینان باید الگوهای کاملی در پیش رو داشته باشند که از آنها تبعیت کنند و ازنور دانش او بهره گیرند و او را مقتدای خود قرار دهند. چنان که امیرالمومنین(ع)در نامه خود به «عثمان بن حنیف » انصاری فرمود:

«الا و ان لکل ماموم اماما یقتدی به و یستضی بنور علمه » (۲) .

«آگاه باشید هر مامومی را امامی است که به او اقتدا می کند و به نور علم اوروشنی می گیرد».

نه تنها آنهائی که در راه سعادت در تکاپو و تلاش هستند امام دارند، بلکه آنهائی که در سراشیبی سقوط و ضلالت افتاده اند نیز، برای خود الگو و امامی دارند.

بهترین مردم، امام حق و امام عدل و بدترین مردم، امام باطل و امام جور است.

هنگامی که مردم نزد آن بزرگوار اجتماع کردند و از کارهای «عثمان » شکایت کردند و از حضرتش خواستند که با وی گفتگو کند و از او بخواهد که از کارهائی که موجب عدم رضایت مردم است دست بردارد، نزد وی رفت و در ضمن سخنانی به او فرمود:

«فاعلم ان افضل عباد الله عندالله امام عادل هدی و هدی فاقام سنه معلومه و امات بدعه مجهوله و ان السنن لنیره لها اعلام و ان البدع لظاهره لها اعلام وان شر الناس عندالله امام جائر ضل و ضل به فامات سنه ماخوذه و احیی بدعه متروکه » (۳) .

«بدان که برترین بندگان خدا نزد او امامی است عادل که هدایت شده و هدایت کند.

راهبری که سنت معلومی را بر پای دارد و بدعت مجهولی را بمیراند. برای سنتها،علائمی روشن و برای بدعتها نشانه هائی آشکار است و بدترین مردم نزد خدا امامی است ستمکار که گمراه شده و دیگران به او گمراه شوند. امامی که سنت پذیرفته رابمیراند و بدعت واگذارده را زنده گرداند».

همواره میان امامت و امت، کشش و کوشش لازم است. از سوی امام کشش و از سوی پیرواو، کوشش باید. نه امام سبت به امت خود بی تفاوت است و نه امت می تواند بدون کوشش و تلاش و تکاپو راه امام خود را دنبال کند و به سنخیت با او دست یابد.

  راهنمای خرید:

  • همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
  • ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
  • در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.