خرید و دانلود فایل پاورپوینت کامل تفسیر قرآن مجید
خرید و دانلود فایل پاورپوینت کامل تفسیر قرآن مجید قیمت اصلی 224,700 تومان بود.قیمت فعلی 109,200 تومان است.
بازگشت به محصولات
خرید و دانلود فایل پاورپوینت کامل معانی نفس در علم النفس از دیدگاه قرآن
خرید و دانلود فایل پاورپوینت کامل معانی نفس در علم النفس از دیدگاه قرآن قیمت اصلی 224,700 تومان بود.قیمت فعلی 109,200 تومان است.
📥 ترافیک اینترنت مصرفی جهت دانلود فایل‌ها در میکی بوک، به‌صورت نیم‌بها می باشد.
فقط اینقدر👇 دیگه زمان داری با تخفیف بخریش
00روز
19ساعت
09دقیقه
53ثانیه

خرید و دانلود فایل پاورپوینت کامل فلسفه دین(بخش ۳۳)

قیمت اصلی 224,700 تومان بود.قیمت فعلی 109,200 تومان است.

تعداد فروش: 79

فرمت فایل پاورپوینت

2 آیتم فروخته شده در 30 دقیقه
3 نفر در حال مشاهده این محصول هستند!
توضیحات

پاورپوینت فایل پاورپوینت کامل فلسفه دین(بخش ۳۳)؛ ابزاری کارآمد برای ارائه‌های برجسته

آیا به دنبال ارائه‌ای بی‌نقص هستید؟ فایل فایل پاورپوینت کامل فلسفه دین(بخش ۳۳) با 48 اسلاید با طراحی حرفه‌ای آماده است تا در جلسات شما را به بهترین شکل ممکن معرفی کند.

ویژگی‌های بارز فایل فایل پاورپوینت کامل فلسفه دین(بخش ۳۳):

  • گرافیک شگفت‌انگیز: طراحی دقیق و متناسب با استانداردهای روز برای جذب توجه مخاطب.
  • استفاده ساده: فایل فایل پاورپوینت کامل فلسفه دین(بخش ۳۳) به گونه‌ای طراحی شده که نیاز به تغییرات پیچیده نداشته باشد؛ کافی است آن را بارگذاری و ارائه دهید.
  • کیفیت حرفه‌ای: تمامی اسلایدها با وضوح بالا و استانداردهای نمایش در پاورپوینت طراحی شده‌اند.

طراحی بدون نقص: فایل فایل پاورپوینت کامل فلسفه دین(بخش ۳۳) با دقت بالا و بدون ایراد گرافیکی یا ناهماهنگی در طراحی آماده شده است.

توجه: نسخه‌های غیررسمی ممکن است مشکلاتی در نمایش یا کیفیت داشته باشند. تنها نسخه رسمی فایل فایل پاورپوینت کامل فلسفه دین(بخش ۳۳) تضمین‌شده است.

فایل فایل پاورپوینت کامل فلسفه دین(بخش ۳۳) را دانلود کرده و به راحتی یک ارائه حرفه‌ای را تجربه کنید.


بخشی از متن فایل پاورپوینت کامل فلسفه دین(بخش ۳۳) :

پی گیری بحث تمایز روشها

فلسفه علم کلام، تنها به مسائل کلام نظر دارد; تا معلوم شود که آیا متکلم به شیوه جدل پایدار و وفادار مانده، یا -احیانا- به ورطه خطابه و سفسطه افتاده و یا اسیر دام تخیلات شاعرانه شده است.

این نکته را هم ناگفته نگذاریم که برای متکلم، تنزل از جدل عیب است; ولی ترقی از آن، هنر است. چه مانعی دارد که متکلم،پا را از دایره جدل بیرون نهد و همان گونه که از خطابه و شعر وسفسطه گریزان است، از جدل هم فاصله گیرد و گام بر نردبان برهان گذارد که در این صورت، کلام او کلام فلسفی است نه کلام جدلی. کلام فلسفی خود را متعهد می داند که در خدمت دین باشد.

جا دارد که در اینجا از همت والای متکلمان شیعی -مخصوصا در این عصر- ستایش و تشکر شود که بیشتر به کلام فلسفی روی آورده و ازکلام جدلی فاصله گرفته اند. اینجا فلسفه در خدمت دین قرار گرفته و فیلسوف کوشیده است که از تمام دستاوردهای فلسفی خود در راه خدمت به معارف دینی و دفاع از دین و رد شبهات دیگر اندیشان استفاده کند.

کتاب روش رئالیسم که متن آن به قلم علامه طباطبائی و پاورقیهای آن به قلم شهید مطهری است، صبغه خالص فلسفی دارد. هرچند هدف آن مبارزه با ماتریالیسم دیالک تیک و افکار الحادی و خدمت به دین و عقاید دینی است.

اینان در عصرما قهرمانان این میدان بودند. اکنون جمعی ازنخبگان حوزه ها و دانشگاه ها ادامه دهنده همان راهند. این افاضل کرام و اندیشمندان والا مقام میدان فلسفه و کلام، در مقابل دیگراندیشان جبهه ای محکم -همچون بنیان مرصوص- به وجودآورده اند و جهاد و قتال آنها جهاد و قتال فکری و نظری است که سعیشان مشکور باد!

قرآن کریم می فرماید:

(ان الله یحب الذین یقاتلون فی سبیله صفا کانهم بنیان مرصوص) (۱) .

«خداوند کسانی را که در راهش صفی همچون بنیانی مرصوص-که اجزای آن به هم چسبیده- به وجود آورده و نبرد می کنند، دوست دارد».

مجاهدان صدر اسلام با نیزه و شمشیر و کمان، دفاع از حریم اسلام می کردند و این سنگربانان فلسفه و کلام، با فکر و اندیشه نابی که در حوزه اسلام قابل قبول است، به مبارزه با دیگراندیشان می پردازند. آنها بدنها را بر زمین می انداختند و اینها اوهام وتخیلات و شعریاتی که بر آنها جامه کلام و فلسفه پوشانده شده است.

رصدخانه علوم

فلسفه های مضاف، رصدخانه های علومند. همان طوری که منجم، دررصدخانه خود ستاره ها را رصد می کند، فیلسوف علوم هم مسائل علم مورد نظر و مورد علاقه خود را رصد می کند.

فلسفه عرفان به مسائل عرفان نظر دارد. متفکری که در میدان فلسفه عرفان تلاش می کند، همچون منجمی است که در رصدخانه خود به مراقبت و تماشای ستارگان می پردازد. فلسفه عرفان، رصدخانه مسائل عرفان است تا معلوم شود که آن چه عارف می گوید، خواب وخیال و وهم و پندار است یا حقیقت محض و حق مطلق و واقعیت انکارناپذیر.

اگر خیال باشد، از سنخ کدام خیال است؟ مولوی بین خیالات اولیاو خیالات دیگران فرق گذاشته می گوید:

نیست وش باشد خیال اندر جهان تو جهانی بر خیالی بین روان بر خیالی صلحشان و جنگشان بر خیالی نامشان و ننگشان آن خیالاتی که دام اولیاست عکس مه رویان بستان خداست

همین جا مولوی به فلسفه عرفان روی آورده و خیالات معمولی را ازخیالات عرفانی جدا کرده است. صلح ها و جنگ های کشورگشایان خیالات ناپایدار است. ولی آن خیالاتی که دام اولیایند، عکس ماه رویان بستان خدا و حوران بهشتی است.

به همین ترتیب فلسفه علم کلام، رصدخانه مسائل کلامی و فلسفه;فلسفه رصدخانه مسائل فلسفی است.

این جاست که متوجه می شویم برای مسائل دینی هم رصدخانه خاصی لازم است که همان فلسفه دین است. جا دارد که فیلسوف دین، حوزه کارو مسوولیت خود را مشخص و محدود کند و در حوزه فلسفه یا کلام یاعرفان قدم نگذارد که در این صورت، نه در آن میادین طرفی می بندد و نه در میدانی که به مسوولیت خودش مربوط است.

مگر حوزه فلسفه دین محدود و دچار کمبود است که فیلسوف دین به جای بحثهای فلسفه دین وارد بحثهای فلسفه علم کلام و فلسفه فلسفه و فلسفه عرفان شود؟!

جان هاسپرز می گوید:

«در حوزه فلسفه دین، مسائل زیادی وجود دارد. از قبیل این که:

چه نوع اعتقادی، اعتقاد به خداست؟ دلیل اعتقاد به وجود خداچیست؟ به جای عقیده خدا، چه اعتقادهای جایگزینی وجود دارد؟

غیر از وجود خدا، چه مطالبی در مورد ذات، قدرت، خیر، علم،حکمت و سلطه او می توانیم بگوئیم؟ در صورت امکان چگونه می توانیم درستی و نادرستی اعتقاد به خدا را اثبات کنیم؟ آیازبانی را که باید برای توصیف خدا به کار گیریم، باید لفظی باشد؟ از وجود و عدم خدا چه نتایجی در خصوص رفتار انسان می توانیم بگیریم؟» (۲) .

تمام سوالات مطرح شده فوق، در زمینه اعتقاد به خداست. ولی مسائل فلسفه دین به همینها محدود نمی شود. به همین جهت است که هاسپرز در ادامه مطالب فوق می گوید:

«بحث دین، تنها درباره اعتقاد به خدا نیست، بلکه نماز، مراسم عبادی، تشکیلات کلیسائی و موضوعات دیگری که بیشتر مورد توجه اولیای کلیساست تا فلاسفه را هم شامل می شود» (۳) .

متاسفانه خود هاسپرز هم در کتابش به جای تحلیل عقلانی مساله خدا، از دیدگاه دین -آن هم دین مسیحی- به سراغ براهین فلسفی وجود خدا رفته و درباره این براهین به تحلیل و نقادی پرداخته است. برهان انتولوژی(وجودی)، برهان علی، برهان امکان و وجوب،برهان تجربه دینی، برهان سودمندی، برهان از طریق معجزات وبرهان غایی(برهان نظم).

اگر برهان تجربه دینی و برهان سودمندی را استثنا کنیم و به آنها صبغه دینی بدهیم، تنها بحث درباره این دو، به فلسفه دین مربوط می شود. ولی بقیه به فلسفه مربوط است.آن هم به فلسفه مسیحی، نه فلسفه اسلامی. چرا که فلسفه اسلامی برهان وجودی آنسلم را قبول ندارد (۴) .

همچنین از برهان نظم در اثبات وجود خدا استفاده نکرده است.

بلکه متکلمان اسلامی از آن، به عنوان یکی از براهین عالمیت خدااستفاده کرده اند.

چنان که خواجه در کتاب تجرید الاعتقاد فرموده است: انجام کارهای حکیمانه و تجرد و کیفیت قدرت و استناد هر چیزی به او،دلائل علم است (۵) .

مقصود از انجام کارهای حکیمانه همان برهان نظم یا برهان غائی است. چنان که بخش اخیر -یعنی کیفیت قدرت و استناد هر چیزی به او- ناظر به برهان علی است.

به هر حال فرق است میان دین مسیحی و دین اسلام، هرچند که این دو، مسائل مشترک، بسیار دارند. ولی نباید از اختلاف پاسخهای مسیحی و کلیسائی با پاسخهای اسلامی و قرآنی غفلت ورزید. فلسفه دین مسیحی یا فلسفه دین یهودی یا فلسفه آئین زردشتی ربطی به فلسفه دین اسلام ندارد.

همچنین فرق است میان فلسفه یا فلسفه های مسیحی با فلسفه یافلسفه های اسلامی. برهان امکان و وجوب، هم در برخی از فلسفه های مسیحی است، هم در فلسفه اسلامی. ولی برهان صدیقین صدرائی یابرهان صدیقین علامه طباطبائی مخصوص فلسفه اسلامی است.

براهین دیگری هم در فلسفه یا کلام اسلامی هست که در تیررس نقدهاسپرز قرار نگرفته. اصولا نه تنها میان فلسفه اسلامی و فلسفه مسیحی فرق است که میان کلام اسلامی و کلام مسیحی هم فرق است.

همین طور میان عرفان اسلامی و عرفان مسیحی.

چه خوب بود هاسپرز که نام کتابش را فلسفه دین نهاده، به تحلیل عقلانی مسائل دین می پرداخت و به سراغ براهین فلسفی نمی رفت. آن هم براهینی که احیانا مورد توجه فلاسفه ما نبوده و آنها رامردود شناخته یا در جاهای دیگری مورد استفاده قرار داده اند.

بسیاری از کسانی که فلسفه دین نوشته اند، وارد بحثهای کلامی وفلسفی شده و به جای فلسفه دین، فلسفه علم کلام یا فلسفه فلسفه نگاشته اند. هاسپرز نیز همین مشکل را پیدا کرده است.

انسانهای ذو فنون

چه لزومی دارد که انسان ذوفنون باشداگر یک فن را به طورهمه جانبه پیش ببریم، بهتر از این است که در هر فنی وارد شویم و در هرکدام کاری ناقص انجام دهیم.