اگر فایل یا کتابی رو که میخواهید توی سایت نیست روی " پیشنهاد فایل " کلیک کنید.
خرید و دانلود فایل پاورپوینت کامل سیری در اندیشه سیاسی عبدالرحمان کواکبی
224,700 تومان قیمت اصلی 224,700 تومان بود.109,200 تومانقیمت فعلی 109,200 تومان است.
تعداد فروش: 75
فرمت فایل پاورپوینت
فایل فایل پاورپوینت کامل سیری در اندیشه سیاسی عبدالرحمان کواکبی شامل 120 اسلاید با طراحی دقیق و ساختاری استاندارد است که برای ارائههای رسمی یا چاپ، کاملاً مناسب و آماده استفاده میباشد.
ویژگیهایی که فایل فایل پاورپوینت کامل سیری در اندیشه سیاسی عبدالرحمان کواکبی را متمایز میکند:
فایل فایل پاورپوینت کامل سیری در اندیشه سیاسی عبدالرحمان کواکبی با رعایت اصول حرفهای طراحی شده و عاری از هرگونه ایراد گرافیکی یا ناهماهنگی در نمایش میباشد.
در صورت مشاهده نسخههایی با کیفیت پایینتر، توجه داشته باشید که ممکن است نسخههای غیررسمی باشند. نسخه اصلی فایل فایل پاورپوینت کامل سیری در اندیشه سیاسی عبدالرحمان کواکبی تنها از طریق منبع معتبر در دسترس است.
هماکنون فایل فایل پاورپوینت کامل سیری در اندیشه سیاسی عبدالرحمان کواکبی را دریافت کرده و ارائهای حرفهای و متمایز تجربه نمایید
اهمیت کواکبی در این سلسله بیش تر از جهت اندیشه های سیاسی بوده است که کم تر گذشتگان به این سبک بیان کرده اند و تأیید آرمان های سید جمال الدین در لزوم حکومت قانون, اتحاد اسلامی و احساس نگرانی از عقب ماندگی جوامع اسلامی است. فهم اندیشه سیاسی کواکبی منوط به فهم حداقل از زمینه و شرایطی است که او در آن می زیسته است.
عصر کواکبی
کواکبی در عصر پادشاهان مطلق العنانی می زیسته است که (حکومت خود را موهبتی الهی می دانستند و بر خود القابی هم چون (ظل اللّه الاکرم, خلیفه الاعظم و وارث الانبیا می گذاشتند.)۱
شکست های پی در پی دولت عثمانی از حکومت های غربی, وقوع انقلاب کبیر فرانسه, اشغال مصر توسط ناپلئون, باعث بیداری و آگاهی عثمانی ها به ضعف خویش در برابر غرب گردید و آن ها را به فکر اصلاحات در ساختار نظامی و تقویت مجدد امپراتوری عثمانی انداخت, به همین منظور, جریان روی کرد به غرب, به سرعت پی گرفته شد.۲
رقابت های استعماری بین کشورهای اتریش, روسیه, فرانسه و انگلیس, که هر یک به نحوی به امپراتوری عثمانی چشم دوخته بودند, جریان ارتباط و آشنایی با غرب را شدت بخشید.
(سلطان سلیم سوم (۱۸۰۷۱۷۸۹م.) راه ورود عناصر غربی در سیستم جنگی, اداری و آموزشی را فراهم ساخت و مقدمات ظهور طبقات تحصیل کرده در غرب را هموار ساخت, جانشینان او محمود دوم (۱۸۳۹۱۸۰۷م.) با ادامه راه وی, دست به بازسازی کلی زد و فرمان مشروطیت را صادر نمود. سلطان عبدالمجید جانشین محمود دوم (۱۸۳۹۱۸۷۶م.) نیز با یک قانون اساسی به سبک قانون های اساسی اروپایی اصلاحات سیاسی گسترده ای را رقم زد و مدارسی با مدرسّان غربی, برای تربیت جوانان مسلمان تأسیس نمود, جریان غرب گرایی در دوران زمامداری سلطان عبدالحمید دوم (۱۸۷۶ ۱۹۰۸م.) نیز تا مدتی ادامه پیدا کرد.)۳
سراسر دوران زندگی کواکبی با حکومت عبدالحمید همراه بود, عبدالحمید دیکتاتوری مستبد و خشن بود که مانع اصلاحات اجتماعی و سیاسی شد. مجلس را منحل نمود و قانون اساسی را ملغا کرد, مخالفین و روشن فکران را تحت تعقیب قرار داد۴. (نمایندگانی که در انتقاد از خودکامگی سلطان, آشکاره گویی و دلیری بیش تر از خود نموده بودند دستور داده شد که استانبول را ترک گویند, در میان آنان گروهی از نمایندگان برجسته عرب بودند, این اهانت در میان خود ترکان, مایه هیچ گونه اعتراضی نشد, ولی با سوادان عرب را در شهرهایی مانند بیروت و دمشق سخت برآشفت. از آن تاریخ به بعد موج احساسات ضد ترکی در میان عرب ها بالا گرفت. مخصوصاً که سیاست عمومی عبدالحمید در منع آزادی های سیاسی, سبب شده بود که جنبش های مخالف حکومت, راه پیکار (زیرزمینی), را در پیش گیرند. در سال ۱۸۸۰ شعارنامه هایی به زبان عربی بر روی دیوارهای بیروت و دمشق و طرابلس و صیدا نمودار شد که در آن ها از عرب ها خواسته شده بود تا بر ضد ترکان بشورند و آنان را از سرزمین های عرب بیرون رانند. این نخستین بار بود که رایت قومیت عرب بر ضد سلطه ترک برافراشته می شد.)۵
بی مهری حاکمیت با روشن فکران سوری و مصری باعث شد که بسیاری از اعضا و انبوه روشن فکران آن زمان, به دلایل سیاسی یا اقتصادی مجبور به ترک میهن خود شدند. آنان به ناحیه های گوناگون امپراتوری عثمانی و اروپا سفر کردند. سوریان به مصر گریختند و مصریان به قسطنطنیه (استانبول) پناه بردند و دیر یا زود بسیاری خود را در پاریس, لندن یا ژنو یافتند و به دور یک دیگر جمع شده, گروه های مختلفی را تشکیل و به فعالیت های ضد استعماری و ضد استبدادی خویش ادامه دادند. گروهی که در قاهره پیرامون جمال الدین الافغانی [اسدآبادی] (۱۸۳۹۱۸۹۷م.) در دهه ۱۸۷۰ گردآمده, برجسته ترین این گروه هاست. همین محفل که بعداً توسط محمد عبده (۱۸۴۹۱۹۰۵م.) شاگرد برجسته افغانی تشکیل شد, برخی از اعضای آن چهره های برجسته زندگی سیاسی و فکری مصر شدند.۶
به قول آقای محیط طباطبائی: یکی از برجسته ترین فرد برآمده در مکتب (عروه الوثقی) را باید در خاندان کواکبی در شهر حلب سوریه جست. سید عبدالرحمن کواکبی از نبیره های (شیخ صفی الدین اردبیلی) و بنی اعمام (شاه اسماعیل صفوی) ظاهراً بی آن که درک حضور سید را کرده باشد فوق العاده تحت تأثیر هدف های اجتماعی و سیاسی او قرار گرفت.۷
(این مکتب موضوع های گوناگونی را مورد توجه قرار دادند, اما مایه اصلی این موضوع ها دینی و سیاسی بود: اسلام را چگونه باید زنده کرد؟ با خطر تمدن اروپا چگونه باید مقابله کرد؟ پیوند میان ملت های مسلمان را چگونه باید تقویت کرد؟ و وحدت یگانگی اسلامی (پان اسلامیسم) را چگونه باید به وجود آورد؟)۸
(کواکبی در پنج سالگی بی مادر شد. کودکیِ تلخ و رنج باری را گذراند, پدرش او را به (انطاکیه) فرستاد تا زیر نظر خاله اش, (سیده صفیه), پرورش یابد. کواکبی از همان اوان, در کار تحصیل از خود استعداد نشان داد, در مدت سه سال اقامت در انطاکیه قدری زبان ترکی یاد گرفت و پس از بازگشت به حلب آموختن فارسی را آغاز کرد, تحصیلات عالیه خود را در مدرسه کواکبیه حلب که پدرش مدیر آن بود به انجام رساند, علوم جدید را از (استاد خورشید) که از ادیبان برجسته ترک بود فراگرفت و پس از چندی معلومات خود را در زبان های ترکی و فارسی تکمیل کرد, از آن پس با خواندن روزنامه های ترکی چاپ استانبول که حاوی ترجمه مقاله های روزنامه های غربی بود تا اندازه ای با اندیشه های غربی آشنا شد.
کواکبی از بیست سالگی با عضویت در هیئت تحریریه روزنامه رسمی (فرات) که به دو زبان ترکی و عربی منتشر می شد, در سلک روزنامه نگاران درآمد, چندی بعد نخستین مجله عربی شهر حلب را به نام (الشهباء) منتشر کرد. انتقادهای تندش در مجله از خودکامگی های سلطان (عبدالحمید) و دفاع از حقوق سیاسی مردم سوریه, حاکم ترک حلب را واداشت تا (الشهباء) را پس از انتشار پانزدهمین شماره توقیف کند. چندی بعد کواکبی مجله (الاعتدال) را منتشر نمود.
چون دولتیان فشار خود را بر او سخت تر کردند از همه مناصب خود کناره گرفت و به کار وکالت پرداخت تا کسانی را که ترکان در پی آزار و تعقیبشان بودند در پناه خویش گیرد و از جانب ایشان به دادگاه شکایت کند. در سال ۱۸۸۶م. سوء قصد یک وکیل دعاوی ارمنی به جان حاکم حلب, به ترکان بهانه ای داد تا جمع انبوهی از سوریان, از جمله کواکبی را, دستگیر کنند, ولی کواکبی پس از چندی از زندان آزاد شد و این بار محبوبیتش در میان مردم فزونی گرفته بود. او در همه مناصب با زورگوییِ ترکان و فساد توان گران سوری مبارزه کرد و شاید چون در این مبارزه ناکام شد در سن چهل و هفت سالگی سوریه را ترک کرد و رهسپار مصر گشت۹. شرح مبارزات وی در این عصر, توسط مرحوم آیه اللّه طالقانی در مقاله ایشان با نام (کواکبی و استبداد) آمده است.۱۰
کواکبی در مصر به زودی به محافل آزادی خواهان و روشن فکران مصری پیوست و برای روزنامه (الموید) مقاله می نوشت. وی دو کتاب اصلی خود به نام (طبایع الاستبداد) و (ام القری) را در آن جا به پایان برد.
او پیوند خود را از وطن پرستان سوری نگسست, هر روز عصر با جمعی از رهبران سوری مقیم قاهره هم چون محمد رشید رضا و محمد کرد علی و طاهر الزهراوی دیدار می کرد. وی در سال ۱۹۰۰م. به خاطر نگارش یک اعلامیه کوتاه علیه استبداد ترکی به اوج شهرت خود رسید و در سال ۱۹۰۱م. به نمایندگی از طرف عباس دوم, خدیو مصر, مأمور شد تا به برخی از کشورهای اسلامی سفر کند و برپای بیانیه ای دایر بر لزوم انتخاب عباس دوم به مقام خلافت مسلمانان سنی, امضا گردآورد.
در این مأموریت از عربستان و یمن و سودان و زنگبار و هند دیدن کرد و با اوضاع سیاسی و اقتصادی مسلمانان از نزدیک آشنا شد. پس از بازگشت به مصر به جمعیت (المنار) پیوست و به سبب مقاله ها و کتاب هایش همگان او را به نام یکی از پیشروان تجدید فکر دینی می شناختند. در اوج شهرت بود که در سال ۱۹۰۲م.( ۱۳۲۰ه.ق) در قاهره درگذشت.۱۱
منحنی اندیشه سیاسی کواکبی
اندیشه سیاسی کواکبی دارای سیر جالبی است. او ابتدا در مجله (الشهباء) به عنوان یک منتقد سیاسی از حاکمیت ترکان سیاسی مطرح بود. وی در آن مجله به کمک دولت, در صیانت از حقوق شهروندان و بیان حاجت ها و نیازهای مردم و شرحِ حوادث سیاسی, دعوت به عدالت, آزادی, ترویج الفت و اتحاد می پردازد۱۲. کواکبی در شماره اول مجله, انگیزه انتشار مجله اش را منحصراً غیرت و حمیت عربی می داند.۱۳
پس از توقیف آن مجله و انتشار (الاعتدال) وی اظهار می کند, (الاعتدال) عیناً همان (الشهباء) خواهد بود.۱۴
مشی کواکبی در هر دو مجله اجتناب از مدح حکام و مأمورین دولتی, انتقاد از استبداد, ظلم و ستم مأمورین حکومتی, کنار گذاشتن اعراب از مناصب دولت عثمانی, رشوه و تجمل و ظاهر گرایی ادارات دولتی و فساد اخلاق بود که به قول او طبیعت ادارات شده بود.۱۵
مرحله دوم اندیشه کواکبی را در (ام القری) می بینیم, بر خلاف گفته کسانی که (ام القری) را بعد از (طبایع الاستبداد) دانسته اند, مقایسه مندرجات دو کتاب و منحنی فکر سیاسی کواکبی گویای این است که (ام القری) مقدم بر طبایع نوشته شده است. پژوهش های محققانی چون (اسعد الکواکبی, سامی الدهان, قدری قلعجی, نور بیر تابییرو, محمود السمره, محمد عبدالرحمن برج, محمد عماره, فهمی جدعان, محمود مصطفی حلاوی و محمد جمال صحان)۱۶ نیز این مطلب را تأیید می کند.
کواکبی در (ام القری) از دردهایی که گریبان گیر ملت های اسلامی به ویژه عرب شده است و منشأ ضعف و فساد آن ها گردیده,سخن می گوید و راه حل های آن را مورد بررسی قرار می دهد. وی در این کتاب (تخیل) می کند که کنفرانسی در مکه بین همه اقشار مسلمان تحت شعار (لاتعبد اِلا الله) برگزار شده است. وی خود را در این کتاب به عنوان (سید فراتی) معرفی کرده است و از زبان نمایندگان مختلف کشورهای اسلامی دردهای جهان اسلام را بر شمرده و آن را ثبت می نماید.
در جلسه اول, کنفرانس صحبت از عقب افتادن از قافله تمدن و پیش تازی غرب در پیش رفت است.سستی و تنبلی و جهل ملت های مسلمان نیز مورد بحث قرار می گیرد.
در جلسه دوم, علت این سستی و عقب افتادگی سیاسی را جهل و خوش گذرانی امرا و از بین رفتن آزادی مطبوعات, سخن, آموزش و ترک وظیفه امر به معروف و نهی از منکر دانسته اند شده است. در همین جلسه از قول سید بن طاووس فتوایی نقل می شود به این مضمون که: (عادل کافر بهتر از مسلم جائر است.)۱۷
در جلسه سوم, مشکلات مردم را بی اعتنایی به آن ها, جهل, فساد اخلاق, اطاعت کورکورانه, خرافات و به وجود آمدن طبقات فقیر و غنی معرفی می کنند.
جلسه چهارم, به بزرگ داشتن امرا و ضرورت ترک این شرک بزرگ می پردازند.
جلسه پنجم, ضرورت تمسک به کتاب و سنت تأکید می شود.
جلسه هفتم, اختلافات مذهبی و مشاجرات تفرقه انگیز سیاسی امت را, از دردهای بزرگ جامعه اسلامی معرفی می کنند.
در جلسه هشتم, کواکبی به جمع بندی دیدگاه ها پرداخته: ۲۳ دلیل دینی, شانزده دلیل سیاسی, هفده دلیل اخلاقی, ۲۱ دلیل اداری مربوط به حکومت عثمانی و نُه دلیل متفرقه را, از دلایل عقب ماندگی کشورهای مسلمان اعلام می کند و در جلسه های بعد در سخنرانی خود به نقش زنان و تأثیر جهل آنان بر امت اسلامی می پردازد و بالاخره در جلسه آخر نتیجه مذاکرات را به شرح زیر اعلام می کند:
۱ مسلمانان در حال سستی عمیقی به سر می برند.
۲ باید این سستی را سریعاً معالجه کرد در غیر این صورت غیرت دینی به کلی از جامعه رخت بر می بندد.
۳ علت عقب ماندگی در مرحله اول سستی حکام, سپس علما و بعد امرا است.
۴ اساس درد, جهل مطلق است.
۵ مضرترین فروعات این جهل, جهل در دین است.
۶ درمان درد, روشن ساختن افکار با آموزش و سپس ایجاد شوق برای ترقی در سر مردم است و….۱۸
کواکبی در لاحقه ام القری طرح تجدید خلافت و عدم دخالت خلیفه در مسائل سیاسی و اجرایی را مطرح می سازد. اگر کواکبی در مقاله های مطبوعاتی خود بیش تر انتقاد از وضع موجود می کرد و در (ام القری) به ریشه این گرفتاری ها و علل و دلایل آن می پرداخت, در کتاب (طبایع الاستبداد) به تشخیص و درمان می رسد, تحول اندیشه کواکبی در (طبایع) به خوبی هویدا است.۱۹ ذهن سیاسی کواکبی در (ام القری) با اندیشه های سیاسی سنتی هم آهنگ است تا با عصر جدید ولی در طبایع آشکارا تفکرات سیاسی مدرن را, که در جهان اسلام کم تر سابقه داشته است مطرح می نماید. وی در (طبایع الاستبداد) چاره همه دردهای مطرح شده در ام القری را دفع استبداد و ایجاد حکومت قانون و دموکراتیک می داند و به ابعاد آن می پردازد.
کواکبی در (طبایع الاستبداد) استبداد را بزرگ ترین بلای بشریت دانسته که همه چیز را به نفع خویش درخدمت می گیرد, اخلاق را فاسد می کند, مانع علم و ترقی می شود, انسانیت را نابود می سازد, دین را ابزار سلطه خویش قرار می دهد, طبقات اقتصادی را با دفاع از تجمع ثروت باعث می گردد, مانع تربیت صحیح جوامع می شود, آزادی را ریشه کن می نماید و مردم را به بردگی و بندگی می کشاند.
نظریه سیاسی کواکبی
روحیه ضد استبدادی کواکبی را, نظریه های رایج سیاسی در باب حاکمیت که قبلاً توسط افرادی چون ماوردی, خواجه نظام الملک, غزالی و روزبهان, مطرح شده بود و سلطنت استبدادی عثمانی را نیز توجیه و مشروع می نمود, ارضا نمی کرد, به همین جهت کواکبی گمشده خویش را با نگرشی نو, ابتدا در گذشته تاریخی اسلام جست و جو کرد, وی معتقد بود: (ابتدای حیات اسلام دموکراتیک بوده است و سپس به اریستوکراسی تبدیل گردیده است)۲۰. لذا کواکبی منشأ حاکمیت اسلامی را به دو اصل برمی گرداند: یکی (اراده عمومی) و دیگری (شورای بزرگان)۲۱ که به مرور ماهیت خویش را از دست داده و به استبداد سلطنتی تبدیل شده است. بعید می نماید منظور کواکبی از دموکراسی و اریستوکراسی عیناً همان مفهوم غربی آن باشد, چون در نظر او نه اراده عمومی و نه شورای بزرگان خالی از معیار و ارزش های اسلامی نبودند. در هر صورت او در باب منشأ استبداد می گوید: جامعه اسلامی به مرور از این دو اصل دور شد و (اهمال در مراقبت و رسیدگی و مؤاخذه و بازپرسی, مجال استبداد را از بهر امرا وسعت داد و از حد تجاوز نمود.)۲۲ به (همان گونه که یهودیان تورات را تحریف کردند و حتی تورات تحریف شد
ه را رها کردند و درب أخذ مسائل از تورات را مسدود ساخته به کتاب (تلمود) تمسک نمودند)۲۳. و نیز (آیین نصرانیت, جامه ای جز جامه خویش در پوشید, هم چنان که حال سایر آیین های پیش از آن بود. پس با رساله های (پولس) و امثال او وسعت یافته اجزای کلیسا را همی بزرگ شمردند تا به درجه ای که معتقد [به] نیابت و عصمت ایشان گردیدند.)۲۴
مسلمانان نیز به مرور مردم را از دخالت در مسائل سیاسی کنار زدند و در امر حکومت از مشورت با بزرگان خودداری کردند, امر به معروف و نهی از منکر را کنار گذاشتند و همان راه ادیان دیگر را اقتباس نمودند: (مسلمانان, مقام پاپ و تصویر او را اقتباس نمودند و روسای خود را کورکورانه اطاعت ورزیدند و…شکل قدیسان وعجایب آن ها را تقلید نمودند…کلیسا را در مرتبه و امتیاز و لباس و موی ایشان تقلید نمودند و خود را به رسم کلیسا شبیه ساخته زینت ها و جشن های آن را أخذ نمودند…و منع هدایت یافتن از نص کتاب و سنت را فرا گرفتند,از آن جا که کاهنان کاتولیک,قدغن نمودند که انجیل را کسی جز ایشان نباید بفهمد.) ۲۵ کواکبی می افزاید:(چون کسی در این تقلید و اقتباس ها تامل نماید,اکثر آن ها را مایه و اصل استبداد یابد,یا زنجیر بنده گرفتن ببیند وخود,بدین سان آیین ها فاسد گردد و آدمیان بدبخت شوند.)۲۶
تجدید خلافت
کواکبی راه حل مشکل تاریخی استبداد را در (ام القری), بازگشت تاریخی به نظام اریستوکراسی به سبک خلفای راشدین دانسته است و معلوم نیست چرا در این مرحله اداره عمومی را انتخاب نکرده است. شاید ناممکن بودن أخذ آرای عمومی امت اسلامی و تفاوت نگرش های آنان دلیل این انتخاب باشدکه به نمایندگان آنان رو آورده است.
در هر صورت ضدیت وی با ترکان عثمانی وعملکرد آن ها,به کواکبی اجازه آن را نداده است که مشروعیت خلافت آن ها را بپذیرد و نگرش قومی یا اکثری وی او را بر آن داشته است که خلافت را حق عرب ها بداند,وی حتی در نام بردن از اعضای کنفرانس, نام اعراب را برغیر عرب مقدم داشته و رئیس جلسه را هم استاد مکی و خود را دبیر جلسه قرار داده است .دلایل ابن خلدونیِ کواکبی آشکارا او را بر آن داشت تا عرب را بر غیر عرب مقدم بدارد:آن ها بنیان گذارجامعه اسلامی بودند و این فضل تقدم همراه با خصایص فطری آنان نظیر غرور,عصبیت قومی,ثبات قدم و پایداری در برابر مشقت های طبیعی آنان را شایسته خلافت می کند. مرحوم عنایت می نویسد: (گرایش قومی شفاف کواکبی و دعوت اعراب به جدایی از ترکان مسلمان باعث شد که نویسندگان معاصر عرب او را در شمار نخستین منادیان قومیت عرب بدانند.)۲۷
قریشی بودن خلیفه, باور سنتی دیگری از خلافت راشدین بود, که در طرح کواکبی رعایت شده است.
خلیفه عرب و قریشی کواکبی بر اساس طرح او برگزیده شورای عمومی مسلمانان است, که هر سال در زمان حج دور یک دیگر جمع می شوند و به مسائل مسلمانان می پردازند, و هر سه سال یک بار با خلیفه تجدید بیعت می کنند. نکته قابل توجه این که این خلیفه فقط در منطقه حجاز حکم می راند و در بقیه مناطق سلاطین منطقه ای فقط در خطبه نام خلیفه را بر نام خود مقدم می دارند, خلیفه بر خلاف سلاطین ارتشی ندارد و امنیت حجاز توسط سه هزار نفر که از طرف سلاطین کشورها فرستاده شده اند تأمین می شود.
نقش خلیفه محدود به امور دینی و معنوی است و وی پاسداری از مقررات شورا و نظارت بر اجرای احکام اسلامی را به عهده دارد. این خلیفه (حق دخالت در هیچ یک از شئونات سیاسی و اداری حکومت های سلاطین و امارت ها را ندارد.)۲۸ کواکبی معلوم نمی کند چگونه این خلیفه فاقدِ قدرت, می تواند دردی از دردهای جهان اسلام را درمان کند.
کواکبی و سکولاریسم
ترسیمی که کواکبی از خلیفه مورد نظر خود می کند هم چون یک پاپ اعظمی است که فقط نقش نمادین معنوی و وحدت بخش دارد, که به امور دینی می پردازد. او می گوید: (سلطان بدون علمای امت, هم امت و هم سلطنت را فاسد می سازد, خلافت و سلطنت نباید در یک شخص جمع شود, تا سلطان بتواند دین را بنا به مقتضیات و مصالحی که خود لازم می داند تحریف و فاسد سازد, دین چیزی است و حکومت چیزی دیگر, سلطان باید مراعات شئون دولت را بکند و با آن معارضه ننماید و با احکام دین نیز مخالفت ننماید.)۲۹
طرح خلافت وی و عبارت هایی که گاه در (طبایع الاستبداد) آورده است عده ای را بر آن داشته است که وی را قائل به جداییِ دین از سیاست بدانند. (جان دایه) در کتابی به همین نام یعنی (الامام الکواکبی فصل الدین عن الدوله) بر این باور است که: کواکبی هر چه پیش می رفته به جدایی بین دین و دولت نزدیک تر می شده است و بالاخره در مقاله های خود با نام (مسلم حر الافکار) نظر خویش را نهایی کرده است. او به ترتیب, این منحنی فکری را با ارائه شواهد مطرح می سازد.۳۰
مرحوم عنایت نیز دفاع از علمانیت را تناقضی در افکار کواکبی می داند.۳۱ مصحح ترجمه (طبایع) نیز با توجه با پاورقی خود همین تلقی را از کواکبی دارد.۳۲ اما در صورتی که صریح ترین اظهار نظرها در این مورد را در مجله (المقطّم) بنا به گفته (محمد جمال طحان) از او ندانیم. (با توجه به این که سیاق و انسجام فکری کواکبی را فاقد است و یا در صورتی که این مقاله ها از آن او می بود باید به یکی از کتاب های خود ضمیمه می نمود و از طرف دیگر (مسلم حر الافکار) مُسَلَّم نیست که نام مستعار کواکبی باشد)۳۳ عبارات کواکبی قابل توجیه است.
مسلماً حکومت اسلامی مورد نظر سید جمال و عبده و رشید رضا منطبق بر اندیشه سیاسی کواکبی نیست, ولی در عین حال کواکبی را نیز نمی توان سکولار دانست بلکه نگرش کواکبی ابتکاری از اوست تا بتواند جامعه را از استبداد سیاسیِ به نام دین و خلافت اسلامی نجات دهد. کواکبی با سیاسی کردن دین مخالف است, در غیر این صورت با زبان دین, سخن سیاسی نمی گفت. اگر به انگیزه های او توجه کنیم سخن او قابل فهم تر می شود. یکی از این انگیزه ها تجربه شخصی کواکبی از استبداد عثمانی است, وی به عینه مشاهده می کرد که حکام عثمانی به نام دین و تقدس مذهبی چگونه مردم را به فلاکت و سیاه بختی کشیده اند. به گفته او کسانی که با دین بازی سیاسی می کنند: (یاوران و نیکوکاران و حکیمان و خوبان خود را مفقود نموده, مستبدان بر او حمله کردند و او را وسیله تفریق کلمه و تقسیم امت به چندین طایفه قرار دادند و آلتی از بهر هواهای خویش ساختند… نفس را کوچک و صدا را پست سازد و جرأت امر به معروف و نهی از منکر, که قیام دین و نظام عدل بر آن منوط است, مانع شود.)۳۴
تجربه تاریخی راهنمای دیگر کواکبی است, وی در طبایع بابی, تحت عنوان (استبداد و دین) باز کرده است و در آن نظر تئوریزه شده سکولارها را در جدایی دین و سیاست ذکر می کند, و بدون این که این تجربیات را رد کند, بین (دیدگاه قرآن) و (نظر دین) و (تجربه دینی) تفکیک قائل شده, مخالفت قرآن با استبداد را, دلیل مخالفت دین با استبداد و این تجربیات اعلام می نماید.۳۵
کواکبی با این نگرش که قدرت فساد می آورد و در عصر حاضر شخص (عاری از هوا و هوس و رذایل اخلاقی) نداریم برای عدم تکرار سوء استفاده از دین و رعایت تقسیم کار راه حل جدا کردن شئون سیاسی از دین است را به طوری مطرح می سازد که هر یک نیز منطبق با دین عمل کنند, کواکبی می گوید: (مبحث تفریق, در میان قدرت های سیاسی و دینی و تعلیم است. آیا جمع کردن در میان دو اقتدار یا سه اقتدار در یک نفر روا باشد؟ یا باید هر وظیفه ای از سیاست و دین و تعلیم مخصوص یک نفر باشد؟ تا به خوبی بدان قیام نماید و نباید هر سه در یک نفر جمع آید, مبادا اقتدارش قوت گیرد)۳۶. وحشت کواکبی از تمرکز قدرت و نقش طغیان سازی, احساس بی نیازی از مردم است.
از نظر کواکبی یکی از وظایف دولت و حکومت در عین عدم دخالت در امور دینی حمایت از دین است. (وظیفه حکومت منحصر است به حفظ کلیات, هم چون دین است به طریق حکمت, مادامی که محتاج زجر و قهر نشود, تا حرمت دین دریده نگردد, سلطنت را حق مداخله در امر دین نیست.)۳۷
حکومت مردم
کواکبی حکومت و نظام سیاسی را از آن مردم و در خدمت مردم می داند و آرمان او این است که (خود حاکم خویش باشد)۳۸. طرز تلقی وی از مردم و ملت به شکل واقع گرایانه و حقوقی است. نگرش سیاسی وی از (امّتِ) مورد نظر سید جمال و عبده دور است, چرا که او قومیت, سرزمین, زبان و حقوق مشترک را مبنای تعریف خویش قرار داده است. وی در ضمن پرسشی می گوید: (تلقی ما از ملت چیست؟ آیا مشتی مخلوق نباتی هستند یا بندگانی برای سلطه گرایی یا جمعی که در یک منطقه جمع شده اند و انسانیت زبان, سرزمین و حقوق مشترک, آن ها را به هم پیوند داده است)۹۳ خود او در جای دیگر تصریح می کند: (ملت عبارت از مجموع افرادی باشد که ایشان را نژاد یا وطن یا لغت یا دین جمع نماید.)۴۰
کواکبی حکومت را از آنِ همین مجموعه مشخص و تعریف شده می داند و حاکم را امانت دار مردم و خدمت گزار آن ها دانسته است: (حاکمیت امانت دار مردم است, همه چیز باید در خدمت مردم باشد. مالیات برای مخارج مردم است نه حاکمیت, لشکر و نیروی نظامی برای امنیت مردم است و باید به میل مردم عمل کند)۴۱. او در مقایسه بین دو حاکمیت استبدادی و نظامی که مد نظر خود اوست می نویسد: (در حاکمیت استبداد, به مردم اربابی می شود و مردم (اسیران) و (ذلیلان) و (کوچک شمردگان) هستند, همه کس باید سر به زیر و تابع مطلق باشند, حال آن که در حاکمیت مد نظر او مردم همه (طلبان اجر), (غیرت مندان), (آزادگان) و (زندگان) هستند۴۲. به نظر ایشان حکومت ها همیشه در تلاش اند که این رابطه را عکس کنند: (مستبد آدمی است و آدمی را بیش تر الفت با گوسفند و سگ باشد. از این جهت است که مستبد می خواهد رعیت اش در شیر و فایده, هم چون گوسفند باشد و در اطاعت مانند سگ فروتنی و تملق نماید)۴۳. با توجه به این که حقوق سیاسی, دو طرفه است کواکبی همکاری با دولت را در صورتی مجاز می داند که از طرف دولت نیز این حقوق رعایت گردد. لذا می گوید: (بر رعیت است که مثل اسب با
شد اگر او را خدمت کنند, خدمت نماید و اگر بزنند بدخویی آغازد, بلکه بر رعیت است که مقام خویش بشناسد, آیا از بهر خدمت مستبد خلق شده یا مستبد از بهر خدمت او بیامد. و او را به خدمت باز داشته. رعیتِ خردمند, وحشی استبداد را, با لُجامی قید نماید.)۴۴ کواکبی از مقام خویش نشناختن مردم و پذیرش استبداد توسط آن ها در رنج است.
او ویروسِ استبداد را چنان توصیف می کند که با ملل مسلمان همزیستی پیدا کرده که نبود آن را بیماری تلقی می کند: (ما خو گرفته ایم که با بزرگانِ خویش از در ادب باشیم اگرچه گردن های ما زیر پای افتد, با استواری خو کرده ایم, مانند استواری میخ در زیر پتک آهنگران, با اطاعت خو کرده ایم, اگر چه ما را به سوی مهلکه برند, خو گرفته ایم که کوچکی را ادب بشماریم و فروتنی را لطف و چاپلوسی را فصاحت, ولکنت زبان را سنگینی, و ترک حقوق را بخشش و قبول اهانت را تواضع و رضا دادن به ظلم را اطاعت و دعوی استحقاق را غرور و جست و جوی امور عامه را فضولی و نگریستن به سوی فردا و تأمل در عاقبت امور را طول آرزو و امید طولانی و اقدام را تهور, حمیت را حماقت, جوانمردی را بد خویی و آزادی سخن را بی حیایی, و آزادگی را کفر و حب وطن را دیوانگی انگاریم.)۴۵
کواکبی مردم را به جهت سستی و بی توجهی به حقوق خویش مورد مذمت قرار می دهد و خطاب به آن ها می نویسد: (این چه حرصی است بر این زندگانیِ بدبختانه پست که ساعتی مالک آن نیستید؟… از نادانی شکایت همی کنید و با وصفِ این نصف مصارف دود نمودن خود را بر تعلیم و معارف صرف نکنید, از حکم رانان شکایت نمایید, در صورتی که امروز, ایشان از خودتان می باشند و در اصلاح ایشان سعی ندارید… از جهل خویش, اسباب را به قضای الهی مشتبه سازید و ننگ و فساد کار خود را بر قَدَر حوالت کنید… آیا شما را آزاد خلقت نفرموده که جز نور و نسیم سنگینی نداشتید؟ خودتان ابا ورزیدید تا ستم ضعیفان و قهر توانایان بر دوش کشیدید.)۴۶
کواکبی نگرش خود را درباره مردم این گونه توضیح می دهد: (خداوند همگی را در بنیه و قوت و در طبیعت و حاجت, همسر یک دیگر آفرید, هیچ یک را بر دیگری فضیلتی نیست مگر به صفات نیکو. در میان شما خدایی و بندگی قرار نداده… نیاکان شما جز از بهر خدای, پشت خم ننمودندی و شما به سجده اندر شوید تا پای صاحب نعمتان ببوسید. اگر چه آن نعمت لقمه ای بیش نیست که آغشته به خون برادران شما همی باشد… چه زمان قد شما راست گردد و نظر شما از زمین به سوی آسمان برآورده شود و نفس شما به بلندی مایل گردد, تا هر یک به ذات خویش استقلال یابید و اراده و اختیار خود را مالک شوید و بر خدای خویش وثوق آرید.)۴۷
بیان خطابی کواکبی این گونه القا می کند که تنها مشکل برای عدم تحقق حکومت مردم ما نخواستن آن هاست و وی با این بیان می خواهد این اراده ها را به حرکت و ادارد: (امیدواریم بر تمسک به اصل دین برآیید … سنت پیغمبران را پیروی نموده, جز صانعِ روزی دهنده بزرگ, از کسی نترسید… بدانید شما آزاد خلقت شده اید تا با کرامت بمیرید,پس بکوشید که این دو روزه را به طور پسندیده زندگی کنید تا از بهر هر یک از شما میسر باشد که در کارهای خود سلطانی مستقل باشید و غیر حق تعالی و فرشتگان او کسی را بر خود حاکم ندانید.)۴۸
حاکمیت عمومی
کواکبی در نشریه (ام القری) به نوعی سلطنت مستقل قومی رضایت داده است که به واسطه شورا خلیفه را انتخاب می کنند و با آن بیعت می نمایند. وی در آن جا سخنی از چگونگی حاکمیت این سلاطین به میان نمی آورد ولی همین موضوع, اساس بحث (طبایع الاستبداد) وی را تشکیل می دهد.
وی اشکال مختلف حکومتی را به شکل سؤال, این گونه مطرح می سازد که: (آیا شایسته تر, پادشاهی مطلق از هر قید و زمانی است؟ یا سلطنت مقیده؟ و قیود کدام است؟ آیا ریاست انتخابیه دائمه مادام الحیوه یا انتخابیه موقت؟)۴۹
تمام کتاب (طبایع الاستبداد) کواکبی علیه شکل اول حکومت است, لذا کواکبی نمی تواند با شکل استبدادی مطلق و وراثتی و ولایتعهدی یا بر اساس غلبه و زور موافقت کند. آرمان مورد نظر کواکبی, همان شکل آخر است که نسبت به عدم اجرای آن افسوس می خورد: (چنان ملتی
- همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
- ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
- در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.
