خرید و دانلود فایل پاورپوینت کامل قرائت های گوناگون از حقوق طبیعی
خرید و دانلود فایل پاورپوینت کامل قرائت های گوناگون از حقوق طبیعی قیمت اصلی 224,700 تومان بود.قیمت فعلی 109,200 تومان است.
بازگشت به محصولات
خرید و دانلود فایل پاورپوینت کامل فقه و حقوق اسلامی؛ چالش ها، استی ها و بایستگی ها
خرید و دانلود فایل پاورپوینت کامل فقه و حقوق اسلامی؛ چالش ها، استی ها و بایستگی ها قیمت اصلی 224,700 تومان بود.قیمت فعلی 109,200 تومان است.
📥 ترافیک اینترنت مصرفی جهت دانلود فایل‌ها در میکی بوک، به‌صورت نیم‌بها می باشد.
فقط اینقدر👇 دیگه زمان داری با تخفیف بخریش
00روز
07ساعت
37دقیقه
27ثانیه

خرید و دانلود فایل پاورپوینت کامل درآمدی بر مبانی کلامی استنباط از قرآن

قیمت اصلی 224,700 تومان بود.قیمت فعلی 109,200 تومان است.

تعداد فروش: 40

فرمت فایل پاورپوینت

2 آیتم فروخته شده در 30 دقیقه
4 نفر در حال مشاهده این محصول هستند!
توضیحات

فایل پاورپوینت فایل پاورپوینت کامل درآمدی بر مبانی کلامی استنباط از قرآن؛ راهکاری شایسته برای ارائه‌های موفق

اگر به‌دنبال یک فایل ارائه‌ی آماده با کیفیت بالا و طراحی حرفه‌ای هستید، فایل فایل پاورپوینت کامل درآمدی بر مبانی کلامی استنباط از قرآن انتخابی مناسب برای شماست. این مجموعه شامل 120 اسلاید استاندارد و دقیق است که با هدف ارتقاء کیفیت ارائه‌های شما تهیه شده‌اند.

دلایل انتخاب فایل فایل پاورپوینت کامل درآمدی بر مبانی کلامی استنباط از قرآن:

  • طراحی ساختارمند و چشم‌نواز: هر اسلاید با دقت بالا و توجه به اصول طراحی گرافیکی تهیه شده است تا محتوای شما به‌خوبی دیده و درک شود.
  • آمادگی کامل برای ارائه: نیازی به ویرایش مجدد نیست؛ فایل فایل پاورپوینت کامل درآمدی بر مبانی کلامی استنباط از قرآن آماده‌ی استفاده در کلاس، جلسه یا کنفرانس است.
  • سازگاری کامل با پاورپوینت: نمایش صحیح اسلایدها در تمامی نسخه‌های PowerPoint بدون بهم‌ریختگی یا مشکل ظاهری تضمین شده است.

تولید شده با رویکرد حرفه‌ای:

تمامی بخش‌های فایل پاورپوینت کامل درآمدی بر مبانی کلامی استنباط از قرآن با هدف ایجاد یک تجربه کاربری روان و بی‌نقص طراحی شده‌اند. جزئیات با دقت بالا تنظیم شده‌اند تا ارائه‌ای حرفه‌ای و تأثیرگذار داشته باشید.

توجه:

تنها نسخه رسمی فایل فایل پاورپوینت کامل درآمدی بر مبانی کلامی استنباط از قرآن از کیفیت کامل برخوردار است. نسخه‌های غیرمجاز ممکن است شامل اشکالات طراحی باشند و توصیه نمی‌شود از آن‌ها استفاده شود.

با تهیه فایل فایل پاورپوینت کامل درآمدی بر مبانی کلامی استنباط از قرآن، سطح ارائه‌های خود را ارتقاء دهید و مخاطبان خود را تحت تأثیر قرار دهید


بخشی از متن فایل پاورپوینت کامل درآمدی بر مبانی کلامی استنباط از قرآن :

چکیده

مبانی کلامی استنباط از قرآن به عنوان یکی از مباحث مبانی کلامی اجتهاد و منابع آن از اهمیت ویژه ای برخوردار است.

سامان دادن منابع مطالعاتی و تعیین میزان اثرگذاری هر منبع در حوزه فقه بسیار با اهمیت است. گرایش های فقهی فقیهان سنت محوری است توجه به استفاده از روش های دیگری مانند بهره گیری از قرآن، دریچه های جدیدی را به سمت مطالعات فقهی و چشم اندازهای استنباطی می گشاید. در این نوشتار – بیشتر به لحاظ طرح بحث – مبانی کلامی استنباط از قرآن در دو محور بهره گیری کلامی نسبت به قرآن و تعیین شیوه های دریافت مبانی کلامی قرآن، مورد بررسی قرار گرفته است.

واژگان کلیدی: قرآن، استنباط احکام، مبانی کلامی

اهمیت و ضرورت بحث از مبانی کلامی

مبانی کلامی اجتهاد و منابع آن به رغم اهمیت از جمله مباحثی است که تاکنون به صورت کامل به آن پرداخته نشده و مطالعاتی که پیرامون آن تا این زمان انجام گرفته اندک و کم رنگ بوده است. تحولات فقه پژوهانه در سال های اخیر اگر چه اندیشمندان را به ضرورت بررسی و شناسایی مبانی کلامی کشانده است ولی باید اذعان نمود این مبحث هم چنان چشم به راه تحقیقاتی جدی و پر دامنه می باشد.

در واقع تنها هنگامی باید از فقهی ضابطه مند سخن گفت که مبانی عقیدتی و مبنایی آن از نوعی یکدستی و هماهنگی برخوردار باشد. این به آن معنا است که رقیبان در اندیشه ورزی های فقهی علاوه بر رعایت چارچوبه های اجتهاد، به هماوردی با یکدیگر از ره گذر نگرش های کلامی نیز همت گمارند و صاحب هر ایده و دیدگاهی در فقه به جای مجادله و تأکید بر مباحث غیر پایه ای به طرح مبانی و باورهای کلامی خود اهتمام ورزد.

به طور قطع دسته بندی این مبانی راه را برای تنقیح و تکثیر آن باز می کند؛ همان طور که از ره گذر تنقیح و تکثیر آن ها می توان به ضابطه مندی بیش تر فرایند استنباط و نتیجه بخشی گسترده تر گفت گوهای فقهی خوش بین تر و امیدوارتر شد.

آن چه در این میان از اهمیت خاصی برخوردار است بررسی مبانی کلامی استنباط از قرآن است. شاید بتوان ادعا نمود مراجعه کم رنگ به قرآن جهت استنباط تا حدودی از عدم تنقیح مبانی کلامی استنباط از آن ناشی شود. ما به جای سامان دادن به مطالعاتی منبع شناسانه و تعیین منطقی میزان اثرگذاری هر منبع در حوزه فقه به سمت سنت می رویم و تقریباً همه فضای تنفس موضوعات پژوهشی را به سنت اختصاص داده ایم. شکستن سدهای این ارتکاز پر تأثیر می تواند به شکل گیری زوایای تازه انجامیده و دریچه هایی جدید را به سمت مطالعات فقهی و چشم اندازهای استنباطی بگشاید. به نظر می آید «سنت محوری فقهی» اگرچه پاره ای از ابعاد آن درست و کاملا مستدل است که در جای خود باید به آن پرداخت ولی ابعادی از آن نیز بیش از آن که بر بنیانهای صحیح و نیازهای فقهی استوار باشد محصول به فراموشی سپردن روش های پیچیده تری هم چون بهره گیری از قرآن است. تأکید بر نقش سنت تا آن جا پیش رفته است که اگر در مواردی محدود و به صورت مهار شده نیز به قرآن استناد می شود معمولاً این کار پس از آن صورت می گیرد که فقیه به پشتوانه روایتی از دل سنت به سطحی از آرامش دست یافته است و تنها به منظور تقویت و تأکید سنت و یا گاه به عنوان تبرک و تیمن به قرآن مراجعه می کند.

این نوشتار به عنوان گام نخست و بیش تر در جهت طرح اصل بحث می کوشد مطالبی را درباره مبانی کلامی استنباط از قرآن در دو محور ارایه دهد. در محور نخست به بهره گیری از مبانی کلامی نسبت به قرآن و در محور دوم به تعیین شیوه دریافت مبانی کلامی از قرآن می پردازیم.

۱) بهره گیری از مبانی کلامی نسبت به قرآن

برای ارایه توضیحی روشن گر نسبت به این موضوع ناگزیر باید در سه محور مهم بحث نمود:

۱۱. بهره گیری از مبانی کلامی جهت اثبات منبع بودن قرآن؛

۲۱. بهره گیری از مبانی کلامی جهت تعیین قلمرو آیات الاحکام؛

۳۱. بهره گیری از مبانی کلامی در تعیین متدلوژی استنباط از قرآن.

۱۱. بهره گیری از مبانی کلامی جهت اثبات منبع بودن قرآن

این محور از بحث نسبت به دو بحث بعدی از جایگاهی بنیادین برخوردار است چه آن که پرسش اصلی در این محور آن است که آیا قرآن منبع استنباط واقع می شود یا نه و پیداست پاسخ به این پرسش پیش شرط ورود در دو بحث بعدی (نقش مبانی در تعیین قلمرو قرآن و شیوه استنباط از آن) به حساب می آید. تا وقتی این گام نخست اثبات منبع بودن قرآن برای استنباط برداشته نشود سخن گفتن از تعیین قلمرو آیاتی که می توان از آن ها استنباط نمود و یا سخن گفتن از شیوه های استنباط از قرآن و مبانی کلامی آن ها بی جا و بی معنا است.

بحث از امکان استنباط از قرآن در گرو مثبت و یا منفی بودن پاسخ به این پرسش است که آیا قرآن برای عرف و عموم فهم پذیر است یا نه. اگر فهم پذیر بودن قرآن به اثبات برسد امکان استنباط از آن را می توان پذیرفت و اگر عکس آن یعنی فهم ناپذیر بودن قرآن ثابت گردد و یا دست کم فهم پذیر بودن آن ثابت نشود راهی برای پذیرش امکان استنباط از قرآن باقی نمی ماند.

از همین جا بسیاری از عالمان کوشیده اند بر فهم پذیر بودن قرآن دلیل اقامه کنند. پاره ای از این دلایل را تمسک به مبناهایی کلامی تشکیل می دهد که در ادامه آن ها را مرور می کنیم:

الف. مبنای کلامی (معجزه بودن قرآن)

برخی از عالمان اصولی فهم پذیر بودن قرآن را با تمسک به مبنای اعجاز قرآن اثبات نموده اند یکی از این عالمان آیت الله خویی است. وی در رد این استدلال که الفاظ قرآن رموزی است که تنها نبی(ص) و معصومین(ع) آن را می فهمند، می گوید: «این که قرآن از سنخ رمزها باشد با این حقیقت که قرآن معجزه ارشاد کننده خلق به سوی حق است منافات دارد پس اگر برای قرآن ظهوری که اهل لسان آن را بفهمند در کار نباشد معجزه بودن آن دچار اختلال خواهد شد.» الواعظ الحسینی البهسودی، ۱۴۱۷، ج۲: ۱۲۲)

ب. مبنای کلامی حکمت

مبنای کلامی حکیم بودن خداوند در دوره رویارویی اصولیون و اخباریون، به مبنایی برای اثبات استنباط از قرآن نزد اصولیون بدل شد؛ با این استدلال که خداوند به دلیل برخورداری از حکمت و دوری از لغو به سخنی که معنای آن فهمیدنی نیست تکلم نخواهد کرد و اراده معنای خلاف ظاهر نیز نمی کند. وحید بهبهانی در اثبات معناداری قرآن و فهم پذیری معنای آن می گوید:

«خداوند در خطاب خود سخنی را که معنای آن فهمیده نمی شود نخواهد گفت» (بهبهانی، بی تا: ۱۱۱)

ناگفته نماند در صورتی می توان با تمسک به مبنای حکمت به صورتی که گذشت فهم پذیر بودن قرآن را برای عموم به اثبات رساند که پیش از آن مبنای «مخاطب بودن عرف برای کلام شارع» را به اثبات رسانده باشیم. بر اساس این، در برابر اخباریون که از اساس منکر توجه خطاب خداوند به غیر معصوم هستند استدلال یادشده ناکافی است؛ زیرا در صورت صحت مبنای آنان، مقتضای حکمت آن است که خداوند به کلامی که مخاطب اصلی نمی فهمد تکلم نکند. در این صورت، فهم و عدم فهم کسانی که اصلاً مخاطب نیستند به هیچ وجه معیار نیست.

دیدگاه اخباریون در ارتباط با قرآن

شایان توجه است که اخباریون نیز دانسته یا ندانسته در اثبات یکی از اصلی ترین ادعای خویش، یعنی عدم امکان استفاده و استنباط مستقیم از قرآن، از برخی مبانی کلامی بهره گرفته اند که در زیر مهم ترین آن ها را مرور می کنیم:

الف. قرآن مخاطبان خاص دارد

این مبنای کلامی در روایات منعکس شده است. اخباریون از این مبنای کلامی نتیجه گرفته اند که با توجه به این که استنباط از مقو له فهم است، تنها امامان هستند که به قرآن علم دارند و اگر افراد عادی که مخاطبان واقعی قرآن نیستند به سراغ آن روند دچار خطابینی و خطایابی خواهند شد و در عمل تنها ره آورد رجوع آن ها انباشت فهم های اشتباه و نابجا از این کتاب الهی خواهد بود.*

در پاسخ به این برداشت نه چندان عمیق اخباریون از روایتی که منشأ شکل گیری مبنای کلامی «خاص بودن مخاطبان قرآن» است می توان گفت: گاه از یک عقیده کلامی درست، تصویری نادرست در ذهن نقش می بندد، در این صورت اگر آن عقیده را با همان تصویر مبنایی برای یک اندیشه قرار دادیم آن اندیشه از اعتبار ساقط است. به تعبیر دیگر، در بهره گیری از یک اعتقاد کلامی علاوه بر درست بودن اصل آن، لازم است تصویری مبهم، تک بعدی و غیر شفاف از آن نداشته باشیم، وگرنه پشتوانه قراردادن آن برای اندیشه سازی غیر منطقی است.

در مورد «مخاطب بودن امامان برای قرآن» همین وضعیت قابل مشاهده است. آنان بدون این که تصویری درست از مراد نهایی روایت داشته باشند به برداشتی سطحی از آن دست زده اند. توضیح بیش تر این که: «مخاطب بودن امامان برای قرآن» را به دو صورت می توان تفسیر نمود؛ یکی آن که آنان مخاطب انحصاری قرآن هستند و دیگر این که آنان مخاطب ویژه قرآن می باشند. اخباریون به تفسیر اول اعتقاد دارند؛ اما این اعتقاد صحیح نیست زیرا مانعی از نظر عقل وجود ندارد که برای قرآن به عنوان کتاب هدایت به صورت هم زمان مخاطبانی متعدد و متفاوت به لحاظ میزان ادراک و برداشت، وجود داشته باشد. به تعبیر دیگر، هر چند باید پذیرفت که عبور از ظواهر قرآن و دست یابی به راز و رمزهای مفهومی و بیانی آن تا حد زیادی از حوزه تیررس مخاطبان عام قرآن خارج است. ولی از آن جا که ظواهر قرآن متضمن احکام بسیاری است، همین میزان از توانایی مخاطبان عام در فهم و برداشت از ظواهر قرآن کفایت می کند تا این کتاب مهم را در شمار منابع اصلی استنباط و در پیشاپیش آن ها قرار دهیم. در واقع باید گفت از آن جا که فهم اولیه و ابتدایی از قرآن برای انسان های عادی میسر، است قرآن به خوبی می تواند به عنوان یک منبع قدرتمند استنباطی مورد استفاده قرار گیرد. شاهد این مطلب آن که هم احادیث در موارد بسیار از مردم خواسته اند تا در یک مورد خاص به طور کلی در قرآن دقت کنند و از آن بهره ببرند و هم قرآن خود بارها گروه های مختلف از جمله مؤمنین، مردم یا مسلمانان را مخاطب قرار داده و آن ها را دعوت به دقت و تأمل در آیات خود نموده است. به این ترتیب، وجود عده ای خاص و با قابلیت برتر در میان گروهی از مخاطبان که از قدرت فهم متعالی برخورداراند و می توانند از یک سو دیوارهای ظاهری را پشت سر بگذارند و از سوی دیگر خطاهای دیگران را در فهم قرآن اصلاح کنند، به معنای آن نیست که دیگران به صورت کلی مخاطبان قرآن معرفی نگردیده و کنار زده شوند.

از این رو اشتباه اخباریون در شناخت یک روایت سایه ای سنگین بر تمامی فقه آن ها انداخته است.

ب. عدم اختلاف در قرآن

اخباریون از مبنای کلامی «عدم اختلاف در قرآن» چنین برداشت کرده اند که بهره گیری مستقیم از قرآن در فقه درست نیست منطق آنان در این زمینه این است که در صورت استفاده از قرآن، به دلیل فهم های متفاوت فقیهان از آن، استنباط های متعدد رخ خواهد داد. از این رو ناگزیر باید از منبع دانستن قرآن صرف نظر کرد؛ زیرا به اعتقاد آن ها بروز این تنوع در برداشت، ناسازگار و ناقض مبنای کلامی «عدم اختلاف در قرآن» است. در واقع اخباریون تلاش می کنند توضیح دهند که با منبع دانستن قرآن مجبور خواهیم شد این کتاب آسمانی را بر خلاف مبنای کلامی خویش اختلاف پذیر بدانیم.

محقق کرکی می گوید:

«القرآن انما نزل علی محمد و آله(ع) و هو عندهم واضح مبین لا اختلاف فیه و انما اختلافه ظاهر بالنسبه الینا و نحن مأمورون بالرجوع إلیهم فی تفسیره و تأویله و معرفه المراد منه»( کرکی، بی تا: ۹۳)

در پاسخ باید میان دو موضوع «اختلاف در قرآن» و «اختلاف در برداشت از قرآن» تفاوت قایل شد هیچ گاه نباید وقوع اختلاف در برداشت از قرآن را به معنای وجود اختلاف در قرآن به حساب آورد. آن چه مبنای کلامی است اولی است نه دومی. اما صحت استنباط از قرآن با وجود امکان اختلاف در برداشت از آن موضوعی است که باید دید آیا دلیل دارد یا نه. به نظر اصولیون، دلیل دارد و در جای خود از آن بحث شده است. بخشی از این ادله مبناهای کلامی است، که گذشت.

اما آن چه مسلم است این است که از مبنای کلامی عدم اختلاف در قرآن نمی توان عدم صحت استنباط ازآن را به دست آورد.

۲۱. بهره گیری از مبانی کلامی جهت تعیین قلمرو آیات الاحکام

در تعیین تعداد آیات الاحکام چند دیدگاه وجود دارد که به مهم ترین آن ها اشاره می کنیم:

دیدگاه اول: آیات الاحکام سیصد آیه است. این دیدگاه را غزالی، (غزالی، ج ۲: ۳۵۰) رازی (قرضاوی،۱۴۱۰ ق: ۱۷) و قرافی (همان) ارایه کرده اند.

دیدگاه دوم: آیات الاحکام پانصد آیه است. این دیدگاه را بسیاری از عالمان از جمله علامه حلی، ( حلّی، ۱۴۰۴ ق: ۲۴۲) بزدوی حنفی ( بزدودی حنفی، ۱۴۱۰ ق: ۲۸) و عالمانی دیگر (طباطبائی: ۵۷۶) ارایه نموده اند.

دیدگاه سوم: آیات الاحکام نهصد آیه است. این دیدگاه متعلق به عبدالله مبارک می باشد.

دیدگاه چهارم: همه یا بیشتر آیات در معرض استنباط قرار دارند. (الشوکانی، ۱۴۱۹ ق: ۲۵۰ – ابن بدران: ۱۸۰)

پرسش این است که آیا کسانی که همه یا بیشتر آیات را در معرض استنباط می دانند از مبانی کلامی هر چند به صورت ارتکازی و ناخودآگاه تأثیر پذیرفته اند.

در پاسخ باید گفت: یکی از مبانی کلامی، معجزه بودن قرآن است. نسبت به ماهیت اعجاز قرآنی بحث و گفت گوی فراوان در گرفته است. پاره ای آن را در ویژگی های بیانی و فصاحت و بلاغت دیده اند و پاره ای ضمن تأکید بر این موضوع، مقولات دیگری را نیز مشمول اعجاز دانسته اند. یکی از مواردی که از دیدگاه پاره ای از عالمان بیانگر اعجاز قرآن می باشد، اعجاز در تشریع است. در توصیف اعجاز تشریعی می توان تفسیرهای متفاوتی ارایه نمود؛ مانند اعجاز تشریعی از نظر کمال؛ به این معنا که قرآن بهترین قوانین لازم را برای سعادت بشر ارایه نموده است که این امر از هیچ یک از مکاتب قانون گذار برنمی آید. بنا به تفسیر دیگر، اعجاز تشریعی در جامعیت، پوشش دهی هم زمان نسبت به عرصه های مختلف است. به تعبیر دیگر، گرد آوردن و تلفیق نمودن میان عرصه های گوناگون وضعیتی است که تنها قرآن از پس آن بر آمده است.

تفسیر سوم آن که قرآن در نحوه ارایه قوانین معجزه کرده است؛ یعنی اگر قانون گذار در متون قانونی از راه ارایه مواد و تبصره های قانونی قادر به قانون گذاری شده است، قرآن به صورتی شگفت انگیز و استثنایی توانسته است در قالب جملات کوتاه و با بهره گیری از تمام ظرفیت نهفته در تعبیرها به ارایه همزمان احکام بپردازد. البته می توان همزمان همه تفسیرها را برای اعجاز تشریعی در نظر گرفت.

نمی توان انکار کرد که چه بسا کسانی که تمام و یا بیشتر قرآن را در معرض استنباط دیده اند از اعجاز تشریعی متأثر شده اند. با این توجیه که اگر اعجاز تشریعی را به اعجاز از نظر جامعیت توجه قرآن به عرصه های گوناگون تفسیر کنیم، این ایده طرح می گردد که تعداد آیات الاحکام بر خلاف آن چه شهرت یافته سیصد و یا پانصد آیه نیست؛ بلکه هر آیه یا بسیاری از آیات برخوردار از حکم و یا احکامی است. همین طور اگر اعجاز تشریعی را به اعجاز در شکل ارایه احکام معنا کنیم، در این صورت انحصار آیات الاحکام به پانصد و یا سیصد آیه نتیجه دلالت های مطابقی آیات است و طبیعی است که قرآن به اقتضای اعجاز در شیوه ارایه، فراتر از تکیه بر دلالت های مطابقی، به راه ها، شگردها و لطایف خاص بیانی برای انتقال احکام پرداخته است.

۳۱. بهره گیری از مبانی کلامی در تعیین متدلوژی استنباط از قرآن

در بررسی متدلوژی استنباط از قرآن، با دو فراز از بحث رو به رو هستیم:

بهره گیری از شیوه های عرفی در استنباط از قرآن؛

میزان بهره گیری از سنت در استفاده و برداشت از قرآن.

توضیح هر یک را در زیر پی می گیریم:

بهره گیری از شیوه های عرفی

مبناهای کلامی چندی وجود دارد که با استناد به آن ها می توان ضرورت به کار گیری شیوه های عرفی را در بهره گیری از قرآن به اثبات رساند. برخی از این مبانی عبارتاند از:

أ. سخن گفتن خداوند به زبان عرف

از این مبنا در اثبات صحت به کارگیری شیوه های عرفی در استنباط از قرآن استفاده شده است. استفاده از این مبنا در این جهت کاملاً منطقی است؛ زیرا اگر بپذیریم قرآن به زبان محاوره عرفی نازل شده است، باید قبول کنیم که می توان قاعده ها و قالب های این محاوره را در استنباط از قرآن به کار گرفت.

بسیاری از اصولیون با استناد به همین مبنای کلامی، قاعده ها و شیوه های متعدد و متنوعی را برای بهره گیری از قرآن ارایه کرده اند؛ از جمله:

الف. در تشخیص مفاهیم و مصادیق عناوین وارد شده در کلام شارع معیار عرف است. امام خمینی بر اساس مبنای یاد شده (یعنی رعایت چاچوبه های عرفی در خطاب های شرعی) امر تشخیص عناوین واردشده در شرع را از دو حیث مفهوم و مصداق به عرف وا میگذارد. وی می گوید:

«از آن جا که خطاب های شارع با عرف مانند خطاب های عرف با عرف است و برای او رویه ای خاص غیر از رویه عقلا وجود ندارد، پس به ناچار در تشخیص مفاهیم وارد شده در خطاب های شارع و نیز مصادیق آن ها نظر عرف متبع است؛ همان طور که در خطاب های عرف با عرف چنین است» (امام خمینی، ۱۴۱۰، ج ۱: ۲۵)

ب. ضرورت استفاده از مفهوم و منطوق در بهره گیری از قرآن.

اگر بپذیریم که خطاب های قرآن به زبان عرفی شکل گرفته است، استفاده از مفهوم و منطوق که دو قالب بیانی در عرف می باشد به عنوان شیوه ای جهت استنباط از قرآن مطرح می گردد.

در چارچوب همین بینش، مرحوم کاشف الغطا اعتبار مفهوم و منطوق را به عنوان شیوه ای قابل استفاده مورد توجه و تصریح قرار داده است. وی پس از تأکید بر این که انسان می تواند خطاب های خداوند را بفهمد، می گوید:

«در تحقق و اعتبار فهم، تفاوتی میان مستند بودن آن به منطوق با مستند بودن آن به مفهوم نیست؛ هر چند مدلول بودن منطوق اولاً و بالذات است و مدلول بودن مفهوم ثانیاً و بالعرض می باشد.»

در همین چارچوب، وی هفت سنخ مفهوم را بر می شمارد که از نظر او از اعتبار برخوردارند. این هفت سنخ عبارت انداز:

مفهوم شرط، مفهوم بدایت، مفهوم غایت، مفهوم حصر، مفهوم اولویت، مفهوم علت، مفهوم تلازم، مفهوم اقتضا. (کاشف الغطا، ج۱: ۱۸۵)

۲ مبنای کلامی حکمت خداوند

«حکمت» از جمله مبانی کلامی است که در سطحی قابل توجه برای تعیین شیوه بهره گیری از قرآن به آن تمسک شده است. در زیر به مواردی از تمسک به این مبنا اشاره می کنیم:

الف. اثبات وجود حقیقت شرعیه در موارد بسیار

مرحوم کاشف الغطا با تمسک به حکمت الهی، وجود حقیقت شرعیه را در سطحی گسترده به اثبات می رساند. به نظر او اگر بگوییم شارع الفاظی اولیه را برای مواردی پرجریان هم چون حج و نماز و… وضع نکرده است، سخنی ناسازگار با مبنای حکمت الهی بر زبان جاری کرده ایم. عبارت او چنین است:

«هر کس که در جاده انصاف است، می داند که خداوند سزاوارتر است به رعایت حکمت در برطرف کردن دشواری از رعیت و دفع اشتباه از کسانی که دغدغه پیروی از امر او و شنیدن سخنانش را دارند؛ رعایت حکمت در وضع کردن الفاظی اولیه به هنگام ارایه شریعت برای تمام موارد پر جریان مثل حج، نماز، روزه، زکات یا نبوت، امامت، قضاوت، خطبه، حکومت، ایمان، اسلام یا کفر و نحو آن. چگونه به ذهن خطور می کند و در مخیله گذرد که شارع با همه زیادی مهربانی و فراوانی لطف و شدت عنایت به رعیت و داشتن نهایت حکمت، آن چه را که تاجر در تجارت و صانع در صناعت خود لحاظ می کند، لحاظ نکند. پس ثبوت حقیقت شرعیه در نتیجه دست زدن شارع به وضع های اولیه، امری نیست که به استدلال و قیل و قال نیاز داشته باشد”. (کاشف الغطا، بی تا، ج ۱: ۱۴۶)

ب. اثبات حجیت مفهوم شرط

یکی از عالمان اصولی برای اثبات حجیت مفهوم شرط به مبنای حکمت تمسک جسته است:

«انه لو لم یفد التعلیق انتفاء الحکم عند انتفاء الشرط لکان التعلیق لغواً یجب تنزیه کلام الحکیم عنه» (میرزای قمی، بی تا: ۱۷۶)

آیا در عمل، از شیوه های عرفی برای استنباط از قرآن بهره گرفته شده است؟

اگرچه بیان داشتیم به اقتضای مبانی کلامی، بهره گیری از شیوه های عرفی در استنباط از قرآن ضرورت دارد، ولی باید اذعان کرد آن چه نتیجه خواهد داد این است که فراتر از مرحله

  راهنمای خرید:

  • همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
  • ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
  • در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.